روش اشتباه در مطالبه حق

نمی دونم براتون پیش اومده یا نه: از یه نفر، مدت زیادیه پول طلب دارین و طرف نمیاد بدهیش رو بده و خودتون هم به شدت به پولی که طلب دارید نیازمندید. اینو هم می دونید که طرف بدهکار اگه بخواد، توانایی اینو داره که لااقل به صورت خرد خرد و قسطی و قرض کردن از دیگران، طلبتون رو پس بده ولی هیچ حرکتی نمی کنه. بنابراین تصمیم می گیرید با توپ پر برید پیشش و وقتی هم بهش رسیدین کوتاه نیاید.
اولی که بهش می رسید، کلی عصبانی هستین. ولی طرف، آدم خوش حرفیه و کم کم نرمتون می کنه، کلی استدلال میاره و قانعتون می کنه که بهش فرصت بدید و امیدوارتون می کنه که اگه بهش یه فرصت دیگه بدید به زودی دینش رو ادا خواهد کرد. از جلسه میاید بیرون و دیگه از دست بدهکار، عصبانی نیستید و خوشحال هم هستید که ماجرا با مسالمت و دوستی و حفظ حرمتها داره فیصله پیدا می کنه و به خودتون می گید بابا بنده خدا حق داشته که پول رو نمی آورده پس بده و با استدلالهایی که گفت حتما سر وقتی که قول داده پسش می ده.
اما فرصتی که طرفتون گفته بود می گذره و می بینید هیچ خبری نشد. باهاش تماس می گیرید و ازتون یکی دو روز مهلت می گیره. به خودتون می گید یکی دو روز به جایی برنمی خوره و بهش مهلت می دید. بازم خبری نمیشه. این مهلت خواهی چند بار تکرار می شه و عصبانیت شما دوباره سر و کله اش پیدا می شه. نتیجه اینکه دوباره با توپ پر میرید پیش طرف و این دفعه با خودتون عهد می کنید به هیچ وجه خامِ طرف نشید. اما در طی جلسه، دوباره همون اتفاق قبلی تکرار میشه.
این دور ادامه پیدا می کنه. هر وقت میرید پیش بدهکار، عصبانی میرید و قانع برمی گردید اما نتیجه ای که بعد از چند سال حاصل شده اینه که شما هنوز از طرف، طلبکارید و هیچی کف دستتون رو نگرفته.
روشنه که روشتون در مطالبه حقتون اشتباه بوده.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<