چرا به صداقت یا عقل برخی دوستان حزب اللهی شک داریم

انسانی که هم حداقل عقل را داشته باشد و هم عافیت طلب نباشد، وقتی می تواند در منازعه دو طرف وارد شود اما وارد نمی شود که:
علم کافی به موضوع منازعه نداشته باشد؛
یا علم کافی داشته باشد اما هر دو طرف را به یک اندازه حق یا باطل بداند.
گاهی اوقات نیز چنین انسانی ممکن است در شَر بودن یک طرف دعوا شک داشته باشد اما در شر بودن طرف مقابل او شک نداشته باشد و به شرارت او مطمئن باشد. از این رو برای دفعِ طرفی که شر بودن او را مسجل می داند با طرفی که به شرارت او مطمئن نیست همراه می شود.
***
شرور دانستن احمدی نژاد، فی نفسه و در یک زمینه خالی، از سوی برخی اشخاص چندان حیرت آور نیست. اما در این سالها وقتی می بینیم برخی حزب اللهی ها در دعوای بین احمدی نژاد و طرف دیگر، به جای بی طرفی و سکوت یا همراهی با احمدی نژاد، احمدی نژاد را محکوم می کنند حق داریم نتیجه بگیریم که:
– یا طرف مقابلِ احمدی نژاد را از او بهتر می دانند؛
– یا در شر بودن طرف مقابل احمدی نژاد شک دارند(!) ولی به شرارت احمدی نژاد مطمئنند.
همچنانکه گفتم، شرور دانستن احمدی نژاد از سوی برخی اشخاص، فی نفسه و در یک صحنه بدون منازعه آنچنان حیرت آور نیست ولی اینکه در برخی منازعات (که به صورت مصداقی به آنها اشاره نمی کنم)، او را از طرف مقابلش شرورتر بدانیم یا در شر بودن طرف مقابلش شک داشته باشیم، قطعا نوبر است و همینجا است که ما حق داریم به صداقت یا عقل آن دسته از حزب اللهی ها که چنین قضاوتی دارند شک کنیم.
البته یک توجیه دیگر نیز ممکن است از سوی این دسته از دوستان حزب اللهی ارائه شود و آن این است که بله در فلان دعوا، در شر بودن طرف مقابلِ احمدی نژاد شکی نیست یا اینکه بله، طرف مقابل، از احمدی نژاد شرورتر است، اما الان احمدی نژاد دارد خلاف مصلحت کشور، جنجال سازی می کند و گرچه حق با اوست اما بنا به مصلحت باید ساکت باشد.
البته که وقتی ۳۷ است در «موقعیت حساس کنونی» قرار داریم و قرار هم نیست هیچگاه از آن خارج شویم و نتایج کوتاه آمدنها و سکوتهای مصلحت آمیز را در رئیس جمهور شدن فردی مثل روحانی و تحمیل “خسارت محض برجام” دیده ایم، روشن است که عمل به این مصلحت اندیشی ها، تا کجا می تواند کشور را در دره انحطاط فرو ببرد. علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد.

1 دیدگاه در “چرا به صداقت یا عقل برخی دوستان حزب اللهی شک داریم

  1. برادر حامد!من که دلم زین همرهان سست عقل گرفت،محمودمنصورم آرزوست! سالها بود که در زمان حکومت خاتمی (وچون یه جورایی پیرمردم میگم: و زمان هاشمی!)فکر میکردم با آمدن رییس جمهور انقلابی همه چیز تمامست و آن مدینه فاضله ای که قرار بود با انقلاب برپا شود بالاخره پس از ربع قرن خواهیم ساخت.اکنون با مشاهده حوادث ۸سال احمدی نژاد وپس ازآن،به این نتیجه رسیدم که قدرت اجرایی اگرچه مهمست ولی دست بالای دست بسیارست!
    یاد لطیفه ای قدیمی افتادم :۳کودک با هم بحث میکردن که بابای کی زورش بیشتره.اولی گفت بابام رییس جمهوره،هرکاری بخاد میکنه.دومی گفت:زرشک!بابام رییس مجلسه،تا بابام قانون نذاره بابات هیچکاری نمیتونه بکنه،تازه میتونه باباتو بیکارم بکنه.سومی گفت:زرشک!بابای من کارمنده،چندر غاز از مردم میگیره قانون باباهاتون رو له میکنه!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<