آیا دغدغه های احمدی نژاد در مورد آزادی، حقوق مردم و قوه قضائیه تازگی دارد و بی سابقه است؟

گزیده ای از سخنرانی جالب و کمتر شنیده شده احمدی نژاد در تاریخ ۶ تیر ۱۳۹۱ در همایش هفته قوه قضائیه و در حضور رئیس این قوه
***
به راستی اهداف انقلاب اسلامی سال ۵۷ کدام است؟
میدانید که اصولا انسان به طور فطری به دنبال کمال و خدایی شدن است.
تحقق این خواست فطری در برپایی عدالت، آزادی و احیای کرامت انسانی است…
روشن است که ملت بزرگ و تاریخساز ایران… تحقق همه آمال و آرزوهای خود یعنی عدالت، آزادی و برخورداری از کرامت انسانی و پیشرفت و تعالی را در اسلام ناب محمدی(ص) جستجو کرد و به آن ایمان آورد.
اسلامی که امام متقینش به خاطر شدت عدالتش در محراب به شهادت میرسد و حاضر نیست دانه ای را به ظلم از دهان موری بگیرد.
اسلامی که رهبرانش با وجود اینکه اندیشه های آنان حق مطلق بود لکن آن را به نزدیکترین افراد خانواده خود نیز تحمیل نکردند…
اسلامی که امام مبینش در برابر تضییع حق و ظلم به یک دختر یهودی تحت ذمه حکومت میفرماید اگر مردی از غصه شنیدن این خبر بمیرد قابل ملامت نیست.
اسلامی که ضامن آبرو و احترام و کرامت آحاد مردم و آزادی آنهاست…
اسلامی که با مجرم زندانی و قاتل امام خود نیز به احترام رفتار میکند و از غذای امام به او میخوراند و اجازه ظلم و بیعدالتی به او را نمیدهد.
اسلامی که امام معصومش حتی یک عبارت تبعیض آلود را از قاضی نمی پذیرد و دادگاه را ترک میکند.
اسلامی که دائما مردم را، حقوق اساسی آنها را، اصالت اراده آنها را و کرامت آنان را مورد تاکید قرار میدهد..

این مناسبتها (شهادت شهید بهشتی) برای این است که ما همواره مسئولیت خطیر انقلابی خود را یادآوری و وضعیت خود را با آن اهداف و ارزشها ارزیابی نمائیم.
هرگز نباید خود را با شرق و غرب و یا کشورهای همسایه و دور و نزدیک مقایسه نمائیم و البته در صورت ضرورت باید با برجستگیها و نقاط اصلی قوت و نه با نقاط ضعف آنها مقایسه نمائیم.
باید خود را با اصل انقلاب مقایسه نمائیم…
انقلاب برای انقلاب و یا حکومت برای حکومت و یا جابجایی در قدرت و چهره ها نیست که این در نقطه مقابل حقیقت انقلاب است.
اصل حکومت برای برپایی عدالت و احقاق حقوق و آزادیهای مردم و صیانت از کرامت ملت و ترویج پاکی و یگانه پرستی است.
بی تردید رضایت مردم و مقبولیت نظام معادل مشروعیت آن و به همان اهمیت است.
حکومت اگر به اجرای عدالت و احقاق حق نینجامد، به گفته مولای عدالت خواهان، از عطسه بز بی ارزش تر است.
مبادا ارزشهای انقلاب و حقوق مردم در پس کوچه های گرایشات و ادبیات قدرت و ثروت به لقلقه زبانها و تعارفات سیاسی تبدیل شود و یا فرهنگ حقیقی اسلام و انقلاب اسلامی در جامعه و در حکومت مهجور شود…
زمانی بود که با مشاهده تبعیض و بیعدالتی و یا نقض حقوق مردم، چهره ها برافروخته و فریادها بلند میشد.
مبادا این حقایق و ارزشها در پیچ و خم توجیهات بی پایه و حتی تحت عنوان حفظ نظام در حاشیه قرار بگیرد چرا که حفظ نظام مکتبی به حفظ و زنده نگهداشتن و پایبندی به همین ارزشهاست. صیانت از حقوق و آزادیهای مشروع مردم و اجرای عدالت بهترین حافظ کشور و نظام است. اساسا نظام بدون اجرای عدالت و صیانت از حقوق مردم، نظام نیست.
همه باید بین خود و خدا، خود را با این حقایق بسنجیم…
باید خود را به گونه ای ارزیابی نمائیم که خداوند میبیند و قضاوت نهایی با اوست و خدا را نمیشود فریب داد و یا به نحوی و با ملاحظاتی ساکت کرد. خداوند با هیچ کس خویشاوندی ندارد و تضمین های او صرفا در رعایت موازین و اصول و حرکت در مسیر درست است.
اما مطلب دوم درباره برخی از حقوق ملت و مسئولیتهای حکومت در قانون اساسی است که شهید مظلوم بهشتی با مدیریت الهی خود و با کمک یاران الهی خود به عنوان سند افتخار و میراث ماندگار انقلاب به ثبت رسانید.
واقعا هر بار اینها را مرور میکنیم میبینیم ما چه سرمایه عظیمی در اختیار داریم.

[در اصل ۲ قانون اساسی] کرامت و ارزش انسان و آزادی انسانها هم عرض وحی الهی، معاد، عدل، امامت و رهبری [است]. در کجا کرامت انسان به این حد از ارزش ثبت شده است؟…
اصل ۹: در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.
بعید میدانم در قانون اساسی کشوری بدین صورت از آزادیهای مشروع مردم صیانت شده باشد.
اجازه بدهید یک مقدار من صورت مذاکرات را استخراج کردم. مرحوم شهید بهشتی متن اصل را که می خوانند و از اصولی است که خیلی وقت گرفت و بعضی از آقایان یادشان هست. من دیدم حضرت آیت الله یزدی هم اسمشان اینجا موجود است. ایشان وارد مذاکره شدند و بحث کردند و از اصولی است که بعد از کمیسیونها و با چند بار رفت و برگشت در صحن عمومی حداقل دو ساعت وقت گرفت و تذکر میدهند و میگویند که آقا دو ساعت بس است دیگر و تمامش کنید.
اینجا بحث میشود که آقا استقلال را چگونه تشخیص بدهیم، مرز استقلال، مرز آزادی اینها با هم هستند با هم نیستند یک مقوله است یا دو مقوله است اینجا مرحوم شهید بهشتی توضیح بسیار زیبایی میدهند:
“نایب رییس متشکرم عنایت بفرمایید آن چیزی که در همان پیشنویس به عنوان همان اصل ششم آمده بود همان اندیشه زیربنای اصل فعلی بود این است که حفظ واقعی استقلال کشور از طریق حفظ عدالت و آزادی در کشور است وقتی در یک جامعه و کشوری عدل و آزادی درست پاسداری نشود خود به خود راه برای نفوذ بیگانگان هموار میشود و بالعکس آنچه میتواند به آزادی یک ملت معنا بدهد استقلال آن ملت است استقلال، آزادی میآورد آزادی استقلال میآورد لازم و ملزوم یکدیگرند.
میگویند در جامعه ای که دیکتاتوری باشد وابستگی هم خواهد آمد جامعه ای که آزادی باشد استقلال خواهد آمد. جامعه ای که استقلال و عدم وابستگی به بیگانه باشد آزادی خواهد آمد.”

پی نوشت: با تشکر از کانال سخنرانیهای دکتر احمدی نژاد به آدرس:

@drahmadinejads

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<