مغالطات ویرانگر-۱

یادداشت کوتاهی در مورد قاعده لطف

پیشگفتار: اهتمام ما به قاعده لطف به خاطر استفاده از آن در خوانش انحرافی و شیخی گرایانه از نظریه ولایت فقیه است
***
در فقه شیعه، اجماع، تنها در صورتی قابل اعتنا است که راهنما به وجود دلیلی در سیره یا قول معصومان باشد.
اجماع به معنی یکسان بودن فتوای همه مجتهدان یک یا چند عصر در یک موضوع است. پس به عبارت دیگر، یکسان بودن فتوای همه علمای یک یا چند دوره، برای بعدیها تنها در صورتی حجیت دارد که راهنما به وجود دلیلی در قول یا سیره معصوم باشد و در غیر این صورت یکسان بودن فتاوا در یک یا چند دوره به خودی خود حجیتی ندارد.
اما اینکه اجماع فقهای یک یا چند دوره به خودی خود برای فقهای دوره های بعدی آنها حجیتی ندارد واجد این معنای ضمنی است:
امکان دارد “همه” مجتهدان یک یا چند عصر، به اشتباه فتوا بدهند. که اگر اینگونه نبود، اجماع آنها در یک فتوا به خودی خود برای بعدیها حجت شرعی دانسته میشد.
همین معنای ضمنی، معنای ضمنی دیگری با خود دارد:
این فرض که قاعده لطفی وجود دارد که بر اساس آن به نحوی تضمین شده، قاطبه فقهای شیعه در یک عصر و بلکه چند عصر و به تبع آنها عموم شیعیان متشرع و متدین در مورد امری دینی، در اشتباه قرار نمی گیرند از نظر خود فقهای شیعه فرضی مردود است.

با نگاهی به:
– اصول مظفر
– دروس فی علم الاصول، سیدمحمد باقر صدر

یادداشت مرتبط:
http://www.armanha.tk/?p=12533

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<