احمدی نژاد و عملکرد انتخاباتی شورای نگهبان

تاکنون در ایران ۱۲ انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده است.
اولین انتخابات در زمانی برگزار شد که هنوز شورای نگهبان قانون اساسی تشکیل نشده بود. می ماند ۱۱ دوره بعدی:
۵ دوره اولی را که با نظارت شورای نگهبان برگزار شدند به دلیل تفاوت جنس آنها از بررسی ام کنار می گذارم.
اما از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۹۲، نزدیک به دو دهه و در چهار دوره متوالی، انتخابات ریاست جمهوری، هویت متفاوتی نسبت به قبل پیدا کرد. در این دوره ها ضمن اینکه کاندیداهای ثبت نامی تنوع قابل اعتنایی داشتند، انتخابات در شرایطی برگزار می شد که اگر رد صلاحیتی وجود داشت، رد صلاحیت شدگان از کسانی بودند که لااقل در زمان ثبت نام برای کاندیداتوری به نظر می آمد حتی اگر تایید صلاحیت شوند احتمال بسیار ناچیز و در حد صفری برای پیروزی در انتخابات دارند.
آیا در نقض این ادعا، شخص یا اشخاصی را در این دوره ها می توانید نام ببرید که در زمان ثبت نام برای کاندیداتوری، احتمال قابل توجهی برای پیروزی شان متصور بوده اما رد صلاحیت شده باشند و هیچ گزینه ای هم که مورد حمایت آنها قرار بگیرد در میان تایید صلاحیت شدگان نباشد؟
در سال ۱۳۹۲ اما با رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی و اسفندیار رحیم مشایی شرایط دو دهه گذشته تغییر کرد. با این حال اگر هاشمی رفسنجانی رد صلاحیت شد، اشبه الناس به او و نماینده و گزینه مورد نظر او، یعنی حسن روحانی تایید صلاحیت شد. ضمن اینکه شاید کسانی قائل به این باشند که رحیم مشایی اگر هم از فیلتر شورای نگهبان می گذشت، “هیچ” احتمالی برای پیروزی اش وجود نداشت. (که البته نگارنده به این گزاره قائل نیست، اما در حال حاضر ترجیح می دهم به این موضوع نپردازم.)
انصاف باید داد که در انتخابات ۹۶ با ادامه و تشدید روندی که در انتخابات ۹۲ آغاز شد، با نوع متفاوتی از انتخابات در ۲۲ سال گذشته مواجه بوده ایم: کاندیدایی که “احتمال” قابل توجهی برای اقبال مردمی و پیروزی داشت (احمدی نژاد) رد صلاحیت شد و نماینده و گزینه مورد نظر او (بقایی) نیز رد صلاحیت شد.
کسانی که می گویند چرا احمدی نژاد در نامه جدیدش به رهبری، به “مهندسی” انتخابات اشاره کرده، در حالیکه خودش در انتخاباتی با نظارت شورای نگهبان به ریاست جمهوری رسیده است آیا به این تفاوت توجه دارند؟ آیا این دوستان می توانند از سال ۱۳۷۶ تاکنون به جز احمدی نژاد شخصیتی را نام ببرند که در زمان کاندیداتوری، شانس قابل توجهی برای پیروزی داشته اما هم خودش و هم گزینه مورد نظرش ردصلاحیت شده باشند؟ اگر می توانند چنین شخصی را نام ببرند می توانند احمدی نژاد را محکوم کنند که چرا وقتی نوبت به رد صلاحیت خودش رسید از “مهندسی” انتخابات سخن گفت.

پی نوشت: البته که لازم و بهتر بود احمدی نژاد در زمان ریاست جمهوری اش نیز کارنامه شورای نگهبان را مورد توجه قرار میداد و نقدش به این کارنامه را بیان می کرد. اما اینکه چنین رفتاری بهتر یا لازم بود به معنی این نیست که انتخابات سال ۹۶ شبیه انتخابات دوره های قبلی بوده است. خیر، انتخابات ۹۶ و تا حد قابل توجهی انتخابات ۹۲، از حیثی که گفته شد انتخاباتی بالکل متفاوت در دو سه دهه گذشته ایران بوده است.

تکمیلی: دوستانی اشاره کرده اند که آیا احتمال پیروزی نهضت آزادی در انتخابات های گذشته، “صفر” بوده است؟
خیر. اما لابد گزینه های رد شده از فیلتر شورای نگهبان در تمام انتخاباتهای بعد از سال ۷۶ تفاوتی با دوره های قبلی داشته اند که نهضت آزادی به هر حال در هر کدام از این دوره ها، یک کاندیدای حداقلی معرفی کرده است. اگر اینطور نبود، نهضت آزادی همچون سالهای ۷۲، ۶۸، ۶۴ و… از هیچ کاندیدایی حمایت نمی کرد.
تاکید می کنم در یادداشت بالا، به روال دو سه دهه گذشته پرداخته ام نه دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰٫ همچنین اشاره کردم در دوره جدید، به جز سال ۹۶ و تا حدی ۹۲، اگر کاندیدایی با احتمال اقبال مردمی رد صلاحیت شده، به هر حال کاندیدایی که مورد حمایت او قرار بگیرد وجود داشته است. (نمونه اش رد صلاحیت عزت الله سحابی و تایید صلاحیت خاتمی در سال ۷۶ و رد صلاحیت رفسنجانی و تایید صلاحیت روحانی در سال ۹۲ است.)
رد صلاحیت احمدی نژاد در سال ۹۶ تنها با رد صلاحیت مهدی بازرگان در سال ۱۳۶۴ قابل مقایسه است که امری مربوط به ۳۲ سال گذشته است، نه دو سه دهه گذشته.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<