مکه و پایتخت منجی آخرالزمان در یک کتاب مسیحی ماقبل اسلامی

پیشگفتار

به عنوان یک مطلع یا یک شیعه یا کسی که مزار امام علی را در نجف زیارت کرده است، ممکن است این سئوال برایتان پیش آمده باشد که به چه علت و چگونه، آدم و نوح با این فاصله زمانی در یک محل دفن بوده اند که بعدها امیرالمومنین در کنار آنها دفن شده باشد.
یکی از منابعی که می تواند به این سئوال پاسخ دهد کتاب “آدم و حوا” است که جزو کتابهای “سوداپیگریفا” (Pseudepigrapha) است.
کتابهای سواپیگریفا، کتابهایی یهودی و مسیحی هستند که قبل از ظهور اسلام تدوین شده اند و علی رغم آنکه قدمت تدوین و تالیف آنها (از سه چهار قرن قبل از میلاد مسیح تا سه چهار قرن بعد از میلاد) پذیرفته شده است، نه یهودیان نه مسیحیان آنها را در مجموعه کتابهای مقدس خود که با نام عهد قدیم (یا تنخ) و عهد جدید شناخته می شوند نگنجانده اند.
جالب اینجا است که برخی محققان، بر این نظرند که قصص قرآن با آنچه در این کتابها آمده، قرابت بیشتری دارند تا با آنچه در عهدین رسمی آمده است.

اخیرا ترجمه فارسی مجموعه ای از این کتابها با عنوان “کتابهای فراموش شده عدن” با ترجمه “حسین توفیقی” توسط انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب منتشر شده است.  در این مجموعه، ۹ کتاب سوداپیگریفایی گرد آمده اند که دو کتاب اول، “کتاب اول آدم و حوا” و “کتاب دوم آدم و حوا” است. توجه به محتوای موجود از این دو کتاب نشان می دهد که اصل این دو کتاب به هر زمانی مربوط باشد بعد از میلاد مسیح و با نگاهی مسیحی بازنویسی شده اند و آن چنانکه در مورد اینگونه کتابها گفته شد، نهایتا دو قرن قبل از ظهور اسلام تدوین شده اند.
در کتاب اول، شرح حال آدم و حوا و فرزندان آنها از زمان اخراج از باغ تا زمان قتل هابیل، در ۷۹ فصل آمده است. کتاب دوم در ۶۸ فصل، از دفن هابیل و جدا شدن برادرش (که قاتل او بود) از خانواده شروع می شود و به ابتدای ماجرای نوح که نهمین پشت آدم بوده است ختم می شود.

***

اما آنچه مورد نظر نگارنده است این است که بر اساس این دو کتاب، آدم و حوا پس از اخراج از باغ، در غاری واقع در یک “کوه مقدس” زندگی می کرده اند و نام آن غار نیز “غار گنج” بوده است.
بر اساس مندرجات این دو کتاب، آدم، هابیل، شیث و وارثان آنها تا یارد (پدر خنوخ که در سنت اسلامی به او ادریس می گویند) در این غار دفن شده بودند و نوح در زمان طوفان، جنازه آدم را از این غار برمیدارد و با خود در کشتی حمل می کند و پس از فروکش کردن آب، سام پسر نوح، آن را در محل دیگری دفن می کند.
بر این اساس، طبیعی به نظر می رسد که مدفن جدید آدم، همان محل جدید زندگی نوح و خاندانش، پس از طوفان باشد و خود نوح نیز در پایان زندگی اش در آنجا دفن شده باشد.
اما ماجرای نقل شده در این کتابها وقتی جالبتر می شود که بدانیم:

۱- در تواریخ و روایات اسلامی، در وصف کوه ابوقبیس، کوه مشرف به کعبه و مسجدالحرام که کوه صفا در دامنه آن واقع شده است (و احتمالا گذشت زمان و وقایع طبیعی و حتما آل سعود در کوتاهتر شدن و کوچک شدن آن نقش داشته اند!) آمده است که در این کوه، غاری به اسم “مغاره الکنز” یا “غارالکنز” (غار گنج) بوده که محل زندگی آدم و حوا و محل دفن آدم بوده است.

در کتاب دوم آدم و حوا آمده است که شیطان برای وسوسه شیث به ترک زندگی در کوه “غار گنجها” به شیث گفت:

“ای شیث، چرا در این کوه زندگی می کنی؟ این مکان، ناهموار و سنگلاخ و ریگستان است و درختان آن میوه ندارند؛ این بیابان فاقد سکنه و شهر است و برای سکونت مناسب نیست و در سراسر آن گرما و رنج و زحمت وجود دارد.” (کتاب دوم آدم و حوا، فصل پنجم، فراز ۵)
وصفی که بسیار نزدیک به آب و هوایی است که از مکه و اطراف آن می شناسیم.

۲- یکی از وجه تسمیه های کوه “ابوقبیس” را ماخوذ بودن نام آن از کلمه “قبس” (تکه آتش) یا ” قبس النار” دانسته اند.
این عنوان می تواند اشاره ای باشد به ماجرای آتش افکنی شیطان در این کوه برای سوزاندن “غار گنج ها” و کشتن “آدم و حوا”، آنگونه که در بابهای ۴۲ تا ۴۷ کتاب اول “آدم و حوا” آمده است.

۳- و اما مهمترین و جالبترین نکته این یادداشت:

فصل هشتم از کتاب دوم آدم و حوا، فصل وصیتهای شفاهی آدم در زمان مرگ، خطاب به شیث و نوادگانش است. در بخشی از این وصایا آمده است:

“پسرم شیث، هنگامی که بمیرم، جنازه ام را بردارید و آن را به مر و صبر زرد و سنای مکی حنوط کنید و مرا در همین غار گنجها که محل نگهداری همه نشانه هایی است که خدا از باغ فرستاده، بگذارید.
پسرم، پس از این طوفانی تمام آفریده ها را درخواهد نوشت و تنها هشت کس را باقی خواهد گذاشت.
اما پسرم، کسانی از فرزندانت که در آن زمان زنده می مانند، جنازه ام را از غار بیرون آورند و بزرگترین ایشان به فرزندانش فرمان دهد که تا فرونشستن طوفان و ترک کشتی، جنازه ام را درون کشتی نگه دارند.
آنگاه کمی پس از آنکه از امواج طوفان رهایی یافتند، جنازه ام را بردارند و در میان زمین بگذارند.
زیرا مکانی که جنازه ام را در آن به خاک خواهید سپرد، وسط زمین است و خدا از آنجا آمده، همه خویشاوندان ما را نجات خواهد داد.” (کتاب دوم آدم و حوا، باب ۸، فرازهای ۹ تا ۱۳)

همچنین در فصل ۲۱ همین کتاب، وصایای شفاهی یارد، پدربزرگ پدربزرگ نوح آمده است. نوح در زمان مرگ او حاضر بوده است. یارد در بخشی از این وصایا خطاب به نبیره خود نوح می گوید:

“تو همان کسی هستی که باقی خواهد ماند و تو جنازه پدرمان آدم را از غار برخواهی داشت و هنگامی که طوفان بیاید، آن را با خود به درون کشتی خواهی برد.
و پسرت سام که از صلب تو بیرون خواهد آمد، جنازه پدرمان آدم را در میان زمین، در مکانی که نجات در آن عملی خواهد شد، قرار خواهد داد.” (کتاب دوم آدم و حوا، باب ۲۱، فرازهای ۱۰ و ۱۱)

همچنانکه خواندید، مدفن جدید آدم جایی است که “وسط زمین” یا “میان زمین” است، جایی که “خدا از آنجا خواهد آمد” و “نجات در آن عملی خواهد شد.”

این اوصاف بسیار نزدیک به آن چیزی است که شیعیان از نجف و کوفه می شناسند؛ نجف، مدفن آدم و نوح و امام علی (دابه الارض آخرالزمان) است.
نجف و کوفه در حال حاضر یک شهر هستند و کوفه محله ای از نجف محسوب می شود. کما اینکه زمانی نجف، محله ای در حومه کوفه بوده است.
نجف و کوفه در مرکز خاورمیانه قرار دارند و خاورمیانه لولا و محل اتصال سه قاره آسیا، افریقا و اروپا است. عبارتهای “میان زمین” و “وسط زمین” می توانند استعاره ای از مرکز زمین و پایتختی باشند. پایتخت جهان اسلام در حکومت عدل امام علی(ع)، کوفه بوده است و پایتخت تمام جهان، در حکومت عدل مهدوی، از نظر شیعیان، کوفه خواهد بود، “مکانی که نجات در آن عملی خواهد شد.”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<