هوا را از من بگیر خنده ات را نه!

گزینه شعرهای عاشقانه
پابلو نرودا
مترجم: احمد پوری
ناشر: نشر چشمه
تعداد صفحه ها: ۱۰۸
تاریخ چاپ: زمستان ۱۳۸۷
نوبت چاپ: هجدهم
تاریخ چاپ اول: ۱۳۷۶
قیمت: ۲۰۰۰ تومان
—-
می دانم که در این وبلاگ، «من» قدری چاق شده است. فعلا حال و حوصله پرهیز غذایی و ورزش و دویدن برای لاغر کردن «من» را ندارم و او را در چاقی خودش رها می کنم.
القصه، یکی از آن روزهایی است که استاد، کلاسش را پیچانده و به دانشکده نیامده است. حال و حوصله هم نداری که از فرصت تعطیلی کلاس برای اضافه کار یا معاشرت با دوستان یا خانواده ات  استفاده کنی. دوست داری توی خیابانها تنهایی ول بگردی. گذارت می خورد به خیابان کریم خان و زیر پل کریم خان و کتابفروشی هایش. قصد کتاب خریدن هم نداری، ولی چرخ زدن در کتابفروشی ها بدک نیست. تو کتابفروشی نشر چشمه، عنوان «هوا را از من بگیر خنده ات را نه»، توجهت را جلب می کند. نویسنده اش پابلو نرودا است، پس توجهت بیشتر جلب می شود. کتاب را می خری. توی پیاده رو که داری راه می روی شروع می کنی به خواندن کتاب از اولش که مقدمه مترجم باشد. بعد شروع می کنی یکی یکی شعرها را خواندن. حال و هوای شعرها به شدت به حال و هوای آن روزت می خورد. سوار قطار مترو شده ای و هنوز داری شعرها را می خوانی. لذت می بری. به خودت می گویی انگار این شعرها سروده شده اند که پایان قشنگ ولگردی دو سه ساعته ات باشند. می گویی خدا چقدر خوب است که نروداها و قیصرها را آفریده است.
اگر نرودا، قدری، فقط قدری، کمتر بر جسم معشوقه اش متمرکز شده بود و در بعضی فرازهای انگشت شمار اشعارش خیلی رو و کلیشه ای اظهار عشق نکرده بود، «هوا را از من بگیر…» دقیقا همانی بود که باید باشد و البته همینی هم که هست، جای هزار شکر دارد.
می ترسم این شعرها را دوباره بخوانم. شاید حال و هوای آن روز بوده که خاطره ای خوب از آنها در ذهنم باقی گذاشته است. شاید اگر الآن آنها را بخوانم نظرم عوض شود و چون دلم نمی آید که نظرم عوض شود، فعلا به سراغ دوباره خواندن آنها نمی روم.

روی جلد کتاب نوشته شده است «گزینه شعرهای عاشقانه» پابلو نرودا. یعنی اینکه تمام شعرهای عاشقانه نرودا خوانده شده و گزینه ای از آن ارائه شده است. اما مقدمه مترجم کتاب، با عنوان «درباره این کتاب»، در مورد مجموعه اشعاری است که نرودا در سال ۱۹۵۱ در جزیره کاپری ایتالیا سروده است و با عنوان «آوازهای ناخدا» منتشر شده است. به هر حال روی جلد و مقدمه کتاب با همدیگر جور در نمی آیند.

2 دیدگاه در “هوا را از من بگیر خنده ات را نه!

  1. سلام!
    چرا من فکر می کنم این طرح را از وبلاگ من برداشت کرده اید؟


    سلام
    کدام طرح را؟ اینکه درباره کتابها می نویسم؟ به جز و قبل از وبلاگ شما هم صدها وبلاگ بوده اند و هستند که درباره کتابها می نویسند. شاید آنها هم فکر کنند که شما از طرح آنها برداشت کرده اید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<