تا مرد سخن نگفته باشد…

یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری: «من در شیراز شنیدم که به سرعت ریل‌ها را در خط آهن می‌چینند تا راه شیراز را افتتاح کنند و این‌ها بخشی از استان‌ها را مخاطب قرار می‌دهد و اثرگذار است.»
عجب! یادمان باشد از این به بعد به فهرست سوءاستفاده های تبلیغاتی، «سرعت در اجرای پروژه های زیربنایی و عمرانی» را هم اضافه کنیم.
در شیراز که هیچ، به هر شهر دیگری هم سفر کنید کم و بیش مشابه چنین خبرهایی را می شنوید (نمونه اش استان یزد خودمان که کاملا با خبر هستم در سه سال گذشته، چند برابر سالهای قبل در آن کار شده است). گذشت آن زمانی که با خوش نشینی مسئولان رده بالای مملکتی در پایتخت، پیمانکار یک طرح عمرانی دور از پایتخت، با خیال راحت یک پروژه یکی دو ساله را بیش از ده سال کش بدهد و از قِبَل آن برای خود کیسه بدوزد. وقتی رئیس جمهور و وزیر مسئول پروژه، در عرض ۲ سال، دو بار مستقیما به پروژه سرکشی کنند، نتیجه طبیعی اش می شود سرعت در اجرای پروژه.
در این مملکت، شهرستانهایی داشتیم که در عرض سالها، استاندارشان را هم بر سر پروژه ها نمی دیدند، چه برسد به وزیر و رئیس جمهورشان. ان شاءالله رئیس جمهور می شوید و راه آهنی که یکی دو ساله کارش تمام می شود، دوباره با خوش نشینی تان در پایتخت، دهها ساله کشیده خواهد شد تا همه بفهمند اهل سوءاستفاده تبلیغاتی نیستید.
***
همان کاندیدای ریاست جمهوری: «رقبای ما گفتند می‌خواهیم نفت را به سر سفره‌‌های مردم ببریم و چهار سال هست که نتوانستند خود را از این تعهد خلاص کنند.»
من نمی دانم تصور شما از آوردن نفت بر سر سفره های مردم چیست؟ اما من فکر می کنم اینها نمونه هایی از آوردن نفت بر سر سفره هاست:
– تا دو سه سال پیش، کسانی که تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی نبودند، اگر می خواستند به صورت خویش فرما، خود و افراد خانواده شان را بیمه درمانی کنند باید سالانه به ازای هر نفر چیزی حدود هفتاد، هشتاد هزار تومان پرداخت می کردند، اما در حال حاضر تنها با پرداخت سالانه ۳۲ هزار تومان به ازای هر نفر، از مزایای بیمه درمانی استفاده می کنند. به نظر من، این نوعی از آوردن نفت بر سر سفره های مردم است. تا جایی که خبر دارم حداقل حدود پنج، شش میلیون نفر در این مملکت بوده اند که بیمه درمانی نبوده اند و از این طرح استفاده کرده اند. (یک ضرب و تقسیم انجام دهید، بخش قابل توجهی از ۲۷۰ میلیارد دلاری را که دنبالش هستید در همین جا پیدا می کنید.)
– یک چرخی در فامیل و همسایگان بزنید. از پیرمردها و پیرزنهای بازنشسته سئوال کنید. حقوق بازنشستگی آنها به صورت ناگهانی، حداقل دو برابر شده است. این هم یک جور آوردن نفت بر سر سفره مردم است. (بخش قابل توجه دیگری از ۲۷۰ میلیارد دلاری که دنبالش هستید در همین جا پیدا می شود.)

پی نوشت:
مجموعه یادداشتهایم در مورد میرحسین موسوی را در اینجا بخوانید.

1 دیدگاه در “تا مرد سخن نگفته باشد…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<