خاطره ای در مورد یک آنوسی

یهودشناخت: سیدهاشم میرلوحی، متولد ۱۳۳۴، فوق لیسانس مهندسی مکانیک، ۲۱ سال در آمریکا زندگی کرده است. او در سال ۱۳۷۸ برای همیشه به ایران باز می گردد و دیده ها و یافته های خود از جامعه و دولت آمریکا را در کتابی خواندنی به نام «آمریکا بدون نقاب» منتشر می کند. حالا که چند پست متوالی این وبلاگ در مورد یهودیان مخفی شده است، مناسب دیدم یکی از خاطرات آقای میرلوحی را در این مورد نقل کنم.
***

«یک روز در یکی از شهرهای آمریکا، یکی از همکلاسی های دوران دبیرستانم را که شورتی به تن داشت، دیدم. به پشت او زدم و گفتم: «عجب دنیای کوچکی است مگر نه؟» گفت: آری. از او پرسیدم که «آیا مرا به خاطر می آورد؟» او در جواب گفت: نه. نشانی مدرسه و کلاس و درس و معلمان و شاگردان را به او گفتم. او متوجه شد که من یکی از همکلاسی های او بوده ام ولی هنوز به خاطر نمی آورد.

گفت: اجازه بدهید تا پدرم را به شما معرفی کنم. بعد از معرفی پدرش، به گفتگو در مورد ایران پرداخت. در طول صحبتش متوجه شدم که او و پدرش ستاره داود (Star of David) را به سینه خود آویزان کرده اند. از این قضیه پی بردم که آنها جهود می باشند.

این فرد در دوران دبیرستان (در زمان طاغوت) عکس های مستهجن به کلاس می آورد و محصلینی را که پایبند به اسلام بودند مورد تمسخر قرار می داد و… محصلین در آن کلاس و مدرسه شاید فکر می کردند که آنها هم باید اینچنین باشند. زیرا پیشانی جهودان که خالکوبی نشده است تا افراد به راحتی بتوانند آنها را تمیز دهند و بدانند که اینان همان دشمنان دیرینه نه تنها مسلمین، بلکه بشریتند.

شاید بعضی از محصلین می پنداشتند که اگر پدر و مادر آنان اصرار دارند تا فرزندشان پایبند به مسائل اسلامی باشد و در چهارچوبی که اسلام مشخص نموده حرکت کند، آنان کوته فکر یا اُملند! ولی آنها فکر نمی کردند که این فرد که عکس های مستهجن به کلاس می آورد و اعتقادات آنان را به استهزاء می کشد، نه تنها جهود است، بلکه یکی از دشمنان قسم خورده آنان محسوب می شود! صهیونیست ها در همه جا سعی در تضعیف نمودن روحیه، اعتماد به نفس و نابود ساختن ایمان افراد اجتماع را دارند.» (سید هاشم میرلوحی، آمریکا بدون نقاب، انتشارات کیهان، چاپ اول، صفحه های ۸۲ و ۸۳)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<