آرشیو روزنامه سلام را پیدا کنید و بخوانید!

از کلاس اول و دوم راهنمایی (یعنی حدود سالهای ۷۰ و ۷۱)، کاملا پیگیر اخبار سیاسی بوده ام. روزنامه هایی را که پدرم با خودش به خانه می آورد با ولع مطالعه می کردم. برای خودم مجله گل آقا می خریدم و تقریبا آرشیو کاملی از شماره های گل آقا را داشتم، که البته و متاسفانه در جریان اثاث کشی گم شد.
زمانی بود که تنها روزنامه ای که جناح موسوم به چپ را نمایندگی می کرد، روزنامه سلام بود. سلام را نه همیشه اما گهگاه می خریدم. البته در آن سالها، مدت کوتاهی هم حجت الاسلام محتشمی، روزنامه ای به نام جهان اسلام منتشر می کرد.
کمی بعدتر، اگر اشتباه نکنم سالهای اول دبیرستانم، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، صاحب هفته نامه ای شد به نام عصر ما که تا چند سال پیش هم منتشر می شد. عصر ما را تقریبا همیشه می خریدم و هنوز بسیاری از شماره های آن را دارم.
حشمت الله طبرزدی، که از روسای دفتر تحکیم وحدت بود در همان زمانها هفته نامه ای منتشر می کرد به نام پیام دانشجوی بسیجی که کمی بعد به درخواست فرمانده وقت نیروی مقاومت بسیج، اسمش به پیام دانشجو تغییر کرد. پیام دانشجو در فضای مطبوعاتی سالهای قبل از ۱۳۷۶، حملاتی استثنایی به دولت هاشمی رفسنجانی می کرد که البته منجر به توقیفش شد. تقریبا همه شماره های پیام دانشجو را دارم.
هفته نامه یا لثارات الحسین (ارگان انصار حزب الله که هنوز هم منتشر می شود)، را از از زمانی که در چهار صفحه و در قطع A4 چاپ می شد و فقط در نماز جمعه توزیع می شد به یاد دارم. فکر می کنم سالهای ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ بود. همه شماره هایش را می خریدم و می خواندم. (و البته الآن نمی خرم) هنوز بعضی از همان شماره ها را دارم. لازم است بگویم در آن زمان، سازمان مجاهدینی ها در هفته نامه  عصر مایشان، انصار حزب الله را مثل خودشان چپ می دانستند، و به آنها عنوان چپ جدید داده بودند. عصر ما، جامعه روحانیت مبارز و جمعیت موتلفه اسلامی را راست سنتی و تکنوکراتهای دولت هاشمی را که کمی بعدتر کارگزاران سازندگی را تشکیل دادند، راست مدرن می نامید. مجمع روحانیون مبارز را هم چپ سنتی نام می نهادند.
کمی قبل از دوم خرداد ۱۳۷۶ هم هفته نامه ای چپگرا به نام مبین منتشر می شد که تک و توک برخی از شماره های آن را می خریدم و می خواندم.
اینها را گفتم تا بدانید، کاملا به فضای سیاسی سالهای قبل از ۱۳۷۶ اشراف دارم و همچنین با مواضع گروهها و اشخاص موسوم به چپ آن روزها کاملا آشنا هستم. خوشبختانه حافظه سیاسی قوی ای دارم و موضعگیریهای امروز افراد باعث نمی شود فراموش کنم آنها قبلا چه می گفته اند. اگر بخواهم هویت گروههای مثل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، مجمع روحانیون مبارز و اعضای شاخصی از آنها که بعدا حزب مشارکت و اعتماد ملی و … را ساختند در یک عبارت بیان کنم ضدیت آنها با هاشمی رفسنجانی بود. به نحوی که دسته ای از راستهای آن روز، در برابر چپها می گفتند: «مخالفت با هاشمی مخالفت با پیغمبر است!»(۱) اصلا هویت جناح موسوم به چپ، در سالهای قبل از ۱۳۷۶، مخالفت شدید با سیاست تعدیل اقتصادی هاشمی رفسنجانی و برنامه های اول و دوم توسعه بود که روح آنها در برنامه های بعدی توسعه هم حفظ شد و امروز همین جماعت، احمدی نژاد را به بهانه تخطی از برنامه چهارم می کوبند! بروید روزنامه سلام و هفته نامه عصر ما را پیدا کنید و ببینید نوک حمله این روزنامه ها چه کسانی و چه سیاستهایی است: عادلی، نوربخش (چهره های اقتصادی دولت هاشمی رفسنجانی) کرباسچی، جاسبی و…
راستش را بخواهید در آن زمان، بسیاری از حرفهای چپها را صادقانه می دانستم و به آنها گرایشهایی هم داشتم. مثلا در انتخابات مجلس پنجم (اسفند ۱۳۷۴) که اولین انتخاباتی بود که می توانستم در آن شرکت کنم به کسانی مثل بهزاد نبوی، محمد سلامتی، عبدالله نوری و مجید انصاری رای دادم. عبدالله نوری به مجلس رفت و چقدر دوست داشتم که رئیس مجلس شود، که نشد.
در آن سالها، میرحسین موسوی ساکت بود، اما در همان سکوتش، به نوعی نفر اول چپها به حساب می آمد. چپهایی که هویتشان در مخالفت جدی با سیاستهای دولت رفسنجانی تعریف می شد. در مطبوعات چپها (مثل سلام و عصر ما)، دولت زمان جنگ هشت ساله (دولت موسوی)، دولتی آرمانی محسوب می شد و دولت فعلی (دولت هاشمی)، دولتی بود که با سیاستهای سرمایه دارانه اش از آرمانهای انقلاب تخطی کرده است. در سال ۱۳۷۶ هم چپها تنها بعد از آنکه از راضی کردن میرحسین موسوی برای کاندیداتوری نا امید شدند، به سراغ خاتمی رفتند وگرنه گزینه اول آنها برای ریاست جمهوری، میرحسین بود.
حالا اما، سیب سیاست چرخیده است و چرخیده است و وقتی به زمین رسیده است، میرحسین را می بینم که کارگزاران سازندگی در حمایت از او بیانیه داده است. حسین مرعشی (شوهر خواهر رفسنجانی) و محمد هاشمی رفسنجانی در یک حزب، فائزه هاشمی رفسنجانی، در یک حزب و فاطمه هاشمی رفسنجانی در حزبی دیگر، از میرحسین حمایت می کنند. روزنامه جمهوری اسلامی(وابسته به هاشمی رفسنجانی)، هر روز برای میرحسین تیتر می زند و… هر چه می کنم نمی توانم بفهمم چه نسبتی بین میرحسین موسوی و اعوان و انصار هاشمی رفسنجانی وجود دارد؟
این تغییر هویتهای ۱۸۰ درجه ای را چطور می توان تحلیل کرد؟

23 دیدگاه در “آرشیو روزنامه سلام را پیدا کنید و بخوانید!

  1. هر چه می کنم نمی توانم بفهمم چه نسبتی بین میرحسین موسوی و اعوان و انصار هاشمی رفسنجانی وجود دارد؟
    در جواب سوالت میتونی خاطرات آقای هاشمی رو بخونی که چی‌جوری افتخار میکنه که میرحسین را زورکی می‌کنه نخست‌وزیر آقا و علی‌رغم میل آقا دوره‌ی بعد هم همین‌کار رو میکنه.
    یه سری‌ها تو آدمند و یه‌ سری دیگه آدم اون آدم‌ها. میر حسین هم آدم یه سری‌هاست دیگه
    موفق باشی

  2. اخوی کهیر نمی خواد بزنی ؟ تا بوده ازاین اعتلافات نا میمون جهت کسب قدرت و ثروت بوده و بس . طلحه و زبیر و عایشه هیچ سنخیتی با معاویع نداشتند جز قدرت طلبی و ثروت جویی که همه یشان را به یک جهنم فرستاد. حالا هم همینه . ما خیال می کنیم انحراف فقط مال گذشتگان و تواریخ هست . نه بابا ما خودمون هم تاریخ گذشته ی آیندگانیم …

  3. سلام.

    احمدی نژاد کاملا اشتباهی بود. چون توی این حلقه حق داران انقلاب و اشرافیان سجاده نشین نبوده. واسه این ملت متاسفم که ۴ سال پیش حق این عزیزان و ولی نعمتان را بر انقلاب و بر این مردم نادیده گرفتند!!

  4. سلام
    از حافظه قوی شما (!!!) بعید است که ندانی جهان اسلام متعلق به سیدهادی خامنه ای و بیان متعلق به محتشمی پور بود…
    در ضمن متاسفانه شما یک مورد را از قلم انداختی، مجله (نه روزنامه) بیان در آن سال ها در نوک تمامی مطالبات خط امامی بود.
    اما در خصوص میرحسین و اشتیاق هاشمی ها و طرفدارنش به او و در مقابل زاویه احمدی نژاد با گردن کلفت ها، تحلیلی ناشی از ظاهربینی کرده ای!
    اگر کمی بیشتر دقیق شوی، خواهی دید که هیچ کس مانند احمدی نژاد نمی توانست این چنین شاکله ها را از هم فروپاشیده و فرصت تخلف بدهد…
    در ضمن اگر قبول کنیم که احمدی نژاد با فساد مبارزه می کند، این سوال کماکان در ذهن باقی است که کدام اقدام ماندگار و کدام میراث همیشگی از دولت او به جا مانده تا تضمینی برای مبارزه با فساد در آینده باشد؟
    از دید من نشانه ها کاملا برعکس است، یعنی احمدی نژاد نه تنها با سیستم فسادزا مبارزه نکرده، بلکه حتی آن را در نظام جمهوری اسلامی تبیین هم کرده است، برای مثال به لایحه اخیر دولت در خصوص اصلاح قانون وکالت نگاه کنید که عملا استقلال وکلا در حمایت از حقوق حقه ملت در دادگاه ها را به زیر سوال و نظرات و سلایق رئیس قوه قضاییه می برد…
    در مقابل، من بر این اعتقادم که میرحسین انتقادات جدی به عملکرد هاشمی داشته و دارد که نمونه اش را تنها در خصوص حلقه اقتصادی اطرافش می توانید ببینید. اقتصاددانانی مثل فرشاد مومنی، که هنوز که هنوز است انتقادات جدی به عملکرد هاشمی داشته و حتی اخیرا هم اعلام کرده بود که نسبت به دولت خاتمی هم انتقاد داشته است، بهتر است کمی موشکافانه تر و دقیق تر بنگریم تا خدای ناکرده فریب بازی رسانه ای برخی سایت های بی بنیان را نخوریم…
    در پناه حق موفق و سربلند باشید


    نه عزیز من، جهان اسلام، متعلق به محتشمی پور بود. شاید شما خوب یادت نیست. جهان اسلام اگر اشتباه نکنم تا سال ۷۳، ۷۴ بیشتر منتشر نشد. بیان، دومین روزنامه ای بود که محتشمی پور زد که در سالهای بعد از دوم خرداد انتشار آن را شروع کرد.
    در مورد رابطه هاشمی و موسوی، وقتی خود آقای موسوی دارد می گوید من با حمایت آقای هاشمی و خاتمی آمده ام توی صحنه، چرا من و شما بیاییم و این سخن را تاویل بر خلاف نص بکنیم؟

  5. سلام
    قربون قلمت اما نه صفحه کلید کامپیوترت
    یادش بخیر اون روزا
    اما خدا رو شاکرم که خرداد ۷۶ خاتمی رییس جمهور شد جای سجده داره سجده شکر
    وقتی اقا فرمود من توی این انتخابات از خدا ۳۰ میلیون رای خواستم (قریب به مضمون ) گریه م گرفت گفتم وقتی اقا از خدا رای خواسته یعنی این از همه مهمتر بوده
    خاتمی که اومد یهو خیلیا دسپاچه شدن فک کردن دیگه الان سال دهم هجرته و دست علی بسته و فاطمه پشت در وقت تصرف خلافته
    خدایا شاهدی که چقد خوشحالیم از دوم خرداد که رسوایی همه خوارج نظام بود
    واقعا مملکت امام زمانه
    اما خدا به خون حسینت قسم نمیزاریم اینبار حتی پای بعضیا به سقیفه برسه
    به دل خون محمد امین قسم نمیزاریم حتی ته دل مهدی فاطمه یه زره نگران سیدعلی و ام القرای اسلام بشه
    یا قایم ال محمد

  6. بین هواداران و اطرافیان آقای احمدی نژاد هم البته اسامی شخصیت های خوشنامی چون دکتر کردان، صادق محصولی، اسفندیار رحیم مشایی و … که احتمالا خیلی ها که شرایطی مشابه این عزیزان دارند به دولتی که اشخاصی مانند آنها را وارد ساختار این نظام کرد رأی خواهند داد. ارجاعتان میدهم به سخنان آقای روح الله حسینیان در مجلس در جلسه رأی اعتماد وزیر کشور و وزیر راه به این مضمون که: این کار مثل معرفی وزرای زمان طاغوت برای این نظام است.

  7. اگر زحمت بکشی و لیست گروه های راست رو در انتخابات مجلس ششم پیدا کنی می بینی که اسم اول و دومش متعلقه به آقایان رفسنجانی و روحانی، ولی توی ردیف های بعدی به اسم های جالب تری بر می خوری: احمدی نژاد و الهام !!!
    حالا اگر تونستی متوجه شی که از ۷۸ تا ۸۴ چه تغییر تحولی در اندیشه های همسر خانم رجبی و نیز مقتدایشان!!! از چرخش ۱۸۰ درجه ای نسبت به هاشمی پیدا شده، جواب پرسشت رو هم می فهمی دوست عزیز


    البته این جماعت، مصاحبه های همان زمانشان هم در مطبوعاتی مثل هفته نامه صبح موجود است که شدیدترین انتقادها را به عملکرد دولت هاشمی دارند. اما قبول دارم که در مجموع در دیدگاه بچه های حزب اللهی نسبت به هاشمی تغییراتی به وجود آمده است. من منکر این تغییر موضع و به قول شما چرخش نیستم. منتها این چرخش نسبت به هاشمی را من در مورد بچه های حزب اللهی، پیشرفت دیدگاه و حرکتی رو به جلو و در مورد نیرهای مدعی اصلاح طلبی و چپهای دیروز، عقبگرد و ارتجاع می دانم.

  8. درود بر شرفت!
    تمام این چیزهایی که گفتی مدتهاست بیخ گلویم مانده و آزارم می دهد.
    لعنت بر سیاست که انسانهارا اینقدر وقیح می کند که مواضع دیروزشان را به کلی فراموش می کنند و دین و انصاف و آخرتشان را به دنیای این و آن می فروشند

  9. ایول داره داداش.ایول.راستی اون موقع شلمچه و جبهه ی همین مسعود دهنمکی خودمون هم بود که موی دماغ آقایون بود.اونم میخوندی یانع؟!ببین بازی روزگارو که همون مسعودی که گوشت قربونی چپ و راست بود حالا شده فیلم سازو فیلمش ۸میلیارد فروش داشته…دنیاست دیگه…همینطور میچرخه…میچرخه…میچرخه


    سلام
    آنها را هم می خواندم. البته اگر اشتباه نکنم، شروع انتشار نشریات مسعود دهنمکی بعد از دوم خرداد ۱۳۷۶ بود. در این یاددشت بیشتر به نشریات به اصطلاح چپیها اشاره کردم، چون مطلبم در مورد آنها بود.

  10. من برای آقای موسوی احترام قائل هستم چون برای ابر قدرتها خوش رقصی نمی کند و گفته هایش در مورد سیاست خارجی .آمریکارا شاد نمی کند ولی بخاطر جوانی دلسوزی پرکاری و حمایت از محرومین احمدی نژاد به احمدی نژاد رای می دم. ضمنا چون می دونم اسرائیلی ها از اجمدی نژاد بیشتر بدشون می یاد می خوام بیشتر عصبانی بشوند تا مظلومین جهان بیشتر خوشحال بشوند.ضمنا کسانی که مخالف آقای میر حسین و افکار او هستند و فعلا بر اساس سیاستی که عین دیانت نیست دور اورا گرفته اند را صادق و با ایمان نمی دانم.فکر می کنم این اصل مارکسیستی را خیلی بهش معتقدند که : هدف وسیله را توجیه می کند.

  11. ضمن احترام به آقای میر حسین من به احمدی نژاد رای میدهم بخاطر ساده زیستی -مردمی بودن -شجاعت در برابر ظالمین -و پرکاری- و اجتناب از جر و بحث های سیاسی . او بجای پاسخگویی به احزاب به مردم پاسخگوست. ضمنا یک چیز برام خیلی جای تعجب داره اونم پشتیبانی خانواده آقای هاشمی و پول خرج کردن آنها برای تبلیغات آقای موسوی . یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست.

  12. به نظر من اختلاف اصلی بر می گشت به همین سیاستهای اقتصادی سوسیالیستی میر حسین و سیاستهای لیبرالی رفسنجانی
    ولی اولا میر حسین در این انتخابات اعلام کرد که دیگر به اقتصاد سوسیالیستی اعتقادی ندارد.و کارگزاران و مشارکت هم بعد از بیان این مواضع به حمایت از او پرداختند.
    دوم اینکه این حمایت بیشتر به روند توسعه سیاسی کشور بر می گشت.یعتی همان جمهوریتی که احمدی به آن اعتقاد ندارد


    سلام
    آن کسانی به جمهوریت اعتقاد ندارند که می خواهند نظر ۱۳ میلیون نفر را به نظر ۲۴ میلیون نفر حاکم کنند. آن کسانی که که ایران را تهران و تهران را نیمه شمالی آن می دانند.

  13. باید در نظر داشت که اگر ایران تهران نیست در عین حال نقش تعیین کننده ای در تمام تحولات فرهنگی ،سیاسی ، اقتصادی و … دارد بنابر این آنچه در تهران میگذرد بسیار مورد تجه است در ضمن عدم تغییر در آرا اشخاص و گروه ها مساوی است با تعصب خوب یا بد بودن این تغییر موضع موضوع دیگری است

  14. انقلاب، آزادی ، جمهوری اسلامی،  چیبه سر این شعارها آمد . آیتالله منتظری پدر انقلاب مقدّس  اسلامی فرمودند:
    مسئولین لااقل شجاعت این را داشته باشند که اعلام‏ ‏کنند این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی و هیچ کس هم حق‏ ‏اعتراض و اظهار نظر و انتقاد ندارد
    امیدوارم تا کاملاً دیر نشده‏ ‏مسئولین امر به خود آیند و بیش از این وجهه نظام جمهوری اسلامی را در‏ ‏بین تودههای زجر کشیده و سیلیخورده ایران و در سطح جهانی خدشهدار‏ ‏نکنند و موجب سقوط خود و نظام نگردند


    آها! اگر رای ۲۵ میلیون نفر باطل می شد و به رای ۱۳ میلیون نفر تمکین می شد، می شد جمهوری! اگر لیبرالهای نهضت آزادی و مجاهدین خلق که نورچشمی های آیت الله بودند سر کار بودند می شد اسلامی! معلوم است که وقتی ملاکهای جمهوریت و اسلامیت اینها باشند، پدر انقلاب اسلامی هم آقای منتظری است!
    منظورتان از توده های زجرکشیده، ساکنان ونک به بالای تهران است؟ والله ما وجهه جمهوری اسلامی را فقط در این قشر خراب شده می بینیم، وگرنه ۲۵ میلیون غیرتهرانی و جنوب شهری با رای به احمدی نژاد، گفتمان همین جمهوری اسلامی را تایید کردند. در سطح بین المللی هم جز در چشم قاتلان و دزدان دریایی بین المللی یعنی دولتهای آمریکا،‌انگلیس،‌فرانسه و اسرائیل،‌ وجهه جمهوری اسلامی در چشم توده های مردم، از سال ۱۳۸۴ تاکنون رشد بی سابقه ای داشته است.

  15. سلام به همه.
    خسته نباشین
    من دنبال یه مطلبی میگردم که تو آرشیو روزنامه سلام بین سالهای ۷۵ تا ۷۸ منتشر شده.
    داستان آدم ربایی بیژن و هاجر(مریم)
    ازتون خواهش میکنم اگه کسی این مطلبو دید به ایمیلم ارسالش کنه.
    مرسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<