آقای کروبی! آیا دانستن را حق مردم نمی دانید؟

«آیا مکتب همان امام و میراث همان اسلام نباید سبب شود این همه ظلم و جفا را نادیده نگیریم وقتی که مدیران کیهان همسو با تهیه کنندگان برنامه هایی چون هویت به نویسندگان و روشنفکران این سرزمین چون مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب و مرحوم دکتر عباس زریاب خویی توهین می کردند؟»
نامه مهدی کروبی به حسین شریعتمداری، روزنامه اعتماد، ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸

۱- «توهین به مرحوم عبدالحسین زرین کوب»، اتهامی است که در سالهای گذشته، بارها و بارها، منتقدان به مجموعه مستند «هویت» آن را تکرار کرده اند. من نه از هویت تهیه کنندگان این مجموعه خبر دارم، نه وکیل مدافع آنها و مدیران کیهان هستم، نه محتوای این برنامه را دربست و به طور مطلق تایید می کنم، اما خوشبختانه بر خلاف بیشتر هم سن و سالهایم که ندیده، از «هویت»، غولی بی شاخ و دم در ذهن دارند، تمام قسمتهای این مجموعه را که جمعه عصرها از شبکه اول سیما پخش می شد، تماشا کرده ام. حتی خوب به یاد دارم که موسیقی تیتراژ پایانی این مجموعه، قطعه معروف آلبوم «باران عشق»، اثر ناصر چشم آذر بود.

درخواست و سئوالی که در اینجا از آقای کروبی و دیگرانی که توهین به مرحوم زرین کوب را بهانه می کنند دارم، این است که قدری از کلی گویی فاصله بگیرند و بگویند توهین مجموعه هویت به مرحومان زرین کوب و زریاب خویی به طور مشخص چه بوده است؟ چرا همیشه به صورت کلی، لفظ «توهین» را به کار می برند و وارد جزئیات این توهین نمی شوند؟

۲- اما کسانی که این مستند را دیده اند می دانند گزاره ای که آقای کروبی و دیگر منتقدان هویت، بیان آن را توهین به مرحوم زرین کوب و زریاب خویی قلمداد می کنند چیزی نیست جز «فراماسون بودن عبدالحسین زرین کوب و عباس زریاب خویی». اگر غیر از این باشد، منتقدان هویت باید مشخص کنند چه توهین دیگری به این دو نفر، در مجموعه هویت صورت گرفته است که البته مشخص نخواهند کرد! و حالا جای این سئوال وجود دارد که چرا از نظر اینان، فراماسون نامیدن زرین کوب و زریاب خویی، توهین به آنها است؟

در جواب سئوال اخیر می توان گفت در یک صورت فراماسون نامیدن این دو نفر، توهین به آنها است؛ در صورتیکه چنین اتهامی نا به جا و بدون سند و مدرک بوده باشد. اما وقتی در اثبات این ادعا، سند و مدرک وجود دارد چرا بیان آن توهین به حساب آورده می شود؟ آیا اگر افرادی تاثیر گذار، عضو سازمانی بدنام بودند که به توطئه علیه منافع مردم مشغول است، اشکالی دارد که مردم از عضویت آنها در این سازمان مطلع شوند؟ آیا آقای کروبی، دانستن را حق مردم نمی دانند؟

۳- در مورد فراماسون بودن عبدالحسین زرین کوب و عباس زریاب خویی، اسناد فراوانی وجود دارد که در ادامه به چند مورد آن اشاره می کنم:

اسناد مربوط به فراماسونر بودن عبدالحسین زرین کوب

– در بدو پیروزی انقلاب اسلامی، کمیته انقلاب اسلامی از منزل جعفر شریف امامی، نخست وزیر سابق و استاد اعظم فراماسونری، جستجویی به عمل آورد که در آن اسنادی از تشکیلات فراماسونری ایران کشف شد. این اسناد در سال ۱۳۵۸، دستمایه انتشار کتابی شدند به نام «فراماسون»، تالیف محمدرضا لاریجانی که انتشارات «بهروز فروردین» آن را منتشر کرد. در لیست اعضای لژ فراماسونری شریف امامی که در این کتاب منتشر شده است، نام آقای عبدالحسین زرین کوب دیده می شود.

– مرکز اسناد انقلاب اسلامی، که متولی رسمی نگهداری و حفاظت از اسناد ساواک است، در سال ۱۳۷۷ کتابی منتشر کرده است به نام «فراماسونرها، روتارین ها و لاینزهای ایران ۱۳۵۷-۱۳۳۳». در این کتاب، فهرست مفصل اسامی فراماسونرهای ایرانی به همراه مشخصات شغلی آنها و نام لژ یا لژهایی که عضو آن بوده اند ارائه شده است. در مقدمه این کتاب آمده است که این فهرست بر اساس تلفیق و ترکیب اسناد ساواک و فهرست تهیه شده توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی تهیه شده است.

در صفحه ۲۵۶ این کتاب، نام عبدالحسین زرین کوب به شماره ردیف ۱۴۰۷ دیده می شود و جالب اینجاست که ایشان نه عضو یک لژ، بلکه عضو لژهای مهر، آفتاب و صفا معرفی شده است.

نکته اینکه، در برابر نام آقای زرین کوب در این فهرست، کد دو منبع دیگری که علاوه بر اسناد ساواک و فهرست وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، او را فراماسون معرفی کرده اند نیز دیده می شود. یکی کتاب «مکتب های فراماسونری و لیست فراماسونها»(۱) و دیگری جلد سوم کتاب «فراموشخانه و فراماسونری در ایران»، تالیف اسماعیل رائین که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی منتشر شده است.

اسناد مربوط به فراماسونر بودن عباس زریاب خویی

در کتاب سابق الذکرِ «فراماسونرها، روتارین ها و لاینزهای ایران»، صفحه ۲۵۶، ردیف ۱۴۰۴ فهرست، نام عباس زریاب خویی را می بینیم، آن هم با عضویت در پنج ل‍ژ فراماسونری! لژهای آفتاب،‌ صفا، مهر،‌ همایون و وفا.

همچنین در برابر نام زریاب خویی، کد سه منبع دیگر که علاوه بر اسناد ساواک و فهرست وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، او را فراماسون معرفی کرده اند، آمده است که عبارتند از کتابهای:
-«مکتب های فراماسونری و لیست فراماسونها»
-جلد سوم «فراموشخانه و فراماسونری در ایران»، تالیف اسماعیل رائین
– «اسامی تعدادی از فراماسونهای ایرانی»(۲)

پی نوشت:
۱- نام ناشر این کتاب، در کتاب «فراماسونرها،…» نیامده است. ناشر این کتاب، انتشارات وطن است که در اسفند ماه ۱۳۵۷ آن را منتشر کرده است.
۲- نام ناشر این کتاب،‌ در کتاب «فراماسونرها،…» نیامده است. ناشر این کتاب، «واحد تحقیقات فرهنگی و تاریخی» بوده است. بر اساس شنیده های بنده، واحد تحقیقات فرهنگی و تاریخی، یکی از زیر مجموعه های وزارت کشور در اوایل پیروزی انقلاب بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<