آقای شجاعی! لحن شما باید لحن یک پشیمان باشد، نه لحن یک طلبکار

تذکر: پیشنهاد می کنم خوانندگانی که حوصله ندارند تمام مطلب را بخوانند، فرازی را که با عنوان «قسمتهایی از مصاحبه ماهنامه صبح با سیدمهدی شجاعی…» مشخص شده است حتما بخوانند.

جناب آقای سیدمهدی شجاعی سلام!

حقیر، یکی از ارادتمندان سابق شما هستم. در دوران نوجوانی ام، تمام شماره های ماهنامه بعدا تعطیل شده نیستان شما را خریده ام و هنوز هم مثل گنجینه ای ارزشمند از آنها نگهداری می کنم و با قاطعیت می گویم که تمام صفحات همه شماره ها را با ولع خوانده ام. در همان سن و سال، «کشتی یهلو گرفته» شما جزو کتابهایی بود که به عنوان هدیه، به دوستانم می دادم. فراموش نمی کنم شبی را در اوایل مهرماه ۱۳۷۷ که در نور کم داخل اتوبوس یزد- تهران، «آفتاب در حجاب» شما را می خواندم و تحت تاثیر محتوای کتاب، از ترس اینکه سایر مسافران متوجه نشوند، نرم نرم گریه می کردم.

اینها را گفتم تا خیال نکنید با شما پدر کشتگی دارم و از روی غرض ورزی می نویسم. آن چه باعث شد این سطور را بنویسم، دیدن بی انصافی، طلبکاری و تنزه طلبی نا به جا و سیاست زدگی در سخنرانی اخیرتان بود. منظورم سخنانی است که در مراسم تجلیلی که شهرداری تهران در روز ۱۳ مهر برایتان برگزار کرده بود به زبان راندید.

فرموده اید:

«خیلی راحت است که دشمن موهومی را تصور کنیم و همه اشتباهات خود را گردن او بیندازیم و بگوییم که ابتذال فرهنگی ما مرهون زحمات دشمن است. باورم این است که بیش از دشمن، خود ما این لطمات را به خود وارد کرده‌ایم….در اینجا من لفظ دشمن را برای مورد دیگری غیر از آن دشمن خارجی به کار می‌برم…

ما نباید فرمول ساده و ابتدایی را در تعریف دشمن استفاده کنیم و استفاده از یک تعبیر درباره دشمن ساده‌لوحانه است وقتی امام خمینی گفت هرگاه دشمن از شما تعریف کرد به خودتان شک کنید این یک دشمن‌شناسی برای یک زمان خاص صادق بود. این روش دشمن‌شناسی ۲۰۰ سال پیش است … الان دشمنان ما در کنار مدیران امروزی ما تصمیم‌سازی می‌کنند کاری که اتفاق می‌افتد پیچیده‌تر شده و دشمن را باید در بین خودمان جستجو کنیم و به راه‌های دور نرویم.»

یادم می آید وقتی چند سال پیش، دخترتان در سانحه تصادف از دنیا رفت و آقای خامنه ای به خاطر درگذشت ایشان به شما پیام تسلیت دادند، در جواب این پیام، چیزی به این مضمون گفتید: می ارزید که دخترم را از دست بدهم تا دریافت کننده چنین پیامی باشم.

به نظر من که نظر آن روز شما، یک نظر افراطی بود. اما آیا جالب و عجیب نیست همین شمایی که زمانی رهبری را آنگونه بالا می بردید، امروز بدون اسم آوردن از ایشان، با یکی از نظرات اصلی و قطعی ایشان در مورد دشمن شناسی، صراحتا ابراز مخالفت کرده اید؟ (از دروغگو خواندن در لفافه رئیس جمهوری در سخنانتان می گذرم که رهبری در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، تاسف شدید خود را از به کار بردن چنین ادبیاتی در حق رئیس جمهور کشور، ابراز کردند.) کیست که نداند آقای خامنه ای بارها و بارها و از جمله در سالهای اخیر، شادی و تعریف دشمن خارجی از یک عمل را را ملاک درستی یا اشتباه بودن آن بیان کرده اند؟

ببینید آقای شجاعی، وقتی کسی در شکل گیری یا رشد یک جریان، یک فرهنگ و یک نگاه، نقش داشته و با آن همراهی کرده و با آن موافق بوده است حق ندارد بعدا به خاطر تبعات فراگیر شدن آن نگاه، از دیگر شرکای خود طلبکار باشد. او می تواند بگوید من از اینکه به شکل یافتن این جریان و نگاه، کمک کرده ام، پشیمانم، شرمنده ام، اشتباه می کردم، بریده ام، دیگر نیستم، توبه می کنم و… ولی نمی تواند ژست طلبکارانه بگیرد و جوری وانمود کند که انگار خود او هیچ نقشی در شکل گیری این نگاه نداشته است. متاسفانه لحن شما در سخنانی که در نقد دشمن شناسی رایج و فعلی گفته اید، لحنی منزه طلبانه و طلبکارانه است. انگار نه انگار که زمانی خودتان مصداق جدی اینگونه دشمن شناسی بوده اید. کارنامه شما در انتشارات برگ و کتابهایی که آنجا منتشر کرده اید پیش روی ما است. چکیده ای از دیدگاه دشمن شناسانه سابق شما را در مصاحبه ای که اردیبهشت سال ۱۳۷۶ با ماهنامه صبح انجام داده اید می توان دید. بازخوانی قسمتهایی از آن مصاحبه، خالی از لطف نیست. خوانندگان محترم، می توانند قضاوت کنند که آیا گوینده جملات زیر، می تواند امروز طلبکار و حق به جانب باشد، یا بهتر است که اگر تغییر نظر داده است، با تواضع، آن تغییر را اعلام کند و از گذشته خود توبه و اعلام پشیمانی و شرمندگی کند؟

قسمتهایی از مصاحبه ماهنامه صبح با سیدمهدی شجاعی در اردیبشهت سال ۱۳۷۶:

«صبح: این روزها، مسئله تهاجم فرهنگی، نقل همه محافل است و مبارزه با آن دغدغه همه نیروهای انقلاب. شما از این پدیده چه تعریفی دارید و مصادیق آن را چه می دانید؟

شجاعی: این تهاجم فرهنگی یک تعبیر عام دارد، یک تعبیر خاص و یک تعبیر اخص.

در هر سه مورد اینها، یهود به معنای صهیونیزم حرف اول و آخر را می زند.

تهاجم به معنای عام آن از زمان ظهور اسلام آغاز شده است. یهود وقتی دید نمی تواند با موجودیت اسلام، مقابله کند، آمد داخل این جبهه قرار گرفت و از داخل شروع به کار کرد. اصلی ترین و مهمترین و مخربترین کاری که اینها کردند، انحراف اسلام از مسیر ولایت بود. حسابش را بکنید، اگر اسلام – آنچنانکه حکم خدا و پیغمبر بود – با حکومت امام علی(ع) ادامه پیدا می کرد، عالم چه وضعی داشت و الآن چه وضعی دارد.

اینها شروع کردند در مقابل هر سکه حقیقی ولایت، دهها سکه بدلی روانه بازار کردند، آنچنانکه کار تشخیص سکه بدلی برای عموم مردم، دشوار شد. به خصوص که با سکه بدلی همه چیز می شد خرید و با سکه حقیقی، جز زندان و تبعید و شکنجه و قتل، هیچ چیز نمی شد خرید. اگر هفته وحدت مخدوش نمی شد می گفتم که یهود در زمان پیغمبر چه کردند، در سقیقه چه کردند و چگونه پس از سقیفه، لباس اسلام را بر اندام جاهلیت، قواره کردند و نسل در نسل… بماند.

تهاجم فرهنگی به تعبیر خاص آن از همین یکی – دو سده اخیر، آغاز شده است.

پروتکلهای علمای یهود را نگاه کنید، همه چیز در کشورهای تحت سلطه رسمی و غیر رسمی، طبق برنامه پیش می رود. ببینید در این سده های اخیر، جهان دچار چه سیر نزولی وحشتناکی شده است و ایران هم به تبع آن.

اینکه می گویم یهود، اصلا مقصودم اسراییل نیست که اسراییل اصلا قد و قواره این حرفها نیست. اسراییل فقط یک بنای یادبود سمبلیک است که ماهیت بنیانگزاران مستکبر و متجاوز آن را برملا می کند. اسراییل، طفل نامشروعی است که خبر از مناسبات وحشتناک پشت پرده می دهد…

بی تردید عمده بلاهایی که بر سر مردم ایران و جهان در این مدت آمده، از سوی انگلیس و آمریکا و گردانندگان یهودی آنها بوده است.

در فرهنگ، هنر، سینما، معماری، شهرسازی، الگوپردازی، اطلاع رسانی و فرهنگ سازی، مبدا و منشا همه انحرافات اینها هستند.

در ایران هم مثل همه جای دیگر، هم چیز طبق برنامه پیش می رفت تا اینکه ناگهان امام آمد و قاعده بازی را به هم ریخت، خوابشان را آشفت و معادلاتشان را بر هم زد.

تصور این معجزه بی نظیر را در مقابل سحر مستمرشان نمی کردند. تا مدتی هم گیج می خوردند. وقتی به خود آمدند و وقتی دیدند که با جنگ و حصر اقتصادی و نظامی هم نتوانستند بنیان این نظام را براندازند، تهاجم فرهنگی تازه ای را علیه این تفکر و اندیشه که برای آنها جدی ترین خطر محسوب می شد، آغاز کردند و این همان تعبیر اخص تهاجم فرهنگی است.

در این مرحله، سیبل اصلی حمله، ایران اسلامی است. ولی مهم تر از ایران اسلامی، که تا حد زیادی از دستشان در رفته، پیشگیری این اتفاق در نقاط دیگر جهان است.

به عبارتی این تهاجم به منظور نابودی تفکر شیعی در ایران شروع شد ولی به ایران ختم نشده و نمی شود. استکبار جهانی به دنبال این است که کل نقاط زیر سلطه اش را از شیوع این تفکر، مصون نگه دارد…»

از انصاف نباید گذشت که شما در ادامه این مصاحبه به عوامل درونی که می توانند دشمن بیرونی را در طرحهایش موفق کنند پرداخته اید ولی آنچه نقل شد، عصاره ای بود از آنچه، ما شما را به اینگونه دشمن شناسی می شناختیم.

در ادامه این عریضه، به بی انصافیهایی همچون اینکه در لفافه، برخورد بد نیروی انتظامی در جمع آوری آنتن های ماهواره را به دولت فعلی و رویه فرهنگی آن بسته اید نمی پردازم. هرکس که قدری اهل پیگیری اخبار باشد، نظر مخالف دولت با این رویه را می داند و می داند که نیروی انتظامی به عنوان ضابط قوه قضائیه چنین برخوردهایی را انجام می دهد و نه به عنوان مامور دولت.

فرموده اید:

«در حوزه ممیزی در سیستم جدید از من خواسته‌اند تمام واژه‌های شراب را از کتاب‌هایمان حذف کنیم و به جای آن نوشیدنی قرار دهیم! حال تصور کنید اگر بخواهیم حافظ را با این وصف منتشر کنیم، چه اتفاقی می‌افتد.»

آقای شجاعی! فقط آدمهای بی خبر و غریبه با کتاب و داستان و رمان هستند که این ادعای شما را باور می کنند. چطور توانسته اید فرض کنید یک مشت «گاگول» مخاطب سخنان شما هستند؟ چیزی که پیش روی ماست، خیل داستانها و رمانهای فارسی و خارجی چاپ سالهای اخیر و همین سال ۱۳۹۰ است که مثل نقل و نبات در آنها، کلمه های «ویسکی»، «اسکاچ»، «کنیاک»، «ودکا»، «شامپاین»، «آبجو» و متعلقات و لوازم نوشیدن آنها مثل «گیلاس»، «مزه کردن»، «گرم شدن»، «رقیق کردن» و… به کار رفته است. ما باید ادعای شما را باور کنیم یا کتابهای منتشر شده ای که پیش رویمان هستند؟ البته بعید نیست در دستگاه عریض و طویل ممیزی، یک ممیز کارنابلد یا بدسلیقه به شما چنین تذکری داده باشد که اتفاق جدید و غیرممکنی هم نیست، ولی وقتی کتابهایی که گفتم با آن قبیل کلمات و عبارات، پیش روی ما است چگونه به خودتان اجازه می دهید که این مورد را تعمیم دهید و آن را یک بخشنامه یا آیین نامه یا رویه فراگیر جلوه دهید؟ بهتر نبود اگر چنین برخوردی با شما شده، که البته بعید به نظر می رسد، به جای جار زدن آن، با کمی پیگیری، آن را مرتفع می کردید؟ (یاد آن دوست شاعر و البته فیلسوف، اقتصاددان، منتقد ادبی، منتقد سینمایی، نظریه پرداز سیاسی، جامعه شناس، مورخ، صوفی، عارف و… تان افتادم که در هفته نامه پنجره، با این مقدمه که ۱۵۰ هزار تومان قبض برق برای خانه شان آمده، مقاله ای در رد طرح هدفمندی یارانه ها نوشته است. در صورتی که به نظر من بهتر بود این شاعر محترم، به جای نوشتن آن مقاله بر مبنای قبض ۱۵۰ هزار تومانی، به اداره برق محله شان می رفت و قبض را اصلاح می کرد.)

آقای شجاعی! بنده حدود چهار سال است در یک نهاد مرتبط با کتاب کار می کنم و به همین دلیل بعضی از مسئولان فرهنگی دولت را خوب می شناسم. شک ندارم در معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعلی، شما را نه به اجمال که به تفصیل قبول دارند و حمایت می کنند. مطمئن هستم و خبر دارم که اگر بنا به جواب دادن به سخنان شما بود (که دردمندانه نمی دانم چرا نیست) از مساعدتهای فراوانی که در سالهای اخیر به شما و انتشارات شما شده است حرفها داشتند. فقط برای اینکه خوانندگان از نگاه دولت فعلی به شما با خبر شوند، یک رویداد علنی را یادآوری می کنم. در اردیبشهت سال ۱۳۸۸، دکتر محمود احمدی نژاد، در جریان نمایشگاه کتاب، طرح «کتاب من» را که مربوط به نهاد کتابخانه های عمومی کشور بود افتتاح کرد. بر اساس این طرح، که مراحل تکمیل شدن خود را می گذراند، نهاد کتابخانه ها، کتابی را که عضو کتابخانه متقاضی آن است ولی در مخزن کتابخانه موجود نیست، در صورت درخواست آن عضو، برای مخزن آن کتابخانه خریداری می کند. خوب است خوانندگان ما بدانند رئیس جمهوری در مراسم افتتاح این طرح، کتابی را که به صورت نمادین درخواست کرد، کتاب «پدر، پسر، عشق»، نوشته «سید مهدی شجاعی» بود.

بله آقای شجاعی، مشکل این است که شما به هر دلیلی، از همان اول از قیافه احمدی نژاد خوشتان نمی آمد و با خراب کردن تمام کاسه کوزه ها بر سر او و دولتش، می خواهید کینه شخصی خودتان را ارضا کنید. مشکل، بی نمک بودن دست این دولت است که از هر که بیشتر به او عنایت کرد، بیشتر خورد.


آقای شجاعی، تمایل ندارم غرض ورزی سیاسی پنهان در نقد به ظاهر فرهنگی تان را تبیین کنم و بگویم که چرا انتقادات شما از روی دلسوزی نیست، بلکه کینه های شخصی و سیاسی راهبر آن است. منکر ضعفهای موجود و بعضا اساسی در مدیریت فرهنگی فعلی کشور نیستم. ضمنا کیست که از شرایط رو به افول فرهنگ و اخلاق در کشور، راضی باشد و به آن معترف نباشد؟ بنده در حد و اندازه ای نیستم که بتوانم همه عوامل آغاز و شکل گیری این افول و به قول شما اضمحلال را احصا کنم و نمی توانم ضریب اهمیت هر یک از این عوامل را تعیین کنم. همچنین نمی توانم زمان و دوران شروع این اضمحلال را به راحتی پیدا و اعلام کنم. اما اینقدر سواد فرهنگی و تاریخی دارم که اگر کسی عوامل افول فرهنگی و اخلاقی کشور را و زمان شروع یا شدت یافتن این افول را در حاکمیت یافتن دولت احمدی نژاد و دوران او، متمرکز کند، نگاه او را سیاسی، سیاست زده، ساده اندیشانه، ناپخته و مغرضانه بدانم. این چیزی است که بخواهید یا نخواهید از سخنان شما استشمام می شود. اگر ادعای بنده را قبول ندارید می توانید به فهرست سایتها و مطبوعاتی که با ذوق زدگی و آب و تاب، سخنان شما را منتشر کردند نگاهی بیاندازید. شاید هم چون چنین استقبالی را پیش بینی می کردید، دست پیش را گرفتید و تعریف و تمجید دشمن از یک حرکت و سخن را ملاکی اشتباه برای ارزیابی آن بیان کردید!

50 دیدگاه در “آقای شجاعی! لحن شما باید لحن یک پشیمان باشد، نه لحن یک طلبکار

  1. هوالحق؛
    سلام جناب دشمن‌شناس
    امروز همین دشمن است که از طرح گشت ارشاد و جمع‌آوری ماهواره ناراضی‌ست و از مدیرّت فرهنگی! دولت دهم راضی. من خودم هم از طرف‌داران احمدی نژادم ولی رییس‌جمهور ایران هم نقاط ضعفی دارد.
    لطفاً واقع بینانه آرمان‌ها را دنبال کنید. به جای ماست‌مالی کردن انتقادهای سازنده را جدّی بگیریم. من آقای شجاعی را نمی‌شناسم و تا امروز اسمشان را هم نشنیده و نخوانده بودم ولی ایشان دارند واقعیّتی را متذکر می‌شوند، البته خیلی پیاز داغش را زیاد کره‌اند و کرده‌اید.
    امروز سیاست فرهنگی رییس‌جمهور مورد تأیید دشمن است برادر.
    یاحق؛

    • اتفاقا همین دشمن به قول شما هرگز از جمع آوری ماهواره و گشت ارشاد ناراضی نیست بلکه خیلی هم خوشحال است و اخبار آن را با آب و تاب فراوان و با جزئیات تمام در دنیا پخش می کند که بی تدبیری و عقب ماندگی ما را در دنیا نشان دهد. باش تا صبح دولتت بدمد با جمع آوری ماهواره وگشت ارشاد…!

    • می گویم نوشته را نخوانده اید بهتان بر می خورد. نیمی از این نوشته، دفاع از رهبری است و اصلا ربطی به دولت ندارد. من در سخنرانی ایشان بیشتر نیش و کنایه به رهبری می بینم تا دولت.

    • سلام عزیز بهتر است در مورد آقای شجاعی سری به خاطرات جبهه حمید دولت آبادی بزنی
      کار سختی نیست
      آنقدر معروف هست که بتوانی پیدایش کنی

  2. سلام. من عذر می خواهم که کامنت من ربطی به این پست ندارد. لطفا لینگ زیر را بخوانید:
    http://jahannews.com/vdcdsn0fzyt0jk6.2a2y.html

    به نظر شما چقدر این مقاله منصفانه است؟ به نظر شما نمی شود سوالات مشابهی را مطرح کرد که هیچگاه هیچکس نمی تواند از رییس قوه قضاییه و با رییس قوه مجریه و یا مقام محترم ررهبری بپرسد؟ حالا چه شده است که سایت جهان نیوز فقط به رییس قوه مجریه گیر می دهد؟

  3. سلام اقا حامد اقای شجاعی در موقع انتخابات وقتی اون اظهار لطفهای متعصبانه نسبت به اقای موسوی رو می کردند دلیل انتقادهای بی رحمانه ایشان را نسبت به دکتر فهمیدم هر دو از یک منشأ بود حب وبغض نسبت به افراد. .بیچاره دکتر بخاطر مخالفت با برخورد سطحی نگری با مقوله ماهواره وبدحجاب ها از طرف گروهی به انحراف متهم میشود و از طرفی به خاطر کار نکرده از سوی روشنفکران متهم به فرهنگی می شود، شده چوب دوسر نجس

  4. سلام برادر عزیز
    یادم که روزی از نقطه ضعف مسلمان شده های به دست شریعتی حرف می زد که که به دلیل ضعف در درک مفهوم حجیت و امامت به معنای تبعیت تام از ولایت خدا بر انسان بالاخره جایی لیز می خورند.
    مدتهاست قصد کردم مطلبی راجع به انقلابی شده های به دست سید بزرگوار، آوینی بنویسم که به دلیل لایه روشنفکری مدرن که به خاطر اشتغال به این جنس مباحث و فعالیت هنری در دل این دوستان دیروز و نق نقوهای طلبکار امروز هست (درحالیکه در وجود سید مرتضی با مراقبت شدیدی که از خود داشت این روشنفکری دیده نمی شود)، بالاخره جایی لیز می خورند و وقتی لیز می خورند تا انتهای خط می روند.از افخمی و صدر عالمی بگیر تا سید علی میرفتاح و سید مهدی شجاعی و ابراهیم حاتمی کیای عزیز.

  5. عجیبه هیچکس حق هیچ اظهار نظری را نداره؟ فوری انگ ضد فلان وبهمان به او می چسبانید به جای اینکه علت یابی کنید به دنبال معلول هستید؟
    اینطوری با یک شخص فرهنگی رفتار میکنید؟نباید انتقاد از این وضع فرهنگی کرد؟ خوبه خودتون دارید میگید کتابهایی که چاپ میشه پر هست از کلمات نا مانوس نباید گفت چرا؟
    اینکه دشمن خودمون شدیم همین معنا را نمیده؟ اینکه خودمون داریم ریشه به تیشه خودمون میزنیم حتی نباید بیان کرد؟امثال شما نمیگذارید که فرهنگ درست تربیت شود
    تا منتقد نباشد از کجا بدانیم کجای کارمون اشتباه است؟
    در حوزه فیلم که نباید ازفیلم جلف وسبکی مثا اخراجیها پشتیبانی کنیم که شما خوشتون بیاد وانگی نزنیدوتا از فیلم خوبی مثلا کرخه تا راین که بسیار تاثیر گذار بود وتعریف بشه میشیم رگه روشنفکری واشرافیت شمال شهر ووووو
    ومیبینید که واقعا از نظر فرهنگی چه حجاب وچه کتاب وچه… داریم راه خوبی رانمیریم وشمایی که مثلا دست اندر کتاب هم هستید اینطوری؟؟؟
    چه بگوئیم؟؟؟؟

    • اگر نقد آزاد است، لطفا برای ما هم حق نقد آقای شجاعی را قایل شوید. نکند فقط امثال آقای شجاعی حق نقد دارند و ما باید در برابر ایشان خفه خون بگیریم؟ ضمنا سخنانی که گفته اید فکر نمی کنم در مورد من باشد. به نظر می آید در مورد شخص دیگری است. بنده فهرست فیلمهای محبوبم را دو سه سال است در وبلاگ گذاشته ام، اخراجیها در آن نیست و از کرخه تا راین در آن هست.

  6. خوبه خودتون میگید نقد …میدونید نقد سالم با انگ چسباندن خیلی فرق میکند
    واما در باره ایشان …ایشان یک نویسنده وصاحب نظر هستند با منی که فقط چند مقاله هم دارم بسیارمتفاوتند ومیدونید که هرچه وسعت علم ودانش کسی بیشتر باشد صاحب نظر و منتقد بودن ونگرانی از وضعیت فرهنگی از مسئولیت های این چنین اشخاصی میباشد ومیبایست بیان کنند دغدغه های فعلی جامعه را…وشما هم لطفا اینهمه تعصب نداشته باشید بگذارید دلسوزان واقعی کار خودشون را انجام دهند

    • ۱- می دونید که تعبیر بدون دلیل یک نقد به “انگ چسباندن” خودش یک جور انگ چسباندن است. چرا می گویید انگ چسباندن؟ من مصاحبه خود آقای شجاعی را آورده ام و گفته ام شما که خودتان یک زمانی نظر این چنینی داشته اید، حق ندارید لحن طلبکارانه داشته باشید. این می شود انگ؟
      ۲- دقیقا به خاطر آگاهی و سابقه بیشتر آقای شجاعی است که حرفهای ایشان باید نقد شود. یک آدم ناشناس و شناخته نشده، هر حرفی بزند، هیچ اثری ندارد و احتیاجی به نقد ندارد. اما آدم شناخته شده، با سواد و فاضل، اگر حرفی بزند و آن حرف اشتباه باشد، حرفش ممکن است اثرات سوء زیادی داشته باشد. این را برای نزدیک شدن ذهن می گویم و منظورم آقای شجاعی نیست. می گویند اذا فسد العالِم، فسد العالَم.

  7. راستش رو بخواهید من نه از آقای شجاعی خوشم میاد ونه خوشم میومد وحتی نه آثارشو می خوندم هرچند همون سالای ۱۳۷۷ نیستان رو می دیدم و فرضم این بود تو این وانفسا که متر فرهنگ وجبی وکیلویی از طرف دولت داره محاسبه می شه!! خوبه که باز یکی هنوز داره از انقلاب و ولایت حرف می زنه هرچند بعدها متوجه شدم همیشه اون کسی که داره راجع به موضوعی حرف می زنه خودش صاحب اون اندیشه نیست بلکه ممکن __باعرض پوزش__از بی مرکبی سوار اون اندیشه باشه تا به ساحل برسه!!!!اینکه تربیت شده های آوینی وشریعتی ومطهری ………چطوری لیز می خورن موضوع نیست.موضوع اینکه (اپورچونیستها) فرصت طلبها به قول مطهری به فرصتها آویزون می شن تا واسه خودشون موقعیت کسب کنن ودر بزنگهاهای حساسه که خودشونو نشون می دن.به هرحال نه مهدی شجاعی ونه مجید مجیدی ونه شجریان و……برای من هیچ وقت مرجع نبودند خوشبختانه.واساسا مهم خود اندیشه است نه صاحب آن.

    • اینگونه قضاوت کردن در مورد گذشته مجیدی و شجاعی را اصلا منصفانه نمی دانم. حتی حالا هم من این دو را از دست رفته نمی دانم چه رسد به اینکه بخواهم در اخلاص گذشته شان، تشکیک کنم.

  8. ببینید آقای فتاحی، وقتی کسی در شکل گیری یا رشد یک جریان، یک فرهنگ و یک نگاه، نقش داشته و با آن همراهی کرده و با آن موافق بوده است حق ندارد بعدا به خاطر تبعات فراگیر شدن آن نگاه، از دیگر شرکای خود طلبکار باشد. او می تواند بگوید من از اینکه به شکل یافتن این جریان و نگاه، کمک کرده ام، پشیمانم، شرمنده ام، اشتباه می کردم، بریده ام، دیگر نیستم، توبه می کنم و… ولی نمی تواند ژست طلبکارانه بگیرد و جوری وانمود کند که انگار خود او هیچ نقشی در شکل گیری این نگاه نداشته است.

  9. سلام دوست عزیز! واقعا نمی دانم چرا برخی اینقدر درباره فضای اجتماعی و سیاسی کشور دچار سیاه نمایی می شوند؟ کسانی که دیروز در دوره اصلاحات و سازندگی به خاطر مقالاتشان در تنگا بودند، به دادگاه رفتند، محاکمه شدند و … کسانی که از نحوه مدیریت آن دوران به سطوح آمده بودند …. آن روز همین ها افکار الان احمدی نژاد را داشتند. احمدی نژاد از میان همین تفکرات بیرون آمد و دولت تشکیل داد. خواسته مردم نیز چنین بود. اگر این نبود که مردم میان احمدی نژاد و هاشمی، احمدی نژاد را بر نمی گزیدند. حال چه شده که اینها طبل و بلند گو به دست گرفته اند و کوچه به کوچه فریاد می زنند دشمن اصلی اسلام احمدی نژادست.او منحرفست و هرچه تقصیر و زشتی و گناه هست از اوست. احمدی نژادی که امام زمان را به دنیا معرفی کرد، احمدی نژادی که در سازمان ملل از عدالت و ظلم خودکامگان سخن گفت و اینک پژواک سخنان از دل بیرون آمده اش از اروپا و آمریکا شنیده می شود.
    ای بابا چه بگوئیم که انگار قرار است تاریخ تکرار شود. آن بی وقائی ها و کج فهمی ها، کینه توزی ها و … که حق را از حق خود باز داشت.

    • عرفان عزیز سلام
      راستش من خیلی منظورتونفهمیدم.می شه بگی در دوره اصلاحات چه کسانی به خاطر مقالاتشان در تنگنا بودند؟ چه کسانی به دادگاه رفتند؟ چه کسانی محاکمه شدند؟ چه کسانی زندانی شدند؟ میشه لطفا لیست این آدمها رو به من بدی؟

      ببین عزیز من، تو این مملکت مستقل از هر دولتی، یک چیزی همیشه ثابت بوده: قوه قضاییه، صدا و سیما، شورای نگهبان، سپاه پاسداران، شورای تبلیغات اسلامی، شورای ائمه جمعه. و خودت خوب می دانی که همه اینها به کجا وصل هستند. تا زمانی که دیدگاه شما با آن قوم زاویه پیدا نکرده بود، همه چیز بر وفق مرادتان بود و نمی فهمیدید که آن قوم با مخالفینشان چه می کنند. حالا که با آنها زاویه پیدا کرده اید، یواش یواش داره چشمهاتون باز می شه ولی بازم نمی خوایید همه واقعیت رو ببینید. من دور نمی بینم روزی که شما طرفداران احمدی نژاد و مشایی به خیابانها بیایید و آنوقت باتوم بر سرتان ببارد، عمله بیگانه خطاب شوید، دستگیر و محاکمه شوید و تحت فشار برای اعتراف قرار بگیرید، به کودتای ابریشمی متهم شوید، و نهایتا مجبور شوید خفه خون بگیرید.

  10. مشکل این بزرگان آن است که وقتی اشتباه کردند به خاطر غرور یا هر چیز دیگر، تا آخرش می روند و مدام سعی می کنند نشان بدهند که راست می گفته اند. این یک جور تسکین است برایشان. آبروی رفته را می خواهند اعتبار مجدد بدهند پس مظلوم نمایی می کنند. مثل برادر مجیدی که مقابل آقا اشک تمساح ریخت و مثل بچه های تخس اشتباه خودش را انداخت گردن دیگران. خدا بخیرشان و مان کند.

  11. درود بر نویسنده این پست
    خدا خیرت بده
    البته باید فکری کنیم به حال جامعه هنری مان چرا که متأسفانه این گونه ریزش ها در آن زیاد شده است.
    رضا امیرخانی، سید مهدی شجاعی، ابراهیم حاتمی کیا، مجید مجیدی و امثال این ها که فقط دوست دار انقلاب نبوده اند بلکه برای انقلاب آثار خوبی هم تولید کرده بوده اند متأسفانه این طور رفتار می کنند. واقعاً باید چه کرد؟ مشکل کجاست؟ چه ایمنی از آتش برای ماست؟

  12. بازپینگ: آنها که قصه ها را از وسطش تعریف می کنند | آرمانشهر

  13. سلام. متاسفانه وقت نشد تمام مطلبت رو بخونم. اما احساس می کنم خیلی داری سنگ احمدی نزاد رو به سینه میزنی این درست نیست. بنده قبل انتخابات چه روزها و شبعایی که نخوابیدم و مشغول تبلیغات برای کسی بودم که خودش رو منتسب به رهبر و پیرو رهبر میدونست. اما…
    من طلب کارم نه پشیمان. من زحمت کشیدم من خون دل خوردم من به خاطر شعارهای آقا محمود بهش رای دام . انتظار دارم و طلبکارم. طلبکار…
    مجال نیست همه حرفامو بزنم.
    یاعلی

    • سلام
      خب وقتی نخوانده برای مطلب کامنت بگذارید همین می شود دیگر. عمده این مطلب در دفاع از رهبری است، نه احمدی ن‍ژاد. البته منکر اینکه سنگ احمدی نژاد را به سینه می زنم نیستم. چون او را لایق چنین کاری می بینم.

    • سلام دوست عزیز.اگر ملاکت ولایت و رهیری هست توصیه میکنم حتما سخنان رهبری عزیز رو در مورد دولت و بخصوص شخص رئیس جمهور محترم رو از سال ۸۸ تا به اینجا بخون لطفا حتما حتما هم بخون و اگر همه ما خالصا و قلبا از خدا بخواهیم به واسطه همین نائب آقا صاحب الزمان (روحی فداه ) به حقیقت خواهیم رسید.اینقدر رئیس جمهوری را که ارزشهای در حال فنای اسلام وانقلاب را زنده کرد به واسطه بعضی اشتباهات نکوبید عزیزان،مردانگی وانصاف عجب نعمتی است.والسلام

  14. سلام… غربالها هر روز تنگ تر و تنگ تر می شود… الامان از فتنه های آخرالزمان… الامان یا “الله” … و فقط خدای بزرگ و متعال نجات دهنده ماست… خدایا عاقبت ما را ختم به خیر فرما… الهی آمین

    اللهم عجل لولیک الفرج

  15. سلام

    با این مطلب خیلی موافق بودم تا اینکه رجا نیوز لینکش کرد یک افشاگری هم داشتم که دیگه نمی کنم به دلیل بالا آدم های فرهنگی نسل دوم انقلاب ما تقریباً دارند ثابت می کنند که هیچ وقت نمی توانند از سایه سیاست بیرون بیایند و آقایی کنند بلک همیشه باید تابعی از سیاست باشند و چون سیاست ما دچار معضلات اساسی است آنها نیز ناچار دچار می شوند هیچ وقت شیفته شجاعی داستان نویس نبودم بلکه بیشتر شیفته شجاعی مقاله نویس بودم به نظرم به جایگاهی که حقش بوده رسیده چه بسا بیشتر.

  16. sلام
    به جای نصیحت این و اون برید خودتونو اصلاح کنید هنر و تو خودتون تقویت کنید که نه دیگرانی و از مرامتون زده کنید نه اویزان هنر این و ان باشید که از شما خوششون بیاد یا ازتون تمجید کنند
    والعاقبه للمتقین

  17. سلام برادر!
    تبریک به مناسبت میلاد امام رضا(ع)!
    متاسف شدم! نه شجاعی را میشناسم و نه میشناختم. مهم هم نیست که چه نوشته و چه ننوشته.اصلا هم کاری به ((من قال)) ندارم، می چسبم به ما قال!
    متاسفم که در هیچ جای تاریخ، در هیچ دین و مذهب و مسلکی، ارزش ها عوض نمیشوند، انوقت برخی می گویند میشوند! علوم انسانی بر خلاف علوم تجربی به هیچ وجه نسبی نیستند. حالا چگونه می توان ادعا کرد که ملاک ها می توانند عوض شوند، نمی دانم!
    درباره ی ادعای حذف فلان کلمه … هم بعضی سخنان را باید شنید، و به منطقی که این سخنان را می گوید و هوشی که سخن را باور می کند خندید! شبکه ی ضد انقلاب را اتفاقی میدیدم! حرف هایی را مثلا از قول وزیر بهداشت زدند که من می دانم بچه دار شدن زنم کار صهیونیستهاست!!! :lol::lol::lol:
    با خود می گفتم: خاک بر سر کسی که می گوید و بیشتر بر سر کسی که باور می کند!
    به روزم با: چه زمانی آقا عصبانی شدند؟!

  18. سلام
    از این دست آقایون زیاد میان و میرن! انگار یکی از خصلت های ما آدماست که وقتی از خدا جدا میشیم حافظه مون ضعیف میشه و یادمون میره دیروز چی بلغور کردیم!
    در بیست و دو سالی که رهبر معظم انقلاب این مسئولیت رو قبول کردند یادم نمی آد موضوعی رو گفته باشند و بعد از اون موضع برگشته باشند.
    اما زیادند مثل شجاعی ها و مخملباف ها و …

    نظرتون راجع به “معنای دبه درآوردن” چیه؟ می تونید با نظر من مقایسه کنید
    یا علی

  19. چرا شما ها این طورید؟مگه دروغ میگه؟ما خودمون واسه فرهنگ کشورمون چیکار کردیم…هر مشکلی که به خاطر کم کاری خودمون میندازیم گردن دشمن…واقعا از خدا نمی ترسید که الکی انگ هر چیزی بهش میزنید؟انگار مثل..سرتون زیر برف بردید و اطراف نمی بینید…در مورد وضع فرهنگی کشور عدم کار وخواب بودن ما زمینه ساز به وجود این وضع شده یا دشمن توهمی؟؟؟
    واقعا که…

  20. درود برصاحب وبلاگ و درودبرشرف نویسنده مقاله اقایان فتنه گر وطرفدارانشان مثل این سید مهدی شجاعی فکر می کنند هر کار عبث وخبطی انجام می دهند باید با حالت تهاجمی از مردم طلبکاری هم داشته باشند.این اقاهه عرصه جامعه را با عرصه کتاب یکسان تصورکرده انجا در کتابش روسپیگری را امری عادی جلوه می دهد واینجا هم فتنه گری به قصد براندازی تنها نظام شیعه ی جهان را .

  21. تواضع یک توبه کار؟؟؟؟ببخشید از چی باید توبه کنه؟؟؟؟به خاطر حرف حقی که زده وما خوشمون نیومده؟؟؟

  22. .
    با سلام بر شما و دوستان

    دوستان مواظب باشید مواظب باشید

    با مطلب :

    “آیا احزاب مدعی انتخابات مجلس و ریاست جمهوری قابل اعتماد می باشند”

    به روزمی باشم. حتما” مطالعه بفرمایید.

    noore14a.blogsky.com

  23. سلام خسته نباشید
    مطلبتون واقعا خوب بود
    خدا کنه خودش هم بخونه
    باورم نمیشه کسانی که یه روزی با کتابهاشون زندگی می کردم اینطوری شدن
    امیرخانی شجاعی…..
    هععععععععی =((

  24. مشکل بی نمک بودن دست حمایت کنندگان از اینن دولت است که هر چه بیشتر داشته های خود را به خصوص آبرویشان را برای این دولت خرج کردند بیشتر از آن ضربه خوردند و رنج دیدند.

  25. دوست عزیز اگر این همه آسمان را به ریسمان بافتید و از رهبری مایه گذاشتید تا نفی کنید حرف سید مهدی را که وضع فرهنگی خراب است و نفی کنید این را که از ماست که برماست هیچ! ورنه به من قال ننگرید و ماقال را دریابید و دست از این شیوه ی نقد که مقابل مفهوم مورد نظر فردی بخشی از سخن رهبری را (به حکم یومنون ببعضه و یکفرون ببعض) آوردن راهی است به ترکستان گمراهی. کیست که نداند و نبیند جامعه ی ما به کجا میرود از حیث فرهنگی؟ البته که هر کس دراین مملکت به چیزی نقد کند موجب شادی دشمن فراهم میشود. اما آیا این ملاک درستی برای تشخیص درست و غلط است؟ آیا خیال میکنید منظور رهبری چنین چیزی بوده؟ پس پناه بر خدا!

  26. سلام
    شما از کجا می دانید آقای شجاعی از قیافه ی احمدی نژاد خوشش نمی آید؟؟؟ سند این حرفتان چیست؟ که می گویید با این حرف ها می خواهد کینه های شخصی اش را بروز دهد.
    اگر سندی برای این اتهام آوردید، به بقیه ی حرفهایتان هم می شود فکر کرد.
    اما اگر منصفانه بنگریم، فاتحه ی این جور حرف زدن را باید خواند. من و شما با این نوع موضع گیری های نا به حق و دفاع های غلط از رهبری به جایی نمی رسیم. خود رهبر هم چنین موضعی نسبت به آقای شجاعی نگرفتند. جلوی رهبر راه می روید؟؟

  27. حرف استاد شجاعی تا حدود زیادی درست است و من نیز با وجود ولایت پذیری، این برداشت را جزو معدود اشتباهات امام و آقا میدانم.
    این طور باشد تأییدات خلفای ثلاث علیهم اللعنه در حق امیرالمؤمنین علی علیه السلام را چطور تعبیر می کنید؟ اینکه از دینداری او، امانتداری او و ذکاوت و سیاست او تعریف و تمجید می کردند تا آنجا که آن ملعون گفت: لولا علی لهلک عمر.
    یا در ماجرای خروج امام حسین علیه السلام از مکه به کربلا که با تأیید و تشویق و تأکید شدیدآن منافق ازل و ابد، عبدالله بن زبیر همراه شد.
    و صدها نمونه دیگر.
    مشکل شما این است که منطق نخوانده اید. در منطق، بحثی هست به نام عموم و خصوص من وجه؛ یعنی برخی مفاهیم ممکن است در برخی جاها بین دو چیز بظاهر متضاد، اشتراک یابند، مثل مفهوم آزادی بیان که هم مایه افتخار فرهنگ آلوده غرب است و هم مایه افتخار فرهنگ اسلامی و ناب شیعی تا حدی که استاد شهید مرتضی مطهری از آن به عنوان نماد فرهنگ تشیع نام می برند.
    یا در قضایای اخیر بیداری اسلامی، دست کم در اتخاذ موضع ظاهری، هم رهبر معظم انقلاب و هم انگلیسی ها و نهادهای حقوق بشری غرب و شبکه های اجتماعی مورد حمایت آمریکا، از انقلاب تونس و مصر حمایت کردند. این دلیل نمی شود که بگوییم موضع رهبر انقلاب اشتباه بوده است چون دشمن از این موضع حمایت می کند.
    بنابر این ممکن است دشمن جایی از برخی مواضع ما تمجید کند که مشترک با مواضع اوست و این آسیبی به دین و فرهنگ و امنیت ما نمی زند.
    متأسفانه این اظهارنظر غلط امام و آقا، طی سالهای اخیر باعث رشد جانوران گزنده ای چونان حسین شریعتداری و امثاله شده است که چنان مؤکد و جازم بر مرزبندی دقیق با دشمن تأکید می کنند که گویی هرکس مرزبندی دقیق نکند کافر است. اسلام این گونه از ما نخواسته. فرمودند انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال. یعنی ممکن است گاهی حتی اوباما و نتانیاهو هم حرف درستی بزنند. هر جا حق گفتند حمایت می کنیم و هر جا باطل گفتند در دهانشان می زنیم. این است انصاف و حق مداری اسلامی. والله یهدی الی سبیل الحق..

    • من دیگه نخواستم از کتابهایی که انتشارات نیستان بدون مجوز منتشر کرده و ارشاد هم اغماض کرده، صحبت کنم. از کمکهایی که به انتشارات ایشان شده است صحبت کنم. خواستم مسائل علنی را بگویم. آن وقت حضرت آقا اینجوری طلبکار هم هست.

  28. با عرض سلام و ادب
    مطلبتان را خواندم، هر چند دیر…
    خوب می نویسید و خوب و دقیق به مسائل می پردازید
    مطلبتان را که خواندم یاد نامه سیدمهدی شجاعی افتادم همان نامه ی سرگشاده ی هشتاد و هشتی و جوابگویی جامع و کامل وحید جلیلی به این همه تزلزل و تکذیب و بی انصافی
    ******
    ان شاء الله خداوند بصیرت و ثبات قدم را در راه حقیقت نصیبمان بفرماید
    *****
    یک روایت جدید به نام کوله پشتی نود و یکی نوشته ام. باعث افتخار است اگر فرصت کردید نگاهی بیندازید وقلم رنجه بفرمایید و نظری بزنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<