سبزها و توهم در اکثریت بودن (ویرایش دوم)

توجه به نکاتی که در ادامه آمده است، به آن دسته از سبزها که تصور می کنند در اکثریت بوده اند کمک می کند تا با واقعیت کنار بیایند:

۱- در مرحله اول انتخابات سال ۱۳۸۴ (۲۷ خرداد)، اگر می خواستی فضای حاکم بر دانشگاهها و اینترنت را ملاک قرار دهی و آنچه را که در این دو فضا می گذرد، مشتی نمونه خروار از وضعیت جامعه به حساب آوری، مصطفی معین باید رئیس جمهور ایران می شد، اما دیدیم که پس از شمارش آرا، معین، رتبه پنجم را در میان کاندیداها احراز کرد. جالب اینجا بود که درصد بالایی از همان رای او، متمرکز در استان سیستان و بلوچستان بود و اگر بلوچها به او رای نداده بودند، او همین رتبه را هم احراز نمی کرد. معین، شاید اگر رتبه دوم یا سوم را بدست آورده بود می توانست دستکاری در آرای خود را بهانه بیاورد، ولی رتبه او به قدری پایین بود که ادعای دستکاری در آرای او، محلی از اعراب نداشت.

۲- در مرحله دوم انتخابات همان سال (۳ تیر)، اگر قرار بود خودروها و مغازه هایی که عکس کاندیداها را نصب کرده اند، ملاک قرار دهی، به نظر می آمد که اکثریت آرا با هاشمی رفسنجانی است. هرچند شاید خودروهایی که عکسی از هاشمی رفسنجانی را بر شیشه هایشان نصب کرده بودند، یک درصد از خودروهای متحرک در خیابانها نبودند، اما چشم ها را پر کرده بودند. اما همانطور که دیدیم در مرحله دوم انتخابات، احمدی نژاد با اختلاف زیادی نسبت به هاشمی رفسنجانی پیروز میدان شد.

۳- در ایام تبلغیات انتخابات، پیاده روهای حاشیه برخی میدانهای شهر در قرق طرفداران میرحسین موسوی بود و برخی خیابانها مثل نیمه شمالی خیابان ولیعصر، در ساعات پایانی روز شاهد ترافیک ناشی از حضور ماشینهای میرحسینی بود. اما مگر چند ماشین لازم است تا خیابانی را دچار ترافیک کرد؟ پیاده روهای میدان ولی عصر، فلکه صادقیه، میدان تجریش، میدان هفت تیر، میدان ونک و چند میدان دیگر در تهران را با چند نفر آدم می توان پر کرد؟ ۵۰۰ نفر؟ ۱۰۰۰ نفر؟ تو بگو ۳۰۰۰ نفر. هر چقدر هم که اصرار کنید، قبول نمی کنم که رقمی بیشتر از این تعداد، برای پر کردن پیاده روهای حاشیه میدان ها لازم باشد. به دوران دانش آموزی خود رجوع کنید. برای اینکه تصور کنید ۷۰۰، ۸۰۰ نفر، چه حجمی از جمعیت است، زمانی را که تمام دانش آموزان مدرسه تان در حیاط مدرسه به صف ایستاده بودند تجسم کنید. اگر در یک مدرسه دولتی درس خوانده باشید، نهایتا ۷۰۰، ۸۰۰ نفر در حیاط مدرسه بوده اند. حالا این جمعیت را در حاشیه میدان های اصلی شهر بریزید. انصافا در حدی که به چشم بیاید، حاشیه میدان ها را پر می کنند. آیا می توان نظر ۳۰۰۰ نفر را و تو بگو ۳۰ هزار نفر را به کل جمعیت یک شهر هشت میلیون نفری تعمیم داد؟

۴- به عکس تصوری که اصلاح طلبان همیشه سعی در القای آن دارند که تمامی طرفدارانشان انسانهایی بی نهایت مسالمت جو، صلح طلب و اهل منطق هستند و مخالفان شان انسانهایی به غایت خشونت طلب، فناتیک و فاشیست هستند، احساس عمومی جامعه چیز دیگری می گوید. در انتخابات امسال، طرفداران پر و پاقرص میرحسین موسوی، با خیال راحت، عکس کاندیدای مورد نظر خود را بر ماشینهایشان نصب کردند، پارچه ای سبز به دوش انداختند، لباس سبز پوشیدند و مچ بند سبز به دست بستند، بدون اینکه واهمه ای از آسیب رسیدن به ماشینهایشان داشته باشند، یا احساس کنند که ممکن است مورد تمسخر و تحقیر دیگران قرار بگیرند. اما از سوی دیگر، طرفداران زیادی از احمدی نژاد را می شناختم که از ترس پنچر شدن، خط افتادن روی بدنه یا شکسته شدن شیشه خودرویشان، از نصب عکس احمدی نژاد یا پرچم ایران به شیشه خودروهایشان خودداری کردند. در فضایی که شعارهایی مثل «هر کی که بی سواده، با احمدی نژاده» سر داده می شد، تعداد زیادی از احمدی نژادیها بودند که از ترس تحقیر،‌ تمسخر و حتی حمله فیزیکی گروهی از طرفداران کاندیدای مقابل، حاضر نبودند مچ بند پرچم ایران را به مچ هایشان ببندند. این دسته می گفتند ما که در روز انتخابات، رای خود را به کاندیدای مورد علاقه مان می دهیم، چرا برای خودمان دردسر درست کنیم؟ برایم خیلی جالب بود که یک روز در دانشگاه، دو نفر از هم کلاسی هایم، نظر مثبتشان نسبت به احمدی نژاد را به صورت راز مگو و درگوشی با من در میان گذاشتند! خلاصه اینکه، مدعیان مدارا و لیبرالیسم، فضایی از خفقان نرم را بر جامعه حاکم کرده بودند که جلوی ابراز وجود طرفداران احمدی نژاد را می گرفت. خفقان نرمی که البته در سر صندوقهای رای و موقع نوشتن نام احمدی نژاد بر برگه رای، دیگر وجود نداشت.

۵- سئوال. در روزهای آخر تبلیغات انتخابات، یعنی اوج تبلیغات، از میدانهایی مثل ولیعصر و ونک(که پاتوق چهره هایی تقریبا ثابت از طرفداران میرحسین موسوی و کروبی و جمعیتی اندک نسبت به کل جمعیت تهران شده بود) که دور می شدی و به محلهای پر رفت و آمد شهر که می رفتی، انصافا چند درصد از مردم را با مچ بند سبز می دیدی؟ بارها در ایستگاههای شلوغی مثل ایستگاه متروی میدان امام خمینی، این موضوع را چک کردم. گاهی حتی از هر صد نفر، یک نفر هم مچ بند سبز به دست نداشت. البته ممکن است بسیار کسان باشند که به میرحسین رای داده باشند و از عنصر سبز هم در پوشاکشان استفاده نکرده باشند، اما این توهم را که میرحسینی ها در اکثریت هستند، اِلمان های سبز رنگ پوشاک افرادی به وجود آورده بود که نسبت به کل جمعیت کوچه و خیابان ها در اقلیت بودند. سبزها توی چشم بودند ولی «توی چشم بودن»، «در اکثریت بودن» نیست.

سئوالی دیگر. به جز ساعات پایانی روز و نیمه شب که خیابانها جولانگاه طرفداران کاندیداها بود، در ساعات کاری روز و در مناطقی که زندگی جریان داشت، چند در صد از ماشینها عکس میرحسین یا پرچم سبز به همراه داشتند؟ آیا هیچ وقت در یک ترافیک سنگین، چنین چیزی را چک کردید؟

۶- در سال ۱۳۸۴، به عکس تصور رایج، پایگاه رای احمدی نژاد، شهرهای بزرگی همچون تهران، اصفهان،‌ مشهد و… بود. هر چه از شهرهای بزرگ به طرف شهرهای کوچک و روستاها می رفتیم از درصد آرای احمدی نژاد کم می شد و به درصد آرای هاشمی رفسنجانی افزوده می شد. در شهرستانها و روستاها، رسانه غالب، تلویزیون است و ضریب نفوذ روزنامه و اینترنت در بین مردم، نسبت به شهرهای بزرگ، کمتر است. در سال ۱۳۸۴، احمدی نژاد از این نظر برای شهرستانیها و روستاییها فردی مطلقا ناشناخته بود. اما در سال ۱۳۸۸ چطور؟ آیا احمدی نژاد به اندازه سال ۱۳۸۴ برای شهرستانیها و روستاییان ناشناخته است؟ با این حساب،‌ آیا افزوده شدن رای شهرستانها و روستاها به سبد رای احمدی نژاد با توجه به اینکه حالا او را در این مناطق نیز می شناسند، خیلی غیر عادی است؟

۷- چند روز پیش در مترو،‌ پسر جوانی وقتی مچ بند پرچم ایران را بر دستم دید به من گفت پدرم ۲۵ سال است که در هیچ انتخاباتی شرکت نکرده است، اما می خواهد در این دوره، از لج هاشمی رفسنجانی به احمدی نژاد رای دهد. آیا کسانی مثل این مرد که ۲۵ سال در انتخابات شرکت نکرده اند و حالا که آمده اند، به احمدی نژاد رای می دهند کم هستند؟

۸- هفته گذشته، در حالی که طرفداران میرحسین موسوی قصد داشتند برای مانور طرفداران، ورزشگاه یکصدهزار نفری آزادی را پر کنند (و البته به علت بازی ایران و امارات و قوانین فیفا که تا ۴۸ ساعت قبل از هر بازی بین المللی، ورزشگاه مربوطه باید در اختیار فیفا باشد موفق به این کار نشدند) تجمع عظیمی از طرفداران احمدی نژاد در مصلای تهران برگزار شد که در تخفیفی ترین تخمینها، حداقل سیصدهزار نفر در آن شرکت کردند.
مقایسه جمعیتی که در همین چند هفته اخیر در تبریز به استقبال میرحسین موسوی رفتند با جمعیتی که به استقبال احمدی نژاد رفتند نمونه ای دیگر است.
در حالی که در سفر هفته گذشته احمدی نژاد به اصفهان، تمام میدان امام خمینی و خیابانهای اطراف آن تا کیلومترها پر شده بود، در سفری که محمد خاتمی برای تبلیغ میرحسین موسوی به اصفهان رفت، تنها نیمی از میدان امام خمینی پر شده بود. چرا برای مقایسه طرفداران یک کاندیدا، به استقبالی که از هر دو کاندیدا در یک شهر و با فاصله زمانی کوتاهی انجام شده است نگاه نمی کنیم؟ (هرچند این مولفه هم، ملاک مطلق قضاوت در مورد حامیان یک کاندیدا نیست و صندوقهای رای، تعداد طرفداران واقعی یک کاندیدا را معین می کنند، اما برای نزدیک کردن ذهن به واقعیت، موثر است.)

۹- آیا اگر، در شمال و مرکز شهر تهران زندگی می کنیم و بر فرض در این مناطق، اکثریت با میرحسین موسوی است، به معنی این است که در مناطق پرجمعیتی مثل ورامین، پاکدشت، اسلامشهر و …هم میرحسین موسوی حائز اکثریت است؟ آیا اگر در شهر یزد، میرحسین موسوی اکثریت دارد به این معنا است که در مشهد و اصفهان هم اینگونه است؟ (خوشبختانه دیروز، جزئیات تعداد آرای کاندیداها در حوزه های ۱۱گانه استان تهران منتشر شد. بر اساس این آمار، تعداد آرای آقای موسوی در شهر تهران، حدود ۳۵۰ هزار رای، بیشتر از آرای دکتر احمدی نژاد است. امیدوارم تهرانیهایی که فکر می کنند رای آنها به میرحسین موسوی، به حساب احمدی نژاد ریخته شده است به این آمار توجه کنند.)

۱۰- اصولا، ادعای تقلب تعیین کننده و تاثیر گذار در انتخابات ایران، معلول نا آشنایی با مکانیسم انتخابات در ایران است. اگر تمام صندوقهای رای، پس از اخذ آرا، به نقطه ای مرکزی، مثلا وزارت کشور انتقال داده می شد و رای ها در آنجا، آن هم دور از چشم ناظران، شمارش می شد، می شد تصور کرد که امکان دستکاری در آرای مردم وجود دارد. اما وقتی حدود چهل و پنج هزار صندوق وجود دارد که برای شمارش آرای هر کدام از آنها، بین ده تا پانزده نفر عامل اجرایی و ناظر بومی شمارش آرا (اعم از ناظران کاندیداها، شورای نگهبان و وزارت کشور) وجود دارد، به این معنی است که در سرتاسر کشور، حدود ۵۰۰-۶۰۰ هزار نفر درگیر شمارش آرا هستند. راستش را بخواهید، تقلب عمده در انتخاباتی که ششصد هزار نفر در سطح کشور، در شمارش آن دست دارند و شاهد رای واقعی مردم هستند، هنر بالایی در حد هنر احسن الخالقین می خواهد.

۱۱- حدود پنجاه هزار ناظر از طرف آقای موسوی در صندوق های رای حضور داشته اند و پس از شمارش آرای هر صندوق با امضای خود، صورتجلسه آن را تایید کرده اند. بنابراین، ادعای کلی «تقلب در انتخابات»، کافی نیست. ای کاش یک نفر از این ناظران، به صورت مصداقی و مشخص، می گفت که چه فرد یا افرادی، چه زمانی، کجا و چگونه، آرای یک صندوق یا حوزه را دستکاری کرده اند.

وقتی جماعتی در این توهم باشند که در اکثریت هستند ولی در انتخابات، اکثریت را به دست نیاورند، خیلی راحت می توان آنها را به بازی گرفت. مردم ایران، منحصر به مردم شهر تهران یا دانشجویان برخی دانشگاهها نیستند.

21 دیدگاه در “سبزها و توهم در اکثریت بودن (ویرایش دوم)

  1. تو جنایتکار دونمه ای هستی!
    تو یک یهودِ فاشیست هستی!

    امیدوارم رضایت جلوی چشمانت پرپر بزند و بمیرد!
    در غیر اینصورت ما خودمان او را می کشیم.
    تو یک قاتل بیش نیستی!



    قابل توجه خوانندگان محترم: بخش هایی از کامنت بالا به علت قباحت بیش از حد، حذف شده است.

  2. کس کش دونمه!

    این همه مردم در سرتاسر ایران دارن علیه رژیم جنایتکار شما دارن تظاهرات می کنند، حالا تو زر می زنی که مردم فقط تهران نیستند؟

    شما بی ناموس ها به همۀ اینها می گین چند صد نفر؟
    بی ناموس!
    همین تعداد مردم در خیابانها کافی است که با توجه به آنها گفت رژیم جنایتکار شما غیر قانونی است.

    به تعداد تک تک ایرانی ها که علیه رژیم تظاهرات می کنند… تو که تعداد واقعی مردم در خیابانها را می دانی! …؟

    در ضمن مطمئن باش رضا را از کون دار می زنیم، جلوی چشم تو دارش می زنیم. خواهی دید.


    قابل توجه خوانندگان: بخش هایی از کامنت بالا به علت قباحت بیش از اندازه حذف شده است.

  3. تو خیلی احمقی من طرف هیچ کدون نبودم ولی الان می بینم چقدر فجیع به خاطر اعتراض ارام مردم به جان جوونها می افتن و خونشونو میریزن تو شهر ما هر اعتراضی با باتوم جواب مبی گیره پس اگه شما مطمئنیننننن تقلب نشده پس چرا این همه سانسور چرا فیلتر چرا مخفی کاری چرا نشون نمی دن مردم و چه طور می زنن .همین دانشجوهای کوی دانشگاه رو چرا این جوری به جونشون افتادن ..چرا اگه یکی برگرده یه اعتراض ساده بکنه تا دم مرگ میزننش چرا احمدی نژاد یک بار اجازه نداد میرحسین بیاد تو تلویزیون یا بین مردم ..مگه ازادی نیس پس چرا حق نداریم یه اعتراض کوچیک داشته باشیم ووتا اسم موسوی رو بیاری مثه پسرخاله خودم دهنشو پر خون می کنن
    تتو رو خدا بیدار شو اگه هم مزدور اونایی به وجدانت برگرد
    شاید یکی از این هایی که بی دلیل کتک بخوره و یا زخمی بشه برادر و خواهر ت و باشه
    دست خدا صدا نداره

  4. کس کش دونمه!

    چرا مطلب شهبازی را چاپ نمی کنی که احمدی نژاد را دونمه ای خواند؟

    همین الان تو خیابونهای تهران صدها هزار نفر دارن تظاهرات می کنند. این ها هم حس و خاشاک هستند؟

    این ها هم نواره؟

    می گید این ها عوامل خارجی هستند؟

    ریدم به انقلاب … که این همه عامل حارجی در ایران تولید کرد!!!!

    ریدم به …!


    قابل توجه خوانندگان: بخش هایی از کامنت بالا به علت توهین آمیز بودن آن حذف شده است.

  5. باسلام
    بنده یکی از طرفداران آقای موسوی هستم. نه خس و خاشاکم نه علف هرزم نه از کره مریخ اومدم نه از آمریکا نه اغتشاشگر و آشوب طلبم نه سگ بازم نه بالا مرفه بی دردم نه هیچ کدوم دیگه از اون برچسبهایی که امثال شما به امثال ما چسبوندن. من فقط یک طرفدار آقای موسوی هستم. نه شیشه شکستم نه موتور آتیش زدم نه در جمع هایی که بودم کسی از همفکرانم چنین کارهایی رو کرده
    من یک طرفدار آقای موسوی هستم
    ۱- اتفاقا همون زمان هم اگر سایتها و خیلی از رسانه های موسوم به اصلاح طلبی رو مرور میکردید میدیدید که آقای معین از مقبولیت چندانی برخوردار نیست و فقط از سر مصلحت بود که خیلی ها براشون تبلیغ میکردند. این رو میگم چون همون روزها از خیلی از کسانی که شما اصلاح طلب و دوم خردادی قلمدادشون میکنید میشنیدم که گلایه میکردن که چرا نماینده اصلاح طلبان کسی مثل معین هست که اصلا نمیتونه حتی نصف مقبولیت خاتمی رو داشته باشه. تو فضای نت هم اصلا حرفی از معین نبود حرف از اصلاح طلبی بود… یعنی گفته میشد باید به اصلاحات رای داد. و البته تجربه نشون داده که عموم مردم ما حتی اونهایی که میگن روشنفکر یا اصلاح طلب هستیم تمایل چندانی به حزب گرایی ندارن وقتی نماینده اون حزب رو قبول نداشته باشن

  6. به همین علت وقتی رآی نیاورد اتفاقا خیلی هم قابل پیش بینی بود و البته اصلاح طلبان هم افسوس خوردن که چرا یک نماینده بهتر رو نتونستن به میدون بیارن.
    ۲- بازم من نمیدونم شما کجا زندگی میکردید که فکر میکردید اتفاق آرا با هاشمی هست! من که در اون زمان به شدت رسانه های اصلاح طلبان رو پیگیری میکردم این احساس رو داشتم که یک رقابت نامعلوم هست. چون آقای هاشمی هرگز اصلاح طلب شناخته نشده و فاصله یک هفته ای هم این اجازه رو نمیداد که چنین تصویری از ایشون درست بشه. حتی خیلی ها با ایشون مخالف بودن. از اونطرف هم کسی درباره آقای احمدی نژاد تصویر درستی نداشت. جز چیزی که از ظاهر ایشون قضاوت میشد و جکها و بعضی قضاوتها. چیزی که مردم ما فیلترهای خیلی خوبی هستن بر اش. خوب یادم هست روز ۲۸خرداد که رفتم سرکار و تا اون موقع تقریبا نتایج مشخص بود بهت زده بودم. از قبل میدونستم که رقابت انقدر بی رمق و بی قطب هست که به سادگی نمیشه برنده اش رو تشخیص داد اما احمدی نژاد؟ اصلا تصور نمیکردم. ولی روز ۴ تیر شانس دو طرف رو مساوی میدونستم و خیلی های دیگه هم اینجور فکر میکردن و بنابراین نتیجه زیاد عجیب نبود

  7. ۳- عجب سئوال به جایی! میدان ولیعصر با چند نفر پرمیشود؟ پس جشن پیروزی را کجا بگیریم تا تعداد جمعیت را “خوب” به دنیا نشان دهیم؟!!!
    ۴- این اولین باری هست که چنین استدلالی میشنوم! هرگز در طول تبلیغات چنین مشکلی به گوشم نخورده بود! خب ممکن است من نشنیده باشم.. فقط عجیب است! طرفداران این دولت که ادعای شجاعت و … دارد یعنی اینقدر ترسو و مصلحت جو هستند؟ حتی از سگ بازان سبز پوش هم میترسند؟ بابا ایول! آیا ترس شما نشانه خشونت طلبی ماست؟!
    ۵- خب این رو که خودون جواب دادید! دیگه من چی بگم؟ خیلی ها ممکنه رای داده باشن و سبز نپوشیده باشن و صد البته برعکس! چه ربطی داره؟
    ۶- متوجه نشدم.. چه کسی گفته این رای غیر عادی است؟ :-؟ اتفاقا اگر رسانه های طرفدار موسوی ( نه رسانه های رسمی… رسانه های مردمی تر مثل وبلاگها) رو مطالعه کرده باشید همه میگفتن احمدی نژاد رای شهرهای کوچکتر و روستاها رو داره


    ر مودر اینکه منکر وجود خشونت در بین طرفداران موسوی شده اید نیز شما را به واقعه ای ارجاع می دهم که برادرم شاهد آن بوده است. چهارشنبه، سیزده خرداد،‌ شب، در منطقه تهرانپارس، طرفداران موسوی، راننده وانتی را که عکسهای احمدی نژاد را به خودرویش نصب کرده بود به زور از ماشین پیاده می کنند و زیر مشت و لگد،‌ خونین و مالین می کنند. عکسهای احمدی نژاد را هم از بدنه و شیشه ماشین می کنند و پاره پاره می کنند. بخشی از وقایع فراوان دیگر از این دست را نیز می توانید در لابه لای اخبار و عکس های سایتهای طرفدار احمدی نژاد پیدا کنید. مثل اسید ریختن روی سر چند دختر احمدی نژادی، شکستن شیشه خودرویی که عکس احمدی نژاد را نصب کرده بود و…
    متاسفانه ما، رسانه ای همچون بی بی سی فارسی نداریم که چهره خونین دوستان ما را نشان دهد و صدا و سیما هم بی بخار است. بی بی سی فارسی،‌ فقط کسانی را به عنوان مظلوم نشان می دهد که پس از حمله به اتوبوس ها، بانکها و مغازه های مردم، مورد هجوم پلیس قرار گرفته اند. البته منکر برخی رفتارهای نادرست نیروهای پلیس و برخی نیروهای خودسر هم نیستم.

  8. – عجب استدلالی!!!! اگه من الان بگم آره خیلی کم هستن میای میگی سندت کو؟ مدرک نشون بده! اگر هم بگن نه خب کم نیستن خواهی گفت دیدی من راست گفتم؟!
    ۸- آخه شما استدلال خودت رو جواب میدی!میگی باید طرفداران دوتا کاندید رو با هم مقایسه کرد بعد طرفداران خاتمی رو ( که کاندید نیست) با طرفداران احمدی نژاد مقایسه میکنی؟!!! اصلا چی بگم!
    ۹- خیر چنین معنایی نداره… لزومی هم نداره داشته باشه… درانتها به نکته ای مربوط به این اشاره میکنم
    ۱۰- خب این استدلال پذیرفتنی نیست از نظر من! برای اینکه جمع کننده و اعلام کننده این آرا یک مرجع هست و اگه این ناظران که در شمارش دست دارند برفرض ببینن نتایج اعلام شده مغایرتی با اون چیزی که شمارش کردند داره تصور خواهند کرد تاثیر مراکز و مناطق یا صندوقهای دیگه است! اگر چه اصولا من نمیخوام اثبات کنم در انتخابات تقلب صورت گرفته!
    ۱۱- ستاد مهندس موسوی اعلام کرده که اساسا در بعضی مناطق اجازه ندادن ناظر ایشون پای صندوق باشن اما این مهم نیست.. مهم اینه که مگه شما امضای همه این آدمها رو پای صورتجلسه دیدید؟ مطمئنید همه صورتجلسه ها قانونی و با امضای هرچهار ناظر بوده؟ برای چنین استدلالاتی باید که هردو طرف یک مرجع رو به صداقت قبول داشته باشن که ندارن!


    قابل توجه شما اینکه در جمع زدن آرای صندوقهای هر حوزه، و در جمع زدن نهایی آرای کشوری هم ناظران کاندیداها حضور دارند.
    حتی اگر ناظران آقای موسوی در نسبت قلیلی از کل صندوفها حضور نداشته اند، نسبت رایهای دو کاندیدای مطرح، در صندوقهایی که ناظر داشته اند، می تواند قابل تعمیم به صندوقهای بدون ناظر باشد.

  9. خب این از مطالب ۱۱ گانه
    اما حرفای خودم. آقای احمدی نژاد در پاسخ هرکسی که بهشون انتقاد کرد که چرا هولوکاست رو انکار کردی گفتن من انکار نکردم من فقط دو تا سئوال مطرح کردم. من هم دقیقا میخوام از همین استراتژی الان استفاده کنم. من نمیگم در انتخابات تقلب شده تلاشی هم برای اثباتش ندارم. من فقط چند سئوال دارم:
    ۱- اگر کاندیدای منتخب به حق و بدون هیچ گونه تقلب و تخلفی انتخاب شدن چرا از شب رای گیری تا به حال به ترتیب اس ام اسها و بعد سایتهای خبری ( توجه کنید فقط سایتهای طرفدار موسوی و سایتهایی که اخباری از طرفداران ایشون پخش میکردن) و اجتماعی و گروهی و در مقاطعی حتی تلفنها قطع شد؟ آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟ چرا از ارتباط مردم با هم میترسد؟
    ۲- حتی اگر بپذیریم که “بعد” از اعلام آرا و جهت آرام نگه داشتن اوضاع این راههای ارتباطی قطع شده به چه حجتی “پیش” از حتی برگزاری انتخابات ارتباط اس ام اسی قطع شد؟ آیا این جناح هم توهم آشوب داشت؟
    ۳- کسی که به حق و بی مشکل پیروز شده چرا درست از لحظه اعلام نتایج “پلیس ضد شورش” را ( توجه کنید.. نه نیروی انتظامی… نه نیروهایی که به صورت عادی برای برقراری نظم احضار میشوند بلکه پلیس ضد شورش) به خیابانها می آورد؟
    ۴- مگر جز این است که آقای موسوی ۱۳ میلیون رای آورده اند؟ آیا این ۱۳ میلیون نفر ایرانی نیستند؟ آیا حق ندارند حرفشان را به گوش مسئولان برسانند؟ حق ندارند انتخاب کنند؟ چرا وقتی نظرشان را اعلام میکنند میشوند سگ باز ؟ چرا وقتی آنها به خیابان می آیند نامشان میشود آشوبگر و مردمی که به حمایت از احمدی نژاد می آیند میشوند مردم مومن و انقلابی؟

  10. ۴- مگر جز این است که آقای موسوی ۱۳ میلیون رای آورده اند؟ آیا این ۱۳ میلیون نفر ایرانی نیستند؟ آیا حق ندارند حرفشان را به گوش مسئولان برسانند؟ حق ندارند انتخاب کنند؟ چرا وقتی نظرشان را اعلام میکنند میشوند سگ باز ؟ چرا وقتی آنها به خیابان می آیند نامشان میشود آشوبگر و مردمی که به حمایت از احمدی نژاد می آیند میشوند مردم مومن و انقلابی؟
    ۵- در تاریخ ۳۰ ساله انقلاب و انتخابات ریاست جمهوری ( از دوره آقای خامنه ای به بعد که انتخابات در شرایط عادیتر و بدون ترور و… برگزار شد ) همواره دو تا سه روز بعد از پایان رای گیری شورای نگهبان صحت انتخابات را اعلام کرده و متعاقبا رهبری پیام میدادند. چرا دراین انتخابات در یک حرکت بی سابقه در عرض نصفه روز و بلافاصله بعد از پایان “اعلام” نتایج شمارش و قبل از تایید شورای نگهبان پیام رهبری پخش شد؟
    ۶- من از جاهای دیگر خبر ندارم. مادر من اهل شبستر و یکی از بهترین دوستانم اهل خامنه است. خامنه که میدانید کجاست. شهر میرحسین. شهر کوچکی هم هست. در یک شهر کوچک هم برای فهم نظرات مردم لازم نیست سایز میدان ولیعصرشان را اندازه بگیریم. طبق اطلاعی که من از خانواده مادری و دوستم از خانواده و بستگانش در خامنه داشته ایم خامنه ای ها و شبستری ها با جدیت طرفدار میرحسین بوده اند هم به جهت عرق قومی و هم به جهت همشهری بودن. چرا در آرای اعلام شده تعداد آرای میرحسین و احمدی نژاد در این منطقه برابر بود؟
    ۷- و در نهایت اینکه فکر میکنید اگر این چنین راههای ارتباطی مردم از طرف دیگر بسته نمیشد آیا شدت اعتراض معترضان اینهمه افزایش پیدا میکرد و مردم به ناچار برای رساندن صدایشان به مسئولان به خیابانها می آمدند؟ تجربه بشری نشون داده که هرجا سرکوب کنی به شکل بدتر و اغراق شده تری جواب میگیری!


    سلام
    در سال ۱۳۷۶، رای آقای خاتمی در شهر نور که زادگاه آقای ناطق نوری بود از آقای ناطق نوری بیشتر بود، در سال ۱۳۸۰ هم رای آقای خاتمی در شهر بهشهر که زادگاه آقای احمد توکلی بود از رای ایشان بیشتر بود؟ به نظر شما می توان به دلیل این دو واقعیت، در انتخابات سال ۱۳۷۶ و ۱۳۸۰ تشکیک کرد؟

  11. سئوالهای زیاد دیگه ای هم هست اما شاید همین کافی باشه فعلا
    فقط یک نکته و اون اینکه اساسا خیلی از ماها حرفمون این نیست که ما اکثریت هستیم. حرف ما اینه که ترکیب آرا منطقی نیست. حتی ( این نظر شخصی منه) اگه اعلام میشد مثلا آقای موسوی ۱۷ میلیون رای آوردن و آقای احمدی ۲۰ میلیون و بقیه هم ۱ تا ۲ میلیون من فکر میکنم اصلا این اعتراضات ایجاد نمیشد و نتیجه انتخابات هم تفاوتی نداشت
    این وبلاگ هم مدام ارور میده و نظراتش باز نمیشه.. اگر اصلا بشه مابقی کامنتهام رو ارسال کنم! چون از دیشب تا به حال نتونستم صفحه رو باز کنم
    در ضمن چون نظرات پابلیش نمیشد اگر چیزی رو مجدد ارسال کردم و یا غلط املایی چیزی در متنها هست شرمنده
    در ضمن قبل از اینکه بگید ترسو بود و هیچ ردی از خودش نذاشت بگم که وبلاگ ندارم تا آدرسش رو بدم ولی ایمیلم رو در این کامنت آخری ارسال میکنم. اگر چه چون بحث عمومی هست و حرف خصوصی ای زده نشده فکر میکنم بهتر باشه اگر جوابی هست همینجا بفرمایید. شاید دیگرانی هم بخوان حرف بزنن و بهتره نظراتشون رو بشنویم.. نترسید بابا.. موتورهاتون رو پنچر نمیکنیم!!!!
    و من الله التوفیق


    سلام
    از لحن دوستانه و مودبانه شما که متاسفانه در بین بسیاری از طرفداران آقای موسوی وجود ندارد بی نهایت ممنونم. برخی از سئوالهایتان را در زیر خود کامنت مربوطه پاسخ داده ام.

  12. بیچاره بدبخت فکر کردی با نوشتن فحش به خودت میتونی بقیه رو مثل خودت احمق فرض کنی. فحاشی از اصول اولیه دین و رهبریت و استراتژی حکومتی فاشیستی تو و امثال تو میباشد.ای کف بر روی فاضلاب بر آمده از مزدوران جبل عامل!!!از توهم سالاری دنیا بیرون بیا.افسار خودت و رهبرت رو از دست مصباح … بیرون بکش و بیشتر از این جنایت نکن.بدان که همراهی با حکومت ساخته و پرداخته مصباحیان و انگلهای اینگونه تو را شریک جنایات سی ساله این حکومت فاشیستی خواهد کرد. باز هم به خودت فحش بده تا مظلوم نمایی کنی !!! جالبه صفت خوبی را هم برای خودت و دیگران مثل خودت پیدا کردی کسکشی بهترین صفتی بود که میتوانستی برای امثال خودت بگذاری.تو این مورد درست انتخاب کردی.صبر نکن باز به خودت فحش بده.ای زنده با فحاشی و دری وری.


    قابل توجه خوانندگان: از کامنت بالا، یک کلمه به علت توهین آمیز بودن حذف شده است.

  13. من تعجب میکنم چرا اینجا فقط مخالفها نظر گذاشتند.
    حرف حق زدی اینها هم کم آوردند دارن فحش میدن.اینها زدند زیر همه چیز نه دموکراسی را قبول دارند نه گفتگو. منطق فقط منطق شعبان بی مخ.اینقدر دروغهایشان را تکرار میکنند تا واقعیت شود.

  14. حامد جان به نظر من گذاشتن نوشته ها .بهتر بگم فحاشی های سونامی و امثال او خوب نیست. از فحاشی های او معلو مه بجای دیدن شهرهای مختلف۵ و مردم اونجا فقط اراذل را دیده و فیلمهای آمریکا و انگلیس را.با این حال امیدوارم اگه در پی یافتن حقیقته خدا آگاهش کنه.

  15. جواب فرشته .از بین بردن اموال مردم و بیتالمال اعتراض آرام نیست . به نظر من جواب کسانی که وحشیانه اموال بیت المال را از بین می برند باطوم خیلی کمه.
    آقای موسوی هم که ادعای قانونگرایی داره می تونست از طریق قانونی اعتراض کنه نه در راهپیمایی غیر قانونی شرکت کنه. معنای اعتراض کوچیک را هم یاد گرفتم .اعتراض کوچیک یعنی آتش زدن و خراب کردن اموال مردم و بیت المال .وای به اعتراض بزرگ.

  16. طرفدار موسوی با توضیحاتی که ابتدا دادید مردم شما را آشوبگر و آمریکایی نمی دانند . به همین خاطر من پاسخ شما را دوستانه می دهم و روی اون فکر کن.
    همه طرفداران موسوی مثل شما با صداقت نیستند . افرادی چون مهدی هاشمی و..پولها خرج کردند و بعضیها در جلسات خصوصی گفته بودند که اگر برنده نشدیم آشوب ایجاد می کنیم . از ارتباط مردم ترسی نیست ولی کنترل و پیشگیری از کسانی که موسوی را هم قبول ندارند ولی اورا وسیله خوبی دیده اند که به غارتگریهای خود ادامه دهند و پولها خرج کرده و افراد اراذل را سازماندهی کرده اند لازمه. ضمنامشکل پیامهای کوتا عمومی بوده نه فقط برای طرفداران موسوی.

  17. من به شخصه خودم با چشم و گوشم خودم تقلب را در روز انتخابات دیدم. حالا اگر کسی از آسمان هم بیاید و بگوید تقلب نشده باور نخواهم کرد. دوست من همه ما ایرانی هستیم هر کدام از ما یک رای داریم اما شما بمان و ببین در چند ماه آینده نتیجه آنچه بر سر ایران آوردند همینهایی که شما طرفدارشان هستید. دارم از همین حالا میبینم کسانی که به دوست کاندیدای مورد نظر شما رای دادند و با دیدن حوادث بعد از آن نظرشان عوض شده. حتی اگر قبل از انتخابات در اقلیت نبودید حالا هستید. حتی اگر به تعداد در اقلیت نباشید در حس نفرت اکثریت با کسانیست که این روزها فریاد می‌کشند . کافیست آن اقلیتی که میگویید را در کینه و خشمشان ضرب کنید تا ببینید حالا دیگر اکثریت با کیست


    آرمانشهر: بله خوب، مرغ یک پا دارد!
    اما از شوخی گذشته، شما فقط در صورتی می توانید بالشخصه تقلب را با چشم و گوش خود دیده وشنیده باشید که به عنوان ناظر (ناظر شورای نگهبان یا ناظر کاندیداها) یا عامل اجرایی یا محافظ، در صندوق رایگیری حاضر بوده باشید. در این صورت چقدر خوب بود که گزارش مستند خود را در از دیده هایتان در اختیار ستاد آقای موسوی قرار می دادید تا ایشان هم به جای بافتن مشتی کلیات و ادعای بدون سند و مدرک، آنها را به ضمیمه شکایتش در اختیار شورای نگهبان قرار می داد.

  18. سلام
    با شما بحث کردن هیچ ارزشی نداره
    و شادی شما مثل شادی کسیست که بچه دار شده ولی میدونه که پدر بچه یه کسه دیگست

    در رابطه با سخن یک طرفدار که مامان محترمشون شبستری بودن باید بگم که خوشون رو خسته نکنند
    آمار شهرستان شبستر تو سایت فردی به اسم کاوه (شبستری ها) زده شده

    نگاه کنین متوجه میشین

  19. من موندم شما اقلیت جون
    سینما بخونی چی میشی؟

    گفتی دانشجوی انصرافی برق :
    اول از کدوم دانشگاه
    دوم اینکه این حرفتون نشسون نمیده که خیلی باسوادین!!!!
    چون به صورت تزریقی رفتین کنکور قبول شدین بعد موندین توش

    حتما در جوابم میگین من به خاطر علاقه اومدم
    ما هم امیدوارم اینطور باشه

    ولی اقلیت نمیتونه اکثریت رو بفهمه اگرم به فهمه سر منافعش خودش رو میزنه به نفهمی
    پس دیدی نمی فهمی……
    میخوای مفسر سینما ی ایران بشی؟
    فیلمای خارجی که نگاه نمیکنین استغفار داره

    یا می خوایین راجع به غزه فیلم بسازین
    در رایطه با کشته شدن مسلمانان چینی در کشور برادرمون هم فیلم بسازین بد نیست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<