دشمن شناسی با شومَنی فرق می کند

در مورد علامت شاخ

باید به این حقیقت تلخ اعتراف کرد که شیوه دشمن شناسی برخی از ما بیشتر از آنکه مبتنی بر آگاهی دادن به مخاطب باشد، مبتنی بر به اعجاب آوردن او بوده است. درس و بحث و تحقیق را با ژانگولر بازی، خلط کرده ایم. قصد ندارم در نیت دوستانی که در این عرصه زحمت می کشند خدشه وارد کنم. این بلیه ای است که به احتمال زیاد ناخودآگاه گرفتارش شده اند و خود من هم زمانی دچارش بوده ام و شاید هنوز هم باشم. البته و خوشبختانه نه به شدت و غلظتی که این روزها برخی دوستان گرفتارش هستند.

حالا چه شد که اینها را نوشتم؟ مدتی پیش مجموعه مقالاتی را از یک داستان نویس ایتالیایی می خواندم. در مقاله ای با عنوان «فضیلت های ناچیز»، چنین نوشته بود:

«… برای ما اکنون کجاست همنوع؟ کجاست اکنون خدا؟ خدایی که به صرافت صحبت با او نیستیم؛ مگر موقعی که بچه مان بیمار می شود. آن گاه به او می گوییم: تمام دندان هایمان را بریزان و تمام موهای مان را هم؛ اما بچه مان را شفا بده. به محض اینکه بچه علاج می شود، خدا را فراموش می کنیم. هنوز دندان و مو داریم و افکار کوچک و سست و خسته کننده مان را: … خرافاتی هم شده ایم، مدام علامت شاخ می کشیم. نشسته ایم کار می کنیم یا می نویسیم و یکباره و در حالی که علامت شاخ می کشیم، چراغ را سه بار روشن و خاموش می کنیم. چون که ناگهان به خود گفته ایم که فقط این می تواند از پیشامد بد نجات مان دهد.» (ناتالیا گینزبورگ، «فضیلت های ناچیز»، ترجمه محسن ابراهیم، نشر هرمس، صفحه ۱۰۱)

در پاورقی صفحه ای که سطور بالا را از آن نقل کردم، عبارت ایتالیایی که مترجم آن را «علامت شاخ» ترجمه کرده چنین آمده است: «Fare le corna». مترجم، این عبارت را اینگونه توضیح داده است: «علامت شاخ با انگشت کوچک و سبابه»

خوب این همان علامتی است که بارها از سوی «دشمن شناسی معطوف به شگفت انگیزی» (چه نمونه های داخلی و چه نمونه های خارجی اش) با آب و تاب فراوان، به عنوان علامت شیطان پرستان معرفی شده است. دوستان ما در این حوزه، با نمایشِ عکسِ روسای جمهور، پادشاهان و مشاهیر کشورهای مختلف جهان در حال نشان دادن این علامت، این عکسها را سندی بر سلطه شیطان پرستان بر جهان و اتحاد پشت پرده آنها با یکدیگر بیان می کنند. بر خلاف این ایده جذاب و شایع، با سرچ عبارت ایتالیایی مذکور در گوگل، به عبارت انگلیسی «Sign of the horns» می رسیم. با سرچ عبارت انگلیسی اخیر، به شمار زیادی مطلب برمی خوریم که نشان می دهند این علامت، یک علامت خرافیِ فراگیر و سابقه دار در بسیاری از کشورها و فرهنگهای مختلف جهان و با معانی گوناگون است و تقریبا ربطی به شیطان پرستی ندارد و اگر هم داشته باشد، قضیه اش، همان قضیه گردو و گردی است. این حکایت همانند حکایت دوستانی است که تا می شنوند سبک فلان خواننده، «راک» است، او را به شیطان پرستی متهم می کنند. در صورتیکه اولا یکی کردن سبک راک با یکی از زیر مجموعه های آن (سبک «هارد راک»)، کاری غیر دقیق است. ثانیا هر هارد راک خوانی، الزاما شیطان پرست نیست.

لینکهای مرتبط از همین وبلاگ:
سیزده به در ربطی به پوریم و ایرانی کشی یهودیان ندارد
خدایا این چه عاقبتی بود؟
آیا خاتمی در اجلاس بیلدربرگ شرکت کرده است؟
یک مطلب جالب و توضیح و معذرتخواهی تکمیلی به خاطر آن

20 دیدگاه در “دشمن شناسی با شومَنی فرق می کند

  1. صحبت های احمدی نژاد رو در گفتگوی زنده ی تلویزیونی که می خوندم یه نکته ی خیلی جالب واکنش احمدی نژاد بود به همین مسئله ای که تو ازش نوشتی:
    رییس‌جمهور در پاسخ به سوالی در رابطه با نشست سران سه قوه و این‌که چرا این نشست رسانه‌ای نشد نیز گفت: نشست ما یک نشست کاری است و در آن مسوولان قوا حضور دارند و اگر یک کلمه بگوییم هزار و یک تفسیر از آن می‌شود. من معمولا در مقابل رسانه‌ها علامت پیروزی نشان می‌دهم که علامت ملت ایران است اما در مورد این مساله هزار جور تفسیر می‌کنند. ما جلسه داشتیم و اتفاقا راجع به مسائل اخیر بحث کردیم. قرار شد که تا انتهای این مساله را دنبال کنیم و حمایت کنیم تا ریشه‌کن شود و همه کمک کنیم تا اصلاحات ساختاری در سیستم بانکی و بقیه بخش‌ها زودتر انجام شود. ما الان دنبال این هستیم که این مساله را ریشه‌کن کنیم و بحث‌های ما در مورد برنامه‌های بهتر برای اداره‌ کشور بود؛ چون برای این مساله باید با همدلی جلو رفت.
    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=103727

    • سلام
      البته احمدی نژاد در سفر چند سال پیشش به آذربایجان، علامتی شبیه علامت شاخ را به مردم استقبال کننده نشان داده بود که در فرهنگ آذری به معنی گرگ است که گویا سمبل آذریها است و البته علامت شاخص پان ترکها هم هست. این مورد اخیر که احمدی نژاد اشاره کرده، علامت ویکتوری و پیروزی است و بحثش از علامت شاخ و دست شیطان و… جداست.

  2. واقعا حق تو خورده شده ها
    خوبه روسای کشور تو را مفسر مخصوص خودشون بکنند دیگه همه چی درست میشه وکسی هم فکر بد نمیکنه

  3. .
    با سلام بر شما و دوستان

    دوستان مواظب باشید مواظب باشید

    با مطلب مهم:

    “آیا احزاب مدعی انتخابات مجلس و ریاست جمهوری قابل اعتمادند”

    به روز می باشم. مطلب مهم می باشد حتما” مطالعه بفرمایید.

    noore14a.blogsky.com

  4. سلام.در مورد راک من هم با شما موافقم.هر گردی گردو نیستو هم قبول دارم.ولی اینکه می گین (علامت، یک علامت خرافیِ فراگیر و سابقه دار در بسیاری از کشورها و فرهنگهای مختلف جهان و با معانی گوناگون است و تقریبا ربطی به شیطان پرستی ندارد)،کلی علامت سؤال تو ذهنم میاد.اگه این علامت،خرافی و سابقه داره،شیطان
    پرستی هم سابقه داره.شیطان پرستی از زمان حضرت آدم بوده و هنوز هم هست.احتمال اینکه این خرافه ها توسط خود شیطان و اعوان و انصار جنی و انسانیش،در طول سالهای متمادی،فراگیر شده باشه،زیاده.پس نمی شه با این اطمینان گفت”ربطی به شیطان پرستی نداره”

    • در اینجا مساله این است که آیا خودآگاهی در مورد شیطانی بودن این حرکت (بالفرض که بتوانیم شیطانی بنامیمش) وجود دارد؟ ببینید مثلا رسم است که ما پشت سر مسافر، آب می ریزیم. با یک نگاه سختگیرانه می توان پرسید این کار چه فایده ای دارد؟ می توان آن را خرافی نامید و چون خرافه است به شیطان منتسبش کرد. ولی واقعا چنین قضاوتی درست است؟ یعنی بیاییم بگوییم آب ریختن پشت سر مسافر، عملی شیطانی است و آنها که چنین کاری می کنند دارند به شیطان اعلام وفاداری می کنند یا علامت می دهند که ما شیطان پرستیم.

    • چرا سخت تحت تاثیر؟ از این متن به نظر می آید که علامت شاخ کشیدن با دست، یک رسم رایج در ایتالیا است. غیر از این است؟

  5. درسته ،حرفتونو قبول دارم.حرف منم همینه.همه شون شیطان پرست نیستن.بعضیهاشون مثل یه سری از رؤسای جمهور و پادشاهان،می دونن علامت شیطان پرستیه و این هم نمادشونه.ولی بقیه نمیدونن.برای اون بقیه بیشتر همون خرافاته،نه نماد شیطان پرستی.اونا خودشون هم نمی دونن این علامت،نماد شیطان پرستیه.تو بعضی از کشورها و فرهنگها هم فقط خرافاته و اصلا ربطی به شیطان پرستی نداره.پس یه جاهایی به شیطان پرستی ربط داره،یه جاهایی هم ربطی نداره.به قول خودتون “هر گردی،گردو نیست”.

  6. اصلن شیطان پرستی اونقدرا مطرح نیست توی دنیا ، که توی ذهن این دوستان شما. چند تا جوون اجق وجق می بینن وحشت میکنن به خیالشون با پدیده ی شیطون پرستی مواجهن. یه کاری کردن که همون جوونای اجق وجق و فشن کرده هم این حرفا رو می شنون خیال می کنن آره دیگه متعلق به فرقه شیطون پرستی هستن! در حالی که تقریبن با همون تیپشون توی دسته های ماه محرم هم میرن. این حرفا سرشون نمیشه که.
    شیطان پرستی در دنیا اونقدرا شیوع نداره، توی ایران که اصلن. نمیشه که هر مد عجیب و مخوفی ببینیم وحشت کنیم!!! عجبااااااا!
    یه چیز دیگه هم میخواستم بگم منجمله به خودت. این چه عادتیه که دنبال دشمن می گردین اینقدر>! به مخالف میگین دشمن؟ بنظرم یه خرده وسواس در دادن نسبت دشمن به دیگران خیلی مفید باشه و جلوی خیلی از خطاهای ما رو بگیره. از خطا در تحلیل هامون بگیر تا در رفتارهامون.

  7. جناب فرج خواه فکر کنم پاسخی که بهتون دادم پاسخ باقی سوالات شما هم باشد
    والبته دور از ادب نباشد در وبلاگ دیگری این پرسش وپاسخ به هرحال شما با دیدگاه بنده آشنا شدید وآیا همین کفایت نمیکند؟ با این حال با جازه صاحب وب بازهم پاسختون را در حد بضاعتم میدهم
    در مورد مفهوم تعهد همانی که قبلا بیان داشتم البته این تعهد از منظر ما طرفداران انقلاب اسلامی می باشد وگرنه شاید کسی مثلا به فرقه خاصی علاقمند باشد وتمام سعی وکوشش خود را برای همون فرقه به کار میبرد ولی از نگاه امثال بنده که فکر کنم طیف وسیعی به بلندای انقلابمون باشد همون تعریف ذکر شده از تعهد کفایت میکند
    ۲ واما در باره کافه پیانو معلوم نیست چرا این نویسنده اینهمه مورد علاقه شما می باشد ایشان مثل دیگر نویسندگان کتابهایی دارد وخوانندگانی والبته این تقریبا عادت بنده است که یک کتاب را چند بار وحتی به فواصل میخوانم چون برداشتها با بالا رفتن سن هم تغییر پذیر می باشد
    والبته کتاب ایشان نثری روان داشت ولی بنده کلا به نوع ادبیات به کار رفته در هر کتابی حساس می باشم ومتاسفانه نویسنده محترم از ادبیات نا مانوسی وکمی قبیح استفاده کرده بود که با ایشان مباحثه وبلاگی داشتم ودر ابتدا ایشان بسیار تند ومتعصب برخورد کرد ولی بعدا عنوان داشت که این نوع ادبیات در کتاب از نظر ایشان مانعی ندارد که البته بنده قانع نشدم وحتی در کتاب خسی در میقات آل احمد نوعی ولنگاری نوشتاری وجود دارد که مورد علاقه ام نیست با اینکه اون مرحوم نویسنده توانا واز طیف نویسندگان متعهد دوران ستمشاهی بوده اندا لبته این شاید سلیقه ای باشد ولی بنده به نجابت کلمات اعتقاد دارم
    ۳ مقایسه میا ن کارگردانها ونویسندگان شاید کا رچندان درستی نباشد هرکه فکر خاص خودش را دنبال میکند ولی اونیکه مهم است از نظر تعهد به اعتقادات به اسلام وانقلاب از نگاه امثال ما مهم است ومثلا کافه پیانو نمی تواند این مهم را به وجود بیاورد حتی اگر یک شاهکار ادبی یاشد
    مثلا بالزاک یک نویسند ه رمانتیک فرانسوی است وکتابهایش شاهکار ادبی فرانسه حساب می شود
    ولی آیا از دیگاه انقلابیون فرانسه اون میزان تعهد را میشود در رمانهای ایشان جستجو کرد؟
    ۴ ول سوالی که فکر میکنم بسیار مهم باشد که در راستای همان تعهد می باشد ببینید برادر محترم اینکه نویسنده ویا کارگردانی اعتقاداتش اونقدر زیبا شکل گرفته که دلسوز نظام و دارای شرافت باطنی نسبت به مردمش داشته باشد حال چه در خلوت وچه در جمع ارزش ذاتی دارد
    شما هیچگاه نمی توانید کارگردانی با شرافت مثل حاتمی کیا وامثالهم ویا نویسنده ای مثل آوینی وامثالهم را با خیلیهای دیگر که ممکنه ظاهر الصلاح باشند مقایسه کنید وواقعا این عزیزان خدمت به شهدای نازنین در صدر کارشون وجود دارد ومتاسانه در باز ار مکاره مادیات کم نیستند که به نام دفاع مقدس وبرای نان خویش تلاش میکنند وبه خیال خام خود دارند زرنگی میکنند وفکر میکنند وجدان جمعی این را متوجه نمیشود مثلا شاه بیت فیلم جدایی نادر از سیمین مذموم دانستن دروغ بود وتمام داستان فیلم برحول این محور بود واین ازنگاه من مذهبی با ارزش بود که دروغ را آفت دنیا وآخرت میدانیم حال شاید در مورد بعضی سلیقه ها متفاوت باشد ویا چارلی چاپلین هنرمندی با تعهد انسانیت وبخصوص نسبت به فقرا بود ودر همون راستا درخشید وقابل احترام استویا موسیقیدانی مثل بتهوون که سمفونی هایی در راستای انسانیت ارائه کردو…ومثال زیاد وواز حوصله این وبلگ خارج است….. فکر کنم توانسته باشم پاسختون را داد ه باشم
    حالا بهتر است که کمی هم خود شما نظرات خودتون رابیان کنید واینطور یکجانبه سوال کردن
    چه نتیجه ای برای شما حاصل می شود؟

  8. حامد جان؛ ظاهرا همچنان بخشی از ذهنت درگیر بحث قبلی‌مون در خصوص ارتباط موسیقی راک و شیطان پرستیه. اما همون موقع هم استدلالت منو راضی نکرد چون شما موسیقی راک رو به عنوان موسیقی شاخص شیطان پرستان رد کردی و من هم نظر شما رو رد کردم. من تاکید کردم که راک به عنوان موسیقی «شاخص» شیطان پرستی مطرحه و البته این استدلالی هم که در مورد علامت شاخ به عنوان شاهد مثال در تایید نظریه قبی‌ات در خصوص ارتباط راک و شیطان پرستی مطرح کردی هم اصلا قابل دفاع نیست و می‌تونم بگم که حتی اعتبار یک «ادله منطقی» رو هم نداره. چون شما تنها سابقه‌دار بودن و خرافی بودن استفاده از علامت شاخ رو به عنوان رد هرگونه ارتباط بین علامت شاخ و شیطان پرستی مطرح کردی در حالیکه چه بسا این استفاده و اعتقاد خرافی ریشه در عقاید شیطانی داشته باشد. خودت اسم «خرافی» را روی نوع نگاه عمومی مردم جهان به این علامت، گذاشته‌ای، پس همین «خرافی بودن» کافیست تا آن را بتوانیم به شیطان نسبت دهیم.
    و البته که این علامت، با اعتقاد برخی از مردم ما به آب ریختن پشت سر مسافر بسیار فرق دارد و به نظرم این نوع مقایسه، توهین بزرگی به فرهنگ «آب و قرآن» ما محسوب می‌شود. آب همواره نشانه پاکی بوده است و ریختن آن پشت سر مسافر، قطعا اثرات خوبی خواهد داشت.
    نتیجتاً علامت شاخ می‌تواند علامت متداول شیطان پرستان باشد و ربطی به استفاده رایج و متداولش در سطح جهان ندارد ضمن اینکه اگر این علامت کاربرد رایجی در میان مردمان کشور ایتالیا دارد چطور است که شما پس از این همه تماشای فیلم‌های مختلف، هیچ تصویری از کاربرد این علامتِ فراگیر ندیده‌اید و حالا به واسطه خواندن یک کتاب، متوجه این موضوع شده‌اید و آن را دلیل محکمی بر بی‌اعتباری تمام آنچه راجع به ارتباط میان این علامت و شیطان پرستی شنیده‌ایم و خوانده‌ایم، می‌دانید؟!

    • سلام
      من این مطلب را برای دوستانی نوشتم که قضیه را مثل قضیه گردی و گردو نمی بینند. شما اگر متوجه قضیه گرد و گردو هستید خوب الحمدلله. با شما بحثی نمی ماند.

    • شاید دقیق تر این باشد که بگوییم عکسهای منتشره، عکسهایی مربوط به بچه هایی است که به سبک هارد راک و هوی متال علاقه مندند (که البته من این سبک را نوعا غیراخلاقی و نا سالم می دانم). این علامت را هم «رانی جیمز دیو»، خواننده معروف سبک هارد راک، اولین بار به دنیای هوی متال وارد کرده است. مثلا به عنوان امضا و فیگور ویژه خودش که بعدا در دنیای هوی متال، مد و فراگیر شده و تبدیل شده به سمبل سبک هوی متال. خود این طرف در مصاحبه ای اشاره کرده است که این علامت ربطی به شیطان پرستی ندارد و آن را از مادربزرگ ایتالیایی اش یاد گرفته است.

  9. نوع پاسخ شما را توهین آمیز احساس کردم. از خداوند توفیقات روز افزون برای شما خواستارم و التماس دعای ویژه دارم. خدا نگه دار برادرم

  10. لازم نیست به تطهیر آدابهای خرافی و شیطانی که از یک ریشه برخوردارند پرداخته شود. تمامی آدابهای بشر اگر ریشه الهی نداشته باشد معنی و مفهومی ندارد. لدا مطمئن باشید در زمانیکه آداب و رسوم ملی کشورها نیز در حال افول هست، به کار بردن این آداب ریشه در افکار شیطانی دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<