چرا فکر می کنم حمایت رهبری از احمدی نژاد، حداقلی است؟ – قسمت اول

بسم الله الرحمن الرحیم
کامنتهایی که پای یادداشت قبلی ام گذاشته شده اند، مرا وامی دارند که بر خلاف بی میلی و بی انگیزگی ام، توضیح بیشتری در مورد آن یادداشت بنویسم.
ابتدا چند مقدمه:
۱- سابقه و بیانات رهبری و نیز مسئولیتی که قانون اساسی بر دوش ایشان گذاشته است نشان می دهد که ایشان در هر دوره ریاست جمهوری، حامی رئیس جمهوری وقت بوده اند. فرقی نمی کند که رئیس جمهوری چه شخصی بوده است و به کدام گرایش سیاسی تعلق داشته است. منتها این حمایتِ رهبری می تواند حمایتی حداقلی، عام، صرفا بر اساس عمل به وظیفه قانونی و بدون علاقه قلبی و درونی باشد و می تواند حمایتی حداکثری، «خاص» و از روی علاقه قلبی و درونی باشد. فرق است بین رئیس جمهوری که رهبری او را تحمل می کند با رئیس جمهوری که محبوب رهبری است. توجه به مجموعه بیانات رهبری در مورد دولت نهم (سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸) نشان می دهد که حمایت ایشان از این دولت و رئیسش، از نوع دوم و «خاص» بوده است. کلمه «خاص» که درون گیومه آمده است، تعبیری است خود رهبری زمانی در مورد حمایتشان از دولت نهم به کار بردند. ایشان در یکی از دیدارهایشان با هیئت دولت نهم نیز، با اشاره به اینکه همیشه وظیفه داشته اند از دولتها حمایت کنند، گفتند حمایتشان از دولت فعلی به علت زنده کردن خط امام خمینی فراتر از حمایتشان از دیگر دولتها است. (نقل به مضمون)
۲- ادعای بنده در یادداشت قبلی این است که حمایت خاص، حداکثری و قلبی رهبری از احمدی نژاد، چند ماهی است که در خوش بینانه ترین حالت به یک حمایت حداقلی و عام تبدیل شده است.
۳- اینکه می گویم حمایت رهبری از احمدی نژاد حداقلی است فعلا گزاره ای خبری است و واجد قضاوت در مورد درستی یا نادرستی چنین حمایتی نیست.
۴- مخاطب یادداشت قبلی، دوستانی هستند که خوش خیالانه تصور می کنند احمدی نژاد هنوز محبوب دل رهبری و مورد حمایت حداکثری ایشان است. آن دوستان حزب اللهی ام که ماهها است از احمدی نژاد بریده اند و او را صرفا در حد رئیس جمهور قانونی کشور لازم به حمایت می بینند، مخاطب آن یادداشت نیستند و گفتن این حرفها برای آنها،‌ توضیح واضحات است. دوستانی که تصور می کنند احمدی نژاد مورد حمایت حداکثری رهبری است باید هرچه زودتر دست از این خوش خیالی بردارند. ضرورت بیان و به زبان آوردن این تحلیل هم از این روست که این دوستان یا ولایتمدارند که در این صورت نباید سنگ احمدی نژاد را در حد یک قهرمان و یک رئیس جمهور محبوب رهبری به سینه بزنند و یا می خواهند به رویه سابق خود در مورد احمدی نژاد ادامه دهند که در این صورت درست نیست آسمان به ریسمان ببافند و حمایتشان از احمدی نژاد و عشق و ارادتشان به او را به ولایتمداری شان نسبت دهند. ضمنا توجه داشتن به کیفیت و شدت حمایت رهبری از احمدی نژاد و اجتناب از غفلت یا خودفریبی در مورد آن، از شدت سرخوردگی که دیر یا زود با آشکار شدن نوع روابط، گریبان دوستان احمدی نژادی را خواهد گرفت می کاهد.
۵ فرض من در نوشتن مطلبی که در ادامه خواهد آمد این است که رهبری مدبرند و از این رو صرف نظر از خودِ سخنی که به زبان می رانند یا رفتاری که می کنند با فضای سیاسی کشور و جهان و رسانه های گروهی جدید آشنا هستند و به پژواک و طنین رسانه ای حرف و رفتارشان هم توجه دارند. از این رو جملات و کلمات خود را به دقت انتخاب می کنند. یک سیاستمدار مدبر، سوای گفتار یا رفتارش، به تعابیری که از آن خواهد شد، به کنایه هایی که از آن استنباط خواهد شد، به تیترهایی که محتمل است از سخنرانی اش انتخاب شود و به ناگفته هایی که از گفته هایش شنیده خواهد شد، توجه دارد. یک مثال معکوس و دم دستی می زنم تا متوجه شویم عملکرد رسانه چگونه است و وقتی از آن غافل باشیم چه تبعاتی خواهد داشت. بسیاری از مخاطبان مستند «ظهور بسیار نزدیک است»، می گویند در این مستند، تطبیق هایی قطعی بین برخی شخصیتهای معاصر با شخصیتهای دوران ظهور صورت گرفته است. اما اگر به تولید کنندگان این مستند چنین اشکالی بگیریم خواهند گفت که در این مستند، «تطبیق قطعی» صورت نگرفته و هر مورد تطبیقی که بیان شده است به صورت «احتمالی» بوده است. این دوستان درست می گویند. اگر مستند را ببینیم متوجه می شویم که در گفتار متن مستند، مصداق ها و تطبیق ها به صورت احتمال مطرح می شوند. مشکل تولیدکنندگان مستند اینجاست که از کارکرد رسانه غافل بوده اند و توجه نداشته اند که در عالم رسانه، خود حرف آنقدر اهمیتی ندارد که طنین و بازتاب آن و ته مانده ای است که از آن باقی می ماند. این است که می گویم یک سیاستمدار مدبر، باهوش و با تجربه، سوای حرفی که می زند یا رفتاری که نشان می دهد، به طنین و بازتابهای آن هم دقت دارد. از همین رو، در تحلیل سخنان یک سیاستمدار با تجربه، صرف توجه به متن خام سخنان او و غفلت از سابقه و زمینه و بازتابهای آن، خودفریبی است.
۶- تحلیل بنده مبتنی است بر آن چه در دو سه ماه گذشته روی داده است. ممکن است گذشت زمان و وقوع موضع گیری ها یا رویدادهای جدید و متفاوت، اشتباه بودن یا شتابزده بودن آن را نشان دهد. امیدوارم در تحلیل مختصری که ان شاءالله به زودی خواهم نوشت، این شش مقدمه مورد توجه دوستان باشد. ادامه دارد.

16 دیدگاه در “چرا فکر می کنم حمایت رهبری از احمدی نژاد، حداقلی است؟ – قسمت اول

  1. ۱- سلام اقا حامد. من هم منتظر سخنان اقا در دیدارهیات دولت بودم و انتظار شما را میکشیدم ولی برعکس شد اما مثل شما نتیجه نگرفتم. من وقتی حساب کشی های اقا از دولت رو دیدم و اینکه اقا دارند در مورد دولت سخت گیری می کنند مثل تاکید بیش از حد بر مسائل اقتصادی و اجرای اصل ۴۴ و سند چشم انداز به فکر فرو میروم که با وجود مجاهدتهای شبانه روزی دکتر و تیم ایشان اقا چرا در کنار اتش سنگین اصولگراها از دولت حمایت که نه بلکه حساب کشی میکنند. من یک تحلیل دارم اما فقط تحلیل هست ونظر شخصی و میتواند درست نباشد. من به یاد خطبه های اقا در اولین نمازجمعه بعد از انتخابات سال ۸۴ افتادم که فرمودند رهبری از دولت این شعارها را مطالبه خواهند کرد البته الان زمان مطالبه نیست باید حمایت کرد کمک کرد اما یک روزی همه این شعاها را از جانب مردم مطالبه خواهم کرد(قریب به مضمون).به نظر من هنوز هم اقا مطالبه نکرده اند اقا دارند به دولت نهیب میزنند که دولت بجنبد چون وقت تنگ است. ضمنا ایرادات دولت رو گوشزد میکنند. حتی در دیدار با دولت فرمودند خودتان کمبودها را به مردم بگویید. فکر نمی کنید اقا پیشگیری قبل از وقوع حادثه می کنند؟ اگر دولت نجنبد مشکل اشتغال مسکن …تورم و …. باقی بماند ایا این گفتمان دولت امکان تداوم خواهد داشت با این همه هجمه سنگین و اتش سنگین کیهان و …. در ضمن به یاد داشته باشیم امسال را اقا از روی هوشیاری بنام سال جهاد اقتصادی نامگذاری کردند و همه را به پرهیز از حاشیه سازی ها دعوت کرد. ایا رهبری نباید بیش از همه خود عامل به این حرفها باشد؟ اگر اقا هم مثل دیگران عمل کند و سرگرم حاشیه ها بشود که دیگر …..

  2. ۲- توجه داشته باشیم که طرف دیگر دعوا ادم های ضدانقلاب نیست بلکه دوستان و همراهان ما بودند و همگی جز انقلابیون هستند مخصوصا علمای بزرگی مثل اقای مصباح که اقا زمانی از ایشون به مثابه جانشین شهیدمطهری یاد کرده اند. اما الان به هر دلیلی از دولت انتقاد می کنند. خوب چاره چیست بیایند از دولت صریح حمایت کنند که ما هورا بکشیم و بگیم ما برنده شدیم یا از اونها حمایت کنه ما دلزده بشیم و دولت پنچربشه. بنظرم اقا راه درست رو انتخاب کردند تبیین مهندسی نظام در چند سخنرانی اخیر. که راه را بر شبهه افکنان ببندد و منتقدین جدید دولت را قانع کند که میتوان شکل حرکت را در مقابل دشمنان عوض کرد بدون اینکه به اصل حرکت نظام ضربه بخورد(انعطاف پذیری نظام و بحث پیری و شادابی و طراوت نظام). و از طرف دیگر مشخص کردن حدود و ثغور تغییرات و اینکه باید به اصول و ارمانها پایبند بود. یک طرف دعوارا گرفتن نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه نیروهای حزب اللهی را از هم می پاشد.

  3. ۳- اما انچه که ما از حرکت کلی دولت میبینیم حرکت در مسیر انقلاب با هوشمندی و پختگی زیاد نسبت به چهار سال قبل و اتخاذ تاکتیک های جدید و نه تغییر استراتژی است. ان هم به دلیل عوض شدن جبهه ما . وظیفه ما در چهار سال اول روشنگری مردم مسلمان منطقه و بیدارکردن مردم مسلمان از خواب و شوراندن انها بر علیه حاکمان خود و به خطر انداختن موجودیت اسرائیل بود. این محقق شد. الان جبهه بزرگتری در برابر ما باز شده و دیگر ان سلاح ها کارکرد خود را از دست داده است. ما با مردم مسلمان و حاکمان خودباخته منطقه و اسرائیل روبرو نیستیم بلکه به مصاف اندیشه مسلط دنیای کنونی یعنی لیبرالیسم با همه امپراطوری رسانه ای ان و صیونیزم بین الملل میرویم همچنین با مردم غیرمسلمان اما معتقد به ارزشهای انسانی مواجهیم. همچنان که دکتر وقتی در شهرداری بودند گفتند : وقتی ما در یک مجموعه کوچکی مثل شهرداری بر روی اصول خود پافشاری کردیم جنبشی در کشور به پا شد(تشکیل مجلس هفتم) و اگر در کشور دولتی سرکار بیاید که بر اصول پافشاری کند دنیا را به لرزه درمی اورد.
    دکتر الان دارد ان لرزه را در دنیا به پا می کند. شک نکنید. کسی که به امام زمان معتقد هست و در راه او تلاش و مجاهدت میکند و ارمانهای رهبری را دنبال میکند منحرف نیست. اقا در کرمانشاه یک جمله ای گفتند عجیب: دنیا در یک پیچ تاریخی قرار گرفته است. این جمله را دکتر دوماه پیش گفته بود که خیلی ها با تیترهای خود مسخره اش کردند. این نشان میدهد که این جمله از یک دل بر دوزبان بیرون میاید. دکتر به رسالت تاریخی خود عمل میکند. دکتر افرغ چندروز پیش جمله ای از احمدی نژاد نقل کرد(البته با زبان مسخره)که دکتر به یک نفر گفته که ما موتورمان را در پاستور روشن کردیم در واشنگتن ان را خاموش میکنیم. افروغ ان را به شهوت قدرت طلبی دکتر نسبت داده بود و لی من اصل حرف را حرف درست و ارمانگرایانه تاویل میکنم و این همان تاویل حرف تاریخی امام است که اسلام همه سنگرهای کلیدی جهان را به دست خواهد گرفت یا: تا ظلم هست مبارزه هست تا مبارزه هست ما هستیم. بدانید اگر احمدی نژاد را از اصولگرایی بگیرند چیزی از ارمانها در ان مجموعه نخواهد ماند. اگر دولت دکتر به زمین بخورد دیگر کسی نه میتواند و نه جرات میکند اندیشه بلند مهدویت را بر سر دست بلند کند. چون زمین زدن دکتر در واقع ذبح کردن شعار مهدیت است چه اگاهانه و چه نااگاهانه. چه از طرف هاشمی باشد و چه از طرف مصباح . چه کیهان رسانه ان باشد و چه بالاترین. به راهی که در پیش گرفته اید یقین داشته باشید به قول اندیشمند روسی که گفته بود احمدی نژاد هنوز هم پس از گذشت شش سال از گرفتن ریاست جمهوری ارام و قرار ندارد انگار باز هم رسالتی دارد مثل ادمی می ماند که ماموریتی دارد و هنوز ان را انجام نداده است. در این کشور و دربین مسولین رده بالای کشور دو نفر ارام و قرار ندارند یکی اقاست و دیگری دکتر. (البته مهندسی هم وجود دارد که بماند) بقیه با خیال راحت خوابند احساس درد از نبود امام زمان نمی کنند( در واقع دعای: اللهم انا نشک الیک فقد نبیناو ……ورد زبان انها نیست) اما دکتر بی تاب هست و هر لحظه برای تشریف فرمایی اقا دارد تلاش میکند. تلاش شما هم در حد وبلاگ است . با دکتر همراه شو از قافله عقب نمان این قافله چه بخواهیم و چه نخواهیم با پیشوازی مستضعفین عالم خواهد امد اما جای خنده و تعجب دارد که زمانی خواهد امد امثال هوگو چاوزها (هوگو چاوز نوعی) در رکاب امام زمان خواهند جنگید و انوقت ایت الله های ما به دنبال ماسون خواندن یاران امام زمان بر اساس مسموعاتشان خواهند بود از قافله عقب نمان اگر دیروز صدای پای اسب های کاروان ظهور از میدان التحریر و اللولوء منامه به گوش میرسید اما امروز شیهه اسبهای کاروان منجی بشریت از خیابان وال استریت نیویورک به گوش میرسد و ۹۹ درصد مستضعف عالم برای یاری مهدی زهرا رژه نظامی تمرین میکنند و سرود استقبال اماده می کنند به خدا اینها شعار نیست باورتان میشد دو سال پیش دکتر میگفت لیبرالیسم به پایان راه خود رسیده است و موسوی او را مسخره میکرد وبه خرافه گویی متهم میکرد الان دیدید به همان جا رسیدیم . امروز عفونت دندان لیبرالیسم از عصب کشی گذشته است و به زودی مردم این دندان فاسد را خواهند کشید الان دارند لقش می کنند. موفق باشید

  4. سلام
    یه خواهش.
    فرصت اگه داری پیش خودت استنادهات به صحبتهای آقا رو با ذکر تاریخ بررسی کن.
    و اگه صلاح دونستی کدهایی از صحبتهای آقا که در استنباطت استفاده کردی به ما هم بگو.

    دعامون کن

  5. سلام.
    یکی از دوستان مطلب قبلی شما رو لینک دادن و من همین دو مطلب اخر از وبلاگتون رو مطالعه کردم. به نظر من مقداری هم فضای ذهنی ما این تحلیل ها رو ایجاد میکنه مثلا اگر یک سال پیش یا اصلا در همان دولت نهم مقام معظم رهبری تمجیدی از خدمات دولت میکردن این به دلیل فضای اون روز شاید در دید ما محبوبیت رئیس جمهور بود ولی اگر چند ماه پیش قدردانی یا تمجیدی از خدمات و عملکرد دولت کردن به دلیل فضای موجود ما این رو تلقی بر وظیفه و اجبار بدونیم که مقام رهبری باید از دولت حمایت بکنند!
    در کل نمیتوان قاطعانه تحلیلی نمود چون در این موارد مقام معظم رهبری نشان دادند که قاطعیت دارن و در موراد منافع ملی بسیار قاطع عمل میکنن همانطور که در اواخر دولت نهم که شاید تحلیل ما این بود که دولت پیش ایشان محبوب است! نقد بسیار شدیدی از وزارت اموزش و پرورش کردن و موارد بسیار زیادی که با این نوع تحلیل اصلا سازگاری ندارد.

    به امید اینکه تا اخرین لحظه پیرو ولی امر زمان باشیم @};-

  6. ببین برادر اومدی یه کم ساز مخالف دوستات بزنی تازه اونم نه مخالف فقط نظر خودت را دادی او نهم به حمایت از رهبری چطور داری تکفیر میشی

  7. سلام
    این مقدمه ها برای بنده خالی از استدلال و برهان قانع کننده بود گرچه نوشتنش خیلی کار خوبی بود.
    فکر می کنم شما تحت تاثیر برداشت خاص خودتان از سخنان اخیر آقا – در باب سپاه و بسیج – در سفر کنونی قرار گرفته باشید.
    حداقل بودن حمایت آقا و مدبر بودن ایشان را از جنبه دیگر نیز می توان دید که اگر حمایت ها بیشتر گردد باعث هزینه های سنگنین تر و غیر قابل پرداخت تر از طرف رئیس دولت و خود شخص آقا می گردد که دیگر رهبری نخواهد بود یا نخواهد توانست که از کسی یا دولتی دفاع کند. سوال بنده این است آیا مدبر عقلش نمی رسد همچین تدبیری کند؟ برای کاهش هزینه ها؟ التقیه دینی و دین آبائی. به نظر بنده قبل از ظهور هنوز موارد تقیه برپاست. نمونه اش وقایع عجیب و پرمساله اواخر عمر حضرت امام که به پذیرش قطعنامه منجر گردید

    • سلام
      در مقدمه قرار نیست، استدلال و برهانی صورت گیرد. معمولا در مقدمه، مفروضاتی که استدلال بر مبنای آنها قرار است بیان شوند اعلام می شوند.

  8. با سلام
    ۱۳۹۰/۰۲/۰۳
    بیانات در دیدار هزاران نفر از مردم استان فارس:
    هر جا خدمت باشد، هم مردم طرفدار هستند، هم رهبرى طرفدار است. ما که راجع به شخص قضاوت نمیکنیم؛ ما کار را، خط را، جهتگیرى را ملاک و معیار قرار میدهیم. آنجائى که کار و خدمت و تلاش هست، حمایت ما هست، حمایت مردم هست. و بحمداللَّه امروز کار دارد انجام میگیرد. مسئولین دولتى هم حقاً و انصافاً دارند تلاش میکنند؛ هم اعضاى دولت، هم بخصوص خود رئیس جمهور. اینها شب و روز ندارند؛ من مى‌بینم، من از نزدیک شاهدم. اینها دائم مشغول کارند، مشغول خدمت و تلاشند. خب، اینها براى کشور خیلى باارزش است.

  9. اولا که قرار نیست که تا هر حرفی علیه احمدی نژاد زده شد که اقا سریعا مقابل ان موضع گیری کند.
    ثانیا: بحث پرداختن به موضوع اصلی و تحت الشعاع قرار نگرفتن اونه ؛ اگه رهبری بخواد در هر موضوعی موضع گیری کند که موضوع اصلی مغفول عنه قرار می گیره ، یکسری از اینور دفاع یکسری از اون ور ، اقا به همه می گه حاشیه سازی نکنید ، اصلی فرعی کنید ، اون وقت خودش به فرعیات به پردازه، این چیزی که احمدی نژاد هم پذیرفته برا همین عدم ایجاد حاشیه هم سکوت کرده.
    ثالثا: مگه اقا به این اقایون چه در خفا و چه در اعلان نمی گن که سکوت کنید ، اقایون گوش نمی دن اقا چی کار کنه؟http://www.rahedigar.ir/archives/1518
    رابعا: برفرض که اقا دیگه اونجوری از احمدی نژاد دفاع نکنه(که می کنه) چه ربطی داره که موافق تخریب اون باشه؟
    .
    .
    .

  10. به نظر من که زیاد خودتون رو درگیر این جزئیات نفرمایید حامد گرامی

    چه حمایت رهبری از رییس جمهور حداکثری باشد و چه حداقلی ، ما کسی غیر از احمدی نژاد نمی شناسیم که هم استعمار ستیز باشد ، هم کاربلد ،‌ هم عدالتخواه باشد ، هم شجاع ، و هم مقتدر و باهوش – خودی و غیر خودی فرقی برایش نداشته باشد و ایران را آباد و آزاد و برای همهء ایرانیان بخواهد ، و در کنار همه این خصوصیات ،‌ محبوب و مردمی هم باشد تا بتواند با رای اکثریت مردم به کار خود ادامه بدهد .

    شما می شناسید ؟! (-:

    اصلا اگر احمدی نژاد و محبوبیت گسترده او میان مردم نبود ،‌ یحتمل مملکت تا به امروز بر باد فنا رفته بود و دیگر فرصتی برای بحث در مورد آنکه حمایت رهبر از رییس جمهور حداکثری است یا حداقلی ، نمانده بود . فراموش کردید حمایت لاریحانی و قالیباف از موسوی و کروبی را ؟؟؟

  11. آقای امیر ناصری،
    نظرات شما خیلی زیبا و لذتبخش بودند. درود بر شرف شما. ای کاش وبلاگ خود را هم معرفی میکردید.
    انشالله همیشه در صراط مستقیم پایدار باشید.
    یاحق

  12. سلام
    نمی خواتم وارد بحث بشوم .چون تکلیف خودم را به صورت واضح می بینم و ۱۰۰ درصد به ان مطمئنم.با این حال یه مثال نقض برای صحبت هایت در مورد رهبری می زنم :
    فرموده ای :
    *******
    فرض من در نوشتن مطلبی که در ادامه خواهد آمد این است که رهبری مدبرند و از این رو صرف نظر از خودِ سخنی که به زبان می رانند یا رفتاری که می کنند با فضای سیاسی کشور و جهان و رسانه های گروهی جدید آشنا هستند و به پژواک و طنین رسانه ای حرف و رفتارشان هم توجه دارند. از این رو جملات و کلمات خود را به دقت انتخاب می کنند. یک سیاستمدار مدبر، سوای گفتار یا رفتارش، به تعابیری که از آن خواهد شد، به کنایه هایی که از آن استنباط خواهد شد، به تیترهایی که محتمل است از سخنرانی اش انتخاب شود و به ناگفته هایی که از گفته هایش شنیده خواهد شد، توجه دارد.
    **************
    مگر رهبری بعد از قضیه مصلحی کلی صحبت نکردند .در ابتدا از دولت و سختکوشی آن و خود رئیس جمهور تعریف کردند. بقیه را از کش دادن و تحلیل گذاشتن بر حذر داشتند. در انتها فرمودند من تا زنده ام نخواهم گذاشت انحراف به وقوع بپیوندد(نقل به مضمون)
    پژواک رسانه ای بعد از این صحبت چه بود. مگر هنوز همین کلمه ی انحراف استفاده شده در ته صحبت رهبری، سند خیلی از افراد مبنی بر جریان انحرافی نیست . ایا رهبری به پژواک رسانه ای این صحبت آگاه نبود. با این حال روز بعد رهبری در جمع نیروی انتظامی به ابراز شکایت از پژواک رسانه ای حرف هایشان پرداخته اند .با قبول کردن حرف های شما می توان گفت رهبری در اینجا مدبرانه عمل نکرده اند.با نوع استدلال شما باید افراد منتخب رهبری از جمله امام جمعه ها , رئیس صدا و سیما , رئیس حج وزیارت . رئیس مجمع تشخیص مصلحت و … را نیز به نوعی بهترین انتخاب ها در نظر گرفت و بیان کرد که حرف آنها به نوعی حرف رهبری است و اگر نباشد رهبری باید با انها برخورد کند ولی برخورد نمی کند پس حرف رهبری را می زنند.
    از همه اینها بگذریم :
    اگر اصولگراها و مصباح و طائب و رسایی و ذالنور و توکلی و زاکانی و … با چراغ سبز رهبری به دولت حمله می کنند .چه نوع برخوردی می کنند .چقدر در این راه دروغ گفته اند . چقدر تکفیر کردند .داستان مستند ظهور را نگاه کن .
    دستگیری امیری فر با سرو صدا و متهم کردن دولت و مشایی. ولی آزادسازی ان بی سرو صدا .
    دستگیری ملک زاده با اون همه توهین و تهمت ولی آزادسازی آن بی سرو صدا .
    انواع و اقسام تهمت ها به دولت و دور بری های دولت بدون استدلال و تبیین .
    قضیه نشریه خاتون را نگاه کن
    داستان امام جمعه کاشان و تکذیبیه دفتر رهبری و سپاه .
    دروغ های مرتبط با رمالی و جادوگری
    تحریف سخنان رهبری (عدالت مطلقا راضی کننده نیست .تفکر غلط به جای حرف غلط)
    توهین های حدادیان
    توهین های منصور ارضی
    محمود کریمی
    صحبت صدیقی در مورد حرام شدن زن احمدی نژاد با حکم رهبری و مقایسه با بنی صدر و دولت موقت
    حرف های علم الهدی
    هنوز ادامه بدهم
    بزار تکلیف خودم را با شما مشخص کنم .اگر فرض محال روزی ثابت هم شود احمدی نژاد منحرف است . نوع برخورد و استدلال و تبیین همین گروه روشنگر و انحراف شناس (به تعبیر شما با چراغ سبز رهبری) به گونه ای بوده است .که افراد زیادی از این سیستم حکومت اسلامی جدا می شوند .که یکی از انها من هستم . از اسلام جدا نمی شوم ولی از این حکومت اسلامی جدا می شوم .

  13. این جناب امیر ناصری هم از نخبه های روزگارها!!!!!ببین چی میگه:
    حالا هوگو چاوز در رکاب امام زمان میاد!!!!! وروحانیون ما از این مردک خوشگذران فاسد عقب می مانند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    طرز فکر را میبینی؟صد رحمت به ابوموسی اشعری

    • فیلمی را که هوگو چاوز در آن از ظهور در کنار هم حضرت مهدی(عج) و حضرت مسیح(ع)، صحبت می کند و گریه اش می گیرد دیده اید؟ در اینترنت با یک سرچ کوچک پیدایش می کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<