تقدیم به سئوال نهم نمایندگان مجلس از رئیس جمهوری

هشت، نه سال پیش، یک سری از طلاب حوزه علمیه قم (اگر اشتباه نکنم، طلبه های موسسه امام خمینی به مدیریت آیت الله مصباح یزدی)، مجموعه بنرهایی در مورد زندگی و سلوک مقام معظم رهبری تهیه کرده بودند که ترکیبی از متن و عکس بودند. این بنرها، به صورت نمایشگاه، در نقاط متعددی از کشور، عرضه شدند. بعدها این بنرها با همان طراحی، در قالب کتاب، منتشر شدند. مدتی پیش، در جریان تغییر آدرس «آرمانشهر»، در آرشیو وبلاگ، به خاطره زیر که در یکی از همان بنرها دیده بودم برخورد کردم. قبل از نقل دوباره این خاطره، چند سئوال می پرسم: خدا وکیلی، مرام و سلوکی که از حضرت آیت الله خامنه ای در خاطره زیر می بینیم، با مرام چه کسانی سنخیت بیشتری دارد؟ با مرام احمدی نژاد؟ یا با مرام آنها که حکم «محاربه دقیق با امام زمان(عج)» برای خاتونیان صادر کردند و در مجلس، سئوال نهم از رئیس جمهوری را طرح کرده اند؟ و اما خاطره:

«یک روز که مقام معظم رهبری به کوه های اطراف تهران رفته بودند با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع مناسبی نداشتند و تصور می کردند که آقا دستور دستگیری آنها را خواهد داد. ولی بر خلاف تصور آن دو، مقام معظم رهبری با آن ها احوال پرسی کردند و از شغل و فامیل بودن آن ها سؤال کردند. پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواجه شد، واقعیت را گفت که ما دوست هستیم. آقا ابتدا درباره ورزش و مزایای آن با آن دو صحبت کردند و بعد هم فرمودند: بد نیست صیغه محرمیتی در میان شما برقرار شود و شما با هم ازدواج کنید و به آن ها پیشنهاد دادند که اگر مایل بودید در فلان تاریخ بیایید، من آمادگی دارم که شخصاً عقد شما را بخوانم. آن دو خداحافظی کردند و طبق قرار، همراه خانواده خود، محضر آقا رسیدند. آقا عقد آن ها را جاری کردند و با برخورد کریمانه مقام ولایت، این دو جوان تغییر مسیر دادند و آن دختر غیرمحجبه، به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو به یک جوان مذهبی مبدل شدند.»

پی نوشت: بنی اسرائیلی هایی را که با این قبیل خاطرات مجاب نمی شوند و آنها را سند نمی دانند به گزارشی ارجاع می دهم که از دیدار رهبری با اعضای جامعه مدرسین، در آبان ۱۳۸۹ منتشر شد. راست و دروغش با فارس نیوز:
ناگفته های دیدار رهبر انقلاب با جامعه مدرسین
لینک مرتبط از آرشیو وبلاگ:
ناشنیده های جالب توجهی از سلوک اجتماعی حزب الله لبنان

34 دیدگاه در “تقدیم به سئوال نهم نمایندگان مجلس از رئیس جمهوری

  1. خوب آره حرف شما کاملا درسته ولی چرا با دانشگاه داره این رفتار میشه؟
    جدا سازی کلاسها ونگاه طالبانی به دانشگاه؟ وجالبه کسی که اینهمه به این قضیه اهمیت میده خودش در انگلیس درس خونده؟خودشون هم اینطوری درس خوندن؟

    • من هم خودم در دانشگاه مختلط درس خوندم و مخالفتی با آن ندارم ، اما برخی از دانشگاهها(!) در حقیقت از شکل دانشگاه در آمده اند و به یک پارک یا کافی شاپ تبدیل شده اند که گوشه ای از آن کلاسهای درس هم وجود داره .
      در چنین مکانهایی قطعا باید طرح تفکیک جنسیتی اجرا شود .

      • اینکه شما میگید قطعا!!!!معلومه نگاه شما هم طالبانی است واینکه میگید مثل کافی شاپ …فکر میکنید واقعا درست میگید؟ ما هم داریم دانشجویان را میبینیم اگر عده ای رعایت نمی کنند دلیل نمیشود برای همه این قانون را گذاشت ومثالی که زده شد از رهبری آیا اینگونه برخورد با دانشجو توهین آمیز نیست؟

        • این نوع رفتار شما توهین‌آمیز است و بهتر است در آن تجدید نظر کنید. وقتی شما به دیگری نسبت طالبان بودن می‌دهید، انتظار داشته باشید که دیگری به شما نسبت نفاق، حمایت از جنبش سبز و نوکری آمریکا بدهد! :-)
          بهتر است آداب صحبت کردن با یکدیگر را یاد بگیریم و بعد وارد بحث بشویم.

          • واقعا براتون متاسفم با این دیدگاه وبا این ادب!!!
            اولا اگر میدانستم شما هستید اساسا باهاتون وارد بحث نمیشدم زیرا متاسفانه اسمتون را نگذاشته بودید
            وثانیا تا آنجا که همه میدانند طالبان ساخته دست آمریکا می باشد وکسانی که نگاه طالبانی دارند معمولا به نوکری آمریکا مشهورند
            البته با اجازه صاحب وبلاگ {حذف شد}
            بنده را باشما کاری نیست
            اینجا هم صاحب دارد

            مدیر وبلاگ: بخشی از کامنت بالا، به خاطر توهین آمیز بودن حذف شد.

          • بار دیگر تهمت زدید و دروغ گفتید. نویسندۀ مطلب بالا بنده نبودم و ضمناً یک جملۀ واضح و روشن را بیان کردم. شما به یک خواننده فحاشی کردید، بنابراین بعید نیست که او هم به شما توهین کند.
            بله، این‌جا صاحب دارد و به همین دلیل از صاحب وبلاگ خواهش می‌کنم یا کامنت هتاکانۀ شما را پاک کند، یا این‌که فحاشی مستقیم شما به بنده را از آن حذف کند.
            من آن قدر جرأتش را دارم که با نام خودم نظر بدهم، نه این‌که مانند شما با نام مستعار و مجعول به دیگران توهین کنم و بعد فرار را بر قرار ترجیح بدهم!
            به نظر بنده، حامد گرامی باید در انتشار کامنت‌های هتاکانه تجدید نظر کند. در بسیاری از سایت‌ها چنین می‌خوانیم:
            نظرات حاوی توهین، افترا، تهمت و نیش به دیگران منتشر نمی شود.
            چنین نظراتی به بحث کمکی نمی‌کنند و معمولاً برای به حاشیه بردن مطلب و فرار از واقعیت بیان می‌گردند.

          • سلام حسین جان
            در مورد خودم در بیشتر مواقع، اگر فحاشی و توهینی صورت بگیرد (و رکیک و جنسی نباشد) تاییدش می کنم تا دیگر خوانندگان، با روحیه فرد کامنت گذار آشنا شوند. توهین به شما را هم چون شما را از خودم می دانستم تایید کردم. با این حال اگر نظر شما، حذف توهین است، حذفش می کنم.

          • به نظر من، توهین نباید در نظرها راه پیدا کند. چه این توهین نسبت به من باشد، چه خدای نکرده بنده توهینی کرده باشم.
            این باعث می‌شود که خوانندۀ وبلاگ بفهمد که با توهین و تحقیر کاری از پیش نخواهد برد و نیز متوجه خواهد شد که به جز بحث منطقی، راهی وجود ندارد.
            به نظر من این بخش از نوشته: «البته با اجازه صاحب وبلاگ…» واقعاً قابل تحمل نیست و از شما (حداقل) درخواست حذف این بخش توهین‌امیز از کامنت را دارم.
            همچنین خواهشمندم در بالای بخش کامنت این توضیح اضافه شود:
            نظرات حاوی توهین، افترا، تهمت و نیش به دیگران منتشر نمی شود.

          • واقعا از این جناب حسین تعجب میکنم !!! ایشان مرتب در مباحث بنده دخالت میکنند وخودشون را هم بیگناه میدانند
            ومرتب هم تهمت میزنند وباز فرافکنی میکنند
            در این روز عرفه از خداوند متعال میخواهم
            که به همه کمی انصاف وعدالت بدهد
            وفقط خودشون را نبینند وبه صرف اینکه مذکر هستند هرچه دلشون بخواهد نگویند
            وتازه خیلی عصبانی وعجولانه طرف مقابل را هم متهم کنند

            واز صاحب وبلاگ خواهش میکنم جانب دوست وآشنا را نگیرند زیرا امثال بنده واقعا کار بدی نمی کنیم که می آییم ونظر میدهیم
            ویک نفر به خودش اجازه توهین وهتاکی میدهد
            ومثل کودکان شکایت میکند
            بنده خیلی از نظراتم با شما متفاوت است
            وخوب وبلاگ همین است دیگه
            ومتاسفانه این دوست شما مرتب در کامنت های بنده دخالت میکند
            بنده نیز از شما میخواهم هرگاه نظری گذاشتم وایشان باز هم دخالت نمود اونرا تایید نکنید
            ممنون وانشالله موفق باشید
            ——-
            مدیر وبلاگ:
            اتفاقا این جا چون وبلاگ هست، شما هم باید تحمل داشته باشید که اگر نظری می گذارید، مورد تایید، نقد یا اعتراض دیگر خوانندگان قرار بگیرد. وگرنه می توانید نظرات خودتان را با ایمیل به اطلاع من برسانید تا دیگران از آن با خبر نشوند. در فضای وبلاگ و کامنت، وقتی نظر شما عمومی شد، هر یک از خوانندگانی که آن را می بیند حق دارد در مورد آن نظر بدهد.

  2. با سلام بر شما و دوستان انقلابی

    با مطلب مهم و قابل تأمل:

    “هشدار در مورد حضور تکفیری ها در مرکز آموزشی و تحقیقاتی….”

    به روز می باشم. مطلب مهم می باشد حتما” مطالعه بفرمایید.

  3. احمدی نژاد مظلوم است و خدا حامی او….

    ولایجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا…. اعدلوا……….

  4. بسم الله
    سلام
    لطفا به این وبلاگ سر بزنید و مطالب به روز خودتون رو در کنار یادداشتهای به روز دوستان دیگه قرار بدید. فقط کافیه از طریق بخش نظرات اطلاع بدید که مطلب جدیدی نوشتید تا در وبلاگ قرار بگیره. ضمناً دوستانی که می شناسید از طریق بخش نظرات وبلاگ” تکلیف سیاسی” معرفی کنید تا به پیوندها اضافه بشن.
    این وبلاگ بعد از مشورت با دوستان همسنگر راه اندازی شده و ان شاء الله بتونه یه قدم کوچیک برای انجام بهتر تکلیف سیاسی هممون باشه.
    http://www.taklifesiyasi.blogfa.com

  5. سلام اقا حامد. به یکی از روحانیون مخالفت کننده درباره نشریه خاتون گفتم : مشکلی نیست شما هم یک نشریه دربیار به اسم بانو بعد هر چیزی که می خواهی در رابطه با حجاب بزنین اونجا بیان کنین بعد بیایین به ما نشان بدهید که نشریه یعنی این؟ نه اینکه گوشه رینگ بشینین و مدام ایراد بگیرین.

  6. خدایی آدم با منش آقا حال می کنه! … بعد مقایسه می کنم با منش این مغز فندقی های متحجر که خودشون رو صاحب آقا میدونن!!!!! میگم اینا باعث میشن خیلی از مردم آقا رو درست و حسابی نشناسند!! وگرنه امکان نداشت کسی آقا رو کاملا همونجور که هست بشناسه و دوست نداشته باشه…

  7. سلام
    من نمی دونم شما چرا ایتقدر ساده ای؟ مگر گشت ارشاد در اختیار کیست؟ چنانچه آقای خامنه ای با این روش ها مخالف باشند، نمی توانند ماندد احمدی نژاد مخالفت خود را با آن اعلام کنند؟ تازه اکر اعلام کنند آنوقت من می پرسم مگر فرمانده نیروی انتظامی را رهبر تعیین نمی کند؟ پس اصلا آیا امکان دارد ایشان مخالف گشت ارشاد باشند؟ بابا یک کمی فکر کن.

    • سلام
      قبلا به شما گفته بودم که مشکلتان این است که نگاهتان به ساختار سیاسی ایران، خیلی ساده و بسیط است. فکر می کنید، منشا و مبدا قدرت در ایران، ولی فقیه است و لاغیر و قدرت بلامنازع ایشان هستند. روی کاغذ اینگونه است و در عمل اینطور نیست.

  8. اینکه آقای احمدی نژاد مسحور جریان مشایی شده شکی در آن نیست شما هم خیلی زحمت نکش . این موضوع اظهر من الشمس آقای حامد خان @};-

  9. سلام،
    می خواستم تشکر کنم از بابت مطلب جالبتون در مورد برخورد آقا. لطفا باز هم از این مطالب طنز بذارید توی وبلاگتون، بسیار نشاط رفت. :)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<