حق با خاتمی بود

امروز، عتابهای رئیس قوه قضائیه خطاب به رئیس جمهور کشور را که تیتر یک روزنامه ها شده بود می دیدم و آن را کنار تهمتها، حمله ها و لجن پراکنی هایی که ماهها است در صدها تریبون، علیه رئیس جمهور صورت می گیرد قرار می دادم، حمله هایی که کوچکترین عکس العمل و حساسیتی را در قاضی القضات کشور برنیانگیخته است، به خودم می گفتم حق با «سیدمحمد خاتمی» بود. رئیس جمهور، در عمل، یک تدارکاتچی بیشتر نیست. و ای کاش اصلا حق با خاتمی بود. شان رئیس جمهور، حتی در حد یک تدارکاتچی هم نیست. امید است با زمزمه ای که برای تغییر قانون اساسی افتاده است، ظاهر و باطنِ شأن رئیس جمهور، یکی شود. برای قانون اساسی یک کشور خوب نیست که چیزی در حد ورق پاره ای بی مصرف باشد.

42 دیدگاه در “حق با خاتمی بود

  1. بله حقیقت همین است.
    خیلی وقت پیش دکتر الهام در جمعی خاص شأن و اختیارات واقعی رئیس جمهور را در یک حکومت اسلامی تبیین کرد و تلویحاً نقش ریاست جمهوری در کشورمان را مایه دردسرهای متعدد برای نظام و عامل کشمکش های بی ارزش دانست. بعد از آن همسرش خانم رجبی از وجود پست ریاست جمهوری انتقاد کرد. به همین دلیل است که واکنش برخی دوستان از سخنان آقای خامنه ای در مورد تغییر ساختار نظام را شتابزده و از روی عدم آگاهی از برخی واقعیات دانستم. سخنرانی دکتر الهام به شدت روشنگرانه است و حتما این دوستان را قانع میکند.

      • مردم سالاری در حکومت اسلامی یعنی اجرای عدالت. اصلا هدف غایی سیاست در منظر اسلام، تحقق عدالت است. تنها حضور و مشارکت مردم در یک روز آن هم پای صندوق های رای نشان از مردم سالاری نیست و در یک حکومت اسلامی همین مقدار که مردم به رهبر خود لبیک بگویند و به او برای اداره امور جامعه اطمینان نمایند کافیست و دیگر اداره تمام امور با همان رهبری است که از سوی مردم اصلح شناخته شده. اوست که نیک و بد مردمان را تشخیص داده و با توجه به مقتضیات زمان آن ها را مطالبه و پیگیری می کند. اوست که بیشترین دغدغه را در راه اجرای عدالت و تحقق مطالبات برحق مردم دارد.
        شما ببینید رهبر ما خودش هم برای مطالبه برخی امور و انجام برخی تغییرات دستش آنقدر که باید، باز نیست. یعنی با اینکه اسماً ولایت مطلقه را داریم اما در برخی امور نظر برخی بزرگان با آنچه رهبر جامعه می خواهد، ممکن است دارای اختلاف باشد و رهبر جامعه برای حفظ شأن آن ها یا عدم پیشامد دلخوری می بایست با ظرافت و احتیاط عمل کنند. آن وقت در این شرائط رئیس جمهوری هم می آید با رای و عقیده ی خود که از هرگونه چارچوبی گریزان است و بدون درگیر نمودن خود با مخالفین، به دنبال تسریع اجرای امور است. او هشت سال مهلت دارد که به شعارهایی که داده جامه عمل بپوشاند و در این هشت سال باید تمام خطوط قرمز را رعایت کند باید در چارچوب های لازم بگنجد اما این برای او پذیرفتنی نیست و هرجا که اختلاف نظر دارد صراحتا می گوید و با آنچه که خود نمیپسندد صراحتا مخالفت می کند. و نهایتا این گزک به دست برخی داده می شود که ادعا کنند رئیس جمهور مخالف روحانیت {بزرگان حوزه} است. چون نتوانسته در آن چارچوب های معموله خود را بگنجاند. و این خودش تازه یک مسئله از هزاران مسئله است. بنابراین اینجا یک مسئولیت دیگر هم بر رهبر بار می شود و آن جلوگیری از ایجاد اختلاف میان آن ها و تلاش برای از بین بردن سوء تفاهمات است. بنابراین اینکه برخی دوستان می گویند اگر نظام ریاستی پارلمانی شود و ای داد ای فریاد چه می شود، از سر سطحی نگری و عدم بینش است. این ها سر و صدای بیخودی است. چون ما تا به حال هم که در انتخاب رئیس جمهور حق انتخاب مستقیم داشتیم، اختیار تام و تمام نداشته است که فکر کنیم اگر این انتخاب از ما گرفته شود، ما چقدر از حق مان محروم می شویم و جمهوریت نظام معنای خود را از دست می دهد.
        بهتر این است که ریاست جمهوری حذف شود.

        • ارغوان گرامی چنان پیش فرض های خود-که چیزی جز درکشان از نطریات آقای مصباح احتمالا به واسطه آقای الهام نیست- را ثابت فرض کرده و بسیط مینویسند که انگار تمامی این پیش فرضها مورد قبول همگان شناخته شده اند حالا جبرا یا اختیارا ! کاری به دست یا غلط بودنش ندارم اما این سبک بیان راهی برای قانع کردن افراد نمیتواند باشد. اما؛.
          سوال اینجاست که چرا کسانی که خود از اصلی ترین عوامل موثر در تغییر نظام از پارلمانی به ریاستی بودند حالا بیشترین تلاش را برای بازگشت وضعیت دارند؟ به عبارتی چرا آن زمان نظام پارلمانی را مناسب نداستند و حالا میدانند؟
          مثلا یک جواب میتواند این باشد که در برآورد دچار اشتباه شدندد و به اصطلاح فکر اینجایش را نکرده بودند؟
          و یا اینکه نه! برنامه ای بوده و اقتضای موقعیت این بوده که فعلا نظام ریاستی شود تا در شرایط مناسب بازگشت صورت پذیرد؟
          و پاسخ هایی حتی کاملا در تضاد با موارد فوق. علی ای حال؛
          به نظر بنده شاه کلید، برای رمز گشایی از بسیاری از وقایعی که امروز بر ما میرود را باید در اعماق دهه اول انقلاب جستجو کرد. دهه ای که علیرغم وقوع اتفاقات مهمی مثل جنگ و تغیر قانون اساسی و… به صورت عجیبی از طرف تمامی افراد موثر با هر سلیقه ای مخفی سازی میشود.حجم اطلاعات قابل استناد مربوط به ان دوره حتی نسبت به دهه هفتاد هم قابل اعتنا نیست.
          دهه ای که یقینا در آن بیشترین تلاش ها و درگیری ها برای تثبیت جایگاهها در ساختار قدرت در جریان بوده است.
          .

    • ناراحت نباشید !

      هر کودکی این را میفهمد که کاری که برخی از مخالفین دولت در حال انجامش هستند ، در حقیقت تحریک روحیه “مظلوم نوازی” مردم است و بلاشک کمک بزرگی برای دولت محسوب خواهد شد؛ ان شاءالله .
      ===============

  2. کاملا موافقم.
    گاهی فکر میکنم کاتوزیان و برو بچ هم بعد از جریان طرح نظارت بر نمایندگان وتصویبش که علنا از طرف رهبری مطالبه شده بود به عنوان کنایه به وضع موجود، بحث تغییر نظام از ریاستی به پارلمانی رو مطرح کردند. اما فک نمیکردند شوخی شون شوخی شوخی جدی بشه!
    نمیدونم بعضی از دوستانمون تا کی میخوان بگن ان شالله گربه است؟!

  3. سلام
    بنده مخالفم این پست بزرگتر از این آدم است زمانی که یک آدم تئوری صرف بدون تجربه قضایی را از گوشه حوزه بردارید بکنید آیت الله و بگذارید رئیس قوه قضائیه در حالی که حوزه خروجی متخصصانه برای قوه قضائیه ندارد این می شود. مجبوریم بگوییم صد رحمت به شاهرودی. یک عامل دیگر هم هست عده ای مطرودین و راندگان احمدی نژاد نیز دورش را گرفته اند و شائبه تصمیم سازی هم وجود دارد. خلاصه اینکه بنده اندک اعتمادی به قوه قضائیه ندارم. ( پستت رنگ و بوی احساس داشت که به کامنت من هم تسری نمود) جالب این است که این مردک در تریبون عمومی در اسفند ماه مدعی شد در مقامات ارشد دولتی فساد عظیم رخ داده ولی حالا مدعی است که به خاطر وحدت سکوت کرده و حرفها در سینه دارد :D

    • سلام
      وقتی در برابر بی آبرویی، زشتی آشکار و کاملا غیرقابل توجیهی که دو برادر، رئیس دو قوه نظام باشند سکوت می کنیم و بی خیال از کنارش می گذریم و به سکوت برگزارش می کنیم، نتیجه اش می شود همین. لااقل این بود که می توانستیم برای اینکه حرمت رهبری خدشه دار نشود، استفعا یا کاندیدا نشدن لاریجانی برای ریاست مجلس را به یک مطالبه فراگیر تبدیل کنیم.

  4. هوالحق؛
    سلام؛
    کسی حقوق خود را محدود نمی‌کند. چرا باید حق انتخاب رئیس دولت را به مجلس دهیم؟ من که اگر روزی به رأی گیری رسید مخالفم. همین جوری مجلس و دولت بدون در نظر گرفتن نظر مردم هرکاری را انجام می‌دهند چه رسد زمانی‌که برای انتخاب شدن هم نیازی به مردم نداشته باشند.
    نامه احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور به ملک عبدالله مخالف خواست مردم و نظام و امام بود.
    یاحق؛

  5. سلام اقا حامد خوبی برادر کنار سایت خوبت یه لینکدونی چیزی بود که از بقیه سایتها و وبلاگ ها مطلب میزاشتی چی شده نیست ؟
    مطلبت رو هم خومدم یعنی همیشه میخونم تنددتند سر میزنم والا چی بگم معلومه خیلی عصبانی هستی درسته هرچی بیشتر بفهمی بیشتر عذاب میکشی چه میشه کرد برات ارزوی سربلندی و ارامش دارم راستی این ادرس که یادت هست:
    http://www.persian.israel.org/MFAFA/
    هنوز فیلتر نشده ها!
    به امید ساعت پیروزی

  6. سلام!
    وقتی هی ما هیچی نمی گیم اونا هم هیچی نمی گن دیگه ۲! تا داداش با هم شدن مسئول ۲تا قوه از ۳قوه یه مملکت یکی می مونه که اونم باید کله پا بشه مگر اینکه با اونا همسو باشه!دوتا خان داداش هی با هم دعوای زرگری می کنن که مثلا ما داریم همو به چالش می کشیم!بعد هر چی هم دلشون می خواد به اون یکی می گن بعد می گن ما حرف هامون رو نزدیم برای مصلحت نظام.
    داشتم فکر می کردم انتصاب آملی برای قوه قضاییه هم یکی از جام های زهریه که به آقای خامنه ای نوشانده شد!
    بنده خدا آقای خامنه ای!

    • وضعیت به این شکل باقی نخواهد ماند .
      معلوم نیست که دوران مابقی ریاست جمهوری دکتر احمدینژاد بعد از ۱۲ اسفند به چه شکلی در آید ؟
      شاید آنروز از مظلومیت و تنهایی حاج صادق آملی گلایه کنیم ؟؟؟

  7. چرا ابصار نیوز و دولت ما فیلتر شده اند اما سایت فارسی زبان وزارت خارجه اسراییل کاملا در دسترس است؟
    ببخشید سوالم رو پس میگیرم ،فراموش کرده بودم که احمدی نژاد و اطرافیانش بزرگترین خطر برای اسلام از صدر اسلام تا کنون بوده اند ،حتی از اسراییل هم خطرناک تر…پس در ایران ۲۴ میلیون نفر زندگی میکنن که از اسراییل هم خطرناک ترند،حتما اگر امام زنده بود میگفت این ۲۴ میلیون غده سرطاتی هستند و باید از صفحه روزگار محو شوند.

  8. البته خاتمی نگفت رییس جمهور یک تدارکاتچی است. گفت «عده ای رییس جمهور را یک تدارکاتچی می خواهند». این تفاوت ظریف از این نظر برای من اهمیت دارد که در نتیجه گیری پیرامون قانون اساسی ما را به اشتباه نیندازد. به باور من که گمان می کنم سیدمحمد خاتمی و میرحسین موسوی هم با آن موافق هستند، شان رییس جمهور در قانون اساسی ما «یک تدارکاتچی» نیست. هرچند در مواردی قانون ضعف دارد یا ابهام دارد یا تداخل مسوولیت ایجاد می کند، اما در نهایت رییس جمهورش تدارکاتچی نیست. این یک جریان یا اراده ویژه است که برای دو دهه دارد تلاش می کند که رییس جمهور را به تدارکاتچی بدل کند. چه سیدمحمد خاتمی اصلاح طلب باشد، که محمود احمدی نژاد. اگر این مقدمه را بپذیریم و هم نظر باشیم، آنگاه شاید بتوانیم با هم به این توافق هم برسیم که شعار موسوی مبنی بر «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» می تواند فصل مشترکی باشد برای تمام آنانی که می خواهند از ادامه این روند جلوگیری کنند.

    • به نظر من خواست عمومی باید این باشه ” تغییر قانون اساسی” در جهت تقویت جمهوریت نظام با احترام برای اسلامیت نظام

    • باید با انصاف باشیم. همه ی آدمها -غیر از معصومین(ع)- هم حرفهای خوب و صحیح دارند و هم حرفهای نادرست .
      قطعا اصلاحطلبان هم حرفهای درست و صحیح زیادی داشتند ، اما آنچه مهم است معدل حرفهای درست و نادرست آنهاست و باید این معدل را در قیاس با رقبای آنها در نظر بگیریم .

      اگر حرفهای اصلاح طلبان کلا غلط بود امام خامنه ای برای نشان دادن راه درست از تعبیر “اصولگرای اصلاحطلب” استفاده نمیکردند .

  9. آقای فتاحی؛ کامنت من در پاسخ به دوستی بود که در پاسخ به کامنت اولم سوالی را مطرح کرده بود. لطفا خودتان کامنت مرا در جایگاه مناسب قرار دهید که ایشان متوجه پاسخ من بشوند.

    • سلام
      ان شاءالله در اولین فرصت. فعلا به یک کامپیوتر نفتی دسترسی دارم و چنین اصلاحاتی حوصله می خواهد.

  10. سلام
    با شما مخالفم. نه از این جهت که قوه قضاییه با هتاکی به رئیس جمهور، برخوردی نمی کند، نه! از این جهت که قانون اساسی یک کشور را کاغذ پاره می خوانید.
    رهبر معظم انقلاب، دو سال پیش با استناد به این قانون اساسی، ابطال انتخابات را مردود اعلام کردند و اکنون نیز با استناد به همین قانون اساسی، خواستار بازنگری در این قانون، شده اند.

    ضمن تبریک عید غدیر، با “جرعه ای از زلال غدیر” در خدمت شما هستم.
    یا علی

  11. جناب فرج خواه؛ بنده در پاسخ به سوالی که به کامنت اولم داده شده بود، این کامنت بلندبالا را نوشتم. در عین حال نظرم را می نویسم چون این نظر من است و من حق مکتوب نمودن آن و انتقال آن به دیگران را دارم. هرگونه برداشتی را به عهده مخاطب آزاداندیش می گذارم و به هیچ وجه نوشتن را در قید “اقناع” محصور نمی کنم.

    • شما چه طور فهمیدید که بنده قصد نادرست نشان دادن نظر شما رو دارم؟
      من هم یک مخاطب نظر شما هستم دیگر! و برداشتی کردم لابدحالا شاید به اشتباه. اما بعد؛
      با توجه به نطر قبلی تون و مختصر آشناییم با نظرات آقای مصباح و بالتبع آقای الهام اون موضوع رو بیان کردم و البته گفتم “احتمالا”. اما لطفا یک بار دیگر این قسمت از متن خودتان را بخوانید:
      “مردم سالاری در حکومت اسلامی یعنی اجرای عدالت. اصلا هدف غایی سیاست در منظر اسلام، تحقق عدالت است. تنها حضور و مشارکت مردم در یک روز آن هم پای صندوق های رای نشان از مردم سالاری نیست و در یک حکومت اسلامی همین مقدار که مردم به رهبر خود لبیک بگویند و به او برای اداره امور جامعه اطمینان نمایند کافیست و دیگر اداره تمام امور با همان رهبری است که از سوی مردم اصلح شناخته شده. اوست که نیک و بد مردمان را تشخیص داده و با توجه به مقتضیات زمان آن ها را مطالبه و پیگیری می کند. اوست که بیشترین دغدغه را در راه اجرای عدالت و تحقق مطالبات برحق مردم دارد”
      .حرفم این بود که وقتی”نظر” میدیم از باب احتیاط یک “به نظر من” هم اولش اضافه کنیم خیلی به صواب نزدیک تر است.
      البته اینها همه نظر من بود.
      در هر صورت اگر جسارتی شد عذر میخوام. بگذارید پای ضعف منطقم .

    • سلام
      بستگی دارد وامدار چه کسانی باشد. اگر سرسپرده حلقه های قدرت و ثروت باشد، خوب هوایش را خواهند داشت و نگهش خواهند داشت.

  12. جناب فرج خواه

    فکر میکنم بعد از این همه کامنت گذاشتن و نظر دادن، فرهنگ تبادل نظر را آموخته باشیم.وقتی من دارم با اسم و نشانی خودم کامنت میگذارم یعنی صرفاً از دیدگاه خودم می نویسم نه به نمایندگی از یک گروه. استفاده از قید “به نظر من” برای فهم اینکه این چیزی که من مینویسم نظر “خودم” است، برای کسانی است که از هوش نرمال به دورند.

    • درست میفرمایید ارغوان گرامی. تقصیر اصلن از شما نیست. اجازه بدید جمله شما را اینجور تصحیح کنم: ما بعد از این همه مدت “روش”-به نظر من بار معنایی کلمه فرهنگ مثبت تر از آن است که در این مورد استفاده شود- نظر دادن را آموخته ایم.به این معنی که حالا دیگر “قالب” و کلیشه ها یی شمارا و لذا قابل یادگیری برای نظر دادن در فضای مجازی داریم که توهین و در واقع برون فکنی و تشفی صدر وذهن خوانی هم جز لاینفک تمامی این ساختارها ست.
      هر چند من کل این رویه رو جزیی از پروسس در حال اجرای
      «انحطاط اخلاق» ناشی از «سیاست زدگی» در کل جامعه ایرانی میدونم.مصادیق الی ماشالله چنان که افتد و دانی!
      خدا شما رو حفظ کند.

      • مگر شما تا الان دنبال مقصر بودید که می گویید “تقصیر اصلن از شما نیست؟!” شما کلاً در باغ ناصرالدین شاه سیر میکنید. در ضمن شما اول ذهن خودتان را تصحیح کنید، جمله ی من پیشکش!

        • مواردی که ذکر کردم بیش و پیش از همه در مورد خودم صادق است. بنابراین جمله اول از نظر قبلی رو اینطور تصحیح میکنم:
          «تقصیر پیش از همه خود من است.»
          اگر شما از این الگوها پیروی نمیکنید و خودتون رو بری از این روش و مسلک رایج میدونید دلیلی برای ناراحت شدنتان وجود ندارد.خدا میداند این را صمیمانه و بدون هیچ بغضی عرض میکنم.
          حالا این باغ ناصرالدین شاه کجا هست؟ :)

  13. سلام
    به خاطر فشار هایی که روی شماست از لحاظ فکری کاملا متاثر شدید.
    تمام تلاش مخالفین دولت این بود که حامیان دولت به این نتیجه برسند که مخالفت ها و تخریب های علیه دولت با چراغ سبز های رهبریست!!! که شما به این نتیجه رسیدید!!!

    تمام تلاش ضد انقلاب این بود که نظام را دیکتاتوری و اداره آن را به پشت پرده ها متصل کنند که شما در این مطلب به آن رسیدید!!!

    اما برای اطلاع شما:
    به تمام این زد و خورد های سیاسی و تمام مخالفتی که به مخالفان دارم و تمام تهاجمی که علیه دولت نا منصفانه میشود هر گز نمی توان گفت ریاست جمهوری یک مقام تشریفاتیست!!!!
    رئیس جمهور در ایران یک مقام مستقل در عمل است که تا کنون نیز مستقل عملکرده و همین مستقل بودن است که صدای برخی را دراورده.
    اگر چیز هایی که در رفتار رهبری و رئیس جمهور میبینید بگذارید به مصلحتی که جزو حقایق و بایسته های هر نظامی حتی نظام حکومتی امیر المونین علیه السلام است.
    واما یک در خواست:
    موضع صحبت کردن شما موضع تذبذ شده است. بین دیده ها و فهمتان که قطعا فهمتان درست است نمیتوانید تطابقی ایجاد کنید و این باعث میشود که نتیجه های را بگیریید که هم اشتباه و هم خواسته مخالفان به ویژه دشمنان و هم ابروی حامیان دکتر را ببرد.
    حق بینی این نیست که شما یک مرتبه زیر هر چیزی که بر آن پافشاری کرده ای بزنی. حق بینی این است که حقایق را ببینی و هیچگاه خلاف آن حرف نزنی که بعدا مجبور به پس گیری آن شوی که در این صورت ضربه بزرگی را به طرف مورد حمایت خود میزنید.
    از لحن تند عذر خواهی میکنم. بعد از کلی تحقیر از طرف مخالفان دولت که ما را متهم میکنند که شما هم آخرش همه چیز رو میندازید تقصیر رهبری و استناد به مطلب قدیم شما و با لفظ اشتباه و خطر ناک “چراغ سبزهای رهبری” این نوع رفتار عجیب نیست.
    یاعلی
    راه دیگر
    سید مصطفی آل علی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<