آقای لب ساز

احمدرضا را برده ام پارک. یک گوشه محوطه گلکاری را که چیزی در آن نروییده، پیدا کرده است. با چوب بستنی افتاده است به جان خاک. پس از چند دقیقه به من که روی نیمکت نشسته ام رو می کند و می گوید: «بابا ببین دهن ساختم. من آقای لَب سازم.». می روم نزدیکش. در خاک، شکلی شبیه هلال (لبخند) را کنده کاری کرده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<