امروز بشریت…

«خدا مرده است، مارکس مرده است، خودم هم حال چندان خوشی ندارم.»

این جمله را رابرت استم، در کتاب «مقدمه ای بر نظریه فیلم»، در حاشیه بحث از «پست مدرنیسم» آورده بود. گویا کنایه معروفی است. برایم جالب بود. نفهمیدم گوینده اش چه کسی است، اما انگلیسی اش می شود:

God is dead, Marx is dead, and I’m not feeling that good myself

5 دیدگاه در “امروز بشریت…

  1. ایکاش کسانی که اکنون تو به آنها معتقدی و مریدشانی!
    کمی از افکار توهم گونه اشان بیرون آمده بودند و می آمدند تا نتیجه کابوس آرمانشهرشان به ویران شهر تبدیل نشده بود!
    هر چند من آنها را بسیار کمتر از مریدانشان مقصر میدانم!!
    چرا که شیادان! ..اگر با بی اعتنایی مردم ساده دل مواجه میشدند اینطور بال و پر پیدا نمیکردند!
    تا از ایران ویرانه ای بسازند و دست آخر هم گناه خود را به دست تقدیر و خدا و شیطان و این کشور و آن کشور بیاندازند!!!
    خواب اینان را دیدن هم جرمی ست نابخشودنی!
    چه برسد به همدلی و یاری اشان!!!
    پاکنت را زمین بگزار!…

  2. مارکس هم همین طور
    رو که نوشتی این ازش برداشت میشه که جمله ی اول مال مارکس است
    این طور بهتر بود که
    خدا مرده است. مارکس مرده است و خودم هم حال خوشی ندارم


    نظر شما اعمال شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<