نیستان

روزهای تاسوعا و عاشورا، دور از دوزخ پایتخت و در میان بهترین بندگان خدا بودم. بعد از دو سال در جمع دوستانم در یزد بودم. این جمع برایم حکم دریا و نیستان را دارند. نیستان و دریایی که ماهی و نی جدا افتاده ای از آن هستم. هرچه فکر می کنم، بزرگترین برد زندگی ۳۰ ساله ام، چند سال زندگی در یزد و پیدا کردن این جمع ناب و کم نظیر بوده است.

16 دیدگاه در “نیستان

  1. یعنی رفتی در یزد و در روز عاشورا، با آن جمع ناب و کم نظیرت، ایرانیان را کشتی؟ چون توی تهران تو را می شناسند چه قاتلی هستی!
    ای یزیدی!

  2. خوشا به حالتون

    در ضمن تهران هم اونقدرا خبری نبود والله / همه عزاداریشون رو طبق معمول هر سال انجام دادند و ماجرای شلوغ کاری ها محدود به بخشی از خیابان های انقلاب و آزادی بود

    و البته همین عدۀ قلیل تیر خلاص رو با این بازی بچگانه و بدون حساب و کتاب ، زدن بر فرق سر جنبش سبز !!

  3. قدیما بالای منبر دوروغشان ! میگفتند ماه محرم ماه حرام است و کشتن انسان در این ماه مجاز نیست!.
    ظاهرا در جلد دوم قران که توسط اربابان کائنات در حکومت مذهبی حاکم بر ایران به چاپ رسیده.این بند از قران پاک شده!!!
    تو که ادعای پاکی و صداقت داری مواظب باش بدنبال کسانی که قران را تحریف و جعل کرده اند نروی!!
    کشتن انسانها در روز عاشورا بر پیروان مخلص((مخ لس!!!)) حضرت شمر مبارک باد!
    رویت سفید باد هرمله!
    یزید آسوده بخواب ……بیدار است!!!


    تا جایی که خبر دارم در ماه محرم جنگ و خونریزی حرام است نه دفاع. شما که این احکام را بلدید به دوستانتان سفارش می کردید به حرمت روز عاشورا به اموال عمومی حمله نکنند تا پلیس مجبور نشود برای حفظ اموال مردم وارد عمل شود و خشونت اعمال کند. ضمنا تا جایی که من خبر دارم بیشتر کشته ها، توسط خود اغتشاشگران کشته شده اند، مثل دو نفری که در جریان پرتاب آجر پاره به نیروهای پلیس، کشته شده اند.

  4. وبلاگتون رو خوندم. نمی دونم چی بگم

    من آدم بی طرفی هستم – یعنی سعی کردم بمانم حتی تا این لحظه بعد از این همه قیل و قال … اما سخته.

    بچه مدرسه ای که بودم یادم نیست کجا… میخوندم تو یه دعایی چیزی که دائم میگفت خدایا فرقان رو از من نگیر. تو عالم بچگی تو غرور عجیب نوجوونی تو دلم میگفتم آخه این چه دعاییه. معلومه درست کدومه و غلط چیه!

    حالا باید اعتراف کنم از دستش دادم، از دستش دادیم. خیلی هامون. و باور کن شما حزب اللهی ها مردم رو اونقدر فراری دادین از خودتون که دیوار اعتماد ریخته و نسلی مونده که به هیچ طرف دستاویزی نداره …. کی جواب واماندگی این آدما رو میده؟

  5. تو گه می خوری اظهار نظز می کنی وقتی تهران نبودی. کجاش دفاع بود این که گرفتن یه آدم با ماشین زیر کردن این عکس العمل دفاعی؟؟؟!!! حقا که شاگرد همون فردید جاکشی و صد البته ماکیاولی!!!!!!

  6. ببین من کروبی چی یا موسوی چی نیستم بیخود جواب چرت پرت نده زیر کامنت هام .
    من به اومانیست بودن خودم می بالم. یالا زود نظرامو پابلیش کن

  7. ببین من کروبی چی یا موسوی چی نیستم بیخود جواب چرت پرت نده زیر کامنت هام .
    من به اومانیست بودن خودم می بالم. یالا زود نظرامو پابلیش کن

  8. بسم الله _ شاهد عزیز سلام دیگه وقت این نیست که بی طرف باشی .
    دنیا دو جبهه داره یا حق و یا باطل ! بجنب که نا غافل باطل رو لباس حق پوشیده سمتت نفرستن بری قاطی اونایی که نباید بری .
    واما شمائی که تشریف بردید یزد خوش به حالتون .جدی تهران دوزخ . اما من هم که تهران بودم رفتم حسینیه خوزستانیها اما ای کاش نمی رفتم . آدم نمیدونه میره مجلس امام حسین یا خود آرائی بانوان .دیگه حرمت هم نگه نمی دارن .حالا اغتشاش توی سرشون بخوره .

  9. من هم ۲۴ سال زندگی کردم دوستان خوبی نداشتم جز دزد و خلاف کار اما بهترین جمع زندگیم را در پایگاه بسیج یافتم..موفق باشی یا علی

  10. اخ در مورد ساندیس که گفتی دلم به حال پسرت کباب شد!!!بیا بیخیال شو اینقدر شستشوی مغزی نده مخ بچه بیگناهو.من نمی فهمم حامد تو چیرو می خوای ثابت کنی هر دفعه یکی رو قهرمان می کنی اونقدر گتدش می کنی که نمی تونی هزمش کنی تو معدت گیر می کنه و آخرشم بالا میاریش. یه بار پورپیرار یه بار شهبازی و صدها نفر دیگه. بجای انکه کمی تبارشناسی رو چاشنی شناخت کنی فقط با پدیده های مقطعی و اونم نه با نگاه پدیدار شناسانه سرو کله می زنی. حتی منابعی هم شالوده فکری تو رو شکل داده ار این نظز فقیر هستند.البته همه تقصیر رو به گردن تو نمی ندازم .تو مملکتی که روشنفکر چماعتش یه مشت الکلی و سوزنی و حرف مفت زن هستند بیش از نمی شه انتطار داشت چون زایش فکری وچود نداره و همچنین پویایی، و بی ربط با فرهنگ و زبان مانیست!!!!
    ولی همه این اراجیف رو گفتم که در نهایت به این چیزی که الان می خوام بگم برسم حامدی که در اقیانوس ایدئولوژی ها دست پا می زنه و امواج این اقیانوس حامد رو هر روز به یه جا می بره البته بدون اراده حامد . جوری که نمی زاره حامد شنا یاد بگیره .
    من فکر می کنم ایدئولوژی کورت کرده تا انسان رو از یاد ببری.این موضوع رو تو قسمتای مختلف وبلاگت دیدم مثلا توجیه یک جنایت و قرار دادن اون در کنار یه جنایت دیگه. جنایت از نطز تو نسبی هست و رابطه مستقیم داره با جهت دهی فکریت و فکر
    هم نمیکنم هیج وقت هم راجب این موضوع فکر کرده باشی و مستقل از جهت دهی فکری بررسی کنی.آرمانشهری که تو دنبالش می گردی هردم بیل شهره!!! و خوب امشب دیگه خسته شدم و دیگه نمی خوام اراجیفم رو ادامه بدم
    و اگر در کامنت بالا بهت توهینی کردم تو اینو به حساب نگرش سیاسیت بزار نه خودت.

  11. سلام آقا یا خانم “یه بابایی”
    من مطالب شما رو خوندم و از اونجایی که خدا توفیق داده که چند سالی رو از نزدیک با حامد آشنا باشم به بعضی از مطالبی که اشاره کردین انتقاد دارم

    شما با چنان لحن ایدئولوژیکی از امانیست بودنتون حرف زدین و ایدئولوژی رو محکوم کردین که آدم شاخ در میاره…
    چون طرفدار تبارشناسی به صورت صریح و پدیدار شناسی به صورت ضمنی شده اید لازم می دونم تذکر بدم که ایدئولوژی خود مولود تفکر امانیستیه، می دونین که تفکرات دکارت و بعد از اون کانت و بعد از اون هگل (که به نظر من همگی در پارادایم مدرن قرار داره) با رسیدن به مارکس شاهد دگرگونی جدیدی میشه و اساساَ در سایه ی تفکر مارکسه که ایدئولوژی به معنای فلسفی کلمه (که باز به نظر من خطرناک ترین نوع و اصلی ترینه اونه) ظهور میکنه…

    شما قسمتی از قضیه رو به درستی درک کردین، ایدئولوژی معرفت سوزه. اما اشتباه بزرگتری رو مرتکب شدین
    شما تعلق ایدئولوژیکی به جهانشمول ترین ایدئولوژی دارین…(اومانیسم)

    حامد علارغم آگاهی نسبتاَ زیادش در مورد این موضوعات چیزی براتون ننوشته و البته اون میدونه که بستگی و تعلقش به ساحت قدس (که در پاردایم مدرن مورد غفلت واقع میشه و نیست انگاشته میشه) براش الزاماتی (سیاسی و غیر سیاسی) میاره که نمیتونه در موردش بی تفاوت باشه…
    فکر نمی کنم اساساَ حامد دنبال “آرمانشهری” باشه که حالا از نظر شما “هردم بیل” باشه یه نباشه، که آرمانشهر ها لزوما اینجهانی هستند و برای کسی که بسته به عالم قدس است بهشت زمینی پارادوکسیکال ترین لغت است…

    تنها موضوعی که میتونم به حامد و خودم تذکر بدم اینه که برای کسی که رویش به اسمانه، سیاست (به معنی که فکر می کنم بین من و حامد مشترک معنویه) تابع و مشروط به معرفت قدسیه. علم در این عالم با عمل متعبدانه به انسان داده میشه و بنای علم و عمل سیاست هم از این قاعده مستثنی نیست…


    نشانه جان سلام. بابت جوابت و از آن بیشتر بابت اینکه شکسته نفسی کرده ای و در این مباحث خودت را در کنار من قرار داده ای از شما ممنونم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<