تقدیم به خاطره حسرتبارِ مستندها و مناجاتهای دلنشین محمد نوری زاد

اگر تفریط و افراط، هر دو بدند، چرا خیلی از ما، فقط وقتی تفریط یک نفر را می بینیم، یاد افراط کاری های سابقش می افتیم و از حدیث «لا یری الجاهل الا مفرطا او مفرّطا» برای کوبیدن او استفاده می کنیم؟ چرا زمانی که او، اهل افراط بوده و هنوز به ورطه تفریط نیفتاده بوده، صدایمان در نمی آمده است؟ صدایمان در نمی آمده که هیچ، تشویقش هم می کرده ایم؟ نکند خودمان هم اهل افراطیم و حواسمان نیست؟
به نظر من، این تفریط دیدن و تازه به یاد سابقه افراطی افتادن، در مرحله اول، حکایت از افراطی بودن امروز خودمان می کند. آن وقت، نکند برخورد ما با آنکه او را امروز تفریطی می بینیم از همین جایگاه افراطی مان برخاسته باشد و اساسا آن فرد به آن اندازه هم که ما فکر می کنیم وضعش خراب نباشد؟

23 دیدگاه در “تقدیم به خاطره حسرتبارِ مستندها و مناجاتهای دلنشین محمد نوری زاد

  1. این مقاله شما بعد از نوشته تون در باره صانع ژاله یک نقطه عطف در وبلاگ نگاریتون به شمار میرود اقدامی که شاید خیلی زودتر باید انجام میگرفت اما به هر حال خوشحالم که با روحیه شجاعت و عدالت طلبیتون در این امر پیش قدم شدید

  2. درباره افراط‌هایش، شاید حرفت درست باشد. زمانی او در کیهان می‌نوشت و البته نوشته‌هایش تند و زننده بود. اما نوری‌زاد فقط همین نبوده و نیست. آیا درباره هزینه میلیاردی فیلم درپیت چهل سرباز چیزی خوندی؟
    http://www.tabnak.ir/pages/?cid=4909
    این ربطی به عقیده و نظر و افراط ندارد. اشتباه و سوء استفاده است که از طرف هر کسی باشد نادرست و محکوم است.

    • بله خوانده ام. وانگهی خلاصه کردن کارنامه هنری نوری زاد در فیلمهای آبکی داستانی اش را هم جزئی از همین بی انصافی ها می دانم. چرا کسی از مستندهای خوب و موفق تلویزیونی او چیزی نمی گوید؟ و چرا تا او برید یادمان افتاد که بودجه میلیاردی خرج کارهای ضعیف او می شده است و قبلا صدایمان در نمی آمد؟ مگر همین الان، بودجه میلیاردی پای کارهای ضعیف دیگران ریخته نمی شود؟

  3. دقیقا همین است. کافیست شما یک مطلبی بنویسی و از تردید در برخی باورهایت پرده برداری آن وقت ببین که چه انگ ها و برچسب هایی نمیخوری و یک شبه منافق و ضد انقلاب نمیشوی!

  4. به این شخص خاص کاری ندارم؛ اما حرف درستی زدید از این جهت که مشکل را درست دیدید؛ اما راه حل چیست؟ مشکل بزرگتر از مشکلی که بیان کردید این است که با این تفکرات نمی‌توان راه حلی یافت. زیرا هیچ گاه تعریف صحیحی از افراط و تفریط ارائه نمی‌‍شود. افراط و تفریط نسبت به چه؟ سنجه و معیار چیست؟ این سنجه و معیار است که تعیین کننده اصلی است. اگر سنجه و معیار را درست و بر اساس هدایت الهی انتخاب کرده باشید آنگاه افراط و تفریط را هم می‌توان تشخیص داد. در مجموع ماها باید همیشه دسترسی به هدایت الهی داشته باشیم وگرنه عاقبت‌مان مشخص نیست؛ فإمّا یأتینّکم منّی هدی فمن تبع هدای فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون

  5. سلام. من جمله آرش را به این صورت بیان می کنم:
    این مقاله شما مثل چند مقاله دیگر شما، یک نقطه عطف بزرگ در وبلاگ نگاریتون به شمار میرود. من نمی دانم چقدر با مواضع جدید نوری زاد تقارب فکری دارید ولی هر چه بیشتر با اندیشه های کنونی او مخالف باشید، ارزش این مقاله کوتاه ولی پرمعنای شما بیشتر می شود و آزاد اندیشی و عدالت طلبی شما را بهتر نمایش می دهد.
    عزت زیاد
    محمد

  6. سلام. باز هم با شما موافقم.
    این را قبول کنید آقای نوری زاد و بسیاری دیگر مثل آقایان سید مهدی شجاعی و مجید مجیدی و تا حدودی حاتمی کیا که چرخش اونها در این دوسال بعضی ها رو گیج کرده در تمام این سالها از رانتهای حکومتی استفاده می کرده اند.و این شروع فساد است.
    از این حیث این ها ظالمند در حق خیل جوانان مستعدی که زورمندی و سیاسی اینها رو نداشتند.
    راستش را بخواهید بیش از این نامه آخری نوری زاد این جوابیه ذلیلانه و از سر استیصال اقتدارگرایان که سراسر چیزناله و فغان است نظرم رو جلب کرد!
    http://rajanews.com/detail.asp?id=110238
    خصوصا اینجایش:
    “…. ******** که انصافاً در حق تو یک نفر کم نگذاشته و بُشکه بُشکه عسل ناب در حلقومت فرو برده و گندابه تحویل گرفته، می‌گویی دروغ است؟! اتهام است؟! توهّم است؟! به هیکلِ تنومندت نگاه کن، درمانِ رایگانِ همه‌ی بیماری‎های لاعلاجِ تلنبار شده در خارج از زندان و آزادی و بی‎پروایی و بی‎حیایی‎های امروزت را هم مدیونِ همین ******** نجیبِ انقلابی. الحق که دروغ و بی‎حیایی حُنّاق می‎آورد!”

    آقای فتاحی! راستش بیشتر شکم به این می رود که این نامه نگاری های – بی سابقه در فضای جمهوری اسلامی- آقای نوری زاد
    یک حرکت هماهنگ شده برای خالی کردن کنترل شده تنشها و عقده ها و به بیراه بردن آنهاست. از طرفی حربه ی خوبی است برای خنثی و کم اثر کردن اقشاگریهای احتمالی احمدی نژاد در آینده.
    نوعی نعل وارونه زدن است. نوعی دست پیش گرفتن است. شاید.
    اگر اینطور هم نباشد میتواند همان اجابت دعای «اللهم اشغل الظالمین بالظالمین» باشد.شاید!

  7. تفاوت نوریزاد با بقیه سبزها ، تفاوت “مرتد” با “کافر” است . (در مثل مناقشه نیست!)

    میدانید چرا مرتد را اعدام میکنند ولی کافر را نه ؟؟؟

    وقتی یک نفر که از من اسلام را بیشتر میشناخته و معتقدتر بوده از دین بر میگردد ، ضربه ی بدی به دینداری و اعتقادات من و امثال من وارد میکند .

    وقتی در روزهای حساس و نفس گیر سال ۸۸ تغییر یکباره نوریزاد را دیدیم (و شایعه تغییر برخی دیگر از ارزشی ها را هم باور کردیم!) ؛ همین ها برای ایجاد تردید در ما کافی بود .

    —————————————————
    نوریزادِ امروز چندان خطرناک نیست ، اما نوریزادِ خرداد و تیر ۸۸ قابلیت آسیب رساندن را داشت.

    • سلام
      من از نامه های نوری زاد، تنها بعضی از نامه های تاقبل از بازداشتش را خوانده ام. از سوی دیگر، بارها از مقام معظم رهبری شنیده ام که انتقاد از ایشان آزاد است و ایشان از انتقاد به خودشان استقبال می کنند که شاید دستور ایشان مبنی بر آزادی نوری زاد هم از همین روحیه برخاسته باشد. این را هم می دانم که انتقاد با تهمت و توهین فرق می کند. برایم عجیب است که چرا دوستان من، فقط به طور کلی با نامه نگاری نوری زاد به رهبری مخالفند و تا حالا هیچ کس نیامده است به طور جزئی، محتوای نامه های او را نقد کند و مرز بین نقد و تهمت و توهین را در نامه نگاری های او نشان دهد. انگار که اصلِ نامه نوشتن به رهبری و انتقاد از ایشان جرم است. گویا که با تعداد زیادی کاتولیک تر از پاپ مواجهیم.

  8. هوالکریم ”
    این مساله چند وقته که خیلی ذهن من رو به خودش مشغول کرده.
    و واقعا الان به جایگاه خودم شک دارم.
    راستش قبلا که جسته گریخته به وبلاگتون میومدم و مطالبتون رو میخوندم فکر میکردم شما هم در جایگاه افراط قرار دارید و نمیشه نقدی بهتون کرد ! ولی خب الان یه کم نظرم عوض شد.
    حق نگهدارتون.
    التماس دعا
    یا علی

  9. سلام. حرف حقی زدید خداییش…
    البته اگر در اون زمان افراط، انتقاد میشد که میشدیم خاله خرسه و آب به آسیاب دشمن ریز و یا مزدور…!!!! :-& :-x
    من و چند نفر دیگه در فضای مجازی تجربه داریم!!! که از یکی از وبلاگنویسان مشهور و نویسندگان کیهان سر موضوعاتی انتقاد کردیم و اوه که چه جوّی درست کردن…!!! که دیگه بی خیال شدیم و من تنها کاری که کردم این بود که فقط دیگه زیاد به اون وبلاگ نرفتم و کاری نداشتم…. :|

  10. سلام
    اگه این آقای نوری زاداز همکاران روزنامه ایران بود!و بعد ازآن به تغییر افکار مبتلا می شد، این برادر حسین پشت پرده وحامیان وی چه ه ها که نمی کردند وچه ارتباطات پشت پرده ای که تا حالا کشف نکرده بودند!!!

  11. سلام

    حرف متینی است . البته نامه های نوری زاد حاوی مطالب خنده دار هم هست ! مثلا جایی خطاب به رهبر گفته چطور است که امیر قطر هر جای دنیا بخواهد می رود و شما نمی توانی بروی ؟!!
    ها ها ها !
    هر کسی ندونه فکر میکنه این سوال رو یه بچه ۵ ساله پرسیده ! یعنی این بابا با این سن و اون سابقه ، نکته به این سادگی رو نمی فهمه که قطر داره عملگی آمریکا و اسراییل رو می کنه و کشور های برادر خودش رو دونه به دونه به امریکایی ها می فروشه ؟!!

    به نظر من که از همان اول هم بیخودی دستگیرش کردند . با دستگیری اش الکی معروفش کردند !

    • سلام
      البته حرف بنده هم این نیست که ایشان در نامه هایش مزخرف گویی نکرده است. نحوه برخورد با ایشان، مورد انتقاد بنده است.

      • فقط مزخرف گویی نیست عزیز من، از توهین هم سرشاره، مثلاً تو نامه ی آخرش میگه من یه کاسه میگیرم دستم و در خونه ی هر دلسوزی رو میزنم که یه چیزی بریزه توش بعد میدم به شما به شرط اینکه بی شرط و شروط مثل یه جام زهر که امام هم سرکشید سربکشی (نقل به مضمون)
        این چیه به نظرت، این آدم داره چی کار می کنه تو این نامه…

        • من همه قسمت های نوشته های او را تایید نمی کنم ولی به مصداق انظر الی ما قال و لا انظر الی من قال؛ بعضی قسمت های اون که در مورد اتفاقاتی است که در زندان ها می افته واقعا قابل تامله. شما بازجویی های همسر سعید امامی را دیدی؟

    • موافقم. شما نامه ای که «احسان محمدحسنی» نوشته است و در رجانیوز منتشر شده را ببینید. آدم حالش به هم می خورد از این همه هتاکی و تحقیر و بی انصافی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<