لذت زندگی در میان فرشتگان خدا

چه کسی گفته است که اینجا حتما باید سیاسی و از مسائل روز بنویسم؟ امشب به سرم زده است از خوانندگان مذهبی وبلاگم بخواهم این بار که باران یا برف می بارد، باران یا برف را با توجه به این جمله از امام سجاد(ع) حس کنند و لذتی جدید را تجربه کنند:
«بار خدایا!… درود فرست بر فرشتگانی که برف و تگرگ را بدرقه می کنند و آنان که با دانه های باران، هنگامی که فرومی چکد، فرود می آیند.»  (صحیفه سجادیه، نیایش سوم، ترجمه علی موسوی گرمارودی)
حتی بسیاری از ما مذهبیها، از جمله خودم، عموما از توجه به اینکه جهان از منظر دین ما، پر است از «ملائکه الله»، غافلیم. در حالیکه توجه به این حقیقت، به هر واقعیتی در زندگیمان، رنگی دیگر می بخشد. دنیایی مملو از فرشتگان خدا، دنیایی زیباتر و قابل تحمل تر است. دنیایی زنده است. در این دنیا، گناه کردن، افسرده بودن و ناامیدی، سخت تر است.
خواندنِ اذان و اقامه قبل از هر نماز واجب، از مستحبات نماز است. حالا تصور کنید نمازگزاری که به این مستحب عمل می کند این واقعیت را هم در نظر باشد که:
«امام صادق(ع) فرمود: هرگاه اذان و اقامه گفتی، دو صف از فرشتگان پشت سر تو نماز می خوانند و هرگاه که اقامه گفتی، یک صف از فرشتگان پشت سر تو نماز می گزارند.» (سیداحمد فهری زنجانی، «پرواز در ملکوت»، شرح و تفسیر آداب الصلوه امام خمینی، صفحه ۴۲۵)
به طور حتم توجه چنین نمازگزاری به این واقعیت که در حال خواندن نمازش، دو صف از ملائکه، پشت سر او و با او مشغول نمازند، لذت و حال و هوای دیگری به نمازش خواهد بخشید.
در دنیایی زندگی می کنیم مملو از فرشتگان خدا. خدا کند با توجه به این واقعیت، زندگی مان رنگ و جلای بهتری بگیرد و از چشیدن طعم زندگی در میان ملائک خدا محروم نمانیم.
«در تمام طبقات آسمان، جای پوستینی نیست مگر آنکه فرشته ای بر آن به سجده رفته، یا به بندگی خدا در کار و تلاش است.» (امام علی علیه السلام، نهج البلاغه، خطبه ۹۱، ترجمه علی شیروانی)

33 دیدگاه در “لذت زندگی در میان فرشتگان خدا

  1. .
    با سلام برشما و دوستان

    با مطلب مهم:

    “بیایید نظر بدهید چگونه می شود به رانت خواری و امتیاز گیری افراد در بدنه نظام خاتمه دهیم ”

    به روز می باشد. دوستان مطلب مهم می باشدحتما” مطالعه بفرمایید.
    .

  2. «چه کسی گفته است که اینجا حتما باید سیاسی و از مسائل روز بنویسم؟»

    من!

    ———————————
    اینجا باید سیاسی و از مسائل روز بنویسید ، چراکه جذابیت اینجا بخاطر تحلیلهای سیاسی شماست و مخاطبین فعلی، مشتری این تحلیلها هستند ، نه مشتری آهنگها و ترانه ها .
    مگر اینکه قصد تغییر مخاطب را داشته باشید !

  3. سلام
    نا آگاه بودم از آنچه گفتید! چه در مورد باران و چه در مورد اذان و اقامه!
    چقدر کم است اطلاعات من از آنچه بدان دلبسته ام.

    با دو مطلب
    “همه آمده بودند” ویژه ۲۲ بهمن و
    “شیطنت های بچگانه” ویژه سوال از رئیس جمهور به روز و منتظر نقد و نظر شما هستم.
    یا علی

  4. البته ما هم مخاطب هستیم و مخاطب اگر مخاطب پر و پاقرصی باشد، مخاطبِ تراوشات یک اندیشه است از هر جنسی، نه فقط از جنس سیاست!

    آقای فتاحی، این نوشتار ارزشمند شما مرا متوجه نکته ای کرد و آن اینکه هر جا که جلوه ای از رحمت الهی (باران، نماز و …) متوجه انسان باشد، پای ملائک هم در میان است.

    من حتی میگویم آنجایی هم که قلم پاکی برای نوشتن مطلب پاکیزه ای بر روی کاغذ فرود می آید، ملائک حضور دارند و به آن دست بوسه می زنند. مگرنه اینکه زمانی که کوچکتر بودیم به ما می گفتند هر قدمی که در راه آموختن علم و دانش برداشته شود، ملائک آن را همراهی میکنند؟

  5. سلام. شما که چند وقته زدید تو کار موسیقی و شعر و معنویات و… 8)
    ولی قشنگ بود…
    حالا آیا فرشتگان به بانوان مکرمه هم اقتدا می کنن پشتشون صف وایست برای نماز؟؟!!! :-S

    • سلام علیکم
      ببینید بحث اقتدا کردن ملائک نیست. بحث، همراهی کردن آنها با نمازگزاری است که اذان و اقامه می خواند. پس زن و مرد ندارد.

  6. سلام اقای فتاحی
    وقت به خیر – خدا قوت
    ان شاء الله حالتون خوب باشه
    اوضاع برای انتخابات یه مقدار مشکل شده اما با توجه به سخنان حضرت آقا که خواستار مشارکت ملت شدند ان شاءالله پای صندوقهای رای حاضر میشیم اما به کاندیدایی رای خواهیم داد که واقعا معتقدیم حضورش در مجلس راهگشای مشکلات کشور و دولت خواهد بود نه سنگ انداز!!!!
    حتی اگه شده رای باطل بدیم اما رای رو خواهیم داد
    ان شاء الله وعده ی همگی ولایتمداران پای صندوقهای رای! @};-

  7. سلام. با اجازه ایلیا عرشیا پاسخ به او در وبلاگ عبودیتش را در چند وبلاگ دوستداران احمدی نژاد می آورم تا همه راجع به این گفته عرشیا قضاوت کنند:
    “این امر فقط مظلومیت رهبری را میرساند که هرچه کاندیداها به فکر او نزدیکتر باشند بیشتر احتمال رد صلاحیتشان هست.”

    یک نفر بیاید این حرف را برای من تفسیر کند. من دارم منفجر می شم!

    ببین عزیز. شورای نگهبان دلایلی را که برای رد صلاحیت طرفداران احمدی نژاد می آورد کمابیش همان دلایلی است که برای اصلاح طلبان می آورد. مهم این است که انسان به ظلم اعتراض کند نه اینکه فقط وقتی اعتراض کند و توقع اعتراض دیگران را داشته باشد که به خودش حمله شد. این جمله برتولت برشت را بخوانی بد نیست:

    «اول سراغ یهودیان رفتند؛
    من یهودی نبودم، اعتراض نکردم.
    سپس به لهستان حمله کردند؛
    من لهستانی نبودم، اعتراض نکردم.
    آنگاه لیبرال ها را تحت فشار قرار دادند؛
    من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم.
    بعد از آن، نوبت به کمونیست ها رسید؛
    من کمونیست هم نبودم، اعتراض نکردم.
    …. و سرانجام سراغ من آمدند؛
    هرچه فریاد کردم و کمک خواستم، کسی باقی نمانده بود که اعتراض کند.»

    • بسیار دیده‌ام که این متن را سبزها این طرف و آن طرف کپی می‌کنند و البته می‌توان به درستی مفهوم نهفته در را توضیح دقیق برای رفتارهای آن‌ها دانست.
      آشکار است که چرا اصلاح‌طلبان با جلوگیری از توسعه‌طلبی بهائیان و دیگر منحرفین واقعی مخالفند: چون می‌ترسند مبادا روزی با سوء استفاده‌های خودشان برخورد بشود. برای همین برخورد قانونی را به نازیسم! مرتبط می‌کنند. اما وصله‌هائی که طبق معمول قصد چسباندن به مخالفین خود را دارند، به نظام نمی‌چسبد. هیتلرِ مخوف فیلم‌های انگلیسی کجا و نظامِ اسلامی که با دشمنانش مدارا می‌کند کجا. حکومتی که با فردی وقیح که پس از باختن در انتخابات با تهدید و دروغ و تهمت جنسی، ترغیب به ریختن به خیابان کرده چندین ماه مدارا می‌کند و پس از آن نیز ترغیب‌گرِ آشوب را به زندان و داغ و درفش نمی‌سپرد، بلکه ارتباطات او را با خارج از کشور و بعضی از عناصر داخلی وابسته قطع می‌کند.
      در پایان باید بگویم که با نویسندۀ جملۀ بالا موافق نیستم و نظرم این است که:
      «هرچه کاندیداها به اندیشۀ رهبری نزدیک‌تر باشند و از مردم و نظام مردمیِ اسلام‌مدار دفاع کنند، بیشتر احتمال هجمۀ تبلیغاتی جریانات دروغ‌پرداز به آن‌ها هست».

    • آقا/خانم دلسوخته،
      چرا به جای نظر دادن دربارۀ متن، همواره مطالبی نامرتبط با نوشته را در ذیل مطالب می‌آورید؟ البته جای تشکر دارد که به مانند جناب حمیده از نویسندۀ وبلاگ تقاضای نوشتن مطالب باب میل را ندارید، اما باز هم به نظر من این نوع نوشتارها با فضای نظر دادن در وبلاگ نمی‌خواند. :)

      • حسین اقا میشه لطف کنید و.انقدر غیبت دیگران را نکنید می دانید که گناه کبیره است
        اگر کسی مخا طبتونه با هممون صحبت کنید میشه جای بنده فکر نکنید ونظر ندهید
        واقعا ممنونتون میشم

        • غیبت کجا بود؟!
          شما ناظرید و متن را خواندید. من به جای شما فکر نمی‌کنم و پشت سر کسی هم حرف نمی‌زنم، اما به خود حق می‌دهم که نوشته‌های شما را مانند نوشته‌های دیگران نقد کنم. برای همۀ خوانندگان دیگر هم این حق را قائلم که نوشتار مرا نقد کنند.
          لطفاً بدون دانش دیگران را متهم به گناه کبیره نکنید که عمل ناشایستی است.

          • عمل ناشایست؟؟؟ببینید حسین آقا
            اصلا شاید بنده دیگر اینجا نمی امدم واینکار شما فقط غیبت بود وبرادر محترم به غیبت نمیگویند نقد!!!!!
            ودر ثانی در این پست بنده چه سخنی گفته ام که به نقد شما نیاز داشتم؟؟
            تعریف از حدیث وملائک مقرب خداوند که نقد نمی خواهد…
            البته از صاحب وب وبخصوص به احترام احادیث معصومین از این جدل عذر خواهی میکنم
            انشاالله لیاقت عمل به این احادیث لطیف وزیبا را داشته باشیم

  8. سلام برادر
    الان نظر شما در وبلاگ آقای درودیان رو خوندم
    گفتم بیام همون فرمایشی رو که خودتون همیشه میفرمودید رو عرض کنم:
    “برادر قدری صبور باشید”
    من در انتخابات شرکت میکنم، حتی اگر همه کاندیداها دشمنان نظام باشند، حتی اگر شورای نگهبان رسما اعلام کند من عشقی تایید و ردصلاحیت میکنم.
    فقط در یک صورتی انتخابات را تحریم میکنم که رهبری بفرماید. (و رهبری هرگز اینکار را نمیکند)
    تا مادامیکه نظام ما جمهوری اسلامی (ولو در ظاهر) است تکلیف دینی خود میدانم شرکت کنم.
    یادمه سالهای خیلی دور سر کلاس در دوره دبیرستان بودم.
    دبیری داشتیم که خیلی هم مذهبی نبود، اما در جواب برخی همکلاسیها که گفتند ما در انتخابات شرکت نمیکنیم چون کاندیداها یک مشت دروغگو هستند جوابی داد که من هم از آن موقع به بعد به همه میگویم. گفت در شورای انتخاب خلیفه سوم امام علی(ع) در پایان کار به عثمان رای داد. چون که حالا که قرار است کسی غیر از ایشان خلیفه شود بین بد و بدتر باید کمک کرد تا بد حاکم شود.
    برادر
    احمدی نژاد را له کرده اند، اما احمدی نژادی ها زنده اند…

  9. مطلب قشنگیه وبهمون دلخوشی میده که ما هم میتونیم با ملائک باشیم…
    ولی با اینکه به حرف معصوم اعتقاد کامل دارم ایا ماهم همچین لیاقتی پیدا میکنیم؟ البته منظور خودمم
    وخدا رحمت کند آیت الله فهری را که زحمات زیادی برای کتابهای امام کشیدند وحاشیه هایی که نوشتند…
    واقعا دهه ۶۰ دهه نورانیت آدمها بود

  10. سلام
    به قول شهید آوینی، آدم در هر مرتبه ای از وجود که باشه،‌می تونه موجوداتن اون مرتبه و مراتب پایینتر رو درک کنه. خدا به همه مون درک وجودهای علوی رو عنایت فرماید.

  11. جالب است امروز در یکی از کتب ادعیه مطلبی خواندم که نکته ی دریافتی من از نوشتار شما را تصدیق میکرد و لازم دانستم که آن را با شما و بقیه دوستان به اشتراک بگذارم.

    از حضرت رسول (ص) نقل شده که بر هر یک از برگ و دانه درخت اسفند ملکی موکّل است که با آن ها است تا آنکه بپوسد، و ریشه اش و شاخش غم و سحر را برطرف میکند و در دانه اش شفای هفتاد درد است.

  12. سلام برادر… یعنی کشته اینجور نوشته هاتم! و واقعا هم همینگونه است… دنیایی که در آن زندگی می کنیم، بسیار زیباتر از آن چیزی است که به نظر می آید… بسیار قشنگتر و لطیفتر… البته چه باک از این همه زشتی و بدی وقتی که دنیا دارد با سرعت به سمت آینده روشن پیش می رود… تشکر می کنم برای نوشته زیبایت واگر بارانی یا برفی یا … شدید، التماس دعا…
    اللهم عجل لولیک الفرج

  13. این شعر را دز وبلاگ زیر یافتم:
    http://kaarmand.blogfa.com/post-249.aspx

    ما دو نیم گشته‌ایم
    ما دچار یک شکست …
    یک شکست بی‌صدا …
    یک شکست بی‌صدا درون خویش گشته‌ایم

    ما دچار یک گسست …
    یک گسست گریه‌دار …
    یک گسست گریه‌دار با وجود خویش گشته‌ایم

    نیمی از برادران و خواهران من دو سال و نیم
    نعره‌ها و گریه‌های خویش را
    با سکوت پرطنین‌تر از هوار
    قورت داده‌اند

    نیم دیگر از برادران و خواهران من ولی
    روی زخم‌های نیمه‌های دیگرم
    داغ اغتشاش و توطئه
    مهر فتنه‌های رنگ رنگ نقش کرده‌اند

    من دو سال و نیم می‌شود که از وسط
    بر دو نیم گشته‌ام
    خانواده‌ام دو نیم
    خواهران من دو نیم
    هم برادران و دوستان و کشور و زمین و آسمان من
    دو نیم گشته‌اند
    آه! این گسست را چگونه می‌توان گریست؟!
    این شکست را چگونه می‌توان شکست؟!
    این سکوت را چگونه می‌توان سرود؟!
    این وجود نیمه گشته را چگونه می‌توان رفو نمود؟!
    «من ولی تمام حس بودنم، لحظه‌های ساده‌ی سرودنم … درد می‌کند»۱

    پی‌نوشت:
    ۱-بندی از شعر دردواره‌های قیصر امین‌پور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<