احمدی نژاد، بدون واسطه تیتر، لید و بولتن + یک فایل صوتی

به دوستانِ فعالم در حوزه سیاست، فرهنگ و مسائل اجتماعی، برادرانه و شدیدا توصیه می کنم برای قضاوت در مورد نظرات دکتر احمدی نژاد، فقط به تیترها، لیدها، سوتیرها، خلاصه ها، گزارشهای مختصر تلویزیونی و احیانا گلچینهای بولتنی که از سخنان او منتشر می شود اکتفا نکنند و لااقل هرچند وقت یکبار، یک سخنرانی او را به طور کامل گوش کنند و یا متنهایی را که به صورت مشروح از آنها منتشر می شود بخوانند.
این روزها و این ماهها، احمدی نژادِ با واسطه تیتر و لید، احمدی نژادِ بسیار متفاوتی است با احمدی نژادی که بدون واسطه تیتر و لید شنیده و خوانده می شود. اولین تجربه من از این دست، وقتی بود که سال گذشته، رئیس جمهوری به استان سیستان و بلوچستان سفر کرده بود. روزی بود که به دلیلی در خانه مانده بودم و سرِ کار نرفته بودم. تلویزیون روشن بود و سخنرانی رئیس جمهوری در زاهدان را به صورت زنده پخش می کرد. بعد از مدتها، شنونده یک سخنرانیِ احمدی نژاد به صورت کامل بودم. تفاوت احمدی نژادی که به صورت زنده و کامل، شنونده سخنرانی اش بودم با احمدی نژادی که رسانه ها در آن روزها تصویر می کردند حیرت آور بود. احمدی نژادِ انقلابی و اسلامخواهی که در آن سخنرانی می دیدم کجا و احمدی نژادِ اومانیست و باستان پرستی که ایرانیت را در برابر اسلامیت قرار داده است و می خواهد اسلام را به نفع ایرانیت حذف کند کجا؟ از آن زمان به بعد، تصمیم گرفتم هرچند وقت یکبار، واسطه تیتر و لید را کنار بزنم و احمدی نژاد را بدون این واسطه ها بخوانم و بشنوم و البته هر دفعه کم و بیش همان تجربه برایم تکرار شد.
انصافا احمدی نژاد، بدون واسطه تیتر و لید از لحاظ گفتمانی، همان احمدی نژاد ۱۳۸۴ است و اگر هم تفاوتی وجود دارد، این تفاوت ناشی از پختگی، تجربه، دنیادیدگی، تعمق در برخی مسائل و معضلات کشور به واسطه این تجربه ها و پررنگ تر شدن مواضع مردمدارانه در او به واسطه سر و کار داشتنِ بیشتر با مردم و مشکلات آنها است. احمدی نژاد، جلو رفته است، اما خیلی از ما در همان سال ۱۳۸۴ در جا زده ایم و به خاطر این در جا زدن، او را متهم می کنیم به عدول از آرمانهای سوم تیر ۱۳۸۴٫
***
در انتها، یک فایل صوتی جالب و کوتاه را از سخنرانی رئیس جمهوری در جمع مردم استان «چهار محال و بختیاری» در آبان ماه ۱۳۹۰، تقدیم می کنم. معتقدم بسیاری از تکفیرها و منحرف خواندنهای این روزها، ناشی از نفهمیدن همین اولویت بندی است که در شعرِ خوانده شده توسط رئیس جمهوری می شنویم. اولویت بندی ای که فقیه بزرگی همچون «شیخ بهایی» آن را فهمیده بود و با وجود مبنای دینی اش، متاسفانه خیلی های دیگر آن را نفهمیده اند.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.


در صورتی که برنامه مخصوص پلی کردن این فایلِ صوتی را ندارید یا به هر دلیلی آن را نمی شنوید، فایل صوتی را می توانید از اینجا دانلود کنید. (رایت کلیک کنید و گزینه Save Target As را انتخاب کنید.)
***
لینک روزانه: در مورد انتخابات ریاست جمهوری!

59 دیدگاه در “احمدی نژاد، بدون واسطه تیتر، لید و بولتن + یک فایل صوتی

  1. سلام
    دقیقا همین طور است
    الان احمدی نژادی که در اخبار تلویزیون می شنویم یا در رجا نیوز و فارس نیوز و فلان نیوز می بینیم خیلی با احمدی نژاد واقعی فاصله دارد و دلیل آن هم این است که تلوزیون و رسانه های اصولگرا (نمایان) با رییس جمهور خصومت دارند.حرف های انقلابی رییس جمهور و ضد استکباری ایشان تا حدود زیادی سانسور می شود.سخنرانی های رییس جمهور جز حرفهای تند بر ضد مستکبران و نظام سلطه و رژیم صهیونیستی و تمجید از رهبر انقلاب و خدمت به مردم و ساختن کشور وارزش های الهی و اخلاق چیز دیگری نیست.
    مشکلی که هست این است که امت حزب الله و مردم متدین رساانه ای ندارند تا بتوانند مواضع احمدی نژاد واقعی را بفهمند و متاسفانه به کیهان و تیترهایش اعتماد دارند.بهترین راه شنیدین کامل سخنارنی ها و مواضع ایشان است.حتی اگر تلویزون سانسور کند

    • ما که این حرف رسانه نداشتن را ماه ها پیش زدیم. دوستان ما هم سال ها پیش به آقای رئیس جمهور دوستانه گفتند شما نیاز به رسانه دارید. اصلا رجانیوز هم با همین هدف تاسیس شد. مشکل می دانید چیست؟ مشکل این است که وقتی احمدی نژاد اشتباهی می کرد (یا می کند) به جای اینکه ریشه مشکل را بر طرف کند، چوب بر می دارد و بر علیه منتقدان خودی می زند. وقتی رجانیوز و کیهان دیگه از نظر شما خودی نیستند، وای به حال بقیه. نکند رجانیوز و کیهان و فارس هم وصل هستند به خانواده آقای ه؟ نکند آنها هم ویلا در فلان جا دارند یا سهام فلان جا؟ نکند امثال حداد عادل هم رانت خوار شده اند؟
      برادر احمدی نژاد نه می تواند و نه به نظر من اصولا می خواهد رسانه داشته باشد. به قول همین آقا حامد دوستان شما دوست دارند چراغ خاموش رانندگی کنند! و این روش راه به جایی نمی برد متاسفانه.

      • آقای بی وطن! شما حالتان خوب است؟
        احمدی نژاد بر علیه رجانیوز و کیهان چوب برداشته است؟!
        اصلا احمدی نژاد به این ها محل می گذارد؟؟؟
        اتفاقا کیهان و رجانیوز چوب را علیه دولت برداشته اند و هر اتفاق منحوسی را به دولت خدمتگزار نسبت دادند.
        آیا کیهان نبود که ادعا می کرد پول اختلاس را دولت بالا کشیده است تا در انتخابات استفاده کند؟ آیا کیهان نبود که بازار ارز و طلا را به گردن دولت انداخت و می گفت قصد دولت، تسلیم در برابر آمریکا است؟!! آیا رجانیوز نبود که از احمدی نژاد خواسته بود خودش را بکشد و اختلاس را به پای او نوشته بود؟!!

        اسم این تهمت ها انتقاد است؟!
        معلوم است که دولت نباید برای این دروغگویان، ارزشی قائل باشد.
        اصولا وقتی که سطح دولت احمدی نژاد از معیارهای جامعه ما خیلی بالاتر است، کسی پیدا نمی شود که بتواند از آن انتقاد کند و به جایش به فحاشی علیه دولت روی می آورد و بعد هم ادعا می کنند که چرا به انتقادات!! (منظورشان همین فحش های رکیک است) توجه نمی کنی

        خداوند دولت احمدی نژاد را حفظ کند که با وجود همه تهمت ها، خدمتگزاری را شتاب بخشیده و ادعای شریعتمداری و اصولگرایان فتنه گر را برای وقفه در خدمتگزاری و تعطیلی کشور را به زباله دان تاریخ فرستاده است.

  2. شما عملکرد هفت ساله ی این فرد رو رها کردید به قرائت یک شعر از شیخ بهایی اکتفا کردید. شما اعمال این فرد رو رها کردید میگید باید به حرفهاش با دقت بیشتری گوش کنیم. ای بابا خسته هستم به خدا، به خدا خسته ام و حتی انرژی ادامه …….

    • سلام
      من روی سخنم با کسانی است که معتقدند احمدی نژاد از نظر فکری و اعتقادی و شعاری و گفتمانی منحرف شده است. بحث عملکرد و کارنامه ایشان، جدا است و قابل بررسی است.

  3. سلام اقای فتاحی
    واقعا اگر به اصل سخنان دکتر و یا حتی …(خودم سانسور کردم )بدون اینکه تقطیع شده باشن و سر و تهشو زده باشن گوش کنیم یا متنشو کامل بخونیم به همین نتیجه ای می رسیم که شما رسیدید.
    @};-

  4. احسنت

    من همیشه گفته ام که بهترین رسانه برای احمدی نژاد، لسان خود اوست. هیچ کدام از وسایل اطلاع رسانی نمیتواند خدمات و اندیشه احمدی نژاد را آنگونه که هست، انعکاس و پوشش بدهد. اصلا مگر می شود یک روح بزرگ را در قالب ابزارهای مادی به دیگران شناساند؟ از احمدی نژاد نباید و نمیتوان با ابزارهای رایج در سیاست (دروغ، تهمت، تزویر، توهین، خودخواهی، زیاده خواهی، جناح بازی و …) دفاع کرد. احمدی نژاد از جنس مردم است مردم هم حرف های از جنس خودشان را بهتر می فهمند و بهتر باور میکنند. آن مردمی که با ایمان قلبی به او رای داده اند هیچگاه با روزنامه و سایت و تلویزیون، باورشان متزلزل نمیشود.

    این شعری هم که از احمدی نژاد گذاشتید ارادت مرا به احمدی نژاد بیشتر کرد و واقعا برایم جالب بود. من این شعر را سال قبل برای یکی از دوستان “اسیر در برخی تعصبات” فرستادم بلکه پیامی از آن بگیرد اما گوش او سنگین تر از آن چیزی بود که انتظارش را داشتم.

    • ببخشید پس حضرت امام و آقا را چطور رسانه ها می توانند پوشش بدهند؟!!! مثلا چطور است که سخنرانی ها و اظهارات آقا را می توانیم از رسانه ها ببنیم و به آنها اعتماد کنیم اما میان این همه رسانه به اصطلاح “اصول گرا” یک رسانه درست و درمان برای آقای احمدی نژاد پیدا نمی شود که بتواند “این روح بزرگ را در قالب های مادی بگنجاند؟”
      من منکر بزرگی و زحمت و شجاعت احمدی نژاد نیستم. صد بار دیگه هم برگردم میان آن چهار نفر باز به احمدی نژاد رای می دهم اما لطفا این اشتباهات احمدی نژاد را تبدیل به حسنه نکنید.
      به نظر بنده بزرگ ترین اشتباه احمدی نژاد این است که شدت برخوردش با منتقدان داخلی (و حتی اصولگرا) همان شدت برخوردش با کفار خارجی است. احمدی نژاد “اشداء علی الکفار”ش عالی است اما “رحماء بینهم”ش مشکل دارد. من منکر این نیستم که برخی اصول گرایان می خواهند احمدی نژاد بله قربان گوی آنها باشد، اما از اینکه احمدی نژاد و اطرافیانش امثال روزنامه کیهان و رجانیوز را هم دفع کردند و آنها را خودی نمی دانند خیلی شاکی ام.

  5. سلام. امروز یه سر رفتم همایش حامیان جوان جبهه پایداری.همایش خوبی بود. من خودم به بعضی هاشون رأی خواهم داد. اما انتقاداتی هم دارم. بخصوص اون اول که مجری هی تکرار کرد: ما آمدیم تا سوم تیر دیگری بسازیم و سوم تیر بماند و از این حرفا..! حرصم گرفت!!
    منم خودم هر موقع سخنرانی های دکتر رو می شنوم اصلاً حس نمی کنم که این یه آدم با تفکر اومانیستی و منحرفه!!!! بخصوص همین سخنرانی ۲۲بهمن که فوق العاده انقلابی و عزتمندانه بود.ملت هم که کلی شور و شوق داشتن نسبت به دکتر…
    حتماً احمدی نژاد معصوم نیست و ایرادات زیادی داره خودش و دولتش و بخصوص بعضی اطرافیانش!! :| ولی بسیاری از ایراداتش همون ایراداتی بوده که در دولت نهم هم داشته!! حالا چرا الان بازخوردها انقدر متفاوته الله اعلم!
    من نتونستم مثل این پایداری ها انقدر راحت از دکتر عبور کنم به این راحتی نادیده بگیرمش…

    • سلام. من از پایداری ها فعلا به این سه تا رای خواهم داد: مرتضی آقا تهرانی، مهدی کوچک زاده، سیدمهدی هاشمی.

        • آقای سیدمهدی هاشمی،‌ رئیس سازمان نظام مهندسی ایران و سرپرست وزارت کشور در در حد فاصل بین وزارت پورمحمدی و مرحوم کردان بوده است. ایشان از جانبازان دفاع مقدس هستند. آقای احمدی نژاد در اولین دولتش، ایشان را با سخنانی تمجید آمیز به عنوان وزیر رفاه به مجلس هفتم پیشنهاد کرد که رای اعتماد مجلس را کسب نکرد. بعدها هم قصد داشت ایشان را بعد از پورمحمدی، به عنوان وزیر کشور معرفی کند که با توجه به اینکه مخالفتهایی از داخل مجلس در مورد ایشان وجود داشت از معرفی ایشان خودداری کرد و در نهایت مرحوم کردان را معرفی کرد.

      • سلام. کوچک زاده انسان بسیار افراطی و غیرمنطقی است. حیف از رای افرادی مثل شما که به او داده شود. البته حیف تر این است که رای افرادی چون شما به صندوقی ریخته شود که سودش را کسانی می برند که … (سانسور از نویسنده است)

        • سلام علیکم
          من به همان دلایلی که ایشان به خاطر آنها به لقب «وکیل الدوله»، ملقب شده است، ترجیح می دهم به ایشان رای دهم.

        • کوچک‌زاده، تنها کسی است که شک ندارم به او رأی خواهم داد. منطق، جوانمردی، دردآشنائی و مظلومیت او به من اطمینان می‌دهد که در دورۀ بعد هم حامی مردم محروم خواهد بود.

          • سلام. من هم معتقدم نمی توان صرفاً به خاطر این که فلانی در فلان لیست است، به او رأی نداد.

  6. سلام
    احمدی نژادی که میگوید جنگ فرهنگی را قبول ندارد
    احمدی نژادی که اصرار بر بیداری انسانی دارد
    احمدی نژادی که دولت و امثال مشایی را خط قرمزش می داند
    احمدی نژادی که تاکید بر صیانت از آرا می کند (کمیته صیانت از آرا که یادتان هست ) همان احمدی تژاد سال ۸۴ است
    شما ساده هسیتید یا فکر می کنید دیگران…

    • سلام علیکم
      احمدی نژاد گفت اصولا چیزی که با آن طرف هستیم، بی فرهنگی است و به این دلیل، جنگ فرهنگی را قبول ندارد. لطفا جملات او را نصفه و نیمه، نقل نکنید.
      اشکالِ اصرار بر بیداری انسانی را وقتی بخش اعظمی از این موج اروپاییها و امریکاییها هستند نمی فهمم. می خواهید اصلا اسمش را بگذرایم بیداری شیعی دوازده امامی تا با طبع شما سازگارتر باشد؟
      احمدی نژاد از همان سال ۱۳۸۴، انتقادها به مشایی را نمی پذیرفت و اتفاق جدیدی در این مورد رخ نداده. ضمنا احمدی نژاد بارها بر محاکمه هر کدام از اعضای کابینه اش که تخلفی انجام داده اند و سندی برای اتهام آنها وجود دارد تصریح کرده است. بدون واسطه احمدی نژاد را بخوانید تا این تصریحات او هم به گوشتان برسد. رجا و کیهان و پرتو و لثارات و ۹ دی و فارس و پنجره و امثالهم، واسطه های خوبی نیستند.

    • دروغ های اصولگرایانه جناب “دبیر جلسه” خبر از رخداد خطرناکی می دهد.
      همانطور که دروغ های رسانه های سبز، مغز هوادارانشان را شستشو داده بودند و باعث ایجاد آشوب شدند، اصولگرایان نیز با دروغ های بزرگ و فتنه گرانه شان، تفکر را در هوادارانشان نابود کرده اند تا آنها را برای هر آشوب آفرینی مهیا کنند.

  7. آنها می خواهند احمدی نژاد و مردم انقلابی را که فهیمان آنها حامی رئیس جمهور هستند را به مسلخ ببرند.
    شرایط هم برای مومنان بسیار سخت شده است، اما تنها امیدمان به خدا است.
    ان شاالله امام زمان (عج) اجازه نمی دهد که علمدار آن حضرت و حامیانش، سرکوب شوند.

  8. چرا این مرد بزرگ حتی یک رسانه نباید داشته باشد برای پخش سخنرانی هایش؟! در کجای دنیا سخنان رئیس جمهور یک کشور که برایند خواست و نظر مردم است در هیچ رسانه ای یافت نمی شود مگر با سانسور و تغییرات بسیار؟ پیش تر از این در سایت president.ir فایل های صوتی سخنرانی ها قرار داده میشد که مدتی است که ظاهرا حتی این کار هم ممنوع شده است!

    • من شک ندارم که امروز، مردم پاکستان استقبال باشکوهی از احمدی نژاد انجام داده اند ولی تلویزیون ما تا این لحظه، حتی یک ثانیه از این استقبال را هم پخش نکرده است.

  9. سلام
    واقعا احمدی نژاد مسموعات و مکتوبات کجا و احمدی نژاد عینیات کجا؟
    بعد از بسته شدن سایت ها خبری حامی دولت ظاهرا این وبلاگ ها تنها سنگر حمایت مردی از جنس مردمه
    من اون روز مظلومیت عدالت خواهان را یکبار دیگر دیدم
    به روزم با مطلب :
    نگاهی به جلسه رییس جمهور با مشاوران جوان
    http://hamsazi.blogfa.com/

  10. در انتظار انسان کامل ، موعود امم، برآن شدیم که نیک شهر مهدوی ،”آرمانشهر” شیعی ، یا به قول شیخ بهایی علیه الرحمه “بی نام شهر” ،این فضای حیات طیبه ی انسانی را بسازیم اما..

    این سانسور و مظلومیت تاوانی هست که احمدی نژاد و عدالت طلبان برای آرمان عدالت طلبی و موعود گراییش پس میدهد . به قول خود دکتر “امروز نبرد اصلی در مرز عدالت جریان دارد و بر سر عدالت ِ برآمده از توحید است . از این روست که از همه جهات حمله می کنند . یکی شمشیر میزند ، دیگری سنگ ، یکی انگشت می برد و دیگری نیزه میزند . ” ..

  11. واین همان معنای “فرا واقعیت” است. که به قول بودریار رسانه چیزی “غیر از آنچه که هست” یا چیزی جدید ومجازی را “عین واقعیت” خلق می کنند!!
    وبیچاره مردم!! چون واسطه رو در روی آنها بواسطه رسانه است.و این رسانه می تواند هر چیز یا هرکسی رو تولید یا باز تولید به شکلی که می خواهد حتی موهوم بکند.واین بیماری دوران مدرن است.

  12. اینهایی که دوتابعیتی بودند ویا هستند را چطور توجیه میکنید؟
    وحتی اگر حالا هم دوتابعیتی نباشند ولی نفس کار حاکی از عرق مذهبی ومیهنی نمی باشد
    خیلیها در دوران جنگ در امریکا واروپا بودند وبه خاطر علاقه به کشورشون وانقلابشون حاضر به گرفتن تابعیت نمیشدند واینرا برای عزت نفس خودشون وملتشون خوب نمیدانستند
    حالا چطورشده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • خدا آن آقایی را که به حجت الاسلام آقا تهرانی تهمتی زد و رفت ببخشد. بنده خودم الان کانادا هستم و برای اینکه شما و سایر افراد متوجه جریان شوید چند مطلب را عرض می کنم:
      اول اینکه در آمریکا و کانادا افراد (از جهت موقعیت شهروندی) سه حالت می توانند داشته باشند: یا خارجی غیر مقیم هستند (یعنی پاسپورت کانادایی/آمریکایی ندارند و اقامت هم ندارند) یا خارجی مقیم هستند (یعنی پاسپورت کانادایی/آمریکایی ندارند ولی کارت اقامت دارند. این دسته افراد می توانند بدون گرفتن ویزا وارد کانادا/آمریکا شوند ولی شهروند آن کشور محسوب نمی شوند. برای گرفتن این کارت اقامت هم نه قسم خوردن لازم است و نه تعهدی) و دسته سوم افرادی هستند که دو یا چند تابعیت دارند (این ها کسانی هستند که برای شهروند شدن قسم می خورند که به آمریکا/کاندا وفادار باشند و در نتیجه پاسپورت آن کشور را هم می گیرند). حجه الاسلام آقا تهرانی چون در آمریکا بودند و آنجا دانشجو هم بودند، برای سهولت رفت و آمد اقدام به گرفتن گرین کارت کردند. این همان چیزی است که در کانادا بهش می گن کارت اقامت. نه قسم دارد، نه تعهد، نه شما با گرفتن این کارت تابعیت کشور دیگری را اتخاذ می کنید. فقط یک کارت است که نشان می دهد شما برای مدت چند سال (مثلا ۵ یا ده سال) مقیم آن کشور هستید و برای رفت و آمد نیاز به ویزا ندارید. گناه آقای دکتر تهرانی این بوده. در ضمن آن کارت هم (به گفته خودشان) الان باطل شده چون اگر برای مدت مشخصی در آن کشور زندگی نکنید بعد از چند سال آن کارت به صورت خودکار باطل می شود.
      حالا ایشان چه گناهی مرتکب شده اند که آن آقای بی تقوا آمد این مطلب کذب را در رسانه ها مطرح کرد؟ کجای کار دکتر آقا تهرانی خلاف شرع و وطن پرستی بود؟
      بترسید از تهمت زدن و توبه کنید…

  13. سلام
    فکرش را بکنید، اگر از احمدی نژاد عینیات و سخنرانی هایشان هم فراتر برویم و به عمق روح و تفکر او دست پیدا کنیم به چه چیزهایی میرسیم؟
    احمدی نژاد را حتی با سخنرانی هایش هم نمیشود شناخت، حرفهای او و حتی کارهایش انگشت اشاره ای هستند که عمق وجود والایش را نشان میدهند.
    به قول استاد طاهرزاده، احمدی نژاد نسبت به عوالم غیب احاطه دارد.
    المحمود، و ما ادرئک ما المحمود

      • شماها که رسما مصباح را از رهبری بالاتر می دانید:
        مصاحبه ی نشریه ی ٩دی با آیت ا… مصباح که رجوع کنید، به نکات خطرناکی میرسید:

        مصاحبه کننده (رسایی) از آیت ا… مصباح به عنوان یک شاخص در عرصه ی “عمل سیاسی”نام میبرد و آیت ا… مصباح هم به هیچ وجه نسبت به “شاخص شدن خودش”، عکس العمل منفی نشان نمیدهد. در یک کشور به شاخصی جز رهبری نیاز است؟!

        برمیگردیم به صحبت های قدیمی تر آیت ا… مصباح: از او میپرسند چرا باید با هاشمی بد بود در حالیکه رهبری از او تعریف میکنند؟! پس حرف رهبری چه؟!مصباح در پاسخ میگوید هر کسی تکلیفی دارد و وظیفه ی ما با وظیفه ی رهبری متفاوت است.

        نتیجه این دو سخن چیست؟ ما چون وظیفه مان با وظیفه ی رهبری فرق دارد پس مجازیم از نظر خودمان تبعیت کنیم( طبق این اصل هیچ کس نباید به سخنان رهبری توجه کند). چون ما خودمان یک «شاخص» هستیم. یک شاخص جدید که وظایفش با وظایف رهبری تداخلی ندارد!

  14. به جای نشستن ازاین اونوشتن به دنبال اندیشه نواوری باشیم چون که هیچ کس بی عیب نیست .
    وهرکسی ضعفی دارد.جز۱۴نورالاهی

  15. این داستان چه واقعی و چه ساختگی، من را تکان داد. بخوانید:

    نام من میلدرد است؛
    من قبلاً در دی‌موآن در ایالت آیوا در مدرسهء ابتدایی معلّم موسیقی بودم.
    مدّت سی سال است تدریس خصوصی پیانو به افزایش درآمدم کمک کرده است. درطول سالها دریافته‌ام که سطح توانایی موسیقی در کودکان بسیار متفاوت است.
    با این که شاگردان بسیار بااستعدادی داشته‌ام، امّا هرگز لذّت داشتن شاگرد نابغه را احساس نکرده‌ام.

    نام یکی از این شاگردانم رابی بود. رابی یازده سال داشت که مادرش(مادری بدون همسر) او را برای گرفتن اوّلین درس پیانو نزد من آورد. برای
    رابی توضیح دادم که ترجیح می‌دهم شاگردانم (بخصوص پسرها) از سنین پایین‌تری آموزش را شروع کنند. امّا رابی گفت که همیشه رؤیای مادرش بوده که او برایش پیانو بنوازد. پس او را به شاگردی پذیرفتم.
    رابی درس‌های پیانو را شروع کرد و از همان ابتدا متوجّه شدم که تلاشی بیهوده است. رابی هر قدر بیشتر تلاش می‌کرد، حس‌ّ شناخت لحن و آهنگی راکه برای پیشرفت لازم بود کمتر نشان می‌داد. امّا او با پشتکار گام‌های موسیقی را مرور می‌کرد و بعضی از قطعات ابتدایی را که تمام شاگردانم بایدیاد بگیرند دوره می‌کرد.
    در طول ماهها او سعی کرد و تلاش نمود و من گوش کردم و قوز کردم وخودم را پس کشیدم و باز هم سعی کردم او را تشویق کنم. در انتهای هر درس او همواره می‌گفت، “مادرم روزی خواهد شنید که من پیانو می‌زنم.”
    امّا امیدی نمی‌رفت. او اصلاً توانایی ذاتی و فطری را نداشت. مادرش رااز دور می‌دیدم و در همین حدّ می‌شناختم؛ می‌دیدم که با اتومبیل قدیمی‌اش او را دم خانهء من پیاده می‌کند و سپس می‌آید و او را می‌برد. همیشه دستی تکان می‌داد و لبخندی می‌زد امّا هرگز داخل نمی‌آمد

    یک روز رابی نیامد و از آن پس دیگر او را ندیدم که به کلاس بیاید.خواستم زنگی به او بزنم امّا این فرض را پذیرفتم که به علّت نداشتن توانایی تصمیم گرفته دیگر ادامه ندهد. البتّه خوشحال هم بودم که دیگر نمی‌آید. وجود او تبلیغی منفی برای تدریس و تعلیم
    من بود.
    چندین هفته گذشت. آگهی و اعلانی دربارهء کلاس تکنوازی آینده به منزل همهءشاگردان فرستادم. بسیار تعجّب کردم که رابی (که اعلان را دریافت کرده
    بود) به من زنگ زد و پرسید، “من هم می‌توانم در این تک‌نوازی شرکت کنم؟”.
    توضیح دادم که، ” تک‌نوازی مربوط به شاگردان فعلی است و چون تو تعلیم پیانو را ترک کردی و در کلاسها شرکت نکردی عملاً واجد شرایط لازم نیستی.”
    او گفت، “مادرم مریض بود و نمی‌توانست مرا به کلاس پیانو بیاورد امّا من هنوزبسیار تمرین می‌کنم. خانم آنور، لطفاً اجازه بدین؛ من باید در این
    تک‌نوازی شرکت کنم!” او خیلی اصرار داشت.

    نمی‌دانم چرا به او اجازه دادم در این تک‌نوازی شرکت کند. شاید اصراراو بود یا که شاید ندایی در درون من بود که می‌گفت اشکالی ندارد و مشکلی
    پیش نخواهد آمد. تالار دبیرستان پر از والدین، دوستان و منسوبین بود.برنامهء رابی را آخر از همه قرار دادم، یعنی درست قبل از آن که خودم برخیزم و از شاگردان تشکّر کنم و قطعهء نهایی را بنوازم. در این اندیشه بودم که هر خرابکاری که رابی بکند چون آخرین برنامه است کلّ برنامه راخراب نخواهد کرد و من با اجرای برنامهء نهایی آن را جبران خواهم کرد.

    برنامه‌های تکنوازی به خوبی اجرا شد و هیچ مشکلی پیش نیامد. شاگردان تمرین کرده بودند و نتیجهء کارشان گویای تلاششان بود. رابی به صحنه امد.لباسهایش چروک و موهایش ژولیده بود، گویی به عمد آن را به هم ریخته بودند. با خود گفتم، “چرا مادرش برای این شب مخصوص، لباس درست و حسابی تنش نکرده یا لااقل موهایش را شانه نزده است؟”
    رابی نیمکت پیانو را عقب کشید؛ نشست و شروع به نواختن کرد. وقتی اعلام کرد که کنسرتوی ۲۱ موتزارت در کو ماژور را انتخاب کرده، سخت حیرت
    کردم.. ابداً آمادگی نداشتم آنچه را که انگشتان او به آرامی روی کلیدهای پیانو می‌نواخت بشنوم. انگشتانش به چابکی روی پرده‌های پیانو می‌رقصید.از ملایم به سوی بسیار رسا و قوی حرکت کرد؛ از آلگرو به سبک استادانه پیش رفت.
    آکوردهای تعلیقی آنچنان که موتزارت می‌طلبد در نهایت شکوه اجرا می‌شد!
    هرگز نشنیده بودم آهنگ موتزارت را کودکی به این سن به این زیبایی بنوازد.
    بعد از شش و نیم دقیقه او اوج‌گیری نهایی را به انتها رساند. تمام حاضرین بلند شدند و به شدّت باکف‌زدن‌های ممتدّ خود او را تشویق کردند. سخت متأثّر و با چشمی اشک‌ریزان به صحنه رفتم و در کمال مسرّت او رادر آغوش گرفتم. گفتم، “هرگز نشنیده بودم به این زیبایی بنوازی، رابی!
    چطور این کار را کردی؟” صدایش از میکروفون پخش شد که می‌گفت، “می‌دانیدخانم آنور، یادتان می‌آید که گفتم مادرم مریض است؟ خوب، البتّه او سرطان
    داشت و امروز صبح مرد. او ناشنوا بود و اصلاً نمی‌توانست بشنود. امشب اوّلین باری است که او می‌تواند بشنود که من پیانو می‌نوازم. می‌خواستم
    برنامه‌ای استثنایی باشد.”
    چشمی نبود که اشکش روان نباشد و دیده‌ای نبود که پرده‌ای آن رانپوشانده باشد. مسئولین خدمات اجتماعی آمدند تا رابی را به مرکزمراقبت‌های کودکان ببرند؛ دیدم که چشم‌های آنها نیز سرخ شده و باد کرده
    است؛ با خود اندیشیدم با پذیرفتن رابی به شاگردی چقدر زندگی‌ام پربارترشده بود.

    این رابی بود که معنای استقامت و پشتکار و عشق و باور داشتن خویشتن را ونیز حتّی به کسی فرصت دادن و علّتش را ندانستن را به من یاد داد
    ………

    بیاید تفکر کنیم و ببینیم در زندگی ما آیا رابی هایی بودند که ما از کنارشان بسادگی گذشتیم ؟

  16. جالبه که آقایونی که تریبون و منبر ورسانه دراختیارشون هست وقتی صحبت از پیشرفت های اقتصادی وعلمی کشور میشه همواره از افعال مجهول سوم شخص استفاده میکنند میگن صفحه سوخت ۲۰درصد درکشور تولیدشدماهواره نوید به فضا پرتاب شد اقلا یک جوانصاف ندارند به مردم اطلاع رسانی کنندکه این پیشرفتها باهمت وتلاش شبانه روزی همین دولتی که منحرفش میخوانند بدست آمده است

    • این اخلاق همیشگی شونه دکتر احمدی نژاد تو یکی از سخنرانی هاش می گفت” یادتان هست در دولت نهم، زمانی که پای هسته‌ای ایستادیم، چقدر می‌کوبیدند. می‌گفتند چیزی نیست، ارزش ندارد که پای آن بایستید، مملکت را به باد می‌دهی، به دست نمی‌آید، الکی می‌گویی، خبری نیست، ما اطلاع داریم. چیزی به دست نیامده است. البته برخوردها تا حدودی هم سیاسی بود. تا اوضاع خوب می‌شد، می‌گفتند هسته‌ای از زمان ما شروع شده است. می‌گفتیم اصلاً از زمان حضرت آدم شروع شده است. القای ناتوانی می‌کردند و می‌گفتند نمی‌شود جلوی آنها ایستاد. خب ایستادیم و شد. هیچ قطعه‌ای به ما ندادند، ایران هسته‌ای شد. حالا خودشان را بکشند، بالاخره ایران هسته‌ای شد و برگشتی ندارد. “

  17. خاک به آفتاب می پاشند این جماعت حقیر. چراغی را که ایزد بر فروزد، هر آنکس پف کند، غیر از ریشش، ریشه اش هم بسوزد.
    زنده باد فرزند ملت، زنده باد انقلاب

  18. برادر عزیز حامد فتاحی سلام
    دوست عزیزمان عرفان هدایت پور در جواب کامنتی از شما در مورد صفار هرندی، به شما پاسخ داده و او را دروغگو خوانده است. من هم متن زیر را برایش نوشتم که برای رویت شما و اظهار نظر احتمالی شما آن را تکرار می کنم.
    برادر عزیز عرفان هدایت پور سلام
    می دانی که خصوصیات اخلاقی مثل دروغ گویی خیلی ربطی به مواضع سیاسی آدم ها ندارد. من شخصا معتقدم که اصولا ما در بین سیاسیون آدم خوب کم دارم و گرچه به لحاظ فکری تعلق خاطر عمیقی به سبزها دارم ولی تقریبا از هیچ کدام از سیاسیون سبز و اصلاح طلب اصلاح طلب خوشم نمی آید شاید در بین کل سیاسیون بتوانم از لحاظ اخلاقی برای آدم هایی مثل بازرگان، عزت الله سحابی، عباس شیبانی و عباس چمران احترام قائل باشم و حاضر باشم پشت سر آنها نماز بخوانم چرا که فکر می کنم صداقت دارند و تقوی (یا داشتند). از هیچ کس هم به اندازه هاشمی رفسنجانی، موسوی خویینی، مصباح و احمدی نژاد به لحاظ اخلاقی بیزار نیستم. فکر می کنم متوسط اخلاق و تقوای “سبزها و اصلاح طلبان و چپ ها و خط امامی ها و اپوزیسیون” اگر از “اصول گرایان، راستی ها، ارزشی ها، حزب اللهی ها، ولایی ها، پایداری ها، احمدی نژادی ها و طرفداران گفتمان دولت” کمتر نباشد حتما بیشتر نیست.
    حالا سوال من از تو و سایر احمدی نژادی ها این است:
    ۱- آیا شما علاوه بر هواداری از تفکر سیاسی-اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی و احتمالا اعتقادی جریان احمدی نژادی، آیا فکر می کنید که آنها همه با تقوی هستند و بقیه بی تقوی؟
    ۲- آیا شما در دوره اول دولت احمدی نژادی هم چنین نظری نسبت به صفار داشتید؟ از کجا با چنین قاطعیت او را دروغگو می نامید؟ آیا همین دروغگو ۴ سال وزیر احمدی نژاد نبود؟
    ۳- من می فهمم که شما مشی ساسی-اقتصادی-فرهنگی احمدی نژاد را بپسندید. عدالت خواه بودن و ضد ظلم و مافیا بودن او را تحسین کنید. ولی آیا ایرادی از نظر اخلاقی به او وارد نیست؟ آیا نمی دانید تعداد زیادی از اشخاص سرشناس از همه دیدگاه ها او را فردی دروغگو، مستبد، غد و یک دنده و لجباز و دارای خصوصیاتی منفی اخلاقی دیگر می دانند؟
    شما را بخدا قسم، در پاسخ به این سوال ها نه مواضع فکری مرا مد نظر قرار دهید و نه مخالفاا او را. نظرتان را راجع به خصوصیات اخلاقی او بگویید.
    ۴- آیا بین داشتن صفات بدی مثل دروغگویی و ضدیت با احمدی نژاد ارتباطی وجود دارد؟

    • سلام
      اگر اجازه بدهید من از پاسخ دادن به سئوالات شما معاف باشم و به همین که نظرات شما را نمایش دهم اکتفا کنم. متاسفانه، سالها حضور در عرصه وب، بالشخصه مرا به این نتیجه رسانده که بحث و جدل مفصل، معمولا جز وقت تلف کردن، حاصل دیگری ندارد. ممکن است دیگران چنین نظری نداشته باشند، اما بنده چنین حسی دارم. شما هم به اینکه سئوالاتتان نمایش داده شود قانع باشید. به عنوان یک مقاله سئوالی به کامنتهایتان نگاه کنید. نویسنده یک مقاله سئوالی که حتما نباید منتظر پاسخ خوانندگانش باشد. همین که سئوالاتی در ذهن خوانندگانش ایجاد کند کافی است.

        • جای دیگر هم نوشته بودم که سبزها، همواره دست پیش را می‌گیرند که نکند پس بیافتند و کسی از آن‌ها بپرسد تکلیف این همه تهمتی که به دیگران زدید چه شد؟ تکلیف ادعای دروغ تقلب چه شد؟ تکلیف زشت‌ترین و کثیف‌ترین نوع تهمت زدن -تهمت جنسی- به کجا رسید؟ چرا اگر کسی کوچک‌ترین انتقادی از فلان کسی که «احتمالاً» پیوندی با جنبش سبز دارد بکند، بلافاصله با بدترین بی‌اخلاقی‌ها روبرو می‌شود؟ متأسفانه همیشه این سؤالات بی‌جواب مانده است…
          از جناب دلسوخته که خود را به لحاظ فکری دارای «تعلق خاطر عمیقی به سبزها» می‌داند می‌خواهم که تکلیف خود را با این نوع بداخلاقی‌ها و تهمت‌ها روشن کند.

  19. بعد از خواندن کامنت “دلسوخته” کنجکاو شدم که “عباس چمران” کیست ؟

    با سرچ اینترنتی این نتیجه را بدست آوردم :

    ============================
    اما دکتر عباس چمران که بود؟

    دکتر عباس چمران متولد ۱۳۰۶ در تهران است. وی برادر بزرگتر شهید دکتر مصطفا چمران است. که از نظر هوش و استعداد نه تنها از مصطفا کمتر نبود بلکه از او گاهی با نبوغ تر بود. وی دکترای برق را از آمریکا داشت. از عباس چمران به عنوان پدر برق نوین ایران یاد می کنند. وی بنیانگذار دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف بود. علاوه بر آن دکتر عباس چمران در دوران وزارت برادرش در وزارت دفاع مشاور او بود که در واقع وی بنیانگذاردانشکده عباسپور و کلانتری و دیگر مراکز علمی در زمینه برق و نظامی بود که مهمترین ان را می توان تاسیس سازمان صنایع دفاعی وزارت دفاع که امروز سازنده بسیاری از ابزار های نظامی و موشکی است دانست. دکتر عباس چمران نخستین کسی بود که بمب لیزری را در ایران ساخت. و نیز خمپاره انداز های ۶۰ دانست. دکتر عباس چمران در ۸ ماه پس از شهادت برادرش یعنی اسفند ۱۳۶۱ به علت نامعلومی در ماشین شخصی خود در میدان آزادی فوت می کند.

    دکتر مرتضا چمران نیز برادر بزرگتر شهید مصطفا بود. که وی نیز دکترای الکترونیک پزشکی از آمریکا داشت. و مبدع چند دستگاه کاربردی در این زمینه بود.وی نیز در سال ۱۳۶۲ در آمریکا فوت می کند.

    از یک خانواده ۳ پسر که هرکدام از انسان های تاثیر گذار بوده اند. باید افرین گفت بر پدر و مادر این شهید.

    اگر زمانی وقت شد از پدر و مادر و دیگر برادران شهید چمران خواهم گفت.
    http://zakhmeenzeva.blogfa.com/post-48.aspx
    =============================

    عجب خانواده ای!

    جالبه که یکی از اعضای این خانواده (مهدی چمران) کاشف پدیده ای به نام “احمدینژاد” است .

    • بله، در دوره اول انتخابات سال ۱۳۸۴، تنها دو شخصیت مشهور و نخبه از احمدی نژاد حمایت کردند، یکی آیت الله مصباح یزدی بود و دیگری مهدی چمران. اگر در مورد شهرت عبدالله شهبازی کمی اغماض کنیم با شهبازی می شوند سه نفر. من شخص مشهور و نخبه دیگری را به خاطر ندارم که برای حمایت از احمدی نژاد در دوره اول انتخابات سال ۱۳۸۴، به صحنه آمده باشد.

      • نه خیر!

        مهدی چمران در آزادترین انتخابات تاریخ ایران (شورای دوم) رای اول مردم تهران را کسب کرد.

        او (یا تیم او) بود که این پدیده ناشناخته را کشف، و بعنوان “شهردار” به مردم معرفی اش کرد.

    • علی آقا سلام
      من منظورم چمرانی است که عضو شورای شهر است. البته مصطفی چمران که عضو نهضت آزادی بود و نیز در جنگ رشادت ها کرد را نیز انسان با تقوایی می دانم. عباس چمران را هم جز در همین حد که زمانی رییس دانشکده برق دانشگاه شریف بوده می شناسم . منظورم اصلا ایشان نبوده است گرچه ایشان فرد بسیار قابل احترامی هستند

  20. اگر تمام دولتهای بعد از انقلاب را کارشناسی کنند نمره ۲۰ به احمدی نژاد خواهد رسید و دیگران حداکثر ۱۳ و کمتر خواهند گرفت.احمدی نژاد چشم جهانیان رابه قدرت و عظمت ایران باز کرد .احمدی نژاد نشان داد که خواستن واقعا توانستن است ولی همه میدانیم که خیلی ها تنها وتنها به قدرت و مسند فکر میکنند وحاضرند همه چیز را به خاطر به قدرت رسیدن زیر پا بگذارند ولی احمدی نژاد چنین نکرد و نخواهد کرد. بر این باورم که تاریخ دکتر را به بزرگی یاد خواهد کرد ولی چه کنم که ما ایرانیها کمی قدر ناشناسیم وشاید به همین خاطر همان موسوی داماد لرستان برای بعضی ها خوشایندتر بود

    • یاور عزیز اگر موسوی بد است آیا این دلیل این است که احمدی نژاد خوب است؟ موسوی تمام افتخارش این بود که نخست وزیر امام بود و این یعنی تحمیل نخست وزیر به رییس جمهور توسط ولی فقیه. بعد خودش زیر بار حرف ولی فقیه زمان نرفت. البته من معتقدم خوب کرد نرفت ولی این با پیشینه اش منطبق نبود. جالب اینجا است که احمدی نژاد هم با تبعیت از ولی فقیه آمد و در سال ۸۴ دست او را بوسید ولی بعدها تمکین نکرد. البته من معتقدم خوب کرد تمیکن نکرد ولی با پیشینه اش منطبق نبود.

      • جالبه که خود رهبر می گوید تمکین کرده است، آقایان فتنه گر اصلاح طلب و اصولگرا می گویند تمکین نکرد!!
        آره خود رهبر نفهمیده که احمدی نژاد او را تمکین نکرده است، اما شما راستگوها!!!! فهمیده اید که تمکین نکرده است!

        آدم به شماها شک می کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<