اظهار ارادت به یک فطرت سالم مانده

تعریف علیرضا سمیعی را از دوستانم زیاد شنیده ام اما یکی دو بار بیشتر او را ندیده ام. فکر نمی کنم مرا بشناسد. محل کار من و دوستانم نزدیک میدان ولی عصر است. در دو تجمعی که پارسال، احمدی نژادیها بعد از ۲۲ خرداد در میدان ولی عصر داشتند، سمیعی با «علیرضا شفاه» (دوست اهل تفکر و یافتی که هر بار با او هم صحبت شده ام نکات وجدآوری از او یاد گرفته ام) می آمدند اداره ما و با هم از اداره می رفتیم تجمع.

دیروز، آیت معروفی (دوست و همکارم) در مورد علیرضا سمیعی چیزی گفت که برای من، هم تکان دهنده بود و هم ارادتی عجیب نسبت به او در من به وجود آورد:

«دیگه فیلم سینمایی خارجی نمی ببینه. تحملش تموم شده. اینکه روز به روز بیش تر از قبل، خیانت زن و مرد به هم به شکل عادی و توجیه پذیر نمایش داده می شه، اعصابش رو می ریزه به هم. علیرضا (شفاه) می گه کافیه قهرمان فیلم، جوری که باهاش همذات پنداری بشه خیانت کنه، علیرضا (سمیعی) از ناراحتیِ نمایشِ چنین چیزی، می ره تو ایوون می شینه و چند ساعت پشت سر هم سیگار می کشه.»

آیت که این جملات را گفت، تو دلم به فطرت سالم مانده سمیعی آفرین گفتم و از بی حسی و وضع خودم شرمنده شدم. از خودم می پرسیدم: «دارند ما را به کجا می برند؟ داریم کجا می رویم؟»
ــــــــ
پی نوشت: «سرزمین دیر»، وبلاگ علیرضا سمیعی است.

12 دیدگاه در “اظهار ارادت به یک فطرت سالم مانده

  1. کدوم فیلم خارجی بوده که خیانت را عادی نشون داده ؟ماکه ندیدیم اصولا در سیما اینجور فیلم اجازه پخش نداره….ایشون ماهواره میبینند؟؟

    دیگه اینکه جلوی نفس گرفتن نمیخواد> ماهواره همینه ..میتونه اونو نبینه یا ویدئو ویا…

    فیلم خارجی خوب هم زیاد داریم ..همه که بد نیستند

    خوب شد معنای تزکیه را هم فهمیدیم

    یا علی

  2. انشالله که علیرضا و تو با هم شفا پیدا می کنین…انشاالله.


    سلام
    ان شاءالله خدا همه دلهای سنگ شده و به قساوت رسیده را نرم کند. ان شاءالله.

  3. صورت مساله انقدر احمقانه هست و فکر کردن بهش احمقانه تر. 
    در مورد مقاله تهران امپرالیستی باید بگم این رفیق شفیقت اصلا بصیرت سیاسی نداره.
    این نطفه از اونجا سرچشمه می گیره که دولت ها و قدرت ها ی حاکم در پی مرکزیت بخشیدن  حوزه فرمانروایی سیاسی خود بودند(که تفریبا از دوران رضا شاه شروع شد و سیاستی هست که هسته اصلی جمهوری اسلامی صرف نظراز دولت و جناح حاکم اون رو دنبال می کنه) .هدف از ایجاد این نقطه ثقل، مرکزیت دادن به  قطب سرمایه گذاری و متمرکز کردن سرمایه ها و انباشت آن در مرکز ودر نهایت کنترل بیشتر و سهل الوصول تره. رضا خان با این خیال که توسعه اقتصادی و زیر ساختی در حاشیه می تونه مقدمات جدایی طلبی اقوام مختلف رو فراهم کنه و منجر به جدایی حاشیه و نافرمانی آن از سیاست مرکزیت خواه بشه، تمام توانش رو به کار بست که با توسعه حاشیه به مقابله بپردازه که البته این جدایی خواهی حاشیه همچنان پا برجاست .
    و حالا قصد ندارم توضیح بدم جمهوری اسلامی از بدو تاسیس چطوری ادامه دهنده سیاست مذکور بوده چون داستانیست بس طولانی.

    دیگه واقعا تصمیم گرفتم اینجا کامنت نذارم چون نه تو آدمی هستی که ظرفیت بحث داشته باشی
    نه من حوصله خوندن مقاله های آبکی تو و دوستاتو دارم.


    سلام
    شما دارید همان حرف این دوست مرا می زنید. منتها اگر او بگوید مسخره است و شما که بگویید فیل هوا کردن است.
    به جهنم که حوصله خواندن مقاله های آبکی من و دوستانم را ندارید. کسی مجبورتان نکرده. می بینی که من اصلا ظرفیت بحث ندارم. مخصوصا که طرف فکر کنه خیلی بارش هست و با تحقیر و تمسخر بیاد جلو. فقط کافیه به اسمی که رو خودت گذاشتی، “خوش خنده” نگاه کنی. کاری به نخوت و تکبری که از نوشته هات می باره ندارم.

  4. با عرض پوزش باید بگم کسی که با تمام مسایل تخریبی برخورد میکنه جریان فکری شما و گروه شماست.خوش خنده اسم من نسیت و گناه من هم نیست. شما و جماعتتون در مراحل مختلف تاریخی در صدد به لجن کشیدن و برخورد بربر وار با تمامی جریان های فکری مخالف بودید مثله سرور گرامی حسین شریعتمداری و ….. جنس برخورد تو هم نظیر همین دسته هست.
    و در جواب خیر دوست شما بهیچوجه حرف منو نمی زنه. من سر بحث رو با تبارشناسی باز کردم و مجال پایانشو تو وبلاگ نداشتم نه به صرف پدیدارشناسی. من از فرآیند مهندسی شده که توسط اصل جمهوری اسلامی مدیریت می شه صحبت می کنم. حال انکه رفیقتون صورت مساله رو به درستی طرح نکرده.

    بحرحال تو برامده از تبار چماق دارها(با همون توصیف مجاهدین خلق) هستی و من قصد ادامه دادن و توجیه تو رو ندارم.


    وای! فرایند مهندسی شده! شما هم چه خوش خیالی! کاش که مهندسی شده بود. سیاستگذاری در جمهوری اسلامی و اساسا کشورهای جهان سوم خیلی وضعش خرابتر از این است که بخواهیم چنین توهماتی داشته باشیم. معضل تهران، محصول ندانم کاری، خوش خیالی، بی برنامگی و فرداها را ندیدن است.
    ضمنا خیلی خوب معلوم است این نگاه که در هر فرآیندی به صورت محیرالعقولی دست جمهوری اسلامی را در کار ببینیم محصول نگاه خام اندیشانه و ساده انگارانه چه جور طرز تفکری است. بهتره شما اول یک سوزن به خودت بزنی…

  5. جالبه از طرف کسی متهم می شم که سردمدار نظریه توطه است!!!
    یک فرآیند مهندسی شده لزوما جنبه مثبت تلقی نمی شه مثله حوزه مهندسی اجتماعی یا همون social engineering. من مقالات بسیار متعددی در این حوزه دیدم اصلا در حوزه مطالعات اجتماعی واژه ای تحت عنوان socio economic factors داریم( که بررسی فاکتورهای اقتصادی اجتماعی می پردازه) که می تونه در جهت توسعه به کار گرفته نشه بلکه در جهت افزایش سلطه سیاسی به کار گرفته بشه.

    یه مثال ساده در مورد جریان های مهندسی شده.در تعریف مدنیت رابط فی مابین مطالبات مردم و دولت نهادهای مدنی یا social institution هستند یعنی واسط مطالبات مردم و دولت که این نهادها نمودهای مختلف دارند مثل NGO ها سندیکا ها و مراکز آماری و…
    با یه بررسی ساده حداقل از دهه هفتاد به این ور می بینیم که تمامی این نهادها در ایران از بدو تاسیس با مشکلات ممیزی و برخورد قهری وزارت اطلاعات رو برو شدن و در نهایت منجر به تعطیلی یا محدود شدن فعالیت های این نهادها شد.
    حال با دانستن این فرض که شکل گیری یک نهاد و لزوم اجتماع اعضا در هر شکلی فی نفسه همراه با برخورد اندشه های مختلف و اصتحکاک اندیشه ها و در نهایت شکل گیری نهادهای فکری جدیده که ثمرات فکری این نهادها برای وزارت فخیمه اطلاعات جذاب نیست.
    حال این تیپ مهندسی در سیاست داخلی کشور هم حاکمه و هر وقت کردم راجبش صحبت میکنم.


    اینها چه ربطی داشت به اینکه کلانشهر بی در و پیکر و بی هویت و زیاده خواه تهران، با مهندسی و برنامه ریزی قبلی و تعمدانه جمهوری اسلامی کارش به وضعیت ناهنجار فعلی رسیده؟ راستی شما که قرار بود دیگه اینجا کامنت نگذارید؟

  6. جواب نویسنده وبلاگ به نرگس:
    سلام
    مگه من گفتم مرگ بر تهران شمالی؟ من می گم مرگ بر “دیکتاتوری” تهران شمالی. این شعار از آنجا ناشی می شود که بیشتر آن نیم میلیون نفری که در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ به خیابان آزادی آمدند و خواهان وتوی رای ۲۵ میلیون نفر از مردم ایران بودند، خانه هایشان در نیمه شمالی تهران (بالاتر از خیابان جمهوری و انقلاب) بود. سندش هم این است که در آن یک ماهی که بی بی سی و امثال بی بی سی به فریاد الله اکبر بالای پشت بامها دعوت می کردند از شمال تهران که راه می افتادی رو به پایین، همینطور طنین فریاد الله اکبر کمتر می شد و در مناطق نیمه جنوبی دیگر اصلا صدای الله اکبری شنیده نمی شد. خوب بر اساس آماری که وزارت کشور داد، در حوزه شمیرانات موسوی ۷۰ درصد رای داشت و در حوزه شهرری ۳۰ درصد. این مشکلی ندارد. مشکل اینجاست که سبزهای شمال شهری می خواستند رای منطقه خودشان را به تمام کشور تحمیل کنند. من شک ندارم که رسانه هایی همچون صداوسیما در حل کردن شبهاتی که در مورد انتخابات وجود داشت کم کاری کردند و در روزهای اول بعد از انتخابات می شد به دسته ای از معتقدان به تقلب حق داد که دچار توهم شوند ولی سبزهای شمال تهران، اکثرا از اینترنت استفاده می کنند و اگر کسی در میان آنها دنبال حقیقت بود می توانست شبهاتش را با همین مطالبی که در اینترنت منتشر شده حل کند. واقعا می توانست حل کند. آن وقت سه ماه بعد از انتخابات، همین جماعت، مثل کسانی که دریچه گوش و چشمشان را بسته اند می آیند در خیابانهای مرکز شهر و شعار می دهند “دروغگو، دروغگو، ۶۳ درصدت کو؟” من اصلا نمی توانم قبول کنم که این جماعت بعد از سه ماه هنوز نمی دانستند که رای احمدی نژاد در تهران ۴۲ درصد بوده. این جماعت خودشان را به نفهمی زده بودند و زده اند. به بیان دیگر دیکتاتورند و با وجود اینکه می دانند فقط در نیمه شمالی تهران موسوی اکثریت را داشته است، خواهان این هستند که بقیه مردم ایران به رای آنها تمکین کنند.
    ضمنا محض اطلاعتان، من از طرف پدر، جد اندر جد شمیرانی هستم و در حال حاضر هم در یکی از مناطق شمالی تهران زندگی می کنم.
    ضمنا ممنون می شوم که این پست و مخصوصا لینکهای پای آن را بخوانید:
    http://sobh.blogfa.com/post-246.aspx

  7. تعمدانه بودن قضیه روشنه همونطور که در قبل گفتم این پروسه با روی کار آمدن رضا شاه شروع شد و نظام اسلامی شما در حال ادامه همون خط مشی هست.(اگر با واژه مهندسی مشکل داری اون یه بحث دیگس)
    ۱-عدم اختصاص بودجه بر اساس تراکم و ظرفیت جمعیتی و مبتنی بر منابع
    ۲-ایجاد مرزبندی سیاسی و امنیتی ما بین قومیت های به اصطلاح حاشیه ای با قومیت هایی که در تعریف به عنوان متن شناخته می شن(البته من پان ترکیست یا از این قبیل چیزا نیستم بیخود نچسبون!!!)
    ۳-دامن زدن به تعصبات قومی و تحریک قومیت ها باز از طریق سیاست های مهندسی شده!!!
    ۴-عدم ایجاد زیر ساخت مناسب برای هموار سازی فرآیند سرمایه گذاری در طی ۳۰ سال
    و ….
    لطفا دیگه از واژه های نخ نمای دهه ۵۰ و ۶۰ مثله متکبر و امپریالیست و … استفاده نکن دورش
    تموم شده برادر مجاهد.

    در مورد نوشتن یا ننوشتن هم به خودم مربوطه دوست نداری پابلیش نکن.(البته این به خوی دیکتاتوری شما برمیگرده که نمی زارین آزادانه نظرش بده)


    می دونی جالب اینجاست که شما همون حرفهای ما رو می زنی… جالبه که احمدی نژاد به سمت تمرکز زدایی و اختصاص منابع به سمت مناطق دیگر کشور حرکت کرد و حرکت می کند، اما شما با او مخالفید.
    ضمنا نشاشیده شب درازه. (ببخشیدا این یک ضرب المثله). صبر کن و به موقعش ببین که دوران استکبار و استضعاف تمام شده یا نه.

  8. چرا شما اینقدر با تهران بدید؟ مگه مردم اون بخصوص شمال اون به شما چه کرده اند؟ که مرگ بر اون شده شعار شما مگه اینجا اسرائیله؟اینهمه تهران در جنگ وانقلاب زحمت کشیده همو نطور شهرستانها وروستاها ولی الحمدلله ما با اونها بد نیستیم..اصلا این تفکر نسبت به مردم هر شهری توهین محسوب میشه وگناه داره

    شما تصور صحیحی از این شهر ومخصوصا شمال اون ندارید وآیا میشه گفت همه خارجیها بدند؟ این چه طرز فکریه؟

    تازه آرمانی هم هستید؟ خدا عاقبت مارا بخیر کنه

    انشالله

  9. ممنون از جوابتون ولی شما بازهم با الفاظ بد صحبت میکنید خوب این دلیل منطقی هست که به خودتون اجازه توهین به اینهمه شهروند تهرانی را میدهید؟

    بهانه ی خوبی برای توهین پیدا کرده اید؟الفاظی مثل نفهم ویا نفهمی ویادیکتاتور

    همش هم سند رو میکنید اونهم از رادیو خارجی از کی حرف اینها حجته؟؟ بهتره امثال شما بروند مرکز اسناد فکر کنم خیلی مفید باشند

    خدا کنه عاقبت بخیر شوند همه


    ببخشید جماعتی که شعار می دهند “هرچی جواد موادِ با احمدی نژادِ” و صد جور شعار بی ادبانه دیگر، با ادبند و ما بی ادب؟ من در برابر این جماعت بی ادبم. هیچ اشکالی هم نمی بینم.

  10. رفیق من بچه جنوب شهرم! از یک خانه ۴۰ متری! ولی متاسفانه افکار لیبرالی دارم می دونید چرا؟
    چون من وقت و هزینه کردم ! همیشه روزنامه می خونم یا سایت های خبری رو مرور می کنم! نون بازومو می خورم! دانشگاه با هزینه خودم درس خوندم! در نتیجه من افکارم بسیار باز تر از بقیه بچه محلهام شده! به راحتی متوجه شدم از روز اول که اصولگرایان عوامفریب ترین گروهی هستند که تا به حال در ایران به قدرت رسیدند! نفت ۱۴۰ دلاری رو فروختند و معلوم نیست پولهایش را چه کردند! ان وقت دیوان محاسبات را به دروغ گویی متهم می کنند! خاتمی که کشور را بانفت ۷ دلاری در دو سال اول دولتش اداره کرد خائن و عامل سیا می نامند! مرتب به اسلام و قران و امام زمان و…. متوسل می شوند تا رقبا را به لجن بکشند و بی عرضه گی هایشان را توجیه کنند! می بینید دوست من در پایین شهر اکثر مردم راحت تر فریب می خورند! چون وقت و هزینه ایی برای بالابردن سطح فکرشان صرف نمی کنند! اما بالاشهری ها به دلیل مسافرت های خارج از کشور و فراغت بیشتر و دسترسی اسان تر به اطلاعات با واقعیات جهانی اشنا هستند و وقتی می بینند که بعضی مسئولین به گونه ایی صحبت و رفتار می کنند که گویی مخاطبانشان ۷۰ میلیون گوسفند هستند خونشان به جوش می اید و به خیابان می ریزند و افرین بر این جوانان غیور شمال شهری که باتوم و گلوله و کهریزک را به جان خریدند و زندگی پر از ناز و نعمت و مرفه خود را فدای ایران کردند!!!
    اما متاسفانه بعضی بچه محل های فقیر من از طریق عضویت در بسیج و ظاهرسازی به همه چی رسیدند! خدمت سربازیشان کم شد! شغل خوبی در ادارات دولتی پیدا کردند! از سهمیه دانشگاه استفاده کردند! و در روزهای شوروش هم باتوم به دست می گیرند بر سر دختران بالاشهری و زیبا می کوبند! البته اینان هم با یک حمله امریکا شلوارهایشان خیس و از معرکه می گریزند همانطور که بعثی ها در عراق گریختند!!!


    بازم به معرفت شما که قبول دارید در جنوب شهر اکثریت با کاندیدای دیگری بوده است و ایران فقط شمال تهران نیست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<