یادگار

حتی از آدمک برفی
شال و کلاهی بر جا می ماند
و هویج کبودی بر چمن زرد،

اما به یادگار از تو
نمانده در این خانه هیچ
جز سرمای قلب یخ زده ات.

«عباس صفاری»

پی نوشت: شاید از این به بعد و تا اطلاع ثانوی، شعرهای محبوبم را بیشتر در وبلاگ بگذارم.

107 دیدگاه در “یادگار

  1. کلاغ و بلبل

    کاج های همیشه سبز
    برای کلاغ ها می رویند
    و سهم بلبلان از آن
    قفسی است
    که آن را بر شاخه هایش می آویزند
    دلخوشی مان همان بس
    که بلبل کلاغ نیست

  2. از این ۳۰ نفری که رای دادم فقط به یک نفر (کوچک زاده ۹ با طیب خاطر رای دادم بقیه را یا بخاطر لیست معرفی جبهه توحید وعدالت بوده (شناخت قبلی نداشتم۹ یا از روی ضرورتی که حس کردم تا امثال زاکامی وتوکلی و سروری و باهنر و…. بالا نیایند
    اما در این ۳۳ ساله تا بحال همچنین رای تلخی نداده بودم
    این تلخ ترین رای عمر من بود

  3. سلام.
    متن غزلی به نام «دیوار» سروده زنده یاد «حسین منزوی» که پیش از انقلاب (۱۳۵۶) توسط «داریوش اقبالی» خوانده شد (البته با اندکی تصرف.حرف دل و حس قالب این روزهای منه):
    از زمزمه دلتنگیم …از همهمه بیزاریم
    نه طاقت خاموشی… نه میل سخن داریم
    آوار پریشانی است… رو سوی چه بگریزیم؟!
    هنگامه حیرانی است… خود را به که بسپاریم؟!
    تشویش هزار آیا… وسواس هزار اما
    یک عمر نمی‌دیدم در خویش چه‌ها داریم
    دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را
    تیغیم و نمی‌بریم… ابریــم و نمی‌باریم
    از زمزمه دلتنگیم …از همهمه بیزاریم
    نه طاقت خاموشی …نه میل سخن داریم
    ما خویش ندانستیم «بیداریمان» از خواب
    گفتند که بیدارید گفتیم که بیداریم!!!
    دوران شکوه باغ، از خاطرمان رفته‌است
    امروز که صف در صف خشکیده و بی‌باریم
    از زمزمه دلتنگیم…. از همهمه بیزاریم
    نه طاقت خاموشی… نه میل سخن داریم
    (…)
    ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب
    گفتند که بیدارید گفتیم که بیداریم
    من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
    امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم
    از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
    نه طاقت خاموشی نه میل سخن داریم
    آوار پریشانی است رو سوی چه بگریزیم
    هنگامه حیرانی است خود را به که بسپاریم
    از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
    نه طاقت خاموشی نه میل سخن داریم….
    پ.ن:در مشهد رای گیری به دور دوم کشید. آنهایی که قرار بود بروند،رفتند و بقیه شان هم ان شالله لاحقین بهم!
    هرچند در رای گیری مجلس به احمدی نژاد رای دادم و در میان دوره ای خبرگان از میان «مصباحی مقدم» و مشایی به مشایی رای دادم!-که در این سیاه بازی به نظرم بهترین انتخابها رو کردم- نمیدونم خدا، شهدا، ونسلهای آینده من رو خواهند بخشید یا نه؟!
    حس خیلی بدی دارم.هرگز در دوم شرکت نمیکنم.

  4. سلام آقای فتاحی
    خسته نباشید بابت تلاشتان در این مدت انتخابات.ان شاءالله در درگاه خداوندماجور هستید.هرچند تلاش برای راه نیافتن امثال مطهری و باهنر و توکلی و زاکانی و …..به جایی نرسید و امکان استیضاح دکتر در این مجلس میرود ..اما به مدد خداوند امیدواریم
    @};-

  5. سلام
    با توجه به اینکه تو خیلی از شهرستانا چهره های جدید انتخاب شدن، شما می دونید این چهره های جدید کدوم طرفی ان؟!

  6. انتخابات تمام شد. اما شما برای حفظ و حراست از خودتان و جریانی که به آن اعتقاد دارید باید مرزهای تان را با امثال فرهاد جعفری مشخص کنید. نمی شود کسی مثل شما که معتقد به ولایت فقیه است با امثال جعفری هم کاسه شود. برادر یک خطوط قرمزی وجود دارد که هم برای خودتان و هم برای مخاطبانتان باید آنها را مشخص کنید. رهبری هم موکدا به اصلاح طلبان گفتند و نصیحت کردند که خطوط میان خودی و غیر خودی را مشخص کنید اما نکردند و نتیجه این شد که می بینیم. نتیجه این شد که در جریان فتنه ولایتی کنار منافق و آمریکا و گوگوش و … قرار گرفت. در ضمن برادر این هم افتخار نیست که خودتان را جز جریان “انحرافی” می نامید. اگر اعتقاد به این جریان ندارید با دلیل و منطق حرف بزنید و با این روش و طعنه و کنایه خودتان را خراب می کنید.
    ما وظیفه نداریم فقط مخالفان را حذف کنیم، به آنها برچسب بزنیم. گاهی همین مخالف در اصول با ما مشترک است هر چند در برخی مسائل به زعم ما اشتباه کرده باشد. برای برخی مسائل حاشیه ای نباید اصول را فدا کرد و کار را به جایی رساند که ولایتی ها و حزب الله ها را لعن و نفرین کنیم و ضد ولایتی ها و سکولارها را تنها به خاطر یک سری مسائل زود گذر دوست دانست.
    خود دانی برادر…

    • سلام
      ما ولایتی ها و حزب اللهی ها را لعن و نفرین می کنیم؟ ما که هر چی دیدیم برعکسش بوده. یعنی مدعیان ولایت و مدعیان حزب اللهی گری، احمدی نژادیها را همه جوره لعن و نفرین می کنند. به نظرم این نصیحت را باید برای این دوستان ببرید نه ما.
      با «فرهاد جعفری» مرزبندی دارم ولی ایشان را بارها و بارها به امثال «شریعتمداری» و «روانبخش» و «سقای بی ریا» و «نبویان» و «ذوالنور» ترجیح می دهم. چطور با کسانی که همه جور تهمت و تکفیر و اتهام و دروغ را نثار ما و رئیس جمهور خدوممان کرده اند احساس قرابت بکنم؟ ببو بودن و سیب زمینی بودن هم حدی دارد.

      • من هم اگه کسی پابند به منافع ملی باشه به این افراد ترجیحش می دم. اما ایشون بر اساس کدوم منافع ملی خواستار تحریم انتخابات شد؟ امیدوارم به اشتباهش اعتراف کنه.
        هرچند، « امروز این مردم هستند که چراغ راه روشنفکرانند».

    • این بی وطن با یک سری پلیدی مخالف است و مشخصات آن را هم می گوید. اما توجه ندارد که این مشخصات در جریان خودش و دوستانش است که “بدون دلیل و منطق” جریان موهومی را ساختند و ادعاهایی کردند که در هیچ دادگاهی قابل اثبات نیست یا توهین ها و هتاکی دوستانش را نادیده می گیرد.
      کاشکی این آقا به خودش و پلیدی های جریان دوستانش توجه می کرد که در آخرت از آن حساب می کشند

      • جناب بی وطن قبلن یه وبلاگ داشت به نام موشمی .
        یه سری با هم سوال و جواب داشتیم سر قضیه ارتباط با مردم اسرائیل . که حالا نمی دونم چه اتفاقی براشون افتاد دیگه وبلاگش تعطیل شد , نظرات وبلاگ هم برداشته شد . از متنی که برای مسجد الرسول کرمان گذاشت . متوجه شدم کرمانی است . اتفاقا بچه بودم (تا دبیرستان) خیلی این مسجد رو می رفتم . ارایشگاه اقای عباسی هم می رفتم سرم رو کوتاه می کردم . مغازه بابام تو خیابان شریعتی بود. مطمئنا ایشون این ادرس ها را می شناسه .
        احتمالا ایشون می دونه که در مورد امام جماعت همون مسجد توی کرمون بعضی حرف ها مطرح است(که البت من فقط شنیده ام و شنیده رو قبول ندارم ) . از همین حرف هایی که این تکفیری ها می زنند . به عنوان مثال می گویند ایشون رهبری را قبول ندارند.

        قصد خاصی از نوشتن این متن نداشتم .

        • این لفظ “تکفیری” ها لفظ مناسبی نیست. در مورد حاج آقا سعادت فر هم شما راحت ترین کاری که می توانید بکنید برای رفع این شبهه این است که بروید از خودشان بپرسید. یک دوست حزب اللهی داشتم که خانم ایشان از اقوام دور آقای سعادت فر بود. دوست من قبل از اینکه با این خانم ازدواج کرد مثل بنده زیاد به مسجد الرسول رفت و آمد می کرد. بعد ازدواج همین شایعات را از خانمش شنیده بود! خانمش با اینکه از اقوام دور حاج آقا بود حتی حاضر نمی شد برود پشت سر ایشان نماز بخواند چون می گفت ایشان معتقد به ولایت فقیه نیست! به هر حال دوست من یک روز و رفت و صریح از حاج آقا پرسید. به گفته دوستم حاج آقا ناراحت شده بود و گفته بود این حرف ها چیه که می زنید؟ برای دوست بنده و خانمش حجت تمام شد که این ها همه شایعه است.
          حال شما هم به جای دمیدن در آتش اختلافات و به کار بردن الفاظی مثل تکفیری که کم از الفاظی مثل “انحرافی” ندارد سعی کنید میان مومنین اتحاد برقرار کنید. سعی کنید اگر کرمان هستید مسجدالرسول را از دست ندهید که من تایید آقای سعادت فر را از برخی بزرگان شنیده ام.

          • سلام مجدد
            در مورد اقای سعادت فر من همون ابتدا هم گفتم که این ها حرفه و شنیده و کلا اعتقاد دارم که روی شنیده نمی توان نسبت به بقیه قضاوت کرد. این اعتقاد رو نسبت به همه دارم (به عنوان مثال مشایی که خیلی جاها حرف ایشون را تغییر دادند و کلی حرف پشت سر ایشون زدند). در مورد اینکه بروم پشت سر آقای سعادت فر نماز بخونم , باید بگم که الانه تقریبا ۸ سال است به خاطر درس و دانشگاه با زن و بچه تهران هستم. خیلی کم می روم کرمان.
            در مورد اتحاد بین مومنین با شما موافقم . البت به شرط اینکه مومنی وجود داشته باشد. خودم رو که فرد مومنی نمی دونم . منظورم از تکفیری هم سایت های رسانه ای و دست اندرکاران آنها است نه فرد ساده لوحی که انها را نمی شناسد و فکر می کند که صرف همراه داشتن اسم اصولگرا طرف قدیس است .
            وقتی دروغ های این سایت ها را می خوانم وقتی می بینم بقیه را تکفیر می کنند ان هم عامدانه نه از روی نا اگاهی . اعصابم می ریزه بهم .
            وقتی می بینم طرف را به عنوان کارشناس دعوت می کنن توی مسجد محل کار تا در مورد جریان انحرافی صحبت کنه بعد طرف از مستند ظهور شروع می کنه به صحبت کردن و شروع می کنه به گیر دادن و اتهام زدن در حالی که مشخص است اصلن این مستند را ندیده و دارد اسامی رو اشتباه می گوید نمی تونم طاقت بیارم .
            بگذریم از این مثال ها زیاد دارم بی خیال می شم.

      • شما از کجا می دانی من به کدام گروه و دسته تعلق دارم؟! این را برای حامد هم می نویسم:
        من هیچ وقت از مثلا بی بی سی فارسی انتقاد نمی کنم. یعنی حتی اگر ایرادی در کارشان ببینم هیچ وقت به گوششان نمی رسانم (اگر بتوانم و فکر می کنم که بتوانم) که مثلا فلان جای کارتان غلط است. حدیثی داریم با این مضمون که می فرماید مومن آینه مومن است که زشتی هایش را نشان می دهد. نشان دادن این ها برای این است که در اصول با امثال حامد خودم را مشترک می بینم. اگر نه وقتم را تلف نمی کردم برای نظر دادن. والا می گفتم به درک! بروند هر کار می خواهند بکنند. پس انتقاد بنده نشان دهنده این است که یک احساس نزدیکی به امثال حامد می کنم. ولی بنده احمدی نژادی نیستم. هیچ وقت هم نخواهم بود. حتی خامنه ایی هم نیستم (به معنای اینکه مرید چشم بسته او باشم). نه مثل آهستان از رای دادنم توبه می کنم و همان زمان که جار و جنجال توبه آهستان از احمدی نژادی بودن مطرح شد نوشتم که آقای آهستان شما لطفا از طرف بقیه صحبت نکن. ما همان اولش هم نه در احمدی نژاد “ذوب” شدیم ولی تا زمانی که مقابل آقازادگی ایستاد و بایستد حمایتش می کنیم. احمدی نژاد برای ما بهترین بود در میان گزینه های موجود ولی وقتی هم که خراب کاری کرد و می کند صریح می گوییم. اگر قرار باشد خودم را در گروه و دسته ای قرار بدهم، خودم را جزء بچه های عدالتخواه می دانم.

  7. مردم قم مردم با بصیرتی هستند و محبوبیت احمدی نژاد در قم بیش از همه جاس، همین الان از سه نماینده که رای آوردند آقای آشتیانی و آقای امیر آبادی هر دو ازمدافعان دولت اسلامی هستند ، علت رای اوردن لاریجانی هم مشخص هست ایشون مورد حمایت جامعه مدرسین و تمام مراجع بود و در طول چهار سال پیش هم با استفاده از رانت رئیس مجلسیش برای قم کارهای خوبی کرد پس رای آوردنش زیاد تعجب نداره، مردم قم اگر با احمدی نژاد مخالف بودند الان ذوالنور و بنایی رای اورده بودند..

    • اگه اینطور که شما می گید باشه پس باید هزار بار به مردونگی احمدی نژاد آفرین گفت که با وجود همه نامردی های که از ایشون دیده باز هم اینهمه در جهت عمران و آبادانی قم که حالا به اسم ایشون شده تلاش کرده. چون به هر حال اول و آخرش کار عمرانی رو دولت انجام میده نه نماینده ای که … اما واقعا از مردم قم انتظار می رفت با رای قاطع به سایر کاندیداها اجازه ندن این آقا و هوادارانش پیروز بشن. خیلی زور داره کسی با ۲۷۰ هزار رای، رئیس جمهور ۲۵ میلیونی مردم رو اینقدر اذیت کنه.

  8. شنیدم که از هفتاد و نه نفر امضا کنندگان سئوال از رئیس جمهور هفتاد و سه نفر رای نیاوردند…ان شا الله خبر درستی هست…

  9. جلالی هم در کرمان رای نیاورد (وابسته به موسسه مصباح بود و مثل ذالنور تندرو بود). کلی زیرابشو زدم . به همه طایفه گفتم بهش رای ندن. در ضمن زاهدی (وزیر علوم سابق ) تو کرمان اول شد.

    • مبارکه برادر. حالا همشهری از کار در اومدیم چند تا سوال دارم که امیدوارم خدا را در نظر بگیری و بروی و روی شان فکر کنی:
      چرا زیر آب جلالی را زدی؟ (اشتباه نشه من اصلا طرفدار جلالی نیستم و اصلا ایشان را نمی شناسم!) ولی این کار “زیر آبی زدن” که به آن افتخار می کنی را برای خدا انجام دادی یا به خاطر دشمنی که با فلانی داشتی؟ اصلا جلالی را چقدر می شناختی که رفتی به هم طایفه ای هایت گفتی بهش رای ندهند؟ غیبتش را کردی؟ تهمت زدی یا حق را گفتی؟
      شما که طرفدار احمدی نژاد هستی به خاطر دشمنی اش با طایفه گرایی، چرا خودت با جلالی به صرف اینکه مثلا رئیس دفتر آیت الله مصباح هست مخالفت کردی؟ این طایفه گرایی نیست؟

      • سلام خدمت همشهری عزیز . یه نکته رو بگم به نظر من کسی که کاندید نمایندگی مجلس بشود باید ادم راستگویی باشد . نامرد نباید باشد. اگر به چیزی اعتقاد دارد همان را بیان کند اگر اعتقاد ندارد اگر آن حرف را بزند دروغ گفته است .با جبهه پایداری سر همین قضیه مشکل اساسی داشتم .
        من سر بازی که این ها سر قضیه جریان انحرافی در آوردند راستگو و دروغگو و فهمیده بودن و مرد بودن افراد را محک می زنم . وقتی بوجود جریان انحرافی که اینها می گویند اعتقاد ندارم و اعتقادم بر این است که اینها دارند ملت را بازی می دهند و یک لولو جهت تضعیف رئیس جمهور و تخریب ایشان درست کرده اند . ان فرد را محک می زنم . حرفی که در کرمان پخش کرده اند را برایت می گذارم :
        در کرمان گفته اند که رهبری به دکتر گفته فلانی را عوض کنه . دکتر گفته دلم نمی خواد و …. اعصابم خورد می شود . این حرف ها از دهن کیا اومده بیرون . وقتی می گن مشایی محمود رو سحر کرده . پخش کرده اند که مادر دکتر گفته من شیرم حلالت نمی کنم و از این قسم حرف ها . باعث و بانی این حرف ها کی بوده.همین طیف وابسته به مصباح بوده اند .
        در مورد شناخت ایشان لازم بذکر است که شوهر خواهر اینجانب که اهل ماهان هستند در همین موسسه امام خمینی قم مشغول به انجام کارهای پژوهشی می باشند. کارشناسی ارشد و دکترا را هم در همین موسسه گرفته اند . در حال حاضر هم در همین موسسه مشغول می باشند قبل از اینکه اقای جلالی هم بخواهد از کرمان کاندید بشود اول افراد کرمانی موسسه را به منظور انجام کارهای تبلیغی در کرمان جمع می کنند که داماد ما در این جلسه شرکت نمی کند . و از این موضوع ناراضی بود .
        در مورد اینکه برای رضای خدا اینکار را کردم . یا نه باید بگم که اصلن یادم نبود نیت قربه الی الله را هم بکنم ولی حداقل معیارم رو گفتم . اقرار می کنم که خوشحالم که ایشان رای نیاورده است . اقرار می کنم که از مصباح به شدت شاکی ام دوست دارم این طیف تندرو وابسته به مصباح که بشدت در این چند وقت دولت را تخریب کردند زمین بخورند چون این کاری که کردند نامردی بود .
        در مورد زیر اب زدن ایشون هم باید بگم که من به کل طایفه گفتم که به ایشون رای ندهند چونکه ایشون مشابه با روان بخش ، نبویان و تعدادی دیگر افرادی تند رو هستند .و تاکید کردم که به کرمی و جلالی رای ندهند و به زاهدی حتما رای دهند. منظور از کلمه زیراب همین بود وگرنه تنها تهمت هایی که زدم این بود که این فرد و تعدادی دیگر مانند روانبخش و … افرادی تندرو هستند و بعضی حرف ها رابه رئیس جمهور نسبت می دهند که دروغ است (از نظر من) .
        در ضمن جلالی را بدلیل رئیس دفتر بودن مصباح زیر اب نزدم (که البته قابل ذکر است خود این موضوع یک امتیاز منفی برای ایشان بود). بدلیل اعتقاد ایشان به جریان انحرافی و بدیل اینکه نماینده تفکر جبهه پایداری و تفکر جدید مصباح(سحر محمود) بود زیراب زدم و گرنه اقا تهرانی هم با موسسه مصباح در ارتباط است . داماد ما هم در موسسه مشغول است. شما لطف بفرمایید یک بررسی کید ببینید که ایا هر کس در موسسه مصباح است حرف های مصباح در زمینه سحر را قبل دارد یا نه . سر این موضوع حداقل ۵ تا ۶ ساعت با دامادمان بحث داشتیم که ایشان هم به این موضوع اعتراف داشت که این حرف ها بسیار تند بوده است.و توجیه انها بسیار سخت است.

        • سلام.
          اخوی در این مورد که احمدی نژاد حرف آقا را اطاعت نکرد دیگه شکی وجود نداره. من به حرف ها و شایعات ثابت نشده کاری ندارم. این که مادرش فلان گفته و خودش فلان. این ها همه باد هواست و من برایش تره هم خرد نمی کنم. خود آقا هم در جریان فتنه گفتند که اینقدر این ها (منظور سران فتنه) حرف های خلاف علنی دارند که نباید به شایعات و احتمالات استناد کرد.
          در مورد حاج محمود هم بنده اگر یادتان باشد یک بررسی مختصری در مورد حکم آقا و عکس العمل حاج محمود انجام دادم. آقای احمدی نژاد هرگز (تاکید می کنم هرگز) مشائی را برکنار نکرد بلکه مشائی خودش استعفا داد. آقای احمدی نژاد وقتی مشائی آن حرف های اشتباه در مورد دوستی با مردم فلان جا را زد صریحا اعلام حمایت کرد و گفت این موضع دولت است و بعد سخنرانی آقا در نماز جمعه هم (تا آنجا که بنده مطلع هستم) هیچ گاه اصلاح نکرد.
          در مورد آیت الله مصباح یزدی هم شما را توصیه می کنم به صبر. اینگونه صحبت کردن در مورد فردی که بیش از چهل سال شاگردی امثال آیت الله بهجت را کرده است و در دوره ای که امثال مشائی و احمدی نژاد حرفی برای گفتن نداشتند یک تنه در دفاع از ولایت فقیه از آبروی خودش مایه گذاشت و یک تنه در اوج قدرت دوم خردادی ها مقابل شان ایستاد صحیح نیست. بنده دلیل قطعی بر انحرافی بودن مشائی و برخی اطرافیان احمدی نژاد ندارم فعلا ولی این حرکت عده ای که خودشان را ذوب در احمدی نژاد می دانند و بر علیه آیت الله مصباح گستاخی می کنند را نقطه شروع یک انحراف اساسی می دانم. این حقیقتا انحراف است.

          • علیک سلام اخوی
            اگر ساده به قضیه نگاه کنیم . اره دکتر حرف رهبری را اطاعت نکرد. البته با این فرض که رهبری هر حرفی (هر حرفی) زد باید عملیاتی شود . حالا کار نداریم که این حرف رهبری, حکم است یا نظر است یا راهنمایی است. این یعنی اینکه از تو به یک اشارت از ما به سر دویدن . خوب پس نتیجه این می شود که دکتر حرف رهبری را زمین گذاشت . پس دکتر شد ضد ولایت فقیه و بعد از چند وقت دکتر می شود جریان انحرافی . با چنین معیاری به نظر شما توی این کشور چقدر ولایت مدار داریم . بین مسئولین, نمایندگان مجلس(طرح نظارت) و رئیس جمهوران سابق حتی خود مردم بگرد و ببین با چنین معیاری در کجا قرار می گیرند. ببین خودمون چه وضعی داریم. اصلن یک کار کن با همین معیار برو رفتار رهبری در زمان امام را بررسی کن . ببین سر قضیه انتخاب میرحسین به عنوان نخست وزیر دور دوم : امام می فرمایند نظر من به عنوان یک شهروند این است که اگر میرحسین به عنوان نخست وزیر انتخاب نشوند به مسلمین خیانت شده است. این حرف را امام در مورد رهبری جهت عدم انتخاب میر حسین بیان می کنند. رهبری هم در اونجا بعد از یک مقدار گذشت زمان با شرط اینکه امام حکم دهند و … میر حسین را نخست وزیر می کنند .(نقل به مضمون. جهت بررسی بیشتر رجوع به اسناد انقلاب و خاطرات هاشمی و ناطق). ایا با چنین نتیجه ای باید تمام نیروها را بسیج کرد و دکتر را با هر وسیله ای (مشروع یا غیر مشروع) زد زمین.
            اما حالت دوم . ایا رهبری این موضوع را علنی بیان کرد یا غیرعلنی . ایا حکم بود یا صرفا نظر خودشان را بیان کردند. ایا به نظر شما در جامعه ای که همه افراد با استفاده از چماقی به نام ولایت فقیه در حال تخریب بقیه هستند ایا معقول است رهبری نامه علنی بنویسد و در آن بیان کند که چونکه انتخاب جناب مشایی موجب سرخوردگی علاقه مندان می شود پس ایشان را عوض کن . ایا این نامه باعث از بین رفتن ابروی این فرد نمی شود ایا این نامه باعث طرد شدن این فرد از جامعه نمی شود ایا به صرف سرخوردگی علاقه مندان می شود ابروی یک شخص را برد. ایا این کار از اسلام بدور نیست . طبیعتا رهبری چنین اتفاقاتی را می داند و طبیعتا این نامه را علنی نمی فرستد. ایا علنی شدن همین نامه توسط ابوترابی منجر به افزایش سرخوردگی علاقه مندان نشد. چرا این نامه بدون شماره و بدون مهر چندین روز بعد توسط دفتر رهبری پخش شد . چرا رهبری چند روز بعد بیان می کنند که اگر عنوان شد کسی در یک پستی نباشد به این معنی نیست که در پست های دیگر نیز نباید باشند. همه این ها جای بحث و بررسی دارد . دیگه از بس در موردش توضیح دادیم خسته شدیم حسش نیست بیشتر بهش بپردازم .

          • قصد داشتم در چند بخش جواب را بزارم که ریخت بهم . اول قسمت قبلی را بخوان بعد این قسمت را .

            در مورد قضیه دوستی اسرائییل قبلن توی وبلاگتون با شما بحث کردم که شما به من توضیح بده چرا ما نباید با مردم اسرائییل دوست باشیم . شما گفتید که چونکه فلسطین را غصب کرده اند و دارند به اسرائییل در غصب کردن فلسطین کمک می کنند . من گفتم مگر مردم اروپا و امریکا نیز به اسرائییل کمک مالی نمی کنند . مگر ناتو در افغانستان مرتکب غصب نشده است . مگر عربستان و آمریکا در بحرین مرتکب غصب نشده اند . پس چرا ما با مردم اونها مشکلی نداریم . مگر مردم اونها در حال کمک به آنها نیستند . مگر به همین دولت ها مالیات نمی دهند . شما در مورد مردم امریکا و اروپا فرمودی که این ها واقعیت را نمی دانند و به انها دروغ می گویند . من گفتم مگر تعدادی از همین مردم اسرائییل را با دروغ نبردند انجا . خوب حالا اگر این افراد به خواهند برگردند و در بروند از اسرائییل و اسرائییل از خروج آنها جلوگیری کند ما با انها مشکل داریم یا نداریم که نمی دانم چه اتفاقی افتاد وبلاگ شما تعطیل شد. حرف مشایی هم همین بود گفت ما دیدیم که یه تعدادی در اسرائییل با دولت به مشکل خورده اند و می خواهند برگردند اما دولت اسرائییل جلوگیری می کند رو همین حساب سیاست رو بر این منوال گذاشتیم که به تفرقه بین ملت و دولت اسرائییل دامن بزنیم . همین و بس . وگرنه سخنرانی های مشایی در جمع ایرانی های خارج از کشور در مورد اسرائییل بسیار تند و تیز است .
            در انتها بیان می کنم که قبول دارم که دکتر امام زاده نیست قطعا دچار اشتباه هم شده است و می شود و خواهد شد هیچ وقت هم انتظار صد در صدی از دکتر نداشته ام هیچ وقت ذوب در مشایی نبوده ام . دکتر را بسیار دوست دارم. ولی ذوب در ایشان نیستم. همین اعتقاد را نسبت به رهبری هم دارم . من اعتقاد ندارم رهبری امام زاده است . همین جا اگر بخواهم بنویسم می توانم با چشم بسته چندین مورد را به عنوان سوال در مورد عملکرد رهبری بپرسم .نظر من در مورد رهبری این است که فهمیده ترین و باهوش ترین فرد مذهبی و سیاسی در حال حاضر در ایران که لیاقت رهبری را دارد ایشان است . اگر غیر از ایشان سراغ دارد بیان کنید . من هیچ وقت اعتقاد ندارم که رهبری تالی تلو معصوم است
            . اما در مورد مصباح حرف بسیار است. من روی صحبت های مصباح سوال زیاد دارم . ولی جواب نگرفتم از هیچ کس جواب نگرفتم حرف های ایشان موجب تکفیر احمدی نژاد در داخل و تخریب احمدی نژاد در خارج شد . هنوز افراد وابسته به ایشان همون حرف ها را تکرار می کنند . حرف هایی که شخص رهبری به هیچ مقدار کمی هم به آنها اشاره نمی کند . حرف هایی که از لحاظ منطق دچار مشکل است . هیچ مدلی نمی توانم باهاش کنار بیام . البت نسبت به مصباح گستاخی نمی کنم . فقط لفظ ایت الله را به کار نمی برم . شخص رهبری فرمودند استدلال و تبیین کنید . اما در حرف های ایشان و دور بری های ایشان هیچگونه اثری از استدلال و تبیین نبود .

    • سلام
      من بعد از حدود یکسال دارم مطلبتون رو میبینیم . مطالب خوبی در وبلاگتان موجود است . برای این تفکر خیلی نگران شدم که همچین کاری کرده . فقط به خاطر چند تا دلیل آبکی . اگر اشتباه کرده باشی اون دنیا چی میخوای جواب بدی ؟ خیلی برات نگرانم …

  10. بدبختی گیرکردیما!هرچی پونه بدبو بوده دم لونه ما سبز شده! اکثر متحدیها تو تهرون دارن میان بالا.باهنر :-& ، توکلی، :-&:-&، مطهری :-&:-&:-& ، ابوترابی :(( ، نوباوه :? ، زارعی :o ، زاکانی :((:((، خدایا به فریاد رس!

  11. سلام بر خواهران و برادران احمدی نژادی
    ۱- شادی از اینکه خباز و کواکبیان و شیخ قدرت رای نیاوردند خوب است. شادی از اینکه ذوالنور و جلالی و ناطق نوری رای نیاوردند هم خوب است.
    ۲- ظاهرا ذوالنور و جلالی از لیست پایداری بودند که شما از رای نیاوردنشان خوشحالید و همزمان به افرادی از همان لیست رای دادید. این تناقضتان را چگونه حلی می کنید؟
    ۳- چند تا احمدی نژادی خالص و تابلو رای آورده اند؟ پروین احمدی نژاد و آن کاندیدای کهگیلویه ای احمدی نژادی هم که ظاهرا به کواکبیان و خباز و شیخ قدرت و ناطق و ذوالنور پیوسته اند. در تهران بیشترین رای کاندیدای شما چقدر است؟
    ۴- ظاهرا قدر قدرت های جبهه متحد رای آورده اند و اکثریت مطلق (نصف باضافه یک) را لیست مورد حمایت جامعتین آورده اند.
    ۵- پروین احمدی نژاد اعتراض دارد. هنوز از بقیه اعتراض ها خبری نیست. حیف که این انتخابات بلافاصله بعد از انتخابات خرداد ۸۸ است والا خدا می دانست سر تقسیم غنائم (کرسی های سبز بهارستان) چه دعواها که نمی شد.
    ۶- شما دوستان ولایی دارید با ولایت زاویه پیدا می کنید چرا که شما غمگین هستید و ولی تان شاد. ایشان شاد از حمایت ۶۵ درصدی مردم و ۵۰ درصدی مردم تهران از ایشان و شاید هم از رای آوردن لیست مورد تایید جامعتین.
    ۷- من نمی دانم ۲۵ میلیون عاشق احمدی نژاد کجا رفتند؟ الان در تهران از حدود نیمی از آراء، نفر شصتم حدود ۶۰ هزار رای دارد و در ۶۰ تای اول هیچ کس از جبهه توحید و عدالت نیست. یعنی احمدی نژاد در تهران ۱۲۰ هزار وفادار هم ندارد؟ حالا شما کواکبیان و خباز و ناطق و ذوالنور را مسخره کنید.
    ۸- مافیای قدرت و ثروت، مافیای رسانه، هاشمی رفسنجانی که پشت سر رضایی و کروبی و موسوی بود، مهدوی کنی و یزدی، مصباح، مشایی، جریان انحرافی، فتنه، حلقه مصباح، …… وقتی فکر می کنم می بینم …. بهتر است خود سانسوری کنم تا حامد عزیز به دردسر نیفتد.
    ۹- من رای ندادم و فکر هم می کنم وظیفه شرعی-ملی خود را انجام داده ام ولی اکنون به این نتیجه رسیده ام که این نظام بسیار مستحکم است و حکومت حقش است زیرا رای ۱۲ اسفند از دو حال خارج نیست:
    حالت اول: بعد از آن ظلمی که بر ما معترضین انتخابات ۸۸ کردند (حتی اگر حق هم با نبود، باز هم بر ما جفاها کردند)، بعد از آن همه بلاهایی که بر سر رییس جمهور به قول خودشان ۲۴٫۵ میلیونی اشان آوردند، بعد از این همه دروغ و ظلم و تباهی و گرانی و فساد مالی و ….، باز هم ۶۵ درصد مردم رای می دهند.
    حالت دوم: ۶۵ درصد دروغی بیش نیست و کمتر از ۵۰ درصد شرکت کرده اند ولی حکومت آنچنان هوشمندانه این کار را می کند که علیرغم وجود ۴ لیست با تضادهای جدی (جبهه متحد، پایداری، توحید و عدالت، صدای ملت)، صدای کسی در نمی آید.

    حکومت گوارای وجود این حاکمیت و مدافعانش. دلخوشی مان همان بس که بلبل کلاغ نیست.

    • ببین دلسوخته! ما خیلی مانده تا به تکامل فکری شما برسیم! اساسا حرفتان را نمی فهمیم چون شعور شما را نداریم. اما جدا خسته نشدی ؟ :lol::lol::lol:

      آره من فکر می کنم واقعا ۶۵ درصد رای دادند. واقعا حیف از نخبگانی نظیر شما که در میان کودنهایی مثل من گیر کرده اید! :-& >:)

      ما جدی خیال می کنیم اگر احمدی نژاد حزب و دسته داشت حتما رای اول بود، چون دیدیم مردم هنوز سر صندوق می پرسند به کی رای بدیم؟ و بعد از سر ناچاری به متحدی ها یا پایدارای ها رای می دانند اما خوشحال بودند که رای داده اند! :D حیف که احمدی نژاد هم هوش خاتمی شما را نداشت که برای خودش حزب راه بیندازد! خلایق هر چه لایق! 8)

      ببینم، دلسوخته شما پیغمبری که این قدر برای نجات ما گمراهان تلاش می کنی؟ ولمان کن.. @};-

      • جناب مسعودخان عزیز
        ۱- گفته ای: “چون دیدیم مردم هنوز سر صندوق می پرسند به کی رای بدیم؟ و بعد از سر ناچاری به متحدی ها یا پایدارای ها رای می دانند اما خوشحال بودند که رای داده اند!”
        می بینی چگونه مردم را تعریف می کنی تا همه تناقضاتت را حل کنی؟ همه ما کمابیش همینطوریم. تو فقط به جای ادعاب تقلب، رای از سر ناچاری مردم را می مطرح می کنی. آنها هم که ادعای تقلب و مشارکت کم می کنند، می گویند ما مردم را دیدیم که در خانه اشان نشسته بودند چون خود و دوستان خود را دیده بودند.
        ۲- من هم آدمی مثل شما ولی این بار سعی کردم به این حس “همه را همچون خود دیدن” غلبه کنم و دو احتمال را در انتها طرح کرده بودم بدون اینکه در مورد آنها قضاوت کنم فقط گفتم نتیجه این دو احتمال یکی است.
        ۳- گفته ای: “ما جدی خیال می کنیم اگر احمدی نژاد حزب و دسته داشت حتما رای اول بود.” منظورت از حزب همراهی با مافیای قدرت و ثروت است و مافیای رسانه؛ منظورت سپاه است و جامعتین، منظورت بسیج است و مساجد؟ یعنی همه آن چیزهایی که در انتخابات ۸۸ در اختیار احمدی نژاد بود و در انتخابات ۹۰ نبود. ببین برادر البته تحلیل فوق کامل نیست. در تحلیل فوق من فقط به عامل اول حامیان احمدی نژاد اشاره کردم. احمدی نژاد بدلیل خدماتش در دولت نهم البته حمایت بخش مهمی از اقشار محروم را با خود داشت (عامل دوم). بدلیل ساختن دوقطبی هاشمی-احمدی نژاد، رای بخشی از مخالفین نظام را هم داشت (عامل سوم)، بدلیل رگه هایی از ایده هایی ملی گرایی (که تا آن موقع بخشی از آن رو شده بود) و بدلیل حرف هایی متفاوت از قرائت رسمی در مورد حجاب و ازادی های اجتماعی و روابط دختر و پسر، رای بخش هایی از سکولارها و جوانان دنبال آزادی های اجتماعی را داشت (عامل چهارم)، ولی در این دوره تقریبا هر چهار مورد را از دست داده بود والا “مردم” ناچار نبودند از سر ناچاری به متحد و پایداری رای دهند.
        ۴- اعتراض ما در انتخابات ۸۸ به عامل اول از عوامل چهارگانه بالا بود که تخلفات قابل توجهی در روزهای قبل از رای گیری و در روز رای گیری داشتند.
        ۵- مسعود جان، من پیغمبری نمی کنم. تریبون بازی دیده ام که می توانم در آنجا حرفم را بزنم. خسته هم نمی شوم. اگر اندکی حقیقت در آن باشد، در دل افراد پاکی مثل تو جای خود را پیدا خواهد کرد.

        • این را اشتباه کردی! من اصلا دلم پاک نیست! ما از مشایی پول می گیریم بیاییم اینجا نظر بگذاریم! به ما می گویند جریان انحرافی! :lol:

          این را هم بگویم جدا برایت نگرانم. خیلی بیش از حد باهوشی!
          ندزدندت! >:)
          مردم یعنی آنها که عملا دارند با همین به قول شما سادگیشان و رای دادنشان ولو به آنها که من دوست ندارم به این حکومت که شما دوست ندارید کمک می کنند! آن ها که می نشینند در خانه و مورد افتخار شما واقع می شوند اصلا زنده نیستند که مشتی مرده متحرک هستند. 8) شما فقط برو برای همان اموات دلسوزی کن. کشور حق زنده ها است.
          حرف آخر من:
          این مردم – نه آن مرده های متحرک- بهای این نظام را با خون هزاران تن از امثال ما و خیلی بهتر از ما داده اند. ۱۷ شهریور ها و ۱۵ خرداد ها را از سر گذرانده اند اما در نرفته اند. تو. به آن اموات زنده نما بگو اگر می خواهند این حکومت را از دست ما بگیرند باید لااقل بهایی به همان اندازه را بپردازند نه آنکه بروند پشت سر یک ندا و دو تا کهریزک قایم شوند و منتظر حمایت های خارجی بمانند. :D
          شمایی که مشکلتان اصلا خدا است و با دین. شمایی مشکلتان نبود آزادی همجنس بازان و آزادی جنسی است! و اسمش را می گذارید قرائت دیگر از روابط دختر و پسر! شمایی که هر کس یک بار کامنتهای سایتهایتان را بخواند فوری می فهمد هیچ اعتقادی به هیچ خدایی ندارید جز شهوت =((

          تو هم در همین حسرت بمان که سی سال است مانده ای. بفرمایید در خیابان ها تا ما هم تکلیفنمان را با شما مشخص کنیم ببینیم تا کجا پای حرفتان می ایستید :wink: :P
          ما آماده ایم. هر چه دوست داری به ما بگو چماقدار! :x @};-

          • ببین مسعود جان انگار بیشتر می خواهی کل کل کنی و توی دهن دلسوخته بزنی تا این که دیالوگ برقرار کنی

      • جناب مسعود خان
        یک نکته را فراموش کردم بگویم.
        گفته ای: “اساسا حرفتان را نمی فهمیم چون شعور شما را نداریم.” قسمت دوم این حرف را که مطمئن هستم از روی مزاح یا تمسخر زده ای، ولی نمی دانم قسمت اول را جدی گفتی و یا از روی تمسخر. اگر جدی گفتی، واقعا لازم است ما حرف یکدیگر را بفهمیم. من برخلاف بسیار از سبزها، تلاش زیادی برای بحث با برادران و خواهران بسیجی داشتم و سعی کردم حرف آنها را بفهمم و حرفم را برای آنها تبیین کنم و باز برخلاف بسیاری از سبزها که بسیجی را دشمن می پندارند، علاقه و احترام زیادی برای آنها قائلم و معتقدم که ما ایرانی با افکار و سلائق متفاوت، اگر درک متقابل خوبی از هم داشته باشیم، می توانیم دست در دست هم برای آبادانی مملکت خود قدم برداریم. بنده به نوبه خوب برای هر نوع صحبتی در فضای مجازی و حتی بحث رودررو آماده ام.
        عزت زیاد

          • برادر یا خواهر میم سلام
            این حرف زدن شما بیشتر به رفتاری بچه گانه شبیه است. اولا مگر من گفتم از طرف خاتمی یا از طرف فلان گروه اصلاح طلبان یا سبزها حرف می زنم که شما برای من شرط می گذارید. من یک ایرانی مسلمان سبزم که به خاتمی و میر و شیخ هم انتقادها دارم ولی اینجا روی سخنم با احمدی نِژادی ها ست.
            ثانیا این منطق شمارا می توان به خواتان هم برگرداند. از زدن مثال معذورم چرا که علاقه ای ندارم وارد این نوع حرف های بچه گانه شوم.

    • من خودم تا روز آخر و حتی هنوز هم نمی دانم چه کاندیداهایی مورد حمایت احمدی نژاد بودند. لیست توحید و عدالت هم که دو سه روز مانده به انتخابات منتشر شد تناقصات بسیار داشت به اضافه اینکه همین آقاتهرانی که سر لیست آن است و اتفاقا رای هم آورده است در سایر لیست ها هم بود همین طور حداد عادل و دفتر رئیس جمهور هم دو بار بیانیه داد که از هیچ کاندیدا یا لیستی حمایت نمی کند. این را بگذارید کنار رد صلاحیت کسانی که واقعا مشخص بود احمدی نژادی هستند. انتظار داشتید مردم به چه کسی رای بدهند؟ با تمام این حرفها اکثر مخالفان جدی احمدی نژاد از جمله طرح کنندگان سوال رای نیاوردند و در تهران هم به وضوح مشخص است که مردم به خاطر عدم شناخت یا بهتر است بگوییم عدم وجود کاندیدای احمدی نژادی رایشان به هدر رفته است به طوریکه فقط پنج نفر توانسته اند یک چهارم آرا را کسب کنند و نفر اول که اختلاف فاحشی هم با بقیه دارد کلا نصف آرا را به خود اختصاص داده. حکومت اگر از هواداران احمدی نژاد نمی ترسید اولا این همه رد صلاحیت نمی کرد ثانیا از صحبت کردن رئیس جمهور در صدا و سیما اینقدر نمی ترسید در حالیکه بسیاری از آقایان چند ماه است رسانه به اصطلاح ملی را برای تبلیغات کاملا در اختیار دارند. در ضمن در پاسخ مسعود که گفت احمدی نژاد هوش خاتمی را نداشت که حزب راه بیندازد باید بگویم حزب احمدی نژاد توده های مردم هستند، بر خلاف خاتمی که حتی اندک هواداران باقیمانده ی حزبش را هم نمی تواند راضی نگه دارد.

    • من خودم تا روز آخر و حتی هنوز هم نمی دونم چه کاندیداهایی مورد حمایت احمدی نژاد بودن لیست توحید و عدالت هم که دو سه روز مونده به انتخابات منتشر شد تناقضات بسیار داشت و از طرفی برخی از افراد مثل آقاتهرانی که سر لیستش بود و رای هم آورد تو سایر لیست ها هم بودن همینطور حداد عادل و در ضمن دفتر رئیس جمهور دو بار بیانیه داد که رئیس جمهور از هیچ کاندیدا و گروهی حمایت نمی کنه. اونایی هم که مطمئن بودیم احمدی نژادی هستن رد صلاحیت شده بودند. با تمام این حرفا اکثر مخالفای جدی احمدی نژاد رای نیاوردن و توی تهران هم به جز چند نفری که تو اکثر لیست ها مشترک بودن بقیه حتی یک چهارم آرا رو به دست نیاوردن. حتی حداد عادل هم که اول شده فقط نصف آرا رو به دست آورده. اینا همه نشون میده اگر کاندیدای احمدی نژادی وجود داشت و مردم می شناختن حتما رای می آورد نشانه اش هم اینه که حکومت اونقدر از احمدی نژاد می ترسیده که نه تنها کاندیداهاشو رد صلاحیت کردن بلکه حتی اجازه ندادن قبل از انتخابات یک بار از طریق رسانه ی مثلا ملی با مردم صحبت کنه با اینکه آقایون ماه هاست صدا و سیما رو به طور کامل برای تبلیغاتشون در اختیار دارن. از بی عدالتی های این انتخابات هر چی بگیم کم گفتیم. با وجود همه این برنامه ریزی هایی که کردن نتیجه ای که به دست اومد نشون داد اکثر مردم با تمام وجود طرفدار احمدی نژاد هستن. شما می تونید باور نکنید! در جواب مسعود هم باید بگم اتفاقا احمدی نژاد خیلی باهوش تر از اونیه که فکرشو می کنید حزب احمدی نژاد توده های مردم هستند. نه مثل خاتمی که حتی این اندک طرفداران باقیمانده حزبشو هم نمی تونه راضی نگه داره.

  12. سلام
    آقا حامد عرض نکردم به حداد رای ندیم خودش رای میاره….
    از ۱ میلیون رای که تا الان شمرده شده، ۴۸۰ هزار رای آورده…نباید احمدی نژادی ها افراد رو بالا بکشن

    حالا برای دور دوم هم باید دفع افسد به فاسد بکنیم و دیگه از اصلح خبری نیست
    افسد=حلقه تکفیریون موسسه مصباح+سپاهیا+اصلاح طلبها و شبه اصلاح طلبها

    بعد از پایان شمارش آرا باید در این مرحله دقت بیشتری بکنیم! ۱ تکفیری هم کمتر بره مجلس برای ما برد بزرگیه

    • با سلام.
      رای بالای حداد در تهران لبیک مردم به رهبر معظم انقلاب بود. به دلیل نسبت فامیلی ایشان با رهبری مردم به ایشان اعتماد کردند، این مردم متحیرند از رفتار آقایانی که تا چند صباحی در این مملکت در مسند قدرت هستند خود را گم می کنند و به مردم و ولی زمان خویش پشت می کنند، یک روز از نوع سازندگیش ، روز بعد از نوع اصلاحات و امروز در کمال تزویر و ریا با شعارهای انقلابی اما بدون عمل. بی شک تنها کسی که در این ۳۳ سال خود و خاندانش از فساد مبرا هستند مقام معظم رهبری می باشند. بقیه تا به نان و نوایی رسیدند کم کم قدرت به مزاجشان خوش آمد و برای خود کیسه ها دوختند و به مردم پشت کردند. کجاست اون احمدی نژادی که می گفتین خاکریز رهبریه؟ الان مقام معظم رهبری خودشون یه تنه در میدانهای داخلی و بین المللی جلودار شدند و همه تیرها به سمت ایشان است. که به لطف خدا دشمنی، شیاطین داخلی و خارجی هر روز به عزت ایشان می افزاید.
      حضرت آیت اله جوادی آملی روحی له الفدا چه زیبا ۶ سال پیش فرمودند که این مرد را (احمدی نژاد) دوستانش زمین می زنند. آن روز من جاهل کور نمی فهمیدیم و در دل ایشان را به سادگی متهم می کردم، اما الان می بینم افق دید یک مرد الهی با من کوردل بدبخت چه فرقی دارد.

      • چرا مردم به حسن مصطفوی به خاطر نسبتش با امام اعتماد ندارند؟ این رو هم جواب بدین که تزویر و ریای احمدی نژاد رو از کدوم صحبت های امام استنباط کردین؟ در ضمن حمایت آیت ا… جوادی از هاشمی و سکوت ایشون در فتنه از یاد نمی ره.
        « تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام.»

        • تکلیف مردم با حسن مصطفوی معلوم الحال اگر
          بلا نسبت با امام زمان عج نسبت داشت معلوم است و چنین قیاسی، آسمون به ریسمون دوختن است.
          شما توقع دارید برای هر وضعیتی که در جامعه پیش می آید رهبری مستقیم وارد میدان شوند و صراحتاً موضع گیری بفرمایند، پس وظیفه باقی قوا و عقل و درایت مردم چه میشود.(برای عاقل اشاره کفایت می کند) رهبری یک بار ۲ سال پیش در مقابل قانون شکنی مدعیان تقلب مستقیم ایستاند و از رای مردم صیانت فرمودند و گروه پیروز خودشان را در سایه ایشان پنهان کردند و به جای قدردانی، ساز مخالفت و نافرمانی را در خفا کوک کردند، اخیراًدر سخنانشان دم از ولایت می زنند(نه از ولایت فقیه) در سخنرانیهایشان از سقوط کاپیتالیسم صحبت کردند ولی در عمل در این مملکت ابرسرمایه دارها ساختند. با شعار مقابله با فساد رای گرفتند اما روی دولت های قبلی را در فساد سازمان یافته سفید فرمودند! به نظر شما برای اثبات تزویر این جماعت باید چه اتفاق دیگری در این مملکت رخ بدهد. افسر عزیز جنگ نرم شما حتماً انسان با ذکاوت و درایتی می باشید و به واسطه درایت و ذکاوتتان نباید از مقام معظم رهبری توقع داشته باشید که در وضعیت فعلی جامعه برای مقابله با انحرافات این جماعت شمشیر را از رو ببندند. بازوان ایشان در سپاه و قوای دیگر به اشاره دستی این جماعت را به مرور زمان تضعیف می نمایند. اگر می خواهید بگویید که قوای دیگر و سپاه خودسری می کنند و آقا موضع گیری نمی فرماید و جلوی خودسری آنها را نمی گیرند، بدا به حالتان که یا آقا را به خوبی نمی شناسید یا خود را به کوچه علی چپ زده اید و یا ساده لوح هستید که در هر سه صورت برای سمت افسر جنگ نرم بی لیاقت می باشید.
          در ضمن تاریخ به خوبی قضاوت می کند که چه کسانی به اسلام خیانت کرده اند برای امثال من قضاوت کردن در این مسائل هم زود است و هم در حد و اندازه این حقیر نیست که در مسند قضاوت، چنین قضاوتی در رابطه با یک مجتهد داشته باشم

          • خوب اگر اینجور که شما می گویید باشد، برای خودم و این مملکت متاسفم. چون رهبری بارها تاکید کرده اند، موضع علنی شان با موضع پشت پرده شان یکی است و یکبار قسم جلاله خوردند که والله گناه کبیره کرده است کسی که بگوید حرف علن رهبری چیزی است و حرف واقعی و در خفای رهبری چیزی دیگر است. شما با این حرفتان دارید می گویید که آقا بی خود می گویند که موضع علن و خفای شان یکی نیست و در واقع اینجور است که در ظاهر یک حرف می زنند اما در پشت پرده به سربازانشان اشاره می کنند که دولت را تضعیف کنید. چون آخرین موضعگیری علنی ایشان که ما در مورد دولت سراغ داریم این است که فرمودند شاکله دولت مطلوب است و دیگر اینکه فرمودند یکی کردن حساب فتنه گران ۸۸ با حساب کسانی که در دولت با آنها اختلاف سلیقه وجود دارد، بی انصافی است (نقل مضمون).

          • اگر صلاح نمی‌دانید کامنت را عمومی نکنید ولی لطفاً با ایمیل هم که شده جواب بدهید.

            در پست «زهر باید خورد و انگارید قند» نوشتید و چندوقت پیش در کامنت‌ها هم دوباره تأیید کردید که فکر می‌کنید حمایت خاص رهبر از احمدی‌نژاد برداشته شده و ایشان به حمایت عامی که از هاشمی و خاتمی هم داشتند بسنده می‌کنند. آیا تغییری در آن باورتان حاصل شده؟ اگر هنوز بر آن باور هستید، آیا تناقضی میان حمایت عام از دولت و تضعیف پشت پرده رییس‌جمهور و طرز فکر او قائل‌اید؟ به نظر می‌رسد این نظریهء سلمان همان شیوه برخورد رهبر با دو دولت قبلی هم هست (مبارزه با تجمل‌گرایی و تساهل و تسامح در حین حمایت عام).

            سخنان ایشان طی یک سال اخیر که وجه دفاع از دولت دارند هم همه دوپهلو و قابل تفسیرند. «شاکله دولت» احتمالاً به معنی اکثر وزراست و نه شخص احمدی‌نژاد، عدم «یکی کردن حساب با فتنه‌گران»، کمتر شمردن جرم احمدی‌نژاد و مشایی از موسوی و کروبی‌ست نه تبرئه آنها. خیلی سخنان دیگر نظیر تذکر به ذوالنور، نه نهی از اصل حملات، بلکه نهی از زیاده‌روی‌هایی‌ست که عقلای تکفیری در علن هم می‌گویند مبادا باعث واکنشی از جنس دوم خرداد در حمایت از مشایی شود.

            با این انتخابات به این نتیجه رسیده‌ام که کلیت حملات سال اخیر به احمدی‌نژاد، اگر نه با خواست صریح (هرچند پشت پرده) رهبر، لااقل با رضایت تؤام با سکوت ایشان بوده. اگر استدلالی دارید که این برداشت را نقض می‌کند بسیار ممنون می‌شوم برایم بنویسید.

          • برای این سئوال شما جوابی ندارم. خود من در موضع سئوال هستم. اما این را می دانم که اگر همزمان، رهبری، در پشت پرده چراغ سبز به تضعیف دولت داده باشند و در عین حال بارها و بارها تکرار کنند که رهبر موضع در گوشی ندارد و حرف آشکار و علنش یکی است، حداقل تکلیف امثال بنده، خداحافظی با دنیای سیاست و بی تفاوتی نسبت به چنین عالم مزخرفی است.

      • سلام
        متاسفانه با جو تخریبی که علیه احمدی نژاد راه انداختند و به زعم خود خاکریز ولایت را تخریب و له کردند .اکنون تیرهایشان مستقیم رهبرعزیز را نشانه رفته!چقدر کوته فکر بودند کسانیکه فکر کردند با تخریب احمدی نژاد به ولایت خدمت میکنند. چقدر حضرت آقا درمورد فتنه ۸۸ فرمودند و چقدر در مورد جریان انحرافی!!!!!
        چند بار احمدی نژاد گفت اینها بهانه است میخواهند من را بزنند بعدش نوبت به رهبری میرسه!! اکنون که احمدی نژاد را له کردند فکر میکنند حالا وقتش رسیده که …….!!(با عرض معذرت -حتی حاضر نیستم بهش فکر بکنم))!!
        اگر کوچکترین توهینی الان به مقام عظمای ولابت از سوی ولایتنداران بشود گناه ان متوجه کسانی که با تخریبهای نادرست باعث وقاحت عده ای شدند هم هست!! اخرتی هم هست!!!
        اما مردم ایران همیشه نشان داده اند که پشت سر ولایت تا مرز شهادت هم می روند.مردم ایران سیاستمداران بر اریکه قدرت نیستندهمین مردم کوچه و بازار و دهات و روستاها و مناطق محروم و …هستند که طعم خدمت رسانی را چشیده اند.و قدردان کسانی هستند که به واقع هدفشان فقط و فقط خدمت هست.
        والعاقبه اللمتقین

        • * پاسخ پرسش اولم رو نگرفتم.
          * ما نمی توانیم برای امام تعیین کنیم که چه موقع موضع بگیرند و موضعشان چه باشد.
          * دوست دارم بدونم شما چه کسانی رو مخاطب این سخنان امام خامنه ای می دونید.
          « اگر به نام انقلابیگرى، به نام عدالت‌خواهى، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانى که از لحاظ فکرى با ما مخالفند، اما میدانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شده‌ایم.
          در کشور آراء و عقاید مختلفى وجود دارد. اگر چنانچه یک عنوان مجرمانه‌اى بر یک حرکتى، بر یک حرفى منطبق شود، این عنوان مجرمانه البته قابل تعقیب است؛ دستگاه‌هاى موظف باید تعقیب کنند و میکنند؛ اما اگر عنوان مجرمانه‌اى نباشد، کسى است که نمیخواهد براندازى کند، نمیخواهد خیانت کند، نمیخواهد دستور دشمن را در کشور اجرا کند، اما با سلیقه‌ى سیاسى ما، با مذاق سیاسى ما مخالف است، ما نمیتوانیم امنیت را از او دریغ بداریم، عدالت را دریغ بداریم؛ «و لایجرمنّکم شنئان قوم على الّا تعدلوا» (۳/۵/۹۰)

  13. آقا حامد سلام.
    چند ماهی هست که مطالب وبلاگتون را دنبال می کنم و به نظرم انسان شریف و محترمی هستی.
    من کی گفتم که آقا دو موضع متناقض در خفا و علن دارن منظور من این بود که آقا سیاست برخورد غیر مستقیم را با این جماعت درپیش گرفته اند. فرمایش شما زمانی صحیح است که ایشان در میان مردم و سخنرانیهاشان از دولت طرفداری نمایند اما در خفا سیاست دیگری در پیش گیرند. چنین رویه ای در شان مقام ولایت نیست. در کامنت قبلی هم عرض کردم که العاقل یکفی بالاشاره، به نظر شما میزان حمایت آقا از دولت در جریانی که به قول شما بر علیه این دولت شکل گرفته است (که بانی عمده تمامی این جریانات نهادها و قوایی هستند که در راسشان منصوبین ایشان قرار دارند) تناسبی دارد، قبل از به وجود آمدن این جریانات حمایت آقا در کلام ( می گویم در کلام چون برای همه مردم ملموس است) بسیار بیش از شکل گیری جریان فعلی بر علیه دولت بود. حمایت عملی ایشان را هم بنده اطلاع ندارم اگر شما جایی سراغ دارید بفرمایید تا ما هم استفاده کنیم. در ضمن به مواضع آقا در هر برهه ای باید نگاه همه جانبه داشت و نه تک بعدی. ایشان در راس این نظام تصمیم میگیرند که با توجه به مسائل داخلی و بین المللی چگونه موضع گیری نمایند مسائلی که قطعاً ما به آنها اشراف نداریم.
    فرمایش آقا در رابطه با مساوی نبودن حساب فتنه گران ۸۸ با جریانات دولت هم کاملاً صحیح و منصفانه و عادلانه است. عناصر فتنه ۸۸ به معنا واقعی کلمه شمشیر را بر علیه نظام بستند و به هیچ صراطی مستقیم نبودند و با نظام عناد علنی داشتند . در ضمن اگر لفظ (منصفانه) را تحلیل محتوایی بفرمایید معنی و مفهومی که از آن برداشت می شود (با توجه به هجمه ای که بر علیه دولت تدارک دیده شده است) بسیار رقیق می باشد. اگر این هجمه آنقدر که شما می فرمایید کثیف و مشمئز کننده است حتی می شد لفظ ظالمانه را برای آن استفاده کرد و با مسببین برخورد شدیدتر و آمرانه تر انجام می شد. از شما دوست عزیز هم توقع این است که از مقام معظم رهبری نخواهید که کلیه نظراتشان را در باب سیاست برای همه هجی نمایند و رسماً جار بزنند که این از درایت ولی امر مسلمین به دور است.

    • شما را ارجاع می دهم به بیانات رهبری در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۹۰ در جمع فرماندهان سپاه که تلویحا سپاه را به جدا کردن حساب فتنه گران و براندازان از حساب افرادی که جریان انحرافی محسوب می شوند فراخواندند. اما با وجود این فرمان آشکار رهبری، می بینیم عزمی که در دستگاههای حکومتی برای حذف به اصطلاح منحرفین وجود دارد بسیار بیشتر از عزمی است که برای حذف اصلاح طلبان وجود دارد. دو نتیجه از این قضیه بیشتر نمی شود گرفت: یا حرف ظاهر و باطن رهبری یکی نیست که خودشان با قاطعیت منکر چنین چیزی هستند. یا دستگاههایی چون سپاه، خودسر و در برابر رهبری یاغی هستند. من ترجیح می دهم گزینه دوم را بپذیرم که اگر بخواهم گزینه اول را بپذیرم به معنی خداحافظی ام با عالم سیاست است، به خاطر مزخرف بودن آن.

      • سلام
        من برای انتخاب گزینه از بین دو گزینه فوق یک پیشنهاد دارم. بزودی مقام محترم رهبری باید اعضای مجمع تشخیص را برگزینند. منتظر بمانیم ببینیم ایشان از هر یک از جریانات زیر، چند نفر را برای مجمع انتخاب می کنند:
        ۱- جبهه متحد
        ۲- پایداری
        ۳- حامیان گفتمان احمدی نژاد
        ۴- ایستادگی و صدای ملت
        ۵- تیپ رفسنجانی-ناطق-حسن روحانی
        ۶- اصلاح طلبان باقی مانده در حاکمیت
        ۷- متخصصین بدون برچسب غلیظ سیاسی

        اگر از بین منتخبین ایشان، اکثریت متعلق به کسانی باشند که به قول شما در برابر ایشان یاغی گری می کنند، یعنی یا ایشان با این گروه موافقند و یا از ایشان حساب می برند که در هر دو صورت باید از دنیای کثیف سیاست خداحافظی کرد.

      • سلام
        تصور می کنم گزینه دیگری نیز به جز آن دو گزینه وجود داشته باشد.
        یادم است سالها پیش مقاله ای خواندم که از تیتر آن چنین مضمونی به یادم مانده : «ولایت فقها یا ولایت فقیه؟» ، «شورای رهبری یا رهبری فردی؟»
        در این مقاله نگارنده با بررسی سیره ی رهبری امام خامنه ای مدعی شده بود که اگرچه مجلس خبرگان رای به “شورای رهبری” نداد، اما امام خامنه ای در عمل طوری رفتار می نمایند که گویی “شورای رهبری” در حال حکومت است. (به بیان دیگر ایشان برخلاف امام خمینی نظر مراجع و علما را به حدی در امور کشور لحاظ می نمایند که در عمل شاهد “ولایت فقها” هستیم.)

        ——————————–
        معتقد هستم که شیوه مدیریت امام خامنه ای به گونه ای است که ایشان، جز در اموری که سبب فوت یک مصلحت بزرگ میشود نظر شخصی خود را اعمال نمی کنند.

        گزینه سومی که میتوان در نظر گرفت اینست که چنین شورایی در عمل وجود دارد و رهبری منصوبین خود را در امور غیر مهم تابع نظر آن قرار داده است.
        (فایده اینکار اینست که از یکسو رضایت سایر علما را در پی دارد و از سوی دیگر مسئولیت شرعی بسیاری از امور و تصمیمات، بر عهده تصمیم گیرندگان و مجریان دیگری قرار خواهد گرفت)
        @};-

      • سلام دوست گرامی.
        کلام ایشان در جمع فرماندهان سپاه کاملاً متین و عادلانه است و در کامنت قبلی هم تلویحاً‌ به این شبهه جواب دادم به عنوان مثال در عالم واقع مگر می شود بلاتشبیه برای یک دزد مجازاتی را در نظر گرفت و برای قاتل هم همان مجازات را.اگر قرار بود حساب این دو با هم یکی باشد که الان در خوشبینانه ترین حالت این جماعت در منازلشان حسر خانگی بودند. با چه مبنای عقلایی و منطقی می فرمایید که با منحرفین دولت شدیدتر از فتنه گران سال ۸۸ برخورد شده است. یقین بدانید که اگر بنا به برخورد مستقیم و شدید بود وضعیت فعلی این گونه نبود.
        حامد عزیز در سیاست فی نفسه کیاست و زیرکی مستتر است و شما باید بپذیری که دنیای سیاست دنیای واقعیت است نه دنیای آرمانشهری . بپذیر که حرف ظاهر و باطن رهبری یکی است و ایشان در جایی که نیاز ببینند که بنا به مصلحتی فضا را تلطیف نمایند با اشاراتشان این کار را اجرا می نمایند. در ضمن با منطق جنابعالی چه گونه می توان تضعیف هاشمی در چند سال گذشته را توجیه نمود؟ چرا این قسمت ماجرا را به این نحوه تحلیل نمی فرمایید. مگر آقا در این چند ساله موضع شدیدی بر علیه ایشان داشته اند؟ اما فضا به نحوی هدایت می شود که از ایشان اقتدار قبلی سلب گردد. ایشان نه دیگر رییس مجلس خبرگان هستند نه امام جمعه تهران و نه اقتدار قبلی را دارند اینها را در نظر بگیرید و در کنار آن برخی از فرمایشات معظم له در خصوص شخصیت آقای هاشمی ،احکام قضایی ملایم برای فرزند ایشان و عدم برخورد قاطع با برخی از نزدیکان ایشان را؟ آیا تناقضی در کار می بینید؟‌ اگر ظاهربین باشیم و از سیاست مداران همیشه توقعمان برخورد صریح و مستقیم باشد حتماً جواب بله است. اما اگر روند چند ساله را در نظر بگیریم این تناقض برای ما حل و فصل می شود. اگر قرار بود در همه مسائل ایشان نظر صریح داشته باشند پس تکلیف تاکید ایشان بر بصیرت چه می شود؟

        • پرسیدید: « با چه مبنای عقلایی و منطقی می فرمایید که با منحرفین دولت شدیدتر از فتنه گران سال ۸۸ برخورد شده است. »

          برای یافتن این واقعیت نیازی به تحلیل عقلی نیست. آیت ا… مصباح « جریان انحرافی » را بزررگترین خطر از صدر اسلام می داند؛ در مؤسسه ایشان کتابی چاپ می شود برای اثبات ارتباط « جریان انحرافی » با فراماسونری؛ محسن غرویان، شاگرد آیت ا… مصباح در برنامۀ تلویزیونی زنده « زاویه » در پاسخ مهدی نصیری که پرسیده بود آیا شما نبوده اید که رئیس جمهور را تکفیر کرده اید می گوید: « اگر کسی برای انسان در عرض خدا قائل به خلاقیت باشد، نباید تکفیرش کرد؟»

          اگر منظور شما از « برخورد شدیدتر » برخورد قانونی است که این درخواست همیشگی احمدی نژاد و ماست. ولی اگر منظورتان برخورد خارج از قانون و مخالف فرمان امام خامنه ای است، در پاسخ شما می گویم: « مگر امت مرده باشد! »

          ضمناً، بر اساس جملۀ آخر شما، چرا نمی توان این طور نتیجه گرفت که برای اثبات این که احمدی نژاد هنوز هم از حمایت خاص رهبری برخوردار است، نیاز نیست ایشان صریحاً نظر خود را تکرار کنند، بلکه بصیرت لازم است و البته « العاقل یکفی بالاشاره».

          وای به روزی که امام اشاره به قطع تزویر کنند!

          • جناب افسر جوان جنگ نرم
            سلام علیکم.
            آن طور که شما قضیه را تعریف می کنید ظلم بزرگی در حق آقای احمدی نژاد شده است. ظلمی که از طرف ظالمانی چون ایت ا… مصباح ،سپاه، ‌قوه قضاییه، روزنامه کیهان، و مجلس و امثالهم بر علیه ایشان اعمال می شود. خب تمامی ظالمان نزدیک ترین نهادهای حاکمیتی و اشخاص به رهبر معظم انقلاب می باشند. در مورد اشخاصی مانند آیت ا… مصباح معروف است که ایشان برخی مواضع مقام عظمی ولایت را که بنا بر مصالح حکومتی مستقیم ورود نمی فرمایند،‌ایشان میدان داری و هدایت می کنند و رابطه ایشان با رهبر انقلاب و مورد تایید بودن ایشان اظهرمن الشمس است. با قبول فرض شما مبنی بر مظلوم واقع شدن آقای احمدی نژاد به نظرتان رفتار امام خامنه ای در مقابل ظالمین کمی معتدل نمی باشد. به نظرتان این همه ملاطفت با این قوم ظالم، ایشان را زبانم لال از عدالت که لازمه حاکم اسلامی است خارج نمی کند. نفرمایید که آقا اقتدار برخورد با اینان را ندارند که در این صورت بحث ما بی فایده است. بی شک از مهمترین توانایی آقای احمدی نژاد توانایی ایشان در جنگ روانی و هدایت افکر مخاطب به مسئل حاشیه ای با چرب زبانی و ادبیات انقلابی شعارگونه می باشد. ایشان با علم به این که می دانند فعلاً بنا بر مصالحی در حاکمیت تصمیمی برای برخورد قانونی شدید وجود ندارد دم از برخورد قانونی میزنند تا در ذهن مخاطب تناقض ایجاد کرده و به قول معروف توپ را در زمین دیگران بیندازند، ولی اگر چنین احساسی بفرمایند کابینه شان هم خط قرمز می شود.

    • سلام
      یه سوال آیا تا به حال رهبری کلمه جریان انحرافی یا جمله ای که معنی منحرف شدن دولت بده بیان کردند؟ اگه جوابتون آره هست بگید کجا اگه که نگفتند پس چرا جلوتر از رهبری حرکت میکنید و سخنان و رفتار رهبری را تفسیر به رای میکنید و در اینجا کسانی که داعیه ولایت مدارایی دارند و به دولت حمله میکنند خودشون از خط رهبری منحرف شدند؟
      چرا باید ما از سخنان رهبری کد بیاریم که دولت منحرف نشده،شما از سخنان رهبری کد بیارین که دولت منحرف شده اگه هم نتونستید پس شما از خط رهبری منحرف شدید و خودرای

      • علیکم السلام

        * از سخن شما این طور بداشت می کنم که آن کسی به آقا نزدیک است که منسوب و یا منصوب ایشان باشد. ولی این حقیر ایشان را نائب امام زمان می داند و آن کسی را به ایشان نزدیک می داند که امام زمانی باشد.

        * میزان حال افراد است. چه طور می توان ادعای نزدیکی به امام جامعه کرد و، با وجود تصریح ایشان به این که « دست‌اندرکاران و مردم از صراط مستقیم و هدفهاى اصلى منحرف نشده‌اند»، انحرافی را هشدار داد که « بزرگترین خطر از صدر اسلام » است.
        * ظلمی که به احمدی نژاد می شود دادخواهش خداست، مگر آنجا که رأی مردم تهدید شود. تهدید رأی مردم خط قرمز امام خامنه ای ( در مقام امام امت ) و احمدی نژاد ( در جایگاه منتخب امت برای اجرای دستورات امام، با تنفیذ ایشان ) است.

        در عنایت و لطف رهبری همین بس که احمدی نژاد، به پشتوانۀ رأی مردم، با افراد و ساختارهای منحرف از آرمان های انقلاب مبارزه می کند و همچنان « رئیس جمهور » باقی مانده است.

        * آن چیزی را که « ادبیات انقلابی شعارگونه » می خوانید رهبری « شعارهای اول انقلاب » می دانند. اگر منظورتان از توانایی احمدی نژاد در جنگ نرم این است که احمدی نژاد با این توانایی ها توانسته در مردم نفوذ کند، آقا از ۹ دی امسال چند بار تأکید کرده اند که « دل های مردم دست خداست، مردم را خدای متعال به صحنه می آورد. »

  14. سلام

    لطف کنید این قضیه کاهش حدود ۲ میلیون نفری واجدین شرایط رای در استان تهران و البرز را نسبت به انتخابات دو سال پیش بررسی کنید

    • دوست گرامی خودت وزدی به اون راه یا اساسا تو اون راهی!!
      انتخاب ۸۸ یه فضای دوقطبی وتضاد شدیدی شکل گرفته بود بین “طرفداران عدالت وتوحیدو ولایت وعزت اسلامی ایرانی”و جریان وا دادگی به سمت غربی شدن! ومشخصه که حضور در این فضا حداکثریه.

    • این قضیه را فکر کنم کمانگیر اول مطرح کرد، گویا زود ماشین حساب به دست گرفته بود و وسط شمارش آراء که هنوز آراء تا ان لحظه شمارش شده توسط وزیر کشور اعلام شده را ضرب و تقسیم کرده بود و بعد از چند ده ساعت با آمار شرکت کننده ها تطبیق داده بود و چند درصدی کم اورده بود که در فیسبوکش متوجهش کردند گویا!!

  15. سلام
    این جمله شما خیلی قابل توجه است:
    “می بینیم عزمی که در دستگاههای حکومتی برای حذف به اصطلاح منحرفین وجود دارد بسیار بیشتر از عزمی است که برای حذف اصلاح طلبان وجود دارد.”

    یعنی جریاناتی که منصوبین رهبری منجمله سپاه و شریعتمداری هم جزو آنها هستند روزی عزم حذف اصلاح طلبان و خاتمی ۲۰ میلیونی را داشتند و امروز عزم حذف به اصطلاح منحرفین و احمدی نژادی “۲۴٫۵” میلیونی را دارند. ظاهرا برای این گروه رای مردم ارزشی ندارد.

    من البته خسته نمی شوم که برای nامین بار بگویم که همین جریانات در خرداد ۸۸ تمام قد از احمدی نژاد حمایت کردند.

  16. سلام حامد عزیز
    فکر می کنید چرا رهبری خواستند که تمام لیست تهران پر بکنیم؟
    به نظر من الان که از ۳۰ نفر ۲۵ تای اون به دور دوم کشید میشه فهمید که چرا خواستند لیست کامل پر بشه
    نظر شما چیه؟

  17. سرمقاله فردای روزنامه رسالت را بخوانید،درباره بحران محبوبیت دکتر خزعبلات نوشته
    آخه یکی نیست بهش بگه بی شعور تو که فاصله رأی ۷۲۸ تایی خواهر رئیس جمهور با نفر اول را اختلاف رأی فاحش میدونی دیگه چی میگی،تازه اگه انتخابات گرمسار ابطال نشه،بله اگر به قول خودشون ۶۰۰ نفر از جریان موهوم انحرافی ردصلاحیت نمیشدند و با تابلو حمایت از دولت و عکس دکتر احمدی نژاد فرصت تبلیغات داشتند بهشون میگفتیم محبوبیت یعنی چه
    http://www.resalat-news.com/Fa/?code=94625

  18. من به نظرم تیم مصباح از دکتر سوءاستفاده کرد و از اول با نقشه پشت دکتر قرار گرفت و وقتی دکتر این موضوع رو فهمید اونها شروع کردند به اراجیف و انحراف و …
    و اون نقشه این بود که تیم مصباح به کسی نیاز داشت تا بتونه هاشمی که بین روحانیت بعد از آقا از نظر سیاسی و مذهبی نفر دوم بود رو به زیر بکشه و چون خودشان وجود این کار را نداشتند از دکتر استفاده کردند و این حمایت از دکتر ادامه داشت تا دقیقا بعد از به زیر کشیده شدن هاشمی،حال آنکه اینها اگر به قول خودشان از اول پی به انحراف دکتر و اطرافیان وی برده بودند میتوانستند زودتر از اینها و قبل از دور دوم دکتر این انحرافات را به دکتر بچسبانند و اتفاقا آتو هم داشتند،از جمله مجلس رقص ترکیه که میگفتند مشایی در آنجا بود یا قضیه رفتن بانوان به ورزشگاه یا قضیه الحاق حج و زیارت به گردشگری و مهمتر از همه بحث مردم اسرائیل که مشایی گفت،چرا آن موقع اینها را بهانه نکردند و جدی نگرفتند و راحت از کنارش رد شدند،زیرا هنوز به هدفشان که حذف هاشمی بود نرسیده بودند ولی بعد از مناظره ها و دور دوم دکتر و به حاشیه رفتن هاشمی با اولین جرقه که قضیه معاون اولی مشایی بود جریان عبور از دکتر شکل گرفت و با قضیه وزارت اطلاعات جریان حذف احمدی نژاد و حامیان و گفتمانش به شدت هرچه تمام تر شکل گرفت(البته در هر دو مورد هم عوامل خودشان باعث این قضایا شدند،از علنی کردن نامه محرمانه آقا به دکتر در مورد مشایی در مورد اول،و برکناری جلوه دادن استعفای مصلحی و تکفیر رئیس جمهور و منتشر کردن زودهنگام نامه رهبری خطاب به مصلحی که قرار بود چند روز بعد منتشر شود،طوری برنامه ریزی کردند که حکم حکومتی است و خطاب به دکتر نوشته شده)آنها به هدف خود رسیده بودند احمدی نژاد هاشمی را حذف کرده بود و حالا نوبت خود دکتر بود،از آن زمان به بعد بولد کردن همه حرکات و گفتار و نظریات مصباح اوج گرفت،بالآخره با حذف هاشمی باید یک نفر جای او را به عنوان نفر دوم بعد از رهبری از نظر سیاسی و مذهبی در میان روحانیت بگیرد و آن کسی نبود جز مصباح
    …واقعا این کارها برای چیست؟!

    • سلام
      به نظر حقیر مصباحیون فقط موج سواری کردن اینکه بگیم با قصد و نیت و طراحی قبلی اینکار کردن جور درنمیاد باید دید توپخانه رسانه ای از کجا پر میشد و گرا میگرفت اون موقع میشه فهمید طراح اصلی کی بوده

    • سلام
      لطفا در مورد حرف هایی که در مورد مصباح می زنید یادتان نرودکه مولایتان در مورد ایشان چه فرموده اند.

      • مولای آقا حامد معصوم که نیست. فکر می کنم گفته اند فلانی عمار است. خوب نگفته که معصوم است. یا نگفته که هرچه گفت از دهان من گفته.

    • سلام مهدی
      با لابی های گسترده رقابت اصلی بین حداد و لاریجانیه، احتمالا با توجه به ترکیب احتمال زیاد حدادعادل ریئس میشه که این به نظر من بهتره چون سابقه حداد در ریاست مجلس بهتر از لاریجانی بوده

      • به نظر من هم حداد بهتره،چون اصولا آقاتهرانی آرام و مأخوذ به حیاست و بعدا در اداره مجلس دچار مشکل میشه

  19. سلام
    قضیه سوال از رئیس جمهور چی شد . قرار بود این هفته انجام شه . خبری ازش نیست . چرا همه سکوت کرده اند . بی صبرانه منتظر سوال هستم .علی الخصو ص که ۲۵ تا از تهرانی ها کشیدن دور دوم .
    چرا خبری نیست. هیچ کس هیچ خبری نداره

  20. سلام به نظرم شعر بگذارید بهتر می شود بحث سیاسی کرد.
    تفسیر خودم رو از شعر عرض می کنم
    خانه خالی : مجلس نهم
    آدم برفی : اقتدار گراهایی که در انتخابات مجلس شکست سختی خوردند و در دوم خواهند خورد ( نمونه اش معاون حقوقی سپاه در مجلس) ایهام شعر در اینجا آب شدن اقتدار گرایان در تنور حامیان دولت است.
    کلاه : اکبر هاشمی رفسنجانی و اذنابش
    شال گردن : بقایای جبهه متحد در دور دوم
    هویج سبز : شاید ذوالنور باشد یا هم بعضی تندروهای حلقه موسسه شاید هم بعضی نهادهای انقلابی مداخله گر در انتخابات
    سردی فضای خانه : ناشی از رد صلاحیت های شورای نگهبان مر حامیان دولت را در انتخابات
    یادگاری : محمود احمدی نژاد که هیچ جا نیست همه جا هست. در قلب حامیانش هست و در ظاهر رد صلاحیت شده اند ولی در باطن کلی احمدی نژادی در مجلس نهم داریم.
    در کل شعر می گوید احمدی نژآدیسم هنوز ادامه دارد و اقتدارگرایان کور خوانده اند این تو بمیری از ان تو بمیری ها نیست و نمی توانند قالیباف را رئیس جمهور کنند. >:)

  21. در ادامه بحث تناقضاتی که حداقل در نظر ما از گفتار و رفتار رهبری است، به همین انتخابات اشاره می کنم؛
    طرح موضوع لیست مختلط در روزنامه کیهان و انتشار گسترده لیستی تلفیقی با نام “اصولگرایان اصلح” که با اتکا به بودجه ای هنگفت – بخوانید بودجه بیت المال مسلمین- صورت گرفت، توسط فعالان رسانه ای حزب اللهی به بسیج و سپاه انتساب یافت. (رجانیوز و وبلاگ حسن روزی طلب و دژاکام را ببینید) حال در یک طرف نهی – امام و- رهبری از ورود بسیج و نیروهای نظامی به منازعات سیاسی وجود دارد و در طرف دیگر ارایه لیست در قالبی ناجوانمردانه و به تعبیری مرده خوری کثیف با استفاده از بیت المال وجود دارد.
    حال این مساله تناقض در گفتار و رفتار نیست؟

    • به نظر من، همانطور که می شود حساب صدا و سیما را از رهبری جدا کرد و همانطور که سالهای سال است، بچه های حزب اللهی شدیدترین انتقادها را از صدا و سیما می کنند و در عین حال نه ضد انقلاب محسوب می شوند، نه ضد ولایت فقیه، همانطور هم می شود و باید، از تشکیلاتی مثل سپاه پاسداران، بدون رو دربایستی و البته منصفانه انتقاد کرد، بدون اینکه ضد انقلاب یا ضد ولایت فقیه محسوب شد. اصلا نمی توانم بفهمم چطور انتقاد از تشکیلات تحت نظر رهبری مثل صدا و سیما و بعضا قوه قضاییه، ضدیت با رهبری محسوب نمی شود، اما انتقاد از سپاه که انحراف در آن، به مراتب خطرناکتر و حساس تر است، تابو محسوب می شود. این تابو باید شکسته شود، بدون اینکه حرمت ولی فقیه از بین برود.

      • بحث من، انتقاد ما از سپاه نیست؛ بحث من نظارت رهبری بر این ارگان و تناقض نمایی در رفتار و گفتار ایشان است.
        ورود مستقیم و غیرجوانمردانه این ارگان به انتخابات و منازعات جناحی و هزینه از بیت المال، بسیار گسترده و علنی بوده است.
        حال با توجه به گسترده و علنی بودن ایم مساله، مطمینا رهبری اطلاع داشته است؛ و از اینکه می دانیم مشابه این رفتارها در آینده هم اتفاق می افتد، متوجه می شویم که شخص رهبری راضی به این امر بوده است، والا توبیخ و منعی در کار می بود.
        حال با توجه به سخنان مکرر در نهی ورود بسیج به عرصه سیاسی بازی، این، تناقض در گفتار و رفتار نیست؟؟

  22. بابا خیلی ها تو سر صندوق تازه میپرسن “حالا به کی رأی بدیم”
    بعضیها میگفتن به همون نماینده های قبلی رأی بدیم لااقل تجربه شون بیشتره!
    میشه یادآوری کرد که اینا همونایی هستن که حقوق مادام العمر تصویب کردن یا همونایی که دانشگاه آزاد رو وقف کردن!
    اگه یه کم فعالبت درون شهریمون بیشتر بشه شاید دور دوم نتیجه بهتر بشه.
    آخ فقط مطهری نره!

  23. با برسی آرای تهران میشه اینگونه تحلیل کرد
    ۱٫ حداکثر پایگاه سبز دینی در تهران با نماینده شاخص علی مطهری ۴۴۶،۱۵۸ رای
    ۲٫ پایگاه اصولگرایان سنتی در تهران با نماینده شاخص علی رضا زاکانی(سخنگو ) ۳۹۹،۱۹۹ رای
    ۳ پایگاه اصولگرایان وابسته به آیت الله مصباح یزدی با نماینده شاخص قاسم روانبخش (رییس دفتر) با ۲۸۶،۱۵۲ رای
    با مقایسه این آرا با انتخابات ریاست جمهوری میشه نتیجه گرفت :
    میزان آرای احمدی نژاد در سال ۸۸در تهران ۱۸۰۹۰۰۰ نفر بود که با کسر آن از موارد ۲ و ۳ تعداد احمدی های غیر اصولگرا در تهران حدودا ۱۲۰۰۰۰۰ نفر بوده است
    میزان آرا موسوی در سال ۸۸ در تهران ۲۱۶۶۰۰۰ نفر بوده است که با کسر آن از آرای سبز دینی (مطهری) در تهران حدودد ۱۷۲۰۰۰۰ نفر سبز سکولار به موسوی رای داده است
    در ضمن میزان واجدین شرایط در تهران در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ تعداد ۶۴۰۳۰۰۰ نفر بوده است که اگر آنرا ثابت فرض کنیم و تعداد آرای ماخوذه در انتخابات مجلس بنابر آمار سایت فارس ۲۳۳۵۱۲۴ نفر را بر آن تقسیم کنیم حد اکثر (بدون محاسبه افزایش واجدین شرایط در طی دو سال) میزان واقعی مشارکت مجلس در تهران ۳۶% بوده است

    • آمار واجدان شرایط تهران در سال ۱۳۸۸ که بنده در وبلاگم بر اساس آنها یادداشتی نوشته بودم نیاز به بازبینی و دقت دوباره دارد. چرا که در سال ۱۳۸۸،‌ حوزه های تهران،‌ ری، شمیرانات و اسلامشهر، چهار حوزه جداگانه بوده اند و در انتخابات مجلس، این حوزه ها یکی هستند. راستش را بخواهید نمی دانم آن آماری که در وبلاگم داده ام برای هر چهار حوزه با هم بوده است یا فقط برای تهران یا برای سه حوزه «تهران، ری و شمیرانات». ولی اگر فقط برای تهران بوده است، میزان مشارکت همین ۳۶ درصدی است که شما می گویید.

      • اتفاقا من همین آمار رو از نوشته شما گرفتم در وسط های نوشته بهو به ذهنم اومد که نکنه این آمار مال استان تهران باشه وقتی به نوشته مراجعه کردم دیدم شما تاکید بر شهر تهران داشتید در صورت استان بودن حق با شماست

        • نه. تو اون مطلب، هرچیز که هست، تاکید من بر استان تهران نبوده است. یعنی شهرهایی مثل «ورامین» یا «دماوند» یا «رباط کریم» را شامل نمی شده است. تاکید بر شهر تهران بوده است. منتها برای خودم مبهم است که منظور از شهر تهران، خود «تهران» است، یا «تهران، ری و شمیرانات»؟ و به طور حتم، اسلامشهر را شامل نمی شده است. اما همانطور که می دانید در انتخابات مجلس، «تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر»، یک حوزه اند.

          • یک نکته: آماری که در آن یادداشت آورده ام، احتمالا با استفاده از سخنان براتلو، دبیر ستاد انتخابات استان تهران در زمستان ۱۳۸۶ بوده است. در مورد سخنان ایشان، چند حالت را می توان در نظر گرفت:
            ۱- با توجه به اینکه فرمانداری تهران، از فرمانداری ری و فرمانداری شمیرانات جدا است، منظور از شهر تهران در ادبیات ایشان، تهران، سوای ری و شمیرانات بوده است. پس با توجه به اینکه در انتخابات مجلس، حوزه شهر ری، شمیرانات و اسلامشهر با تهران یکی است، با فرض درست بودن رقمی که براتلو ارائه داده است، باید جمعیت واجدان شرایط ری، شمیرانات و اسلامشهر را به آمار براتلو اضافه کنیم. در این صورت، مشارکت در حوزه «تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر» به مراتب از ۴۸ درصد کمتر می شود. حتی از ۳۶ در صد محاسبه شده توسط شما هم کمتر می شود.
            ۲- منظور ایشان از تهران، حوزه تحت مدیریت شهرداری تهران است که شامل «تهران، ری و بخشهایی از شمیرانات» می شود. در این صورت فقط باید جمعیت واجدان شرایط اسلامشهر و بخشهایی از شمیرانات را به آمار براتلو اضافه کنیم که در این صورت باز هم در صد مشارکت در حوزه «تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر»، رقمی کمتر از ۳۶ در صد شما است. منتها از درصد بند قبلی بیشتر است.
            ۳- منظور ایشان از تهران، «تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر» بوده است که بعید است. چون در انتخابات رئیس جمهوری به هیچ وجه اسلامشهر را با تهران یکی حساب نمی کنند. تازه در این صورت، آمار رای دهندگان در تهران ۳۶ در صد می شود.
            به هر حال چیزی که از این سه گزینه با فرض صحت آمار براتلو می توان نتیجه گرفت این است که مشارکت در تهران زیر ۳۶ در صد بوده است. به خصوص اگر آمار رشد جمعیت در چهار سال گذشته را هم در نظر بگیریم. البته این درصد با فرضِ صحتِ آمار براتلو است. ممکن است آمار براتلو در سال ۱۳۸۶اشتباه بوده باشد.
            خوشبختانه یا متاسفانه حافظه سیاسی خوبی دارم. آمار دادنهای از روی ذوق زدگی، بی سابقه نیست. دو انتخابات گذشته مجلس را خوب به خاطر می آورم. در هر دو انتخابات گذشته در ابتدا و در بخش های خبری، در صد مشارکت در کشور چیزی حدود ۶۰ الی ۶۵ در صد اعلام می شد ولی آبها که از آسیاب می افتاد، این مشارکت برای هر دو دوره، ۵۱ درصد اعلام شد. در مورد انتخابات فعلی هم، محتمل است همان ذوق زدگی و جو زدگی، لااقل در مورد تهران، تکرار شده باشد. مهم این است که خود مسئولان کشور، به آمارِ واقعی واقف باشند و خودشان را گول نزنند. خوش خیالی، از آفات مملکت داری است.

      • آقای دلسوخته سبزهای سکولار باید اول از همه افراد هتاک و بی ادب و بی منطق ( که متاسفانه بسیاری از هموطنانی که مدت طولانی از کشور خارج شده اند بعلت شرایط سخت زندگی در غربت که بر آنها تحمیل شده است علی رغم اینکه واجد این خصایص اند نه تنها در حاشیه نمانده اند فرمان رهبری سبز سکولار را هم به دست گرفته اند) بعدش ما احمدی نژادی ها باید بخاطر رفتار بعضا نا عادلانه و غیر منصفانه ای که در دو سال گشته با شما صورت گرفت باهاتون همدلی و همدردی بکنیم ( کار بیشتری از دستمون بر نمیاد) بعدش با همدیگه متحد بشیم برای بازپسگیری ایران و ساختن آن آخر سر هم خودمون رو حلوا حلوا میکنیم

        • من نمی دونم جمعیت اسلامشهر حدودا چه میزان است ولی گمان میکنم اگر هم در آن عدد اسلامشهر لحاظ شده باشد با توجه به اینکه من در محاسبه خود افزایش تعداد واجدین شرایط طی این دو و نیم سال را به حساب نیاورده ام لذا تغییر آنچنانی در میزان مشارکت ۳۶% صورت نمی پذیرد ( فکر نکنم تعداد واجدین شرایط در اسلامشهر از حدود ۳۰۰۰۰۰ نفر بیشتر بوده باشد)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<