تحمل کن تهران!

تهران، دهه 1360، اعزام بسیجیان به جبهه های دفاع مقدس، عکاس امیرعلی جوادیان

تهران، دهه ۱۳۶۰، اعزام بسیجیان به جبهه های دفاع مقدس، عکاس امیرعلی جوادیان

مگر نه اینکه «یسبح لله ما فی السماوات و مافی الارض»؟ (سوره جمعه، آیه ۱) و مگر نه اینکه «الم تر ان الله یسجد له من فی السماوات و من فی الارض و الشمس و القمر و النجوم و الجبال و الشجر و الدواب و کثیر من الناس»؟ (سوره حج، آیه ۳)
آی تهران! زیاد بد تو را می گویند و می گوییم. اما تو هم جزو آنهایی هستی که تسبیح خدا را می گویی و بر او سجده می کنی. در میان تمام مخلوقات خدا، فقط ما انسانها هستیم که ممکن است تسبیح خدا را نگوییم و سجده اش نکنیم. و ای خاک تهران، حالا که تو هم اهل تسبیحِ خدایی و بر «الله» سجده می گذاری، روشن است که دلت سخت برای ایام اللهی که به عمرت دیده ای، تنگ می شود و ظلمها و گناهانی را که بر روی تو صورت می گیرند بی سر و صدا تحمل می کنی.
تهران صبور و دلتنگ! خیالاتی شده ام. پس از سالها دوباره خیال برم داشته است که قرار است از دلتنگی در آیی. پس تحمل کن و صبور باش!
———
لینک روزانه:
مظلومیت یک ملت انقلابی (دوست عزیزم احمد ذوعلم)
یعنی من قربان شما بشم، کوچولوهای نازنین
و به خصوص قربون شما کوچولوی نازنین بشم که صحنه شهادت پدرت رو به چشم دیدی

61 دیدگاه در “تحمل کن تهران!

  1. با سلام و عرض پوزش از کامنت ظاهرا غیرمرتبط با موضوع پست. البته وقتی به یاد صداقت بسیجیان دهه ۶۰ در جبهه ها می افتم، فکر می کنم این کامنت چندان بی ربط هم نیست.
    آقای نجاروزیر کشور و مسئول برگزار کننده انتخابات در روز شنبه مصاحبه‌ای کرد و میزان مشارکت مردم در انتخابات را ۶۴.۲ درصد اعلام کرد که البته با رقم اعلامی کل تعداد رای دهندگان (که از روی ته برگ ها در آخر شب ۱۲ اسفند هم قابل محاسبه است) در این مصاحبه تقسیم بر تعداد کل واجدین شرایط رای دادن (یعنی ۵۴ درصد) همخوانی نداشت.

    انتظار می رفت ایشان در پی اصلاح این مصاحبه و گاف فاحش سیاسی که داده بودند برآیند ولی امروز دوشنبه در مصاحبه‌ای که با تیتر:” افزایش ۱۱ درصدی مشارکت مردم در انتخابات نهم ” در پورتال وزارت کشور انتشار یافته است، براین گاف افزوده اند! دقت کنید در این خبرآمده است :” مصطفی محمد نجار گفت : میزان مشارکت واجدان شرایط رای دادن در نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی نسبت به دوره هشتم ،‌۱۱ درصد رشد داشته است. ” و درادامه خبر آمده :” مصطفی محمدنجار وزیر کشور در نشستی مطبوعاتی در خصوص آخرین نتایج انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی میزان مشارکت مردم در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را ۶۴ درصد عنوان کرد .” ایشان در مصاحبه قبلی این رقم را ۶۴.۲ درصد اعلام کرده بود که اگر از دقت ریاضی دو دهم درصد قبلی هم بگذریم بازهم این رقم با ادعای ۱۱ درصد افزایشی که در ابتدای خبر نسبت به میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس هشتم نمی خواند.

    برپایه آماری که بازهم در پورتال وزارت کشور منتشر شده است رقم میزان مشارکت در انتخابات مجلس هشتم برابر ۵۵.۴ در صد بوده است که اگر با ۱۱ درصد ادعای افزایش جمع کنیم می شود ۶۶.۴ درصد و نه ۶۴ درصد! به همین سادگی ملاحظه می شود که چقدر بی‌دقتی و دستپاچگی در اعلام این اعداد و ارقام آنهم توسط وزیر کشور است که لابد باید دلائلی غیر از ندانستن ریاضی و انجام چهارعمل اصلی داشته باشد.

    جالب اینکه این بار جناب وزیر دیگر رقم کل آراء ماخوذه در کشور را برخلاف مصاحبه قبلی اعلام نکرده است اما اگر برپایه گفته ایشان تعداد واجدین شرایط رای دادن را ۴۸۲۸۸۷۹۹ نفر باشد میزان مشارکت ۶۶.۴ درصدی می شود برابر ۳۲۰۶۳۷۶۲ رای دهنده، و میزان ۶۴ درصدی می شود برابر ۳۰۹۰۴۸۳۱ رای دهنده، و ایندو یک تفاوت مختصر درحد ۱۱۵۸۹۳۱ رای دهنده که تا کنون البته هیچیک از این رقم‌ها اعلام نشده است و لابد بازهم اعلام دقیق این رقم‌ها و تفاوتی در حد بیش از یک میلیون کم و زیاد شدن رای دهنده در انتخاباتی به این پرشوری برای زدن سیلی بگوش دیگران مهم نیست.

    با توجه به تجربه انتخابات ریاست جمهوری دهم و آنچه آمد باید تاکید کرد با اینهمه اشکال و ابهام که در آمار اعلامی وجود دارد تا زمانی که یک نهاد مستقل از حاکمیت نتواند بر انجام انتخابات نظارت کند هیچگونه اعتمادی به این آمارهای پرابهام نمی توان داشت، و براستی اگر حاکمیت بدرستی اعمال خود و تحقق چنین مشارکتی باور دارد چرا از اعمال نظارت توسط یک نهاد مستقل داخلی وحشت دارد؟ و حتی از دولت‌های دوستی مثل ترکیه و مالزی برای نظارت دعوت نمی کند؟ آیا شهادت ناظران این دولتها بر انجام چنین انتخابات و مشارکتی نمی توانست خود بهترین سند برای سیلی زدن بگوش اصلاح طلبان و مخالفان و استکبار جهانی و آمریکا باشد؟

    فارغ از آنچه آمد امیداست نهادهای اجرایی و نظارتی آمار حقیقی تعداد واجدین شرایط رای دادن و رای دهنده‌ها را به رهبری بدهند تا ایشان لااقل در شناخت واقعیت امروز جامعه دچار اشتباه نشوند هرچند مواضع علنی ایشان می تواند بگونه‌ای دیگر باشد. البته بد نیست حاکمیت درپی انجام این انتخابات و تبلیغات پرشدتی که در باره میزان مشارکت اعلامی انجام شده است دست به یک نظرسنجی راجع به احساس عمومی مردم بزند با سئوالاتی از اینگونه : آیا این انتخابات را آزاد و رقابتی می دانند؟ آیا میزان مشارکت مردمی در آن بالا و در حد ارقام اعلامی است؟ آیا از نتایج اعلامی احساس رضایت می کنند؟ آیا تخلف و تقلبی در انتخابات نشده است؟ آیا…

    • خجالت نمی‌کشید که روز روشن دروغ می‌گوئید؟ مشارکت مردم در انتخابات بیش از ۳۰ میلیون بوده که در روزنامۀ ایران شنبه با تیتر درشت چاپ شده است. ببینید:
      http://www.iran-newspaper.com/1390/12/13/Iran/5024/Page/1/index.htm
      از حامد عزیز تعجب می‌کنم که این اتهامات که از یک سایت هتاک سبز کپی شده در وبلاگش منتشر کرده است. آیا ما باید به انتشار دروغ و تهمت و فریب کمک کنیم؟

      • حسین جان من بنا رو بر این گذاشتم که هر کامنتی رو که توش هتاکی نباشه، برای نمایش تایید کنم. وقتی کسانی مثل شما می توانند جواب شبهات را بدهند، می دهند دیگر. بحث بشه بهتره تا اینکه اصلا بحثی مطرح نشه.

      • اتفاقا همین مطلب هم بر ابهام ها اضافه می‌کند. گویا حضرت عالی‌ خودتان هم با دقت مطلب را مطالعه نکرده اید. در خبر آماده:
        “براساس اخبار دریافتی تا لحظه تنظیم این خبر (ساعت ۲۱ جمعه)
        و با توجه به مشارکت بیش از ۶۲ درصدی، میزان حضور مردم در کل کشور از رقم ۳۰ میلیون نفر گذشت”
        همانطور که می‌بینید، روزنامه ایران تعداد شرکت کنندگان را با توجه به درصد مشارکت محاسبه کرده به جای اینکه درصد مشارکت را از روی تعداد شرکت کنندگان محاسبه کند. این یعنی‌ سرنا را از سر گشاد زدن. مهمتر اینکه آمار مربوط به فرهنگیان و پلیس و خبرنگار و … داده شده ولی در کل خبر هیچ عددی از تعداد شرکت کنندگان ارائه نشده است.
        البته با توجه به واکنش حضرتعالی باید گفت روزنامه ایران در طفره رفتن از اعلام آمار موفق بوده، دستکم در مورد شما!

        • به این‌که «چرا آمار آرای شمرده شده تا ساعت ۲ بعدازظهر را به عنوان کل آمار مشارکت جا زده‌اید»؟ پاسخ ندادید. بنابراین باز هم باید بپرسم: چرا در روز روشن دروغ می‌گوئید؟
          جمع و تفریق‌های ناشیانه ضد انقلاب و عوامل داخلی‌اش برای مخدوش کردن حماسه ۱۲ اسفند/ آب را بریزید همان‌جا که می‌سوزد!

          • حسین جان ولی قبول کن که اگر آمار سابقی که براتلو داده است درست باشد، میزان مشارکت در تهران، حداقل ۱۲ در صد بیشتر از آمار واقعی اعلام شده است.

          • من هیچ آماری ارائه نکرده ام. این شما هستید که برای ارائه آمار به روزنامه ایران ارجاع دادید. حرف من این است که این خبر روزنامه ایران خودش مبهم است. تمام سوال من از شما این است: چرا آمار شرکت کنندگان در انتخابات از روی درصد مشارکت محاسبه شده؟
            خود من سایت وزارت کشور را زیر و رو کردم. البته روز انتخابات و یکی‌ دو روز بعد دسترسی‌ به سایت از محل زندگی‌ من مقدور نبود (فعلا خارج ایران هستم) در این سایت هیچ چیز پیدا نشد و این به نظرم احمقانه است. نکته جالب اینکه سایتهای اصولگرایان هم آمار متضاد میدادند. در هر صورت من فقط از ابهام شخصی‌ صحبت می‌کنم.

            نکته دیگر اینکه این لینک هم هیچ ابهامی را برطرف نمیکند.

    • شاید به توضیح بیشتری نیاز باشد: دروغ‌گویان این حرف وزیر کشور که آراء شمرده شده در یک برهه ۲۶ میلیون بوده را گرفته‌اند و گفته‌اند مشارکت می‌شود ۵۴ درصد! بعد هم اخبار مرتبط با کل آراء داده شده که از تعرفه‌های مصرف شده و آمار افراد رأی دادۀ ثبت شده به دست آمده است را سانسور می‌کنند که بیش از ۳۰ میلیون بوده است.
      وقاحت این مدعیان اخلاق واقعاً مثال زدنی است و روی سنگ پای قزوین را سفید کرده است.

      • برادر حسین
        مطالب یک سایت هتاک سبز که اینقدر عصبانیت ندارد. تعداد افراد شرکت کننده در انتخابات با شمارش ته برگ ها قابل تعیین است و این عدد را ساعت ۸ صبح روز شنبه هم می توانستند با دقت ۱۰۰ درصد اعلام کنند. خوب وقتی این کار نمی کنند من چه باید بکنم؟ وقتی در انتخابات مجلس ششم، حدود ۶۰۰-۷۰۰ هزار رای (حدود یک چهارم آرا) باطل می شود؛ بدیهی است که احتمال خظایی در حد تفاوت ۵۴ و ۶۴ درصد در جمهوری اسلامی خیلی چیز عجیبی نیست.

  2. خوانندگان گرامی، فراموش کردم بگویم که کامنت قبلی (که در ۱۶ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۱:۵۲) گذاشته شد را من ننوشته ام (به جز پاراگراف اولش طبعا) ولی به نظرم جالب آمد. نام نویسنده اش هم مهم نیست، مهم “ماقال” است و نه “من قال”.

  3. سلام
    … به این فکر می کنم حالا که در شرف جنگیم، با وجود تمام این اگاهی های سیاسی اجتماعی بزودی باید به این سوال پاسخ دهیم : آیا ما حاضر هستیم به خاطر این نظام، مملکت، انقلاب یا جمهوری اسلامی با تمام ضعف ها، خبط و خطاهایش جان فدا کنیم یا این آگاهی ها توجیهی می شود برای خالی کردن میدان … :?

  4. حال که صحبت از کامنت بی ربط شد اجازه می خواهم انتصاب آقای مرتضوی به سمت جدیدشان را به شما مردان عدالت دوست حامی دولت تبرک بگویم.
    امید که عدالت پروری رئیس جمهور چراغ راه همه شما باشد.
    >:)

    • اگر این خبر تایید شود، بنده به شخصه متاسفم. حتی اگر اتهامات قاضی مرتضوی ثابت نشده باشد و فقط در حد حرف و شایعه باشد، مگر قحط الرجال است که از چنین فرد حاشیه دار و شبهه داری در دولت استفاده شود؟

      • سلام جناب حامد
        دیدگاه شما قابل تامل است ولی من یک نگاه دیگر به این موضوع دارم.
        اگر یادتان باشد رییس جمهور در اولین سفر دور چهارم استانی گفت که مرحوم کردان بود که در وزارت نفت به مقابله با فساد پرداخت ولی یک روزنامه وی را به عنوان عامل فساد دروزارت نفت معرفی کرد.از این زاویه ای که من نگاه می کنم اتفاقا رییس جمهور باید کسانی که روی انها حساسیت بیتشری است را برای مسئولیت های مختلف معرفی کند.زیرا این حساسیت ها و حاشیه های ایجاد شده عادی نبوده است بلکه توسط رسانه ها و افراد وابسته به باند قدرت و ثروت برای این افراد ایجاد شده است.مثال بارز آن اقای رحیمی یا اقای جوانفکر یا بقایی یا مشایی است.دقت کنید گاهی دزد اصلی برای فراری دادن خود به کسی که سخت با دزدان مقابله می کند تهمت دزدی می زند.

        • جناب آقای حمیدی
          سلام. من واقعا نمی دانم اتهاماتی که به کردان و رحیمی و مشایی و … می زنند درست است یا نه ولی همه به دوران احمدی نژاد بر می گردد و احتمالا تسویه حساب با ایشان. ولی حساب مرتضوی جداست. مرتضوی از اواسط دهه ۷۰ مشغول ظلم و بیداد در دادگاه مطبوعات و بعد دادستانی بود که مهمترین آن هم کهریزک بود. به قول حامد در این مورد حتی اگر اندکی شبهه ای هم باشد، احمدی نژاد باید تامل کند. فکر می کنم روح الامینی که فرزندش قربانی شد ولی در درون مرزهای نظام حرکت کرد می تواند قضاوتش مورد توجه قرار گیرد حتی اگر صددرصد هم صحیح نباشد.

          • هر کی هستی ولی خداییش کارت را خوب بلدی! کاش احمدی نژاد یکی دو تا مثل تو را داشت. یاد آن حرف مولا علی(ع) افتادم که به مردم کوفه می گفت من حاضرم هر ده تای شما را با یکی از آنها عوض کنم. حالا البته ارزش ده تا را نداری ولی دو سه تا حزب اللهی در مقابلت می ارزد! :wink:

        • سلام علیکم
          چرا نباشد؟ من هیچ وقت یادم نمی رود که رهبری در سال ۱۳۸۷ به احمدی نژاد و دولتش سفارش کردند که حدیث «اجتنبوا من مواضع التهم»، سرلوحه کارتان باشد. من هیچ ایرادی به آقای احمدی نژاد وارد ندانم این ایراد را وارد می دانم که ایشان خیلی اصرار دارد که نه تنها از موضع تهمت اجتنبات نکند، بلکه انگار حرکت روی موضع تهمت را دوست هم دارند. نمی دانم چه صیغه ای است که ما روی هر کاری که دکتر انجام می دهد، باید مهر تایید بزنیم یا توجیهش بکنیم. احمدی نژاد معصوم که نیست.

          • همین طور اقا فرمودند اختلافات خود را پیش مردم مطرح نکنید.اگر رییس جمهور بخواهد به بعضی انتقادات و شبهه ها پاسخ دهد ، از فرمان اقا سرپیچی کرده است.برای همین هم هست که رییس جمهور سکوت الهام بخش وحدت کرده اند.مثل حضرت اقا در دوران امام یا شهید بهشتی.
            مهم حفظ ارامش کشور و امید بخشی به مردم است.وگرنه اگر رییس جمهور می خواست همیشه به شبهات و انتقادات پاسخ دهد این همه کار در کشور انجام نمی شد
            یک سینه حرف موج زند در زبان ما / از بیم دین اگر چه خموشیم چون حباب

          • سلام
            آیا اجتناب از مواضع تهمت همان اجتناب از افراد است افرادی که به آنها تهمت زده می شود؟
            آیا کسی دور و بر احمدی نژاد بوده است که در موردش حرف و حدیث نباشد یا نساخته باشند؟

          • یک مثال می زنم. برای «پرویز داودی» این همه حرف و حدیث که در مورد معاون اول فعلی ساختند، ساخته شد؟ و اگر کسی مثل «داودی»، الان معاون اول بود این همه حرف و حدیث در مورد او شاخته می شد. نمی گویم مخالفان احمدی نژاد دنبال بهانه گرفتن و حرف و حدیث نیستند ولی انگار خود رئیس جمهور هم خوشش می آید از کسانی استفاده کند که بیشتر از دیگران، مناسب هستند برای حرف و حدیث ساخته شدن در مورد آنها.

          • سلام
            شما اگر جایی احمدی نژاد بودید پشت سر نیروهایتان که پشت سرشان حرف و حدیث هست یا خواهد بود می ایستادید یا کنارشان می گذاشتید؟ البته با این شرط که آدم کافی و هماهنگ برای هر پستی ندارید.به نظر حقیر داودی معاون اول آدمی بود که بود و نبودش فرقی نداشت.

          • سلام علیکم
            من اگر جای ایشان بودم از اول سراغ آدمی که قابلیت زیادی برای حرف و حدیث در مورد او هست و قحطیِ مشابه بدون حرف و حدیث او هم نیست، نمی رفتم که بعدا لازم نباشد از نظر اخلاقی در موقعیت دفاع و حمایت از او قرار بگیرم.
            حالا سوای این حرفها، به مرتضوی پستی داده شده یا نه؟ سر چی داریم بحث می کنیم؟

          • سلام به نظر بنده شایعه است پستی به او داده نشده است منتهی مرتضوی هر چند یک بار رفرش می شود با این بازی ها

  5. با عرض سلام و خسته نباشید
    با مطلب”بزرگتر ما شهادت است” به روزم.
    منتظر حضور گرم و نظر زیباتون هستیم.
    seyedghaderi.ir

  6. لطفاً این شک من رو بکشید که آیا « حضور » مردم اون ها رو مستحق جنگ می کنه؟
    هرچند، به قول نادر ابراهیمی، « ما قطعاً، قطعاً در این جنگ شکست نخواهیم خورد. »

  7. در شرایطی که احمدی نژاد از همه طرف تحت فشار دشمنان “انسان” است، شما در مورد یک خبر تایید نشده که حتی اگر صحت هم داشته باشد باز شما از دلایل و پشت پرده آن اطلاع ندارید بحث می کنید؟ مظلومیت و تنهایی احمدی نژاد خصوصا از لحاظ فکری و ایدئولوژیک جای کوچکترین شکی برایم نمی گذارد که او در امتداد بندگان حقیقی خدا و صالحان حرکت می کند.

    • من فکر می کنم بعضی از دوستان، احمدی نژاد اگر «صدام» را هم بگذارد سر یک پست، می گویند حتما این کار او حکمتی دارد که ما از آن بی خبریم. نه خواهر گرامی. اصلا جناب مرتضوی، معصوم. چه مرضی است که از شخصی که اینقدر اگر و اما در مورد او وجود دارد استفاده شود؟ من اصلا نمی فهمم آقای احمدی نژاد چرا اینقدر به قرار گرفتن در موضع تهمت علاقه دارد. قضیه سازمان استاندارد و جناب افراشته را که یادمان نرفته. این هم خبر تایید نشده بود؟ حالا ان شاءالله که قضیه قاضی مرتضوی شایعه باشد.

      • سلام

        درباره انتصاب افراشته، اینجا را بخوانید
        http://didgah.tk/?p=18
        انتصاب مرتضوی هم تکذیب شد
        http://www.rajanews.com/detail.asp?id=118771
        یادتان نرود که صادق لاریجانی هم دو سال پیشف سمت مرتضوی را ارتقا داد (البته بعد احتمالا لغو شد) اما هیچ سر و صدایی روی آن نشد.پس مشکل سر مرتضوی و … نیست، بلکه مشکلشان شخص انقلابی احمدی نژاد است که به بهانه دروغین این افراد، به آن حمله می کنند.
        همانطور که اثبات شد، قضیه انتصاب مرتضوی و افراشته هم دروغ هایی است که مخالفان مریض، به آن دامن می زنند.
        درباره مقایسه پرویز داوودی و محمدرضا رحیمی هم باید اعتراف کرد که رحیمی آدم بسیار کاری تر و پرتلاش تری است، آیا به خاطر ادعاهای یک سری مثل توکلی و نادران که زیر سؤال هستند، دولت باید از یک آدم مجاهد صرف نظر کند؟

      • دوست عزیز، آنچه شما به عنوان موضع تهمت می نامیدش ایستادگی بر اصول و ارزش های الهی و انسانی است، دفاع از حقیقت است و دشمنی ها هم از همین جا شروع می شود. دشمنی بر سر نام ها و اشخاص نیست، پست ترین و دزدترین و فاسدترین و آدم کش ترین آدمها هم اگر با صاحبان قدرت کنار بیایند هیچ رسانه و قلمی علیه شان به کار نمی افتد و برعکس پاک ترین و خدمتگزارترین آدمها اگر بر اصول و ارزشها پافشاری کنند آنچنان جانی و خطرناک معرفی میشوند که در کنار آنها بودن ننگ می شود. امیرالمونین را هم می گفتند نماز نمی خواند، آیا ایشان خودش را در موضع چنین تهمتی قرار داده بود؟ مشکل جای دیگری است…و افسوس همیشگی برای ما انسان ها که در طول تاریخ بهترین هایمان را همیشه با تهمت از ما گرفتند از معصومین و امامانمان تا شخصیت های وطن پرست و ملی…

    • سلام علیکم
      چرا باورت نمی شد؟ فقط من ناراحت شدم از اینکه نام وبلاگ من را در بین وبلاگهای انحرافی نیاورده بودند. حیف!

      • اسمتو نیاورده بودن به خاطر همون شکی که یه بچه حزب اللهی احمدی نژادی مثل من به تو داره سر اون مطلب قند و شکر و آقا و اجازه تخریب و این حرفا! علیرغم همه جذابیتی که مطالبت برای امثال ما داره هنوز تکلیفتو با اون قضیه صاف نکردی! نشون به اون نشون که عکس دکتر را ابا داری دوباره بذاری. درباره مرتضوی هم اگه بخوای حرفی بزنی تف سربالاست چون خود آقا هم افرادی را جاهایی گذاشتن که دل ماها ازشون چرکینه مثل قوه قضاییه. پس لابد آقا همه از مواضع تهمت اجتناب نمیکنن! یا هاشمی در مجمع تشخیص. کلاً مخالفین دولت بناشون بر این بوده و هست که به قول خودت از قول مرتیکه اسرائیلی: از بودن در کنار احمدی نژاد احساس شرم کنن! حالا در موضع تهتمت بوده باشد ابتدا به ساکن، یا نبوده باشد. یادمه از اینکه من با اسم مستعار میام ناراحت شده بودی. من محمدجواد اشراقی و پسرعمه زهرا اشراقی(همسر محمدرضا خاتمی) هستم. این یعنی اجتناب از موضع تهمت :lol: که دیگه مثل احمدی نژاد نزدیک شدم به موضع تهمت :((

        • شاید چیزی که شما می گویید باشد. معمولا جریانهای سیاسی احتیاج به آدمهای صفر و یکی دارند که متاسفانه یا خوشبختانه من اینجوری نیستم و به همین خاطر،‌ احتمالا باید پیه «مظنون همیشگی» بودن را به تنم بمالم و می دانم که به درد رشد در سلسله مراتب سیاسی نمی خورم. اون مطلب قند و شکر را هم فقط من نیستم که دچارش شده ام. در همان لیست، دوستانی را می شناسم که چنین شکی دارند و این شک برایشان هم جدی است و اتفاقا روز به روز هم دارد برایشان پررنگتر می شود، حتی پررنگتر از من، منتها فرق بنده با آنها این است که من شکم را بیان کردم و آنها بیان نکرده اند.
          عکس دکتر را هم بلد نیستم دوباره بگذارم. در زمان انتقال به آدرس جدید وبلاگ، اینجور کارهای وبلاگ را یکی از دوستانم که وارد بود، انجام می داد. حالا دیگر فقط خودم پسورد وبلاگ را دارم و نمی توانم از ایشان بخواهم دوباره عکس را بگذارد سر جایش.
          آقا هم نه معصومند نه آنطور که خودشان گفته اند انتقاد از ایشان غیر جایز است. به طور مثال، اینکه ایشان، صادق لاریجانی را گذاشته اند رئیس قوه قضائیه در حالی که برادر ایشان رئیس قوه مقننه بود و قحط الرجال هم در این مملکت نبود، یکی از کارهایی است که هر کس هر توجیه و استدلالی برای آن بیاورد من نمی توانم درستی آن را بپذیرم. صرفنظر از بازخورد بدی که نفس همین عمل در افکار عمومی دارد که دو قوه از سه قوه مملکت در دست یک خانواده است، تبعات این سیاست اشتباه را هم در بی عدالتی هایی که رخ می دهد داریم می بینیم. هفته نامه یالثارات، خیلی راحت، رئیس جمهور کشور را «پدر سوخته» می نامد و با آن هیچ برخوردی نمی شود،‌ اما کوچکترین انتقادی از برادران لاریجانی با برخورد شدید همراه است. نمونه محمد سعید ذاکری (دبیر سیاسی ۹ دی)،‌ جلوی چشممان است. جالب اینجا است که همین هفته نامه ۹ دی، تا به حال کلی مطلب هتاکانه علیه رئیس جمهور منتشر کرده است و کوچکترین برخوردی هم با آن نشده.

  8. سلام و درود
    مطمئن باشید که این قضیه برای شما خیال نیست… این یک واقعیت شیرین والبته پیچیده است که به زودی زود برای همه دلها آشکار خواهد شد… اما دلهای آگاه زودتر متوجه می شوند… و مگر نه اینکه وعده الهی تخلف ناپذیر است؟… به زودی… ان شاء الله…
    ۱- اون بالاها درباره سلامت انتخابات نوشته بودند… آیا واقعا می شود با افرادی که ۱۳ میلیون رای ناقابل را با یک نوشابه آن هم در روز روشن نوش جان کردند، سر یک دو میلیون رای بحث کرد؟!
    ۲- چرا احمدی نژاد همیشه خودش را در موضع اتهام قرار می دهد؟؟ این سوالی است که خیلی ها از جمله جنابعالی همیشه دارند… نمی دانم آن صحبتهای(البته غیر رسمی) آقا را درباره احمدی نژاد و به تهوع درآوردن انقلاب را شنیده اید یا نه؟ دکتر به وسیله همین فداکاریها( قرار گرفتن درموضع اتهام مثلا نصب مشایی) توانسته است انقلاب را به تهوع وادارد…
    ۳- کلا سیاست ایران خیلی پیچیده است و بعضی چیزها را با دو دوتا چهارتایی معمولی سیاسی، نمی توان سنجید… مثلا آن سخنرانی دکتر را مطمئنا در خاطر دارید که ایشان گفتند در دور اول نیمی از وزرا، انتخاب ایشان نبودند!!! این را چگونه می شود توجیه کرد؟
    ۴- اینکه واقعا در صحنه سیاسی ایران چه خبر است را عمرا من و شما نمی توانیم متوجه شویم! ببخشید اگر جسارت است… ولی خودتان مستحضر هستید و البته دیدم که نوشته اید… واقعا بعضی اتفاقات انقلاب اسلامی(مثل بعضی تصمیمهای آقا) را نمی توان با عقل و منطق صرف سنجید… و اینجاست که مصلحت و البته موارد غیب وارد می شود… بگذریم…
    عرض بنده این است که مهم تحولات جهان و خصوصا منطقه است که کاملا با سرعت به سمت مقصد نهایی در حال حرکت است… و مایلم به اطلاع شما برسانم که استاد عزیزم، علی اصغر، چند کلیپ درباره انطباق مسائل حال حاضر کشورها و انقلابهای منطقه با احادیث ساخته است که به زودی منتشر خواهد شد… شما را به دیدن آنها دعوت می کنم…
    ببخشید که زیاده شد و التماس دعا…
    اللهم عجل لولیک الفرج

    • تعجیل در ظهور نه به شرایط است و نه به این تطبیق دادن ها. خوب بود که دقت می کردید و متوجه می شدید که همان اشتباهاتی که در سی دی “ظهور بسیار نزدیک است” را شما دارید دوباره مرتکب می شوید. بنده نه می گویم ظهور دور است و نه می توانم اینگونه وقت تعیین کردن های شما را قبول کنم. صراحت احادیث در کذاب بودن وقت تعیین کنندگان را متذکر می شوم.
      یکی از دلایلی که برای این نهی صریح از تعیین وقت مشخص است همین ایجاد امیدهایی است که معلوم نیست در نهایت به ظهور ختم شود یا نه. شما به مسئله بداء دقت کنید:
      http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1048
      بنده خودم در سخنرانی از حجه الاسلام آقا تهرانی شنیدم که می گفتند ممکن است تمام شرایط ظهور آماده شود ولی به گناه یک مومن ظهور صدها سال عقب بیفتد.
      برادر من حسن نیت شما را کاملا درک می کنم. اینقدر هم می فهمم که شرایط دارد شبیه آن چیزی می شود که در برخی احادیث آمده. منکر این شباهت ها هم نیستم. اما این روش که صریح بیایید و این شرایط را متنسب کنید به آنچه در احادیث آمده غلط است. علما می گویند. حرف بنده نیست. آقا هم اگر حرفی می زنند از تغییر تاریخ همیشه در لفافه می گویند و هیچ گاه من نشنیده ام صریح این مسائل را به ظهور نسبت بدهند. یک روحانی مشهور سنی هست به نام عمران حسین که از صحبت هایش در ساخت آن مجموعه “ظهور” بسیار استفاده شده بود:
      http://www.imranhosein.org/
      برای آشنایی شما بگویم ایشان تفکرات ضد شیعی دارد. با وجود اعتقاد به مهدی می گوید این مهدی شیعه نیست و باید حواسمان باشد شیعیان یک مهدی تقلبی علم نکنند برایمان!
      دوست عزیز شما هم بهتر است پشت سر رهبری حرکت کنید و به جای صحبت هایی که شبه تعیین وقت دارد (و کذب است) در مورد بیداری اسلامی صحبت کنید.

      • ولی به هر حال یک سئوال در جای خودش باقی است: آن احادیثی که در آنها نشانه های ظهور بیان شده اند، فلسفه خارج شدنشان از زبان معصوم چه بوده است؟ برای خاک خوردن لای کتابها؟

        • بنده ادعای اسلام شناسی و حدیث شناسی نکردم. بروید از علمایی مثل آیت الله جوادی و مصباح یزدی بپرسید. بنده ایرادم به این تطبیق دادن هاست که مغایر حدیث صحیح و واضح کذاب دانستن وقاتون است. این تطبیق دادن ها که اکثرا افراد کم سواد انجام می دهند می دانید نتیجه اش چیست؟ نتیجه اش این است که اگر مثلا ما گفتیم این دجالی که در احادیث آمده فلانی است و سفیانی هم فلانی است و فلان حدیث هم می گوید اینقدر زمان بعد خروج سفیانی آقا ظهور می کند. آمدیم و به زعم آقایان وقاتون سفیانی خروج کرد و جنگی هم شد و بعد آقا نیامد. چه کسی جواب شبهه مردم را می دهد؟ شما؟
          آمدیم و خدای نکرده اسرائیل حمله کرد و یا آمریکا حمله کرد و بعد هم ظهور اتفاق نیفتاد، آنهایی که هی دارند می گویند ظهور نزدیک است جواب شکستن و نابودن شدند ایمان هایی که به دلیل این دروغ ها منتظر بودند را می دهند؟
          http://www.khabaronline.ir/news-140051.aspx
          این وقت تعیین کردن ها و تطبیق دادن ها عاقبتش ضایع کردن ایمان مردم است. به جای آن به وظیفه اصلی خودمان عمل کنیم که ایجاد زمینه ظهور است. یعنی همان چیزهایی که آقا می گوید:
          کسب علم، جهاد اقتصادی، تهذیب نفس، ترویج فرهنگ صحیح اسلامی و…

          • سلام و درود بر “بی وطن”
            می دانید… مشکل اصلی ما با بیشتر منتقدانمان در در ۲ کار قبلی همیشه این بوده است که بدون دیدن اصل فیلم، ساعتها درباره نقد آن سخن می گفتند! مثلا در جلسه نقد فیلم در کانون رهپویان یادم است که استاد پناهیان و حاج آقا شجونی فیلم را ندیده بودند ولی به جلسه دعوت شده بودند… بگذریم…
            آیا شما اصلا این کلیپهای جدید ما را رویت فرموده اید یا خدای ناکرده، ندیده به قضاوت نشسته اید؟؟ فکر کنم ندیده باشید…
            بنده به عنوان مثال (چون جنابعالی به گفته خودتان، الحمدلله پیرو ولایت هستید) یک جمله از خیل بیکران مبشرات آقا را برای شما می گذارم که البته با دیدن کلیپها، این جمله و بقیه فرمایشات معظم له و دیگر بزرگواران و علما(سید حسن نصرالله، آیت الله قائم مقامی، استاد پناهیان، محمود احمدی نژاد و …) را با تصاویر زیبا می توانید ببینید…
            « امروز شما به اوضاع دنیا نگاه کنید ، همان چیزی که در روایات مربوط به ظهور ولی عصر ارواحنافداه وجود دارد ، همان امروز در دنیا حاکم است »
            حتما ببینید… از دستتان می رود جناب “بی وطن”…
            دوستانه امیدوارم که روزی وطن خود را بازیابی…
            اللهم عجل لولیک الفرج

          • فایل صوتی این جمله (۲۹۰ کیلو بایت ) :

            wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=hoda1.persiangig.com/audio/1.wma

            لینک اصلی این کلیپ ( پیچ تاریحی) :

            wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=hoda1.persiangig.com/video/lahzeye%20didar1.wmv

            @};-

      • دوست عزیز
        ایکاش ابتدا کلیپها رو میدیدید بعد نظر میدادید!
        در این کلیپها هیچ انطباقی نشده و الان در دسترس هستند و قابل دانلود کردن و مشاهده

    • یک زمانی همه کارهای رهبری هم قرار دادن خودشان در موضع اتهام بود. آیا فراموش کرده اید که همه اطرافیان ایشان را به … و … و … متهم کردند؟!
      مشکل از کسانی است که از هر کاری برای متهم کردن دولت استفاده می کنند، اوج نادان فرض کردن مردم هم آنجایی است که همه شان به دولت تهمت می زنند و بعد می گویند دولت نباید برای خودش حاشیه سازی کند!!
      مگر ایران امروز، از نظر غرب خودش را در موضع اتهام قرار نمی دهد؟ آیا مشکل از ما است یا آنها؟!
      خوب است نسبت به همه، مخصوصا رئیس جمهور انقلابی که با همه تهمت ها و ناشکری ها، برای اسلام خدمت می کند انصاف داشته باشیم.
      خدایا دکتر سرافراز مردم ایران را حفظ بنما

  9. می‌شه این «احتمالاً فقط کاربرانی که از نسخه جدید برنامه «ادوبی فلش» استفاده می کنند می توانند قطعه را بشنوند.» رو از متن بالای صفحه و بقیه جاها حذف کنی؟ رو اعصابه، چون خیلی تکراری شده.

  10. این عکس با اون داستان همشهری داستان که فکر کنم مربوط به خاطره ای از رضا میرکریمی یا نویسنده ای دیگر می بود باشه. اگه نخوندین اون شماره شهریور ۹۰ رو گیر بیارید بخوانید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<