سخنانی که به گوش مردم نمی رسد

 «… حالا من بنا دارم درباره قانون اساسی صحبت مفصل‌تری با ملت داشته باشم. قانون اساسی ما بسیار بسیار مترقی است. شما فصل آزادی را در قانون اساسی ببینید. چقدر متعالی تدوین شده است. می‌گوید استقلال، تمامیت ارضی، امنیت ملی و آزادی، اصول غیرقابل تفکیک و مهم‌ترین اصول است. به بهانه آزادی نمی‌شود امنیت ملی را به خطر انداخت و به بهانه امنیت ملی حتی با وضع قانون نمی‌توانید آزادی مردم را محدود کنید. در کجای دنیا چنین قانون اساسی‌ای هست؟

بگذارید خاطره دیگری بگویم، چون اخیراً به صورت مذاکرات مراجعه کردم. اصل ۲۹ به نظرم در مورد ممنوعیت شکنجه است. در اینجا آمده است که شکنجه مطلقاً ممنوع است؛ یعنی شما به هیچ وجهی نمی‌توانید کسی را شکنجه کنید. در آنجا بعضی آقایان بلند می‌شوند – و مرحوم شهید بهشتی هم مدیر جلسه است – و می‌گویند موقعی می‌بینید مشکل است، دزدی شده و امنیت ملی به خطر افتاده و جاسوسی شده و یک نفر را می‌برند و تنبیه می‌کنند و او اقرار می‌کند و به نفع کشور است، ایشان مخالفت می‌کنند. دوباره می‌گویند حالا ببرند و یک سیلی بزنند، چه می‌شود؟ تعبیر شهید بهشتی خیلی زیباست، می‌گوید «اگر ما اجازه بدهیم، سیلی زدن همان و به داغ و درفش کشیدن ملت همان.» معمول است که مأموری باید فن و علم آن را یاد بگیرد و وظیفه‌اش را خوب انجام بدهد و اطلاعات جمع کند. اگر شما این اجازه را به او دادید، دیگر آن زحمات را نمی‌کشد و می‌گوید من فشاری به او وارد می‌کنم و اقرار می‌گیرم.

این قانون اساسی ماست. همین قانون اساسی گفته نگاه ما جهانی است و ما حامی همه مستضعفان عالم هستیم. همین قانون اساسی گفته عدالت، جمهوری اسلامی و اینکه اصول اساسی قانون اساسی قابل تغییر نیست. مثل اینکه نظام ما نظام جمهوری اسلامی است، نظام ولایت و امامت است. همین قانون اساسی این را گفته است. قانون اساسی ما بسیار مترقی است. باید این را صیانت کنیم و همه باید صیانت و مراقبت کنیم.

اینکه بگوییم مقام من بالاتر و من قوه فلان هستیم، قوه فلان نداریم. بعد از رهبری رئیس جمهور است، هر کس می‌خواهد باشد، باید صیانت کند و وظیفه دارد که از قانون اساسی صیانت کند، تذکر بدهد، جلوگیری کند، در حدی که می‌تواند مراقبت کند، مردم را در جریان بگذارد، به مراجع مربوطه اطلاع بدهد. بعضی وقت‌ها مشکلی پیش می‌آید، ما می‌نویسیم، مقام معظم رهبری تذکر می‌دهند و بعضی وقت‌ها باید (بدون واسطه رهبری) به خودشان تذکر بدهیم. حالا بعضی‌ها از این تفسیر ناقصی ارائه کرده و گفته‌اند این یعنی رئیس جمهور در قوه مجریه، مسئول قانون اساسی است. گفتیم خیلی ممنون.

مثل اینکه بقیه مسئول قانون اساسی در حوزه خودشان نیستند و فقط رئیس جمهور در قوه مجریه مسئول قانون اساسی است. اگر رئیس جمهور فقط در قوه مجریه مسئول بود، بایستی در قانون اساسی نوشته می‌شد که دیگران هم در قوه خودشان مسئول‌اند. مثل اصل ۱۲۶ که مسئولیت امور اداری، استخدامی، برنامه و بودجه کشور را مستقیماً برعهده رئیس جمهور گذاشته است. نه اینکه بگویند نه. منظور قوه مجریه است، پس بقیه چه؟ یعنی هر یک برای خودش قوانین استخدامی، اداری، برنامه و بودجه جداگانه‌ای دارند. می‌گویند این در سایر قواست. می‌گوییم چگونه دیگران می‌آیند و برای ما قانون می‌گذارند، دخالت نیست؟ اینکه دیگران ناظر می‌فرستند و تمام اتاق‌های ادارات را به نام نظارت اشغال کرده‌اند، دخالت نیست؟ اینکه می‌نویسید یک سد را اینجا نساز، اینجا بساز، دخالت نیست؟ آقا شما لیسانس ادبیات دارید و در حوزه ادبیات نظارت کن، دستت را هم می‌بوسیم. حالا بازرس شده‌ای و می‌نویسی این سد را اینجا نساز و اینجا بساز. بنده که خودم مهندس راه و ساختمانم، هیچ وقت نگفته‌ام سد را اینجا بساز و آنجا نساز. متخصصان باید نظر بدهند. آیا این دخالت نیست؟ قانون اساسی یک مجموعه است.

همان‌گونه که شما می‌توانید دیوان محاسبات و بازرسی بگذارید، رئیس جمهور هم می‌تواند مقررات اداری و استخدامی شما را تنظیم کند. این یک تقسیم کار است. حالا یک چیزی آمده که سه قوه مستقل‌اند و ما این را هم قبول داریم. اگر واقعاً مستقل باشند، ما قبول داریم. مرز استقلال یعنی اینکه شما دیگر در کار دولت دخالت نکنید.

قانون اساسی یک مجموعه است و همه باید صیانت کنیم. البته الان هیئتی تعیین شده است و من موقعی فکر می‌کردم که نیاز نیست؛ یعنی واقعاً آن موقع برداشت من این بود که نیازی به وجود این هیئت نیست، ولی الان به خصوص فکر می‌کنم که خیلی نیاز است. عده‌ای باید بیایند و بنشینند و هر جا نقضی می‌شود، گزارش تهیه کنند و تذکر بدهیم و گفتگو و کنترل کنیم. قانون اساسی از آن مواردی است که اگر یک میلیمتر از آن فاصله بگیریم، آن وقت در حوزه پایین دستی اجرا و قضا و… کیلومترها فاصله ایجاد می‌شود…»
(رئیس جمهوری، دکتر محمود احمدی نژاد، ۱۳ اسفند ۱۳۹۰)

لینکهای مرتبط:
گزیده دیگری از همین سخنرانی
سخنان منتشر نشده احمدی نژاد، علیه اساس سیستم بانکداری

68 دیدگاه در “سخنانی که به گوش مردم نمی رسد

  1. طبق قوانین عادی مقاومت در مقابل بازداشت جرم است؛ وقتی قانونگذار می خواسته این قانون را تصویب کند خیالش راحت بوده که چنین اصلی هم داریم و دلیلی ندارد متهم مقاومت کند :
    « اصل ۳۹ ـ هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون‌دستگیر، بازداشت‌، زندانی یا تبعیدشده به هر صورت که باشدممنوع و موجب مجازات‌است‌.»

    =======================

    «اصل ۳۶ ـ حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق‌دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.»
    ولی اراذل و اوباش را می توان به محض دستگیری در بازداشتگاه کهریزک مجازات کرد! :?

    =======================

    جلوی دستفروشان را میگیرند، چون خیالشان راحت است که چنین اصلی هم وجود دارد و دستفروش متضرر نمی شود :
    «اصل ۲۸ ـ …. دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون برای‌همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احرازمشاغل ایجاد نماید.»

    {در بسیاری از موارد کسی که از قانون “عادی” تخطی کرده مجازات میشود، اما کسی که از قانون “اساسی” تخطی کرده مجازات نمی شود.}:o

  2. الان یعنی این هیئت صیانت از قانون اساسی، هر کجا که قانون اساسی نقض شود، با آن برخورد میکند؟ اصلا یک همچین چیزی امکان پذیر است که تمام موارد نقض قانون اساسی را بشود کنترل کرد و با آن برخورد نمود؟ مثلاً اگر آقای کروبی مدعی تجاوز در زندان شده باشد، میتواند به این هیئت گزارش دهد؟ و این هیئت خود را موظف به پیگیری این مورد میکند یا چون آقای کروبی گزارش داده رد می شود؟
    دولت باید در درجه اول، برای نشان دادن صداقت خود در صیانت از قانون اساسی، شرط مصاحبه در آگهی های استخدام دستگاه های دولتی را بردارد. چون طبق اصل ۲۳ قانون اساسی، تفتیش عقاید ممنوع است. آیا دولت این کار را می کند؟

    • سلام
      آیا پلیس، می تواند جلوی هر جرم امنیتی را بگیرد و با همه مجرمان برخورد می کند یا می تواند تمام مجرمان را کشف و دستگیر کند؟ مسلم است نه. اما آیا جواب منفی به این سئوال، این نتیجه را در پی دارد که نباید نیروی پلیس وجود داشته باشد؟ هیئت صیانت از قانون اساسی را هم همینگونه در نظر بگیرید.
      من هم امیدوارم اگر شرط مصاحبه در استخدامها، مصداق تفتیش عقاید است، دولت این شرط را حذف کند.

      • بله اصلا بحث شکنجه ها که دکتر در ابتدای صحبتش گفته، مربوط به قوه قضائیه می شود. اما اینکه دولت “الان” به خصوص ضرورت تشکیل این هیئت را تشخیص داده، و قبل از آن برای تشکیل این هیئت، احساس ضرورت نمیکرد، برای من جای سوال دارد. به خصوص اینکه رئیس جمهور در یک قسمت از سخنانش، با تاکید بر استقلال سه قوه، به صیانت از قانون اساسی در محدوده اختیارات دولت که غالبا شامل همان قوانین استخدامی و اداری میشود، اشاره کرده که در اینصورت، چه نیازی به تشکیل یک هیئت آن هم تحت عنوان “صیانت از قانون اساسی” بود؟
        رئیس جمهور قطعا برای تشکیل این هیئت فراتر از تنظیم قوانین استخدامی و اداری، احساس ضرورت کرده. دفاع از استقلال قوه مجریه در برابر قوای دیگر از یکسو، و تاکید بر پیگیری موارد نقض و تخلف در همه جا (یعنی حوزه اختیارات سایر قوا)، دو جور حرف است.
        بحث من این است که صیانت از قانون اساسی بدون تعامل با سایر قوا، امکان پذیر نخواهد بود. یعنی این چیزی نیست که با دفاع از مستقل بودن از قوای دیگر بتوان اجرایی اش کرد. نمیشود برای تشکیل این هیئت، استقلال قوه مجریه را پیش بکشیم و بگوییم کسی در کار دولت دخالت نکند، و در عمل، وارد محدوده نقض و تخلف دو قوه ی دیگر شویم!

        • خانم جاوید، متن را درست نخوانده اید.
          ” با تاکید بر استقلال سه قوه، به صیانت از قانون اساسی در محدوده اختیارات دولت که غالبا شامل همان قوانین استخدامی و اداری میشود، اشاره کرده که در اینصورت، چه نیازی به تشکیل یک هیئت آن هم تحت عنوان “صیانت از قانون اساسی” بود؟”
          اتفاقا دکتر با توجه به اصول قانون اساسی، محدودیت در چارچوب قوه مجریه را زیر سؤال برد، نه اینکه به آن تاکید کرد.

          جدای از این مسائل، امروز نیاز به صیانت از قانون اساسی به شدت احساس می شود. سؤالات مجلس از رئیس جمهور که برخلاف نصح صریح قانون، به هیچکدام از وظایف رئیس جمهور اشاره نداشت، استیضاح وزیر به خاطر نصب یک مدیر که صراحتا دخالت در استقلال قوا است و نقض ابتدایی ترین قانون کشور است، تبدیل لایحه بودجه به طرح بودجه که سال ها است کشور را با مشکل هزینه کردهای بدون سرمایه مواجه کرده است و … نشان می دهد که باید برای زنده کردن قانون اساسی، حرکت جدی آغاز کرد وگرنه چیزی از جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی باقی نمی ماند و حق ما مردم به شدت در حال تضییع شدن است.

          • ممنون از پاسخ شما اما بحث اصلی من همچنان بی پاسخ مانده.

            اگر بحث حقوق ملت در میان است چرا رئیس جمهور اینقدر دیر به فکر تشکیل این هئیت افتاد؟

            تشکیل این هیئت در سال پایانی ریاست جمهوری چه کارکردی می تواند داشته باشد؟

      • سلام
        هروقت در جامعه به کسی بخواهند مسئولیتی بدهند در مورد صلاحیت اون شخص تحقیقات و مصاحبه میگیرند و این با تفتیش عقاید که مثلا شخصی که در جامعه زندگی میکنه چه نوع تفکر و عقیده و مسلکی داره متفاوت هست
        مثلا کسی برای آموزش فرزندش معلم خصوصی میگیره آیا به صلاحیت اخلاقی و فکری اون معلم توجه نمیکنه؟
        البته در مصاحبه عقیدتی حداقل ها در نظر میگیرن چون قرار نیست پسر پیغمبر و یا دختر پیغمبر سرکار برن
        بعد از مصاحبه عقیدتی مراحل پزشکی وجود داره و جالبه کسی به این آزمایشات پزشکی قبل از استخدام اعتراض نمیکنه مثلا نمیگن تفیش پزشکی فرد در جامعه ممنوع است!!!!چون همه قبول کردن که سلامتی جسمی فرد برای شغل مورد نظر لازم و ضروری هست(البته بازم در طب کار حداقل ها را در نظر میگیرن)
        پس همانطور سلامت جسمی فرد لازم و ضروری است سلامتی روحی و فکری فرد نیز لازم و ضروری هست

        • اولاً معاینات پزشکی فقط برای استخدام ارگان های نظامی گرفته می شود آن هم به خاطر حساسیت بالای این مشاغل!
          ثانیاً
          وجود این سوال در فرم استخدامی برخی نهادها (نگفتم همه ی نهادها، چون به چشم ندیده ام) که: آیا کسی از خویشاوندان شما تا به حال به دادگاه احضار شده است؟
          تفتیش عقاید محسوب نمیشود؟ تصور کنید در بین خویشاوندان شما یک نفر بر سر عقیده سیاسی اش به دادگاه احضار شده باشد. آنوقت اینجا شما باید پاسخگوی عقیده و اندیشه ی او باشید؟ یا چوب دادگاهی شدن او را بخورید؟ پس تکلیف آزادی عقیده و آزادی اندیشه چه میشود؟ محروم شدن شما از یک موقعیت خوب کاری، به خاطر پاسخ مثبت این سوال، چه حسی دارد؟ اصلا طرح این سوال بر اساس کدام عقل و منطق شرعی است؟

          • سلام
            متاسفانه اکثر اطلاعات شما در این زمینه غلطه!
            در تمامی استخدام های دولتی طب کار یا همون آزمایشات پزشکی وجود داره و حداقل شامل آزمایش مواد مخدر و کلیه و مجاری اداری و آزمایش خون شامل قند خون و چربی و هموگلوبین و غلظت خون و… و بینایی سنجی و شنوایی سنجی و نوار قلب و آزمایش ایدز و هپاتیت ب و… که در بعضی از سازمان ها و ارگانها آزمایش های بیشتر و در بعضی آزمایش های کمتری وجود داره و در نهایت هم بگم که طب کار را تقریبا تمامی کارخانه ها و شرکت ها و موسسه های خصوصی هم انجام میدن
            و اما فرم گزینش عبارت درست اون اینه که
            آیا کسی محکومیت کیفری داره یا نه؟ نه اینکه احضار دادگاه داشته!!
            “”آنوقت اینجا شما باید پاسخگوی عقیده و اندیشه ی او باشید؟””
            خانم جاوید شما از چیزی که اطلاع ندارید چرا اینجوری قضاوت می کنید؟
            گفتم در گزینش حداقل ها را در نظر میگیرن با اجازه شما من سه مورد را مثال میزنم :یه نفر پدرش دزدی مسلحانه داشته که نهایتا پدرش به اعدام محکوم شد ولی خودش الان سرکاره
            یه نفر پدرش خودشو حلقه آویز کرده ولی الان خودش سرکاره
            یه نفر برادرش قتل انجام داده ولی گزینش اونو تایید کرده و الان سرکاره چون خودت متقاضی مورد تایید بوده
            این ها که گفتم مشاهدات عینی بوده
            قضاوت با خود شما
            البته منکر بعضی کج سلیقگی ها و اشتباهات و بی عدالتی ها در این زمینه نیستم ولی اصل داشتن صلاحیت برای مسئولیت مورد تاییده

          • سلام

            خوب تا وقتی که کسانی امثال شما باشند که فقط خود را دارای اطلاعات جامع و مانع بدانند، معلوم است که حرف حق کسی را باور نمیکنند.

            بنده خودم عین این عبارت (شاید با کمی پس و پیش) که “آیا کسی از خویشاوندان شما تا به حال به دادگاه احضار شده است؟” و “علت احضار” را در فرم یکی از نهادها مشاهده کردم. آن وقت شما به مشاهده عینی من خدشه وارد میکنید؟ عجبا!

            میخواهید قبول کنید یا نکنید، اما آزمایشات و معاینات خاص پزشکی، مخصوص نهادهای نظامی و حساس است.
            در مصاحبه های عمومی استخدامی سوالاتی نظیر: “مرجع تقلید شما کیست؟”، “چه کتاب هایی می خوانید؟”، “چه فیلم هایی نگاه می کنید؟”، “اگر در موقعیتی قرار بگیری که بین دفاع از رهبر و نجات جانت یکی را بخواهی انتخاب کنی؟ کدام را انتخاب میکنی؟” این ها تفتیش عقاید نیست؟

          • سلام
            بنده مدتی در یکی از دانشگاههای دولتی مشغول به کار بودم.
            آزمایشات پزشکی (شنوایی، بینایی، اعتیاد، حتی تنفسی) برای عقد قرارداد ضروری بود.

  3. طبق همین قانون اساسی که از نظر ایشان مترقی است وظیفه تفسیر قانون اساسی بر عهده شورای نگهبان است نه رئیس جمهور. {به درخواست نویسنده این کامنت، ادامه این کامنت حذف شد.}

    • رئیس جمهور، طبق قانون رئیس شورای عالی انقلاب “فرهنگی” است. اگر رئیس عالی ترین نهاد فرهنگی کشور، نباید درباره فرهنگ حرف بزند، چه کسی می تواند درباره فرهنگ حرف بزند؟!
      انگار شما با قانون اساسی، حسابی مشکل دارید و زیر بار آن نمی روید.
      البته مشکل شما درباره سخن گفتن جناب آقای دکتر احمدی نژاد درباره فرهنگ و امام زمان (عج) نیست، چون سال ها است که همین روال را داشته اند و آن موقع مدال “زنده کردن یادامام زمان (عج)” و … را بهشان می دادید، اما حالا که قدرت پرستان را از دولتش جدا کرده است، دیگر حق حرف زدن درباره امام زمان (عج) را هم ندارد! انگار که امام زمان (عج) را با بازیچه های قدرت پرستانه تان اشتباه گرفته اید؟!
      ان شاالله خود ایشان، سزای شماها را بدهد که هر وقت می خواهید خود را به ایشان وابسته می کنید و هر وقت می خواهید حق حرف زدن دیگران را درباره ایشان منع کنید.
      بعدش هم چرا اینقدر از اجرای قانون نگرانید؟! چرا از نظارت بر حسن اجرای قانون اساسی که طبق نص صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی، بر عهده رئیس جمهور است می ترسید؟

      • “قدرت پرستان را از دولت جدا کرده است”، “انشاالله خود ایشان سزای شما را بدهد”. آقا رضا خیلی عصبی و جو گیر هستی برادر! کلا می گویم ها. داریم اینجا صحبت می کنیم. قرار نیست حکم اعدام همدیگر را صادر کنیم. قبلا هم گفتم. اصلا فرض بگیریم که آقای احمدی نژاد همان شعیب بن صالحی که در احادیث ظهور آمده باشد (البته بسیاری از احادیثی که در سی دی ظهور بسیار نزدیک است به آنها استناد شده بود طبق اظهار نظر آیت الله طبسی ضعیف السند هستند). از این بالاتر می خواهید ادعا کنید؟ آیا ما حق نداریم این “شعیب بن صالح” را نقد کنیم؟ نقدی که هدفش اصلاح است نه تخریب؟
        آیا همه وزرای عزل شده قدرت پرست بوده اند؟ بعید می دانم حتی خود احمدی نژاد هم این حرف را قبول کند. شاید خیلی هاشان از جهت مدیریتی با افکار ایشان سازگار نبودند. چرا بی جهت به افرادی که اکثرا مورد تایید بزرگان هستند تهمت می زنید؟
        بنده هیچ ادعایی در مورد خودم ندارم. فرض بگیرید یک آدم تمامیت خواه دنیا پرست. سوالم از شما این است که چرا آرزو می کنید امام زمان (عج) بنده را نقره داغ کند؟ چون انتقاد کردم از احمدی نژاد پس مستحق لعن و نفرین می شوم؟
        برویم کمی مطالعه کنیم در سیره ائمه (ع). در سیره امام و رهبری کمی دقت کنیم. نه معصومین (ع) هرگز مردم را به تبعیت محض و بدون تفکر از اصحابشان امر می کردند و نه در سیره امام و رهبری این را می بینیم. نامه مشهور امام علی (ع) به مالک اشتر را مجدد بخوانیم. آیا مقام مالک اشتر بالاتر است یا احمدی نژاد (که به نظر برخی شعیب بن صالح باشد)؟

        • دعا کردم خدا سزایت را بدهد، چرا از دست من و خدا ناراحت می شوی؟
          نکنی سزای خدا را هم قبول نداری؟
          هر موقه جواب سؤالات را دادی حرف می زنیم.

          • ۱- نقل است که حضرت پیامبر (ص) ابا داشتند از نهی بچه ای از خوردن خرما چون آن روز خود حضرت خرما خورده بودند. این بحث اجرای قانون اساسی را کسی باید ادعا کند که در عمل خودش پایبندی اش به قانون را نشان داده باشد.
            ۲- کسی مشکلی با حرف زدن ایشان در مورد کلیات مسائل فرهنگی ندارد. اما وقتی در سخنان شان ایراد می گیرند از دیگران که چرا وارد مسائل “راه و ساختمان” یا “ترافیک” می شوند (که تخصص ایشان است) و با این چماق تخصص دیگران را می کوبد، خوب توقع این است که خودشان هم در ریز مسائلی که تخصص ایشان نیست وارد نشوند. از جمله در مورد مسائل مذهبی که چندین بار تا به حال صدای علما را در آورده و یا در مسائله حجاب و برخورد نیروی انتظامی با هنجار شکنی ها.
            ۳- رئیس جمهور موظف است در تفسیر قانون اساسی به شورای نگهبان مراجعه کند وقتی که اختلافی در تفسیر آن بین قوا پیش می آید. این بحث شورای نظارت بر قانون اساسی و اینکه آیا مصداق دخالت قوا در یکدیگر است یا نه را هم طبق همین قانون اساسی باید شورای نگهبان تشخیص بدهد.
            ۴- در جریانات درگیری روزنامه ایران به گوش رسید که برخی گردن شان در مقابل قانون کلفت است. و در سخنرانی مجلس دیدیم که ظاهرا برخی پشت برخی گردن کلفتی های قانون شکنانه می ایستند. اجرای قانون و دفاع از آن و حرف زدن در مورد آن تا وقتی که به نفع ما باشد که هنر نیست. وقتی مثل اقای رضایی در جریان انتخابات نشان دادیم که تابع قانون هستیم (هر چند مخالف میل و نظرمان باشد) آن وقت مردم حرف ما را در مورد اجرای قانون جدی می گیرند. اما اگر در مقابل دستور ولی فقیه در مورد دوستان نزدیک مان سرپیچی کردیم و آن را دور زدیم و به جای برکناری، آن فرد خود استعفا داد مردم شک می کنند. و یا در جریان دیگری وقتی حکم ابقا وزیری را که بر کنار کردیم از طرف آقا امد و ما ناگهان به حالت قهر خانه نشین شدیم و حتی صحبت استعفا را مطرح کردیم (به استناد صحبت های حجه الاسلام آقا تهرانی) آنهایی که ولایت مدار هستند بد جوری برای شان سوال ایجاد می شود که هدف پشت این مثلا “اجرای قانون” چیست؟ این ها را گفتم تا متوجه باشید که مشکل اجرای قانون نیست. مشکل سابقه نه چندان خوب برخی مدعیان است.

    • برای ریاست سازمان تامین اجتماعی، چه مدرکی باید داشت؟ لیسانس تامین اجتماعی؟!
      اگر سابقه مرتضوی را در نظر بگیرید، می فهمید که چرا برای این سمت انتخاب شده است.
      مرتضوی در زمان قوه قضاییه به قاطعیت در برخورد معروف بود و بعد هم با همین دیدگاه به سازمان مبارزه با قاچاق رفت تا این برخورد را ادامه دهد. پس مطمئنا در سمت جدیدش نیز انتظار همین برخورد قاطعانه را دارند که اتفاقا با جایی که منصوب شده است همخوانی بسیاری دارد.
      سازمان تامین اجتماعی، دارای بزرگترین سرمایه نیمه دولتی کشور است که درآمد خوبی برای کانون های قدرت و ثروت داشته است.
      شکی هم نیست که با این سرمایه هنگفت، احتمال خلاف زیاد است و قاعدتا محل خوبی برای متهم کردن دولت پاکدست و انقلابی به فساد است. اما جالب است که بدانید “هیئت رئیسه مجلس” با تحقیق و تفحص از آن مخالف است!!
      مصاحبه چند ماه پیش رییس کمیته تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی مجلس با خبرگزاری مهر : ” … در حالی که داشتیم به سرنخهای بیشتری در این پرونده بزرگ اختلاس پی می بردیم هیئت رئیسه مجلس از ادامه تحقیق و تفحص جلوگیری کرد. …. از روز اولی که طرح تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی آغاز شد بلافاصله با فشارهای سیاسی از سوی بسیاری از چهره ها و حتی هیئت رئیسه مجلس مواجه شدیم … متاسفانه هیئت رئیسه مجلس به هیچ عنوان با تیم تحقیق همکاری نداشت و موانعی را سد راه ما می کرد. حتی زمانیکه از یک شرکت خواستیم تا اسناد بلاتکلیفی ۷۰ میلیارد تومان از سرمایه خود را ارائه کند هیئت رئیسه مجلس دستور داد تا کار همانجا متوقف شده و دیگر ادامه ندهیم؟”

      حالا می فهمید که چرا بعضی ها با انتصاب یک فرد قاطع در این سمت مخالفند؟!
      اتفاقا با توجه به قاطعیت قاضی مرتضوی و لزوم پاکسازی این معدن سرمایه، با انتصاب ایشان موافقم و از ایشان در مقابل کانون های قدرت و ثروت حمایت می کنم.

      • ایراد اصلی و به جایی که به انتصاب مرتضوی گرفته می شود این است که ایشان الان سر جریان کهریزک متهم است. در گزارش مجلس هم اسم ایشان صریحا به عنوان یکی از متهمین آمده. چرا باید کسی را که اینگونه در افکار عمومی زیر سوال است در جایی منصوب کرد؟

        • به نظر شخصی بنده، پدیده کهریزک در اشلی نیست که متهم اصلی آن یک مدیر مرتبط با آن باشد. مرتضوی اگر هم واقعا متهم باشد که باید اثبات شود، در این قضیه به عنوان سپر بلا و کسی که همه کاسه و کوزه ها بر سر او خراب می شود واقع شده است. وقتی فیلمی می سازیم و در آن تمام ضعفها و اشتباهات و خشونتهای نابه جا و زیاده از حدی که در برخورد با اعتراضات و اغتشاشات سال ۱۳۸۸ صورت گرفته را به عوامل بیگانه و جاسوسان نسبت می دهیم و وقتی ماجرای کهریزک را به سوءمدیریت یک مدیر میانی تقلیل می دهیم، باید باز هم منتظر حوادثی مثل کوی دانشگاه و کهریزک باشیم.

          • آنچه در مورد بازداشتگاه کهریزک کمتر مورد توجه قرار می گیرد اینست که این بازداشتگاه ماهها زیر نظر نیروی انتظامی برای تنبیه اراذل و اوباش مورد استفاده قرار گرفته و مدت حضور فتنه گران فقط چند روز بوده.
            آنچه باعث ناراحتی شدید است اینست که به هنگام انتشار خبر درگذشت روح الامینی، مقامات ارشد نیروی انتظامی براحتی و با اعتماد به نفس علت فوت را بیماری “مننژیت” اعلام کردند .
            با توجه به اینکه مامورین مستقر در آنجا افرادی غیر سیاسی و درجه دار جزء بوده اند و طبعا باید از عواقب عمل خود بترسند، این سوال پیش می آید که چرا نمی ترسیدند و چرا خطر ارتکاب قتل عمد را درک نمی کرده اند؟ در جواب این سوال یک احتمال دردناک به ذهن می رسد. آیا ممکن است قبلا هم در بین اراذل و اوباش محبوس در آنجا متوفی داشته باشیم و علت فوت “مننژیت” اعلام شده باشد و همین سبب نترس شدن مامورین شده باشد ؟
            امیدوارم لجاجت دکتر احمدینژاد در انتصاب مرتضوی سبب شود دادگاه رسیدگی به جرائم کهریزک فعالتر شده و با شدت و دقت بیشتر به این موضوع رسیدگی کند.

        • از ۴-۵ سال پیش هم که باند زاکانی و توکلی و … با مرتضوی درگیر بوده اند به خاطر اتهام او در کهریزک بوده است؟!
          برادر مشکل همان جایی است که عرض کردم، وگرنه مرتضوی قبل از این هم پست مبارزه با قاچاق را داشت و مشکل فقط آمدنش بر سر این “پست خاص” است.

  4. {حذف شد}
    متاسفانه ایشان با اطلاع از این موضوع که پایگاه مردمی ایشان غالباً در میان قشر محروم و روستایی و با سطح سواد کمتر از متوسط جامعه می باشد به راحتی دروغ می گوید و ایجاد هیاهو وعوامفریبی می کند .
    توقع از شما آقای حامد فتاحی عزیز به عنوان فردی تحصیل کرده و با ایمان این است که بیشتر در مطالبی که منرج می کنید و مهر تایید بر آن می زنید تامل فرمایید و اصولاً هر مطلبی را به این راحتی قبول نکنید.

    • با تشکر از نظر لطف شما، به خاطر همین توقعی که از من می رود با حذف قسمت عمده کامنت شما، مهر تایید بر آن نزدم. البته اگر وقت و دل و دماغ بحث با شما را داشتم کامنت شما را تایید می کردم و با هم بحث می کردیم. فقط به عنوان یک نمونه، شما منکر شکنجه در سیستم قضایی شده اید. بله، شاید به شکل ساواک رژیم طاغوت، شکنجه ای وجود نداشته باشد، ولی آیا به نظر شما، بازداشت چند ده روزه و انفرادی یک فرد در یک فضای چند متری، شکنجه نیست؟ تازه این فرد، کسی است که سالها شاگرد خارج فقه رهبری بوده از و نزدیکان رئیس جمهور است. وای به حال کسانی که چنین قرابتهایی هم ندارند…

      • منکر شکنجه در کشور، منکر بدیهی ترین امور جاری کشور است. شکنجه زن سعید امامی را یادتان رفته که آنقدر شکنجه شده بود که استخوان کف پایش پیدا شده بود؟ این مورد نه در یک گوشه دور از انظار و در پرونده ای گمنام، که در ام القری و در مهم ترین پرونده روز کشور صورت گرفت.
        (امر مشتبه شده؛ بازداشت در خود توالت بوده یا منظور سلول انفرادی است)

    • حامد جان! این فردی که گفتی اون جوری شکنجش کردن، امیری فر هست؟ خبرش موثقه؟
      اگه این جوری باشه که باید گفت: “و علی الجمهوری الاسلامی السلام”
      همین امروز خبری را خوندم که هزاران آمریکایی مسیحی، یهودی و حتی بی خدا در اعتراض به کشته شدن یک زن مسلمان، حجاب اسلامی بر تن کرده اند.
      باید غیرت را از یهودیان و لامذهبان آمریکایی یاد بگیریم….

  5. اقای فتاحی از شما اجازه می خوام که بعد از انتشار هر مطلب جدید در ارمانشهر من هم اون مطلب رو در دولت حق با ذکر نام خود شما و ارمانشهر منتشر کنم. چنین اجازه ای به من می دید؟؟؟

  6. رییس قوه قضاییه بنا به شواهدی که هرگز علنی نمیشود ،قطع به یقین توسط مجلس خبرگان تعیین میشود و از آنجا که طبق قانون اساسی ،رهبرموظف به اجرای رهنمود های مجلس خبرگان است ، حکم رییس قوه قضاییه را که توسط مجلس خبرگان پیشنهاد و تعیین شده را صرفا امضا میکند.هم آیت اله یزدی هم هاشمی شاهرودی هم آملی لاریجانی از اعضای هییت رییسه خبرگان یا بوده و یا هستند.سوال بنده این است که چرا ما از نقش مجلس خبرگان به طور کلی غافل شده ایم و فکر میکنیم که هیچ توصیه و فشاری روی رهبر ندارند؟آیا واقعا رفسنجانی،حسن روحانی، یزدی،مهدوی کنی،آملی لاریجانی و … سید علی را به عنوان ولی فقیه خود قبول دارند؟به نظر شما این افراد تابع محض رهبرند و به او هیچ توصیه و رهنمود و یا تحمیل عقیده ای نمیکنند؟

    • این “شواهدی که هرگز علنی” نمی شود را شما از کجا می دانی؟ علم غیب داری یا به دستگاه های اصلاعاتی قوی وصلی؟ شاید هم داری از روی هوی حرف می زنی همین جوری؟ نوشتی:
      “رییس قوه قضاییه بنا به شواهدی که هرگز علنی نمیشود ،قطع به یقین توسط مجلس خبرگان تعیین میشود و از آنجا که طبق قانون اساسی ،رهبرموظف به اجرای رهنمود های مجلس خبرگان است ، حکم رییس قوه قضاییه را که توسط مجلس خبرگان پیشنهاد و تعیین شده را صرفا امضا میکند.” دقیقا همین ها را ذیل نوشته قبلی منتشر کرده بودی. اگر سندی نداری برای این ادعاها ساکت شو. اگر هم سند داری ارائه کن ما هم از گمراهی در بیاییم.

  7. سوال دیگری که تصدیقی بر ادعای بنده است.
    چگونه مدیریت غیر مستقیم رهبری بر مسایلی همچون انرژی هسته ای،پروژه های فضایی،سیاست خارجی،سلولهای بنیادی ، تکنولوژی لیزری،موشک سازی،ناوهای جنگی ،پیشرفت های نظامی،مسایل پزشکی و…… باعث رشد چشمگیر و بالندگی خیره کننده این عرصه ها شده اما قوه قضاییه همچنان در مشکل قدیمی خود که اطاله دادرسی و طولانی شدن رسیدگی به شکایات مردم است اندر خم یک کوچه مانده است و بماند دهها مورد انتقاد وضعفی که که به این قوه وارد است و هر روز هم بر تعداد آنها افزوده میشود.آیا ضعف این قوه در مقایسه با نهادهای فوق الذکر خود گویای این مطلب نیست که قوه قضاییه توسط قدرت یا قدرتهای دیگری که کمتر توجهی به دغدغه ها و رهنمود های رهبری دارند اداره میشود و صرفا اطاعت و منصوب بودن از جانب رهبری نمایشی است برای اینکه خود را از آماج انتقادات مصون بدارند ؟

    • صدا و سیما چی؟ نکند رئیس صدا و سیما را هم یک عده “قدرت ها” بر رهبری تحمیل می کنند؟ کلا برخی ها یا دنبال ایجاد اختلاف در جامعه هستند یا متوهم هستند. شما ظاهرا اصلا در باغ نیستی و خبر نداری قوه قضائیه چه سازمان بزرگی است و از تعداد پرونده ها و نظام قضایی زیاد اطلاعی نداری. شاید هم نمی دانید که نظام قضا مانند فلان سازمان و اداره نیست که از بالا دستور بدهند و همه قاضی ها بگویند چشم. تا به حال گذرت به دادگستری افتاده؟ چند بار تا حالا دادگاه رفته ای تا شلوغی و حجم کار را ببینی؟
      در ضمن آیت الله لاریجانی قبل از قوه قضائیه در شورای نگهبان بود. یعنی نشان می دهد (به نظر بنده) آقا از مدت ها قبل ایشان را در نظر گرفته بودند و عمدا در شورای نگهبان بودند تا آمادگی بیشتری برای این کار پیدا کنند.
      باز منتظر سند و مدرک هستیم برای این ادعاهای عجیب و تکراری شما.

      • تا به حال از مردم کسی را ندیده بودیم که به آملی لاریجانی بگوید آیت الله آملی لاریجانی ،یعنی مردم از این پیشوندها برای ایشان استفاده نمیکنند،و به این صورت از ایشان دفاع نمیکنند،مگر کسی که نسبت،منصب یا منفعت مستقیم یا غیر مستقیم از ایشان دارد.

        • شما بروید در مورد سواد ایشان و تالیفات ایشان کمی تحقیق بکنید بعد اظهار نظر کنید لطفا.
          در مورد الفاظ آیت الله یا حجه الاسلام هم این ها بیشتر تشریفاتی است. مشکل اگر با تغییر این القاب حل می شود (که البته حل نمی شود برای شما) بنده می گویم حجه الاسلام لاریجانی. بد نیست نامه آقا به ایشان را مرور کنیم:
          http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=7808

    • فکر میکنم مشکلات اداری و بی نظمی های موجود در مراجع قضایی به این علت است که مدیران قوه قضاییه “مدیر” نیستند ، بلکه “قاضی” هستند ؛ یعنی آشنایی زیادی با علم “مدیریت” ندارند.
      ——————————-

    • اینطورها هم که شما می گویید نیست، عقب نشینی ذلت بار ایران در قضیه هسته ای در زمان خاتمی را یادتان نیست؟ اصولا اگر بخواهیم اینطور بحث کنیم و همه ی اشتباهات را به خاطر اعمال فشار بدانیم و فقط پیشرفتها را به رهبری نظام نسبت بدهیم هیچ وقت ریشه مشکلات پیدا نخواهد شد. ضمن اینکه ایشان به عنوان رهبر جامعه اسلامی نباید در برابر این همه ظلمی که در دستگاه قضایی می شود سکوت کنند چه رئیس آن تحمیلی باشد چه خودشان انتخاب کرده باشند. عدالت مهم ترین چیزی است که اگر در جامعه ای این چنین بی ارزش شود دیگر انتظار هیچ ارزش و اخلاقی را در آن جامعه نمی توان داشت و قوه قضائیه یکی از مهمترین ارکان اجرای عدالت. وجود شکنجه گاه، بازداشت های غیرقانونی، عدم برخورد با مفسدان اصلی و آقازاده ها، برخوردهای انتظامی در مقوله فرهنگ و بسیاری موارد ریز و درشت دیگر همه مصداق این است که قوه قضائیه مردم را از اجرای عدالت در این کشور مثلا اسلامی ناامید کرده است، آیا هزینه ای بالاتر از این باید بر نظام تحمیل شود تا سکوت ها بشکند؟

  8. منظورم اولین نظری است که گذاشتم. فقط همان جمله “طبق همین قانون اساسی که از نظر ایشان مترقی است وظیفه تفسیر قانون اساسی بر عهده شورای نگهبان است نه رئیس جمهور.” بماند. اگر هم که فکر می کنید لازم نیست پاک شود بگذارید باشد.

  9. من فکر می کنم صلاحیتی که مرتضوی برای تامین اجتماعی داره مثل صلا حیتی هست که مرحوم کردان برای مدیریت در سطوح بالا داشت.من و شما فکر می کنیم این جور انتصاب ها موجب حاشیه سازی میشه ولی واقعیت چیز دیگری هست و اتفاقا ریشه ی حساسیت های عجیب برای این افزاد به خاطر اینه که دقیقا همین افراد در برابر باند قدرت و ثروت می ایستند.شما برین حتما سخنرانی آتشین دکتر را در اولین سفر استانی دور چهارم بخوانید.(مخصوصا انجایی که در مورد کردان صحبت کرد)

    • لطفا مطالب را با هم قاطی نکنید و به اصطلاح خلط مبحث نکنید. مرحوم کردان اول از مجلس رای اعتماد گرفت و وزیر کشور شد. ولی مسئله سر مدرکی بود که بعدا تقلبی بودنش اثبات شد. مرحوم کردان متاسفانه سر جریان آن مدرک کذایی بر صحیح بودن مدرکش اصرار داشت و اگر همان موقع اصلا ادعای داشتن دکتری نمی کرد و یا بعدا دفاع نابه جا نمی کرد شاید وزیر کشور باقی می ماند. استدلال مجلس این بود که چنین فردی که دروغ گفته و با نداشتن حداقل صلاحیت علمی لازم جعل مدرک کرده آیا می تواند در چنان پست مهمی قرار بگیرد؟ جالب است که اکثر استیضاح کنندگان مرحوم کردان اصول گرایان بودند و جالب تر اینکه همان زمان اصلاح طلبان زیاد دل شان نمی خواست ایشان برود چون انتخابات نزدیک بود و می خواستند از همین نقطه ضعف اصل انتخابات را زیر سوال ببرند (و دیدیم که همین طور هم شد و سر جریان انتخابات چه جنجالی به پا کردند). حال تصور بکنید آن همه تهمت تقلب را سبزها می گذاشتند کنار وزیر کشوری که علنا ادعای دروغ کرده بود و مدرک جعلی داشت! چه می شد؟
      اگر دنبال مقصر می گردید بروید یقه آنهایی را بگیرید که کردان را حل دادند وسط میدان. بعد قطعی شدن تقلب و اعلام رسمی جعلی بودن مدرک دکترای ایشان خیلی ها سعی کردند مسئله به استیضاح کشیده نشود. اما برخی نه گذاشتند آن مرحوم استعفا بدهد و نه بر کنارش کردند. گفتند محکم بایست! و ایستادن همان و ابرویی که از نظام رفت همان.
      من نمی دانم برخی دیگر چه طور این واضحات را انکار می کنند. جدا تعجب می کنم افرادی ادعای مسلمان بودن بکنند و عدالت خواه هم خودشان را بنامند و باز از اعمال خلاف و دروغ گویی دفاع کنند با برچست جذاب مقابله با “باند قدرت و ثروت”.
      البته همین ایراد به اقای لاریجانی هم وارد است که مرحوم کردان مدت ها با مدرک جعلی زیر دست ایشان کار می کرده. ولی باز اینکه یک فساد و دروغی آشکار بشود و عده ای به جای عذر خواهی گردن کلفتی بکنند جای تعجب دارد. اگر کار لاریجانی غلط بوده، کار برخی ها هم که فهمیدند مدرک جعلی است غلط است. این واضحات را که دیگر نمی شود انکار کرد.

      • در مورد مرحوم کردان به جز دکتر احمدی «تنها مسئولی که از مرحوم کردان حمایت کرد و وی را مظلوم نامید حضرت امام خامنه ای بودند.سایت دفتر اقا مراجعه کنید و به سخنرانی روز بعد از استیضاح کذایی گوش بدهید.اگر هم تمایل داشتید مصاحبه ی مرحوم کردان با سایت نظام اباد را بخوانید.ولی منظور من این چیز ها نیست اتفاقا یکی از علل حمله به مرحوم کردان مقاومت در برابر فساد در وزارت نفت بود که دکتر احمدی نژاد گوشه ای از آن را در او.لین سخنرانی دور ۴ سفرهای استانی گشود.مقابله با اژدهای هفت سر فساد تبعاتی هم دارد که رفتن آبرو یکی از این تبعات است.

          • ((وقتى رحمت الهى براى ما پیش خواهد آمد که مواظب و مراقب خودمان باشیم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام کردنمان، مراقب تبلیغاتمان. این فضاى بى بند و بارى در حرف زدن، در اظهارات علیه دولت، علیه کى‌ به خاطر اغراض، اینها چیزهائى نیست که خداى متعال از اینها به‌آسانى بگذرد. آن وقت کسانى خطا میکنند، خداى متعال «و اتّقوا فتنه لا تصیبنّ الّذین ظلموا منکم خاصّه»؛(۷) بله اینجورى است. بعضى از ظلمها، بعضى از کارها هست که نتیجه و اثر آن دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را میگیرد؛ بر اثر رفتار یک عده‌اى که در گفتار خودشان، در عمل خودشان، در قضاوت خودشان ظلم میکنند. باید مراقب این چیزها بود.))
            بیانات امام خامنه ای در ۱۵ آبان ۱۳۸۷ روز بعد از استیضاح مرحوم کردان
            http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=4205

          • به گزارش رجانیوز، آیت‌الله نظری از علمای برجسته مازندران هنگام تدفین کردان اعلام کرد روز گذشته آیت‌الله طبرسی نماینده ولی‌فقیه در استان مازندران و امام جمعه ساری روز گذشته به محضر رهبر انقلاب رسیدند که در این دیدار درخصوص مرحوم کردان نیز صحبتی به میان آمده بود.
            وی ادامه داد: رهبری درباره مرحوم کردان فرمودند “آقای کردان خدمتگزاری خوب برای انقلاب بود و ایشان مظلوم واقع شد، سلام و تسلیت مرا در این زمینه به مردم مازندران برسانید.”
            http://www.rajanews.com/detail.asp?id=40376

  10. روی کاغذ ماقوانین مترقی زیاد داریم مشکل اونجاست که مجری صالح برای اجرای قوانین کم داریم درهمه زمینه ها دریک قائده کلی وقتی ماشین یاابزار یا هوش مصنوعی جای نیروی انسانی را بگیرد باکمترین اشتباه یا لغزش موبه مو همه قوانین به اجرا درآمده است برای نمونه ورود و خروج پرسنل ادارات دولتی و خصوصی …ایکاش قانون انتخابات با استفاده از ابزار و تکنولوژی هوش مصنوعی به مرحله اجرا دربیاید هروقت دخالت این موجود دوپا یک سردوگوش بمیان آمد قوانین مترقی لگدمال شد

  11. سلام
    خطاب به خانم شیدا جاوید
    این آخرین پاسخم در زمینه بحث استخدام هست:
    نخیر انگار شما می خواهید هرطور شده حرف حق!!! خودتون به کرسی بنشانید
    بنده اگه این طور توضیح میدم چون هم آزمون های استخدامی نهاد های نظامی و شرکت ها و بانک های خصوصی و نهاد ها و ارگان های دولتی شرکت کردم و تجربه خیلی زیادی در زمینه دارم و حتی نوع سوالات و آزمون ها و مصاحبه های هر سازمان هم میدونم تجربه ۲ساله تا جایی که بعضی ها قبول نهایی شدم و در نهایت انصراف دادم
    کاملا با نوع آزمایشات پزشکی و گزینش و …. آشنا هستم
    حرف من اینه: در همه دنیا برای دادن مسئولیت به افراد معیار قرار می دهند و فرد متقاضی باید حداقل صلاحیت در اون رشته مورد تقاضا داشته باشه که شامل صلاحیت علمی و جسمی و اخلاقی میشه و این با تفتیش عقاید که مثلا فردی در جامعه زندگی عادی خود داره فرق داره و السلام

    • از نظر من، انجام معاینات پزشکیِ غیرضروری در مشاغل غیر حساس هم مثل مصاحبه های عقیدتی تفتیش محسوب میشه! همین الان کسانی را میشناسم که با وجود نقض عضو اما به خاطر داشتن پارتی استخدام شده اند. ضمن اینکه کشور ما با کل دنیا خیلی فرق داره. چطور برای توجیه این چیزها، به روال کل دنیا باید استناد کنیم اونوقت برای توجیه یکسری دیگه از کارهامون، کل دنیا میشن دشمن و بلاد کفر و این چیزها؟

      • @};- خانوم جاوید!
        اگه می خواهید خودتونو گول بزنید که هیچ!
        اما خودمونیم همین الان می تونی تو هرکدوم از شرکتهای معتیر “حتی خصوصی” غربی به قول بعضی ها بلاد کفرو شاید به نظر شما یا دیگرانی مهد آزادی درخوست کار بفرست!
        کافی بفهمن یه کمونیست یا مسامان بنیادگرایی!! چی فکر می کنی!
        ………….نه نه دلیل تراشی نکن لطفا!!!
        جریان “مک کارتیسم” یادآوری می کنم!کافی سرچ کنی!اینو که دیگه آخوندا یا حزب الهییا نساختن!
        از توهمه آرمانشهر گونه ی غیر منطقی و مالیخولیاییه بی بند وبار در بیا !!!

        • ببینید من مایل نیستم که وسط بحث شما نرخ تعیین کنم ولی در اینکه در مصاحبه ها و تحقیقات برای استخدام و … یک سری تندروی ها می شود شکی نیست. یکی از آشنایان درجه یک بنده که سوپر حزب اللهی است، به شکلی که مثلا به دیوار اتاق شخصی اش در منزلشان، سه عکس مختلف از مقام معظم رهبری، عکسی از سید حسن نصرالله، عکسی از شهید چمران و پرچم حزب الله لبنان نصب است می گفت برای استخدام در یک شغل، به دوستانم که در فرم معرفی شان کرده بودم برای تحقیق مراجعه کرده بودند. از دوستانش پرسیده بودند، آیا ایشان شلوار جین هم می پوشد؟ حالا جالب اینجا است که ایشان گاهی شلوار جین هم می پوشد. فرض کنید دوستان ایشان، حقیقت را گفته بودند و با پاسخ درست به این سئوال، ایشان از این کار محروم شده بود. انصافا در مورد ایشان، پوشیدن شلوار جین، ملاک سالم بودن یا ناسالم بودن بوده است که بر اساس جواب چنین سئوالی، آن ارگان بخواهد از وجود یک نیروی حزب اللهی خودش را محروم کند؟ یا پرسیده بودند آیا همسر ایشان چادری است؟ البته همسر ایشان چادری است ولی مگر کم هستند افرادی که حزب اللهی هستند ولی به هزار و یک دلیل، مثلا فرض کن اختلاف سلیقه یا لجبازی همسرشان، همسرشان چادری نیست؟ آخر این شد ملاک سلامت و تعهد؟ البته از این نمونه ها فراوان است.

          • نه عزیز سوبرداشت تشه!
            من می خوام بگم همونطورکه عدهای مریض یا مغرض یا کج فهم یا متوهم یا….در برابر قوانین مصرح شرعی یا عرفی یا در برابر تصمیمات جمهور مردم می ایستند یا چوب لای چرخ می گذارند!
            یا بطور کلی به تعبیر جامعه شناختی بی هنجاری مطلق درجامعه یا ساختارهای اجتماعی به دلیل خاصیت امر واقع بودن نه اتفاق می افته ونه اصلا شدنیه!فقط می شه اونو تعدیل کرد در مرور زمان!والته اینکه از بعضی برخوردهای سلیقه ای یا حتی “قانونی غلط”ناراحت باشیم وخواستار اصلاح آن حق ما وشماست. @};-

  12. سلام
    خارج از بحث:
    سایت الف امکان ارتباط و پاسخگویی در اختیار آلن ایر سخنگوی فارسی زبان امورخارجه و افسر اطلاعاتی امریکا قرار داده
    سوال:فکر می کنید جرم کسانی که امکانات و زمینه برای انجام ماموریت یه افسر اطلاعاتی امریکا فراهم کردن چیه و می تونه چه مجازاتی داشته باشه؟

    • قضیه ارتباط گیری اینها خیلی مهم است که همه “قبیله گرایان” چشمشان را روی آن بسته اند و خطرش را برای کشور نادیده می گیرند.
      فرض کنید به جای الف، کسی این کار را کرده بود که یکبار از ۱۰۰ متری مشایی رد شده بود، آن موقع چه جنجالی راه می انداختند؟ چگونه همه شان نگران اسلام و کشور می شدند؟
      هر تهمتی که مخالفین دولت دکتر احمدی نژاد به ایشان و دولتش زده اند به خودشان برگشته است به درستی که خداوند مکر مکرکنندگان را به خودشان باز گردانده است.
      چقدر توکلی و الف و کیهان و … سعی کردند دولت را به ارتباط با آمریکا متهم کنند و حالا خودشان . . .
      مطمئنم که ان شاالله بعد از این هم خداوند به مومنانش یاری می رساند

    • سلام.
      سایت الف حدود یک روز این چیزی را که شما می گویید “ارتباط” روی سایت گذاشت ولی بعد اعتراض سایت هایی مثل رجانیوز آن را حذف کرد. رجانیوز هم ظاهرا لینک اعتراضی اش را حذف کرد. یک اشتباهی شده و بعد سریع جبران کرده اند.

      • سلام
        تو اصل قضیه فرقی نمی کنه چون این کار صورت گرفته چه یک ساعت چه یک روز و یا یه ماه،میگید یه اشتباهی شده پس جدی نگیریم انشاله گربه بوده فرض کنید رجانیوز اعتراض نکرده بود(البته بقیه قبیله گرایان که احتمالا فقط نظارگر) اونوقت این دوستان الف به اشتباه سهوی خودشون حتما ادامه میدادند!
        و یه نکته چرا فقط برای قبیله گران و اقتدارگرایان این جرایم مشهود حالا یه اشتباهی بوده و بیخیال؟؟!!
        چرا زمانی که مشایی یه حرفی میزد نگفتید حالا یه اشتباهی بوده و جبران کرده؟(البته مشخص نشد سایت الف چطور این اشتباهشو جبران کرد با معذرت خواهی یا…)

      • جناب بی وطن!
        مطمئن باش همون دقایق اول ارتباط ئ اطلاعاتشون گرفتن!
        این هم از بزرگان مخالفان جمهور مردم که نشان دادن که نه مغزامنیتی دارن و تحلیل منصفانه !!شماهم نشون دادی که یه ماله کش سیاسی هستی واصلا نباید حرفا و نظراتتونو جدی گرفت!!
        راستی تا یادم نرفته:وطن یعنی هویت.!!!!!!! @};-

        • آقا رضا. من ماله کش سیاسی، منحرف، خبیث، وابسته به قبیله گراهای سیاسی و… اصلا نمی دونم هر چی شما می گی (از این القاب توی جیبت هر چی داری بزن روی بنده). اما حرف حساب را که نمی شود با این چیزها وارونه کرد. قصدم تشبیه نیست. اما در تاریخ ببین چه مدت بنی امیه ملعون روی منبر نماز جمعه مولا علی (ع) را لعن کردند؟ اصلا جز واجب نماز جمعه شده بود لعن علی! ولی وجود مبارک و نورانی علی (ع) که مظهر حق بود الان کجا و بنی امیه الان کجا هستند؟
          بنده قصدم تشبیه شخص خودم با علی (ع) نیست. بلکه می گویم حرفی اگر درست باشد با برچسب زدن و تهمت زدن و توهین کردن نمی شود پنهانش کرد.
          بنده یک جمله گفتم که سایت الف اشتباه کرد و بعد اشتباهش را با حذف مطلب جبران کرد. این حرف بنده اینقدر برای شما غیر قابل تحمل است؟
          سایرین قضاوت می کنند. اما تو را به هر چیزی که بهش اعتقاد داری این طرف و آن طرف با این روش و منش خودت را طرفدار نظام و احمدی نژاد معرفی نکن.

      • اگر معلوم شود که چطوری توکلی در عرض چند ساعت می تواند از دانشگاه معلوم الحال و انگیسی آکسفورد، استعلام بگیرد؟
        اگر معلوم شود که سایت توکلی چگونه می تواند با مامور امنیتی آمریکا ارتباط برقرار کند؟
        اگر معلوم شود که چرا در آستانه مذاکرات با ۵+۱، سایت فارس نیوز در صفحه اصلی اش با موسویان (که وزارت اطلاعات جاسوسی او را حتمی می داند) مصاحبه می کند و نظرات او را به عنوان کارشناس! درباره مذاکرات طرح می کند؟
        اگر معلوم شود که چرا در آستانه کنفرانس بین المللی مبارزه با تسلیحات در تهران، که جمهوری اسلامی را به جای متهم همیشگی، در جایگاه مدعی قرار می دهد، طرح استیضاح وزیر خارجه کشور از سوی توکلی مطرح می شود (که با واکنش تند مقام معظم رهبری روبرو شد) تا جایگاه بین المللی و متولی اصلی کنفرانس، آسیب ببیند؟
        اگر معلوم شود که چرا در آستانه اجلاس جوانان و بیداری اسلامی که دکتر احمدی نژاد به عنوان نماد بزرگ مقاومت، اصلی ترین سخنران آن است و امید جوانان مقاومت و بیداری اسلامی محسوب می شود، از سوی کیهان به تلاش برای موثر نشان دادن تحریم های آمریکا (در ماجرای ارز و سرمقاله سراسر دروغ و شیطانی شریعتمداری) متهم می شود تا وجهه ضدآمریکایی او برای جوانان مقاومت از بین برود و نقش ایران در بیداری اسلامی کمرنگ شود؟
        اگر معلوم شود که چرا در حالی که کردان مشغول مبارزه با سواستفاده های قرارداد کرسنت بود و نهایتا هم بیشترین تاثیر برای حل آن را گذاشت، بدون هیچ سندی از سوی کیهان به دلالی برای کرسنت متهم شد تا جلوی فعالیت های عدالت طلبانه اش گرفته شود؟
        اگر معلوم شود که چرا کیهان در ماجرای موسوم به ۳۰۰۰ میلیارد، سعی در گم کردن رد متهمان اصلی داشت و بدون هیچ سندی اطرافیان دولت را متهم کرد و در حالی که مدعی داشتن اسناد غیرقابل تردید درباره دزدی مشایی و … بود، حتی تا امروز یکی از آن اسنادموهومش را به قوه قضاییه ارائه نکرده است و تنها باعث انحراف افکار عمومی شد؟

        اگر این ها معلوم شود، آن وقت می توان گفت که چه کسانی به کجا وصل هستند
        آن وقت دلایل بسیاری از رفتارها ضدامنیتی اصولگرایان مشخص می شود و سرمنشا دروغ های بزرگی که گفته اند معلوم می گردد.

        ارتباط گیری اصولگرایان با افسر اطلاعاتی-امنیتی آمریکا، “ننگ” و “نشانه” بزرگی است که پاک نمی شود و می تواند روشن کننده بسیاری از رفتارهای آنان باشد.

        • ببین همین جوری حرف بی حساب زدن که کاری ندارد. چند تایی را که می دانم می گویم تا مشخص شود در روش و منش اگر بدتر از مخالفان احمدی نژاد نباشی، بهتر از آنها نیستی (همان هایی که بحث جن گیری و فراماسونری بودن و این چیزها را به احمدی نژاد و اطرافیانش می چسباندند):
          ۱- در جریان مدرک جعلی و تقلبی مرحوم کردان، سایت احمد توکلی به عنوان یک سایت خبری به دانشگاه آکسفورد ای میل زد و جواب گرفت:
          http://alef.ir/vdcj8met.uqeyhzsffu.html?30692
          http://www.alef.ir/vdcb09bf.rhbgapiuur.html?30946
          این هم بیانیه دانشگاه آکسفورد:
          http://www.ox.ac.uk/media/news_stories/2008/080815.html
          حالا مشکل شما چیه؟ مشکل تان این است که چرا یک حقیقت مشخص شده است؟ یا مشکل شما این است که چرا دانشگاه آکسفورد به یک خبرگزاری جواب داده است؟ اگر اولی است که در مسلمان بودن خودت باید شک کنی. اگر دومی است باید بگویم که هر خبرگزاری دیگری هم که بود دانشگاه آکسفورد وقتی آبروی خودش را وسط ببیند جواب می دهد.
          شما در جریان نیستی چون خارج از کشور تحصیل نکرده ای. برو بپرس. اگر مدرکی از دانشگاهی خارجی بگیری وزارت علوم می تواند به صورت حقوقی و قانونی پیگیر اعتبار مدرک شما بشود و آن دانشگاه هم موظف به جواب دادن است. دانشگاه آکسفورد هم به دلیل بحث خبری به سایت الف جواب داد.
          اگر مدعی هستی احمد توکلی یا سایتش با انگلیس ارتباطی دارند مدرک ارائه کن والا برو بشین کنار همان هایی که بدون سند و مدرک به مشائی اتهامات شاخدار می زنند چون در نوع کار هیچ تفاوتی میان شما دو گروه نیست.
          ۲- سایت فارس نیوز رفته با موسویان به عنوان کارشناس مصاحبه کرده؟! کجاست لینکش؟ ما که در عهد خشایارشا زندگی نمی کنیم. لینک بده اگر ادعا می کنی. بنده هر روز، روزی چند بار تیترهای سایت های مهم از جمله فارس را مرور می کنم. همچین مصاحبه ای ندیدم.
          اگر منظورت این است:
          http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910113000159
          که اصلا مصاحبه ای در کار نبوده. موسویان یک مقاله نوشته در روزنامه Boston Globe و فارس آن را ترجمه کرده. همین!
          اگر بقیه تحلیل ها و تهمت هایی که سر هم کردی از این دست باشد که…
          ناراحت نمی شوی اگر یک چیز بگم؟ ولی این روش دقیقا مصداق روش “جوجه احمدی نژادی” هاست. کسانی که اختلافات را به دشمنی تبدیل می کنند و با جهل شان و احساساتی گری های شان نه تنها کمکی به احمدی نژاد نمی کنند بلکه او را از خدمت دورتر می کند.

          • جناب بی وطن، شما غیر از توهین، کار دیگری هم بلدی؟!
            چرا تا ازت سؤال می پرسند می گویی ایجاد دشمنی شده است؟! اگر شما با ادبیات توهین آمیزی که داری سؤال بپرسی و تهمت بزنی، در جهت مهرو محبت است و اگر ما مودبانه سؤالی بپرسیم در جهت دشمنی است؟!
            فحش های جوجمه احمدی نژادت هم دقیقا مثل اصلاح طلبان (به قول خودت کافر) است که به مخالفانشان جوجه مصباح و … می گفتند.
            متاسفانه فرقی بین شما و آنها نیست.
            از اینکه چندبار به طور ناخودآگاه، رفتارهای زشت اصولگرایان و آیت الله مصباح در زدن اتهامات شاخ دار را زیر سؤال برده ای هم خوشحالم و هم ناراحت. خوشحالم که از زشتی کار، خبر داری و ناراحتم که حاضر به اعتراف و عذرخواهی و جبران کار خودتان نیستی.
            ۱) اولا که الف وزارت علوم نیست تا استعلامش را جواب دهند (آن هم به این سرعت!) دوما حتی یک خبرگزاری نیست و در زمان استعلام مذکور که حتی سایت خبری خاصی هم نبود که آکسفورد ازش ترسیده باشد و به خاطر آبرویش، در عرض چند ساعت جواب یک سایت دون پایه را بدهد!
            چطوری الف در عرض چند ساعت، جواب استعلام را گرفت اما همان دانشگاه آکسفورد درباره جواب استعلام مهدی هاشمی، پاسخ درستی نداد؟!
            شما در کدام دانشگاه خارجی درس خوانده ای؟! دانشگاه آزاد، شعبه آکسفورد؟!
            ۲) شما درست می گویید. جمله ام یک اشکال جزئی دارد که به این صورت تصحیح می شود “چرا در آستانه مذاکرات با ۵+۱، سایت فارس نیوز در صفحه اصلی اش نظرات موسویان (که وزارت اطلاعات جاسوسی او را حتمی می داند) را به عنوان کارشناس! درباره مذاکرات طرح می کند؟”
            حالا جواب دهید.
            واقعا اشکال من، سر مصاحبه اش بود یا سر پوشش خبری خاص او؟!

            من ادعای ارتباط هیچ کس با هیچ کس را ندارم، چون واقعا باید مدرک داشت، حتی اگر درباره دشمنان باشد.
            فقط یک سری ماجراها را مطرح کردم. چون اتفاقات بسیار کوچکتر از اینها به عنوان سند انحراف و خیانت و … علیه دولت مطرح می شود و عده ای برای مطرح کنندگان آن به به و چه چه می کنند و طبیعی است که همان افراد باید الآن هم پاسخگو باشند.
            تاسف برانگیز است که اتفاقات بسیار کوچکتر از این ماجراها از سوی شریعتمداری و برخی نمایندگان و تریبون داران به عنوان نشانه رابطه با غرب مطرح می شود و خودشان بدتر از آن عمل می کنند و از یاد می برند که با همین منطق، چقدر زیر سؤال هستند!
            راستی نفرمودید که چرا همزمان با سخنان هاشمی درباره ارتباط با آمریکا، سایت توکلی با ماموران امنیتی آمریکا ارتباط برقرار کرده است؟!

            + از اینکه کلامم مودبانه بود و نتوانستم مانند شما به مخاطبم توهین کنم، خدا را شکر می کنم.
            + من از آقا حامد می خواهم که نظر http://qods.info/?p=3864#comment-10463 بنده را حذف کند، زیرا هدفم صرفا ارائه یک سری مسائل بود تا نشان دهد که به صرف گمان و با استناد به یک سری نشانه، خیلی های دیگر هم می توانند زیر سؤال بروند و به ارتباط با آمریکا متهم شوند، اما به نظر می رسد که نظر بنده، حتمیت ارتباط را نیز داشته که مد نظر من نبوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<