نظرسنجی

در ستون سمت چپ وبلاگ، یک نظرسنجی گذاشته ام که ممنون می شوم در آن شرکت کنید.
نام گزینه های نظرسنجی را به ترتیبِ الفبای اولِ نام خانوادگی شان گذاشته ام.
سعی کرده ام از هر کدام از چهار جریان سیاسی مطرح کشور (اصلاح طلبان، اصولگرایان، راستگرایان و عدالتخواهان – تقسیم بندی و نامگذاری از خودم است و بحث بر سر آن باشد برای فرصتی دیگر) بیشتر از یک کاندیدای احتمالی را در نظرسنجی بگذارم تا ضمن روشن شدن وزن هر کدام از کاندیداها، وزنِ جریان سیاسی متبوع آنها هم از نظر خوانندگان وبلاگم روشن شود.
ضمنا به این امر واقف هستم که کاربران اینترنت در ایران، به هیچ وجه، مشتِ نمونه خروار از مردم ایران نیستند و از این رو، نظرسنجی های اینترنتی نمی توانند ارزیابی و تخمینی از نظر کل مردم ایران قلمداد شوند. چه رسد به خوانندگان یک وبلاگ یا سایت خاص که گرایشهای خاص خود را دارند. پس این نظرسنجی، بیشتر از اینکه برای راه یافتن به نظر مردم ایران باشد، برای شناختنِ گرایش سیاسی خوانندگانِ وبلاگِ خودم هست.
مدت این نظرسنجی تا یکماه دیگر، یعنی پایان روز ۱۸ اردیبهشت خواهد بود.

116 دیدگاه در “نظرسنجی

  1. سلام احسنت. کار درست رو درست آغاز کردید.
    بی ربط به موضوع: البته انتظارش میرفت:
    http://ilna.ir/AKS.aspx?id=252697#location1
    ردیف دوم از سمت راست اولین تصویر.
    یاد برخورد ۱۴ خرداد احمدی با هاشمی (به عنوان نماد تفرعن و تکبر در اذهان خیلی از ماها) بخیر.

      • منظورم آقا مهدی خورشیدی داماد دکتر بود دیگه!
        باور نکرده بودم سمت پیشنهادی در مجمع رو پذیرفته باشه.
        ضمن اینکه شخصا در مورد آقای جلیلی و قرابتش با دکتر زیاد مطمئن نیستم.
        در ایام دورکاری دکتر با دوستی که در دفتر «ماهنامه راه» در مشهد کار میکرد بحثم شد اولین بار شایعاتی که کمی بعدتر توی رسانه ها خصوصا رسانه های مرتبط با سپاه و افرادی که بعدا شدند جبهه پایداری منتشر شد و جنجال به پاکرد رو از زبون ایشان و به نقل از «وحید جلیلی» شنیدم. بخشی از اون مربوط به اختلاف دکتر با سعید جلیلی بود.

          • اگر لطف کنید منبع این نقل قول رو ذکر کنید ممنون میشم.
            راستش حقیقت اینه که بعد از وقایع یک سال گذشته برایم خیلی سخت است که باور کنم یک نفر همزمان بتواند مورد اعتماد
            «بیت رهبری» و بالتبع سپاه و از طرف دیگر رئیس جمهور باشد.

          • پاسخ به حامد:

            به قول آقای قرائتی بسمه تعالی نه! :lol:

            برادر من. ما که شوخی نداریم. آیا علمای قم یکصدم مواضعی که ضد احمدی نژاد و مشایی گرفتند ضد خاتمی گرفتند؟ یا مثلا ضد معین؟ :P
            آره خاتمی همه طرفدارانش را شورای نگهبان تایید صلاحیت کرد در مجلس ششم. تازه در مجلس هففتم و هشتم و نهم هم معتدلترهایشان را تایید کرد اما با وجود اینکه آقا رسما دستور داد دایره تایید ها را تنگ نگیرید این طور همه را قلع و قمع کردند بدون هیچ مدرک قابل اعتنا.:-& =((
            بخواهیم یا نخواهیم. واقعیت همین است. رهبری در قم تحت فشار بود و هست که چرا از احمدی نژاد حمایت کرده و ناچار بود به یک یکشان توضیح دهد و تازه آنها قانع نشدند!
            چه رسد به مشایی! :-*
            حامد جان.
            من مشایی را قبول دارم اما رویایی هم نیستم. ما نشستیم همین رویا پردازی ها را برای انتخابات مجلس کردیم و نتیجه اش این شد. اما می توانستیم همین لیست توحید و عدالت را خیلی زودتر اعلام کنیم و لااقل برای همه شهرستان لیست بدهیم. :((
            ندادیم . الان همه می گویند دکتر در انتخابات شکست خورد! :o
            ا
            نه . رد صلاحیت مشایی قطعی است. رهبری هم به خاطر احمدی نژاد در مقابل حوزه نخواهد ایستاد. این هم قطعی است. :wink:
            بیش از این تنش بین قوه مجریه و حوزه ها اصلا به صلاح نظام نیست.
            می دانم که حقیقت تلخ است اما واقع بین بودن بهتر از نشستن و تماشای شکست است.

        • اولا که وحید جلیلی غیر از سعید جلیلی است. :D
          به حرفهای وحید جلیلی هم اعتمادی نیست.
          اما سعید جلیلی تا به حال بارها سخنرانی کرده اما حتی یکبار کلمه ای حرف نزده که بشود از آن اختلافی بین او و رئیس جمهور برداشت کرد. لذا یکی از دوحالت زیر است:

          سعید جلیلی هیچ اختلافی با احمدی نژاد ندارد :x
          یا
          آنقدر مطیع رهبری است که حتی به فرض هم که اختلافی با احمدی نژاد داشته باشد آن را نشان نمی دهد. @};- :wink:

          در هر دو حالت با یک شخص کاملا قابل اعتماد روبه رو هستیم. در مورد ساده زیستی و شجاعت این شخصث هم که نیازی به توضیح نیست. اشتون یک زمانی از ایران می خواست متکی را به جای جلیلی برای مذاکره بفرستید!

          ضمنا در خود جببه پایداری اختلاف پیش آمده، فرد مورد نظر حلقه موسسه لنکرانی است که بشدت به آنها وابسته است. :lol: >:)

          من هم به سعید جلیلی رای دادم. چون هیچ دلیل شرعی برای رای ندادن به او ندارم. در ثانی مشایی هم نخواهد آمد و اگر بیاهد هم رد صلاحیتش حتمی است ( جایی که صلاحیت شریف زاده هم رد می شود!) و از اینها گذشته همه سرمایه عدالتخواهان را نباید یکجا روی پیشخوان گذاشت. چون در صورت شکست دیگر راه بر گشت وجود ندارد. @};- :wink:

          • یعنی احمدی نژاد به اندازه خاتمی هم برای نظام ارزش ندارد و به اندازه خاتمی به جمهوری اسلامی خدمت نکرده است که اگر «مصطفی معین» او را شورای نگهبان رد صلاحیت کرد، با حکم حکومتی رهبری، تایید صلاحیت شود؟ بعید می دانم.

          • من از خدا میخواهم که بین دکتر و آقا سعید اختلاف نباشد.آقای جلیلی همشهری بنده هستند و من در انتخابات مجلس هفتم برای رای آوردن ایشان فعالیت میکردم.هرچند ایشان تبلیغات کمی داشتند و آن مقدارش هم توسط دوستدارانشان انجام شد. اصلن من زمانی که اولین بار ایشان را همراه دکتر در سازمان ملل دیدم ارادتم به احمدی دو چندان شد که عجب تیزبین است در انتخاب نیروهای ارزشمند.
            اما در یک سال گذشته اتفاقاتی افتاد که به نوعی امتحان بود.امتحانی که خیلی مرد میخواست قبول شدن در آن.
            هرچند چون جایگاه ایشان حساس است نمیشود بر ایشان خرده گرفت اما از نظر من تمامی آن کسانی که زمانی با دکتر بودند و در طول این مدت لجن مال کردن دولت با علم به بی پایه بودن اتهامات سیاست پیشه کرده و«سکوت» کردند در این ظلم شریکند و غیر قابل اعتماد. از جمله وزرای سابقشان مثل میر کاظمی، سلیمانی و لنکرانی.
            در مورد جبهه پایداری عجله نکنید!
            آنها به خیالشون خیلی زرنگند.فعلا که ضمن حفظ مواضع دارند از همه سواری میگیرند!
            باز هم میگم قبول اینکه یک نفر مورد اعتماد بیت و سپاه باشد و با احمدی مشکل نداشته باشد آسان نیست در این شرایط.

    • سلام
      چقدر شما ساده اید که هاشمی را نماد تفرعن و تکبر می دانید و احمدی نژاد را نماد تواضع و صداقت و پاکدامنی و مردمی بودن و همه صفات نیک دیگر. در مورد هاشمی کاملا با شما موافقم ولی فقط مروری بر رفتارهای احمدی نژاد در این چند ساله بیندازید که در کنار همه زحمات شبانه روزیش؛ چقدر دروغ گفته است؛ تصمیم های نسنجیده گرفته است؛ عوام فریبی کرده است؛ لجبازی کرده است؛ یکدندگی کرده است؛ دخالت در همه چیز کرده است؛ …. آخرینش شاهکار او در تحمیل فردی چون قاضی مرتضوی به وزیرش است. شما فکر می کنید که هر کس به مبارزه با فاسدین پرداخت حتما خودش سالم است. خدا کند چنین باشد.
      یک نمونه از عوام فریبی های او، او در مجلس گفته است که به جوانها گیر سه پیچ ندهید. برادر من، سی و سه سال است که دارند گیر سه پیچ می دهند. آن وقت که او عضو فعال انجمن اسلامی علم و صنعت بود آستین کوتاه پوشیدن هم جرم بود.

      • این کجایش شد عوام فریبی؟ شما هم گیرهای بنی اسرائیلی میدهید ها! یک عضو انجمن اسلامی چیکاره مملکت هست؟ احمدی نژاد از سال ۸۴ موضعش درمورد حجاب و گیر دادن سه پیچ! مشخص بود فراموش کردید؟ مشکل مردم ما موی بچه های ماست؟

        • سلام
          افرادی مثل بنده که ۳۳ سال است که می گوییم مشکل مملکت ما موی بچه های ما نیست اما شما احمدی نژادی ها که خود را حزب اللهی و ولایی می دانید مشکل را همین چیزها می دانسته اید. اگر واقعا حالا این چیزهارا مشکل نمی دانید به صراحت اعلام کنید و تمایز خود را با انها که مشکل را موی مردم می دانند مشخص کنید و دیگر دم از ولایت نزنید.

        • سلام
          افرادی مثل بنده که ۳۳ سال است که می گوییم مشکل مملکت ما موی بچه های ما نیست اما شما احمدی نژادی ها که خود را حزب اللهی و ولایی می دانید مشکل را همین چیزها می دانسته اید. اگر واقعا حالا این چیزهارا مشکل نمی دانید به صراحت اعلام کنید و تمایز خود را با انها که مشکل را موی مردم می دانند مشخص کنید و دیگر دم از ولایت نزنید.

      • بنده ساده! اما شما که انقدر ساده نیستی که مسائلی در سطح کهریزک و حتی بگیر و ببند روزنامه ها رو در حیطه اختیارات و تصمیم گیری یک مدیر میانی مثل مرتضوی بدونی!
        مرتضوی نهایتا یک «ماشین امضا» بوده و بس.
        احمدی نژاد بهش پناه داد وگرنه سرنوشتی بهتر از سعید امامی در انتظارش نبود.
        به نظر شما اینکه اصلاح طلب و اصولگرا در مورد مرتضوی اتفاق نظر کامل دارند عجیب نیست؟!
        در واقع شاید بشه گفت مرتضوی سند زنده ای برای جنایات الیگارشی هست.
        یک نکته برای آقا حامد:
        در جوابی که به کامنتی ذیل یکی از پستهاتون داده بودید خوندم که اینکه لاریجانی به عنوان «عضو حقیقی» مجمع معرفی شده بود رو نکته ی دلگرم کننده ای دونسته بودید. اما حتما تاحالا متوجه شدید که روسای سه قوه (البته در این دوره با تاکید موکد) عضو حقوقی مجمع هستند. و این یعنی لاریجانی در این دوره هم عضو حقیقی است و هم حقوقی. یعنی رئیس مجلس هم نباشد سایه شان همچنان بر سر ما مستدام است!

        • سلام
          من چنین چیزی گفته بودم؟ یادم نمیاد اصلا. الان هم چنین نظری ندارم. یعنی این قضیه را دلگرم کننده نمی دانم.

        • جناب فرج خواه برادر “پیچیده”:)
          ۱- فرموده اید: “مرتضوی نهایتا یک «ماشین امضا» بوده و بس. احمدی نژاد بهش پناه داد وگرنه سرنوشتی بهتر از سعید امامی در انتظارش نبود.”
          این بدترین دفاعی است که یک نفر می تواند از رییس جمهور مملکت بکند. آدمی که اراده ندارد و ماشین امضاء است و واسطه انواع ظلم ها، آیا شایسته این است که رییس جمهور ۲۴٫۵ میلیونی برای پناه دادنش بگذاردش سر یک پست اجرایی بزرگ؟ بابا دست خوش به این تحلیل.
          ۲- فرموده اید: “به نظر شما اینکه اصلاح طلب و اصولگرا در مورد مرتضوی اتفاق نظر کامل دارند عجیب نیست؟!”
          کجایش عجیب است؟ اصلاح طلب که سال هاست دارد چوب ظلم مرتضوی را می خورد. آش آنقدر شور شده که شرکای سابقش هم به صدا در آمده اند.
          ۳- فرموده اید: “در واقع شاید بشه گفت مرتضوی سند زنده ای برای جنایات الیگارشی هست.”
          لطفا می شه بگید مقام محترم رهبری در این مملکتی که در آن الیگارشی جنایت می کند چه جایگاهی دارند که اطاعت محض هم از ایشان واجب عینی است؟

        • جناب فرج خواه
          می شه بفرمایید مسائلی در سطح کهریزک و حتی بگیر و ببند روزنامه ها رو در حیطه اختیارات و تصمیم گیری چه کسی است؟ مسئولیت این اقدامات با چه کسی است؟

  2. در تعیین افراد با شما اختلاف نظر دارم. خیلی خیلی بعید می دانم افرادی مثل خاتمی یا لاریجانی نامزد شوند. یا حتی مشائی را بعید می دانم با فضای فعلی اصلا نامزد شود. با توجه به جایگاه حساس آقای وحید جلیلی و احتمال کش پیدا کردن قضیه هسته ای باز بعید می دانم ایشان آن پست را رها کند برای انتخابات. در مورد نامزد شدن سید حسن خمینی هم باز بعید می دانم ایشان خود وارد عرصه شود. ترجیح جناح اصلاح طلب استفاده از افراد مقبول تر و حمایت از آنهاست (دقیقا مثل کاری که با موسوی کردند). یعنی خاتمی و سید حسن خمینی یک چهره موجه را شاید وارد کنند و خود به عنوان حامی و پشتیبان وارد عمل شوند. در مورد جریان احمدی نژاد هم همین طور.
    اما بنده به شخصه افرادی چون دکتر لنکرانی را در میان این ها اصلح می دانم با توجه به اخلاق، تبعیت شان از ولایت، اعتقادشان به عدالت، اتحادشان با اصولگرایان.
    بنده خدا را شاکرم که الان طوری شده است در ج.ا. ایران که افکار و گزینه ها اینقدر زیاد شده اند.

    • بنده خدا را شاکرم که الان طوری شده است در ج.ا. ایران که افکار و گزینه ها اینقدر زیاد شده اند
      خودتان در نوشته تان ذکر کرده اید که بعید میدانید در شرایط فعلی بسیاری از افراد خودی نظام وارد انتخابات بشوند! فقط مانده ام که این نتیجه گیری آخرتان از کجا ناشی میشود؟ مطمئنا منظور شما طنز پردازی نبوده است ولی قبول کنید که وجه طنز گفته شما بالاست :lol:

  3. @};- خوشحالم که انقدر واقع بین ومنطقی هستی که برخلاف اون عادل فردوسی پور ابله!
    خودت متوجهی وتوضیح دادی که نظرسنجی اینترنتی براساس روش نحقیق علمی و مطقن به دلیل معرف نمونه نبودن وجامعه در دسترس و…..نه اعتبار درونی داره نه اعتبار بیرونی!
    ابته از این بابت مه فضای مراجعه کنندهای وبلاگت رو شاید بتونه نشون بده. @};-

    • سلام علیکم
      برای اینکه نظر شما که البته به نظر خودم هم نزدیک است رعایت شود، بخشی از توضیح داخل متن را حذف کردم.

    • واقعا؟ از اینجا که باز می شود. کلا سیستم فیلترینگ قم منحصر به فرد است. یک وبلاگ داشتم به اسم «یهودشناخت». زمانی یکی از دوستان که ساکن قم بود می گفت وبلاگت فیلتر است ولی در همان زمان، وبلاگ از تهران باز می شد.

  4. سلام من جلیلی رای دادم چون ایشان را به دکتر نزدیک تر میدانستم ولی شما ایشان را در زمره اصولگرایان قراردادید لطفا اگر میتوانید نظر مبسوطی درباره ایشان بگذارید

  5. بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    عرض تسلیت ایام

    به آقای جلیلی رای دادم و مدتی ست نظر بنده بر این است و امید به کاندیداتوری ایشان دارم؛
    اما جلیلی معمولا به دور از حاشیه و جنجال است، در نتیجه نمیدانم امید به کاندیداتوری ایشان محلی از اعراب دارد یا خیر؛
    اگر کاندید ریاست جمهوری شدند و بهتر از ایشان نبود، رای بنده جلیلی خواهد بود…

    ولی در نظرسنجی تعداد آرای مشایی بالا بود! که بسیار عجیب به نظر میرسد!
    به شخصه انتظار بیشتری از احمدی نژادی های “امروز” داشتم، که از هر حیث آبدیده شده اند!

    علاقمندم بدانم چه منطقی پشت این انتخاب است؟
    از لج مخالفت های بی مورد با شخص مشایی این انتخاب صورت گرفته؟ یا صرف علاقه به شخص ایشان با همه باورهایی که از نظر ما کاملا بلااشکال است و حتی بسیار پسندیده و درست؟
    هرچند هیچ تفاوتی بین تفکر مشایی و احمدی نژاد نمیبینم و معتقدم کسانی این تفکر را نشناخته اند که دیدگاه آخرالزمانی درستی ندارند و یا افکاری دگم و بسته دارند؛
    و همچنین اعتقاد مسلم دارم این نوع افراد با این نوع تفکر که بجز طیف خود، بقیه را تکفیر میکنند(چه ولایتمداران و مذهبیون احمدی نژادی و چه افراد غیر مذهبی که اصلا آدم حساب نمیکنند!)، هیچ جایگاهی در آحاد مردم جامعه ندارد و فقط خودشان را خسته کرده و به زحمت می اندازند…
    با این حال آیا تبعات حضور اینچنین فردی با عنوان یک رئیس جمهور با تمامی حواشی حول شخصیت و دیدگاه او، و در نتیجه آن سنگ اندازی ها در راه کار و تلاش را مد نظر قرار داده اند یا خیر؟
    آیا ابتلائات امروز دکتر نادیده گرفته شده؟ و بدتر از امروزِ دکتر را برای مشایی پیش بینی نمیکنند؟
    قائل به خالی کردن فضا برای رقبا نیستم، ولی در مورد شخص مشایی اوضاع بسیار متفاوت است، بخصوص اگر بخواهیم او را در قالب شخصیت یک رئیس جمهور ببینیم!!
    البته به شخصه مایلم به این روزها از نگاه دیگر بیندیشم، ولی بر واقعیات نمیتوان چشم پوشید، هرچند امید هم بسیار است…

    انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا
    اللهم عجل لولیک الفرج @};-
    یا زهرا

    • سلام علیکم
      یک نمونه نظرسنجی اینترنتی دیگر، که در آن رای مشایی بالا است را در ستون کنار این وبلاگ ببینید:
      http://shahadat4.blogfa.com
      دکتر احمدی نژاد در دومین سخنرانی که سال ۱۳۹۰ در جمع هوادارانش داشت گفت با یکی از شخصیتهایی که اخیرا با ما چپ افتاده است صحبت می کردم. به ایشان گفتم اگر ما اهل زد و بند سیاسی بودیم، باید یک پولی خرج می کردیم تا شما در ظاهر هم که شده با ما دشمنی کنید. چون دشمنی شما با ما به نفع ما است و از شما ممنونم که ناخواسته دارید برای ما رای جمع می کنید. (نقل به مضمون) اگر، رای مشایی در بین کاربران اینترنتی برخی وبلاگها و سایتهای حزب اللهی خیلی بالاتر از حد انتظار است، تا حدی حاصل تلاش احمقانه همین تیپ از افراد در تخریب رئیس جمهور و فرد محبوب او است.
      بالشخصه (و بدون نگاه کردن به نظرسنجی های اینترنتی که ملاکی قطعی نیستند) فکر می کنم خوشمان بیاید یا خوشمان نیاید، مشایی، پتانسیل رای آوردن در حد ۳۰ میلیون رای را دارد و با تایید صلاحیت او در سال ۱۳۹۲، جمهوری اسلامی با انتخاباتی پر شور و با رد صلاحیت او، با انتخاباتی کم رمق مواجه خواهد بود.

      • “بالشخصه (و بدون نگاه کردن به نظرسنجی های اینترنتی که ملاکی قطعی نیستند) فکر می کنم خوشمان بیاید یا خوشمان نیاید، مشایی، پتانسیل رای آوردن در حد ۳۰ میلیون رای را دارد و با تایید صلاحیت او در سال ۱۳۹۲، جمهوری اسلامی با انتخاباتی پر شور و با رد صلاحیت او، با انتخاباتی کم رمق مواجه خواهد بود.”
        مشائی نه نامزد خواهد شد و نه در صورت نامزدی و رد صلاحیت انتخابات “کم رمق” خواهد بود. شما جدا فکر کرده اید این ۲۴ میلیون نفری که به دکتر رای دادند همه مشائی را قبول دارند؟ البته هیچ شکی نیست که برخی افراد معلول الحال و ملی گرایان و برخی سکولارها برای ضربه زدن به ولایت فقیه پشت مشائی سنگر خواهند گرفت.

        • خیر ولی از این ۲۴ میلیون نفر، چهار پنج میلیونش، ما (به معنی حزب اللهی های متعارف) و کسانی هستیم که مشایی برایشان مساله است یا او را منحرف می دانند. کم و بیش به همان تعدادی که احمد توکلی در سال ۱۳۸۰ رای آورد. شکی هم در این قضیه ندارم.
          اتفاقی که در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ و با احمدی نژاد افتاد، بیشتر، نزدیک شدن حزب اللهی ها به مردم بود تا نزدیک شدن مردم به حزب اللهی ها. اما دوستان حزب اللهی در میانه راه، قضیه را برعکس تفسیر کردند یا نشان دادند که اساسا از اول برعکس متوجه شده بودند. چوب این خوش خیالی شان را هم در سال ۱۳۹۲ خواهند خورد.
          ضمنا منظور من از بی رمق شدن انتخابات در غیاب مشایی، به صورت دقیق تر در صورت غیاب فردی است که نماینده جریان احمدی نژاد باشد. حالا این فرد می تواند مشایی باشد یا هر گزینه دیگری که چنین معنایی در اذهان عمومی داشته باشد. در انتخابات آینده، حضور یک گزینه که نماینده تام عدالتخواهان (شما بگویید احمدی نژادیها) و نه صرفا اصولگرایان باشد، در شور و حرارت انتخابات، نقش موثری خواهد داشت.
          همینطور لازم است بگویم میل شخصی بنده این است که مشایی اساسا در انتخابات حضور نداشته باشد (به خصوص به خاطر هزینه های احتمالی زیاد آن) و سعید جلیلی، گزینه مورد نظر احمدی نژاد باشد. گزینه ای که می تواند مورد وفاق اصولگرایان (و نه راستگراها) و عدالتخواهان (احمدی نژادی ها) هم باشد. اما در صورت جدا شدن راه جلیلی از احمدی نژاد (که می دانم شیطان صفتان خیلی مایل به آن هستند) و حضور همزمان مشایی و جلیلی در انتخابات و رقیب بودن این دو، به احتمال قریب به یقین به مشایی رای خواهم داد.

          • با سلام خدمت آقا حامد عزیز ممنون
            می شم اگر به سوالات زیر پاسخ بدید:
            ۱-از روی ترحم به ایشان رای می دهید یا واقعاً در مدیریت کشور ابشان اصلح ترند؟

            ۲- آیا درست است که در دوران ماجرای استعفای! آقای مصلحی چنین سناریویی برای آقای جلیلی هم ترتیب داده بودند؟

            ۳- چه قدر به همسویی احمدی نژاد و جلیلی(نماینده رهبری در شورای امنیت ملی) اطمینان دارید و اساساً در صورت کاندید شدن ایشان بر فرض محال در انتخابات ۹۲ آیا واقعاً‌ ایشان را نماینده احمدی نژادیها تلقی می کنید؟

            ۴- برادر گرامی آیا مواضعتان در مورد دو راهی رای دادن به میرحسین موسوی یا احمدی نژاد را ۴-۵ ماه قبل از انتخابات ۸۸ به یاد دارید. فکر نمیکنید ماجرا کمی پیچیده تر از آن است که از هم اکنون اظهار نظر کنیم؟

          • سلام علیکم
            ۱- به مشایی؟ اولا که هنوز قطعی نیست به ایشان رای بدهم. ولی «ترحم»، شاید یکی از دلایل درجه دوم رای دادن به ایشان باشد. اصلحیت هم از نظر بنده، برآیند مجموعه ای از فاکتورها است که صرفا یکی از آنها شخصیت فرد است. جبهه بندی هایی که پیرامون یک کاندیدا صورت می گیرد، معنای نمادین آن کاندیدا و رای آوردن او، همراهان او، مخالفان او و … مجموعه ای هستند که صلاحیت و اصلحیت او را شکل می دهند.
            ۲- راستش جواب و تحلیل قطعی برای این سئوال ندارم اما به نظرم می آید در میان دشمنان خونی احمدی نژاد زیاد هستند کسانی که به شدت از القا و ایجاد اختلاف و دوگانگی بین احمدی نژاد و جلیلی استقبال می کنند و متاسفانه در میان برخی دوستان احمدی نژاد هم نسبت به این استقبال قابل بررسی، بی توجهی وجود دارد. من که فکر می کنم به صلاح احمدی نژاد است که جلیلی را برای خود نگه دارد.
            ۳- همان جواب سئوال ۲٫
            ۴- مگر اظهار نظر قطعی کردم؟

          • در به کار بردن برخی واژه ها با شما مخالفم. به طور مثال بنده به هیچ وجه جریان “عدالتخواه” را معادل “احمدی نژادی ها” نمی دانم. بنده خودم را عدالتخواه می دانم ولی احمدی نژاد یا گزینه ای مانند مشائی را اصلا موجه نمی دانم برای انتخابات بعدی. در میان دوستان جریان “عدالتخواه دانشجویی” که بنده در دوران دانشجویی ایران همکار و همراه شان بودم هم تعداد زیادی را می شناسم که به دلایلی دیگر خود را “احمدی نژادی” نمی دانند. این شکاف هم تقریبا از یکی دو سال پیش شروع و مدام بزرگ تر شد سر جریانات مشائی و خانه نشینی و …
            در مورد لفظ “حزب اللهی” هم همین طور. یعنی این لفظ را اگر تعبیر کنیم به “پیروان و علاقمندان ولی فقیه” طیف بسیار بزرگی را تشکیل می دهند از راست سنتی گرفته تا احمدی نژادی ها. بنده با شما موافقم که جناح راست سنتی (همان هایی که نماینده شان در انتخابات ۷۶ آقای ناطق بود و در ۸۴ لاریجانی) تعداد رایش در حدود ۵-۷ میلیون بیشتر نیست. اصلاح طلبان دو آتشه هم در همین حدود رای دارند (آرا معین در سال ۸۴). این وسط مردم عادی نقش تعیین کننده دارند که خیلی بستگی به ماه های آخر تبلیغات دارد. اگر احمدی نژاد مجدد مخالفانش را با برچسب قدرت طلبی به مردم معرفی کند (همان کاری را که در مناظره ها با موسوی و کروبی و حتی رضایی کرد) و نماینده خودش را نماد عدالتخواهی و تغییر معرفی کند شانس بالایی دارد. اما وجود افرادی چون لنکرانی (که تمام خصوصیات عدالتخواهی و نقد را دارند اما از احمدی نژاد جدا شده اند) این کار را برای احمدی نژاد سخت خواهد کرد. احمدی نژاد دیگر نمی تواند بازی سیاه- سفید دو دوره گذشته را بازی کند بلکه باید عدالتخواهی و ولایت پذیری نماینده جریانش را به مردمی ثابت کنند که حرف های عدالتخواهان منتقد احمدی نژاد را هم می شنوند. مطمئن هستم وقتی به انتخابات نزدیک شویم این زمزمه های نقد احمدی نژاد که عدالتخواهان به خاطر شرایط کشور زیاد آن را پررنگ نمی کنند به فریاد تبدیل خواهد شد و احمدی نژاد و نماینده اش راه سختی برای جواب دادن خواهند داشت. آن موقع دیگر خیلی بعید می دانم بشود مثل مجلس ماجرا را پیچاند. به نظر بنده انتخابات بعدی تصفیه جریان عدالتخواه خواهد بود. و الله اعلم.

          • ببخشید مگر، «اصلاح طلبان»، همگی شان واقعا طالب «اصلاح» هستند؟ و «اصول گرایان» همه شان دارند برای «اصول» انقلاب فعالیت می کنند؟ اسم گذاری است دیگر. شما چه عنوانی پیشنهادی می کنید؟ «جریان انحرافی»؟ انصاف است که اصلاح طلبان و اصولگرایان یک عنوان درست و درمان و مثبت داشته باشند و طیف سوم، نامش «جریان انحرافی» باشد؟ به هر حال طیفی به وجود آمده است که نه می شود آن را اصولگرا دانست و نه اصلاح طلب. بگوییم «جریان احمدی نژاد» هم شاید دقیق نباشد. مگر اصلاح طلبان را مثلا می گویند «جریان خاتمی»؟ برای حفظ این یک دستی در نامگذاری طیفهای سیاسی، من چنین عنوانی به ذهنم رسید، شما پیشنهاد دیگری دارید، اگر به نظرم منطقی باشد، قبول می کنم.

          • یک حرفی رو مشایی اواخیر سال ۸۹، زمانی که تازه داشت جنجالها اوج میگرفت زد.ازش پرسیدند در انتخابات مجلس و
            ریاست جمهوری شرکت میکنی گفت برای مجلس که نه. در مورد ریاست جمهوری هم شش ماه قبل از انتخابات از من سوال کنید!
            من شخصا کنجکاوم بدونم شش ماه مونده به انتخابات چه اتفاقی میفته.واقعا جریانی هست یا یه حرفی زده همینطوری یا بخشی از بازی بوده در اون مقطع از زمان.

      • آقای حامد خان
        سلام بعد از مدتهای مدیدی دورباره به سایتت سر زده‌ام. این نظر آبکی و فاقد منطق و دلیل درست و درمان، مرا واداشت بازهم تلنگری بهت بزنم. قبل از اظهارنظرهایت اندکی فکر کن، بعد بگو و بنویس!

      • سلام
        در اینکه دشمنی عده ای معلوم الحال به نفع جریان احمدی نژادی خواهد بود شکی نیست؛ چون عامه مردم حتی مشایی را نمیشناسند و در نتیجه هر چیزی امکان پذیر است،
        ولی عرض بنده این بود که احمدی نژادی های امروز، آیا با رای به مشایی، فقط صرف مخالفت های صورت گرفته با جریان احمدی نژادی و شخص مشایی خواستند ابراز وجود کنند و تعداد علاقمندان به این تفکر را به نمایش را بگذارند یا واقعا عقیده بر گزینه خوب برای ریاست جمهوری ست؟
        این که اگر ترکیب نامزدهای ریاست جمهوری مانند سال ۸۴ و ۸۸ باشد و فقط جای احمدی نژاد با مشایی عوض شد و باقی امثال هاشمی و رضایی و … باشند ، مسلما رای بنده نیز مشایی خواهد بود؛
        ولی قبول کنید وضعیت امروز بسیار متفاوت با سال ۸۴ یا ۸۸ است؛
        مشایی، حتی اگر با ۴۰ میلیون رای هم به کرسی ریاست جمهوری بنشیند، آنهایی که در نظام تصمیم گیر هستند و قدرت دستشان است، کسان دیگری خواهند بود و آنوقت است که باید روزهایی به مراتب بدتر از امروز احمدی نژاد را برای رئیس جمهور آینده انتظار بکشیم؛
        به قول یک دوست که در انتخبات ریاست جمهوری توصیه به رای ندادن میکرد و میگفت در جمهوری اسلامی رئیس جمهور هیچ کاره ست ، حتی اگر به تنهایی همه آرا را تصاحب کند؛ امروز به این نتیجه رسیده ام که تصمم گیر رئیس جمهور که اعتماد قاطبه ملت را جلب کرده، نیست؛ بلکه کسانی هستند که شاید با فوق فوقش!! یک میلیون!!! رای وارد مجلس میشوند و یا کسانی که به قول احمدی نژاد لباس های مقدس بر تن دارند و …!!!
        پس به نظر باید واقع بین بود؛ مشایی در عقیده و تفکر همان احمدی نژاد است؛ اما در مقاومت علیه فشارها و همچنین کارهای عملیاتی و اجرایی چون احمدی نژاد خواهد بود؟ مقاومت و ظرفیت و توان احمدی نژاد را دارد؟
        تسلط کامل بر تمامی امور نظام که از روز اول در احمدی نژاد دیده میشد و روز به روز پررنگ تر شد را آیا در مشایی هم سراغ دارید؟
        به نظر حقیر مشایی توان و تحمل احمدی نژاد را در برابر سنگ اندازی ها و تخریب ها ندارد و تعویض پست های اجرایی این شخص هم به همین دلیل میدانم؛ و این وجهه را هم دیگر ندارد که مسئولین نظام را با خود همراه کند؛
        احمدی نژاد به دلیل اطلاع از عمق تفکر مشایی هیچ وقت این فرد را از دست نخواهد داد و علت تعویض پست های مشایی توسط احمدی نژاد به نظر حقیر جلب حمایت مشایی برای حضور در کنار خود بود و این که نیاز به یک همراه دارد؛ کسی که چون او نگاهی آخرالزمانی به مسائل ایران و جهان داشته باشد و مسلما هیچ کس بهتر از مشایی نیست؛
        همین تعویض مکرر پست های اجرایی و سکوت چند ماهه مشایی برای آتو ندادن به مخالفین آیا نشان از عدم توان او در برابر سیل تهمت ها و تخریب ها نیست؟ مسلما در ریاست جمهوری بدتر از این را باید انتظار بکشد؛ آیا در آنجا نیز عدم حضور در انظار، جوابگو خواهد بود یا اصلا امکان پذیر هست؟
        عقیده من بر این است که باید بین مشاییِ رئیس دفتر یا حتی معاون اول!، با رئیس جمهور تفاوت قائل بود؛
        بنده در حال حاضر مشایی را یک انسان متقی و مخلص و از همه مهمتر یک ایده پرداز و همراه خوب میدانم وگرنه پست های اجرایی و عدم ثبات و به ثمر رساندن آنها، خود نشان از عدم توانایی این فرد برای پستی چون ریاست جمهوری ست؛
        هرچند عقیده بنده این است که اگر به فرض محال مشایی تائید صلاحیت شود، به هیچ وجه به سقف رای احمدی نژاد نخواهد رسید، اولا باید بپذیریم که شاید حدود ۵ میلیون رای احمدی نژاد ریزش کرده است و اگر “با خوش بینی محض” ۵ میلیون رای موسوی را نیز جلب کند! باز هم باید این را در نظر بگیریم که مردم احمدی نژاد را شناخته اند نه مشایی را؛
        کار و تلاش و زحمات احمدی نژاد خستگی ناپذیر را دیده اند، نه کار اجرایی مشایی را؛ که به نظر هیچ کارنامه خوب اجرایی ندارد؛
        این را هم در نظر بگیرید، که امثال خاتمی، شاید نبود احمدی نژاد را بهترین فرصت برای کسب همان ۱۷ میلیون رای کسب شده خود بدانند و مطمئن باشید انقدر توان شانتاژ تبلیغاتی و هوچیگری دارند که بتوانند خود را به این مرز برسانند؛
        سید حسن خمینی که بماند!
        اگر جبهه دوقطبی خاتمی و مشایی باشد من نتیجه دور نهم و دهم را به این راحتی ها پیش بینی نمیکنم
        چون خاتمی موسوی نیست؛
        و مشایی هم احمدی نژاد نیست؛
        پس نباید به این راحتی دلخوش باشیم که رای احمدی نژاد را مشایی نیز کسب خواهد کرد
        و سرمایه گذاری از اکنون بر روی این فرد را، نه تنها مفید نمیدانم، بلکه کاملا مضر میدانم و معتقدم منجر به از دست دادن آرای مثبت این جریان خواهد شد و در نتیجه پشیمانی محض…
        یا زهرا

  6. سلام آقا حامد
    اول از همه سال نو رو به شما و سایر دوستان تبریک عرض میکنم ( متاسفانه در ایام نوروز بخش کامنت گذاری سایت شما مشکل داشت و امکان تبریک نبود)
    من اگر جای شما بودم نام فرهاد جعفری رو هم بعنوان کاندیدای احتمالی سکولارها در میان لیست قرار میدادم بخصوص اگر هدفتون شناخت آرای خوانندگان وبسایتتون است در هر صورت ایشون بغیر از اینکه یک نویسنده و تحلیلگر سیاسی هستند سابقه فعالیتهاشون نشون میده که در درجه اول یک فعال سیاسی هستند که در سال ۷۴ توانستند با حداقل امکانات رای اول مشهدی ها رو بدست بیارند بگمان من دکتر احمدی نژاد در زمان باقی مانده اگر نتونه شرایطی رو بوجود بیاره که امثال فرهاد جعفری لااقل کاندیدای ریاست جمهوری بشوند عملا فرصت اصلی بازگشت ناپذیرکردن شرایط به زمان قبل از سال ۸۴ رو از دست داده اند
    با تشکر

  7. سلام حامد عزیز
    فکر کنم خیلی زود این نظرسنجی گذاشتی،هنوز مرحله دوم انتخابات در تهران تکلیفش مشخص نشده پس انتخابات مرحله دوم تهران باید تو اولویت باشه، فکر کنید یه عدالتخواه در سال ۹۲ تو انتخابات ریاست جمهوری پیروز بشه، آیا با وجود مجلسی که نمایندگانی مثل باهنر توکلی زاکانی فدایی آشتیانی سروری مطهری …. داشته باشه همین مصیبتی که الان احمدی نژاد داره اون رئیس جمهور عدالتخواه بعدی نخواهد داشت؟
    هنوز کار مجلس تمام نشده به نظر بنده اگر افرادی که در بالا اسم بردم به مجلس راه پیدا نکنند بازم با وجود رد صلاحیت گسترده حامیان دولت مجلس خوبی خواهیم داشت.

  8. سلام.
    معتقدم مطرح کردن افراد خدومی مثل دکتر نیکزاد برای ریاست جمهوری باعث شه اصولگراها به تخریب ایشون روی بیارن. به جز افرادی که شما آوردید، گزینه مورد نظر بنده فرد دیگری است که از بیم تخریب شدن از ایشون اسم نمی برم.
    ( روشن کنم که گزینۀ این حقیر آقای بقایی نیستد. )

  9. سلام بر حامد خان عزیز(مجاهد خستگی ناپذیر فضای مجازی)
    ا نظر بنده گزینه ای که بسیار می توان روی آن کار کرد و چهره که قرابت زیادی به دکتر دارد و از شجاعت دکتر هم بی بهره نیست همان دکتر جلیلی است البته اقتدار گرایان و اصولگرا نماها قصد داشتند طوری وانمود کنند که میان دکتر سعید و دکتر محمود اختلافات زیادی هست اما نتوانستند و ان پروژه آنها هم شکست خورد
    یاعلی @};-
    درضمن برادر شما رو در جمع دوستان خود ثبت نمودیم
    انشاء الله همچون گذشته در صراط خمینی کبیر محکم استوار باشی

  10. آقا این نظرسنجی حتی برای سنجیدن فراوانی گرایش سیاسی مخاطبین وبلاگ هم به کار نمیاد چون توی دفعات متعدد میشه چندبار رای داد. مثلا من دیروز یه رای دادم امروز هم یه رای امتحانی دادم ببینم عمل میکنه دیدم بله عمل کرد.

    • متاسفانه همینطوره. البته در هر ۲۴ ساعت فقط یک رای می شود داد. ما فرض رو بر این می ذاریم که خوانندگان وبلاگ، اخلاق را رعایت می کنند و فقط یک بار رای می دهند. اگر هم اینگونه نباشد، می توان با تقریب گفت که رای دهندگان تکراری، در میان طرفداران کلیه کاندیداها به نسبت محبوبیت آنها پخش هستند و بنابراین وجود آنها تفاوت قابل توجهی در نتیجه نمی کند. بالشخصه، توقعم از این نظرسنجی، یک توقع پایین و اجمالی و تقریبی است و به دست آوردن نتیجه تقریبی برایم کفایت می کند.

  11. بستگی دارد به برنامه های آقایون ملت بیشتر به برنامه رای میدهند تابه شخص اگر امکان آن بود تا نقطه نظرات و برنامه های راهبردی کلی را محک نظرسنجی قرار میدادید به واقعیت نزدیکتربود

  12. سلام
    سایت الف که سوال و پاسخگویی برای آلن ایر سخنگوی فارسی زبان وزارت امورخارجه آمریکا گذاشته بود الان یه مصاحبه با سلیمی نمین کرده
    http://alef.ir/vdcir3az5t1a5z2.cbct.html?149124
    و به هاشمی تاخته که چرا هاشمی از مذاکره با آمریکا سخن گفته،واقعا مشخص نیست این جماعت به سمت کدام باد موضع می گیرند،حقا که شیپورچی روزنامه ایران به توکلی گفته متناقض الواضع
    http://www.sarihnews.com/irony/1464-1391-01-17-11-33-03
    و جالب تر اینه که سایت مشرق از حرف های سلیمی نمین این تیتر زده که:
    هاشمی و احمدی نژاد درباره مذاکره با آمریکا هم نظرند!!!!
    http://www.mashreghnews.ir/fa/news/109451/%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D9%86%D8%B8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DA%A9-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%86%D9%88%D8%B3-%D9%88-%D8%B1%D9%81%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C
    یعنی یکی کردن هاشمی و احمدی نژاد البته سایت مشرق قبلا خاتمی و احمد نژاد یکی کرده بود
    http://www.mashreghnews.ir/fa/news/106958/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%85%D8%B9%E2%80%8C%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

  13. اگر اجازه می دادند مشایی کاندیدای ریاست جمهوری بشه مطمئن باشید انتخاب میشد اما خودتون یه کم فکر کنید! کسی که با چنین اتهاماتی مواجه است:لیدر جریانی است که خطرناکترین جریان علیه اسلام در طول تاریخ بوده، از دوستی با مردم اسرائیل صحبت کرده، جایگاه ولایت فقیه را تضعیف کرده، حتی اجازه معاون اول رئیس جمهور بودن را به او نداده اند و …، انتظار دارید حتی اجازه بدهند کاندیدا بشود؟! شاید به نظر شما این حرف من در حد کفر باشد، اما حقیقتا از جمهوری اسلامی به معنای آنچه در تمام این مدت خصوصا یک سال اخیر دیده ام ناامید شده ام. “الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم”.

  14. ما هم رای افاضه فرمودیم به جناب اسفندیار (-:

    در ادامه نوشته یکی از دوستان کامنتگذار باید بگم که مطلب چهارشنبه شیپورچی روزنامه ایران هم خیلی بامزه بود . دستش درد نکنه (-: نوشته بود آبدارچی وزارت امورخارجه آمریکا با سایت علف! مصاحبه کرده ! هه هه هه !

  15. چه زود تبلیغات انتخاباتی را شروع کرده اید؟
    وکسانی که به وبلاگ شما می ایند معلومه که به کی رای میدهن!!!د
    پس زیاد این رای گیری مصداق ندارد

    • چرا پاسخی ندادین؟؟؟
      اینکه نود و۸ درصد مراجعه کنندگان به وبلاگ شما خط کامل فکری شما رادارند واین نظر سنجی صحیح نمیباشد….متاسفانه

      • سرکار حمیده خانم
        سلام. حضور افراد با دیدگاه های متفاوت در محیطی همچون محیط مجازی این وبلاگ فرصت مغتنمی است برای تبادل نظر. احساسی که من خواننده از کامنت های شما دارم بیشتر به زخم زبان، رو کم کنی و کل کل با صاحب وبلاگ شباهت دارد تا بحث و اظهار نظر و نقد و مخالفت. خدا کند من اشتباه کنم. در هر حال دوستانه از شما خواهش می کنم مثل “بی وطن” که دیدگاهی متفاوت با صاحب خانه دارد، به نقد و اظهار نظر بپرداز ید تا حواشی و جملات طعنه آمیز.
        با احترام
        محمد

        • جناب دلسوخته …شما کاملا در اشتباهید واین نگاه منفی شماست که اینطور میبیند
          بنده حقیقتی راگفتم که در اینجا رای گیری بطور عادلانه انجام نمیشودایا گفتن واقعیت از نظر شما کل کل ویا کنایه است؟
          اینکه در این وبلاگ چه کسی بیشتر رای میاورد معلوم است وخوب بود صاحب محترم وبلاگ وقت خودشون ودیگران را نمیگرفتندبرای نتیجه ای که قبل از رای گیری معلوم است
          موفق باشید

  16. در مورد نامگذاری جریان ها بنده هم مدت ها پیش گفتم که این اسمی که برخی روی خودشان گذاشته اند یعنی “احمدی نژادی” اشکال دارد. چه آن زمانی که آهستان اعلام کرد دیگر “احمدی نژادی” نیست و چه زمانی که برخی در مقابل خود را “احمدی نژادی” نامیدند. احمدی نژاد با همه خدمات بی سابقه ای که کرده و تلاش شبانه روزی اش و تاثیر عمیقی که گذاشت اما نمی تواند ملاک یک جریان باشد. همان طور که حتی در مورد ولایت فقیه ما قائل به شخص نیستیم بلکه آن جایگاه است که برای ما تقدس دارد. یکی از ایرادات بنده هم به این لفظ “احمدی نژادی” همین بود که پرچمی که به اسم یک فرد برداشته شود عاقبت خوبی نخواهد داشت به دلیل معصوم نبودن افراد و ایرادی که گرفتم همان مطلبی بود که قبلا هم بارها گفتم: خبر شخص پرستی و تعصب کور بر روی برخی ایرادات واضح و مبرهن.
    به هر صورت بنده صحبتم در پیام قبلی این بود که جریان “عدالتخواهی” که پیش از سال ۸۴ راه افتاده بود و پرچم دار اصلی اش هم خود مقام معظم رهبری بود یک جریانی نیست که محدود به احمدی نژاد بشود. طیف گسترده ای از بچه های دلسوز و علاقمند به انقلاب را شامل می شد و می شود که نه اعتقادی به جریان “راست سنتی” دارند و نه علاقه ای به اصلاح طلب ها. اگر بگوییم این ها همه طرفدار احمدی نژاد هستند اشتباه کرده ایم و اگر هم بگوییم که سینه چاک جناح راست سنتی هستند باز هم راه به غلط رفته ایم.
    ظن بنده این است که انتخابات بعدی درون همین گروه عدالتخواه خواهد بود. یعنی حتی ممکن است افرادی از راست سنتی یا اصلاح طلب با شعار عدالتخواهی بخواهند رای جمع کنند. ولی در نهایت فکر می کنم رقابت (همانند انتخابات مجلس) میان اصولگرایان باشد. اصولگرایانی که هیچ کدام خود را ضد عدالت نمی دانند اما اختلاف نظر دارند در مورد نحوه اجرای آن و روش ها.

    • سلام

      مشکل شما این است که فکر میکنید هر کسیکه گفت احمدی نژادی هستم از ولایتمداری خارج است! و این برایتان حل نشده، که احمدی نژادی های امروز ولایی هم هستند؛
      مطمئن باشید در تفکر احمدی نژاد و احمدی نژادی، ولایت آنچنان جایگاهی دارد که لازم نیست با دفاع ظاهری از آن به دیگران اثبات کنیم؛
      ما هم چون شما شخص احمدی نژاد مد نظرمان نیست…
      تفکر اوست که تفکر ولایی و انقلابی و عدالت محور و با همه اهداف متعالی ست…
      تفکری که همه آرمانهای به فنا رفته انقلاب با همه اهداف متعالیش را زنده کرد و ریل انقلاب را به مسیر اصلی بازگرداند
      پس تفکر احمدی نژادی یعنی تفکر انقلابی راستین
      لطفا احمدی نژادی بودن را چماق نکنید و هی بر سر احمدی نژادی ها نکوبید ، چون احمدی نژادی، به احمدی نژادی بودن خود افتخار میکند و به “” تفکر احمدی نژاد “” پایبند است؛ تفکری که از روز اول تا به اکنون، لحظه ای از آن تخطی نکرده و تا جایی که شناخت از احمدی نژاد داریم همین است…
      عده ای دیگر عوض شده اند
      کسانی که به جدا کردن صف شان از احمدی نژاد افتخار میکنند باید پاسخگوی عدم ولایتمداری باشند نه ما!
      کسانی که آرمانها را فدای حرف و حدیث ها و به کرسی نشاندن حرف هایشان میکنند …
      این افراد هستند که خط احمدی نژادی های ولایتمدار را از خود که نماینده تمام و کمال یک ولایتمدار میدانند، جدا کرده اند، نه ما؛ پس لطفا با حربه قرار دادن حمایت از جایگاه ولایت، دسته و گروه نسازید و بدانید احمدی نژادی امروز، ولایتمداری احمدی نژاد را همچون سایر آرمانهای متعالیش سرلوحه خود دارد، که خیلی ها حتی بویی از آن نبرده اند و فقط در ظاهر دم از آن میزنند
      مشکل خودتان را حل کنید تا این تفکر را جدای از ولایت نبینید ، چون در غیر این صورت همیشه در اشتباه خواهید ماند ….

      به امید فردای روشن
      اللهم عجل لولیک الفرج

      • شما لطف کنید به نظرات قبلی بنده مراجعه کنید. بنده هیچ تضادی میان “احمدی نژادی” بودن و ولایتی بودن ندارم. برای تفکیک میان افرادی که طرفداران غیر ولایی احمدی نژاد هستند (معدودی سکولار و ملی گرای رادیکال و…) بنده یک صفت “جوجه” به احمدی نژاد اضافه کردم. یعنی گفتم افرادی که خودشان را احمدی نژادی می دانند یا ولایت مدار هستند که بنده آنها را خودی می دانم یا “جوجه احمدی نژادی” هستند که این ها اصولا یا اعتقادی به اسلام سیاسی و ولایت فقیه ندارند (مثل فرهادی جعفری) یا مطالعات شان در مورد ولایت فقیه و اصول انقلاب پایین است و در دو راهی میان تبعیت از ولی فقیه و احمدی نژاد دومی را انتخاب می کنند. این گروه دوم انقلاب اسلامی را برای احمدی نژاد می خواهند و معتقد به عدالت بدون ولایت هستند. این نکته اول.
        نکته دوم این است که چرا دوستانی مثل شما اشتباهات احمدی نژاد را نمی بینید یا نمی خواهید ببینید؟ دلیلش را بنده همین عشق بی حدی می بینم که حتی نقاط ضعف او را هم اوج حسن تعبیر می کند. از عدم عزل مشائی بگیرید تا خانه نشینی. از جریان کردان بگیرید تا برخی مواضع سوال برانگیز در مورد ملی گرایی. بنده ندیدم یک بار یکی از این هایی که خودشان را احمدی نژادی نامیده اند حتی یک اشتباه از ایشان را متذکر شوند. وقتی ریشه یابی می کنی می بینی که ایراد در همین است که این ها خود را ذوب در شخصیت احمدی نژاد می کنند. خوب مانند هر عاشقی، معشوق هر کار بکند برای عاشق عین حسن است و زیبایی. بنده با این کار مخالفم و به همین دلیل با لفظ “احمدی نژادی” مخالفم. جالب است که دوستان “احمدی نژادی” خود را مثلا “خامنه ای ی” نمی نامند. یا خود را “خمینی ی” نمی نامند. حتی این لفظ را طرفداران تند خاتمی هم برای او به کار نبردند.
        بنده خودم را طرفدار جریان عدالتخواهی می دانم. در این تفکر ملاک سنجش در درجه اول اسلام ناب محمدی (ص) است که حضرت امام (ره) به عنوان یک اسلام شناس ناب به ما معرفی کرد. و در درجه دوم (و بنا بر همان اصل اول) تابع ولی فقیه جامع الشرایطی هستیم که حرفش برای ما حرف امام معصوم (ع) است. بقیه افراد (خواه احمدی نژاد خواه غیر او) را نه می پرستیم، نه تابع محضش می شویم، نه ارادت عاشقانه به او پیدا می کنیم. همه را با آن ملاک اول و دوم می سنجیم.

        • با سلام
          پس باید طبق فرمایش شما این جمله را اصلاح کنید: “در مورد نامگذاری جریان ها بنده هم مدت ها پیش گفتم که این اسمی که برخی روی خودشان گذاشته اند یعنی “احمدی نژادی” اشکال دارد.” چون بنده و امثال بنده احمدی نژادی هستیم با همه تعاریف و تعابیری که گفتم… نه جوجه احمدی نژادی!! به زعم شما (هرچند برای شخص بنده همه افراد محترم هستند)
          ملی گرایی را انگونه که همفکران شما از این الفاظ برداشت میکنند قبول ندارم؛ چون حقیقت آن چیزی ست که تفکر احمدی نژاد در مورد ایران و ایرانی میگوید؛ میتوانید به تعابیر کاملی که پرداخته شده مراجعه کنید؛
          مشکل این است شما میخواهید بگویید نباید تفکری غیر از آنچه شما میپسندید وجود داشته باشد!!
          در مورد خانه نشینی باید مدنظر شما عدم ولایتمداری باشد و عدم تمکین به رای و نظر رهبری… خب! جواب را خود آقا فرمودند که این حرفها سست و بی پایه ست…
          مراجعه کنید به این آدرس و عتاب های رهبری را ببینید
          http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=12163
          در مورد قضیه کردان و رحیمی و … احمدی نژاد گفت با روشن شدن واقعیت مشکلی ندارد؛ کردان را همین مجلس تائید کرد، آن موقع مدرکش دکترا بود و مشکلی نداشت؟ بروید و مستنداتی که در این زمینه به واقعیات پرداخته مطالعه کنید و نقش لاریجانی را در این قضیه ببینید!
          هرچند مطمئنا بارها و بارها دوستان به تک تک این موارد پاسخ داده اند ولی چه حاصل که عده ای حرف حرف خودشان است و نباید غیر از چیزی که باور دارند گفت و شنید!! و صد البته این حرفها و بحث ها معمولا چون همیشه دور باطل است و به همین دلیل علاقه ای به ادامه بحث های اینچنینی ندارم؛
          انقدر تخریب میکنند که به نقد ما نیاز نباشد یعنی اجازه نقد هیچ گاه به ما داده نشد و این تقصیر امثال شماست و مطمئن باشید تا کسانی هستند که از هر چیزی ایراد بنی اسرائیلی بگیرند ، نباید انتظاری جز این داشت؛
          انتظار دارند رئیس جمهور از قاطبه مردم که اصلا این حرفها و بحث ها برایشان مطرح نیست دست بکشد و به سوال ها و در واقع بهانه جویی های هر روزه شان پاسخ دهد!! در اینجا مشکل این است که مردم را نمی بینند و فقط رئیس جمهور را در قبل سوالات خود پاسخگو میخواهند!! و اگر غیر از آن باشد فریاد وااسفا و وااسلاما سر خواهند داد… خب معلوم است که سرخورده میشوند؛ چون احمدی نژاد از مردم دست نمیکشد و برای این مسائل تره خرد نمیکند، بنابر این به این راحتی ها جوابی نخواهند شنید… و در نتیجه روز به روز بهانه ای جدید میتراشند! غافل از اینکه ولایت هم ملعبه نفسانیات و بهانه جوئی ها و به قول رهبری عزیز اشکال تراشی ها شده است …
          البته بحث بنده در اینجا چیز دیگری بود که پاسخی دریافت نکردم و در نتیجه بیشتر رای به مشایی در نظرسنجی را احساسی قلمداد خواهم کرد…
          هرچند اگر به عنوان مثال انتخاب بین خاتمی و مشایی فرض باشد مسلما رای بنده مشایی خواهد بود با همه دغدغه هایی که از آینده این انتخاب به فرض پیروزی خواهم داشت؛ ولی تا وقتی امثال جلیلی هستند رای به مشایی به نظر بنده غیر طبیعی جلوه خواهد کرد و قابل درک نیست! مگر اینکه آینده جور دیگری رقم بخورد!
          ببخشید که زیاده عرض شد

          • صحبت های شما ادعای بنده را اثبات کرد. یعنی شما نمی توانید (حتی اگر هم بخواهید) عیبی در رفتار احمدی نژاد ببینید. حتی اگر بگوید دوستی با مردم ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل نظر دولت است. حتی اگر علنا و به گفته نزدیک ترین دوستان و طرفدارانش (از جمله دکتر آقا تهرانی) خانه نشین بشود و حتی صحبت از استعفا بکند. حرف بنده همین بود. یعنی گفتم وقتی انسان شیفته فردی بشود (همان طور که بنده مدتی شیفته احمدی نژاد بودم) سعی می کند توجیه کند. دقیقا یادم هست آن جریان هاله نور را. سال ۸۸ وقتی مخالفان ویدیو حرف های ایشان در مقابل آقای جوادی را در کنار آن ویدئویی که در هواپیما کل جریان را منکر شد گذاشتند من توجیه کردم. پیش خودم گفتم دارد تقیه می کند! نخواستم قبول کنم آدمی که هر سخنرانی اش را با دعای فرج شروع می کند می تواند با این صراحت بیاید و دروغ بگوید (بازی با کلمات بکند). ولی وقتی تعصب را کنار گذاشتم و در جریان سخنرانی مجلس دیدم ایشان دقیقا همان کار را با جریان خانه نشینی کرد و علنا قضیه را با خنده و شوخی پیچاند به خودم گفتم بخور. حقت است! این همان رفتاری است که قبلا خودت توجیه می کردی.
            یا وقتی سال ۸۴ آیت الله جوادی از هاشمی حمایت کرد و برخی طلبه های کم ظرفیت ریختند و شعار دادند از ایشان دلگیر بودم. پیش خودم بارها پرسیدم چرا؟ بعد سال ها جوابم را گرفتم. آن چیزی را که پیر در خشت خام می بیند، جوان در آینه هم نمی بیند.
            در جریان برکناری وزرا. بروید بخوانید چطور با وزرایش برخورد کرد. با اژه ای، با لنکرانی، با صفار هرندی، با پور محمدی، با متکی. این ها که دیگر وزرای خود ایشان بودند. شما بروید روش برکناری این آقایان را بخوانید. همه دروغ می گویند؟ همه این ها قدرت طلب هستند؟ همه فاسد و فاجر هستند؟
            آدم اگر تعصب را کنار بگذارد می تواند عیوب افراد را ببیند والا نمی بیند.

          • با سلام
            جناب بی وطن
            فکر میکنم نمیخواهید واقعیت حرف بنده را درک کنید؛
            نگفتم عیبی نمیبینم یا نقدی ندارم، عرض کردم مواردی که شاید شما اشکال ببینید، اشکال نمیبینم یا حتی میپسندم، البته نه با دیدگاه شما، بلکه با نگاه جامعی که در اصل توسط امثال احمدی نژاد به آن پرداخته شده…
            مواردی که اشاره میکنید به نظرم نیاز به مرور دوباره وقایع دارید تا از سردرگمی خودساخته تان خارج شوید و دست به دامن بهانه جویی نشوید؛
            در یک مورد برای مرور به اینجا مراجعه کنید
            http://bacheshia.blogfa.com/post-160.aspx
            باقی موارد را خود دوباره بازبینی کنید ان شاء الله اگر مقصود به کرسی نشاندن حرفهایتان با هر شیوه و روشی نباشد، به نتیجه درست خواهید رسید…
            عرض کردم تا بهانه جویان هستند که “تخریب” کنند ، لزومی به “نقد” نمیبینم و بهانه دست بهانه جویان نخواهم داد و نقدهایمان هم درون گروهی ست و بین خودمان؛ به همین دلیل جنس نقد ما از نوع بهانه جویی نیست که به درد شما بخورد! و باز هم عرض کردم تقصیر را در خودتان جستجو کنید که سریع تکفیر میکنید و همه چیز را برای خودتان میخواهید و … پس منتظر نقد ما در جمع خودتان نباشید!
            کمی واقع بین باشید و فقط نگاه خودتان به مسائل را نپسندید؛ به نظر با نشست و برخواست با طیف های مختلف مردم با همه ی گوناگونی ها در دیدگاه هایشان و همچنین نگاه درست دینی به مسائل، بسیاری مشکلات رفع خواهد شد …
            همراهی شما با عده ای صاحب نفوذ و قدرت طلب در اشکال تراشی و بهانه جویی ، باعث تضییع مستقیم حقوق مردم میشود؛
            البته آنها هدفمند، و اکثر شما با دغدغه دینی و ولایی ولی در اصل “به اشتباه” و بی هدف…
            ببینید این بهانه جویی ها و تخریب ها آیا دردی از مردم دوا کرده؟ یا مانع رفع مشکلات آنهاست؟ البته اگر فقط خود را مردم ندانید!

        • بنده فکر نکنم این جوجه ها! یا سکولارها! که شما گفتید خودشان را احمدی نژادی بدانند! اینها احمدی نژاد رو منتخب خودشون میدونند و البته کم هم به احمدی نژاد انتقاد نمیکنند حالا چون طرف احمدی نژاد رو میگیرند به عنوان یک کسی که تفرکاتشون به ما فرق داره شما چرا اینقدر ناراحت میشید؟ احمدی نژاد رئیس جمهور ۲۴ میلیونی هست و از همه قشر طرفدار دارد خواهشا توهم نزنید که حزب اللهی ها احمدی نژاد را سر کار آوردند! اگر قرار بود حزب اللهی ها کسی رو سر کار بیارند الان احمد توکلی رئیس جمهور بود ؛ در ضمن لفظ احمدی نژادی! برای اولین بار توسط رفیق شفیقتان آفای امید حسینی به کار گرفته شد و من فکر نکنم طرفدارار رئیس جمهور به کار برده باشن چنین لفظی رو

          • همین دیگه. یعنی من دقیقا همین را می گویم. طیفی که امروز دارند کم کم دور احمدی نژاد جمع می شوند با بچه حزب اللهی ها مشکل دارند، با علما و مراجع مشکل دارند، با سپاه مشکل دارند، با رئیس قوه قضائیه مشکل دارند، با شورای نگهبان مشکل دارند. اما از آن طرف با دخترهای بد حجاب با رافت برخورد می کنند، با ملی گراها دوست هستند، سکولارها را تفقد می کنند، سبزها را هم درک می کنند و برای شان احترام قائلند.
            شما اصلا بنده را بگذار کنار و فکر کن این حرف ها را از من نشنیدی. برو تاریخ همین گروهک ها را بخوان و ببین آیا دقیقا (می گوید دقیقا) از همین جا شروع نشد. منافقین (مجاهدین سابق!) از فحاشی به شهید بهشتی (رئیس قوه قضائیه وقت) و حمله به روزنامه ها و بچه حزب اللهی ها شروع کردند. از حمله به بسیج شروع کردند. شیفته یک نفر بودند (اتفاقا آن بابا آن زمان رئیس جمهور قانونی مملکت بود و رای زیادی هم داشت!).
            شما یک نگاهی به نظرات بالا بینداز. ببین چه کسانی به شان حمله شده. من تعجب می کنم این ها دیگر دفتر آقا را هم می کوبند! مراجع قم را هم می کوبند. توکلی و مطهری که قبلا هم فلان فلان شده بودند و بنده تعجب نمی کردم. اما می بینم کار از رئیس قوه قضائیه گذشته و به مراجع قم رسیده.
            خیلی ها خوششان نیامد و نمی آید. اما تاریخ به بنده می گوید این راه دقیقا همان راهی است که “جوجه رجوی ها” و “جوجه بنی صدری ها” رفتند. به زعم خودشان منتقد بودند اما وقتی انتقاد در و پیکر نداشته باشد و وقتی فرد پرستی غالب بشود همین می شود دیگر.
            از تحریم انتخابات و حمله به ارکان نظام شروع می شود و در نهایت (باز همان طور که می شود در برخی نظرات بالا دید) فاتحه انقلاب را می خوانند و شاید هم بعد برای تعجیل در ظهور آقا دست به اسلحه ببرند!

  17. با اینکه شواهد حکایت از رد صلاحیت قطعی مشایی دارد ، اما باز هم بنا به دلایل گوناگون احتمال تایید صلاحیت ایشان وجود دارد !

    در صورت تایید صلاحیت، احتمال رییس جمهور شدن ایشان بسیار بالاست ؛ چراکه هم قدرت جذب حامیان احمدینژاد را دارد و هم حامیان موسوی و هم حامیان خاتمی را …!
    (عده ای از روی دوستی با احمدینژاد به وی رای خواهند داد ، عده ای از روی دشمنی با نظام و عده ای هم بخاطر جذابیتهای شخصی!)

    ================================

    با اینکه بدم نمی آید مشایی رییس جمهور شود (و یک جورایی با رییس جمهور شدن ایشان دلم خنک میشود!) اما ترجیح میدهم همچنان جزء همان چهار- پنج میلیون نفری که اشاره کردید بمانم و از بین باقری لنکرانی و جلیلی یکی را انتخاب کنم !
    (مگر اینکه آن چهار – پنج میلیون نفر مذکور هم به مشایی رای دهند!)

      • میخش را جناب خود موسوی کوبید هر بار که بیانیه داد. اگر مثل آدم های پخته راه قانون را به جای بی قانونی رفته بود و اگر به جای زور و اردو کشی خیابانی طرفدارانش را دعوت به ارامش کرده بود الان نصف مجلس را هم داشت. البته من خدا را شاکرم که پرده ها برافتاد و برخی نیات و امیال درونی خودشان را علنا ظاهر کردند والا معلوم نبود بعدا چه می خواستند بکنند.

        • اصولا اردو کشی خیابانی یک روش برای اثبات حقانیت است در جمهوری اسلامی. مگر همه افتخار شما به امثال ۹ دی و ۲۲ بهمن نیست؟ چطور فقط حاکمیت حق دارد اردوکشی خیابانی کند؟

          • اردو کشی خیابانی را با انتخابات قاطی کرده ای عزیز. در ضمن اردو کشی خیابانی با شیشه شکستن و حمله به پایگاه بسیج و زدن نیروی انتظامی همراه می شه ولی راهپیمایی مردم با آرامش هست. شما ظاهرا اصول اولیه جوامع بشری را هم زیر سوال می بری. کاش یک مدت سری به برخی کشورهای خارجی بزنی و ببینی اگر با سنگ به پلیس حمله کنی چطور به خدمتت می رسند.
            حالا فرض بگیر اصلا راهپیمایی خیابانی ملاک. شما با حمایت کل بی بی سی و رسانه های غربی نتونستید به غیر از تهران و برخی شهرهای دیگر جایی را شلوغ کنید. تازه تهران هم یک قسمت هایی از آن. ولی ظاهرا ساندیس های دولتی قدرت عجیبی دارند که کل ایران را تکان دادند.
            تمامیت خواهی شاخ و دم نداره. با مظلوم نمایی و ظاهر روشنفکری هم تضادی نداره.

  18. معتقدم آقای سعید جلیلی آدم خوبی است و شاید الان یک سوییت در بهشت رزرو کرده باشن. اما فراموش نکنیم که برای اجرای فرامین رهبری به یک طاغی و نخبه ستیز نیاز داریم. کسی که مبدعین « جریان انحرافی » را خس و خاشاک و کف روی آب بداند.
    جناب جلیلی تا مناظرات پیش از انتخابات مانند هندوانۀ در بسته است.

    • “نخبه ستیز”؟!!!!! یعنی شما کلا با هر نخبه ای مخالفید؟ فکر کنم منظورتان روشنفکران باشد نه نخبه ها چون آقا هم از نخبه های جوان تقدیر و تشکر می کنند.

        • شما که هنوز آقا نیامده نشان دادید چقدر زیر بار حق می روید، اگر بیاید می خواهید چکار کنید؟
          اگر آقای شما امام زمان هست پس چرا زیر علم بی بی سی و کنار گوگوش و سروش سینه می زنی؟ چرا ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل از حرکت های شما ذوق می کنه؟ چرا رئیس و نظریه پرداز هاتون همه توی بغل اروپا و آمریکا هستند؟
          نکنه امام زمان شما قراره بیاد سلطه آمریکا را تحکیم کنه؟ یا شاید قراره بیاد گنجی (که منکر وجودش شده) یا سروش (که اصولا اعتقادی به ائمه و عصمت آنها نداره) ازش حمایت کنند؟

      • منظورم از نخبه ها خواص است. ولی چون « خواص ستیز » جور در نیومد از این عبارت استفاده کردم.

        هرچند، « نخبه » هم خودش بار معنایی داره و در مقابل « خبره » قرار می گیره.

        برای درک بیشتر فرق نخبه و خبره پیشنهاد می کنم مصاحبۀ آقای ابراهیم فیاض با شبکۀ ایران با عنوان « عملکرد ضد دموکراتیک امریکا علیه مردم /بیداری انسانی در نهایت به بیداری اسلامی می‌انجامد » رو اگه خوندید دوباره مطالعه کنید.

        ایشون در برابر دوکراسی حزبی امروز در آمریکا به یک دموکراسی اصلی هم معتقد هستن که مبناش شعور عمومی یا عقل سلیم و به تعبیر بهتر قرآن کریم « قلب سلیم » است.

        دکتر فیاض معتقده: « دموکراسی بر اساس شعور عمومی ای که مردم به ما هو مردم دارند و در زندگی روزمره با آن زندگی می‌کنند شکل می‌گیرد برای همین گفته‌اند مردم سالاری؛ مردم براساس یک شعور عمومی حرکت می‌کنند و این شعور عمومی غالباً در مقابل علم تجربی و علوم آزمایشگاهی واقع می‌شود. »

        همچنین به نظر ایشون: « دموکراسی حزبی دموکراسی بدون شعور عمومی است و از این جهت که استیلاطلب و نخبه محور است ضد دموکراسی مردمی است. »

        به اعتقاد ایشون: « در دموکراسی، انتخابات خبرگانی اصل است نه نخبگانی که در دموکراسی حزبی وجود دارد، چون شعور عمومی در زندگی روزمره بروز پیدا می‌کند لذا شاخص این کامنسنس یا شعور عمومی خبرگان هستند. »

        آقای فیاض خبرگان رو آدمای باهوش و هوشمندی می دونه که با مردم زندگی کردن، با مردم خبره شدن و جدای از مردم نیستن و مردم رو بررسی، تحلیل و « شهود » می کنن. به نظر ایشون به این دلیل بوده که امام خمینی در مقابل « مجلس مؤسسان » بازرگان « مجلس خبرگان » رو تشکیل می دن. و در نقطۀ مقابل امریکا در انتخابات آرا رو به صورت الکترا درمی آره، یعنی چند نخبه به عنوان سناتور انتخاب می‌شن بعد از اینها رئیس جمهور انتخاب می‌شه.

        البته ایشون تصریح می کنه: « در مواجهه با مردمسالاری باید این سؤال را مطرح کرد که کدام مردم، سالار هستند، در جواب می‌گوییم مردمی که دارای شعور عمومی هستند. »

        در مورد وضعیت احزاب در ایران هم، که به اعتقاد من از آمریکا بدتره چون در آمریکا احزاب دولت رو می سازن و اینجا می بینیم که دولت احزاب رو ساخته، جناب فیاض معتقدن:
        « این همه حزبی که ایجاد می‌شود بیشتر برای ایجاد استیلا و استعلاطلبی است تا خودشان رأی بیاورند، وقتی مردم رأی ندهند می‌گویند باید جبهه تشکیل بدهیم، آن‌گاه می‌گویند جبهه مردمی و دیگر نمی‌گویند حزب. »

        به طور خلاصه، « در دموکراسی، انتخابات خبرگانی اصل است نه نخبگانی که در دموکراسی حزبی وجود دارد، چون شعور عمومی در زندگی روزمره بروز پیدا می‌کند لذا شاخص این کامنسنس یا شعور عمومی خبرگان هستند. »

        البته بنده با فرق بین دموکراسی و جمهوری تا حدودی آشنا هستم.

  19. سلام من خیلی دوست دارم احمدی نژاد نماینده معرفی کنه برای ۹۲ اما احمدی نژاد یک کارهایی میکنه که غیر قابل پیش بینی هست ، راجع به این موضوع هم جدیدا پالسهای بدی ارسال کرده مثلا در دیدار دستگاه های اجرایی همین چند روز پیش حرف از این زده که ما به دنبال تثبیث قدرت نیستیم و تهمت میزنند! آقای جوانفکر هم قبلا یک جا گفته بود ما دنبال اینیم که تحویل بدیم بریم! امیدوارم این همه توهین و تخریب و لجن مال شدن بی ثمره نباشه و مجدادا به دوران قبل از ۸۴ برنگردیم!

    • متاسفانه من هم می ترسم که جریان «عدالتخواه» با پرچمداری دکتر احمدی نژاد بخواهد از قدرت کنار بکشد و این پالس هایی بدی که فرمودید من راهم نگران می کند.
      در انتخابات مجلس هم که جوانفکر و … گفتند که به فکر انتخابات نیستند، امیدوار بودم که تجدید نظر کنند و مردم را ناامید نکنند که متاسفانه اینجوری نشد.
      امیدوارم در انتخابات ریاست جمهوری، مردم نماینده خودشان را داشته باشند.

  20. سلام
    در این چند وقت اخیر، اکثر افتخارات و فعالیتهای احمدی نژاد از طریق مهندس نیکزاد صورت می گیره. نیکزاد آدم کاری و سالمی است، البته در صورتی می تواند رییس جمهوری شایسته باشد که حمایت فکری و عنوی احمدی نژاد .و احیانا مشایی را با خود داشته باشد. منظورم این نیست که مدل پوتین و مدودف تکرار شود، دوست دارم احمدی نژاد در اوج قدرت و محبوبیت دوره اش را به پایان برد و دیگر ست رسمی هم نگیرد، تا اسطوره ای در تاریخ معاصر شود. اما حمایت فکری و معنوی چیز دیگری است که نیکزاد به آن نیاز دارد.

  21. سلام
    برادر عزیز جناب بی وطن فرموده اند: “یعنی گفتم وقتی انسان شیفته فردی بشود (همان طور که بنده مدتی شیفته احمدی نژاد بودم) سعی می کند توجیه کند.”
    حرف حرف درستی است. والله ظلمی که طرفداران احمدی نژاد با وی کرده و می کنند و به جای نقد وی، شیفته او شده و او را می ستایند همان ظلمی است که حواریون آقای خمینی با وی کردند و از او قدیس ساختند و دهان هر منتقدی را بستند و همان ظلمی است که امثال جناب بی وطن با آقای خامنه ای کرده و می کنند و او را با معصومین برابر کرده و حرف از اطاعت مطلق می زنند و دهان هر منتقدی را اگر خورد نکنند حداقل می بندند. خداوکیلی شما یک مورد را به من نشان دهید سینه چاکان نظام خود به نقد آقای خامنه ای نشسته باشند.
    و این البته حدیث ما ایرانیان است با هر نوع گرایشی. حتما دیده اید که جرس و کلمه هم هر منتقد میر و شیخ را تکفیر و تحقیر می کنند، دوستان خاتمی تاب نقد او را ندارند و حواریون هاشمی که مخالف او را مخالف پیغمبر دانشته و می دانند.

    • بنده اگر هم حرف آیت الله خامنه ای را حرف امام معصوم می دانم به شرایطی است که در قانون اساسی (که برگرفته از شریعت اسلام است) آمده است. والا نخیر، ما با اشخاص عهد اخوت نبسته ایم. اتفاقا این چیزی است که امام (ره) به ما یاد داد با برکناری منتظری.
      این که گفتید تبعیت از ولی فقیه معادل قرار دادن او با امام معصوم است از مغالطه های قدیمی و نخ نما شده است. مگر شما وقتی در اداره تان از رئیس تان اطاعت می کنید او را معادل امام معصوم قرار می دهید؟ یا اگر در خارج از ایران زندگی کنید، اگر مردم به فرمان رئیس جمهورشان یا رئیس دولت شان گوش دهند به این معناست که او را بی عیب و معصوم می دانند؟ در کجای دنیا هرج و مرج و عدم اطاعت یک امر مقدس است که در ایران باشد؟
      همه جای دنیا و تمام نظام های مدیریتی دنیا می گویند که تا وقتی فردی که در راس است صلاحیتش رد نشده (از طرف کسانی که باید این صلاحیت را تشخیص بدهند) و در راس کار است برای حفظ نظم باید از او اطاعت کرد والا سنگ روی سنگ بند نمی شود.
      عجیب است که ما این اصول را در مدیریت سکولار می پذیریم ولی تا وقتی به اطاعت از فقیهی با تقوا و خدا ترس می رسد همه معصوم گرا می شوند!
      این خود حقیر پنداری را هم کنار بگذارید. مردم کشورهای دیگر مگر شخص پرست نیستند؟ مگر در همین انگلستان به ظاهر متمدن هنوز دسته دسته مردم برای دیدن ملکه صف نمی کشند؟ ملکه ای که هیچ امتیازی (حتی اخلاقی یا انتخاباتی) بر آنها ندارد و صرفا به خاطراینکه پدرش پادشاه بوده حالا شده تخت نشین؟ مگر همین الان جوان های غربی برای خواننده ها غش نمی کنند؟ مگر همین حالا برای امضا گرفتن از فلان بازیگر صف نمی کشند؟
      اتفاقا بنده در میان مردم دنیا ایرانی ها را از همه روشن تر دیده ام در بحث نقد قدرت. مردم ایران شاید از معدود مردم دنیا باشند که شبکه های خبری داخلی را به شدت با ظن و شک نگاه می کنند و نمی شود به راحتی گولشان زد. اگر می شد مقایسه ای کنید میان مردم کشورهای غربی که هر که رسانه هایشان می گویند چشم بسته قبول می کنند و مردم ایران که بسیار در این مسائل دقیق هستند این حرف ها را نمی زدید.

  22. در جواب آخرین کامنت بی وطن:
    این بازی جدید هست که طرفدارا رئیس جمهور رو با منافقین مقایسه میکنید؟ چی شده که یهو همتون از بعد از عید به این ور یهویی! به صورت عجیب و خارق العاده و محیر العقولی! با هم متوجه شدید که اینا شبیه به منافقینند؟ قبلش نبودند؟ احیانا هماهنگ شده نیست؟ یهو روزی طلب مینویسه بعد سایتهای تکفیری میفهمند بعدش هم شما جار میزنید! جالبه یکی از دوستانم که مخالف شدید احمدی نژاد هست چند روز پیش پیامک زده و همین بحث شباهت با منافقین رو مطرح کرده!
    قیاس مسخره و مع الفارقی هست البته بعید نیست پشت این قیاس هدف خطرناکی باشه ، مقاله مرحوم! محمد حسین حیدری در رها پرس با عنوان (معنی ورود جریان انحرافی به فاز نظامی چیست؟) را حتما مطالعه کنید، نکته ها دارد!

    • اگر این هایی که اسم بردی و من نمی شناسم هم همین حرف و قیاس را کرده اند برای من هم جالب است. چون بنده که ارتباطی با این ها ندارم و اصلا مطالب شان را هم نمی خوانم. بحث مقایسه به انحراف را هم بنده چند هفته پیش ذیل یکی از نوشته های همین وبلاگ مطرح کردم. بحثم تشبیه نیست. مقایسه است. یعنی می گویم حرکتی انتقادی که آخرش به دشمنی و نفی کلیت نظام منتهی بشود همان حرکت منافقین بود. شما در آن چاه نیفتید.

  23. دلایل رأیم به مشایی:

    ۰. احمدی‌نژاد قبولش دارد و مخالفان احمدی‌نژاد می‌خواهند سر به تن‌اش نباشد. کسی که چپ راست و کارگزار علیه‌اش متحدند نمی‌تواند گزینه بدی باشد.

    ۱. دارای خلاقیت است، خودش را (یا هر چیز دیگر از قبل داده شده را) تکرار نمی‌کند و مدام ایده‌های جدید ارائه می‌کند. خلاقیت صفتی‌ست که در میان سیاستمداران مدرن نادر، و در ایرانی‌هایشان نادرتر است – و نتیجه می‌شود تکرار مکرر یک اشتباه با وجود اینکه هربار هم نتیجه عوضی می‌دهد. بهترین صفت احمدی‌نژاد هم از دوربرگردان‌های اتوبان‌ها تا امروز به نظرم خلاقیت‌اش است و عدم تکرار کاری که نتیجه مورد نظر را نداده.

    ۲. توجه‌اش به ضعف اعتماد به نفس ملی و تلاش برای تقویت آن. به نظرم این یکی از مشکلات اساسی پیش روی ماست، که احمدی‌نژاد هم از آغاز (ما می‌توانیم) تلاش‌های زیادی برای جبران‌اش داشته ولی هنوز تا نقطه مطلوب (و حتی قابل تحمل) خیلی فاصله داریم و حتی از دهه ۴۰ و ۵۰ عقب‌تریم – جا افتاده که کسانی چند صد سال پیش (یا برای سکولارها، چند دهه پیش) همه حرف‌های حساب را گفته‌اند و ما قرار نیست هیچ حرفی روی حرف آنها یا در تکمیل‌شان بزنیم، فقط باید همان‌ها را تکرار و حداکثر تزئین و تبعیت کنیم.

    ۳. تلاش برای جذب مخالفان و ترمیم شکاف‌های اجتماعی، و درک ضرورت آن. شاید مهم‌ترین تهدید برای کشور ما شکاف‌های بسیار جدی‌ای‌ست که مردم را به گروه‌های ستیزه‌جویی تقسیم کرده که خیلی اوقات سود خود را در زیان طرف مقابل جستجو می‌کنند. تنش‌های حاصله را می‌بینیم، تأکید آمریکایی‌ها بر مهلک‌بودن دوگانگی بین مردم پس از فتنه، سرمایه‌گذاری‌هایشان برای تشدید و استفاده از این شکاف‌ها، و نیز اهمیتی که همه جامعه‌شناسان جهان به این‌گونه تضادهای اجتماعی در اقصی نقاط جهان می‌دهند و تلاشِ‌شان برای ترمیم و تسکین. و با این وجود خیلی‌ها را می‌بینیم که کوچک‌ترین اهمیتی نمی‌دهند، و برخی که حتی انگار طرد و زشت‌خویی را نوعی صلاحیت اخلاقی برای خود به شمار می‌آورند.

    ۴. توانایی تعامل با غربیان مخالف مدرنیته به دلیل تلاش و توانایی برای تعامل فکری و شراکت در دغدغه بدون پیش‌فرض‌گرفتن اشتراک دین، مذهب و پیش‌زمینه‌ها و پیش‌فرض‌های معمول، و اشتراک تفکر و دغدغه‌ها با آنان. به نظر می‌رسد مخالفت با مدرنیته و نیست‌انگاری نقطه اشتراک بزرگی است برای همفکری و همکاری با غربیانی‌ست که از گسترش روزافزون ابتذال و بحران عصر حاضر در جوامع خود به ستوه آمده‌اند؛ ولی دریغ از کمترین ارتباط. مشکل از اینجاست که ظاهر و اسم اسلام را اصل قرار داده‌ایم: اول باید موحد شود و بعد اسلام و شیعه و ولایت فقیه را بپذیرد تا برسیم به مدرنیته؛ و همین برخوردها باعث شده آنها هم ما را نسخه‌ای تندروتر از عربستان سعودی بدانند که تنها مشکل‌مان با دنیای مدرن برخی ظواهر است اگرنه مشتاقیم خود را در تکنولوژی‌اش غرق کنیم. احمدی‌نژاد تاحدی از این مرز عبور کرد و روابط ارزشمندی با استعمارستیزان غیرمسلمان برقرار کرد، ولی هنوز مشکل مبنایی ما با غرب و نیست‌انگاری‌اش (فراتر از استعمار، اگرنه با سوسیالیسم مشکلی نداشتیم) در ادبیات و چهره بین‌المللی‌مان ظهور پیدا نکرده، تحقق آن و تعامل با غربیان غرب‌ستیز گام بزرگی به سوی سطح اول فکری و فرهنگی جهان خواهد بود و توان حمله به نهادهای غرب در خاک خودشان (جغرافیایی و فکری) را به ما می‌دهد.

    درباره جلیلی…
    اول، ساده‌زیستی که به نظر می‌آید مهم‌ترین وجهه مثبت اوست برایم اولویت ندارد، و حتی ضروری نیست. یک وجه ساده‌زیستی عدم پول‌پرستی و تربیت مردم در این راستاست که جز در تجمل‌طلبی افراطی فراهم می‌شود (و رؤسای جمهور قبلی هم به نظرم از این نظر مشکلی نداشتند). جنبه دیگر، دامن‌نزدن به شکاف حاکم-شهروندی و بخشی از مورد ۳ است (مشکل دوران سازندگی و اصلاحات)، ولی این فقط یکی از شکاف‌هاست و اگر حاکم ساده‌زیست باشد ولی شکاف‌های دیگر را تشدید کند (به عنوان مثال با استانداردهای دوگانه در برخورد با خواص و اعضای حاکمیت یا عوام) فایده چندانی ندارد.

    بعد، سابقه او این‌طور نشان می‌دهد که فاقد خلاقیت است و در مورد ۱ می‌لنگد: سال‌ها مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای بوده، ولی همه ابتکارات در این حوزه از سوی احمدی‌نژاد انجام شده‌اند نه او.
    در موارد ۲و ۴ هیچ نشانه‌ای دال بر وجود این خصوصیات در او نمی‌یابم، و در مورد ۰ هم حمایت انحراف‌ستیزان به‌شدت بدبین‌ام می‌کند.

    درباره ایراد آناهید…
    البته اگر کسی با چنین خصوصیاتی طرح شود که حساسیت‌هایی نظیر مشایی روی او نباشد چه بهتر، از این هم بگذریم که همین خصوصیات باعث ایجاد آن حساسیت‌ها خواهند شد، اختلاف اصلی این‌که نقش سیاست‌مدار را کار اجرایی نمی‌دانم. اگر قرار به تدارکاتچی‌ست که حاکمان پشت پرده خودشان یکی را انتخاب کنند، ولی اگر رییس‌جمهور و سیاست‌مدار است، کارکرد اصلی‌اش یک نماد است برای متحدکردن و انگیزش مردم برای فداکاری در راستای آرمان‌های مشترک، و نیز ترسیم چهره مناسب بین‌المللی از کشور و مردم آن. کوتاه‌آمدن در برابر آن حساسیت‌ها به نظرم همانا چشم‌پوشیدن از این نقش اصلی است، و آنها را هم ساکت نمی‌کند بلکه دفعه بیشتر توقعات بیشتری طرح خواهند کرد.

    و یک نکته… روند جالبی‌ست که به مرور رأی مشایی پایین رفته و جلیلی جایش را می‌گیرد. سه نظریه به عقل من رسید:
    ۱. خوانندگان منحرف زود به زود و احتمالاً هر روز به این وبلاگ سر می‌زنند درنتیجه زودتر نظرسنجی را دیده و رأی دادند. مخاطبان اصول‌گرا تعدادشان بیشتر است ولی دیر به دیر سر می‌زنند و درنتیجه با تأخیر رأی دادند.
    ۲. کسانی که روزهای اول رأی دادند به تبعیت از نوشته اولیه جلیلی را اصول‌گرا شمرده و به او رأی ندادند، ولی بعدی‌ها به تبعیت از اصلاحیه نویسنده در کامنت‌ها داوری دیگری کردند.
    ۳. منحرفین به یک بار رأی دادن اکتفا می‌کنند ولی اصول‌گرایان هرروز رأی خود را تکرار می‌کنند.

    • سلام
      مواردی که به عنوان دلیل رای به مشایی فرمودید ، به زیبایی به توانایی ایده پردازی مشایی اشاره کرده؛ ولی از نظر حقیر با موارد قبلی که عرض کردم دلیلی بر قابلیت مشایی برای ریاست جمهوری نیست؛ همین عرایض شما با همین وجه در احمدی نژاد دیده میشود؛ ولی عرضم این است که مشایی فقط از این حیث موفق بوده و ایشان را دارای قابلیت اجرا به مانند احمدی نژاد نمیدانم؛ پیشتر عرض کردم بنده مشایی را یک ایده پرداز و یک همکار خوب میدانم و دلایل بنده تقریبا شبیه همین مورادی ست که دلایل شما در انتخاب ایشان برای ریاست جمهوری بود و البته مواردی دیگر…
      اما در مورد بخش دیگری از کامنت شما که به اختلاف به خوبی اشاره کردید و تفاوت دیدگاه شما و بنده در این مورد شاید از اینجا نشأت بگیرد این است که برخلاف شما، بنده نقش اول رئیس جمهور را کارکرد اجرایی میدانم نه سیاست پیشگی؛ آنچنان که احمدی نژاد بوده و هست؛ اصطلاح قوه مجریه خود به تنهایی مصدق اظهار بنده ست؛ البته مسلما رئیس جمهور وجه سیاسی مخصوص به خود را خواهد داشت و در عرصه های گوناگون اعمال خواهد کرد، ولی اگر بخواهیم رئیس جمهور را در وجه اول یک سیاستمدار بدانیم و بعد مجری وظایف محوله بر او ، آنوقت چه فرقی هست بین خاتمی و احمدی نژاد؟!
      احمدی نژاد خادم مردم است ، اولویت او همیشه رفع گرفتاری های مردم بوده که با سیاست پیشگی به هیچ وجه سازگار نیست؛ اگر هم بخواهیم به فرض، توانایی اجرایی مشایی را به مانند احمدی نژاد مورد تائید قرار دهیم، از این منظر باید بنگریم که به دلیل حساسیت ویژه ای که بر شخصیت و تفکر او حاکم هست هیچ وقت موفق نخواهد بود حتی یک مدیر دست چندم را با خود همراه سازد، چه رسد به …
      در مقابل نهادهای تصمیم گیر و قدرتمند و صاحب نفوذ و آن هم با سابقه امروز مشایی، او به هیچ وجه قادر نخواهد بود که اولین وظیفه یک رئیس جمهور، یعنی تعامل با قوا برای به عمل رساندن سیاست های اجرایی و عمرانی و … را تحقق بخشد
      عرض کردم باید تفاوت قائل باشیم بین مشایی رئیس دفتر یا حتی معاون اول!، با یک رئیس جمهور با همه قابلیت هایی که باید از او انتظار داشته باشیم، آن هم وقتی میدانیم هیچ نهادی در راس کشور با او همراهی نخواهد کرد و حتی بدتر از امروز را باید انتظار کشید ، یعنی در نتیجه آن فلج شدن کار اجرایی در کشور و همچنین ظلم ناخواسته به مردم…
      همه اینهایی که عرض کردم برای بنده چون سراب هست؛ و مشایی هم نشان داده که از حساسیت ها فاصله میگیرد…
      احمدی نژاد هم رسما از کسی حمایت نخواهد کرد…

  24. سلام خدمت همشهری عزیز :
    این چند روز خیلی تحمل کردم چیزی ننویسم ولی دیگه طاقت نیاوردم .نمی خوام وارد بحثی بشم که بعضی مثال ها زده شود و بعضی سوال ها شود که به نفع نظام نیست. شما فعلن فقط رئیس جمهور رو گرفتی داری می زنی له و لوردش می کنی بعضی جاها خیلی تند می ری . جالبه بعضی جاها مثلن در مورد رفتار سایت الف می گی یه اشتباه بود و رفع شد ولی در مورد احمدی نژاد بعضی حرف ها را که جواب هم دارد را تا قیامت هم ولی نمی کنی
    بالا می خواستم پاسخ بدم که گزینه پاسخ نبود مجبور شدم اینجا بنویسم . شما فرموده اید .
    “همین دیگه. یعنی من دقیقا همین را می گویم. طیفی که امروز دارند کم کم دور احمدی نژاد جمع می شوند با بچه حزب اللهی ها مشکل دارند، با علما و مراجع مشکل دارند، با سپاه مشکل دارند، با رئیس قوه قضائیه مشکل دارند، با شورای نگهبان مشکل دارند. اما از آن طرف با دخترهای بد حجاب با رافت برخورد می کنند، با ملی گراها دوست هستند، سکولارها را تفقد می کنند، سبزها را هم درک می کنند و برای شان احترام قائلند.***
    من می خوام بگم که رفتار این افراد و نهادهایی که در بالا اسم بردی به گونه ای بوده که بعضی از افرادی که طرفدار نظام و رهبری و مراجع تقلید و علما و رئیس قوه قضائیه و شورای نگهبان و … بوده اند و همچنین طرفدار احمدی نژاد هم بوده اند دچار تناقض های بزرگ شده اند(خود من یکی) . وقتی مشاهده می شود که برای زدن رئیس جمهور و حتی فرد مخالف با نظریات آنها حتی فرد مجرم از هرگونه روش غیرشرعی و دروغی و هر گونه اتهامی استفاده می شود از من انتظار نداشته باش انها را دوست داشته باشم و بگذارم روی چشمم و حلوا حلوا کنم. اگر با همین دیدی که به احمدی نژاد نگاه می کنی به بقیه افراد و مسئولین درون مملکت نگاه کنی چه می بینی . راست و حسینی یه مقایسه کن .ببین چی از تهش در می یاد .
    اگر خواستی بگو برات ردیف کنم . بگو تا تناقض های موجود را برات ردیف کنم و تا اخر هم بمون و جواب بده .
    شما در بالا فرموده ای که طیفی که کم کم داره حول احمدی نژاد جمع می شه. کی همچین حرفی زده . ما یه دفعه از وسط راه نیومدیم که حول احمدی نژاد جمع بشیم . ما همون هایی هستیم که از اول بودیم هنوز هم ایشون رو قبول داریم اگر حرف غیر منطقی بزنه رد می کنیم ولی تکفیرش نمی کنیم نظرش را داده شما بیا اثبات کن اشتباه گفته . هیچ وقت هم قبول نداریم ایشون ادم صد در صد است و قطعا ایشون هم دچار اشتباه می شود و خواهد شد ولی در حال حاضر ایشون رو از خیلی از ادم های مسئول درون نظام بهتر می دونم. اما اینجوری که به نظر می رسه شما این معیاری را که در مورد احمدی نژاد قبول داری در مورد بقیه مسئولین نظام قبول نداری. اگر قبول داری بگو وضع احمدی نژاد در حال حاضر نسبت به بقیه مسئول های نظام در چه جایگاهی است. به عنوان یک شاگردی که در حال انجام وظیفه است چه نمره ای می گیرد. و ارزش نمره اش نسبت به بقیه چگونه است.
    — شما لطف بفرمایید بچه حزب اللهی را تعریف کنید ببینیم یه زمانی شاید ما هم جزئش بودیم ولی الانه جزئش نیستیم. بچه حزب اللهی باید چه خصوصیاتی داشته باشد تا ما قبولش کنیم . تا ازش فاصله نگیریم.یه چند تا مصداق معرفی کنید.
    — با همه عالمان و مراجع مشکل ندارم ولی با عالم و مرجعی که روی هوا حرف بزند مشکل دارم (معمولن روی هوا حرف زدن وقتی رخ می دهد که این افراد وارد سیاست می شوند فعلن معیار تشخیص رو هوا حرف زدن را هم خودم تشخیص می دم گر اینکه خلافش ثابت شود). مگر منتظری و صانعی و شریعتمداری عالم و مرجع نبودند . در مورد صحبت های انها تفکر می کنم . اگر به عقل ناقصم سوالی رسید انتظار جواب دارم طبیعتا حق توهین را هم ندارم . ولی حق سوال را برای خودم قائل هستم . انتظار جواب هم دارم نه انتظار توهین و انگ خوردن . عالم در از بین رفتن ابروی مسلمان باید بیشتر از یک غیر عالم دقت کند . و اگر هم مرتکب چنین امری شد باید سریع تر جبران کند.

    — طبیعتا رفتار بد بعضی افراد درون سپاه منجر به از بین رفتن وجه سپاه می شود.و این ها به اسم سپاه نوشته می شود. همانگونه که اشتباه یه روحانی ساده منجر به تخریب چهره روحانیت می شود .
    —- به همان دلیلی که با رئیس جمهور می توان دچار مشکل شد و یا از ایشان ناراضی بود از رئیس قوه قضائیه هم می توان ناراضی بود .
    از شورای نگهبان هم می توان ناراضی بود.
    —- به نظر شما با یک دختر بد حجاب باید چگونه برخورد کرد . بریم بزنیم دهنشون رو سرویس کنیم این شخص با حجاب خواهد شد.
    — ملی گراها را بکشیم شما راضی می شی.
    — سکولار را لطفا تعریفش کن کلن به چه شخصی سکولار می گویند .

    • سلام هم شهری
      ببین چند نکته را باید مجدد روشن کنم:
      ۱- من اگر اینجا می نویسم و باعث ناراحتی برخی دوستان می شوم به خاطر احساس محبت و نزدیکی و علاقه ای است که به آنها می کنم. وقتی می آیم در وبلاگ حامد می نویسم یعنی برای حامد و دوستانش این ارزش را قائلم که وقتم را بگذارم. والا کم نیست وبلاگ ضد احمدی نژادی هایی که اگر بروم آنجا هم بیشتر تحویلم می گیرند و هم تاییدم می کنند. پس همه این نیش زدن ها و تلخ صحبت کردن ها را بگذارید به حساب علاقه. انتقاد تند و صریح است از دوستان.
      ۲- بنا به همان شماره ۱، بنده بنا ندارم اینجا تعریف احمدی نژاد را بکنم. چند بار به حامد گفتم برادر عدالت این نیست شما یک طرفه دفاع کنی. برای خودش دلایلی دارد که بنا را بر دفاع مطلق گذاشته. به خودش مربوط است. اما بنده احساس کردم برای ایجاد یک اعتدال اگر حامد فقط دفاع می کند، بنده هم بد نیست عیوب و نقایص را بگویم تا برخی دچار توهم نشوند که احمدی نژاد معصوم است.
      ۳- بنده به شدت احساس خطر می کنم از ایجاد یک جریان. این جریان جدای از شما است که ولایتی هستی و احمدی نژاد را با عیوب و نقاط قوتش می بینی. یک جریانی که اسمش را گذاشتم “جوجه احمدی نژاد” ها. می خواهی نمونه هایش را ببینی؟ در همین کامنت ها نگاه کن. دیگه دفتر آقا را هم می کوبند به نام احمدی نژاد. مجلس خبرگان را می کوبند. نشر می کنند که آیت الله لاریجانی تحمیل شده به آقاست. شورای نگهبان را می کوبند. سپاه و بسیج را می کوبند (باز مراجعه کن به برخی کامنت ها در چند نوشته اخیر همین وبلاگ). همه این ها هم به اسم احمدی نژاد است و عدالت. یک وقتی جناح چپ و ملی گراها و ضد ولایتی ها این کارها را می کردند ما تعجب نمی کردیم. اما امروز می بینم به اسم عدالت دارند این پرچم انحراف را بر می دارند. وقتی در تاریخ انقلاب دقت می کنم می بینم این همان راهی است که منافقین رفتند. شما سن و سالت بیشتر است. مگر این بچه هایی که رفتن مجاهد شدند همه از اول منحرف بودند. به خدا خیلی توی آنها بچه نماز خوان هم بود. ولی در نهایت تحت تاثیر یک جریانی قرار گرفتند و مقابل نظام اسلحه کشیدند. دقیقا با همین شعارها هم شروع شد ولی چون نه سواد درست و درمان داشتند و نه تابع رهبر به اینجا رسیدند. گروهک فرقان هم مگر غیر از این است که به نام دین و اسلام شهید مطهری را ترور کرد؟ این ها خطری است که بنده احساس می کنم.
      بنا بر همین احساس خطر می ایم اینجا می نویسم تا بچه هایی که ولایت را قبول دارند دقت کنند سر نخورند در دل انحراف.
      ۳- یک زمانی آقای قرائتی در تلویزیون می گفت که یک نفر آمده برای من شروع کرده از فساد و مشکلات نظام گفتن. وقتی حرف هایش تمام شد بهش گفتم این ها که چیزی نیست. می خواهی من بدترش را بگویم؟ هم شهری این ها که می گویند می خواهی من بدترش را بگویم؟ اما متاسفانه برخی به دلیل بی سوادی و برخی موزیانه دارند این انتقادها را به سمت مخالفت و دشمنی می برند. کار به جایی می رسد که یک عده که خودشان را احمدی نژادی می دانند، حاضرند به رئیس قوه قضائیه فحش بدهند، حاضرند شورای نگهبان را زیر سوال ببرند، ولی در مقابل آن فرد سکولاری که به طمع ضربه زدن به نظام پشت احمدی نژاد قایم شده کرنش می کنند. یعنی ملاک ها عوض شده. این انحراف است که من نگرانش هستم. انحرافی که شخص آقای احمدی نژاد ملاک حق و باطل می شود. با هر کس بد باشد و هر کس به او انتقاد کند وابسته به قدرت است و فاسد است و ماله کش سیاسی، و هر کس که از او تعریف کند و پشتش را داشته باشد (حتی اگر مواضعش بو دار باشد و یا صریحا سکولار و ملی گرا) می شود دوست. یک عده ای از این ها اگر روزی اقا هم دیگر از احمدی نژاد حمایت نکند توی روی آقا خواهند ایستاد.
      ۴- در مورد آقای احمدی نژاد هم حرف برای گفتن زیاد است و اینجا نمی شود. اما به طور خلاصه ناامیدمان کرد. حیف این همه زحمت و تلاش که با برخی بی تدبیری ها خرابشان می کند. عمده عیبش هم به نظر بنده لجاجت و یک دندگی است. یعنی امری را که یقین کند درست است اگر همه بگویند اشتباه است انجام می دهد.
      ۵- در مورد بدحجابی و بی حجابی هم نظراتش “مهندسی” است. در همه جای دنیا یک حداقلی برای پوشش هست. کسی که این حداقل را رعایت نکند دستگیرش می کنند. همه جای دنیا این طور است. سوال من این است از مدافعان احمدی نژاد در مسئله حجاب: حد و حدود پوشش در ایران چیست؟ حدود شرعی است؟ پیراهن و شلوار است؟ مانتو است؟ چیه؟ و سوال دوم اینکه می شود کارهای فرهنگی که دولت انجام داده در جهت ارشاد جوانان بفرمایند. کار انتظامی برفرض بد. خوب بفرمایند چه کار فرهنگی کرده اند؟
      حرف برای گفتن زیاد است

      • حالا می خوای من بدترش رو بگم؟!؟
        برادر من شما می گی یه عده بنام احمدی نژادحرفهای غلطی به سپاه خبرگان وشورای نگهبان و….می بندن!!که اولا باید بگم به برخی از نظرات ومواضع سپاهیا وبرخی بظران اعضای خبرگان یا شورای نگهبان!!که خود امام خامنه ای هم برای اولین با ر در تایید مسایل پیش آمده در تماز جمعه قبل انتخابات عنوان کردند که ممکن است اعضای شئرای نگهبان هم ممکن است اشتباه کنند!!و وظیفه هر مسلمان در هرمکان و هرموقعیتی تمر به معروف و نهی از منکر است به شرط صداقت وانصاف.اما مشکل اینجاست که اگر شما می ترسی از شکل گیری جریانی که مدعی هستی طرفداران احمدی نژاد. که البه بی ادبانه”جوجه احمدی نژاد”عنوان می شود!! -که بماند خیلی از بزرگان به اصطلاح اصولگرا واصلاح طلب خود احمدی نژاد را جوجه انقلابی خطاب می کنند!!-من نگران خود جریان اصولگرا واصلاح طلبم که کم کم دارند تبدیل به ضحاک های دژخیم جوانان انقلابی می شوند!!و الته به ضرس قاطع بخشی از آنها سد کردن راه فکرو تحول و تکامل انقلاب و انقلابیون عدالتخواه با توسل به انواع فریب وجوسازی و تهمت !-تقاضا – و در حال ارتزاق از مغز جوانانی چون شما وما …..هستند!
        پس بدانید این فرزندان و هوا خواهان فریدون وکاوه با کسی عقد عداوت نبسته اند!و رو به قبله محمدی واقتدا به علی و منش حسینی دارند. شما هم مواظب جریان احمدی نژادیها باش!!ماهم مواظب بزرگان اصولگرا و اصلاح طلبیم .والسلام! @};-

  25. @};- سلام خدمت شما دوست عزیز. انشاالله سال خوبی داشته باشید.

    فکر کنم اگر نام دکتر ولایتی را هم به نظرسنجیتان اضافه می کردید نتایج واقعی تر می شد. به نظر من یکی از مهمترین کاندیدای راست گراها آقای ولایتی است. در ضمن آقای حداد عادل هم محتمل است. می شد نام ایشان هم اضافه شود.

    • سلام علیکم
      از آقای ولایتی سنی گذشته است و با وجود تصریحات مکرر مقام معظم رهبری بر جوانگرایی و رابطه نزدیک آقای ولایتی با رهبری، بعید است ایشان در انتخابات حضور داشته باشد.

  26. سلام حامد جان وقت بخیر کم و بیش با افکارم آشنایی داری چه اون موقع در یزد که با هم بودیم و چه الآن که هر از گاهی همدیگه رو می بینیم. می دونی که از طرفداران دکتر هستم اما یک نکته یادمان نرود که آقا هم در حکمشان و هم در دیدار دیروزشان تأکید بر حضور مستمر در جلسات مجمع کردند. حال سئوال من این است اگر آقای احمدی نژاد از جلسه آتیِ مجمع، علی رغم کم لطفی های هاشمی و دوروبری هایش به وی شرکت نکند نباید در ولایت پذیری اش شک کنیم؟!! در هر صورت ما منتظر جلسه بعدی مجمع هستیم امیدوارم دکتر ما رو نا امید نکنه.

    • سلام علیکم
      حرف شما درست است. اما لازم است در مورد این قضیه هم فکری شود که شان رئیس جمهور از لحاظ حضور در جلسات مجمع رعایت شود. اگر هم در در زمان خاتمی به این مساله، توجه نداشتیم، اشتباه کرده ایم. رئیس جمهور از لحاظ قانونی، شخص دوم مملکت است و درست نیست در شورا و مجمعی عضو باشد و مرئوس باشد (مثل شورای عالی امنیت ملی و شورای انقلاب فرهنگی و … که رئیس جمهور رئیس آن است.) مگر اینکه رئیس آن شورا و مجمع، نفر اول مملکت، یعنی رهبری باشد. اگر قرار باشد شانیت رئیس جمهور از لحاظ قانونی و حقوقی حفظ شود، ایشان یا باید رئیس مجمعی باشد که عضو آن است یا نباید عضو آن باشد. حداقلش این است که باید به جای شخص ایشان، یک نماینده در مجمع حضور داشته باشد.

      • احتمالا اگر احمدی نژاد در جلسات مجمع به هاشمی (با وجود همه توهین ها و فتنه هایی که علیه دکتر کرده) احترام بگذارد از نظر «بعضی ها» نشانه پالس مثبت احمدی نژاد به هاشمی است و اتحاد جریان انحراف و فتنه است! و اگر هم از موضع انتقادی با هاشمی برخورد کند که باعث دودستگی و تنش در کشور و فتنه و آشوب و برهم زدن آرامش مردم! شده است!!
        اصولا اصرار امثال سایت الف (دوست دارند سر به تن احمدی نژاد نباشد و از همان اول انتخابات ۸۸ به دنبال عدم کفایت سیاسی احمدی نژاد بودند ) بر شرکت رئیس جمهور در مجمع، مایه تامل است.
        سایت الف با این شبهه ای که ایجاد می کند می خواهد فضایی را برای احمدی نژاد و هوادارانش ایجاد کند که چنانچه توضیح داده شد، در هر صورتی به باخت فرزند ملت ختم شود.

      • آقا حامد اینگونه نیست. یعنی نه مجمع تشخیص مصلحت مثل پادگان نظامی است که رئیسش هر چه بگوید بقیه سمعا و طاعتا مجبور به قبول باشند، نه این تضادی با آنچه شما شان رئیس جمهور نامیده اید دارد. مجمع (همان طور که اسمش می گوید) یک نهاد جمعی-مشورتی برای رهبری است. حضرت امام (ره) برای برون رفت از بن بست هایی که پیش می آید این مجمع را تشکیل دادند و آنگونه که بنده از اخبار داخل آن شنیده ام اینگونه نیست که آقای هاشمی آنجا ریاست کنند، بلکه بیشتر مسئول هماهنگی و نظم جلسات هستند. این اشکال اول به استدلال شما.
        اما اشکال دوم این است که مگر رهبری این ها را نمی داند؟ یعنی همین مطالبی که شما در مورد شان و مقام گفتی؟ پس چرا باز تاکید به حضور کردند؟
        متاسفانه بنده بر اساس آنچه در این مدت حدود شش سال از رئیس جمهور دیده ام و بر اساس برخی صحبت هایی که از منتقدانش در اخبار خوانده ام، دلیل عدم حضور ایشان این است که ایشان در این جلسات نمی تواند مانند جلسات هیات دولت حرف آخر را خودش بزند.
        حرف های شما در مورد جایگاه رئیس جمهور مرا یاد برخی کارهای خاتمی در سال های آخر ریاست جمهوری اش می انداخت و آن ماجرای “لوایح دو قلو” که با مخالفت شورای نگهبان مواجه شد.
        نمی دانم این صندلی ریاست جمهوری چی داره که هرکی روش می شینه می خواهد تسلط خودش را حتی بر قوای دیگر گسترش بده. آقای رئیس جمهور یا قوانین این مملکت را قبول داره، یا اگر نداره باید راهکارهای قانونی اش برای تغییر آنها را دنبال کند. ماشاالله هر هفته هم که با مقام رهبری دیدار خصوصی دارد و می تواند گله و شکایت ها را حضورا بگوید.
        من لفظی به کار نمی برم، اما عدم شرکت ایشان در جلساتی که قانونا و شرعا (بنا به صحبت های اقا) باید در آنها شرکت کند اصلا صورت خوشی ندارد. حالا باز توجیه بفرماییییییییییییید.

        • شخص دوم مملکت، در هر جایی، به هر شکلی و به هر عنوانی که مرئوس قرار بگیرد، اگر رئیس آن جا، شخصی به جز نفر اول مملکت باشد، جایگاه حقوقی و قانونی اش مخدوش شده است. اگر شخص دوم مملکت، رئیس جمهور است، رئیس ایشان در مجمع تشخیص مصلحت، چه جایگاهی دارد؟ شخص اول که رهبر است. رئیس مجمع می شود شخص یک و نیمم؟ استدلالهای شما هم توجیه است.

          • اگر شخص اول خودش رئیس مجمع را منتسب کرده باشد چی؟ آقا خودشان حکم اقای هاشمی را تمدید کردند. حالا این به چه معناست؟ آقای رئیس جمهور اگر قانون اساسی را قبول دارند باید تن بدهند به ریاست آقای هاشمی بر مجمع. اگر هم نه که بنده حرفی ندارم برای زدن.
            (بلا تشبیه) یاد ماجرای خلقت انسان و سجده فرشتگان می افتم که خداوند به شیطان امر به سجده کرد و شیطان سرباز زد. برخی می گویند شیطان کار خوبی کرد چون به غیر خدا نباید سجده کرد. اما سوال این است که اگر خود خدا دستور داده باشد چی؟ (باز هم می گویم بلاتشبیه)
            خوب در جریان مجمع هم اوضاع مشخص است. امیدواریم آقای رئیس جمهور تن به اجرای قانون اساسی و دستور رهبری بدهند والا ادعای ایشان در زمینه تشکیل نهاد پاسداری از قانون اساسی خیلی مورد قبول قرار نخواهد گرفت.

          • خود رهبری بارها تصریح کرده اند که همه از جمله رهبر، موظف به رعایت قانون اساسی هستند. من نمی دانم این کاسه داغتر از آش بودن از کجا می آید؟ من نمی دانم علت غیبت رئیس جمهور در جلسات مجمع چیست ولی مسلم است که مرئوس بودن رئیس جمهور در جلسه ای که رئیس آن شخصی به جز رهبر باشد با روح قانون اساسی و جایگاه قانونی و حقوقی رئیس جمهور در تضاد است و هر کس که بر این روند صحه گذاشته است، اشتباه کرده است. خود آقا هم ادعای عصمت ندارند و در آخرین خطبه نماز جمعه شان اذعان کردند که ممکن است اشتباه کنند و اگر اشتباهی به ایشان تذکر داده شود، بررسی می کنند و اگر وارد بود، می پذیرند.

    • اگر قرار است که احمدی نژاد در جلسات شرکت کند و رعایت شرایط و جایگاه او نشود و رسانه ها هر روز بخواهند با استناد به سخنان رئیس جلسه و طعنه های هاشمی، جایگاه ریاست جمهوری را تحقیر کنند و دعوای جدیدی برای مملکت ایجاد کنند، همان بهتر است که احمدی نژاد از خودگذشتگی کند و برای مصالح نظام در جلسات فوق الذکر شرکت نکند.
      همانطور که آقا حامد گفتند باید شان رئیس جمهور رعایت شود و به شرایط و خواسته های رئیس جمهور ترتیب اثر داده شود، نه اینکه تعمدا فضایی برای تحقیر رئیس جمهور فراهم شود و از شخص دوم مملکت انتظار داشته باشیم که مانند یک اسیر به حرف های گوش کند و به میدان طعنه و دعوا وارد شود، وگرنه او را تهدید کنیم!
      متاسفانه، این بازهای امثال سایت الف است که بر برخی دوستان هم اثر گذاشته است

      • “همان بهتر است که احمدی نژاد از خودگذشتگی کند و برای مصالح نظام در جلسات فوق الذکر شرکت نکند.” من جمله شما را کمی تصحیح می کنم:
        همان بهتر که احمدی نژاد قانون اساسی و حکم آقا را هیچ شمرد و با لج بازی که مسبوق به سابقه طولانی است در جلسات فوق شرکت نکند و مانند حکم مشائی دستورات آقا را دور بزند و بپیچاند.

        این ها نه بازی سایت الف است و نه بنده بازی خورده آن سایت. دارم می بینم حقایقی را که مثل روز روشن است و آقای رئیس جمهور دارند یکی یکی آنها را دور می زنند و بعد ادعای قانون مداری شان هم می شود. مثل آقای خاتمی. شب و روز با چماق قانون مداری دهن بچه حزب اللهی ها را بست ولی وقتی سر جریان انتخابات ۸۸ رفیقش رای نیاورد زد زیر همان قانونی که پیراهن عثمانش کرده بود.
        بیایید صریح بگویید احمدی نژاد هم خودش قانون است، هم ولی فقیه است، هم مجمع تشخیص مصلحت نظام است، هم شارع است، هم قاضی است، هم فقیه است، هم جامعه شناس است، هم “شعیب بن صالح” است، هم تنها منجی ظهور است، هم نماینده تام الاختیار امام زمان است و خیال ما را راحت کنید…

  27. یک بار جنتی در نماز جمعه حمله ای اساسی به نظام بانکی کشور کرد و آن را ربوی خواند. رئیس بانک مرکزی وقت چند روز بعد در مصاحبه ای گفت که جلسه ای با ایشان داشتیم و مساله حل شد! (احتمالا بعد از جلسه دیگر نظام بانکی ربوی نبوده)
    حالا شما هم مطلبی زدید در مورد فیلم قلاده ها که اتفاقا زمینه تخصصی شماست و یک نقد محتوایی خیلی رقیق به فیلم گرفته اید. الان میبینم مطلب غیب شده. شما هم جلسه ای داشته اید؟

    • نه جناب. فکر کردم با توجه کامنتهایی که برای این پست دارد می رسد، بهتر است فاصله این پست و پست مورد نظر شما بیشتر شود. گذاشتن اون پست رو یک روز انداختم عقب تر. ان شاءالله دوباره پست رو می گذارم.

  28. سلام.
    چند ماه پیش که اصفهان بودم با استاد طاهرزاده پیاده روی.(ایشان هر روز صبح بعد از اقامه ی نماز نزدیک منزل شان کوهپیمایی می کنند)همین سوال را از ایشان پرسیدم. ایشان فرمودند انقلاب نیروهایش را تربیت می کند، بدون اینکه آن نیروها چهره شده باشند. لذا لزوما نباید در بین چهره های نام آشنای مطرح دنبال گزینه بود.
    ضمنا دکتر در اولین سالگرد ۲۲ خرداد در جلسه ی هیات دولت گفتند«عمده ی فعالیت های دولت یازدهم بین المللی خواهد بود»این گرا را باید جدی گرفت. یه نگاهی هم به دور و بر بیاندازیم خواهیم فهمید که مسائل داخلی در نسبت با مسائل بین المللی بسیار بسیار کم تر مطرح است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<