از بیانات یک متهم به اومانیسم

«… دیر بجنبیم، دنیا را می سازند و ما می شویم قطعه ای از یک پازل بزرگ. اگر نقشها را تعریف نکنیم، برایمان نقش تعریف می کنند. جوری ساختارها را می بندند که شما نمی توانید خارج از آن نقش عمل کنید. چند سال قبل یادتان هست یک عده در کشور ما همین حرفها را می گفتند. می گفتند آقا نظم جهان مستقر است، ما باید نقش خودمان را تعریف کنیم. ما باید ببینیم کفاش دنیاییم یا بقال دنیاییم. آن وقت یک گوشه ای ما هم نقش بپذیریم. یعنی بپذیریم نظام سلطه را.
بله اگر این نظمی که می خواهد تحمیل بشود به دنیا، یک نظم عادلانه بود، انسانی بود، منطبق با آرمانهای ما بود خوب می پذیرفتیم. معلوم است که در تعارض است. به طور بنیادی در تعارض است. مبانی اندیشه ما، مبانی اعتقادات ما، با مبانی نظام سلطه، با مبانی سردمداران آمریکا، با صهیونیسمِ بین المللِ پشت صحنه آمریکا و برخی از دولتهای اروپایی، مبنائاً متفاوت است. اصلا خیلی جاها متضاد است. ممکن است یک جایی شعارها یکی باشد.
آنها معتقد به تنازع برای بقا هستند. نه اینکه معتقد باشند، روکش فعالیتهایشان است. توجیه گرِ اقدامات استعماری و جنایت بارشان، تئوری تنازع برای بقا و بقای نوعِ اصلح است. آن آقایی که این را طراحی کرد در واقع می خواست دوره برده داری، استعمار و جنایتهای اینها را تئوریزه و تطهیر بکند که برمی گردد به جریانِ صهیونیسم بین الملل، طی ۵۰۰ سال اخیر و ۲۷۰۰، ۲۸۰۰ سالِ تاریخ که نمی خواهم واردش بشوم. تئوریزه کرده است. یعنی اینکه دولت آمریکا تصمیم می گیرد بیاید افغانستان و عراق را اشغال کند برای منافع خودش، ۱۰ میلیون آدم را هم لازم شد بکشد، این را تئوریزه کرده است. توجیه کرده، برایش منطق درست کرده، مکتب درست کرده، بهش مشروعیت داده است.
اومانیسم، اصالت انسان نیست، اصالت حقیقتِ انسان نیست. اصالت «تمایلاتِ سرکش انسانها» است. می گوید هر کاری دلت می خواهد بکن. هیچ محدودیتی نداری.
ما متفاوتیم با آنها. نگاه ما به انسان، نگاه ما به جهان، نگاه ما به روابط بین انسانها متفاوت است. متضاد است. ما می گوییم که «استعدادهای الهی انسان»، اصالت دارد و سایر تمایلات انسان باید در خدمتِ شکوفاییِ استعدادهای الهی انسان باشد. خیلی با هم متفاوت است.

ما می گوییم آزادی، آنها هم می گویند آزادی. آزادی که ما می گوییم با آزادی که آنها می گویند یکی است؟ هرگز! آنها می گویند آزادی تمایلات انسانی، مشروط بر اینکه به دیگران تعدی نکنید. ما می گوییم این خودش یک اسارت است. ما آزادی را در عبودیت جستجو می کنیم. می گوییم تنها راه آزادی حقیقی انسان، عبودیت است، توحید است. یعنی هر چقدر عبودیت بالاتر، انسان آزادتر و بزرگتر. انسانی که از شر خودخواهی ها، خودبرتربینی ها، شهوترانی ها، ترس ها، خودباختگی ها، دلبستگی ها، ماده پرستی ها، اسارت ها، تسلیم های در برابر زورگوییهایِ قدرتمندانِ دنیا آزاد نشده باشد، اصلا دیگر آزادی اش یعنی چه؟ آزاد است که کثافتکاری کند؟ خوب این چه آزادی است؟ این بدبختی است. نه اینکه انسانها از تمایلاتشان استفاده نکنند. نه، ما هرگز این حرف را نمی زنیم. انسانِ عبدِ موحدِ متعالی، عمیق ترین و بالاترین لذتها را از همین دنیا می برد. از همانی که خدا برایش قرار داده است. اینطور نیست که لذت نبَرَد. اما اسیر آن لذت نیست…»
(پیاده شده از فایلِ صوتیِ سخنرانی ۲۵ بهمن ۱۳۹۰، تهران)

پی نوشت: متهمی که سخنان او را خواندید در تاریخ ۹ دی ۱۳۹۰، در جمع دار و دسته اش یک سخنرانی دیگر داشت که در آن سخنرانی هم حرفهای جالب توجهی در مورد «قابلیت خداگونه شدن انسان» بیان کرد. امیدوارم نزدیکانِ او، متن کامل آن سخنرانی و یا فایل صوتی آن را هم منتشر کنند، تا این جانب به عنوان یکی از طرفداران این متهم، بخشِ مورد نظرم از آن سخنرانی  را در وبلاگ منتشر کنم.
پی نوشت۲: حواسم هست که در نظرسنجی ستون سمت چپ وبلاگم از دیشب، به صورت همزمان و ناگهانی، هم رای «محمد خاتمی» و هم رای «سعید جلیلی»، افزایش چشمگیری پیدا کرده است. بنده این نظرسنجی را برای سنجش مذاقِ سیاسیِ مخاطبان وبلاگم گذاشتم و اگر احساس کنم کسانی دارند آمال و پروژه های سیاسی خودشان را به صورت سازماندهی شده، به آن تزریق می کنند، آن را از روی وبلاگ برخواهم داشت.

64 دیدگاه در “از بیانات یک متهم به اومانیسم

      • بخش دیگری از بیانات همان متهم درباره دلیل ارزش و توجهش به نوروز:
        “ماندگاری نوروز در اتصال حقیقت آن به حقیقت آسمان ها و زمین است.” (می دانید که حقیقت آسمان ها و زمین در دین چه معنی دارد؟)
        ” ارزش های نوروز، الهی و انسانی و فراگیر است. همه انسانها به دنبال حیات برتر، حیات و کمال هستند.”
        “نوروز بشارتی است که حتما و حتما، زندگی سخت و زمستانی بشریت، به زندگی خرم و پرطراوت بهاری دگرگون خواهد شد.” (اشاره به دوران پس از ظهور)
        “نوروز از ما دعوت می کند که برای رسیدن به آن دوره زیبا، در برابر زیاده خواهان و متجاوزان بایستیم. نوروز نماد رحمت عام خداوند کریم است.” (تاکید بر راه رسیدن به آن دوران الهی ظهور)
        “این وعده خداواند است که در سایه تلاش صالحان و عدالت خواهان، بهار انسانیت و خرمی روزگاران خواهد رسید و در آن روز نو، صالحان مدیریت جهانی را به رهبری صالح کل، انسان کامل، حضرت مهدی (ع) با یاری حضرت مسیح (ع) برپا خواهند کرد و ترس و اندوهی باقی نخواهد ماند.” (تاکید بر اصیل ترین عقاید اسلامی درباره ظهور)
        ” آن روز دیر نخواهد ماند. نوروزی که فقط خداوند جهان اطاعت و پرستش شود” (اشاره به احادیث درباره روز نو و معنی واقعی نوروز در روایت. غایتی که دکتر احمدی نژاد از نوروز امام زمان (عج) انتظار دارد)

        سخنان زیبای رئیس جمهوری که حتی نوروز را هم برای اسلام می خواهد، نه در جمع مذهبیون (به معنای خاص) بلکه در جشن جهانی نوروز ۱۳۹۱ تاجیکستان بیان شده است
        http://president.ir/media/main/105635.mp3
        که واقعا مایه شرمساری و سیه روزی کسانی است که به نوروز مورد نظر رئیس جمهور اسلامی، تهمت می زدند.
        همان طور که خداوند در قرآن از بهار برای شبیه سازی و نزدیک کردن اذهان به قیامت استفاده می کند، رئیس جمهور هم از مفهوم نوروز برای شبیه سازی و نزدیک کردن اذهان به دوران ظهور مصلح کل، انسان کامل، حضرت مهدی (عج) استفاده می نماید.

        خداوند یارش باشد.
        به امید روزی که نوروز نه از سوی باستان پرستان مصادره شود و نه از سوی متحجران، طرد شود و نماد انحراف گردد. بلکه با درک عمیق آن برای حضرت صاح الزمان (عج) استفاده شود.

  1. ما یک وقت هست که مرز خودی و غیر خودی را مشخص معلوم می کنیم. یک وقت هست مثل برخی ها مبهم می گذاریم تا هر وقت خواستیم زیگ زاگ برویم. اگر مرز بندی ها مشخص باشد و علنا بگوییم مثلا ما مرز و حرف مان این است و مرام و آئین مان این است، آنگاه نمی توانیم در موقعی که خواستیم زیگ زاگ برویم.
    آنهایی که خودشان را بچه ولایتی می دانند، خط و ربط تشان معلوم است. رئیس محترم جمهور ما هم خط و ربطش به کوری چشم دشمنان و خناسان روشن است. اگر هم برخی انتقادی می کنند به خاطر خارج شدن از این خط است. اگر کسی بی توقعی اش می شود از برخی حرف های رئیس جمهور به خاطر همین حرف هایی است که اینجا زده. حرف هایی که در پیروی کامل از ولی فقیه و آرمان های نظام است. دلگیری و دلخوری وقتی پیدا می شود که گوینده همین حرف های انقلابی می زند به خاکی. یک حرف هایی می زند که ولی فقیه هم مجبور می شود وارد میدان شود. یک کارهایی می کند که بد جوری بوی عدم اطاعت می دهد.
    اینجاست که خناسان نقششان مشخص می شود. این ها دوست دارند “چراغ خاموش” رانندگی کنند و همواره حرف های مبهم می زنند. نه صریح معلوم می شود ولایتی هستند، نه سکولار، نه ملی مذهبی. هی زیگ زاگ می روند. یک حرفی را می پرانند بعد ماه ها می روند گم می شوند. یک حرفی می زنند و بعد که جامعه ملتهب می شود نه جواب صریحی می دهند، نه نفی می کنند، نه تکذیب می کنند، نه اثبات می کنند. هیچ! سکوت می کنند. اینها به نظر من یک ریگی به کفش شان هست لابد.
    آدم باید مرد باشد. این ملی مذهبی ها با همه انتقاداتی که بهشان دارم و خودی هم نمی دانمشان، یک خوبی دارند. رک حرف شان را می زنند. می گویند ما نه ولایت فقیه را قبول داریم، نه حکم قصاص را قبول داریم. در دوران جنگ هم بیانیه رسمی می دادند. حالا هم تا حدود زیادی رک حرف ها و نظراتشان را می گویند.
    اما آن رفتاری که هی زیگ زاگ می رود، یک بار دم از امام زمان می زند و فردا دم از مردم ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل، یک روز کوروش و یک روز امام حسین، یک روز با فلان خواننده جلسه دارد و فردا با فلان مرجع. این آدم خطرناک است. این رفتار منافقانه است.
    بچه ولایتی ها حواس شان جمع باشد و چشم شان به دهن ولی فقیه.

    • آقای بی وطن سلام
      همچنانکه با وقوع انقلاب اسلامی، یکی از بزرگترین دوگانه های عصر مدرن (دینمداری و جمهوریت) فرو ریخت، با آمدن احمدی نژاد این پروژه در مسیر کمال خود ادامه پیدا کرد و خیلی از دوگانه های حاکم بر فضای سیاسی قبل از ۱۳۸۴ از بین رفت. خیلی ها و از جمله شما، هنوز متوجه این قضیه نشده اید و برای همین مساله ای را که در احمدی نژاد و گفتمانش فیصله یافته است، به زیگزاگ و … تعبیر می کنید. یکی از این دوگانه ها، دو گانه ایرانیت و اسلامیت است.

      • با سلام
        ببینید. آقای احمدی نژاد خدماتش به جای خود. اما ایراد اساسی اش نداشتن یک پایه و اساس نظری است در مباحثات. البته بنده به ایشان ایراد نمی گیرم که به عنوان یک مهندس چرا نمی داند، ایراد اصلی شاید متوجه جریان بچه مذهبی های علوم انسانی باشد. نقد زیر به نظرم به خوبی بخشی از آنچه بنده از آن تعبیر به “زیگ زاگ” رفتن داشتم را شرح داده:
        http://alef.ir/vdcguu9qxak9t74.rpra.html?147872
        اما در مورد ایرانیت گفتید آقا حامد. سوالی از شما دارم که شاید نیاز باشد کمی مطالعه کنید. اینجا جا و وقتش نیست. بنده فقط سر نخ ها را به شما می دهم شما خودتان بروید دنبال مطالعه:
        ۱- بروید و ببینید این مفهوم nation-state از کجا آمده است. و اینکه آیا این مفهوم خود دقیقا یکی از محصولات فکری همین اومانیزیمی نیست که دکتر منتقد آن است. یعنی جریان مدرنیته که بر محوریت کنار گذاشتن (و یا نفی دین) بنا نهاده شده اساس این مفهوم nation-state است.
        ۲- رابطه این مفهوم nation-state با ایرانیت چیست؟ و آیا این با آنچه ما در مفاهیم اسلامی از آن تعبیر به امت (امه) می کنیم در تضاد نیست؟
        ۳- بروید و تحقیقی کنید در مورد تاریخچه جریانات ملی گرایی در دول اسلامی در صد سال گذشته. ببینید چه کسانی پشت آن بودند. از یک طرف در ترکیه آتاتورک، در ایران رضا خان، و بعدها در مصر عبدالناصر چه بلایی سر وحدت ملل اسلامی آوردند. ببینید ریشه این تفکر ملی گرایی افراطی با تفکر اسلامی “امت اسلامی” در تضاد هست یا نه.
        ۴- اساس و پایه تعریف شما از ایرانیت چیست؟ مثلا در مناطق مرزی شرقی یا غربی کشور قبیله ها و اقوامی هستند که یک این ها با مرز سیاسی دو قسمت شده اند (مخصوصا در میان کردها). حال سوال من این است کدام منطق اسلامی می گوید اینی که این طرف مرز است برای من باید محبوب تر از آنی باشد که آن طرف مرز است؟ اصلا ایرانی بودن یعنی چی؟ مولوی ایرانی است (در بلخ که امروز در افغانستان است متولد شده و در ترکیه فوت کرده). ابوعلی سینا ایرانی است؟ فخر رازی ایرانی است؟ ابوریحان بیرونی ایرانی است؟
        ملاک شما زبان است برای ایرانی بودن؟ پس این همه آذری زبان و بلوچ و کرد و عرب ایرانی نیستند؟ رنگ است؟ نژاد است؟ چه چیز ایرانیت است که بعد شما می خواهید آن را با اسلام جمع کنید؟
        نتیجه: برادر من به هیچ وجه نمی گویم ما به گذشته خود افتخار نکنیم. منکر این مطالب نیستم. از بچگی هم با شاهنامه بزرگ شده ام. این چیزها را هم خوب می فهمم. اما مسئله این است که مانور دادن روی این مسائل اگر با یک اصل استوار نباشد می شود زیگ زاگ. اصلش چیست؟ اصلش را خداوند فرموده:
        یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ.
        ما افتخار می کنیم به هر کس با هر زبان با هر رنگ با هر نژادی که “با تقوا” بوده است و اعلام برائت می کنیم از ظالمین حتی اگر هم زبان و هم رنگ و نژاد ما باشند. این اصلی است که امت اسلامی را شکل داد. این اصلی است که پیامبر سلمان فارسی را کنار بلال حبشی و علی (ع) می نشاند.
        چطور است وقتی آقا صحبت از گذشته و تاریخ ما می کند حساسیت ها برانگیخته نمی شود اما برخی که می روند منشور کوروش را به دست می گیرند ایجاد حساسیت می شود؟
        دلیلش همان است که خدمتت عرض کردم. وقتی شما پررنگ خطت و مرامت را مشخص کردی، بعد که از فردوسی هم تعریف کنی، از کوروش هم تعریف کنی (البته اگر کوروش در آن چهارچوب بگنجد) کسی متعرض شما نمی شود. ولی وقتی قبلش آمدی و یک سری حرف ها زدی و بعد اصلاح نکردی. وقتی علما شاکی شدند و به جای اصلاح و اعلام صریح رفتی و سکوت کردی. وقتی رفتی و با برخی عکس انداختی و افتخار کردی. وقتی در مقابل تذکر مراجع جبهه گرفتی و بی محلی کردی. آن وقت است که من می گویم این رفتار مشکوک است.
        در ضمن، این عدم تباین میان ایران و اسلام را قبل انقلاب شهید مطهری مفصل بر رویش بحث کردند در کتاب مشهور “خدمات متقابل ایران و اسلام”. کشف اقای دکتر نیست! یک وقت هایی فکر می کنم محبت زیاد دکتر باعث شده مثل این فامیل دور در کلاه قرمزی مدعی شوید دوربین را هم دکتر اختراع کرد!

        • سلام
          فعلا همینقدر می گویم با همین کامنتتان نشان دادید که نه حرف مرا گرفته اید نه قضاوت درستی در مورد احمدی نژاد دارید. فرصت و حوصله ای بود ان شاءالله مطلبی در این مورد خواهم نوشت. در مورد ملی گرایی و آرکائیسم و … بنده کم مطالعه نداشته ام. اجمالا عرض می کنم که، لب، خلاصه و فشرده دأب احمدی نژاد در قضیه ایرانیت را در عملی می بینم که به صورت نمادین با سرباز هخامنشی و کاوه آهنگر انجام داد: انداختن چفیه به گردن آنها. من با چنین ایرانیگری، هیچ مشکلی که ندارم هیچ، آن را عین هوشمندی و زمان شناسی و قابل تمجید می دانم و هیچ ربطی هم بین آن و ناسیونالیسم و اراجیف باستان پرستان و ماسونها نمی بینم.

          • منتظر می مانیم نوشته شما را بخوانیم. اما در عین حال باز تاکید می کنم این رجز خوانی ها برای اومانیزم و مدرنیته در کنار ملی گرایی (افراطی) اصلا جا نمی گیرد. یعنی اگر اسلام تنها راه برای پایان دادن به سلطه مادیگری غرب باشد و ظهور آغاز ساختن تمدن جدید، این ها همه در تضاد و تباین شدید هستند با اصولی که دولت-ملت های جدید را شکل داده.
            بنده “بی وطن” هستم دقیقا به همین معنا و دلیل. بنده هیچ افتخاری برای خودم نمی بینم مگر آنچه با تلاش به دست آورده باشم. تفکرات و نازیدن های بی منطق به گذشته (بدون قضاوت منصفانه) دقیقا همان سیاست بنی امیه بود. دقیقا همان چیزی است که میان مسلمین اختلاف انداخته و عرب و ترک و فارس را به جان همدیگر می اندازد.
            بنده جدا نمی دانم دکتر چطور می تواند میان دعا برای آمدن مصلح کل که قرار است تمام جهان را نجات دهد و این بحث های ملی گرایانه جمع کند. امیدوارم شما این مسئله را برای بنده و امثال بنده که جاهل هستیم روشن کنید.

          • ای کاش یک نفر پیدا می‌شد، صحبت‌های رهبری که بوی ملی‌گرایی از آن به مشام می‌رسد را لیست می‌کرد و بدون اشاره به گوینده منتشر می‌کرد. آن وقت موضع آن‌هایی که برای کوبیدن احمدی‌نژاد دنبال بهانه می‌گردند را در قبال این صحبت‌ها می‌دیدیم.
            (منظورم این دوستی نبود که کامنت داده، بلکه آنهایی که نه از اسلام چیزی می‌فهمند و نه التزام خودشان را به آرمانها و ولایت فقیه درست نشان داده‌اند، بلکه آنهایی هستند که به هر دلیل منافعشان با احمدی‌نژاد قابل جمع نیست)

          • در جواب محمد علی عرض کنم
            بنده بسیاری اوقات سخنان رهبری و شهید آوینی را که درباره ایران و فردوسی است برای دوستان خودم پیامک میکنم
            البته بدون ذکر گوینده آن!
            بدون استثنا در تمامی موارد مورد فحش قرار میگیرم!
            بعد که نام گوینده آن را به فرد مورد نظر میگویم طرف اعلام پشیمانی کرده و از آن سخنان تمجید میکند!
            این اتفاق همیشه می افتد
            امتحان کنید
            خیلی تفریح باحالی است!!!

          • موارد خیلی زیادی دارم که نقل کنم، فعلا همین یه نمونه رو داشته باشید.
            برای یکی از دوستانم (که طلبه است) پیامک زدم: ما ناسیونالیسم به معنای مثبتش را قبول داریم.
            جواب داد: به درک! همین جا و در جوار امام رضا(ع) دعا میکنم که با همونا محشور بشی!!
            گفتم دعای خیری کردی، ان شالله روز قیامت با رهبری محشور بشم، چون اون جمله از رهبری بود!
            نوشت به معنای مثبتش یعنی چی؟
            گفتم یعنی حب الوطن، عشق به میهن.
            جواب داد خب از اون نظر که قبول دارم!! :lol:

          • حقیقتا به نظر من قضیه مشکوک است، اینکه یک جمله رهبری درباره اقای مصباح آنقدر در جامعه تکرار میشود که حال آدم به هم میخورد، اما اکثر سخنان عقیدتی رهبر که تفکر او را معلوم میکند کاملا بایکوت میشود، تا جایی که اگر کسی از اعضای دولت آنها را تکرار کرد به راحتی به او انواع تهمتها را میزنند و هیچ نگرانی هم از این بابت ندارند.

          • ایلیای عزیز
            مشکل اصلی این است که بعضی ها به جای فکر کردن چشم بدهان ولی فقیه می دوزند تا هر چه گفت به به و چه چه کنند.

          • دلسوخته عزیز چرا به جای بحث مستقیم طعنه می زنی؟ چند بار سوال کردی و طرح مسئله کردی جواب گرفتی. اگر جواب های بنده بی جا بود بیا و مردانه حرف بزن.
            بله بنده افتخارم این است که چشمم به دهان ولی فقیه جامع الشرایط زمان است در مسائل سیاسی و اجتماعی. چشم شما به دهان کیست؟

  2. این بنده خدا با این سخنان استکبار ستیزانه اش به همراهی و همکاری با آمریکا هم متهم است! و عده ای جاهل مذهبی نما، هم به رئیس جمهور و اطرافیانش که درصدد رابطه با آمریکا هستند حمله کردند!!
    آنقدر افراد منتسب به لباس دین، داستان های دروغ علیه دولت تعریف کرده اند و نسبت به عواقب کارشان علیه دین فکر نکرده اند که آدم نمی داند چه بگوید.
    از شر فتنه خوارج و منافقین به خدا پناه می بریم. خدا خودش حافظ دینش از دست کسانی باشد که اینقدر راحت دروغ می گویند.
    بدون هیچ تعارفی، سکوت در مقابل این افراد، خیانت به دین و انقلاب است و باید پاسخگوی پیامبر اعظم (ص) باشیم.

  3. سلام
    اونهایی که این اتهامها را می زنند خودشان بهتر می دانند که چقدر حرفشان از حقیقت بهره برده است. ی دلم برای کسانی که چشم و گوش بسته دنبال اونها راه می افتند می سوزه.

  4. سلام
    این نظرسنجی حالت عادی داره؟
    من که باور نمی کنم این نظر سنجی مورد توجه بعضی ها برای بعضی کارها قرار نگرفته باشد لطفاً نظر سنجی رو بردارید. بعداً همین ها مدعی می شوند.

    • سلام علیکم
      آره، از پری شب، به طور ناگهانی، رای جلیلی و خاتمی همزمان رفته بالا. یعنی اینکه حضرات، خاتمی را خودی تر از یاران مشایی می دانند. یعنی اینکه دوست دارند انتخابات آینده، صحنه رقابت یک اصولگرا با کسی مثل خاتمی باشد. به بیان دیگه، مصداقی بر شعار “چپ، راست، کارگزار، علیه خدمتگذار”

  5. لازم شد پس نقد مهدی نصیری بر انسان شناسی جناب حضرت احمدی نژاد را بخصوص درباره خداگونگی اانسان را حتماً مطالعه بفرمائید.

  6. اول که ما مخلص احمدی نژاد و همه ای افکار و عقاید اش هم هستیم . این یک . دوم اینکه داداش دمت گرم چرا این آهنگ وبلاگ رو عوض نمیکنی . تو هم تنبل شدی ها . نه به اون روز که اهنگ زن مصری گذاشتی تو وبلاگشت نه به حالا که سه ماه عوض نمی کنی این آهنگ رو

  7. سلام برادر گرامی حامد
    خدا قوت
    اگر این آقایانی که اینک دادشان بالاس که وا اسلاما وا محمدا ،قدری حضور خدا و ناظر بودنش را حس میکردند این چنین بی تقوائی نمی کردند و این داد و فریادی که بر سر گفتمان امام و انقلاب می زنند بر سر گفتگوی تمدنها و سازندگی ها و سردارانش خرج می کردند رضایت خدا را در بر می داشت!اما در زمانی که خط و و جهت دولت ولائی دکتر احمدی نژاد توسط ولی امر مسلمین حضرت امام خامنه ای تایید می شود ،آنها این مرد مظلوم را متهم به شدید ترین انحرافات می کنند در واقع آنان با این رفتار و موضع و گفتار خود خط امام را منحرف می دانند!!!
    ای دایه های مهرباتر از مادر فاین تذهبون؟؟؟
    ***
    با پست “انقلاب سوم و موانع راه آن به روز هستیم” @};-
    http://bovarian.mihanblog.com/

  8. سلام.
    انتشار نقد آقای مهدی نصیری -در برخی سایت های منتقد دولت -به «انسان شناسی دکتر» نشان داد که «قبیله گرایی سیاسی» به حوزه ی عقاید دینی هم کشیده شده است. سایت های منتشر کننده ی نقد متوجه نشده اند که نقد آقای نصیری به «انسان شناسی احمدی نژاد» جلوه ای از نقد دکتر نصیری به فلسفه ی اسلامی و مساله ی «وحدت در عین کثرت» و «کثرت در عین وحدت» برمی گردد که جریان فلسفی رایج در حوزه می باشد. همان دستگاه فلسفی که حسن عباسی-درست یا غلط- به نقد آن پرداخت و همان سایت ها به حسن عباسی حمله کردند که چرا به فلسفه ی حوزه حمله کردی!
    فلذا بعید نیست که چنین افرادی حدیث قدسی «عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی انا اقول لشی کن فیکون اجعلک ان تقول لشی کن فیکون» را نبینند و به دکتر حمله کنند که تو اومانیست هستی!
    اولین شرطِ فهم، اختیار است. انسان باید بخواهد تا بفهمد، وقتی نمی خواهد-به دلیل نفسانیت، کینه، غروز، بدخواهی، …- نمی فهمد! حال موضوع حدیث قدسی باشد یا هر چیز دیگری!

  9. سلام
    نکته عجیبی که ذهن مرا مشغول کرده این است:
    آن بزرگوارانی که از درد دین بر علیه این متهم و دوستانش اعلام جهاد میکنند و آنها را خطرناک و دروغگو میدانند، ایا این سخنانش را نمیشوند؟
    چرا دو سه جمله مبهم (و نه باطل) به صورت تقطیع شده به آنها میرسد و باعث موضعگیری های شدید انها میشود؟
    این جمله ها را نمیبینند؟ یا می بینند و وانمود میکنند وجود ندارد؟

  10. “””ما آزادی را در عبودیت جستجو می کنیم. می گوییم تنها راه آزادی حقیقی انسان، عبودیت است، توحید است. یعنی هر چقدر عبودیت بالاتر، انسان آزادتر و بزرگتر”””

    بدون شرح :D:D:D

  11. سلام عالی بود استفاده بردیم راجع به سخنان دکتر در ۹ دی امیدوارم فایل صوتیش منتشر بشه تا استفاده کنیم اما یکی از بچه ها کنار من نشسته بود سعی میکرد اکثر سخنان دکتر رو بنویسه و کمتر جملاتی رو ننوشت و از دستش در رفت، دیگه دستش حسابی خسته شد از بس تند و تیز مینوشت ، گذاشت تو وبلاگش نوشته ها رو.. یک نگاه بنداز نسخه تقریبا کاملیه:
    http://naragh313.blogfa.com/post-91.aspx
    http://naragh313.blogfa.com/post-92.aspx

    • سلام علیکم. متاسفانه دوستتون اون فرازهایی را که مورد نظر من بود، پیاده نکرده اند. دکتر، برای «خداگونه شدن انسان» مثال جالبی زد که برای خودم، نگاه کردن به مساله از این زاویه، شگفتی آور بود: اینکه اگر صدها هزار نفر و بلکه تمام مردم جهان، همزمان به یک پیامبر یا امام معصوم متوسل شوند و با او راز و نیاز کنند، آن معصوم به طور همزمان، دردِ دل و سخن همه آنها را می شنود و احتیاجی ندارد که به صورتِ نوبتی و یک نفر، یک نفر، به آنها گوش بدهد. مثل خدا.

      • سلام بله متاسفانه..سخنان پر مغز و خوبی بود. یادمه دکتر سه یا چهار ماه پیش در جشنواره بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا(ره) در مشهد هم صحبتهای زیبایی رو راجع به همین موضوع و مشابه همین سخنانی که عرض کردید را گفتند که شبکه قرآن مستقیم نشون میداد سخنرانی ایشون رو، ای کاش ظبطش میکردم چون خبرگزاری ها نسخه ناقصی رو پیاده کردند:
        http://www.rajanews.com/detail.asp?id=104154

      • وزیر دادگستری که کاره ای نیست! باید رئیس قوه قضائیه پاسخگو باشد که آقای مرتضوی سال هاست متهم است (و یا حداقل شایعاتی در موردش مطرح شده) ولی تعیین تکلیف نشده. و البته کار انتصاب چنین فردی هم به نظر بنده درست نبود و باعث ایجاد تشنج شده.

        • میدونم کاره ای نیست، ولی برای نشان دادن اعتراض به قوه قضاییه، کاری که مجلس میتواند انجام دهد استیضاح وزیر دادگستری است.
          (به نظر من خوبی این انتصاب این بود که احتمال رسیدگی به اتهامات مرتضوی را افزایش داد)

          • زبانم لال قوه قضاییه آقای مرتضوی رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز رو محاکمه می کرد. مگر می شود. حرفهایی می زند این آقای کوچک زاده! اون وقت همین شماها قوه قضاییه رو به باد فحش و انتقاد نمی گرفتین؟
            شما الان این حرفها رو می زنید شرایط بعد از انتخابات ۸ ۸ به گونه ای بود که برای متشنج نشدن فضا و این که داستان کهریزک فراموش بشه بهترین کار از طرف نظام سکوت بود.
            راستی ۲۰ هزار سکه ای که شهرداری خریده کلاً چند کیلو بوده ۵۰۰ کیلو! با خرید۵۰۰ کیلو طلا بازار به هم خورد؟ دوستان محترم در همین بازار تهران افرادی هستند که طلا را به صورت تنی خرید و فروش می کنند آب از آب تکان نمی خورد.
            چه باور کنید چه نکنید بیش از ۷۰ درصد طلا و ۹۰ درصد ارز دست دولت (بانک مرکزی) می باشد و هیچ احد الناسی نمی تواند چنین سونامی عظیمی دراین بازار ایجاد کند.
            راستی از بعد از مذاکرات ۵+۱ با ایران طلا و ارز در حال سقوط آزاد می باشد.لابد شهرداری داره سکه ها ی خریداری شده رو می ریزه تو بازار قیمتها کشیده پایین.

            سیاست ماههای اخیر دولت (بخوانید بی تدبیری های اقتصادی دولت) فضا را به این سمت برده است که:
            مذاکره با غرب=آرامش در وضعیت بحرانی اقتصاد کشور.
            هاشمی اگر دم از مذاکره با آمریکا می زند سیاستی کلی که نظام در ایام پیش رو در پیش گرفته است را بیان میکند اما فحشش را مثل همیشه ایشان می خورد.
            دوستان عزیز خداییش توقع نداشته باشید که رهبر انقلاب بیاید و بگوید رابطه با آمریکا خیلی هم چیز بدی نیست.

  12. آخه برادر محترم این حرفها که تازگی نداره شاید برای شما اینطوریه
    این مسئله ایرانیت واسلام را اولین بار شهید مطهری در کتاب خدمات متقابل ایران واسلام گفتند وبسیار زیبا ومستدل
    وبعدش نهضت آزادی هم هم به ایران قتائل بودند وهم اسلام البته از منظر خودشون
    وآقای خاتمی هم در دوران رئیسجمهوری شون هم هم از اسلام وهم از ایرانی هردو با هم صحبت میکردند که دوستان شما چوب تکفیر را بالا گرفتند
    والبته این ها همه اشخاص شناخته شده ومورد تایید نظام بودند
    وحالا جالبه فکر میکنید برای اولین باره در باره هم ایران وهم اسلام سخن گفته میشه
    واز همه مهمتر امام راحل بودند که بسیار بر تمامیت ارضی تاکید داشتند ودوران جنگ حتی یک وجب از خاک ایران دست دشمن نماند ودوران جگ زحمات زیادی کشیده شد تا خاک ایران اسلامی حفظ شود
    کمی تاریخ انقلاب را مطالعه کنید خیلی خوبه….

    • موضوعی که احمدی نژاد مطرح کرده و تازگی داره و مورد مخالفت قرار گرفته بیان کل تاریخ و تمدن ایرانه نه فقط بخشی از اون. ستایش احمدی نژاد از ایران قبل از اسلام و نماد مدیریت ایرانی خواندن کوروش و تحسین اون و اینکه ایرانی ها اصلا به خاطر همین ویژگی های متعالیشون بوده که اسلام رو پذیرفتن چیزی است که برای خیلی ها که دوست دارن تاریخ ملت ایران رو به ایران پس از اسلام محدود کنن خوشایند نیست البته در دیدگاه احمدی نژاد هیچ منافاتی بین این دو دوره نیست و اتفاقا ویژگی ها و تمدن ایرانیان قبل از اسلام بوده که باعث درک و دریافت حقیقت اسلام شده.

      • خوب ایراد به همین است. یعنی ما بر اساس چه مبنا و ملاک شرعی و عقلی می آییم دربست تمام تاریخ گذشته مان را می ستاییم؟ یعنی پادشاهان هخامنشی همه موحد و عدالتخواه بوده اند؟ در اینکه آیا کوروش همان ذوالقرنین هست هم بین مفسرین و علما اختلاف است و من نمی دانم بر اساس کدام سند محکم تاریخی رئیس جمهور ما که هر سخنرانی اش را با دعای فرج شروع می کند از کوروش ستایش می کند؟
        این روشی که ما بیاییم یک برهه تاریخی را بدون استثنا و بدون سند و مدرک دقیق تاریخی بستاییم از کدام منطق سرچشمه می گیرد به جز منطق “ملی گرایی”؟ آن هم نه هر نوع ملی گرایی بلکه ملی گرایی افراطی. آن دو پهلوی هم برای اینکه جلوی اسلام یک علمی بلند کنند هی آن دوران را بزرگ می کردند.
        کلی بحث هست همین الان سر منشور کوروش. آیا مفاد آن مطابق با ادیان توحیدی است؟ آیا اسلام آن را تایید می کند؟
        حرف شما درست است. این کار دکتر جدید است. استاد مطهری هم وقتی از خدمات متقابل صحبت می کند اولا مستند حرف می زنند، ثانیا با دلیل و منطق اسلامی برهان اقامه می کنند و ثالثا همه چیز و همه کس را نفی یا اثبات نمی کنند. می گویند این قسمت هایش به این دلیل خوب بود و این قسمت هایش به این دلیل بد. این ها خدمات ایرانیان بود به اسلام و این خدمات اسلام بود به ایران.
        حرف های دکتر جدید است زیرا اولا پایه و اساس تاریخی محکم ندارد، بدون استثا حرف می زند و از همه تاسف بارتر فقط از خدمات ایران به اسلام می گوید.
        این حرف زدن ها و این طور بیان برای چیست؟!

  13. سلام به نظر شما ممکن است آقای جلیلی در مذاکرات با ۱+۵ خواست و مطالبه ملت را نادیده گرفته و پشت درهای بسته حقوق مسلم ملت ایران را که هفت سال است با پشتیبانی کامل از دولت دکتر احمدی نژاد در این زمینه و با تحمل همه تحریم ها و آثار ناشی از آن و دادن شهید فریاد زده اند به حراج بگذارد؟ اگر نه پس توافقات بر سر چه خواهد بود و چرا ۱+۵ از این مذاکرات راضی است؟

  14. سلام
    از سال تحویل امسال تا الان یه سوال در ذهنم به وجود آمده و هنوز در ذهنم هست. و هر چه می گذرد تعجبم بیشتر می شود.
    امسال توفیق شد که زمان سال تحویل در جوار امام رئوف علی ابن موسی (ع) باشیم. بعد از برگزاری مراسم تحویل سال، پیام مقام معظم رهبری در حرم پخش شد و بعد…. برنامه تمام شد!!!!
    و از آن لحظه فقط علامات سوال و تعجب است که در ذهنم می نشیند.
    و بعد همین آقایان متولی در حضور رهبر (عصر روز اول فروردین) در جوار امام معصوم می ایستند و خطاب به رهبر و رو به مردم می گویند: “… فرموده هایشان (فرموده های رهبری) را نصب العین سازیم. (مضمون صحبت)” !!!!!!!

  15. چون جای دیگری نداشتم در اینجا می نویسم شاید به گوش اهلش برسد
    بسم الله الرحمن الرحیم

    رسمی است نانوشته در ابتدای هر سال که سایت ها و روزنامه های خودی حرف های رهبر انقلاب و شعار به خصوص آن سال را تیتر بزنند، در موردش مقاله بنویسند، تحلیل چاپ کنند، با صاحب نظران به گفتگو بنشینند و… اما بسیار شاهد هستیم که میان شعار تا عمل برخی از ما فاصله بسیار است. مدتی پیش اخبار یکی از سایت های اصولگرا که اتفاقا بسیار هم منتقد به همین شیوه شعار دادن و عمل نکردن است را مرور می کردم. به صورت اتفاقی در ستون سمت چپ سایت چشمم به آگهی تبلغیاتی افتاد که با پرچم کانادا تزئین شده بود. از آن رو که خود بنده دانشجو مقیم کانادا هستم در اولین نگاه فهمیدم که تبلیغ یکی از این وکلا و یا شرکت های مهاجرتی است. تا اینجای کار اگر چه از اقدام این سایت اصولگرا و مدعی تعجب کردم اما ناراحتی آن زمانی بیشتر شد که دیدم در تیترهای تبلیغی که برای این وکیل استفاده شده است بیشتر از همه مهاجرت از طریق سرمایه گذاری است که چشمک می زند. کسانی که آشنایی مختصری با قوانین مهاجرت کشور کانادا دارند می دانند افراد از طرق مختلف می توانند اقدام به تقاضای مهاجرت کانادا بکنند. یکی از راه های معمول و متداول مهاجرت از طریق مهارت ها و تجربه شغلی است که بیشتر دانشجویان و افراد تحصیل کرده ایرانی از این طریق اقدام به مهاجرت می کنند. اما دسته دیگری هم وجود دارد با عنوان مهاجرت از طریق سرمایه گذاری که مختص سرمایه داران و کسانی است که در کارهای تجاری فعال هستند. در این روش فرد متقاضی باید مبلغ ۸۰۰۰۰۰ (هشتصد هزار) دلار کانادا در این کشور سرمایه گذاری کند.[۱] یعنی برای تکمیل فرم مهاجرت در این گروه باید فرد حداقل این مبلغ را از ایران خارج و داخل یک بانک یا شرکت کانادایی سرمایه گذاری کند. این مبلغ بدون در نظر گرفتن سود بعد از مدت پنج سال و دو ماه به فرد سرمایه گذار بازگردانده می شود. یعنی فرد باید این مقدار را پس از خارج کردن از کشور خودش برای مدت پنج سال و دو ماه در نظام مالی کانادا نگه دارد بدون حق دسترسی.

    بنده متعجب و ناراحت شدم از اینکه می دیدم این سایت مدعی که اتفاقا در یک ماه گذشته چندین مصاحبه و خبر در رابطه با افزایش تولید داخلی و نحوه تشویق و تقویت صنعت کشور منتشر کرده است چگونه میان حرف تا عملش فاصله است. برای بنده مایه تعجب و ناراحتی بود که چگونه می شود یک سایت خبری مدعی اصولگرایی و مدعی ولایتمداری از یک طرف مردم را دعوت به مصرف کالاهای داخلی کند و در کنار آن چنین تبلیغی را قرار دهد که به عینه تاراج سرمایه های ملی و تبلیغ گریز سرمایه های ملی است؟ بنده به عنوان تذکر چند روز پیش چند خطی را برای گردانندگان آن سایت فرستادم تا حجت تمام شود اما همان طور که توقع می رفت نه جوابی از جانب آنها دریافت کردم و نه تغییری در آن تبلیغ کذایی دیدم. حجت بر بنده تمام شد و تصمیم گرفتم به عنوان یک مسلمان ایرانی این تذکر را علنی کنم. امیدوارم کسانی که این ای میل را می خوانند آن را به گوش آنهایی که باید بشنوند برسانند. بنده بیش از این وسع و توانم نیست و در محضر الهی پاسخگو خواهم بود.

    به این امید که موثر واقع شود.

    [۱] http://www.cic.gc.ca/english/immigrate/business/investors/index.asp

  16. سلام
    تفاوت در اصول و مبانی، همیشه بوده است و اما پیامبر هم گاهی با کسانی که در اصول و مبانی تضاد داشتند، به ضرورت ها ایجاد شده، صلح می کردند، پیمان همکاری امضا می کردند و اما اگر آن گروه های متضاد، دست دشمنی از آستین بیرون می آوردند با تمام توان دستش را قطع می کردند.

    به روزم با مطلب “چه آشفته است بازار قیمت انسان” و منتظر نقد و نظر شما.
    یا علی

  17. اقای ناشناس دست پیش گرفته پس نیوفته!!!چی شد تا دیروز به دکتر میگفتین منحرف چون می خواد با امریکا رابطه برقرار کنه حالا که سیاست های کلی نظام رو فهمیده ،و چون هاشمی گفته اشکال نداره!!!

    • آقا محمد سلام.
      موضوع اینه که احمدی نژاد با بی کفایتی در مسائل اقتصادی و بعضاً در سیاست خارجی با پالسهایی که برای طرف مقابل
      می فرستد(یکی به نعل و یکی به میخ زدن) در حال نوشاندن جام زهر به نظام می باشند.
      اما نکته اینجاست که اینها از مذاکره با غرب و آمریکا می خواهند به نفع باند و گروه خودشان استفاده کنند و ژست بگیرند که ما یک گره کور را بعد از ۳۳ سال باز کردیم. گره ای که خودشان در این چند سال اخیر کورتر کرده اند و تاوانش را مردم داده اند را برای خودشان می خواهند به فرصت تبدیل نمایند.
      درست اینجاست که نظام مقابل اینها می ایستد و در عمل این حربه را از این جریان می گیرد و صلاحیت این کار را به ایشان نمی دهد.موضوع مطرح شده توسط هاشمی درباره آمریکا دقیقاً در این راستا تفسیر می شود. منتظر باشید و ببینید!

  18. برخی در مورد افراد اینگونه فکر می کنند:
    مشائی= آدم خوب و با تقوا و مومن
    احمدی نژاد= مجسمه ایمان
    حوزه های علمیه= منبع انحراف و جانشین امروزین روحانیت یهود
    اصولگرایان (زاکانی، باهنر، روانبخش و…)= منافق
    آیت الله جوادی آملی= ظاهر بین
    ————
    این ها عینا از صحبت های یک بنده خدایی برداشته شده است. خدا را شکر این وبلاگ حامد وسیله شد ما با افکار مشعشع برخی آشنا بشویم و آن شکی که داشتم به یقین مبدل شود که الحق و الانصاف “جوجه احمدی نژادی” ها دارند جا پای منافقین می گذارند.
    گروهک فرقان که در نهایت کارشان به شهید کردن امثال استاد مطهری (ره) کشید مگر چه کردند؟ رئیس شان یک طلبه اخراجی بود که می نشست و تفسیر خودش از دین را ارائه می کرد. در نهایت هم به این نتیجه رسیدند روحانیت منحرف شده و به عنوان سر دسته انحراف یکی از آن فلاسفه شان (شهیدد مطهری) را نشانه رفتند و کشتند.
    این قماش چون نه در استدلال قدرتی دارند و نه سواد درست و حسابی دینی، فقط در محافل خودمانی هندوانه زیر بغل همدیگر می دهند و حرف های همدیگر را تایید و انحراف را تشدید می کنند.
    بچه ولایتی های “احمدی نژادی” حواس شان باشد چشم تان به دهن آقا باشد نه اخوندهای اخراجی و فلان آقای خوش صحبت و نیمه سواد! تا پیرو ولایت باشید گمراه نمی شوید.

    • سلام

      معذرت می خوام ولی به نظر من اونهایی که با مستمسک قرار دادنِ گروهک منحرف فرقان، اجازه نمی دهند کسی روحانیت را نقد کند با کسانی که به بهانه وجود انجمن حجتیه، سالها صحبت کردن از امام زمان را در کشور امام زمان به محاق برده بودند هیچ فرقی ندارند. فعلا ۵ سئوال از شما می پرسم:
      ۱- من حیث المجموع و به طور میانگین، به اکابر روحانیت در ماجرای فتنه ۱۳۸۸، چه نمره ای می دهید؟
      ۲- در سال ۱۳۵۶ و پس از نگارش مقاله موهن رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات و واکنش مردم به آن، واکنش اکابر حوزه (منظورم در مجموع است) به این هتک حرمت چه بود؟
      ۳- آنها که فرزند امام خمینی را به دلیل تدریس فلسفه و عرفان توسط پدرش، نجس می دانستند، چه کسانی بودند؟
      ۴- آیا به نظر شما اگر احمدی نژاد با همین عملکردش، روحانی بود، از سوی روحانیت بیشتر حمایت نمی شد؟
      ۵- تفکر و خط امام در بین اکابر روحانیت، چقدر شیوع داشته و دارد؟

      • سلام علیکم
        امیدوارم حوصله کنید و بخوانید.
        ۱- یک وقت هست ما قصدمان نقد است برای اصلاح، یک وقت نه. می خواهیم یک چیز را، یک نظام را، یک سازمان را از اساس و پایه ویران کنیم. ایرادی که شما بارها به مخالفان دولت گرفته اید و بعضا آنها را “تکفیری” می نامید هم فکر می کنم بر همین اساس است. یعنی عده ای که بدون در نظر گرفتن اخلاق اسلامی و حدود شرعی انتقاد را با تخریب اشتباه گرفته اند.
        خوب اگر این روش تخریبی اشتباه است، اگر کاری که به قول شما “تکفیری ها” می کنند زشت است و شما آن آیه قران را بالای وبلاگت برای همین گذاشتی، آیا دوستان و هم فکران شما که خودشان را “احمدی نژادی” می نامند نباید پایبند به همین اصول باشند؟ و یا نکند مانند احمدی نژاد، این ها را هم نباید نقد کرد و باید گذاشت هر چه می خواهند دیگران را تکفیر و تخریب بکنند؟ چطور است که تخریب احمدی نژاد بد است ولی مثلا تخریب و توهین به زاکانی اشکالی ندارد؟ اگر تخریب مشائی بد است، آیا توهین و تخریب آیت الله مصباح یزدی خوب است؟ یکی از ایرادات بنده به شما و دوستان “احمدی نژادی” تان همین است. یعنی رطب می خورید و منع رطب می کنید.
        ۲- نقدی که هدفش تخریب نباشد، نقدی که هدفش اصلاح باشد از لحن و گفتار معلوم می شود. مثلا مگر خود شخص آیت الله خامنه ای دولت های پیشین را نقد نمی کردند؟ مگر خود ایشان گاه در مورد مسائل حوزه علمیه نظر نمی دهند؟ اینکه ما فکر کنیم مثلا ایشان از وضعیت حوزه های علمیه کاملا راضی است حرف اشتباهی است اما ندیده ایم ایشان هیچ گاه نقد تخریبی بکند.
        مثال زدید از حضرت امام (ره) و کوزه شکستن ها و فلسفه. اینجا دو مطلب است. اگر فلسفه و عرفان خوب است، پس چرا این حضراتی که بنده در پیام قبلی برخی نقل قول های شان را آوردم بر علیه آن شمشیر کشیده اند؟ دلیل مخالفت این ها با موسسه امام خمینی (ره) در قم و حضرات مصباح و جوادی یکی همین است که این ها با دیدگاه فلسفه اسلامی مخالفند. این نکته اول.
        نکته دوم اینکه اگر امام را برخی در نجف تکفیر کردند از سر جمود و نفهمی، آیا شما رگه های همین را در میان صحبت های این حضراتی که بنده سخنانشان را نقل کردم نمی بینید؟ سوال این است که اگر کسی می خواهد منتقد فلسفه اسلامی باشد باید حداقل چهارکلاس درسش را خوانده باشد. باید حداقل الفبای فلسفه را بفهمد که بیاید بگوید این بد است. بد است یعنی چی؟ اسلامی نیست یعنی چی؟ آخه اگر فردی مثل آقای حکیمی یا مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی یا آیت الله سیدان (از بزرگان مکتب تفکیک) بیایند نقدی بر فلسفه اسلامی بنویسند، ما می گوییم خوب این بزرگواران حداقل خاک خورده حوزه و درس خوانده هستند. ولی وقتی چهار تا بچه و دو تا بچه آخوند اخراجی که هنوز سطح سه را تمام نکرده می آید ردیه بر بزرگانی مثل آیت الله مصباح یا جوادی می نویسد آدم دیگ صبرش به جوش می آید.
        دیگه این اصول را هم باید یادآوری کنیم که وارد شدن در بحث تخصص می خواهد و سواد؟ یاد برخی مناظره ها می افتم که طرف با مستمسک قرار دادن دو بیت از مولوی می خواست مثلا ضد اسلامی بودن عرفان را ثابت کند. آدم خنده اش می گیرد از برخی بی سوادی ها. بگذریم…
        بنده حرفم این است که بحث و مباحثه و جدل بسیار خوب. اصلا حیات حوزه و دانشگاه به این مباحثات علمی است. اما به دو شرط: اولا فرد با مطالعه و سواد وارد شود. ثانیا قصدش تخریب نباشد و برای اصلاح وارد شود.
        شما ببینید همان حضرت امام (ره). ایشان وقتی می خواهد متهجرین را هم نقد کند اسم نمی برد. خود حضرتش می گوید که خون دلی که از این ها خورده بیشتر بوده از برخی دشمنان. جریان آیت الله بروجردی و دیدار امام و استکان به دیوار زدن امام را بروید بخوانید. امام استخوان در گلو و خار در چشم صبر کرد برای اینکه شان مرجعیت، جایگاه حوزه، اساس دین ملتهب نشود. تازه امام آن زمان مجتهد مسلم بود، فیلسوف بود. امام با آن جایگاه و سوادش سال ها سکوت کرد برای حفظ مصلحت بزرگ تر. حالا چهار تا بچه که هنوز قواعد عربی را هم بلد نیستند بلند شده اند می خواهند مراجع تقلید را نقد کنند؟ بر چه مبنایی؟ با چه سوادی؟ با چه ادبی؟ آخه این ها دیگر گفتن دارد؟ یک بچه ترم اولی فیزیک برود سر کلاس های فلان پرفسور اشکال بی دلیل و با توهین بکند چکارش می کنند؟ می اندازندش از کلاس بیرون. چرا اینقدر فضای اینرنت بی در و پیکر شده که یک عده به خودشان اجازه می دهند سواد نداشته و درس نخوانده به نام دفاع از رئیس جمهور شان مراجع و علما را بشکنند و با الفاظ سخیف آنها را با علمای یهود مقایسه کنند؟! الله اکبر!
        ۳- آقای احمدی نژاد باید حد و سوادش را بفهمد و درک کند. به دو تا دعای فرج خواندن و چهار رکعت نماز شب خواندن و زیارت عاشورا اگر انسان عالم می شد که امثال آیت الله بهجت (ره) عمرشان را در تدریس فقیه و اصول و حدیث نمی گذاشتند. اگر یک راه میان بری بود برای کسب علم، امثال علامه طباطبایی و بهشتی و جعفری که بهتر می دانستند. این ها همه به عقل فهمیدند راه این است که باید شاگردی کرد، باید رفت استاد دید. این سنت الهی است و در سنت الهی هم تخلفی نیست. نمی شود یک نفر بیاید بگوید من دلم پاک است، چهل سال نماز شب خواندم، زیارت عاشورا خواندم پس الان دیگر مستقیم وصلم به امام زمان. عرفایی مثل مرحوم شیخ رجب علی خیاط و دولابی این ها که مجتهد نبودند، مقلد بودند. با تمام مقامات عرفانی و اخلاقی شان می رفتند روش وضو گرفتن و غسل کردن شان را از فلان مرجع تقلید می کردند. آقای دکتر احمدی نژاد بروند در زمینه تخصصی خودشان نظر بدهند. کسی جرات دارد مقابل ایشان بیاید و نظر بدهد در مورد ترافیک و آقای دکتر با متلک له و لورده اش نکند؟ حالا نمی دانم چرا وقتی بحث امور دینی می شود ایشان و برخی اطرافیان می شوند نظریه پرداز. یک جاهایی هم که اشتباه می کنند و علما ایراد می گیرند زود ترش می کنند. خوب این که نشد. یا ایشان مهندس است یا مجتهد است.
        پرسیده اید اگر روحانی بود. صرف لباس پوشیدن که منظورتان نیست. بله، اگر ایشان مجتهد بود در امور دینی بنده و سایر علما می گفتند ایشان اجتهادش این است. مگر نبود که (نقل می کنند) امام موسی صدر با برخی خانم های مسیحی در لبنان دست می دادند. برخی ایراد گرفتند و رفتند پیش علمای نجف که ای داد بیداد ایشان این کار را کرده. یکی از مراجع برگشتند گفتند ایشان مجتهد است خودش بهتر از شما می فهمد.
        خود دکتر هم بنده خدا این ادعاها را ندارد که برخی دارند. دکتر برای برخی شده نظریه پرداز، نجات دهنده دین، “شعیب بن صالح” و… خدا به ما انصاف بدهد در مدح و نقد افراد.
        ۴- نکته آخر هم اینکه اگر مدعی بشوم در مورد دو گروه بیشتر از شما می دانم شاید بی راه نگفته باشم: یکی انجمن حجتیه و یکی دیگر یهود. همان زمان و الان هم وقتی کسی می خواهد دکتر را به انجمن وصل کند بنده با شناختی که از انجمن دارم و کینه آنها را نسبت به انقلاب و شخص دکتر می دانم حرف شان را رد می کنم. اما چه کسی گفته که ظهور امام زمان (عج) به حرف است؟ یک صحبت خوبی کرد یک بنده خدایی و گفت اگر امام زمان قرار بود با این قربون صدقه رفتن های خشک و خالی و جارو کردن در خانه در جمعه ها بیاید که صد ها سال پیش آمده بود. امام زمان نمی آید مگر زمانی که مردم شایستگی شان را اثبات کنند برای پذیرش و اطاعت از ایشان. تا وقتی عده ای حرف نائب امام زمان را (که با دلیل و منطق می دانند باید حرفش را اطاعت کرد) زمین می گذارند، تا حجج امام زمان در زمان غیبت (که علمای دنیا گریز و مراجع هستند) تخریب شوند به اسم دین، چه امیدی هست که امام زمان بیاید؟ به عمل کار براید به سخن دانی (سخنرانی) نیست. وقتی می بینم فردی زبانا یک حرفی می زند ولی در عمل خلافش عمل می کند شک می کنم در صداقتش. وقتی حرف اطاعت و شهادت می زنیم و در عمل سرباز می زنیم، وقتی در روز روشن حقایق را منکر می شویم و به جای عذر خواهی از اشتباهاتمان در جلوی نمایندگان ملت و میلیون ها نفر مسئله را می پیچانیم (و یا دروغ می گوییم)، این حرف زدن ها و دعا خواندن ها چه فایده ای دارد؟
        خدا عاقبت ما را ختم به خیر کند.

        • کی گفته احمدی نژاد و احمدی نژادی ها مخالفه فلسفه هستن و میگن فلسفه بده؟ سخنرانی های احمدی نژاد پره مسائل فلسفی هست، نوشته اخیر مهدی نصیری در مثلا نقد سخنان رئیس جمهور ناظر بر همین مسئله هست که دوستان تکفیری شما در فارس نیوز و فلان نیوز و کوفت نیوز با افتخار آن را منتشر کرده و نفهمیدن نصیری در حقیقت فلسفه حوزه رو کوبیده ! در حقیقت برای دوستان تکفیری شما تنها چیزی که مهمه تخریب رئیس جمهوره به هر قیمتی!

          • آخه چرا همین جوری مثل نقل و نبات و بی حساب حرف می زنیم؟ شما از کجا رابطه دوستی بنده با آنهایی که “تکفیری” خواندی را کشف کردی اولا؟ ثانیا من گفتم احمدی نژاد ضد فلسفه است؟ بنده در وبلاگ یکی از این آقایان احمدی نژادی این مطالب ضد فلسفه را دیدم. حالا چطور این ها از یک طرف سینه چاک احمدی نژاد هستند و از طرفی ضد فلسفه بروید از خودشان بپرسید.
            یک کم دقت کنید قبل از اینکه تیربار را نشانه بروید ببینید دارید کجا را نشانه می روید. همینطوری چشم بسته رگبار را به سوی افراد نشانه می روید کار درستی نیست.

    • اتفاقا بچه ولایتی های “احمدی نژادی” فقط حواسشان به دهان رهبری است و نه اخوندهای اخراجی و فلان آقای خوش صحبت و نیمه سواد!

      فکر کنم تفاوت نظرات ولایتمدارانه احمدی نژاد با مدعیان ولایتمداری از همین تفاوت عمده ناشی می شود که تحلیل های فلان روزنامه و فلان آخوند اخراجی و فلان … را به جای صحبت رهبری نمی گذارند.

        • به خاطر اینکه به جای رهبری، مسموعات “اخوندهای اخراجی و فلان آقای خوش صحبت و نیمه سواد! و فلان روزنامه دروغمدار” را تحویل می دهید حوشحال نباشید

          این فرق بزرگ شما با ولایتمداران است که آینده تارتان را مشخص کرده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<