ما ندیده شما رو خریدیم

لحظه اعدام شهیدان طیب حاج رضایی و اسماعیل رضایی فردا شب، صدایی از سلول طیب آمد. فهمیدم دارن می برندشان برای اعدام. وقتی می رفتن، طیب زد به میله سلول من و گفت: «محمد آقا، اگر یک روز خمینی رو دیدی، سلام منو بهش برسون و بگو؛ خیلی ها شما رو دیدند و خریدند؛ ما ندیده شما رو خریدیم.»

(کتاب «کوچه نقاش ها»، خاطرات سید ابوالفضل کاظمی، گفت و گو و تدوین: راحله صبوری، انتشارات سوره مهر، صفحه ۵۲)

پی نوشت:
روی سینه طیب حاج رضایی، تصویر محمدرضا پهلوی و پدرش خالکوبی شده بود. وقتی رضا پهلوی به دنیا آمد، طیب کوچه و محله را چراغانی کرده بود. او در جشن تولد پسر محمدرضا پهلوی، از دست شاه یک تپانچه هدیه گرفته بود. اما…

12 دیدگاه در “ما ندیده شما رو خریدیم

  1. نه منظورم اون ۵ میلیونی است که در دور اول انتخابات نهم ریاست جمهوری به احمدی نژاد رای دادند.
    احمدی نژاد هم باید قدر این ملت شهید پرور را بداند و بچه حزب اللهی ها را بداند

  2. با سلام
    با ریزش ها و رویش ها و اسفندیار رحیم مشایی به روزم
    پستهای قبلی
    ۴۰ سالگی ، عقده گشایی جدید سینمای روشنفکری
    بررسی وضعیت سینمای ایران ( در ۴ بخش )

  3. گلوله کجا خورده؟
    اون روزا تصمیم گرفتن آسون تر بود.


    به نظر میاد گلوله ها هنوز شلیک نشده یا تازه شلیک شده و هنوز خون زیادی بیرون نریخته. چون سرها هنوز بالا است… آخه این چه سئوالیه برادر؟

  4. خالکوبی رو می گم.


    جالبه که وکیل مدافع طیب در دادگاه، برای تبرئه او، به خالکوبیهای رو بدن او استناد کرده و آنها را نشانه وطن پرستی و شاه دوستی طیب عنوان کرده است.

  5. سلام
    این عاقبت بخیری و آخر و عاقبت آدم های مختلف هم داستانیه ها!
    طیب خبر نداشت که خیلی ها هم خمینی را دیدند بعد به جیفه ی دنیا فروختند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<