این رسم رفاقت نیست (+ مطلبی تکمیلی از سیدمسعود شجاعی)

این روزهای «محمد نوری زاد» را که می بینم، مثل خیلی از دوستان، قیافه حق به جانب نمی گیرم که «خدا آخر و عاقبت همه مون رو ختم به خیر کنه!».

ما جماعت، رسممان شده هل دادن. اگر ببینیم کسی دارد از ما دور می شود به جای اینکه در آغوشش بکشیم، او را هل می دهیم که حتما حتما از ما دور شود. احساس می کنم رفقای محمد نوری زاد، رفقای چند ده ساله اش، خیلی زود دورش را خالی کردند. این رسم رفاقت نیست. بعید می دانم در ایامی که محمد نوری زاد آن نامه ها را به رهبری عزیز می نوشت، کسی از رفقایش، به او سر زده باشد و  در فضای رفاقت و صمیمیت، نصیحتش کرده باشد. یا نصیحتی نبوده، یا اگر هم بوده با توپ و تشر و از موضع بالا بوده است. راستش را بخواهید من وقتی محمد نوری زاد نوشت که توقع داشته وقتی در زندان بوده است آقا از خانواده اش دلجویی کند اصلا به این توقع او نخندیدم. اتفاقا خیلی برایم جالب بود دقیقا تصوری را که از آقا داشتم، محمد نوری زاد در نامه اش نوشته بود. ما آقا را اینگونه می شناسیم. قبل از فوت منتظری چند بار با دوستان این بحث پیش آمده بود که اگر منتظری فوت کند آقا پیام تسلیت می دهد یا خیر. همه می گفتند یعنی چه؟ اصلا این چه حرفی است؟ برای چه آقا باید برای چنین آدمی پیام تسلیت بدهد؟ امکان ندارد پیام بدهد و … ولی من نظرم این بود که آقا پیام می دهد و دیدیم که داد. من آقا را اینگونه می شناسم.

خوشمان بیاید یا خوشمان نیاید، هنرمند جماعت، نازک نارنجی و حساس است. تحویلش بگیری با تو می آید، به او بی توجهی کنی از تو دل می برد. نباید دور محمد نوری زاد را اینگونه خالی می کردند. نگویید نوری زاد هنرمند نبود. بله «چهل سرباز» و کارهای داستانی اش، فیلمهای خوبی نبودند. افتضاح بودند. ولی فقط مستند «شبهای رمضان»اش ( که اگر اشتباه نکنم حدود سالهای ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰ پخش می شد) کافی است که بخواهم نوری زاد را هنرمند بدانم. نوری زاد قلمش قوی نبود؟ انصافا مناجاتهایی که نوشته بود و با صدای خودش، همین سه چهار سال پیش در لحظات قبل از افطار، از تلویزیون پخش می شد هنرمندانه نبود؟ کلی از مستندهایی که ساخته است و به خصوص نریشن هایشان، هنرمندانه نبودند؟

من با این رفاقتهایی که داریم، از آینده خودم با رفقایم خیلی می ترسم. راحت از هم می بریم. خیلی راحت طرفمان را می شوریم و می گذاریم کنار. خیلی راحت دورش را خالی می کنیم. بله، خدا معیار رفاقت است ولی آیا رفاقتهامان خدایی است؟ آیا کسی از رفقای نوری زاد، دلش برای او سوخت وقتی داشت بریدنش را می دید یا همه اش در این فکر بودند که چگونه توی پوزش بزنند تا حالش گرفته شود یا نمایش بدهند و نشان بدهند که ببینید ما چقدر کارمان درست است که به خاطر انقلاب و ولایت راحت رفاقتمان را می گذاریم کنار؟ چنین رفاقتی، خدایی است؟

پی نوشت:
خیلی برایم جالب است که مصلحت، ضرورت وحدت یا شعارهای خوبی مثل «دفع حداقلی»، ایجاب می کنند که کسانی همچون موسوی و کروبی و شازده های جناب رفسنجانی، راست راست در این مملکت بگردند ولی همین ملاکها را در برخورد با کسانی همچون «نوری زاد» فراموش می کنیم.

مطلب تکمیلی، مورخ ۵ شهریور ۱۳۸۹:

کامنتی که آقای «سیدمسعود شجاعی طباطبایی» (کاریکاتوریست و عکاس جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی) در مورد مطلب بالا گذاشتند خواندنی است به همین خاطر متن آن را در اینجا می آورم:

«با اهدای سلام
فکر می کنم همراهی با آقای نوری زاد در چند عملیات همچون مرصاد، بیت المقدس هفت و نصر هفت(که بیش از ۲۵۰ کیلومتر در داخل خاک عراق پیش رفتیم و ماهها در آنجا بودیم) بتواند زمینه ساز این مطلب باشد که ایشان را تقریبا خوب می شناسم.
آقای نوری زاد وقتی نامه ی اولش را نوشت، دریافتم که به خطا می رود و مودبانه مثل همیشه نزد ایشان رفتم و عرض کردم که پیام امام فراموشتان نشود، یک نگاهی به دور برتان بیندازید، و به فرمایش امام توجه کنید: “هرگاه دشمنان قسم خورده این نظام از شما تعریف کردند بدانید یک جای کارتان عیب دارد و اگر بد گفتند بدانید که کارتان درست است.” جواب ایشان کلی بود و متاسفانه متقاعد نشدند. نامه دوم و سوم را نوشتند و هر بار به نزد ایشان به عنوان کسی که نگرانش است رفتم و باز از فرمایشات امام گفتم، اما متاسفانه روز به روز دشمنان بیشتر به تمجید او پرداختند و دوستان هم هر چه گفتند با کلی گوییهای غیر معقول ایشان روبرو می شدند. شاید بیشتر از همه من و رضا برجی که همه با وی همرزم بودیم، بیشتر نگران و نگرانتر می شدیم و بارها از او خواهش کردیم که نگاهی دقیقتر به دوستانش بیندازد. و همچنین باز به ایشان عرض کردیم دشمنانی که سالها پشت صدام ایستاده بودند از شما در رسانه هایشان قهرمان سازی می کنند، آقای نوری زادی که سالها با دشمنان اسلام جنگ کردید به دامن دشمن نیفتید، اما متاسفانه می بینید که دشمنانی چون نوری زاده که مدافع جنگ آمریکا با ایران است از نوری زاد چگونه تعریف می کنند… به هر حال هر کدام ما ملاکی برای تشخیص حق از باطل داریم و به نظرم فرمایشات امام ملاک دقیقی برای این تشخیص است.
برادرم، شما را انسانی صاحب معیار و ارزش میدانم، از شما خواهش می کنم فرمایشات امام فراموشمان نشود.»

40 دیدگاه در “این رسم رفاقت نیست (+ مطلبی تکمیلی از سیدمسعود شجاعی)

  1. سلام
    کاملا درست میگی!
    اما اون نوزی زادی که من میشناسم کله شق تر از این حرفاست که بخواد با نصیحت چهارتا رفیق برگرده.
    البته اینم دلیلی بر رها کردن و هل دادنش نیست.
    یاعلی


    سلام
    شاید در مورد کسی مثل «عبدالله شهبازی» این حرف شما درست باشد ولی در مورد «نوری زاد»، این کله شقی را که می گویی قبول ندارم. به خاطر تنفسش در فضای هنر، قبول ندارم. البته الآن هم احتمالا دیگر کار از کار گذشته است.

  2. سلام
    چقدر خوشحالم که وارد فضای وبلاگی شدم!
    همین که دوستی پیدا می کنی که عین حرفای دلتو خیلی بهتر نوشته حال می کنی.
    کاملا درست و بجا فرمودین. موارد دیگه ای هم من به شخصه مشاهده کرده ام.

  3. حامد جان کلاَ دینی زندگی کردن خیلی سخته…
    حاجاقای حسینی رو می بینی که برای یه دوستش (شهبازی) چقدر خودش رو به آب و آتش میزنه؟
    ماها سالها با این مدلها فاصله داریم…
    ماها نه حبمون شرعیه نه بغضمون…
    ولی در مورد نوری زاد فکر کنم بودن آدمایی که بهش در مورد این مسائل تذکر دادن…

  4. من هم دقیقا همین نظر رو دارم. متاسفانه جو عمومی حزب البه خیلی سریع جبهه گیری می کنه که این اصلا به نفع آینده ما نیست. باید آستانه تحملمون رو بالاتر ببریم. باید صبر خدایی رو تمرین کنیم. باید مدبرانه عمل کنیم. اگر کسی خبطی کرد اون رو تموم شده فرض نکنیم. منش پیامبر ما این بود. تا آخرین لحظه امید به هدایت داشت تا یه جایی که خدا گفت بعضی ها رو تو هم نمیتونی هدایت کنی اما او امید داشت…
    ………………..
    نوری زاد خوب عمل نکرد اما سوال اینجاست که ما در برابر او چقدر خوب عمل کردیم؟!

  5. سلام
    حامد تو چقدر سینوسی و احساسی و متضاد و بی منطق و دوست داشتنی هستی!
    حق


    سلام
    موقعی که این متن رو می نوشتم تو خیلی توی ذهنم بودی. برایم کاملا قابل پیش بینی بود که کامنتی با همین مضمون بگذاری. در مورد نشانه هم پیش بینی می کردم اگر کامنت بگذارد کامنتی در همین مایه ها بگذارد. رفقایم را خوب شناخته ام. راستش را بخواهی تو یکی از همان رفقایی هستی که از آینده رفاقتم با او می ترسم. خیلی خوبه که راحت می تونی در مورد خیلی از مسائل حکم صادر کنی و برای خیلی از مسائل جواب آماده داری. من تو خیلی از مساله هام بیچاره ام.

  6. سلام
    وسط حرف هایتان
    همان طور که می دانید، پرشین بلاگ، وبلاگ هایی را که حدود ۳۰ ماه است به روز رسانی نشده اند، حذف می کند
    حیف است وبلاگ خوبی مثل qods حذف شود، یک به روزرسانی انجام دهید.
    التماس دعا


    سلام
    از تذکر و نظر لطفتان ممنونم. چشم.

  7. سلام
    واقعا رفیق نقش مهمی داره
    ما به عنوان رفیق نسبت به دوستامون مسئولیم
    امیدوارم خدا توفیق بده تا آخر زندگی این دنیاییمون با رفیق اونجور که باید تا کنیم
    یاعلی

  8. هر کس اندازه ی وزنش. منم یه وام مسکن می خوام خوبه یه نامه انتقادی بنویسم به رهبر تا رهبر بیاد دیدن خونواده م اونا قضیه رو به ش منتقل کنند؟!
    ایشون به خاطر توهین به رییس قوه ی قضاییه و رییس قوه ی مجریه توی زندانه و ربطی به رهبر نداره. توی نامه هاش هیچ توهینی به رهبر نیست ولی پر از توهین به دیگرانه.
    اگر دزدی کرده بود هم همینو می گفتی؟
    داری مثل هنرمندا حرف میزنی رفیق!

  9. اول اینکه مشخصا در مورد نوری زاد واقعا نمی دونم امثال این کارها جواب می داد یا نه اما می دونم جمهوری اسلامی کم به نوری زاد حال نداده. یکیش که همه میدونند همین سریال نوری زاد بود که چند سال پیش از تلویزیون پخش شد…. یه سریال خیلی ضعیف!

    دوم اینکه فارغ از موضوع نوری زاد، کلیتا از هل دادن بدمون نمیاد. بی تعارف میگم، سال گذشته کم ندیدم آدمایی که شاید به زبون نمی آوردند اما در دلشون رفتار آقا در قبال رئوس فتنه رو اصلا نمی فهمیدند. اینکه اینقدر به جذبشون مصر بود!

    و آخر اینکه خدا پیامبر رو تو قرآن با “حریص بودن به هدایت مردم ” توصیف می کنه.
    والسلام

  10. با سلام
    نظر جالبی داری . ولی به نظر من یکی از راهها تنها گذاشتن این آدماست . هر چه شلوغتر باشه توهمشون بیشتر بالا می ره
    با جذب اکثریت و دفع اقلیت یعنی چه ؟ به روزم
    پستهای قبلی
    چی می شد سینمای ما به جای خونه دو دهنه مغازه داشت
    تن تن ( پست کپی پیست شده )
    دعای سیاسی ماه مبارک رمضان
    علی رویین تن سینما گر متعهد رویشی
    وبلاگ پشتیبان
    http://www.sinama-hl.mihanblog.com

  11. سلام
    حامد به جای نوشتن این متن بهتر بود به دو مسئله مهم تر می پرداختی( البته هنوز هم دیر نشده)

    ۱- محمد نوری زاد به چرمی بازداشت شد؟ به جرم نامه نوشتن به رهبر؟

    ۲- اساسا چه نقدی به نامه های نوری زاد داری؟


    سلام
    سر بسته جواب دو سئوالتان را می دهم:
    ۱- بهتر است خودمان را گول نزنیم.
    ۲- نقد اساسی من این است که آن نامه ها را نباید به صورت سرگشاده می نوشت.

  12. سلام
    نه عزیزم اصلا کاری به حکم صادر کردن نداره. (جالبه که تو در مورد حکم صادر نکرده ی من حکم صادر کردی!!) از کسی که وقتی آقا حرف از وحدت می زنه کلی غرغر می کنه اصلا انتظار ندارم در مورد یه آدمی مثل نوری زاد این جوری دلسوزی کنه چون مثلا از برنامه شبهای رمضانش خوشش میومده! و این معنی ش فقط احساساتی بودنه. اگر تو در مورد سید حسن خمینی هم همین جور حرف می زدی خیلی مشکلی نداشتم. مشکل من با تو اینه که هر روز یه مبنای جدید پیدا می کنی…
    بگذریم
    حق


    سلام
    نه عزیز من! من مبنا دارم. اتفاقا درد من اینجاست که در برابر کسی مثل سیدحسن خمینی که بلاشک جرمش از نوری زاد در فتنه سال گذشته سنگین تر است و تنها امتیازش این است که نوه امام است به تلویح یا صراحت، دعوت به انصاف و تقوا می شویم ولی کسی مثل نوری زاد، با این همه مستند و نوشته که در خدمت انقلاب ساخته است به صرف چند نامه انتقاد آمیز، کارش به زندان و طرد و … می کشد. این ملاکها و رفتارهای دوگانه، واقعا زجر دهنده است. من نمی گویم سیدحسن یا میرحسین موسوی را به زندان بکشند، بلکه می گویم در شرایطی که موسوی با آن همه جنایات، راست راست دارد در این مملکت می گردد، به طریق اولی حق نوری زاد هم بند و طرد نیست. معنی دفع حداقلی و جذب حداکثری شده است نگه داشتن کسانی مثل رفسنجانی و سیدحسن و دفع کسانی مثل نوری زاد. توجیه می کنم، توجیه می کنی، توجیه می کند. توجیه می کنیم، توجیه می کنید، توجیه می کنند. حالم از این وضعیت به هم می خورد.

  13. فکر نمی‌کنی زمانی که بی‌شرمانه به افتخاری به جرم بغل کردن رئیس جمهور می‌تازند و زخم زبان می‌زنند، پرداختن به یکی مثل نوری‌زاد، رو نباشد؟


    خیر.

  14. جالبه..
    با یکی که صدها چراغ دارد و بیراهه میرود چیکار میشه کرد، باز ما مقصریم؟ یکی که داره با طناب پوسیده میره تو چاه اونم با این همه هشدار و اخطار چی کار میشه کرد!!؟ این آدم دیگه هل دادن نمیخواد…
    چه قدر با اطمینان از سهل انگاری دوستان این آقا حرف میزنید
    تا حدی حرفتونو قبول دارم فقط…
    جای طلبکار و بدهکارم که عوض شده.. عجب آخرالزمانیه …

  15. سلام.صدای پس زمینه خیلی عالیه .کدشو به ما بده ما هم استفاده کنیم عزیز


    سلام
    این صدا را از این آدرس برداشته ام:
    http://www.bachehayeghalam.ir/media/sound/avini_zendegi_zibast(www.BGH.ir).mp3
    مجموعه ای از صداهای شهید آوینی نیز در سایت aviny.com موجود بود. دو سه هفته ای است ساختار این سایت تغییر کرده و من هم نگشته ام تا ببینم این صداها دقیقا در چه آدرسی ازاین سایت هستند. اگر کمی جستجو کنید احتمالا می توانید آنها را هم پیدا کنید.

  16. سلام
    می گم دیگه. حالت به هم می خوره چون فقط نوک دماغت رو می بینی. می دونم و می دونی که محاکمه نکردن و زندان نرفتن میرحسین موسوی به دلیل مجرم نبودن او نبوده. یه چیزایی به اسم مصالح جامعه ی مسلمین هست که من و تو هم اگر یه کم زور بزنیم و به قول نشانه حب و بعض هامون رو کنار بگذاریم می تونیم تشخیص بدیمشون…
    امیر المومنین هم به قاتل همسرش کمک می کرد چون…
    صدبار این حرفا زده شده. منم حالم از این وضعیت به هم می خوره…
    حق


    سلام
    جالبه این مصلحتها فقط وقتی وجود دارد که خطاکار، دونه درشتها هستند. به کوتوله ها و پاپتی ها و بی ارتباطها که می رسیم، دیگر مصلحتی در کار نیبست. صفحه حوادث روزنامه ها رو بخون، هرچند وقت یکبار، راحت و به سرعت چند تا افغانی به خاطر تجاوز به یک دختر اعدام می شوند. خبرش هم در حد مطلب کوتاهی با تیتر کوچک در صفحه های فرعی روزنامه ها منتشر می شود. قضیه تاجر آلمانی را یادت هست که به یک دختر ایرانی تجاوز کرده بود؟ نه تنها اعدام نشد، بلکه بعد از مدت کوتاهی آزاد شد و الآن دارد در اروپا به من و شما می خندد.

  17. با اهدای سلام
    فکر می کنم همراهی با آقای نوری زاد در چند عملیات همچون مرصاد، بیت المقدس هفت و نصر هفت(که بیش از ۲۵۰ کیلومتر در داخل خاک عراق پیش رفتیم و ماهها در آنجا بودیم) بتواند زمینه ساز این مطلب باشد که ایشان را تقریبا خوب می شناسم.
    آقای نوری زاد وقتی نامه ی اولش را نوشت، دریافتم که به خطا می رود و مودبانه مثل همیشه نزد ایشان رفتم و عرض کردم که پیام امام فراموشتان نشود، یک نگاهی به دور برتان بیندازید ، و به فرمایش امام توجه کنید:” هرگاه دشمنان قسم خورده این نظام از شما تعریف کردند بدانید یک جای کارتان عیب داردو اگر بد گفتند بدانید که کارتان درست است. جواب ایشان کلی بود و متاسفانه متقاعد نشدند. نامه دوم و سوم را نوشتند و هر بار به نزد ایشان به عنوان کسی که نگرانش است رفتم و باز از فرمایشات امام گفتم، اما متاسفانه روز به روز دشمنان بیشتر به تمجید او پرداختند و دوستان هم هر چه گفتند با کلی گویهایی غیر معقول ایشان روبرو می شد. شاید بیشتر از همه من و رضا برجی که همه با وی همرزم بودیم ، بیشتر نگران و نگرانتر می شدیم و بارها از او خواهش کردیم که نگاهی دقیقتر به دوستانش بیندازد. و همچنین باز به ایشان عرض کردیم دشمنانی که سالها پشت صدام ایستاده بودند از شما در رسانه هایشان قهرمان سازی می کنند ،آقای نوری زادی که سالها با دشمنان اسلام جنگ کردید به دامن دشمن نیفتید، اما متاسفانه می بینید که دشمنانی چون نوری زاده که مدافع جنگ آمریکا با ایران است از نوری زاد چگونه تعریف می کند…به هر حال هر کدام ما ملاکی برای تشخیص حق از باطل داریم و به نظرم فرمایشات امام ملاک دقیقی برای این تشخیص است.
    برادرم، شما را انسانی صاحب معیار و ارزش میدانم، از شما خواهش می کنم فرمایشات امام فراموشمان نشود.

  18. “فلسفه تقویم روزشمار ولایتمداری”
    “دوستان محترم طرف مقابل! یک بار هم شده برای جلوگیری از “انشقاق و اصطکاک و برخورد” برای عمل به خواسته رهبری به اعتراض ما گوش کنید!”

    به روزم ومنتظر حضور سبز دوستان
    یاعلی

  19. با اهدای سلام
    واقعا ممنونم که به نوشته های این حقیر توجه فرمودید، به راستی اگر سایه ولایت و حضور معنوی حضرت امام در این شرایط سخت و امتحانی بالای سرمان نبود ، چه اتفاقی می افتاد؟
    صمیمانه متشکرم
    جنس نوشته هایتان را درک می کنم
    خدا یار و نگهدارتان باشد
    دوستدارتان
    سید مسعود


    سلام
    من باید از شما ممنون باشم که بزرگواری کردید و به نوشته حقیر توجه کردید.

  20. دست آقای شجاعی عزیز درد نکنه…
    «خدا آخر و عاقبت همه مون رو ختم به خیر کنه!» به نقل از آرمانشهر
    والعاقبه للمتقین…

  21. سلام.آخرین نامه نوری زاد به رهبری را که خواندم به هم سرم گفتم : تمام حرفهایش هم درست و بحق…اما این مردک همان نبود که در دیدار هنرمندان و رهبری سخنش را با سید و مولای من آغاز کرد؟!!!
    او را چه می شود که بعد از گرفتن سرمایه های هنگفت برای ساختن فیلم های سخیفی چون چهل سرباز و قلعه کاوه ناگهان ورقش بر می خورد و سید و ملایش می شود این…..
    بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش برادر جان!

  22. نوری زاد در آستانه رستگار شدن است مطالب شما در مورد او خیلی بی ربط است شما زندگی در کهکشان را نمی خواهی یعنی تقصیری هم نداری طبیعت زندگی همین هست بجای این که یک متن قوی بنویسی و بگویی چگونه نوری زاد که از توهم سنگین رو به خروج است اشتباه می کند و تو راست هستی به شکلی ابتدایی می گویی سقوط کرد و از رسم رفاقت فرقه ای ات می نالی چرا شما هنرمند حزب اللهی که هر چه باشی با هر عقیده برای جز فرقه خودت حرفی نداری که گوشی را تیز کند شرط می بندم خیال می کنی یک احمق این را برایت نوشته … یک رفاقتی بین من و تو هست از جنس هم نوع بودن از جنس تنها وجود دارای استعداد درک نسبی هستی در این حوالی منظورم همین چند میلیارد سال نوری دور و بر است بیا و رفاقت کن و قصه ات را برای خودت شرح بده قصه انقلاب ات را حزب اللهی بودن را.. آینه بزرگ را نمی بینی کهکشان را.. روبروی او بایست و راز این خشونت مقدست را یرای خودت شرح بده نوری زاد قهرمان نیست او تازه به راه رسیده به چشم انداز رسیده و سر گیجه گرفته از هیبت توهمی که در آن غرق بوده و غرق اند سیل موجودات با هوش تنها کره زنده در این حوالی که با پیشرفته ترین متد های فریب و پیشرفته ترین سلاح مشغول قصابی هم هستند کجایی جوانک ۷۰۰۰ ساله بیدار شو

  23. من جز نوری زاد هیچکدوم از اشخاص داخل عکسی که تو رجا نیوز بود رو نشناختم
    اما وقتی دیدم نوشته از اعضای نهضت آزادی مخم سوت کشید.
    تعجب نکنید شما هم اگر جای من بودید و نامه نوری زاد به اباالفضل فاتح را در تاریخ ۱۰/۹/۱۳۷۷ با عنوان (جانم ابالفضل ) میخوندید نمیدونستید که باید گریه کنید یا بخندید
    من برای نمونه قسمتی از نامه رو براتون میفرستم قضاوت با شما
    (یادت هست وصیت امام (ره) نشانم دادی و پرسیدی: این را خوانده ای؟” و من پاسخ دادم:بارها و تو گفتی:ما اگر به این عمل کنیم همه ی نداشته هایمان ترمیم میشود. خلاصه اباالفضل عزیز تو را دیدم که پاهای شلوارت را تا زانو بالا زده بودی و در حاشیه فرات پیش میرفتی و راز غیرت اباالفضل (ع) را میجستی. حالا شاید پنچ سالی از آن سفر خوب سپری شده است. دوستان تحکیم وحدتی تو به روزی در افتاده اند که با های و هوی بسیار میخ های تابوت نهضت آزادی را بیرون میکشند و برای استمالت از آمریکا ورشکستگان به ظاهر متمدن خود را پیشکش میفرستند. یادم هست تو همیشه نگران عاقبت حرکت های دانشجویی بودی دیروز وقتی حرفهای دقیق و غیرتمندانه ی تو را در یکی از روزنامه های عصر خواندم باورم شد دست عنایت کربلا با (اهل) خود چه ها که نمیکند)
    تامل در حال کنونی مخاطب نامه (ابااالفضل فاتح) نیز خالی از لطف نیست. از فرات کربلا تا تایمز لندن به اندازه دنیا تا آخرت راه بود
    فاعتبرو یا اولاالباب

  24. متن شاعرانه ای بود. اما به عرضتان برسانم سالهاست با تئوری خودی غیرخودی قدرت طلبان درصدد حذف دوستان سابق برآمده اند و با تنیدن حصار به دور خود و بیرون راندن سایرین از دایره قدرت به لفت و لیس مشغولند. برادر شاعرمسلک، خودتان را به نفهمی نزنید! نکند باورتان شده در مملکت نایب امام زمان دارید گام برمی دارید؟ هم بنده و هم شما می دانیم که به جای رهبر عظیم الشان سابقا حجت الاسلامی که یک شبه ره صدساله پیموده یک چوب خشک هم می گذاشتیم الان طلا می شد. شما از رهبری یک آخوند سیاس چه انتظاری دارید نکند باورتان شده ایشان معصوم و مملکت تحت امرشان گل و بلبل و آقا امام زمان راضی اند؟


    شما بروید اول قدری معلومات خودتان را بالا ببرید بعد بیایید اینگونه در مورد زمین و زمان حکم صادر کنید. «آیت الله العظمی» خامنه ای از سال ۱۳۴۸ در مشهد، کفایه و مکاسب تدریس می کرده اند و بنابراین از همان موقع هم قابلیت اینکه ایشان را آیت الله خطاب کنند در ایشان بوده است. اصلا معتقد نیستم که ایشان معصوم است و وضعیت ایران هم مورد رضایت امام زمان است، اما آیت الله العظمی خامنه ای را با اطمینانی قوی، نائب امام زمان و شایسته ترین فرد برای رهبری ایران می دانم. شایسته ای که دومی ندارد.

  25. سلام
    دوست و برادر گرامی آقا حامد . . .
    مثلی قدیمیست که میگوید از کوزه همان تراود که در اوست. این جناب نوری زاد نسبت به زمان و مکان استراتژی بخصوصی دارد ! اگر در زمان گذشته هم اینطور که شما میفرمایید نبوده ! که بنده بعید میدانم ! اما زمان حالش تعریفی ندارد. میگویید نه این بابا یکسالیست که به این ورطه غش کرده اما حقیر نزدیک به سه سال پیش گوشه ای از ماهیت این هنرمند ارزشی ! را در مطلبی با عنوان سینما با طعم نوری زاد http://digitalterorist.blogfa.com/post-11.aspxدر وبلاگم نوشتم تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.بنده نه یا ایشان سر و سری داشتم و نه بده بستانی . اما این روزهای جناب نوری زاد برایم مثل روز روشن بود.که اگر وقت کردید بخوانید انشالله که مفید به فایده خواهد بود.البته گوش این هنرمند ارزشی از اول هم به این حرفها بدهکار نبوده .اما دلایلش را به زودی با پستی جدید خوام گفت.

  26. من نوری زاد را دوست داشتم و خیلی خیلی زیاد
    با متن هایش زندگی کردم
    بعد انتخابات کلی برایش نظر می گذاشتم
    خیلی دوستانه و مودبانه
    ولی منتقدانه
    باور کن برادر
    خیلی سانسور میکرد
    یکبار شعر علی مودب را برایش گذاشتم
    دیگر دعوای چپ و راست نیست………
    جملات را تغییر داده بود
    مخم سوت می کشد
    این که از جور دوست به آغوش دشمن شکوه کردن….
    خدا عاقبت ما را به خیر کند

  27. با سلام برادر گرامی.انسان موجودی لجباز وسرسخت است محمد نوری زاد انسانی تجربه گرا و همیشه مخالف وضع موجود است هیچ راه کاری برای اینده ندارد مطالعاتش به هیچ عنوان مربوط به روز نیست اخرین مثلا سریالش امیرالمومنین علی مرتضی را کناررستم قرار دادموجودی خیالی در کنار شه مردان.به شخصه خوشحالم از اینکه میبینم در این انقلاب هر کس هرچه در ذهن دارد روی دایره میریزد. شما هم نگران نباش خوشحال باش که جای این عنصر تجربه گرا را رویشهاسریع پر میکنند.ریزشها ورویشهای شهید مطهری در این زمینه کمک میکند.نامه هائی که به مراجع مینوشت همان موقع برای من معلوم بود فهمیده کم اورده .مشکل از انجاست ما ایرانی ها خود را سرشار از علم وهنر میپنداریم در حالی که اینطور نیست ما سرشار از محرومیت هستیم بی علم بی امکاناتو….ما باید باسوادبشویم نه اینکه هستیم .نوریزاد در چند نامه از شخص خود من جواب گرفت وجواب داددر نامه خصوصیش تاکید داشت که برادر تو نمیدانی در مملکت چه خبر است.اسم سایتش را دانائی گذاشته.سران فتنه تاکید میکنند وظیفه اشان دادن اگاهی به مردم است زیرا مردم گول خورده اند.راستی چرا در این مملکت همه اظهار دانائی میکنندو مردم را اخر نادانی میدانند.راستی چرا مطهری حاصل عمر امام شد.برادر من به رویشها فکر کن جلوی تجربه گراها را نگیر.سیره امیرالمومنین را در نظر داشته باش(عقیل)این راه خون دل میخواهدعلم میخواهدصبر میخواهد(اقاسید علی خامنه ای)

  28. سلام همت کنید و یک ماه شمار (مثل روزشمار) از کارهای نوری زاد درست کنید و ببینید از کجا کج رفت؟ فکر میکنم بعد از نامه به مراجع و توبیخ های شدید او که به تریبون نماز جمعه هم کشید چپ کرد.
    همانطور که انتظار داشت آقا از خانواده اش دلجویی کند انتظار نداشت که همه نظام بخاطر نامه هایش یک دفعه به او حمله کنند و علاقه اش به اصل نظام را نبینند. نامه هایش هم فاقد استدلال و منطق است کاملا مشخص است که از جایی ناراحت است و این نامه ها بهانه است برای سبک شدن، برای انتقام گیری برای …

  29. سلام دوست عزیز.. اکثر نظر هائی که منتشر شده از موافقین شما هستند یا حد اکثر از همفکران مخالف! امیدوارم نظر مخالف خود را نیز منتشر کنید که یکی از بلایای تفکر دیکتاتور گونه سانسور مخالف است! و اما اصل داستان! محل اختلاف شما با نوریزاد و همفکران کنونی نوریزاد در این است که هر کسی گمان میکند که تفکر اوعین حق است و دیگری عین باطل! هر دو گروه هم همین فکر را میکنند که خوب کاملا طبیعی است! اختلاف نظر همه جا وجود دارد.اما یک چیز این وسط طبیعی نیست و آنهم حذف مخالف به دلیل داشتن نظر متفاوت است. سپاهیان معاویه همگی مسلمان بودند و بر این باور که چون او خلیفه مسلمین است پس حتما طرف حق است و طرف مخالف را گمراه میدانستند! یعنی هرکسی در هر شرایطی ممکن است در اشتباه باشد، به عبارت دیگر همانقدر که اقای نوریزاد ممکن است اشتباه کند شما نیز ممکن است در خطا باشید. این اختلاف بالذات و تا زمانی که یکی از طرفین نخواهد با زور حرفش را به کرسی بنشاند ایرادی ندارد.اما اگر زمانی یک طرف به کمک نیروی نظامی، زندان، تهاجم، شکنجه و قتل کمر به حذف تفکر مخالف ببندد، آنهم در شرایطی که مخالفت مخالف در آرامش و تظاهرات سکوت و در کلام و نوشته است نه با سلاح، مشخصا اشتباه و خطاست، چه از نظر انسانی و چه از نظر مذهبی.. جواب کلام، کلام است و جواب نامه، نامه است و جواب حرف، حرف… وقتی حکومتی و رهبری با کمک زور، زندان و شکنجه و فحش ناموسی به مبارزه با اندیشه و قلم بیاید این عین فساد است. اگر هم دلیل منطقی و انسانی کفایت نمیکند به سیره ائمه معصومین هم میتوانید رجوع کنید مخصوصا به رفتار حضرت علی با خوارج (http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?id=39398) در واقع نوریزاد زمانی چشمانش به حقیقت باز شد که به وضوح مشاهده کرد که چگونه شمشیر را در مقابل کلام قرار میدهند و از نزدیک این را لمس کرد..چرا باید یواشکی مینوشت؟ اگر اشتباه میگوید که مردم تشخیص میدهند و به او میخندند و حرفش خریدار نخواهد داشت، اگر هم حق میگوید که باید این اجازه را داشته باشد که از حق مردم دفاع کند و با صدای بلند تظلم خواهی کند..اگر شما هم میخواهید حال نوریزاد را درک کنید یک مقاله مخالف نظر رهبری چاپ کنید تا ببینید چگونه با عطوفت جواب شما را با یک نامه میدهند!! و آنوقت زیر شکنجه ها در دل خود به خدای خود میگویید نوریزاد حق داشت!

  30. لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سمیعا علیما
    خدا دوست ندارد کسی عیب خلق خدا را به بلندی صدا کند مگر آنکه ستمی به او رسیده باشد و بخواهد از دست ظالم فریاد و دادخواهی کند و زشتی عمل ظالم را فاش گوید. (سوره نساء آیه ۱۴۸)

  31. باهاتون کاملا موافقم…
    متاسفانه تو این روزگار رفاقت ها جنسشون خرده شیشه داره…
    در مورد رهبر من هم همین دیدگاه رو نسبت به ایشون دارم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<