استفاده از قابلیت رمزدار کردن نوشته های وبلاگ

یکی از قابلیتهای کم و بیش مغفول مانده در وبلاگها، رمزدار کردن پستها است. رمزدار کردن پستها، به نویسنده وبلاگ امکان می دهد نوشته هایش در معرض دید خوانندگانِ ناشناس یا کسانی که او در حضور آنها نمی تواند به راحتی حرفهایش را بزند، نباشند. این قابلیت به شکلی دیگر در شبکه های اجتماعی وجود دارد. به این صورت که نوشته های یک عضو در شبکه اجتماعی در صورت تمایل او، تنها در معرض دید حلقه دوستانش قرار می گیرند.
در عالم وبلاگنویسی، شخصی که با نام مستعار، یا صرفا با نام کوچکش وبلاگ می نویسد و برای کسی از آشنایانش نیز، آدرس وبلاگش را لو نداده، شاید ضرورت محدود کردن مخاطبان وبلاگش به حلقه ای خاص را درک نکند. بنده، سالها صرفا با نام کوچکم، «حامد»، وبلاگ می نوشتم. البته کم کم، به برخی دوستانم، گفته بودم که آرمانشهر وبلاگ من است. حدود سه سال پیش، خبطی کردم و مدت کوتاهی نام خانوادگی ام را هم روی وبلاگ گذاشتم. گذشته از این به تدریج، دایره آشنایان و اقوامی که از طرق مختلف وبلاگم را شناختند گسترش پیدا کرد. خوب وقتی نام کاملت لو رفته باشد، وقتی می نویسی باید ملاحظه طیف وسیعی از افراد را بکنی: از پرونده سازان محترم بگیر تا اقوامی که هر بار می بینی شان، باید سرِ مواضع سیاسی یا فرهنگی ات به آنها جواب بدهی و یا با آنها بحث کنی و رابطه صمیمانه ات با آنها، تحت تاثیر نوشته های وبلاگت مکدر شود یا اینکه بترسی در ذهن آشنایانت چه قضاوتی در مورد تو خواهد شد.
یک گزینه برای حل چنین مشکلی تعطیل کردن وبلاگ و شروع کردن به نوشتن با نام مستعار، در جایی دیگر است. این کار به دلایلی برایم مقدور نیست. مثلا مدت زیادی طول خواهد کشید تا وبلاگ جدید، دوباره بازدیدکنندگانی به تعداد بازدیدکنندگان فعلی پیدا کند.
گزینه دیگر، استفاده از قابلیت رمزدار کردن پستهایی است که مایل نیستم در معرض دید عموم باشد. راستش برای من، این پستها هم خودشان دو دسته اند و چه خوب بود که می شد دو گونه رمز برای پستهای رمز دار تعریف کرد: اولی برای پستهای سیاسی که دوست دارم بدون ملاحظه کاری نوشته شوند و دیگری پستهایی که جنبه شخصی دارند. البته هستند آشنایانی که وقتی فکر می کنم، می بینم می توانند مخاطب هر دو دسته نوشته باشند ولی خوب بعضی از دوستان هستند که فقط می توانند مخاطب یک دسته از این نوشته های تا حدی محرمانه باشند.
القصه، اینها را گفتم تا بگویم از این به بعد، برخی از پستهای این وبلاگ به صورت رمزدار منتشر خواهند شد. ان شاءالله در اولین پستِ رمزدارم، بیشتر توضیح خواهم داد که چرا به این تصمیم رسیده ام. آنهایی که مایل هستند رمز دیدن این پستها را دریافت کنند، پای همین نوشته، کامنت درخواست بگذارند و در ابتدای آن، کلمه «خصوصی» را درج کنند. ان شاءالله رمز را به ایمیل یا کامنتدانی وبلاگشان ارسال خواهم کرد. ضمنا رمز را صرفا برای کسانی ارسال خواهم کرد که آنها را در عالم واقعی یا مجازی بشناسم. به جز آشنایی، مختصر گزینشی هم صورت خواهد گرفت، به این معنی که تک و توک آشنایانی هستند که احتمالا رمز را به آنها نخواهم داد که پیشاپیش از آنها معذرت می خواهم. شرط دریافت رمز هم امانتداری دوستان در عدم انتشار آن است.
پی نوشت: یکی از دوستان برای دریافت رمز، اینگونه آشنایی داده اند: «اواخر عمر گودر، همدیگر را فالو می کردیم.» خواستم بگویم در همین حد آشنایی در عالم مجازی هم کافی است.

29 دیدگاه در “استفاده از قابلیت رمزدار کردن نوشته های وبلاگ

  1. سلام
    وقتی سخن از مطالب رمزدار وبلاگ به میان می آید، به یاد وبلاگ امیرحسین ثابتی می افتم. آخر نفهمیدم که مطلب لو رفته، همانی بود که در پست رمزدار وبلاگ مذکور درج شده بود، یا ساختگی بود. و اگر نویسنده مطلب، جناب ثابتی بوده، از چه طریق یک دانشجوی ساده به چنین اطلاعاتی که حتی اطلاعاتی ها هم دسترسی ندارند، دسترسی دارد!؟
    اگر در آن هنگام به وبلاگ مذکور مراجعه کرده باشید و به رمز هم دسترسی نداشته بوده باشید، بهتر درک میکنید حال کسانی را که تا چندی بعد در این وبلاگ با عبارت «رمز را وارد کنید» مواجه می شوند!

  2. سلام
    وقتی مطلب آخر شما رو خوندم هم ناراحت شدم و هم به شدت در فکر فرو رفتم . نمی دونم چی بگم چون که وبلاگ خودته و اختیارشو داری ولی یک نکته رو دلم نمیاد به عنوان یه دوست بیان نکنم. اگر در شبکه های اجتماعی مطالب با رمز در اختیار دیگران قرار میگیرد دلیلش این است که مطالب شخصی است ولی کسی که در جبهه فضای سایبری فعالیت میکند و با عنوان افسر جنگ نرم به تشریح و تبیین حق و باطل می پردازد ، همچنین فردی اینقدر محافظه کار نمیشود و دیگران را از مطالب خود محروم نمیکند . چه بسیار مستمعین که خطیب آن را نمی شناسد و چه بسیار خواننده که نویسنده آن را نمی شناسد . پس نباید مستمعین ( خوانندگان ) را محروم نمود به جرم گمنام بودن . همین گمنام ها هستند که به تشریح مبانی فکری شما و همفکران شما ( که در این مقطع دچار محدودیت هستید ) در سطح جامعه می پردازند و از افکار شما کمک می گیرند ولی بنا به دلایلی نمیخواهند که در فضای وب شناخته شوند چرا که زمینه فعالیت خود را در سطح جامعه ای تعریف کرده اند که کمتر با محیط وب در ارتباطند . حال با این وجود اگر میخواهی این قشر را محدود کنی حرفی نیست ولی رسالت اطلاع رسانی همگانی را فراموش نکن . حداقل به احترام فعالین و همراهان و همفکران و اندک فعالان بصیرت افزای گمنام در سطح جامعه
    التماس دعا

    • سلام علیکم
      شما لطف دارید. قرار نیست همه مطالب وبلاگ رمزدار شوند. مطالب وبلاگ، به ندرت رمزدار خواهند شد. ضمنا امکان دارد اگر در میان مطالب رمزدار، مطلب مفیدی هم بود، کم و بیش از طریق آن دسته از خوانندگانی که مطلب را مفید می یابند به ادبیات و زبانهای دیگر و یا بدون ذکر نام بنده عینا، پخش شوند.

  3. چه فایده؟ اگر کلا یک رمز باشد که می‌شود مثل نامت.‏ کافیست یک بار پخش بشود و دوباره روز از نو،‏ روزی از نو!‏
    به نظرم کار عبثی است که بهتر است از خیرش بگذری!.

    • کلا چند نفری هستند که یه خاطر خودشان ترجیح می دهم مطالبم را نخوانند. همانها نخوانند به مطلوب حداقلی ام از این کار می رسم.

    • مطمئنا راضی نیستید من به خاطر وبلاگم دادگاهی بشوم؟ هستید؟ لابد اتفاقاتی افتاده که به این تصمیم رسیده ام دیگر.

  4. سلام
    :(
    نمی دونم چرا دوست ندارم مطالب رو رمز دار کنند ولی دغدغه های شما هم قابل درکه و کاملا حق دارید…
    کلا حیف که دنیا یه جوریه! :(

  5. سلام
    صلاح وبلاگ خویش وبلاگ نویسان دانند، اما احساس غریبگی که به مخاطب دست میده خیلی آزار دهنده س
    گاهی حتی آدم نمیدونه در اون حدی هست که رمز رو تقاضا کنه یا نه! (آیکن عدم اعتماد به نفس در حد تیم ملی 8) )

    • سلام علیکم
      اگر امثال جنابعالی رمز مطالب را نداشته باشند، چه کسی خواهد داشت؟ واقعا اعتماد به نفستون پایینه ها.

  6. مگه طرفداران احمدی نژاد هم دادگاهی می شوند ؟! جریان انحرافی که راست راست راه می رود خدا را هم بنده نیست شما چرا می ترسید ؟!!!! نگران نباشید

    • در محدوده زمانی دورکاری دکتر، دو تا وبلاگ مطالبی نوشتند که به نوعی حساسیت زا بود. یکی وبلاگ یک جوان روستایی به نام کاووس رکوفیان (احمدینژاد در محاصره) که آنچه در ذهنش میگذشت را در وبلاگش قرار داده بود و دیگری وبلاگ امیرحسین ثابتی که مطلبی با نام او منتشر شد که در صورت درستی اش حاوی اطلاعاتی سرّی و محرمانه بود و بازتاب عجیبی در فضای مجازی و رسانه های معاند داشت.
      نتیجه : نویسنده ی روستایی وبلاگ اول (احمدینژاد در محاصره) ۴۰ روز زندانی شد.
      با سرچ اینترنتی میتوانید هر دو مطلب را پیدا کنید و خودتان به قضاوت بنشینید که اگر جرمی ارتکاب یافته، جرم کدامیک سنگینتر است؟
      ————————————————————-
      این نکته رو هم اضافه کنم هنوز برای من صد در صد مسجل نشده که مطلبی که منسوب به آقای امیرحسین ثابتی است را واقعا ایشان نوشته باشند. (وی مدعی بود وبلاگش هک شده!)

  7. سلام من از کسانی بودم که از دوره تبلیغات انتخابات ۸۸ با وبلاگ شما آشنا شدم البته اکثرا خواننده خاموش بود و به جز مواردی کمتر نظر می داده ام این وبلاگ را زیاد دوست داشتم و احتمالن هم از کسانی نیستم که رمز بگیرم :( و از اینکه برخی مطالب شما را از دست خواهم داد متاسف هستم احتمالن تقصیر خودم است شاید اگر مشارکت بیشتری می داشتم قضیه جور دیگری میشد
    به هر حال ممنون

  8. سلام .بنده زیاد کامنت گذار خوبی نیستم.اما براساس عادت چندتا سایت مثل رجا وتریبون و….و استثنا وبلاگ شما هم جزو ابزارم که هر وقت آنلاین می شم یه سری بهشون می زنم!
    من فکر می کنم حیف عرصه مجازی رو هم مخفی کنیم!
    راه درستش شاید اینه که اونجور حرفاتونو ببرید تو یک شبکه اجتماعی و با حلقه ودوستان مشخصی در میان بگذارید .الحمدالله که الان فضای گوگل + در تسخیر بچه های حزبالله و گفتمان عدالت خواهیه.به هر حال حیفه.درب این پنجره رو روبه آفناب نبند!
    یه پنجره دیگه تو یه فضای دیگه باز کن.اگه برات مهمه آدرس یا اسم مجازیتو به ایمیل کسانی که بران مهمن بفرست.
    موفق باشی. @};-

  9. سلام
    وبلاگ شما جزء چندتا وبلاگیست که همیشه سر میزنم و برام جالبه. اگه میخواید رمزدار کنید مشکلی نیست ولی به نظرم حیفه بین احمدی نژادی هایی که وبلاگ شما جزء معدود وبلاگهاییست که می تونن همدیگه رو پیدا کنند فاصله بندازید. به هر حال هر جور خودتون صلاح میدونید.
    موفق باشید.

  10. سلام

    حالا کلا چه اصراری می باشد که کلا مطالبی بنویسید که رمز لازم دارا باشند :D

    آنوقت برخی ها که رمز بهشان افاضه نفرموده بوده می باشید تفکر افاضه می فرمایند که لابد چه چیز های عجیب و غریبی افاضات فرموده بوده می باشید :(

  11. سلام
    اگه به خاطر داشته باشید من دو روز پیش از شما اجازه پرسیدم برای درج مطلبتون توی وبلاگم
    خیلی ممنونم از شما
    استاد دکتر ابوالقاسم افخمی اردکانی
    یه شعر سرودن و تقدیم بچه های شهدای علمی کردند
    گفتم بدمش به شما تا اگر دوست داشتید توی و بلاگتون بذاریدش
    استاد افخمی از آزاده های سر افراز مملکت هستند که افتخار میدن سری هم به من حقیر میزنند
    متن شهرشون اینه که کامل براتون میذارمش
    ———————————————————————————-

    و به گمانم او می شنود آواز آن گنجشک تاز و زیبا را که پَر می کشد آن بالا و جوابش را می دهد و می گوید:

    بابات پَرش قوی بود
    مثل پَر نبی بود
    پریده تا انتها
    تا سدره المنتها
    پَر زد و در سفر رفت
    از همه بالاتر رفت
    رفته یه خونه ی خوب
    بسازه پیش محبوب
    تا وقتی رفتی پیشش
    تو هم بشی مُقیمش
    بابات زِبر و زرنگه
    با دشمنا می جنگه
    گریه نکن عزیزم
    کودک خُرد و ریزم
    شبها که تو میخوابی
    تو آسمون آبی
    بابات تو رو می بینه
    بالا سرت میشینه
    میگه بچّه ام ملوسه
    پیشونیتو می بوسه
    کاشکی خوبا بمونن
    قدر اونو بدونن
    ………………………….
    وقتی اولین بارت باشه که شعر کودکانه می گی بهتر از این از آب در نمیاد دیگه…
    ناقابله…تقدیمش می کنم به فرزندان اون شهدا

    دکتر ابوالقاسم افخمی اردکانی متخلص به ((واحد))

    http://poesy5.blogfa.com/
    این ادرس وبلاگشونه
    ببخشید که مزاحم شدم
    موفق باشید و سر بلند @};-

    • سلام برادر
      همانطور که به یکی دیگر از خوانندگان وبلاگ هم گفتم ای کاش بنده را درک می کردید و می توانستید خودتان را جای من بگذارید. اصلا نمی خواهم کسی رنجیده بشود. به دلایلی قرار را بر این گذاشتم که یا به کسانی که در عالم واقعی می شناسمشان و یا به آنهایی که وبلاگ دارند، رمز را بدهم. چند نفری هستند که نمی خواهم پستهای رمزدارم را ببینند و از آنجایی که همان افراد ممکن است با اسامی ساختگی و مستعار، از من درخواست رمز کنند، به شدت شرمنده دوستانی مثل شما می شوم. امیدوارم بنده را ببخشید. باور کنید در پست رمزدارم مطلب خاصی نیست، جز اینکه می خواهم چند نفر خاص آنها را نخوانند. همین. کاش به من بگویید که ناراحت شدید یا نه و امیدوارم ناراحت نشده باشید. باز هم معذرت می خوام.

  12. لطفا رمز هم به من بدهید سایتتون خیلی عالیه من همیشه پیگیرم
    حفاظت شده: دوستانی که حضوری می شناسمشان یا دوستان وبلاگنویسی که رمز ندارند اگر رمز می خواهند کامنت بگذارند

    • سلام برادر
      همانطور که به دوستان دیگری همچون شما دوست گرامی هم گفته ام ای کاش بنده را درک می کردید و می توانستید خودتان را جای من بگذارید. اصلا نمی خواهم کسی رنجیده بشود. به دلایلی قرار را بر این گذاشتم که یا به کسانی که در عالم واقعی می شناسمشان و یا به آنهایی که وبلاگ دارند، رمز را بدهم. چند نفری هستند که نمی خواهم پستهای رمزدارم را ببینند و از آنجایی که همان افراد ممکن است با اسامی ساختگی و مستعار، از من درخواست رمز کنند، به شدت شرمنده دوستانی مثل شما می شوم. امیدوارم بنده را ببخشید. باور کنید در پست رمزدارم مطلب خاصی نیست، جز اینکه می خواهم چند نفر خاص آنها را نخوانند. همین. کاش به من بگویید که ناراحت شدید یا نه و امیدوارم ناراحت نشده باشید. باز هم معذرت می خوام.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<