وا اسفا به من! وا اسفا به جمهوری اسلامی!

وا اسفا به جمهوری اسلامی و وا اسفا به امثال من، به خاطر انتشار امثال این مطلب و این مطلب در سایتهایی همچون عماریون.
این مطالب یا تهمت و کذبند که معلوم نیست یک نویسنده و سایت با هویت مشخص، چگونه می توانند چنین اتهامات شنیع و سنگینی را به این راحتی و با خیال راحت منتشر کنند و با حیثیت افراد بازی کنند و حتی با خطر فیلتر شدن هم مواجه نشوند. یا واقعیت دارند که باید تاسف خورد به حال نظامی که یک قاتلِ جانی و سوءاستفاده چی و همکار با تروریستها، با وجود اینکه سوابقش به طور حتم سالهای سال برای دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی آن نظام روشن بوده است، نزدیک به سه دهه نه تنها محاکمه نشده، بلکه در آن نظام، مسئولیت کلان داشته است؛ از مسئولیت اطلاعاتی بگیر تا مدیریتِ کل اجتماعی در وزارتِ کشور دوره رفسنجانی تا مدیریت رادیو پیامِ لاریجانی تا ریاست سازمان فرهنگی – هنری شهرداری تهران و بعد معاونِ رئیس جمهوری (رئیس سازمان میراث فرهنگی) و در نهایت ریاست دفتر احمدی نژاد.
این مطالب اگر واقعیت داشته باشند، یک نفر مرا قانع کند چرا کسی مثل من نباید فکر کند که امثال این قاتلِ جانی (مشایی)، باز هم هستند و در این کشور، مسئولیت دارند و مقدرات مردم دست آنها است، منتها چون هنوز وقتش نرسیده است، کسی پته آنها را روی آب نریخته است. اگر هم دروغند، چگونه وبلاگهای کم بیننده احمدی نژادی، به بهانه های واهی، مکررا فیلتر می شوند و هرکس بگوید بالای چشم برادران لاریجانی ابرو است، راهی دادگاه و بازداشتگاه می شود اما این سایت کذاب (عماریون)، حتی فیلتر هم نشده است؟
از هر طرف که در نظر بگیری، باید به حال امثال خودم و جمهوری اسلامی تاسف خورد. وا اسفا!
پی نوشت: در آستانه تشکیل مجلس نهم و به تبع آن انتخاب رئیس برای مجلس جدید، یک نظرسنجی در موردِ ریاست دو برادر بر دو قوه از قوای سه گانه در ستون سمت چپ وبلاگ گذاشته ام که ممنون می شوم در آن شرکت کنید.

61 دیدگاه در “وا اسفا به من! وا اسفا به جمهوری اسلامی!

    • هیچ فرقی بین تو و گلپور نیست. هر دو شما تنها کاری که بلد هستید اتهام زنی بی پایه و اساس است. اگر کسی حاضر باشد بیش از سی ثانیه فکر کند، هیچ فرقی بین مطلب تو و مطلب گلپور از حیث اتقان منابع نمی بیند.
      فقط کسی مثل با ذهنیت گلپوری حاضر است پای حجاریان را به پشت صحنه عماریون باز کند. شک نکن که اگرگلپور مطلبی درباره “هزار سنگر” بنویسد، می گوید حجاریان اداره این سایت را به عهده دارد!!!

  1. سلام
    این سایت یا نویسنده این مطلب در مورد عقل وشعور مخاطب چه فکر می کنند که ما باید باور کنیم یک پژوهشگر کوچک یا خبرنگار آزاد که به هیچ نهاد و ارگانی هم وصل نیست بتواند به این جور اطلاعات و سوابق دسترسی پیدا کند؟! واقعاً دسترسی به اطلاعات و سوابق افراد امنیتی و اطلاعاتی این قدر کیلویی است یا پای یک جریان مخالفی در کار است؟ واقعاً که وااسفا به نظام از اون بالا تا پایین!که هر وقت عده ای بخواهند دیگران را زمین بزنند این قدر راه برای این کثافت کاری ها باز است.

    • جالب اینجا است که خود طرف با آن شارب بعضا بلندش، به دو نفر ارادت خاص دارد و خود را شاگرد آنها می داند. یکی حاج حسین الله کرم است که پدرش از اقطاب دراویش است و دیگری یوسفعلی میرشکاک که رسما به اینکه «اهل حق» است اعتراف دارد. خدا وکیلی یک نفر به سبک خود این بابا می خواست در مورد زندگی اش مطلب بنویسد، چه داستان سراییها که می توانست در مورد وابستگی اش به صوفیه و دراویش و فرق انحرافی داشته باشد. تقوی را قورت داده اند و یک لیوان آب هم روش!
      آنقدر هم پر رو است که نتیجه مطالعات و بررسی های دیگران را در لابه لای داستانهایش با کلی آب و تاب به عنوان کشفیات خودش جلوه می دهد، مثل این مساله که نام خانوادگی اولیه احمدی نژاد، «صباغیان» بوده است و نه «سبورجیان» که مدتها قبل از گلپور، در سایت «وعده صادق»، اعلام شده بود و یا ان قلتهایی که مرحوم «محمد مکری» در مورد میرحسین موسوی داشته است که خود بنده نخستین بار به صراحت در وبلاگ یهودشناخت مطرحش کردم (و البته از آن هم پشیمانم که بعدا علتش را توضیح خواهم داد) که این دومی را با مشتی مطلبِ مجهول المنبع و احتمالا ساختگی، در سایت عماریون منتشر کرده و منتسب کرده است به مرحوم مکری.

  2. سلام
    اشتباه نکنید. هرگز نباید برای جمهوری اسلامی تاسف خورد. جمهوری اسلامی گرانبهاترین حقیقتی ست که ما داریم. این جمهوری اسلامی میراث جاویدان امام خمینی است. می دونید چه خونهایی پای این نظام ریخته شده. خون بهترین ها. تاسف خوردن برای جمهوری اسلامی به خاطر این تفاله ها مثل تاسف خوردن برای اسلام محمدی به خاطر مسلمانی شمر و یزید و معاویه است!
    مساله اینست که “این انقلاب زنده است و از خود دفاع می کند” تاسف را باید به حال این تفاله ها و پس مانده ها و بی عاقبتان خورد که از فرط نوکری و کاسه لیسی دشمن دارند خودشان را به در و دیوار می زنند. دشمن بدبختِ فرسوده ی ناکام در تمام عرصه ها ( و اخیرا در همین مذاکرات ۱+۵) داره آخرین تیرهایش هم پرتاب می کنه. ما فقط باید صبر داشته باشیم و ایستادگی کنیم. مگر اولین بار است که مزدوران دشمن به این ترفندهای کثیف رو آوردن؟؟
    من مطمئنم این راه که اینان پیش گرفتند جز سقوط ذلیلانه عاقبتی ندارد.

    • سلام علیکم
      من فکر می کنم بین جمهوری اسلامی آرمانی و مثالی و جمهوری اسلامی موجود باید فرق گذاشت. من نوکر جمهوری اسلامی آرمانی هم هستم ولی جمهوری اسلامی فعلی، تاسف دارد.
      ببینید احمدی نژاد یا فاسد و منحرف است که به خاطر «رئیسِ» «جمهوری اسلامی» بودن او باید برای جمهوری اسلامی تاسف خورد. و یا پاک و خدوم است که به خاطر اینهمه نامردی و جفایی که در این نظام به کسی چون او می شود، باز هم باید تاسف خورد. چرا می گویید نباید تاسف خورد؟

      • نمیشود دهان کسی را گرفت تا اتهام زنی نکند و از آنطرف نمیتوان انتساب هر اتهامی را دلیل بر مجرمیت متهم قلمداد کرد!

        الحمدالله بواسطه فراوانی اتهامزنی ها، مردم قضاوت کردن را آموخته اند و هرکس برای خودش یک پا قاضی شده، و میتواند بدون آنکه اتهامات وارده روی ذهنش سوگیری داشته باشد، درستی و نادرستی مطالب مطروحه را تشخیص دهد.

        ———————————————-
        توجه داشته باشید که حجم اتهاماتی که بر علیه مقامات عالیرتبه نظام ساخته شده (و هر روز توسط سایتهای معاند باز تولید و باز نشر میشود) ، قابل قیاس با اتهامات وارده در مطالب مذکور نیست؛ ولی آیا این اتهامات اندک تاثیری روی شما گذاشته؟؟؟

        • نمی شود دهانش را گرفت ولی بعد از اینکه اتهام زد که می شود با او برخورد کرد تا اتهام زنی باب نشود.
          فرق مطالب امثال گلپور با مطالب سایتهای مورد نظر شما در این است که گردانندگان سایتهای مورد نظر شما در خارج از کشور هستند و قانون نمی تواند در مورد آنها اعمال شود. اما در مورد سایتهای داخلی با یک برخورد کاملا دوگانه مواجهیم. یعنی مثلا فیلتر مکرر وبلاگها و سایتهای حامی رئیس جمهور و از آن طرف آزاد بودن سایتها و اشخاصی که از هیچگونه اتهام پراکنی به رئیس جمهوری و اطرافیانش ابایی ندارند.

          • حرف شما درسته!
            ولی من ترجیح میدم به جای اینکه با زور قانون با اتهام زنندگان برخورد بشه، ایشان از طریق بازخوردهای اجتماع متنبه شوند.
            باور بفرمایید اتهام زنی هایی که شما را اینگونه ناراحت نکرده، نه تنها بی تاثیرند، بلکه «تبلیغ» هستند، نه «تخریب».
            به نظر من اگر اتهام زنی باب شود، بهتر از آنست که فیلتر کردن و بازداشت کردن باب شود.

  3. واقعا از خوندن قسمت هایی از این مطالب هولناک سرم درد گرفت. ولی جالبه. بعد از اینکه وکیل مشایی از صدور کیفرخواست و نزدیک بودن محاکمه ی رضا گلپور و مدیر سایت عماریون به اتهام نشر اکاذیب و افترا و توهین به رئیس دفتر رئیس جمهور خبر داد، سایت عماریون که از رضا گلپور خداحافظی کرده بود، اقدام به انتشار دوباره ی یادداشت های رضا گلپور در مورد اطرافیان احمدی نژاد کرد.

  4. سلام برادر!

    دقیقا انتظار این را داشتم، و حتی شدیدتر!
    تکفیری ها و اقتدارگرایان تمام سنگ هایشان را به لطف مطهری ساده لوح خرج کردند!
    گفتم که از الان فقط فحش میدهند یعنی همین!

    چه شود تا چند ماه دیگر! تازه اول عشق است!
    درست می آییم که به این کار ها رسیده اند!

  5. سلام

    در کذاب بودن سایت وهابیون که شکی نیست .
    صد در صد این سایت وابسته به مثلث شیطانی (ه – ق – برادران ل) هست اما

    اما در مورد رضا گلپور رو باد هوا حرف نمی زنه ، حرف دروغ و الکی و بی مدرک نمی زنه و … اما بیچاره بی رسانس و مجبوره مطالبش رو بده این سایت وابسته به مثلث انتشار بدن و ازش سو استفاده کنند .

    این جور مواقع من یه نفس عمیق می کشم و چشام رو می بندم و به خدا توکل می کنم و برای ظهور آقا دعا می کنم و مطمئن هستم عدل الهی اینا رو به سزای عملشون می رسونه .

  6. به نظر من وارد مرحله نبرد عدالت طلبان با منافقین ظاهر الصلاح مدعی ارزشمداری شدیم البته از ابتدا هم این نبرد بود اما الان تقریبا فقط اینها هستند که در صحنه نبرد ماندند . بنابراین در این نبرد نباید توقع داشت مثلا شاخه ای از عناصر این جبهه که در قوه قضاییه لانه کردند بیایند از عدالت طلبان دفاع کنند هرگز!

  7. فردی را میشناسم که به خاطر همین اتهاماتی که گلپور به مشایی وارد کرد، به مشایی و احمدی نژاد بدبین شده و مشایی را با نام شیطان خطاب می کند! و استدلال می کند که مشایی از همه شکایت کرده به جز گلپور چون جراتش را نداشته و حرفهای گلپور راست بوده است!
    یک بنده خدایی هم از رفقای همین رستمی و گلپور می گفت فیلم مصاحبه ی گلپور با مشایی که مشایی همه ی این چیزها را در آن گفته منتشر می کنیم و منتظریم تا آن تیر آخرمان باشد! الان هم حدود یک سال و اندی است که رفته است تا فیلمش را پخش کند!!
    روزی که حقایق روشن شود نزدیک است…

  8. سلام
    این به اصطلاح افشاگری ها!!! هم به مطالب تازه منتشره گلپور اضافه کنید:
    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=127584
    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=127567
    بنده هم به تئوری توطئه اعتقاد دارم،چرا به یکدفعه باز هم مشایی سیبل شد در پس این نمایش های خیمه شب بازی چه دست هایی است و چه برنامه ای برای آینده تدارک دیدند؟
    دوستان باید منتظر خبرهای جدید باشید

  9. اینجور مطالب رو باید با در نظر گرفتن این قاعده مطالعه کنید:
    «اقرار العقلا علی انفسهم جائز» (اقرار آدم عاقل بر علیه خودش پذیرفته می شود!)
    یعنی اقرار بر علیه دیگری پذیرفته نیست؛ ولی آن قسمتهایی را که در متن مذکور به نفع دیگری است (چون به ضرر نویسنده است) میتوان پذیرفت.

  10. به نظر من نه تنها ریاست دو برادر بر دو قوه، بلکه حتی ریاست سه برادر بر سه قوه هم، فی نفسه هیچ اشکالی ندارد.

    کاش در سوال نظرسنجی بجای «دو برادر» می نوشتید «برادران لاریجانی»!

    برادران خاتمی هم مدتی در راس دو قوه بودند! (محمدرضا خاتمی نفر اول تهران و نایب رییس مجلس بود)

  11. از این مطالب میشه بعنوان یک سناریو برای ساختن یک فیلم سینمایی استفاده کرد!

    تصاویر دریا و خیابانها و ویلاها و جنگلهای رامسر رو تو ذهنتون مجسّم کنید!

    واقعا سوژه جالبی است! عملیات سرّی یک گروه اطلاعاتی در بهشت ایران!!!

    واقعا این فیلم واقعیه!؟

    • سلام علیکم
      متاسفانه جز اینکه در بالای کامنتتان عبارت «خصوصی» را درج کنید،‌ فعلا راه دیگری نیست.

  12. سلام. صحنه سیاست گاهی خیلی پیچیده می شود. چه شده است که زاکانی به مخالفت با لاریجانی برخاسته و حامی آتشین حداد شده است؟

  13. باز هم لاریجانی.
    رقابت طیف قالیباف و لاریجانی تو این یه سال باقی مونده تا انتخابات ریاست جمهوری واقعاً دیدنی خواهد بود.
    بنظر من اینکه لاریجانی شد زیادم بد نیست. چونکه اینقدر سوتی میدن که ملت واقعا این مجلسی هارو بشناسن.

  14. راست میگفتی لاریجانی ریسک نمیکنه
    خدا به داد ریس حمهور بعدی باشه :?
    فقط احمدی نژاد از پس اینا بر میومد :-x

  15. گویا حداد عادل برای انتخاب ریاست دائم مجلس قصد کاندیداتوری نداره!
    نمیشه یه نفر دیگه کاندیدا بشه؟ آقا تهرانی، کوچکزاده، میرکاظمی، مرندی …

  16. در قسمت ستون پیوندهای روزانه مطلبی درباره قطع ارتباط هفت ساله خواهرزاده آقای مشایی درج کرده اید که گویا در سایت مذکور اشتباه تایپی دارد چون در تمام خبرگزاریها که بنده دیروز مطالعه می کردم مدت قطع ارتباط ۳ سال درج شده بود. لطفاً تامل بیشتی بفرمایید.

    • فرقی نمی کنه. شروع اختلاس، یک سال و نیم پیش بوده و در این صورت چه تاریخ قطع ارتباط، سه سال پیش بوده باشد چه هفت سال پیش، اظهارت جناب خواهرزاده، صورت مسخره ای پیدا می کند.

      • یعنی اگه اختلاس از یک سال پیش شروع شده، همه برنامه ریزی ها ، آدم های دخیل در پرونده، ارتباطاتی که به وجود اومده،افرادی که سفارش شدن و… همون شب قبل از شروع اختلاس به دنیا اومدن؟ دوست عزیز فکر کنم بیش از حد سرتون رو کردین زیر برف. مگه کل کل بازیه که هرکی هرچی خلاف میل شما می گه می خواین موضع گیری کنین. این حرفتون یعنی این که جسارتاً قدرت تجزیه و تحلیل خوبی ندارید و برای مطلب سیاسی نوشتن و وارد این وادی شدن فرد مناسبی نیستید.

        • شما که قدرت تجزیه و تحلیل مسائل را دارید به این سئوالها جواب بدهید تا من قانع شوم که این پرونده از اساس، سیاسی نیست و برای لجن مال کردن احمدی نژاد ساخته نشده:
          ۱- جناب جهرمی رئیس بانک صادرات در کجای این پرونده قرار داشتند؟ (با توجه به این که ال سی های صادر شده، رقمی دارند که فقط با مجوز رئیس بانک می توانند صادر شده باشند)
          ۲- نقش امثال آقای علاءالدین بروجردی که اوایل مطرح شده بود، چرا دیگر در این پرونده مورد بررسی قرار نگرفت و مسکوت ماند؟
          ۳- با توجه به اینکه نام مشایی و رئیس جمهور در اعترافات متهمین چند بار آمد و از این لحاظ، گویا مخالفتی با بیان شدن نام این دو در دادگاه وجود نداشته، فراری دهندگان خاوری چه کسانی بودند که قاضی، به مه آفرید خسروی اجازه نداد نام فراری دهندگان را مطرح کند؟
          ۴- در اوایل دهه ۱۳۷۰،‌ اختلاسی در بانک صادرات رخ داد که از نظر ارزش پولِ آن زمان، تقریبا معادل همین اختلاس فعلی است. متهم ردیف ۲ آن اختلاس (و نه متهمی دسته چندم)، مرتضی رفیق دوست، برادر محسن رفیق دوست بود. محسن رفیق دوست، رئیس وقت بنیاد مستضعفان و جانبازان (منسوب رهبری) و وزیر سابق سپاه پاسداران بود. (در دهه ۱۳۶۰، وزارت سپاه داشتیم). اصلا یادم نمی آید روزنامه ها و تلویزیون وقتی می خواستند از او یاد کنند، بگویند «م.م»، برادر فلانی. روی نسبت برادری او هیچ تاکیدی نمی شد. چرا در این پرونده، با وجود اینکه نسبت «ع.ر»،‌خواهرزادگی است که از برادری نسبتی دورتر است و خود طرف هم دارد می گوید سه سال است با دایی ام به هم زده ام، مدام از او نه به اسم خودش که با عنوان «خواهرزاده آقای خاص» یاد می شود؟ این رفتارهای دوگانه، چه معنی می دهد؟
          ۵- و یک سئوال کلی: یک فعال اقتصادی که دارد در این کشور فعالیت کلان اقتصادی می کند و طبیعتا با مقامات کشور به اقتضای کارش ملاقات می کند، اگر بعدها روشن شود که جرم اقتصادی دارد، تمام مسئولانی که با او دیدار کرده اند، متخلفند؟ راستش را بخواهید در این اعترافاتی که منتشر می شد من نمی فهمیدم وجه مطرح شدن برخی ملاقاتها چیست؟ خوب نباید ملاقات می کردند؟ که چی؟ کاش یکی پیدا می شد و برایم توضیح می داد که بیان شدن این ملاقاتها فی نفسه چه چیزی را ثابت می کند.

          • چون سوال شماره ۵ برایتان اهمیت بیشتری دارد از این سوال شروع می کنیم:
            احتمالاً شما در این مملکت زندگی می کنید و کار اداری هم انجام داده اید. شما اگر در اداره ای یا وزارت خانه ای با یکی از مسئولان کاری داشته باشی حتماً به دفتر ایشان مراجعه می کنید و مسائلتان را رفع و رجوع می کنید و نیاز باشد در همان جا جلسه تشکیل می دهید، نه این که آن مسئول را به استخر و هتل و پارک دعوت کنید و مسئول ذی ربط هم سمعاً و طاعتا دعوت را استاجابت کند. اگر بدون تعصب به ماجرا نگاه کنید تنها دلیل این کار مخفی نگه داشتن این جلسات بوده است.
            پلسخ سئوال ۴:
            در زمانه مورد اشاره شما اگر به یاد داشته باشید رسانه و نفوذ آن قطعاً‌ به اندازه امروز نبود کدام یک از این سایتهای خبری و خبرگزاریهای منعکس کننده اخبار در آن روزگار وجود داشتند. در ثانی در عصر اطلاعات چیزی به عنوان ارزش خبری وجود دارد که رسانه ها اخبارشان را بر مبنای آن طبقه بندی می کنند آیا انفجار بمب در نیویورک با انفجار بمب در بغداد از یک ارزش خبری برخوردار است حتماً‌ تصدیق می فرمایید که ارزش خبری آقای مشایی بسیار فراتر از خواهر زاده اش می باشد و خواهرزاده در سایه دایی قرار می گیرد.
            پاسخ سوال ۲و۳
            مگر در این دادگاه به نقش آقای مشایی پرداخته شده؟ صرف اسم بردن یعنی پرداختن به نقش؟ اگر منظورتان از پرداختن به نقش، نام بردن از فرد است در همین جلسه امیرخسروی از (ع ب) یا همان علاالدین بروجردی نام برده است و به نقل از خبرگزاریها گفته است:( چرا آقای ع ب نماینده مجلس در جلسه حضورندارد). در رابطه با اجازه دادن قاضی در رابطه با افشای اسامی افرادی که خاوری را فراری داده اند قاضی ممانعتی نداشته بلکه امیر خسروی تهدید به افشای نام افراد در جلسه آتی دادگاه کرده است. اگر هم قاضی ممانعتی کرده ،چرا اینجای ماجرا را نمی بینید که خواهرزاده مشایی وقتی که درباره دایی اش صحبت می کند قاضی می گوید:(اینها که حاشیه است برو سر اصل مطلب)
            پاسخ سئوال ۱:
            اگر صحبت های دادستان کل کشور را ملاک قرار دهیم طبق گفته ایشون جهرمی در حال بازجویی است و چند بار هم احضار شده و پروندش در حال بررسی است . اگر هم توقع دارین بازداشت بشه و بعد به پروندش رسیدگی بشه در این زمینه با شما موافقم چون با متهم های دیگر این برخورد انجام شد البته تنها ایشان در این مورد استثنا نیستند مثلاً‌مدیر عامل قبلی بانک مسکن که نقشش در پرونده تقریباً محرز است هم همین وضعیت را دارد.

  17. من اصلاً نمی خوام بگم این حرفا درسته یا غلط برای همین اگه خواستی چاپ نکن ولی الان که این مطلبها رو خوندم یاد این مساله افتادم.من دوره آموزشی پادگان شهید ادیبی چالوس بودم اعزام ۲/۸/۱۳۸۵ تو گروهان ما چند تا از بچه های رامسر هم بودن که ما باهاشون تقریباً دوست بودیم و مرخصی آخر هفته یه بار با هاشون رفتیم رامسر. اون موقع یادم نیست مشایی دقیقا چه کاره بود. یه بار یکی از همین بچه ها که احمدی نژادی بود سریه مساله ای داشت از احمدی نژاد دفاع می کرد و یکی دیگشون خیلی داغ کرده بود و جر وبحث بالا گرفت بعد شروع کرد به مشایی فحشهای رکیک دادن که این یارو یهودیه منافقه و از این حرفا و چرا احمدی نزاد بهش پست داده. دقیقا یادم نیست چیا می گفت ولی مضمون حرفاش یه چیزی تو این مایه ها بود. خلاصه به نظرم یه جای داستان می لنگه و به قول قدیمی ها تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.
    البته اگه مطلب صحت داشته باشه با یه مقدار پرس و جو از قدیمی های رامسر می شه مساله رو روشن کرد البته فکر کنم با این وضع خیلی خطرناک باشه.

  18. با سلام- بنده به مقتضای سنم درباره مطلبی که نوشتید یه نکته ای رو می خوام عرض کنم و اون هم اوضاع نابسامان و ناهنجار اجتماعی بعد از هر انقلابی است که معمولاً به دلیل جا به جایی قدرت اتفافات هولناک، ناخوشایند و عجیب و غریب زیاد میوفته و تقریباً اجتناب نا پذیره. منتها نکته ای که بعد از انقلاب سال ۵۷ در ایران اتفاق افتاد، جنگ تحمیلی هشت ساله ای است که عملاً باعث اتحاد جامعه جهت نیل به یک هدف واحد شد و اذهان مردم رو از خیلی از مسائل دور کرد و به سمت هدفی واحد بسیج کرد. خدا رحمت کنه امام خمینی رو که گفت( جنگ برای ما نعمت است) و واقعاً هم نعمت بود که اگر حادث نمی شد در کشاکش اختلافات و مسائل بعد از انقلاب و ایدئولوؤیها و گروهکهای رنگارنگ ، مردم انقلاب کرده خودشان به دست خودشان همدیگر رو نابود می کردند. بعد از جنگ هم یک فاصله طولانی هشت ساله خلائی را ایجاد کرد که به طبع آن گروهی که در ابتدای انقلاب بعضاً کارهای غیر قانونی انجام دادند یا مخفی شدند یا فرار کردند و عده سومی که باقی ماندند با توجه به این که معمولاً سابقه جبهه و جنگ داشتند دیگر مورد سوال جدی قرار نگرفتند و اگر هم مورد سوال قرار می گرفتند شرایط خاص دوران ابتدای انقلاب را بهانه می کردند.(البته اساساً جنگ و بعد از آن رحلت امام خمینی باعث شد تا فواصل سالهای ۵۷ تا ۶۰ به سرعت در حافظه تاریخی ملت مغفول بماند). بنده خودم دو سه نفر را سراغ دارم که بعضاً از شرایط سالهای ابتدایی انقلاب سوء استفاده نمودند و بعد از پایان جنگ به اعتبار سوابق جبهه و جنگ در استانداری و صنایع شهرشان پست مدیریتی گرفتند. اصولاً در شهرستانها و در پستهای مدیریتی که در حد شهر و یا استان می بود سابقه جنگ ویکی دو نفر معرف بسیار راهگشا بود چون بچه های گزینش و اطلاعات و تامین استان اساساً بچه های جنگ بودن و به صرف این که این بچه ها همدیگر رو در جنگ می شناختند برای هم موجه و قابل اعتماد بودند. همین افراد که احتمالاً تعدادشان کم هم نیست چند سالی را در ادارات دولتی شهر های کوچک و استانها مشغول شدند و در اوایل دهه ۷۰ رزومه ای داشتند با سابقه کار اجرایی و سابقه جبهه و اونایی هم که زرنگ تر بودن یه مدرک تحصیلی هم گرفتن و دیگه به کل شخصیتهای دیگه ای شدن. البته این تیپ افراد معمولاً از رده پستهای استانی بالاتر نیامده اند شاید اگر بالاتر می آمدند و دارای وجهه ای در خور اهمیت می شدند آن وقت به سوابق آنها هم پرداخته می شد . اصولاً افرادی که در رده های ملی و مملکتی در جمهوری اسلامی در این ۳۰ سال مطرح شده اند عموماً افرادی هستند که شناخته شده هستند. شاید بتوان در صورت صحت محتوای مطلب مندج در سایت عماریون آن را در قالب مسائل اجتماعی سالهای ابتدای انقلاب که بیان شد گنجاند، چون فرد مورد نظر اساساً چهره ملی و دارای منصب حکومتی و مملکتی نبوده است و برای همین مانند بسیاری از افراد دیگر سوابقشان مغفول مانده است. مطالب فوق الذکر را گفتم نه از باب تایید گفتار سایت عماریون بلکه از جهت این که شما در دیدگاهتان نسبت به وقایع انقلاب دچار بدبینی و تحیر نشوید چون شما احتمالآ جوانید و شرایط بسیار خاص آن دوران برای شما مبهم و ناشناخته است. قطعاً افرادی در آن شرایط کارهای ناشایستی انجام داده اند لکن آن را نباید به حساب انقلاب گذاشت بلکه آن وضعیت زاییده شرایط بحرانی آن سالها و دوران گذار بود که قطعاً بسیاری از آنها اجتناب ناپذیر بودند.

    • سلام علیکم
      جناب مشایی اگر اشتباه نکنم از اواخر دهه ۱۳۶۰، تا اوایل دهه ۱۳۷۰،‌در وزارت کشور مدیرکل بوده است و بعدش هم مدیر رادیو پیام بوده است. مشایی آدمی نیست که با آمدن احمدی نژاد رو آمده باشد و لازم باشد، سوابق مغفول مانده اش تازه بررسی و افشا شود.

    • سلام
      مخالف این تقسیم بندی شما هستم همین داستان بل بشو و مسائل خاص انقلاب در تهران و شهرهای بزرگ هم بوده است که البته آن هم از شرایط خاص و عجیب انقلاب دور نبوده است و چه بسا کسانی که در شهرهای بزرگ بوده اند گند های بزرگتر و وسیع تری زدند که در پوشش بعضی سوابق و کارها و نام ها و ارتباط ها پوشیده ماند مانند طیفی که از آنها به نام طیف مهدی هاشمی نام برده می شود که در وزارت هم نفوذ داشتند.

      • ولی من فکر می کنم صحبت های جناب دهه شصتی یه مقدار جای تامل داره. شما می گویید مشایی آدمی نبوده که با آمدن احمدی نژاد رو اومده باشه. به نظر من این حرف غلطه خود شما الان می دونید مدیر شبکه پیام رادیو کیه؟ به نظر شما مدیر شبکه پیام و شخصیتش برای مردم اهمیتی داره؟. اصلاً خود ضرغامی هم شاید به چهره ایشان را نشناسد و شناخت کاملی نداشته باشد چون قطعاً رییس صدا وسیما در رابطه با رادیو، معاون صدای سازمان را می شناسد. اصولاً‌ این مناصب پست های حساس و حکومتی تعریف نمی شوند و معمولاً‌ سفارش شده هستند و حساسیتی که روی مثلاً‌ یک وزیر هست قطعاً‌ روی ایشان نیست چون اصلاً قابل قیاس نیستند. برای همین باید گفت مشایی به معنای واقعی کلمه با آمدن احمدی ن‍ژاد رو آمد و ارزش پرداختن پیدا کرد چون می توان او را به روایاتی شخص اول دولت دانست. برای همین فرضیه دهه شصتی که گفته این افراد در رده های پایین احتمالا وجود دارند و سوابقشان مغفول مانده منطقی هست . دوستی مثال باند مهدی هاشمی رو زده همین اثبات می کنه که وقتی یه چنین فردی به منابع قدرت نزدیک بشه و به اصطلاح رو باشه بهش بیشتر پرداخته میشه.

        • خوشم می آد که یه نفر یک سری تهمت هایی زده که فعلا در هیچ جایی اثبات نشده ولی یه عده راه افتادند میگن بله اینم میشه!!!!! احتمالا در دهه ۶۰ فلان بوده فلان شده پس نتیجه میگیریم که بله مشایی هم بلللللللللللللللله!! شماها دیگه کی هستید؟ دینتون از کی گرفتید؟؟ از گلپور یا عماریون؟؟
          دوستان عزیز اگر بدونید که مشایی بهونه هست و احمدی نژاد هدف اصلی و نیت رسیدن به احمدی نژاد از طریق مشایی، اون وقت خیلی از مسائل براتون ساده میشه،این آقایان پرونده ساز که ما میبینیم حتی اگه یه طفل چند ماهه معصوم هم بهشون بدند یک خروار براش پرونده سنگین حتی از نوع محاربه درست می کنند به مانند بعضی ماشین های ایران خودرو که هنوز تولید نشده اند کلی قبض جریمه واسشون نوشتند و مالک خودرو بعد خرید متوجه میشه که به خیلی از شهرهای ایران سفر کرده و خودش هم خبر نداره!!
          اون کسی که هدفمند این تهمت ها می زنه و اون کسانی که هدفمند منتشر می کنند سود ومنافعی و در کل دنیا دارند حتی اگه آخرت نداشته باشند ولی کسانی که با جهالت تهمت ها را تکرار می کنند چی دارند جز آخرتی ویران

          • سلام
            جناب ناشناس، خیلی خوب اومدی اونجا که گفتی: “این آقایان پرونده ساز که ما میبینیم حتی اگه یه طفل چند ماهه معصوم هم بهشون بدند یک خروار براش پرونده سنگین حتی از نوع محاربه درست می کنند؟”

            نمونه هاش زیاده. من نمی دونم چرا یک دفعه یاد اون کشیشی اوفتادم که چندتا دختر بدبخت وابسته به سازمان تروریستی مجاهدین خلق رو مجبور کرده بودند اعتراف کنند که مسئول قتل کشیش ها هستند.

          • سلام
            نمی خواهم بگم که آنها حتما مسئول قتل کشیش ها بوده اند، ولی شما از کجا می دانید وقت اعتراف آن دخترها در مورد خودشان بوده، خودشان قاتل نبوده اند؟ می دانید که ارزش حقوقی اعتراف یک متهم در مورد جرایم خودش با ارزش اعتراف او در مورد دیگران خیلی متفاوت است.

          • سلام. در یک جامعه نرمال و در یک شرایط طبیعی حرف شما درست است. ولی وقتی تمام اعترافات تلوزیونی از سال ۶۰ تا سال ۹۰ را در ذهنم مرور می کنم می بینم که حتی اگر در آن سناریوها آن دختران واقعا به قتل اعتراف کرده اند، صدها سناریوی دیگر وجود دارد که افراد بر خلاف واقع علیه خودشان اعتراف کرده اند. ببین دوست عزیز وقتی اعترافات تلوزیونی در سالهای ۶۰-۶۱ شروع شد من هنوز دبیرستانی بودم. تازه من فکر می کنم ما درصد کمی از اعترافات را در تلویزیون دیده ایم، عمده آنها در بازجویی ها و “دادگاه ها” بوده است. نمی دانم شما خاطرات کسانی مثل کیانوری و به آذین و ….. را خوانده اید یا نه؟ اگر افرادی مثل حجاریان و اکبر گنجی و محتشمی پور (که خود از شکنجه گران دهه ۶۰ بوده اند) برای خراب کردن افرادی مثل هاشمی به قضایایی مثل قتل کشیش ها پرداختند، ولی شما می توانید حداقل به نمونه های اخیر توجه کنید. بازجویی از همسر سعید امامی را که دیده اید؟ اعترافات ابطحی و عطریان فر را که دیده اید و اینکه روزهای قبل در دادگاه تمرین می کرده اند؟ شماها تازه دارید مفهوم پرونده سازی را می فهمید؟ افرادی مثل من از همان موقع که مرجع تقلیدی مثل آقای شریعتمداری را به تلویزیون آوردند تا علیه خود اعتراف کند با این مفاهیم آشنا هستم. در ضمن اینکه در وقایع دو سال اخیر، من از نزدیک با دانشجویانی صحبت کرده ام که صحبت از هفته ها و ماه ها انفرادی، بازجویی های طولانی بعد از بی خوابی های فراوان با چشم بسته و رو به دیوار می کنند. برادر من، تاسفی را که شما الان دارید برای جمهوری اسلامی می خورید، افرادی مثل من ۳۰ سال است دارند می خورند ولی بدلیل علاقه به نظام و انقلابی که آن همه خون به پای آن ریخته شده، ما را هنوزامیدوار به بهبود شرایط می کند.
            پی نوشت: من الان تصادفا پاسخ شما را به کامنت من در پست قبلی دیدم. اگر کامنت ها پشت سر هم چاپ می شندند، امکان تعقیب زمانی مطالب نوشته شده وجود داشت ولی الان واقعا سخت است.

  19. سلام سایت عماریون برای نخواندن است به دلیل اینکه خواندن این سایت انسان را دچار عوارض روحی و بی اخلاقی مفرط می کند .بر آیند خواندن این سایت چیزی جز دروغ، تهمت و استهزاء نیست.نخوانید اعصابتان راحت تر است ضمنا وقت شریف هم هدر نمی رود.

  20. یکی جواب بده.
    جلسه توی هتل لاله بوده
    مشایی خواب بوده
    یکی دیگه جلسه رو اداره می کرده
    یه شرکت دیگه پرزنت می کرده
    این آقایی که افشاگری می کرده نماینده یه شرکت دیگه بود
    دفتر مشایی خیابون پاستوره
    از کجا معلوم اون شرکتی که پرزنت میکرده اینارو دعوت نکرده باشه؟؟

    • هر دونفری که در اعترافاتشون به جلسه هتل لاله اشاره کرده اند به خواب بودن یا چرت زدن او در حین جلسه اشاره کرده اند. من نمی دانم چگونه کسی می تواند برای خودش کیسه ای بزرگ دوخته باشد، اما در جلسه مربوط به آن اینقدر بی انگیزه باشد که خواب یا در حال چرت زدن باشد!! جل الخالق!!!

  21. سلام
    اگر کتاب شنود اشباح جناب گلپور را ملاحظه نموده باشید کتاب به این صورت بود که اکثر بخش های آن مثل “هاشمی هشتم “کاملا بر گرفته از یک سری کتاب های در دسترس و مجلات و روزنامه ها بود و تمامی این منابع و رفرنس ها به صورت کامل در کتاب ذکر شده بودند. سایر بخش های کتاب هم مصاحبه با افرادی نظیر علم الهدی و فلاحیان و غیره بود که همگی حاضر بودند در صورت لزوم در دادگاه شهادت دهند. جدا از درست یا غلط بودن مطالب ایشان همان مطالب چند سال بعد توسط سردار مشفق بیان شدند و جالب اینکه دبیر سیاسی روزنامه کیهان مقاله ای مطول در تایید سخنان آن روز مشفق ( دیروز گلپور ) نوشتند. و جالب تر اینکه جناب شریعتمداری در زمان انتشار این کتاب با حمله شدید به گلپور به دفاع تمام قامت از بهزاد نبوی و موسوی خوینی ها پرداختند. چیزی که در این میان برای من مهم است این است که با وجود این که در مطالب جدید آقای گلپور بی سندی ارائه مطالب بی ربط مغلطه و تهمت موج می زند اما حتی جیک این مدعیان اخلاق هم به گوش نمی رسد!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<