به خدا ارتباط هم چیز خوبی است!

خیلی دوست داشتم آنقدر به زبان انگلیسی مسلط بودم که بتوانم به دو نفر نامه بنویسم. یکی «اسلاوُی ژیژِک» (فیلسوف، نظریه پرداز و جامعه شناس اسلوونیایی) و دیگری «راجر واترز» (خواننده، ترانه سرا و آهنگساز عضو گروه پینک فلوید). این هر دو، در مورد انتخابات سال گذشته ایران و حوادث بعد از آن قضاوتهایی داشته اند که به نظرم اصلا در شان آنها نبوده و از آنها انتظار نمی رفته است. اطمینان دارم این قضاوتها تا حد زیادی از ناآگاهی و توجیه نبودن این افراد در مورد وقایع سال گذشته ایران برمی خیزد و اگر ارتباط خوبی بین علاقه مندان به انقلاب اسلامی و امثال این دو نفر وجود داشت، این اشخاص هرگز چنین موضعی در مورد حوادث سال گذشته ایران نداشتند.
متاسفانه حال و حوصله ندارم در مورد سوابق این دو نفر توضیح مبسوطی بدهم، ولی اجمالا اشاره می کنم که اسلاوی ژیژک، نظریه پردازی در حوزه «پست کلنیالیسم» است و به این جهت دارای گرایشهای ضداستعماری، ضد آمریکایی و ضد سرمایه داری است. راجر واترز هم جزو امضا کنندگان بیانیه ای است که دو سه سال پیش، جمعی از هنرمندان و اندیشمندان مشهور غربی در سالروز تاسیس رژیم صهیونیستی نوشتند و در آن، این روز را، روزی سیاه اعلام کردند. گروه «پینک فلوید» که بیشتر ترانه های آن را راجر واترز سروده است، ترانه هایی بر ضد اسرائیل، انگلیس و آمریکا دارند که اگر فرصت و حوصله ای بود، زمانی به آنها خواهم پرداخت.
ای کاش دوستی که به انگلیسی مسلط است و این دو را هم خوب می شناسد پیدا می شد و نامه ای برای آنها ارسال می کرد! به خدا ارتباط و گفتگو هم چیز خوبی است. اگر اهل ارتباط بودیم، سال گذشته از بین چند نفر جامعه شناس و فلسفه دان حزب اللهی که داریم، یک نفر پیدا می شد و نامه ای به ژیژک می نوشت و به او می فهماند که با حمایتش از سبزها دارد خودش را مسخره می کند. خودمانیم من هم عجب توقع هایی دارم!
—–
پی نوشت۱: بیانیه ۵۴ شخصیت جهانی درباره ۶۰ سالگی اسرائیل
پی نوشت۲: برای صدا و سیمایمان متاسفم که بعد از صدور بیانیه بالا، نرفت امثال «کن لوچ» و راجر وارتز و «دمیس روسس» و… را گیر بیاورد و از آنها مصاحبه بگیرد.

25 دیدگاه در “به خدا ارتباط هم چیز خوبی است!

  1. سلام
    حق گفتی.
    البته شیرمردی این چنین اگه پیدا بشه و همچین ارتباطی برقرار کنه باید منتظر برچسب غربزدگی و ارتباط با عناصر منعلوم الحال و … هم باشه. یاد سالهای آخر حیات ظاهری سید مرتضی آوینی می افتم.

  2. جباری یه مطلب نوشت همون موقع، و اگه اشتباه نکنم و درست به خاطرم مونده باشه ایران دیلی ترجمه و چاپش کرد ولی فکر نمیکنم به گوشش رسیده باشه.

    مصاحبه ۲۴ رو با ژان پیر ژونه بخون، معززی نیا از ژونه درباره ی دنبال کردن سینمای ایران میپرسه: میگه:نه واقعا. من مشهورترین کارگردانتان را … اسمش چی بود؟ [!]
    معززمیگه: کیارستمی.

    ژونه: بله کیارستمی را ملاقات کرده ام، چون در اواسط دهه ی ۹۰ همراه با هم جزو هیئت داوران جشنواره ی ونیز بودیم.

    معززی نیا: فیلمی از او ندیده اید؟

    ژونه: نه، فیلم هایش را خوب نمیشناسم[!]. اما برای ما پرسپولیس فیلم جذابی بود، چون ناگهان تصویر جدیدی از کشور شما به ما داد. اخبار رسانه ها درباره ی تهران همیشه یک طرفه و سیاه بود [اشتباه نکن، اصلاً منظورش اونی که فکر می کنی نیست!] اما قطعاً وقتی فیلمی می بینید مثل پرسپولیس فکر می کنید که خب، آنها هم مثل همه جای جهان آدم های جذابی دارند، زندگی واقعی [!] و …

    معززی نیا: اما برای ما پرسپولیس تجربه ی خوبی نبود…

    ژونه: واقعاً؟

    معززی نیا: تصویر واقعی تهران را نمایش نمی داد. کشور ما این طوری نیست. هیچ وقت این طور نبوده. ما در مقاطعی نابسامانی هایی داشتیم، اما نه به این شکل. پرسپولیس بیش از حد سیاه بود. برای ما نا امید کننده بود.

    ژونه: اوه، متأسفم.[!]

  3. http://bazrafkan.blogfa.com/post-242.aspx

    من که هیچ اعتقادی به حریت و ضد استعماری بودن این ژیژک و غیرهم ندارم

    چوپانهای نیجریه هم فهمیدن وقتی یک رسانه صهیونیستی آمریکایی داره علیه ایران خبر می ره داره دروغ می گه عین سگ و دقیقا برعکسه

    حالا جناب فیسلوف جامعه شناس هر کی هست بره شعر بگه برای پست کلنیالیسم

    البته این حرف به جای خودش، ارتباط هم چیز خوبی است حتی با ژیژک


    سلام
    البته برای کسی مثل ژیژک خوب نیست که اینقدر بی خبر باشد، اما یکی از دوستان مطلع بنده که مقیم اروپا است و حرفش برای من سندیت دارد تعریف می کرد که ژیژک فکر می کند سبزها در ایران در برابر باند رفسنجانی قد علم کرده اند! به نظرت لازم نیست این تصور کاملا وارونه که در ذهن ژیژک وجود دارد اصلاح شود؟
    حتی اگر حرف شما درست باشه، این نامه نگاری ها می تواند نشان بدهد که حضرات دچار تناقض اند، حرف و عمل شان یکی نیست و …

  4. من کاملا به انگلیسی تسلط دارم ولی هرگز چنین نامه ای نخواهم نوشت. چون حمایت این دو نفر به نظر من کاملا از سر انسان دوستی بوده .راجر واترز رو که به خوبی می شناسم و مطمئنم به همون دلیلی که اون بیانیه رو امضا کرده از جنبش سبز اکثریت ملت ایران هم حمایت کرده
    راجر واترز حامی صلح و انسانیته


    جنبش سبز «اکثریت» مردم ایران؟ مثل اینکه باورت شده همه ایران در تهران، و تهران هم در محله های بالاتر از خیابان انقلاب خلاصه شده است؟ جنبش سبز، یک جنبش دیکتاتوری است که خواهان وتوی رای مردم ایران به نفع رای مردم نیمه شمالی تهران و برخی مناطق مرفه نشین شهرهای بزرگ بود. جنبش سبز برابر با دیکتاتوری اقلیت است، اقلیتی که حامیش دولتهای آمریکا و انگلیس و اسرائیلند، همان دولتهایی که راجر واترز از آنها متنفر است. زنده باد جمهوریت! مرگ بر دیکتاتوری اقلیت!

  5. زنده باد جمهوریت! مرگ بر دیکتاتوری اقلیت! فقط با این بخش گفتت کاملا موافقم.
    و حالا باید دید که جمهوریت یعنی چی؟
    آیا یعنی اینکه در یک کشور عملا همه قدرت دست یک نفر باشه و همه عزل و نصب ها و … و یک تفکیک ظاهری هم در قوا انجام شده باشه؟؟؟؟!!!! این میشه جمهوریت؟؟؟
    می تونه تعریف تو از جمهوریت این باشه ! ولی دیگه در این صورت حق نداری برای صدا و سیما ابراز تاسف کنی
    چون رئیسش مستقیما توسط رهبر تعیین می شه و نظر رهبر باید از دید تو صد در صد درست باشه. نایب امام زمان بهتر می دونه یا تو؟؟؟؟ مگه میشه رهبری رو نقد کرد؟


    سلام
    در بیشتر جمهوری های بزرگ دنیا، اختیار قانونی رئیس جمهور، از اختیار ولی فقیه بیشتر است. بسیاری از روسای جمهور، حق انحلال مجلس یا وتوی مستقیم مصوبات مجلس را دارند و… امثال شما، تحت تاثیر اصطلاح «ولایت فقیه» هستید و از این اصطلاح یک غول بی شاخ و دم در ذهنتان شکل گرفته است وگرنه به جرات می گویم که اختیارات رهبری در جمهوری اسلامی، اگر کمتر از اکثر روسای جمهور کشورهای دموکراتیک نباشد، بیشتر نیست.
    ضمنا خود ولی فقیه توصیه کرده است که از دستگاههای تحت نظر ایشان انتقاد صورت بگیرد و ما به توصیه و اجازه خود ایشان به این کار ادامه می دهیم.

  6. سلام
    مسئله ای که هست اینه که هنوز این قضیه انتخابات برای خیلی از نخبگان کشور خودمون حل نشده متاسفانه اون وقت شما میخواید برای کسانی که تحت سیطره دیوهای خبری از خدا بی خبر هستن مسئله حل شده باشه خودمونیم شمام عجب توقعاتی داریدها!!!!
    این افرادی که شما اسم بردیدکه نمیشناسم ولی چرا نظرشون مهمه ؟؟

  7. من به انگلیسی تسلط دارم، ولی نامه‌ای به ژیژک نخواهم نوشت.
    او نه یک متفکر، بلکه متوهمی است که سعی در زنده کردن آرائی دارد که سال‌هاست در گورستان تاریخ دفن شده‌اند. مارکسیسم نوین و غیرنوین ندارد.
    شاید اگر فرصتی بود، به دلسوزانی چون «چامسکی» نامه‌ای بنویسم. کسانی که منبع اخبارشان متوهمین سبز خارج‌نشین بوده، ولی هنوز آن قدر انصاف دارند که حرف دیگران را هم بشنوند.


    سلام
    از نظر من هم نوشتن نامه به چامسکی کار لازم و به جایی است. حتما این کار را بکنید. در مورد کامنت خصوصی تان هم باید بگویم متاسفانه وبلاگ مورد نظر شما مدتی است “به دستور کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه مسدود شده است”. البته اگر حضرات مدیران سایت میزبان وبلاگ از خودشان این پیام را در نیاورده باشند.

  8. حالا که این طور شد باید اعلام کنم منم به زبان انگلیسی مسلطم و نامه حجاقا حامد را ترجمه می کنم! نیازی به ایادی سبز خال خال پشمی هم نیست!!!!
    شما بروید به تئوریزه کردن نظریه “داماد لرستان، فرزند آذربایجان” مشغول باشید که دنیا منتظر شنیدن این نظریات رو به جلو و این منطق مترقی شماست!!!!

  9. راجر واترز:
    از دید من، دین بین ما و واقعیت زندگی ما، یک دیوار می کشد.

    چند جمله بعد میگه:
    دیوار دیگری هم بین ما و واقعیت زندگی ما وجود دارد و آن رسانه است. کارکرد این دیوار دور کردن ما از حقایق ناخوشایند است.

    نظرت چیه؟

    اینم منبعش:
    http://www.rogerwaters.com/fallen-loved-ones


    آن دینی که این حضرات دیده اند، همین حرف را هم باید در موردش بگویند. مرحوم فردید جمله ای در این مایه ها دارند: «آن چیزی که مارکس در برابر آن ایستاد مسیحیت نبود، شیطان بود.»

  10. سلام
    حامد من خیلی دوست ندارم سر این مسائل باهات بحث کنم. ولی واقعا ایده اینکه فکر می‌کنی چنین متفکرائی از اونجایی که مدافع مبارزات جهان سوم و آزادی فلسطینن، باید باجمهوری اسلامی هم همسخن باشن یکسره خنده داره.
    درسته که متفکرایی مثل ژیژک و بدیو و چامسکی و خیلی‌های دیگه سر مسئله فلسطین موضع شدیدا رادیکالی دارن(و برعکس عمده کارگزارای مملکت ما منفعتی براشون نداره) ولی در عین حال اونا یک سری مبانی و حقوق کاملا لیبرال ملکه ذهنشونه و نمی‌ذاره از نظامی مثل جمهوری اسلامی دفاع کنن.

    نمونه متقدم‌تر که به زودی به اشتباه خودش پی برد: میشل فوکو
    نمونه جدیدتر که از شخصیت محبوب کیهان به نقطه کانونی فحش‌های شریعتمداری تبدیل شد: نوام چومسکی

    حالا که تو از این متفکرا درخواست داری که بیان و مسائل مربوط به ایران رو “صحیح‌تر” و “خارج از کانال رسانه‌های غربی” مشاهده کنن، منم از تو می‌خوام بری و دقیق‌تر با اندیشه‌های این متفکرا آشنا بشی تا بفهمی نگاه اون‌ها رسیدن به یک تعریف رادیکال‌تر از آزادیه، نه رد آزادی‌های سلب شده در مجامع غرب به قیمت تایید نظامی که عمده حقوق و آزادی‌های اساسی مردمش رو سلب کرده.

    موفق باشی

  11. این آخری رو هم یادم رفت بگم که مصاحبه ژیژک با بی بی سی نشون داد که هدفش نظام سرمایه‌داری(تشکیلات سپاه و بازارو…) بود نه مصادیقی مثل هاشمی. آخه ژیژک رو چه کار با هاشمی…!


    سلام
    محمدرضا جان من نمی دونم چه جوری میشه تشکیلات سپاه را به نظام سرمایه داری ربط داد. خیلی بدبینانه هم اگر نگاه بکنیم، دخالت سپاه در اقتصاد را می شود نوعی دخالت حاکمیت در اقتصاد دانست که اتفاقا به مدل سوسیالیستی اقتصاد نزدیک می شود که فکر نمی کنم ژیژک هم با آن خیلی مشکل داشته باشد. دخالت سپاه در اقتصاد یک دخالت حقوقی (در برابر حقیقی) و حاکمیتی است اما فی المثل آنکه می خواست با حربه وقف، دانشگاه آزاد را ارث فرزندانش کند، شخصیت حقیقی هاشمی بود و نه شخصیت حقوقی و حاکمیتی اش. انصافا کدام یک به نظام سرمایه داری نزدیک تر است؟ کمترین فایده ارتباط با امثال ژیژک، برملا کردن همین تناقض هایشان است.
    شما که آمار تفکیکی صندوقها را احتمالا قبول نداری، اما در خرداد و تیرماه سال گذشته، من و خیلی های دیگر، اگر حواسشان جمع بود، واقعیتی را تجربه کرده ایم. طنین «الله اکبرِ» اعتراض به نتایج انتخابات و حمایت از جنبش سبز در ساعت ۲۲ شب، در محله هایی که خودروهای سواری شان بالای ۳۰ میلیون تومان قیمت دارد، محله هایی که خانه های همین بازاریهای مورد اشاره تو در آن است، بسیار قوی تر از محله های مرکزی شهر بود و در محله های پایین شهر هم اصلا طنین الله اکبری وجود نداشت. آیا آقای ژیژک این واقعیتها را می داند؟ می داند که بدنه اصلی جنبش سبز در تهران را بازاریان و مرفهان تهران تشکیل می دادند؟ بعید می دانم که بداند، اگر هم می داند و چنین موضعی دارد باید برای ریاکاری اش متاسف بود.
    ضمنا من دوستت دارم و مثل خودت مایل نیستم چنین بحثهایی با هم داشته باشیم.

  12. مسئله همینه. سرمایه داری یه نظام اتفاقا سر تاپا حقوقیه و به فرد کاری نداره! فرد صرفا جایگاه طبقه سرمایه‌دار رو اشغال می‌کنه. اصلا مهم نیست چه کسی در اون جایگاه قرار داره، مهم نفس وجود چنین طبقه حاکمه‌ایه که در ایران اتفاقا بازار سنتی و طیف نو ظهور سپاه نماینده‌هاشن. وقتی نهادی که هم وظیفه “ایدئولوژیک” و هم “سرکوب‌گری”(این رو به معنای نظامی در نظر بگیر و نه صرفا بار منفی) رو داره وارد حیطه فعالیت اقتصادی و انباشت سرمایه میشه، شما بفرما حالا ساز و کاری که ابزار سرکوب رو داره، قدرت اقتصادی هم در مشتشه( رسما تمام فعالیت‌های عظیم عمرانی مملکت دست قرارگاه خاتمه! نه مناقصه‌ای، نه رقابتی!) حالا بفرما کی‌جلودارشه. از نظر ایدئولوژیک هم که بسیج رو تو تمام دانشگاه‌ها و مدارس و ادارات به صورت فعال داره. جایگاه مهمه حامد، نه مصداق…

  13. در ضمن اینکه جنبش سبز یک جنبش تا مغز استخوان بورژوا منش بوده و هست رو کاملا قبول دارم، ولی این رو مایه تخطئه اش نمی‌دونم. تو کشور بی سامان و شدیدا سرمایه‌سالار ایران که چیزی به نام تولید معنا نداره و صرفا اقتصاد انگلی دلالی فعاله، اتفاقا بال و پر گرفتن “بورژوازی ملی” مهمترین و حیاتی‌تری امره، چه برای حفظ استقلال و چه برای تضمین حقوق مدنی… در واقع یک سکوی پرشه.

    ژیژک در این مورد شدیدا دچار نقض غرض شده،‌ ولی در خیلی موارد دیگه حرف حسابی زده که بماند…! خسته شدم ;-)

  14. اگر حسین درخشان آزاد بود شک نکنید که همین کار رو می کرد

    —-

    راستی چامسکی هم سبز بود !! آخه چی بگه آدم ؟ یعنی چامسکی هم جوگیر شده یا در مورد این یکی کاسه ای زیر نیم کاسه است ؟!!

    چی بگه آدم !

  15. جل الخالق
    پدرانتان در دهه ۶۰ پدر ما را به خاطر گوش دادن به پینک فلوید درآوردند، تهاجم فرهنگی، فرهنگ مبتذل غرب، موسیقی بدون مجوز و مبتذل.
    معلوم نیست که چطور حالا پینک فلوید مجاز شده.
    لابد اگر مدونا و جان بون جوی هم فحشی به اسرائیلی ها بدهند آن هم مجاز می شوند.
    چه راحت قدم به قدم نسبت به چیزهایی که حرام عنوان می کردینشان (موسیقی مبتذل غربی) عقب نشینی می کنید


    جل الخالق که از یک پست وبلاگی آدمی که به هیچ وجه در این زمینه ها نمی تواند نماینده نظام باشد، مجاز شدن پینک فلوید و باقی قضایا را در آورده اید!
    مطمئن باشید مدونا هیچگاه فحشی به اسرائیل نخواهد داد. او دختر اسرائیل است.
    ضمناً اینکه پینک فلوید را کنار مدونا گذاشته اید نهایت بی سلیقگی و اجحاف به پینک فلوید است. پینک فلوید، فحشی هم به اسرائیل نمی داد برای من ارزش داشت، مدونا به اسرائیل هم فحش بدهد برای من ارزشی ندارد.

  16. چه داستان جالبی.
    یعنی نامه بنویسیم به راجر واتر که ما موسیقی تو را قبول نداریم. تو جزئی از فرهنگ مبتذل غرب هستی. موسیقی تو جزئی از تهاجم فرهنگی غرب است، ما ماشینها مردم و کیف بچه های مدرسه ای را می گشتیم تا نوارهای تو را پیدا کنیم و نابود کنیم از طرفی چون به اسرائیلی ها فحش داده ای حیف است که از مخالفین ما حمایت کنی؟ بیا از ما حمایت کن.
    البته برای بنده جالب است که شما از کی به راجر واترز علاقه مند شده اید.
    یعنی مثلا جمعه ها پدر تان می رفت نماز جمعه بعد که بر می گشت می دید شما دارید به خوانندگان مبتذل غربی گوش می دهید؟ یا شاید در حالی که روزنامه کیهان می خوانید و بعد می نشستید به صدای پینک فلوید گوش می دادید. لابد موقع دیدن فیلم دیوار هم به جاهای ناجورش که می رسید چشمهایتان را می بستید. (البته مگر ویدوئو داشتید؟)
    یعنی آن همه داد و فریاد و مقاله های مهدی نصیری جانتان در هفته نامه صبح درباب فرهنگ مبتذل غرب و فعالیت گروه های موسیقی مبتذل غربی همه اش کشک بوده؟
    نگران شان و منزلت پینک فلوید و مقایسه اش با مادونا هم نباشید.
    چطور است پینک فلوید را بگذار کنار گروه یو۲٫ آنها هم کنسترشان را سبز کردند. ببینم ارزش یو۲ که در حد راجر واترز هست؟ نیست؟


    ُسلام
    یاد نمازجمعه های کودکی به خیر! پدرم تنهایی نمی رفت نمازجمعه. ما خانوادگی نماز جمعه می رفتیم. یادم هست همیشه موقع برگشتن از نماز جمعه، توی راه، رادیوی ماشین پدرم روشن بود و قصه ظهر جمعه گوش می دادیم.
    شما راست می گید، من جلوی پدرم (و همینطور پسرم) پینک فلوید گوش نمی دهم. بیشتر از این هم چیزی نمی گم. چون حال و حوصله جر و بحث با آدمهایی که از موضع بالا با طرفشان بحث می کنند را ندارم.

  17. آخی.. اون وقت از کی از صدای محمدرضا سرشار به پینک فلوید رسیدید؟ هنوز سر وقت الکل که نرفته اید؟
    فکر کنم در عرف ما عوام به این چیزها بگویند چرخش ۱۸۰ درجه ای.
    بد نیست یک نوشته ای بنویسید تحت این عنوان پدران ما در دهه ۶۰ دوست داشتند ما چه ریختی بشویم و آخرش چه ریختی شدیم. چقدر از شعارهای پدرانمان عقب نشینی کردیم؟
    آستین کوتاه- شلوار جین – موسیقی غربی – موهای بلند – خلاصه همه چیزهایی که در دهه ۶۰ قرار بود به مدد حزب الله به زباله دان تاریخ ریخته شود امروز گریبان فرزندان حزب الله را گرفته است. لابد اندیشه های کروبی و خاتمی هم گریبان فرزند شما را خواهد گرفت.
    شما هم که شده اید مثل طرفداران جنبش سبز. هزار جور تناقض مختلف در حرف و عملتان حتی زندگی شخصیتان وجود دارد.
    راستی نفرمودید که بلاخره یو۲ در هد راجر واترز هست؟ یا باید بگردم یک خواننده گردن کلفت دیگر که از سبزها حمایت کرده پیدا کنم؟
    ایام به کام

  18. سلام
    البته من امیدوارم که فک نکنی می خوام از بالا بحث کنم. یه نکته ای بود که فک کردم شاید ندیده باشی و شاید موجب بشه در موضع گیریت نسبت به چامسکی تجدید نظر کنی. به هر حال همه ما گاهی ممکنه بعضی چیزها رو نادیده بگیریم
    چامسکی یه مقاله داره در مورد ایران به اسم تهدید ایران که توش نتیجه می گیره که ایران برای آمریکا به هیچ وجه تهدید نظامی به شمار نمیاد.
    اما می دونی رژیم ایران رو برای مردم خود ایران چه طوری توصیف می کنه:
    The brutal clerical regime is doubtless a threat to its own people یعنی رژیم ملایی بی رحم ایران قطعا برای مردم خودش تهدید محسوب میشه
    و البته بعدش میگه که وضعیت ایران در این زمینه از متحدان آمریکا در منطقه بهتره

    اینم لینکش:
    http://www.chomsky.info/articles/20100702.htm

    به نظر من این که یک نفر علیه دشمن ما حرفی بزنه و اینکه دشمن ما با یک نفر مشترک باشه، دلیل بر این نیست که اون فرد دوست ما باشه “دشمن دشمن من، دوست من نیست”
    بسیاری از مخالفان سرسخت اسراییل چپهایی هستند که علنا غیرمذهبی هستن
    در این که شکی نیست؟! این که میگی فردید گفته مارکس در برابر شیطان ایستاده، نکنه منظورت اینه که مارکس و مارکسیست ها متدین بودن؟ شاید هم بودن و استدلال خاصی داشته باشی در این زمینه؟ اگه ممکنه توضیح بده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<