نوشته آخر + یادداشت تکمیلی

بیشتر از ۱۰۰ ماه است که وبلاگ آرمانشهر سر پاست. چند سالی در پرشین بلاگ و بعد، چند سالی در  همینجا. در این ۸، ۹ سال وبلاگنویسی، همیشه ابا داشتم از اینکه وبلاگ را تعطیل کنم. همیشه دوستانی را که می خواستند وبلاگشان را تعطیل کنند از این کار نهی می کردم و اگر هم تعطیل می کردند، تشویقشان می کردم که دوباره وبلاگشان را راه بیندازند. گفتن این حرفها به این خاطر است که کسی فکر نکند تصمیمم ، تصمیمی شتابزده است. البته احساسات و به بیان دیگر نفسانیات در این تصمیمم به شدت دخیل هستند.
اعتراف می کنم آدمی هستم با نفسانیات بسیار قوی و مغرور. در چند روز گذشته، هرچه سبک و سنگین کردم، دیدم «آرمانشهر» برایم بیشتر ضرر و دردسر و بحران درست کرده است. سال ۱۳۸۹، برایم سالی بود پر از افسردگی و نقش آرمانشهر در این افسردگی کم نبوده است که البته نمی توانم توضیح بیشتری در این مورد بدهم. دو حادثه ای که چند ماه اخیر برایم روی داد هم نشان داد که توقع بالایی از «رفافت» داشته ام. منظورم مسدود شدن وبلاگ «یهودشناخت» و متهم شدنم به قتل در فضای مجازی است. بله، دارم قهر می کنم. پر توقع هستم. چه انتظاری از برخی دوستان داشتم و در واقع چه شد! کارهای مختلفی می شد کرد. لینک دادن، کامنت گذاشتن، پیامک فرستادن، تماس تلفنی گرفتن، پست حمایتی و اعتراضی نوشتن، رسانه ای کردن ماجرا و … اما خیلی از دوستان حتی از گذاشتن یک کامنت خشک و خالی هم ابا کردند. می بینم وبلاگهایی کم اثرتر و کم عمرتر از یهودشناخت و آرمانشهر را که چقدر بیجا در برخی مطبوعات و محافل و جشنواره ها مطرح هستند، و مثلا فیلترشدنشان سر و صدا درست می کند، اما دریغ از  ذره ای تشویق و دلگرمی به من. دلیلش را هم می دانم. بنده در آرمانشهر تمرین و سعی می کردم که صادق باشم، خودم باشم، خودسانسوری نکنم. خوب نتیجه اش می شود اینکه در چهارچوبهای متصلب و متعارف خیلی از دوستان نگنجم.
فکر نمی کنم در سن و سال من کسی باشد که تهمتهایی به این سنگینی را یکجا خورده باشد. از تهمت «همجنس گرایی» و «سفر به اسرائیل» و «مدیریت سایت مستهجن» و «یهودی الاصل  و زرتشتی بودن» توسط دار و دسته پورپیرار بگیر، تا متهم شدن به سادگی و بی بصیرتی در قضیه «حسین درخشان» تا متهم شدن به قتل «صانع ژاله» توسط سایتهای ضدانقلاب. همه اش هم برمی گردد به این وبلاگ. وبلاگی که در آن تمرین می کردم تا خودم باشم.
این وبلاگ برای من دردسرهایی درست کرده است که فکر نمی کنم عواقبش تا آخر عمر دست از سرم بردارد.  ابایی از تهمت به جان خریدن و حتی جان دادن ندارم ولی برای چیزی که ارزشش را داشته باشد. فکر می کنم هزینه ای که از آرامش و آبرو و امنیتم داده ام زیاد از حد بوده است. و چه بی خود! و که چه؟ دنیا هنوز تاب ذره ای صداقت را ندارد. باید که اهل سیاست و تدبیر بود.
من مرد کارهای بزرگتر هستم. باید به وضع خودم سر و سامانی بدهم. خودم را پیدا کنم و با آزاد کردن خودم از حصار این وبلاگ حقیر و پردردسر، شروع می کنم به سر و سامان دادن به خودم. شاید در این راه موفق نشوم ولی در برکت داشتن راحت شدن از شر این وبلاگ، شکی ندارم.
خب. از خوانندگان وبلاگم خداحافظی می کنم. اگر کسانی در این ۸، ۹ سال از من رنجیده اند، امید دارم که مرا ببخشند و حلال کنند. وبلاگ (چه نیمه قدیمی اش در پرشین بلاگ و چه نیمی جدیدش که همین صفحه باشد) تا آخر اسفند سرپا است تا به احتمال ضعیف اگر کسی خواست از آرشیوش مطلبی بردارد، مشکلی نداشته باشد. بعد از تعطیلی وبلاگ، از طریق ایمیل sobh84 AT gmail.com در خدمت دوستان هستم. البته آدرس دو نیمه وبلاگ را حذف نمی کنم تا کسی نتواند بعد از تعطیلی وبلاگ، دوباره آن را راه بیندازد و به اسم بنده شیطنت کند.
خداحافظ.
—-
پی نوشت: راستی اگر حوصله دارید آهنگ تیتراژ پایانی سریال کارتونی «بچه های کوه آلپ»  را دانلود کنید. مخصوصا اگر سنتان از ۲۸، ۲۹ سال بالاتر است. یک هفته است که از گوش دادنش سیر نمی شوم.

یادداشت تکمیلی، مورخ ۲۹ اسفند ۱۳۸۹
: به احترام برخی دوستان، آرشیو وبلاگ را حذف نمی کنم. شاید اگر حوصله و دل و دماغی بود، زمانی وبلاگ را به روز کنم.

103 دیدگاه در “نوشته آخر + یادداشت تکمیلی

  1. شما که بروید میدان داری حسین قدیانی بیشتر می شود و خون دل ما بیشتر
    (حتما نظرش را در مورد فحاش به فایزه هاشمی و حمله اش به امید حسینی را خوانده اید)
    شاید صلاح ندانی و حقیقتا صلاح هم نباشد که این کامنت را تایید شود
    من این حرف ها را زدم چون بعد از ای جملاتتان
    (این مرزبندی باید که آشکارتر و فراگیرتر شود، پیگیری شود، فریاد زده شود )
    جا خوردم از نوشته آخر
    هرچند به شما حق می دهم که به افق های وسیع تری بیاندیشید و از این جنگ روانی و تهمت ها وافترا های مضحک خلاص شوید
    حداقل بیاید و آرشیو آرمانشهر را از بین نبرید
    .
    موفق باشید

  2. بنده خواننده وبلاگ شما هستم برایتان آرزوی توفیق دارم .
    امیدوارم در تصمیمتان تجدید نظر بفرمایید.
    هماهنطور که بنده چند بار وبلاگ نوشتن را ترک و دوباره برگشتم. امیدوارم برگشتن شما طولانی نباشد.

    پاینده باشید در پناه حق

  3. همون بهتر امثال تو که فقط حاضرن حرف خودشونو بزنن و خودشونو به کری میزنند دیگه ننویسه


    چه دوستای جالبی دارم و خودم خبر ندارم!

  4. من وبلاگ مزخرفی دارم که برای مطالبش وقت خیلی کمی هم می گذارم . هیچ وقت به چیزی متهم نشده ام یا مشکل امنیتی هم پیدا نکرده ام پس راحت می گم نه در شرایط توام و نه درکش می کنم . ولی یک چیزی را یادم است و اون هم شروع وبلاک نویسی ام بود . اینکه درست وسط یک روضه ، وسط یک سخنرانی نمی دونم شاید حتی بی ربط به این نتیجه رسیدم که به عنوان یک بچه مذهبی -حتی اگر مذهبی ننویسم- برایم وظیفه است که محتوای فارسی تولید کنم – البته که گاهی هم مذهبی یا انقلابی. یک وظیفه است که میدان را برای غیر مذهبی ها و ضد انقلاب ها خالی نکنم و کیه که شک داشته باشد فضای کاربران اینترنت فارسی عمدتا توسط غیرمدهبی ها و غیرانقلابی ها پر شده است .
    حرف آخر اینکه اگر من جای تهمت زنندگان بودم حتما از خواندن یا شنیدن این پست خوشحال می شدم وصریح می گویم دست کم به دلایل بالا الان که جای خودمم جدا” ناراحت شدم.

  5. چرا؟ قهر؟ خوب نوشتن همینه دیگه
    نباید زود ناراحت شید
    ما که ناراحت شدیم
    هر چه که تفکر اتمون متفاوت است ولی همین خوب بود
    مخصوصا کل کل ها وسر شاخ شدنها
    خوب شما هم ما را حلال کنید
    اگه مطالبی گفتیم که ناراحتتون کرد بگذرید ازما
    دلمون تنگ میشه
    یا حق

  6. رفتنتون در این موقع هیچ کار خوبی نیست. حق دارید اگر برای آرامش خاطر خودتان وبلاگ را تعطیل کنید. اما حق ندارید توقع آرامش خاطر از این وبلاگ را داشته باشید! چون چیزهایی در این جا نوشتید که برایتان مسوولیت اجتماعی دارد. همینطور آسه برو آسه بیا نبوده. چالش برانگیزی کردید باید پایش بمانید! البته باز هم حق دارید که نخواهید پایش بمانید.
    اگر توقع حمایت از دوستانی را داشته اید، خب بمانید شاید دوستان جدیدی پیدا کنید. دوستانی که شما را بخوانند و همپای بحثتان بشوند.
    بمانید و بنویسید حتا اگر مخالف من مینویسید. بنویسید و بگذارید بنویسیم. بشنوید. بمانید.
    بلاگ یهودشناخت را نمیخواندم. نمیدانستم از شماست. حدس میزنم یک بار سر زده باشم. اگر آن که من دیدم کار شما بوده باشد واقعن متاسفم. افتضاح بود. شما صداقت و حساسیت ستودنی ای دارید اما متاسفانه تحلیل گر خوبی نیستید.
    بمانید و برای جلب نظر هیچ دوستی ننویسید. میتوانید کمی خصوصی تر و ادبی تر بنویسید و کمتر بنویسید اما نروید. فکر کنید میدان را برای که خالی میکنید؟!

  7. ببینید تکلیفتان چیست، کجاست و به ادای آن بپردازید….اینجا آنجا ندارد.
    انقدر این کاسه ی آبی که داریم شکستگی دارد که هر کداممان یک جایی به انجام وظیفه مشغول شویم.
    موفق باشید و سربازی جان فدا برای امام زمان و نیز ر ه ب ر

  8. سلام
    شوکه شدم.
    اگرچه دوست ندارم از وبلاگ بری.
    لکن به تصمیمت احترام میذارم.
    نوشته هات هم خوب بود و هم عجیب.
    گاهی اوقات هم نوشته هات الهام میداد به بقیه‌ی بچه ها برای نوشتن.
    کاش برخی بفهمند!

  9. دیشب برنامه راز طالب زاده را دیدی؟ آقا اسی را با اون فیلمهای معروف
    اوروتیک که حتی هالیوود هم ازش عاجز شده را آوردند سیما
    چه بگوئیم؟
    شما که سینمایی هستی چرا سکوت کردی؟
    این یعنی توهین به کارگردانهای خوبی مثل مجیدی ومیرکریمی وووو
    فقط اگر فیلم زن ناجور را نمایش دهند عیبی نیست فقط همراه این تیمسار زاده باشه همه چی درسته
    واقعا؟؟؟؟
    این چه منطقیه؟
    حالا هم که میخواهی بری
    خوب برو
    وقتی با اسی هستی همون بهتر که تعطیل کنی

  10. امروز در سایت آینده مطلب شما را گذاشته اند
    در مورد پست حمله ۲۰۷ به دانشجویان هنر
    تازه داری معروف میشی
    کجا میخواهی بری
    اون پستت خوب بود
    زنده وپاینده باشی
    یا علی

  11. سلام بزرگوار

    مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّـهَ عَلَیْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا ﴿٢٣﴾ لِّیَجْزِیَ اللَّـهُ الصَّادِقِینَ بِصِدْقِهِمْ وَیُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ إِن شَاءَ أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ کَانَ غَفُورًا رَّحِیمًا ﴿٢۴﴾

    من تازه داشتم با شما آشنا می شدم و براتون دعا می کردم، حیف امثال شما بروید. باور کنید ما از شما ها یاد می گیرم و این کار کمتر از معلم بودن نیست، من هر چند کوچکی هستم میان خوبان شما، اما به سهم خودم می گویم بمانید. به قول مولا علی (ع): در کار خداپسندانه ،از ملامت هیچ ملامت گری مهراس

    به هر صورت این کار سخت است، حداقل مطالب خود را بی نام که می توانید بنویسید، آدرس وبلاگش را هم به کسانی بدهید که دلشان برای رفتن شما تنگ می شود. پس می شود ماند و نحوه کار را عوض نمود.

    ما شما را نشناخته خریداریم.

  12. حیف شد

    تازه اینجا روپیدا کرده بودم

    تازگیا هرجا رو پیدا میکنم، بعد یه مدت ست اخرشومیبینم

    حیف…

    موفق باشی همیشه و امیدوارم آرمانشهر، در قلبت زنده باشه

  13. بعد از جریان صانع با وبلاگ شما آشنا شدم مذهبی نیستم هیچ دلبستگی به این نظام ندارم با بسیاری از تحلیلاتون مخالف بودم و هستم از رفتنتون بسیار ناراحت شدم نباید جا رو برای ادم های منفعت طلب و دروغگو و البته عقده ای چه در بین اصوگرایان چه در بین مخالفان حکومت خالی کنیم پایبندی به صداقت و حقیقت تنها راهیه که می تونه مارو برای ساختن ایران فردا به همدیگه متصل کنه

  14. سلام
    یکجا نوشتی که :”میرحسین اگر بخواهد با باندهای قدرت کنار بیاید، «اسطوره میرحسین» را نابود کرده است.”
    به نظرم بخاطر همین اسطوره بودنش است که شده سران فتنه! البته از نظر شما! :) یا علی…

    (انصافا از وبلاگت خوشم آمد و درست است که خیلی از حرفایت را قبول ندارم ولی پیشنهاد می کنم تعطیل نکنی!)

  15. یعنی چه؟ چرا همه دارن می رن؟ من بعد اون قضیه ی قدیانی گاه و بی گاه با خودم می گم دنیای مجازی دنیای بی رحمی است.
    عادت ندارم بگم نرید و از این حرفها. امیدوارم درست تصمیم بگیرید. تازه شاید سه ماه باشه با وب شما آشنا شدم و حقیقا به دلم نشست. امیدوارم موفق باشید.

  16. دیر وبلاگت رو بستی. بعد از انتخابات باید چنین می کردی همانطور که ما کردیم. ادامه فعالیت در خاموشی و به دور از هیاهوهای سیاسی ثوابش بسی فراتر است. چمران گونه بودن سخت است/

  17. ُسلام
    خداوکیلی ناراحت شدم
    نباید شما بری، خیرسرمون تازه مشتری وبلاگتون داشتیم میشدیم!
    ولی اگر تصمیم دارید من کاره ای نیستم!
    انشالله موفق وموید وپیروز وسلامت وسربلند و…باشید
    التماس دعا
    یاعلی مدد

  18. بساطت را جمع میکنم و میدانی که این کار از من برمیآید.
    یادت میآید که چنین هارت و پورتی کرده باشی؟


    نه یادم نمیاد. ممنون می شم یادم بیاری.

  19. سلام این وبلاگ برای من خیلی محترم بود چون نویسنده اش را آدمی روشن آگاه با قلمی خوب شناختم آدمی که سینما میخونه اما کاملا مذهبی از قبل از انتخابات با وبلاگ شنا آشنا شدم از اینکه میخواین برین واقعا ناراحت شدم از طرفی واقعا بهتون حق میدهم بعد از قضیه صانع و ..بارها با خودم شرایط سخت شما را مرور کردم و اینکه اگه من جاتون بودم میونستم دووم بیارم یا نه تهمت قتل به آدم بستن حتی تو محیط مجازی خیلی برای آدم سنگینه.نمی خوام با حرف از مسوولیت اجتنماعی ازتون بخوام که نرید که کاملا بی منطقه فقط میتونم آرزوکنم که یه چیزی بشه تا از تصمیمتون صرف نظر کنید.واستون آرزوی آرامش دارم چه در محیط واقعی و چه مجازی
    ایشالا که وقتی دوباره رفتم تو گودر ببینم شما آپ کردید…حق یارتان

  20. به این عابر بگو آخه گوزو تو اسمتو جرات نداری بگی زرت و زورت الکی می کنی؟
    تو هم خودتو لوس نکن. الکی نرو. میدونی که خیلیا دوست دارن نوشته هاتو.

  21. من تازه وبلاگ شمارو پیدا کرده بودم از رو سایت آینده. چرا دارید میرید. جلوی فحاشان رو کسی‌ جز شما حزب الهی‌ها نمیتونند بگیرند

  22. سلام

    وقت بخیر.
    متاسفانه وقتی با وبتون اشنا شدم که بار و بندیل رفتن رو بستید!
    و گویا عزمتون رو هم جزم کردید که برید!
    صلاح مملکت و خسراوان و …
    و برام جالب بود که شما همون مدیر وب یهود شناختید. وب یهود شناخت خیلی جالب بود و مفید.
    بلوگفا هم با این کاراش ماهیت زشت خودش رو نشون میده.و البته از بی انصافی یاران باید هم گله کرد.نباید برای بسته شدن اون وب سکوت میشد.

    منتظرم
    یاعلی

  23. تو اینقدر تیشه به ریشه هاشمی نزن باور کن خیلی ثواب میکنی
    رفتن هاشمی دست افراطیها و ضد انقلاب را باز میکند
    تو که نمیخوای انقلاب دست نامحرمها بیفتد؟
    وبلاگت راحفظ کن ولی با درایت بیشتر ودور از افراط وتفریط وجوسازی علیه افراد موثر انقلاب مثل دوران شهید بهشتی
    کمی فکر کن باور کن راست میگم

  24. سلام دوباره به آقا حامد

    یک نگاهی به کامنت ها تون بکنید….چه مخالف شما و چه موافق دوست دارن شما باشین.

    به امید روزی که همه حرفهاشون را آزادانه بزنند و شما هم گوش شیطان کر بمانید.

    یا علی

  25. سلام حامد جان البته من در مقابل شما که استاد بنده هستید و قبلا نیز مطالب بسیاری در کلاسهایی که برگزار می کردید و در جمع دوستان در سرای شهید همت با هم بودیم،‌ ازت یاد گرفتم اما کامنتی که برای دیگر دوستان ارزشی گذاشتم رو جسارتا برای شما هم می گذارم تصمیم با خودت است.
    سلام همسنگر عزیز!
    جمله ای را که آقا به آیت الله مصباح فرمودند را به شما دوست خوبم عرض می کنم: “آقای مصباح نکنه یک وقت خسته شوید؟!” آری همسنگر بقول حاج همت: “حاشا بچه بسیجی میدان را خالی کند” و جمعیت کفر از پریشانی ماست – یا علی

  26. یه مدت استراحت خوبه. اما برگردید. لااقل اگه یه مدت فقط پیوندهای روزانه رو آپ کنید باز خیلی خوبه. به اصولگراهایی مثل شما که بدون حب و بغض و دگم برخورد کردن، تحلیل و روشنگری می کنن بیشتر نیاز داریم تا برخی هایی که فقط شعار میدن و بیشتر دارن پروسه دفع رو پیش می برن…
    میدونید کیا رو میگم.
    خدا با شماست
    کوتاه نیاید.
    یهود شناخت رو هم راه بندازید. محشر بود.

  27. تو رو خدا نرو. تازه داشتیم به وبلاگت خو میکردیم
    اسلام به شما نیاز داره. البته نظام رو نمیدونم.
    به نظر من هر کی سعی کنه حقیقت رو بگه و خودش رو متعهد به هیچ باند و دسته ای نکنه خودی رو نقد کنه و مخالفان بتازه میشه چوب دو سر طلا
    نه بالترین لینکش میکنه و نه رجا
    ولی چاره ای نیست باید سوخت و ساخت.
    بازم میگم باید بمونی برای اسلام. نظام رو نمیدونم


    سلام
    البته هم رجا، هم بالاترین تا به حال به من لینک داده اند ولی. ولش کن.

  28. سلام حامد تقریبا ۱۸ ماهه که رو بلاگت نظر نداده بودم خواستم فقط بگم این یک دوست بالاییه من نیستم!(البته اگر نظرای قبلیم یادته) . ولی واقعا روند میانه رو شدنت جالبه برام و خوشحالم داری معتدل میشی! دلیل فحش خوردنت هم از دو طرف همینه


    وای! من “معتدل بودن” رو یک فحش می دونم! حالا جدای از شوخی، خودم تغییری در خودم احساس نمی کنم.

  29. یه استاد بزرگواری توی دانشگاه چمران داشتیم که همیشه سر کلاساش(تاریخ امامت و نهج البلاغه باش داشتم) میگفت آدما تغییر میکنن و خودشون متوجه نمیشن.
    من از زمانی که زیر پستهای پورپیرار نظر میزاشتی بلاگتو میخوندم به نظرم خیلی عوض شدی( خیلی منطقی تر شدی).

  30. سلام. نمی دونم این دنیای مجازی چه کوفتیه که آدم بعد از یه مدت که توش هست و شناخته شده میشه یه احساس پوچی و متضرر شدن بهش دست میده!!! اینکه ضررش بیش از منفعتشه…
    به نظر من کار خوبی می کنید!! منم به این نتیجه شما رسیدم…
    ولی فکر می کنم بیشترین علت این احساس شما و مشکلاتی که راتون بوجود اومده اینه که خیلی شناخته شده فعالیت کردید! یعنی با اسم و مشخصات… این مسئله هم باعث دردسر میشه…
    به هر حال ان شاءالله موفق و عاقبت بخیر باشید.

  31. بعد از خوندن کامنت ها از بخشی از کامنت قبلیم پشیمون شدم!!
    البته که وزن وبلاگ شما با وبلاگ من خیلی فرق می کنه!.. تأثیر و پختگی و بار علمی وبلاگ شما بسیار زیاده… و غیبتتون در فضای مجازی حتماً خلاً ایجاد می کنه و جای خالی تون حسابی حس خواهد شد.
    ولی خب چون خودم هم مشکلات و آزار فضای مجازی رو چشیدم البته به یک شکل دیگه و متفاوت برای همین درکتون می کنم و گفتم کار خوبی می کنید که میرید!!!
    این رو هم باید به عنوان یک دانشجوی هنر بگم که از وجود افرادی چون شما در جامعه ی هنری (که می دونیم چه وضعی داره!) که هم تفکرات سالم و مذهبی دارن هم پخته و با سواد بالا حرف می زنن واقعاً خوشحالم! هرچند که افرادی مثل شما خیلی کم اند در محیط هنری… بخصوص که شما رشته تون هم سینماست! و برای من واقعا عجیب بود که همچین آدمایی هم در این رشته خدا رو شکر میشه پیدا کرد…!
    هرچند که فضای رشته گرافیک ما هم تعریفی نداره! بهتر نیست اگر بدتر نباشه!!!
    راستی! شما که دانشگاه هنر هستید، در سوگواره هنر و حماسه هم همکاری می کنید؟؟
    من امسال در جلسات سوگواره در دانشگاه هنر شرکت کردم ولی متاسفانه خیلی فرصت نشد که همکاری کنم…

  32. سلام
    دیدم خیلی از دوستان مخالفتشون رو با تعطیلی گفته بودند. من از مخالفت نمی گم بلکه میگم در شرایطی که اوضاع سایبر به نفع جریان مخالف بود (سال گذشته) خیلی مثل من با دیدن متنهای مثل شما وارد این فضا شدن و خوب یا بد دارن می نویسن و حیف است این سنگر رو از دست داد.
    به هر حال تصمیم با شماست و موفق باشید.
    “خانه گل، یا خانه دل” به روزم و منتظر!
    یا علی

  33. حامد قصه اشفتگی زلف تورا
    انان که اید قلم زدند پیچش دادند تاهمه بدانند در شهر عشق کسی هست نام حامد فتاحی که از هزاران خس خاش خار بیابان عبور می کند وهنوز از بندگی خدا غافل نمی شود .
    هرجاهستی موفق باشید
    ومن ماندم که تورا با کدامین غزل صبحگاهی بسرایم
    شاید حضورت دروصف نگنجد لیک رفتن درگریه دوستانت مید رخشد


    برادر عزیز
    این الفاظ باعث شرمندگی من جلوی برخی آشنایانی می شود که از آلودگیهای من باخبرند. از نظر لطف شما ممنونم.

  34. اگر با انصاف ومعتدل( این توهین نیست بلکه پختگی است)باشید
    خوبه که بمونید ولی اگر افراطی میخواهید باشید واونو افتخار میدونید بهتره که بروید
    افراطی گری دشمن انفلاب است
    یا علی

  35. سلام
    جالب بود که من کمتر از نیم ساعته که با اینجا اشنا شدم و شما…
    یکی از نیاز هایی که باید شددا به اون پرداخته بشه همین اسیب شناسی ها اینترنته که چرا کسی که حقیقتا کار علمی کرده تشخیص میده ضررش بیشتر از نفعشه؟؟
    من اصولا خودم اینرنت رو ابزاری مخصوص اسلام نمیدونم اگر چه استفاده از اونم مانعی نداره تا حدی که مغلوبش نشیم.
    جا داره روش کار بشه که اگر کسی بعد از چهار سال کار به این نتیجه رسیده خب اعلام بشه اونایی که میخوان شرو کنن نکنن.
    دنیای مجازی به خاطر اینکه ان چیزی که نیست که تلقی میشه توان احساسات ادمی رو نداره!
    ظرفیت گذاشدن احساسات دغدغه ها رو وداره، توانایی بحث و جدل و مفید و موثر واقع شدن رو نداره و اگر خلاف این احساس میشه احساس کاملا کاذبیه.
    دوی این چندین وبلاگی که دیدم تعطیل شدن تنها عاملی که موثر نبود خستگی فیزیکی بود و یکی از عامل هایی که در همه بود احساس مورد هجوم واقع شدن و تخریب شخصیت بود.
    به هر حال من کلا از خداحافظی بدم میاد حتی وقتی وبلاگی رو برای اولین بار باز کنم و ببینم که خدافظی کرده!
    موفق و پیروز باشید در پناه الله
    یاعلی
    راه دیگر
    سیدمصطفی
    آل علی

  36. بمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــانیـــــــــــــــــــــــد.

  37. پیش گوزی ات در بارۀ تمدید ریاست رفسنجانی بر خبرپان درست از آب در نیامد. براستی خیط شدی.
    این دفعه اگه می گوزی، مستقیم بگوز به {حذف شد}

  38. خوبه که هستید. پیوندهای روزانه ای هم که انتخاب میکنید خوندنیه.
    این ابلها اون بالا دیگه چی زر زر میکنن. حالا خوبه از خیط شدن استقبال کردید از اول.
    تا باشه از این خیــــــــــــــــــط شدن هااااا…

    شما ابلها که عمریه خیطید به روی خودتون نمیارید.
    مجسمه های خیطی و بلاهت…!
    ببخشید این قدر فحش دادم. این قده فحش دادن عادی شده که اینا انگار به چشم نمیاد (عذر بدتر از گناه….)
    خدا هدایتمون کنه.

  39. احساس عذاب وجدان کردم…بسیجی …معذرت میخوام از بابت کامنت بالایی……اما این دلیل نمیشه که هم عقیدتون بشم…خدا وکیلی یک سوال دارم
    اگر رفراندوم بشه چند درصد مردم به حاکمیت ج.ا رای مثبت میدن؟چرا ج.ا از برگزاری یک رفراندوم تحت نظارت نهادهای بین المللی خودداری میکنه؟واقعا برام سواله..شما که با اون بالاییها ارتباط داری یه پرس وجویی کن.منتظر جوابم..


    خواهش می کنم. تو کامنتتون چیزی نگفته بودید که ناراحت کننده باشد.
    اما در مورد سئوالتان، خدا وکیلی من با اون بالاییها ارتباطی ندارم که بخواهم از آنها بپرسم. اما از آنجا که همانقدر که مطمئن هستم الآن شب است، مطمئن هستم در انتخابات سال ۱۳۸۸، حتی ۱۰۰ هزار رای هم جابه جا نشده است و از آنجا که فقط ۶۳ درصد از رای دهندگان در انتخابات سال گذشته به احمدی نژاد رای داده اند و از آنجا که بسیاری از افراد را، دور و برم می شناسم که سال پیش به موسوی رای دادند و الآن از رای خود به خاطر ایستادن او در برابر آقای خامنه ای و جمهوری اسلامی پیشیمان هستند، فکر می کنم اگر رفراندومی صورت بگیرد حداقل حدود ۶۵ درصد مردم به جمهوی اسلامی رای مثبت خواهند داد. این مردم که می گویم مردم تمام ایران است و الا ممکن است رای مردم مثلا تهران یا ایرانیان خارج از کشور کمتر از این مقدار باشد.

  40. حالا حالاها باید مقاله و کتاب نوشت، سایت و وبلاگ زد، کلیپ و مستند ساخت تا به آنهایی که واقعا خیال می کنند در انتخابات تقلب شده است کمک کرد. البته آنهایی که خودشان را به خواب زده اند نمی توان بیدار کرد ولی این واقعیتی است که دسته ای از مدعیان تقلب در انتخابات، واقعا خیال می کنند که تقلب شده است. کمک به این دسته، کاری پر حوصله و وقت گیر است. به این صدا و سیمای زپرتی هم هیچ امیدی نیست. خود بچه هایی که احساس دغدغه می کنند باید دست به کار شوند.
    .
    نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر ۱۳۸۸ساعت ۶:۸ توسط حامد

  41. یعنی چی این چند روز آخر؟؟؟ (اینو از اون چیزی که تو حاشیه نوشتید میگم).
    ای بابا!! مگه تا حالا واسه دل خودتون می نوشتید که حالا میخواید به دلحواه خودتون برید… نوشتار و نقد های منصفانه و مشکلاتی که متحمل شدید چنین چیزی رو نشون نمیده. پس خواهشا بمونید و اینقدر دم از رفتن نزنید. برید استراحت کنید، چه میدونم ۵ ماه ۶ ماه یه سال… اما برگردید.. نامردیه تو این شرایط و با این زحمتی هم که کشیدید دست بکشید و برید… اگه برید و برنگردید نامردید… خیلی هم.

  42. خب تو دیگه با خیال راحت وبت را ببند وبرو
    اسلام وملتمون از یک خدوم دلسوز محروم شد وتو هم سهم داری مبارکت باشد
    ولی جواب دین وخدا وآخرت چی؟
    فکر کردی اونجا هم وب جنابعالیه؟ هر وقت دلت خواست میبندی؟
    تاریخ قضاوت خواهد کرد
    همونطور که در باره همه بزرگان این قضاوت شد
    فقط خدا کنه اون افکار تندت بگذارد خوب را از بد تمیز دهی
    یا حق


    خوب اگر افکار من تنده، خوبه که وبلاگ رو تعطیل می کنم دیگه. یعنی شما میگی من که افراطی هستم وظیف دارم که وبلاگ بنویسم؟

  43. دلم میخواد بعد از عید بیام اینجا و ببینم که شما خواسته بودین همه رو سرکار بذارین و باز هم وبلاگتون هست،یا اینکه مثلا واقعا میخواهید تعطیل کنید ولی با خوندن کامنتهای ملت بیخیال تعطیل کردن شدید…
    بنده خیلی،خیلی از وبلاگتون استفاده میکردم،یه بار دنبال یه لیست فیلم خارجی میگشتم و وبلاگ شما تنها مرجعم بود و به توصیه ی شما درخشش ابدی ذهن پاک رو هم گرفتم و دیدم…
    کاشکی تعطیل نکنید…


    سلام
    حالا فیلم «درخشش ابدی» رو پسندیدید؟

  44. این چندمین باریه که کامنت میذارم.
    مطمئنم حرفهای آقا رو در جمع خبرگان گوش کردید. من که بودم افتخار میکردم جزو حزب اللهی های صاحب وبلاگی هستم که فحاشی به فائزه رو رسما محکوم کردم. کاری که خیلی ها شجاعتش رو نداشتن یا به هر دلیل دیگه نخواستن ابراز کنن.
    نمیدونم سر زدید به سایت بعضی ها (ح.ق) تا ببینید به جای ابراز شرمندگی از کار غلط اندر غلطشون، چطور مشعوفند که آقا سایتشون رو میخونه! نمیدونم شاید دارم بد قضاوت میکنم. اما از این جور لحن های خودخواهانه و متملقانه ،و احساسی اصلا خوشم نمیاد.
    ۸-۹ سال وبلاگنویسی منصفانه و ارزشمند که قابلیت جذب خیلی از کسانی رو داره که تشنه دونستن هستن و میخوان حقایق رو از دید یه حزب اللهی منصف بدونن واقعا حیفه که تعطیل شه… خیلی حیفه…
    یادتون باشه:
    هر که در این بزم مقربتر است، جام بلا بیشترش می دهند.
    یا علی


    سلام
    سلام گرامی، با این کامنتهای مکررتان دارید کاری می کنید که دچار عذاب وجدان بشوم ها!

  45. حالا که آقا فحاشی را محکوم کردند
    هنوز هم از اینکه به این خانم توهین شده پشیمون نیستی؟وهنوز از اون کار زشت
    طرفداری می کنی؟
    واقعا انسان از اینکه اینجور آدمها اسمشون را می گذارند حزباللهی خجالت میکشه
    یا علی


    سلام
    شما حالت خوبه؟ مطمئنی نمی خواستی این کامنت رو جای دیگه ای بگذاری؟ اینو دیدی:
    http://sobh.blogfa.com/post-487.aspx
    خوبه جزو یادداشتهای جدید وبلاگ هم هست و هنوز تو صفحه اول وبلاگ دیده می شه.

  46. چرا ج.ا از برگزاری یک رفراندوم تحت نظارت نهادهای بین المللی خودداری میکنه؟واقعا چرا؟مگه نمیگین ۶۵ درصد رای میاره. جواب ندادید….درمورد تقلب (جابه جا نشدن رای)خب معلومه اصلن انتخابی در کار نبود انتصابات بود….ولی امرتان امر فرمودند که احمدی نژاد باید بماند
    …برگزاری انتخابات هم که جنبه نمایشی داشت و گرم کردن تنور انتخابات و سو استفاده ازمردم هم یک سناریو از پیش تعیین شده برای مشروع جلوه دادن حکومت در انظار جهانیان….مثل روز روشن بود برای اینجانب به همین خاطر من هیچگاه در انتخاباتها شرکت نمیکنم ..جز انتخاب سال ۷۶ خاتمی…..اگه دنبال حقیقتی باید از دایره علاقه های بی منطق بیرون آمد..از بیرون به قضایا نگاه کن برادرجان..برو تاریخ انقلابات جهان را با عقاید مختلف مطاله کن میبینی که تقریبا سرنوشت همه ی آنها شکست بوده است…انقلاب و انقلابیون در ابتدا مخالفانش را میبلعد و بعد فرزندان و یارانش را ……شما که اهل فکرید و تامل و وجدان…باید بهتر بدانید.و من میترسم از انقلابی دیگر و تکراری دوباره..من میگم بهترین نوع مملکت داری شیوه دمکراتیک است.در این شیوه جا برای همه هست همه عقاید و سلایق…


    فکر نمی کنم وارد بحث شدن با شما فایده ای داشته باشد. چون از قبل تصمیم خود را گرفته اید. نمی دانم این اطمینان شما از فرمایشی بودن انتخابات سال گذشته از کجا می آید. قبلا هم گفتم همانقدر که الآن مطمئن هستم شب است، اطمینان دارم ۶۳ درصد از شرکت کنندگان در انتخابات سال گذشته به احمدی نژاد رای داده اند. شاید شما هم همین اشکال را به من بگیرید که اطمینان من از کجا می آید. البته من توضیحات لازم را در آرشیو وبلاگم در تبیین این اطمینانم داده ام. شاید هم از آنجا که سابقه شرکت در شمارش آرا را در یکی دو تا انتخابات گذشته دارم و در تمام دوره های اخیر بوده اند کسانی از صمیمی ترین دوستانم که به سلامت آنها اطمینان دارم و در شمارش آرا شرکت داشته اند و گزارشهای آنها را هم شنیده ام، اینقدر سلامت انتخابات در ایران برایم روشن است. من هم به رای مردم معتقدم و برای همین از کسانی که می خواستند رای ۶۳ درصد از مردم وتو شود، متنفرم. حضرات سبز، دم از احترام گذاشتن به سلایق و عقاید مردم می زنند و در عین حال می خواستند رای ۶۳ درصد مردم را لجن مال کنند.

  47. قربون داداشمون بشم که قهر کرده.
    میدونم. حق داری البته تا یه حدی.
    اگه از رفتار دلسرد کننده دوستانی ناراحتی که از نیت خیرت آگاه بودن اما باز تنهات گذاشتن که بیخیال، اونی که باید راضی باشه انشاءا… راضیه و مزدتو میده.
    اگه از تهمت و افترایی که بهت زدن و فکر میکنی بیش از حدی بوده که باید ناراحتی، فقط میگم بهت که دل قوی دار. تازه باید تمرین کنی پوست کلفت شی… والله خیر حافظا… .
    میگم یه مدت استراحت کن. اما برگرد. تازه اصل مبارزه شروع شده. دنیا داره بیدار میشه. میدونم قرار نیست دست از مبارزه بکشی. اما تو رو خدا وبلاگنویسی رو کناز نذار. حزب اللهی های واقعی باید تو این فضا خودی نشون بدن.
    راستی آرشیوو پاک نکنی. جون من.
    علی یارت

  48. سلام آقا حامد
    تعجب کردم از این پستتون شدید ؛ اینجوری شدم
    آخه برادر خوب میدون رو خالی کردن که درست نیست هرچند درک میکنم چرا چنین تصمیمی گرفتید اما به قول شهید همت “حاشاکه بچه بسیجی میدان را خالی کند”
    بهتره یه تامل دوباره ای بکنید
    هرچند بالشخصه قبول دارم باید خوانندگان وبتون (از جمله خود بنده )در مقابل اتهاماتی که متوجه شما شد کار رسانه ای بیشتری میکردن همینطور در مورد وب یهود شناخت
    باید همینطور که برای وبهای معروفی مثل قطعه ۲۶ همه ی بسیجیان سایبری کار کردند و اطلاع رسانی و حمایت درمورد شما هم که به حق منصفانه مینویسید همین نوع حمایت انجام میشد
    بازم با همه ی احترامی که برای شما و عقیده تون قائلم مثل بقیه خواهان سرپا ماندن وب آرمانشهر و ایجاد یهود شناخت مجدد در یه میزبان دیگه هستم
    موفق باشید

  49. درخواست مناظره با مرکز تخصصی مهدویت + تایید برجستگان عرصه مهدویت از فیلم مستند
    در روزهای گذشته خصوصاً پس از انتشار مستند ظهور بسیار نزدیک است شاهد صف بندی عده ای متشکل از گروههایی که گمان میبرند امام زمان انحصاراً مال آنهاست و کسی جز آنها حق مطالعه در مورد آن وجود نازنین را نداردو فقط ایشان باید در باره آقا اظهار نظر کنند بودیم.
    کسانی که با استعانت از تمام امکانات و نیروهای لازم مثل رادیو و تلویزیون و تریبون دست به تخریب نا جوانمردانه سازندگان این مستند زدند و از هیچ کوششی فرو گذار نکردند.
    کسانی که بشارت نزدیک بودن ظهور منافع آنها را تهدید کرده تا جایی که در مدت کوتاهی دست به انکار مستندات روایی و هتک بزرگان و نادیده گرفتن حقایق مهم این عرصه زده اند .
    گروه مبشران ظهور و گروهها و افراد همفکر و هم نظر ، اعتقاد دارند که مرکز تخصصی مهدویت به دلایل مبهم و نامشخص سعی در کتمان حقیقت و مخدوش کردن موج بشارت ظهور دارد ، فلذا این گروه فرهنگی برای تنویر اذهان عمومی و آشکار شدن حق به مرکز تخحصصی مهدویت پیشنهاد مناظره می دهد.
    این جبهه گیری در عین تلخ بودن ثمراتی هم داشته که از آن جمله :
    ۱ هماهنگ شدن افراد و گروههای موافق
    ۲ پیدا شدن عده ای که در این عرصه نبودند
    ۳ قوی شدن و بالاتر رفتن سطح مطالعات مهدوی در جامعه
    ۴ معلوم شدن دوست و دشمن
    ۵ کسب تجربه در مناظره و رویارویی با منکرین
    http://u313.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=661:1389-12-20-14-25-15&catid=77:1389-04-03-20-24-30

  50. تو که با فحاشی به فائزه موافق بودی آیا مطالب سید حسن نصرالله را درباره نیروهای خودسر خوندی که ایشان چقدر مخالفند؟


    من موافق بودم؟ پیشنهاد می کنم یک کم تو همین صفحه وبلاگم بالا پایین برید. چرا سید حسن نصرالله؟ وقتی رهبر سیدحسن نصرالله هم مخالف این رفتارهاست چرا از سیدحسن نصرالله کد می آورید؟

  51. سلام
    خسته نباشید و خدا قوت.
    اگه از نظراتی که براتون فرستاده شده آمار بگیری می بینید که اغلب مخالف تعطیلی هستند. پس بمونید!!!
    “هاشمی و ریاست طلبی” مطلب جدیدی است که منتظر نقد و بررسی شماست.
    یا علی

  52. به عنوان یک مخالف(و نه سبز) در گودر (گوگل ریدر) این پست آخر را شیر کردم یک نوت هم برایش نوشتم می گذارم اینجا راضی باش خلاصه:
    تعطیل شدن یک وبلاگ معمولا ناگهانی است و همیشه غم انگیز است…غمناک و دردآور است
    حامد فتاحی از آن حزب اللهی هایی بود که یه جوری بود
    واقعا این «یه جوری» (که صفت خوبی است) نمی توانم توصیف کنم
    در جریان شهید صانع یک تنه ایستاد و گفت هم دانشکده ای من بسیجی نبوده..یک بار هم در پاسخ کامنت ها گفته بود در همین وبلاگ به اعدام های ۶۷ انتقاد کرده
    البته بدیهی است که اکثر مواضع اش را من نمی پسندیدم
    می خواهم اعتراف کنم که یک بار بعد از نه دی یک متن توهین آمیز از سبز ها را کپی پیست کردم برایش و عصبانی شد…و من خیلی دلم خنک شد و خب الان احساس عذاب وجدان می کنم امیدوارم مرا ببخشد
    غمناک تر از همه علت رفتن اش است
    می گوید رفقایم نامردی کردند ..پشتم را خالی کردند و مرا نادیده گرفتند ..ای کاش حداقل قبل از خداحافظی اعتراضی می کرد حرفی می زد…
    خدا نگذرد از این بالاترینی ها خیلی بی شرف اند ..همین


    سلام
    گرچه متنی را که کپی پیست کرده بودید یادم نمی آید ولی شما را می بخشم!
    اما در مورد اعدامهای تابستان ۱۳۶۷٫ اگر اشتباه نکنم تنها متنی که دراین وبلاگ دو بار آن را تکرار کرده ام، متنی است که در مورد اعدامهای تابستان ۱۳۶۷ نوشته بودم. یکبار در نوروز ۱۳۸۷:
    http://sobh.blogfa.com/post-30.aspx
    و درج دوباره آن در خرداد ۱۳۸۹:
    http://sobh.blogfa.com/post-345.aspx

  53. بیا و اصن سر حرفت بمون و برنگرد والله
    زشته دیگه بعد از هشتاد و پنج تا کامنت که بیشترشون هم گفتن نرو، تو هم نری و برگردی. میگن خودشو لوس کرده بود. والله

  54. سلام آقا حامد. اینکه می خواهی اینجا رو تعطیل کنی یک تصمیم شخصی است و خسروان دانند. این هم که می گویی توقعت بیش از این بوده و قصد قهر داری هم منطقی است و من بهت حق می دم.
    اما وقتی می گویی به خاطر مشکلاتی که مثلا بالاترین برات درست کرده می خواهی جمع کنی بری من یکی جوش می آرم!
    رک و راست بگم. من از اینکه بالاترین این طوری بهت حمله کردم بهت غبطه خوردم و پیش خودم گفتم خوش به حالش. آدم باید برای انقلاب خیلی ارزشمند باشهو دشمنان انقلاب خیلی از آدم بترسند که این طوری بهش حمله کنند. گفتم خوش به حال حامد که این طوری تونسته مورد غضب این کثافت ها باشه.
    اصلا بذار راستش رو بگم. یکی از دلایلی هم که باعث شده با وجود این همه بدقولی! دست از سرت بر ندارم و همچنان به همراهی ات دلگرم باشم همین بود. پیش خودم گفتم باید قدر همچین آدمی را دونست که دشمنان این طوری ازش بدشون می آد.
    بهت حق می دم که قهر کنی بری. اما نه برای خسته شدن از فشارها. این یعنی موفقیت اون ها. این یعنی اون ها گل خودشون رو زده اند.
    این درست نیست.

  55. میخوام نوروز رو از همین وبلاگ بهتون تبریک بگم. اما نه پیشاپیش. تو ایام عید. پس بمونید وگرنه بدجوری میخوره تو ذوقم.
    ما که تعارف به موندنتون نکردیم که حالا اگه بمونید اسمش بشه لوس بازی. اینو تو جواب بعضی ها اون بالا گفتم. داریم خواهش میکنیم که بمونید نه تعارف. اگه موندید یعنی منت گذاشتید و خواستمون رو محترم شمردید…


    سلام
    شما که دیگه دارید منو از رو می برید. اگر خدا خواست و موندم هیچ منتی نیست.

  56. تقریبا با وبتون آشنایم
    شما کلاتفکرات تند وافراطی دارید
    اگر همینطوری باشید بهتر نیاید
    و اگر غیر از این باشید خوبه


    احتمالا شما همون حمیده خانمی نیستید که کامنت گذاشته بودید که من توهین به فائزه را تایید کرده ام؟ اگر همان حمیده باشید معلوم است که چقدر با وبلاگ من آشنایید.

  57. حتی با مای بنده حقیر هم تند سخن میگوئید
    حرفم همونه واقعا تند روی راه پیامبر (ص) نیست
    سال نو مبارک


    سال نوی شما هم مبارک. ممکن است من با شما تند صحبت کرده باشم، شاید هم شما یه کم نازک نارنجی هستید.

  58. امسال سال همت مضاعف بود. بعضی ها چش نداشتن همت مضاعفتونو ببینن زدن یهودشناختو تعطیل کردن. آخر سالی نیا با دست خودت آرمانشهرتم ویران کن. ناشکری نکن.بمون حتی اگه آرمانشهرتو بمباران هم کردن هم ترکش نکن، مقاومت کن، آبادش کن. اصلا اومدی که مقاومت کنی. مطمئن باش برکاتش تو دراز مدت معلوم میشه.
    راستی میرال رو دیدید؟ دارم دانلودش میکنم.


    سلام. از لطفتون ممنونم. میرال رو ندیدم. ان شاءالله خواهم دید. ضمنا من مایلم دوستانی که احتمالا کامنت می گذارند، اگر می شناسمشان، نامشان را هم بدانم.

  59. یک وبلاگ دیگر درست کن. حرفت را بزن، اما نامت را نگو. در میان آن‌هائی که شرف را به کناری نهاده‌اند، راهش همین است.

  60. سلام اقا حامد من یک دوست و یه دوست نیستم من یکدوست هستم از یهود شناخت تا حالا با شما بودم هرچند که شرمنده برایت نظری نمیذاشتم و نظراتی که میذاشتم کم بود و انگشت شمار ولی همیشه مطالبتان را دنبال میکردم. امروز بعد از کلی مشغله که اومدم به ارمانشهر سر زدم و دیدم داری خداحافظی میکنی حسابی ناراحت شدم البته حق داری وقتی وبلاگ پر بار یهود شناخت مسدود میشه یا بعضی مواقع ف *ی *ل* ت*ر* اما وبلاگ هایی که جز سازنده اش و کسی که بهشون جایزه عنوان برتر میده رو هیچ کسی نمیشناسه ، اینطور تفاوت قائل میشن خون ادم به جوش میاد . اما از یک طرف حسابی خوشحال باش چون این طور با شما برخورد کردن یعنی حتماً حق بودی و حرف حق زدی و یک عده رو حسابی عصبانی کردی و اون ها هم جز تخریب کردن شخصیتت هیچ کاری بلد نیستند و عاجزند. اقا حامد این رو صادقانه میگم من یکی که به هیچ کس و هیچ جا وابستگی ندارم و یک ادم کاملاً عادی عادی هستم ، لااقل من یکی دلم واست ، واسه روشنگری هات حسابی تنگ میشه . باورم نمیشه که داری میری هرچی که بودی توی وبلاگت انسان شریفی بودی.امیدوارم منصرف بشی ، یک یهود شناخت دیگه راه اندازی کنی چون خیلی ها مثل من احتیاج به تلنگر برای بیدار شدن دارند. منتظر میمانم هر وقت برگشتی به این حقیر یک ایمیل خالی هم بفرستی حسابی خوشحال میشم . برات ارزوی سربلندی و توفیق دارم دوست خوبم.
    به امید ساعت پیروزی

  61. سلام
    وااااای مرسی.. خبر خیلی خوبی بود. ممنونم ازتون. واقعا خوشحالمون کردید.
    ان شاء ا… با روحیه بهتر برگردید.
    دعا میکنیم.

  62. سلام حامد عزیز !
    نبینم که حامد هم برید!
    یادش بخیر مهدی منکرات و حسن صباح تروریست و منبر نت و … حامد تقریبا آخراشه. وبلاگ یهود شناخت تقریبا داشت تخصصی می شد. خوب سنت بالا میره و باید کمی تخصصی کار کنی. حامد جان اگه واقعا وقت داری کمی وقت بگذار و کمی تخصصی تر ادامه بده . اگه متوجه عرضم نشدی به مطالب اون اوایل رجوع کن . اولا که شروع کردیم . دوران اصلاحات . اینترنت و وبلاگ تازه داشت پا میگرفت… الانه خیلی خیلی فنی شدی و مطالبت خیلی سنگین تر . برا خودت بلاگر صاحب نظری هستی با کلی اطلاعات ضد یهودی / صهیونیستی … ادامه بده برادر …
    ضمنا عیدت مبارک.

  63. ممنون که هنوز هستید.

    سال نو رو به شدت تبریک میگم بهتون ایشالا آرمانشهر و مدیر محترمش سالهای سال پابرجا و استوار باشند.

    بهترین ها رو در سال جدید براتون آرزو میکنم.


    سلام
    من هم از شما ممنونم به خاطر این همه لطفی که به من دارید و آرزو می کنم سال جدید، سالی پر از موفقیت و برکت برای شما باشه.

  64. یا مقلب القلوب والابصار
    سال نو شد ولی نیامد یار
    یا مدبراللیل والنهار
    بی حضورش چه اشتیاق بهار
    یامحول الحول والاحوال
    منتهی کن فراق را به وصال
    حول حالناالی احسن الحال
    به امید فرجش همین امسال

    سال نو مبارک

  65. سلام
    یادداشت تکمیلی تون خیلی خوشحالم کرد.
    امیدوارم هر چه زودتر بروز کنید و ما هم از دانش شما استفاده کنیم. خواهشا به فکر خودتون نیستید یه کم به فکر ما باشید.
    سال نو رو هم تبریک عرض می کنم خدمتتون. امیدوارم سال خیلی خیلی خوبی برای شما و خانواده ی محترمتون باشه ان شاءالله.
    التماس دعا
    خدانگهدارتون باشه

  66. سلام بزرگوار

    سال نو شما مبارک…خوشحالم که تصمیم گرفتین دوباره باشین…انشاءلله امسال سال خوب و پر از موفقیت برای شما و پر از به روز بودن وبلاگتون باشه.

    یا زهرا

  67. یا سلام
    عیدی نیست که تبریک بگم. ولی امیدوارم سال خوبی داشته باشید. نکات و صحبت های آقا را هم آویزه گوش کنیم در مورد انجام وظیفه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<