چند خط در مورد «جدایی نادر از سیمین» و «اخراجی ها» به عنوان یک دانشجوی سینما

۱- اخراجیهای(۱) را در جشنواره فجر دیدم، اخراجیهای(۲) را هم نه در سینما که از تلویزیون دیدم. یعنی برای هیچکدام از این دو فیلم، پول بلیط سینما ندادم. نه اخراجیهای(۱) را پسندیدم و نه اخراجیهای(۲) را. تا مدتی پیش هم قصد نداشتم برای دیدن اخراجیهای(۳)، سینما بروم و رغبتی هم به تماشای آن نداشتم. اما حالا، از لج حضرات از دماغ فیل افتاده و خودشیفته روشنفکر هم که شده، ان شاءالله نه به تنهایی که به همراه خانواده، برای دیدن این فیلم به سینما خواهیم رفت.

۲- اگر اهل سینما رفتن هستید، تماشای «جدایی نادر از سیمین» را از دست ندهید. به نظر من فیلمی در حد عالی نیست، اما حتما ارزش یکبار دیدن و تماشا در سالن سینما را دارد. بازیها خوب است و فیلمنامه هم، فیلمنامه ای قوی است، اما در میان فیلمهای جشنواره فجر در سال ۱۳۸۹ به نظرم فیلم «یه حبه قند» سیدرضا میرکریمی، به خصوص از نظر کارگردانی، یک سر و گردن از «جدایی نادر از سیمین» بالاتر بود و به جد معتقدم که در حق فیلم میرکریمی، در جشنواره فجر اجحاف بزرگی صورت گرفت.

۳- در جشنواره های اروپایی، بخواهیم یا نخواهیم، در کنار مولفه های حرفه ای و هنری، نگاه سیاسی هم وجود دارد. غربیها هنوز دوست دارند «دیگری» را در فلاکت و نکبت ببینند و خوشحال شوند از اینکه خودشان گرفتار فلاکتِ دیگری نیستند. این دیگری می تواند کشوری در آمریکای لاتین باشد، یا آفریقا یا آسیا. فیلم «بچه های آسمان» را عاشقانه دوست داشتم و دوست دارم، نیت مجید مجیدی را هم سیاه نمایی نمی دانم، اما مطمئن هستم اگر فیلم، بوی فلاکتِ زندگی در یک کشور جهان سومی را نمی داد، اینگونه در جشنواره های خارجی مورد توجه قرار نمی گرفت. می خواهم بگویم نباید خیلی جوگیر جایزه بی سابقه ای که فرهادی در برلین گرفت شویم و بترسیم از اعلام اینکه در جشنواره فجر ۱۳۸۹، فیلم یا فیلمهایی بوده اند که از «جدایی نادر…» سر تر بوده اند.

۴- حالم از حمله هایی که در برخی رسانه های بچه حزب اللهی ها به فیلم «جدایی نادر…» می شود و تقابل مسخره ای که بین اخراجیها و جدایی نادر، صورت داده اند دارد به هم می خورد. جدایی نادر، فیلمی است که به خاطر ارزشهای درونی خود فیلم، دیدن آن را در سینما توصیه می کنم. تماشای اخراجیها را هم صرفا «بغضا لمعاویه» توصیه می کنم. اصلا هم توی کتم نمی رود که فیلم «جدایی نادر…»، «مانیفست سبزها» و از این قبیل اراجیف است. فرهادی در «چهارشنبه سوری» و «درباره الی»، نشان داد که دغدغه بزرگش، دشواری قضاوت در مورد آدمها است. در جدایی نادر هم او با داستانی دیگر، همین دغدغه را نشان داده است. اگر قرار است برچسبی به فیلم فرهادی بزنم، به جای «مانیفست سبزها»، ترجیح می دهم از برچسب «مانیفستی علیه وضعیت دشوار آدمها در شهری شبه مدرن» استفاده کنم.

12 دیدگاه در “چند خط در مورد «جدایی نادر از سیمین» و «اخراجی ها» به عنوان یک دانشجوی سینما

  1. یه فیلم بی ارتباط با یه گروه رو مانیفست یه گروه کردن و یه فیلم دیگه رو سر لج یه گروه رفتن و یه فیلم رو مقابل یه فیلم دیگه قرار دادن و تحریم یه فیلم و … هم از یه سنخه. شما که به جماعتی خرده میگیرین که استفاده های سیاسی از فیلما میکنن خودتون هم همون کارو میکنین و نتونستین بی طرفی و آرامش فکری خودتون رو در این دریای طوفانی و متلاطم (که شاید زیادش باشه و بهتره بگیم در این بازار مکاره) حفظ کنین و از حد اعتدال خارج شده و همبازی همه ی احمق های اینوری و اونوری شدین.
    خب یه خرده تند رفتم ولی منظورم یه چیزی توی همین مایه ها بود. سخته توی این اوضاع آدم معیارها و منش خودش رو پیش ببره و دچار جوزدگی نشه.

  2. شاید پی نوشت سه رو خوب نفهمیده باشم. اما آیا جدایی نادر… فیلمی درباره فلاکت زندگیه؟ هنوز ندیدمش البته. اگر هست، آیا همه ی فیلمای خوب سینمای ما، ایران، توی همین مایه ها نبوده اند؟ هر چی دنبال مثال گشتم ندیدم. بعضی فیلما در ستایش زندگی هستند در مدح اخلاق و انسانیت و صفای دل و اینا مثه همون بچه های آسمان مثه رنگ خدا مثه فیلمای کیارستمی. خب از نظر شما که چون توی این فقر یا نقص عضو یا بیماری هم هست فیلمایی هستن که بدبختی رو نشون میدن! یه سری فیلمامون هم که توی طبقه متوسط ساخته شده اند و به فقر مربوط نیست و در باب گوشه های دیگری از دشواری های زندگی هستن هم که باز بنظر شما بدبختی رو نشون میدن. حتا بریم سراغ فیلمای حاتمی کیا سراغ فیلمای جنگ فیلمای مذهبی مثه وقتی همه خوابیم ، طلا و مس و چند تای دیگه که اسمشون یادم نیست، خب توی اونا هم مصیبت و غصه و فقر و اینا هست. اصولن شما نمیتونی فیلما رو دروغین درست کنی اما خوب باشن! و زندگی بالاخره یه طرفش یه مشکلاتی توش هست. خب از سینمای ما چه فیلم خوبی دراومده که در مجامع جهانی مورد توجه قرار بگیره اما نه فقر توش باشه نه عزا نه مصیبت نه جنگ نه معلولیت نه مشکلات طبقه متوسط؟ اینا که خودت میدونی حواشی داستان هستن تازه. پیام اصلی فیلما چیزای بزرگتری هستن و این خیلی خوبه که مجامع جهانی اون پیام ها رو بگیرن.
    البته هنوز دارم فکر میکنم مصداقی برای تایید یا تکذیب پی نوشت شما پیدا کنم. شاید هم همینطور باشه که گفتی. ولی خداییش حتا اگه ما تایتانیک رو هم بسازیم بفرستیم و جایزه بگیره باز شما میگی چون توش شکست و مرگ بوده و فلاکت رو نشون داده و…. اگه آواتار هم بفرستیم باز یه چیزی در نقد مملکت توش پیدا میشه که سیاسی به جوایزش نگاه کنیم.
    بازم فکر میکنم

  3. در مورد بچه های آسمان، شما خودت نگاه کن! فیلمساز چطور می تونست خلوص و صفای دل اون آدما رو نشون بده اگه توی شرایط سختی قرار نداشتند؟ اصلن کجا فداکاری و ایثار مفهوم پیدا میکنه؟ جایی که محنت و گرفتاری ای باشه. جایی که نیاز هست به فداکاری و ایثار. اینا جامعه ی ماست. ما نمیتونیم اینا رو سانسور کنیم. مثه فیلمای بالیوودی هند. که فیلمو می بینی انگار نمیکنی که توی هند باشه. دیگه ما که نباید در اون حد به سینمامون گند بزنیم که چهره بسیار برجسته و غیرواقعی از زندگی مون نشون بدیم. غیر از اینه؟ میدونم با این حرفا موافقیا. حرفت فقط اینه که خارجیا این ارزش ها رو توی فیلمای ما نمی بینن و قصدشون سیاسیه. من میگم که بدبینی. تازه اینطور هم باشه، بنظرم باز دارن بهمون خدمت میکنن!


    من که عرض کردم فیلم «بچه های آسمان» رو دوست دارم…

  4. راستش رو بخوای اگه ناراحت نمیشی بگم حالم از هر چی کارگردان شکل فرهادی و میلانی و…هست بهم میخوره(نه از خودشون بلکه از طرز فکر مسخره شون).به مراتب فیلم چهارشنبه سوری و یا درباره الی به واقعیت زندگی ایرانی بیشتر شبیه بود تا این اخری.اخه ادم حسابی چند تا زن در طبقه متوسط!(ها ها ها در واقعیت تو این طبقه همچین زنی اصلا پیدا نمیشه)در ایران پیدا میشه که مشکلش با طرز فکر شوهرش تو این چیزایی باشه که فرهادی تو جدایی نادر یا تو فیلمنامه کنعان نشون داده؟اصلا تعدادشون این قدری هست که ما بخوایم به خاطرش همون طبقه متوسط رو به سینما بکشونیم؟پس دقدقه اصلی امثال من و مشکلات واقعی اش چی میشه؟وقتی این همه زن نکبت زده که با شوهر های معتاد و بی کار و یا بی فرهنگ (که میتونن دکتر و استاد دانشگاه هم باشن!)که اصلا زن رو ادم نمیدونن و به چشم طفیلی بهش نگاه میکنن در همین طبقه میبینم حالم از دقدقه های میلانی(با اون اگه اشتباه نکنم اتش بس مسخره) و فرهادی با اون سیاست بازی های بچه گانه بهم میخوره.میدونم الان میگی سیاه نمایی نکن .نه بابا خودم کارم به دادگاه افتاده از خودم بد بخت تر اونجا فراوون دیدم تازه کلی هم هستن که اصلا جرات دادگاه و این حرف ها رو ندارن اونا رو هم بهشون اضافه کن .هه! ایران جای زندگی نیست بریم خارج!مسخره ! انگار ما نمیدونیم دنبال چه چیز اون طرف اب هستن الکی ما رو هم قاطی میکنن .قانون رو دور نزنیم ایران جای بسار خوبی هم هست من که مشکلاتم رو تو این چیزا نمیدونم.


    سلام
    فیلمساز و هنرمند که نباید ادا در بیاورند و چیزی دغدغه شان نیست را بسازند. امثال فرهادی، دغدغه شان همینهاست. اگر شما یا من دغدغه دیگری داریم، نمی توانیم آنها را مجبور کنیم که بر اساس دغدغه ما فیلم بسازند. بلکه باید اگر می توانیم خودمان دست به کار شویم.

  5. از لج حضرات از دماغ فیل افتاده وخودشیفته روشنفکر به
    این فیلم میروم!!!!!!!!!!!!!
    اصلا خوب نیست به خاطر لج باکسانی خودتون را در ورطه هلاکت بیاندازید
    انسان ارزش وجودی دارد وحیفه که از سر لجبازی خودش را ارزان بفروشد
    یا علی

  6. ۱٫ با کامنت «زنی که یه زن که شبیه سیمین نیست» موافقیم..
    ۲٫ با حرف شاما هم موافقیم و ان قضاوت عادلانه درش.
    ۳٫ همین که یک عده از لج یک عده دیگر فیلمی را تحریم کنند یا بروند فیلمی را ببینند خوب است. این یعنی سینما دغدغه شده. یعنی راه مخالفت کردن را از خیابان بردیم در عرصه هنر و این عالی است.
    ۴٫ بخواهیم یا نخواهیم اخراجیها تنها فیلمی بوده که در کنار برخی فیلمهای معدود دیگر بخش سنتی و دینی را مجاب کرده در سینما با بقیه مردم بنشینند و فیلم را ببینند. این برای ماندگار شدنش در تاریخ سنیمای ایران کافیه. ولی خب بعیده خود ده نمکی هم معتقد باشه بهترین فیم تاریخ سینما را ساخته…

  7. دیدید برنامه هفت را؟
    چقدر جناب کارگردان تند وگستاخ سخن میگفت؟ واصلا تحمل چند کلمه را هم نداشت؟
    البته با روحیه ای که از شما سراغ دارم با هاش موافقی یعنی از تند ی ناراحت نمیشی
    تمام سینماها راقبضه کرده وتازه میگه به من مربوطی نیست
    اینهم از انصافش
    به قول خانم فاطمه حسینی نویسنده کتاب دائ که چقدر از این آقا گله کرد به خاطر لودگی در جبهه
    وچقدر هم خودش را سینه چاک جنگ میدونه
    حاتمی کیا کجا واین کجا؟
    دیشب یکبار از حضرت نوح علیه السلام هزینه میکند که در کشتی ایشان بعد از هزار سال مردم نیامدند وباز همین آدم برای تایید فیلمش میگه مردم اومدند
    بالاخره مردم خوبند یا بد؟
    ای خدا


    سلام
    من در همین یادداشت عرض کرده ام که از فیلمهای اخراجیهای ۱ و ۲ خوشم نیامده. بین خودمان باشد، خوشم که نیامده هیچ، از این دو فیلم بیزارم. همینجا عرض می کنم هیچ امیدی هم به اخراجیهای ۳ ندارم. فکر کنم شما فقط کامنت می گذارید بدون اینکه مطالب را بخوانید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<