غزلی از حسین منزوی

ای که گمنام رسیدی تو و گمنام گذشتی
تو که بودی که شتابان و بی آرام گذشتی؟

بی فرود آمدنی تا به کنارم بنشینی
بی درنگی که ستانم ز لبت کام، گذشتی

تو همان مرغ همایون که سویم آمدی، اما
نالم از بخت که ننشسته بر این بام گذشتی

ناز هشیاری ات ای مرغ! که در دامگه عشق
دانه را چیدی و چابک ز سر دام گذشتی

میل و مقصود تو صحرای امید چه کسی بود؟
ای سحابی که نباریده ز صحرام گذشتی!

به تماشای تو از خویش برون تاختم، اما
زودم از دیده چنان شادی ایام گذشتی

جز غباری به قفای تو ندیدم، چو رسیدم
تو چه هنگام رسیدی؟ تو چه هنگام گذشتی؟

***
تو که بودی و تبارت چه و اصل تو کجایی؟
ای مه آلود! که آن گونه در ابهام گذشتی

5 دیدگاه در “غزلی از حسین منزوی

  1. سلام در جواب پستی که نوشته بودین کدام یک از ما ولایت پذیریم که حالا به احمدی نژاد گیر میدیم اولا که قرار نیست که هر کی ولایت پذیر نبود گیر نده دوما یه ماهواره بگیر ببین الان مساله اصلی مشایی هست یا نه. در ضمن مجلس چیکار باید بکنه که شما راضی بشی خوبه هر چی تصویب میکنه احمدی نژاد اجرا نمیکنه میخوای به قول اون سایت در مجلس رو ببندن کلیدش رو بدن به دولت؟ سوما خدا وکیلی بینی و بین الله خاتمی اینقدر از رهبری برای کاراش مایه گذاشت؟ اینقدر رهبری را تضعیف کرد؟ الان همه جا نقل ضدانقلاب شده که رهبری تو همه کارهای دولت دخالت میکنه نمیگم حرفای اونا مهمه هست ها ولی وقتی میشه اینقدر از ایشون هزینه نکرد بهتره که نکرد برادر من. خیلی چیزهای دیگر هم هست که دیگر نمینویسم و میگذارم به عهده خودتان

  2. سلام
    دوستان برای چهارشنبه ورزشگاه پایه اید؟؟
    راستی اون دوستت که گفتی رفته لاذقیه سوریه…! بهش بگو شیطون برای چی رفتی لاذقیه شهر ساخلی سوریه!! خود سوریه ای ها اونجا نمیرن!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<