بخشهایی از سخنرانی مهم و منتشر نشده رهبری در پاییز ۱۳۸۹ که دیگر می شود به آن استناد کرد

رهبر عزیز انقلاب در پاییز ۱۳۸۹ سفری به قم داشتند که بیشتر از یک هفته طول کشید. بر طبق خبرهای منتشر شده، ایشان در طول این سفر، دو دیدار با اعضای «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» داشتند. تاکنون از سخنرانی هایی که ایشان در این دو دیدار داشتند، متنی به صورت رسمی در سایت اینترنتی «دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای» منتشر نشده است، اما به صورت غیر رسمی، متنهایی از سخنرانی ایشان در دیدار دوم با اعضای جامعه مدرسین، در یکی دو نشریه دانشجوییِ کم تیراژ و به تبع آن در برخی سایتهای اینترنتی منتشر شد. با اینکه در طی نزدیک به دو سال گذشته، دفتر رهبری این متنها را تکذیب نکرده است، اما می شد این سکوت را به کم تیراژ بودن و به چشم نیامدن آن نشریات هم نسبت داد.

اما دو هفته است که بخشهای کوتاهی از سخنان ایشان در این دیدار، در ویژه نامه (ویژه نامه دولت معیار) روزنامه رسمی دولت، یعنی روزنامه ایران و در تیراژی انبوه منتشر شده است. با توجه به اینکه با گذشت دو هفته از انتشار این بیانات در ویژه نامه «دولت معیار»، دفتر رهبری، انتساب آنها را به ایشان تکذیب نکرده است، از این به بعد دیگر می شود آنها را مستند و منسوب به رهبری حساب کرد.

پیش از نقل این جملات از ویژه نامه روزنامه ایران، ذکر چند نکته را در مورد آنها لازم می دانم:

۱- قائلان به انحرافِ دولت دهم و مدعیانِ ضدیتِ احمدی نژاد با ولی فقیه، دو ماجرا را به عنوان قوی ترین شاهد بر ادعاهای خود مطرح می کنند:

اول، ماجرای معاون اولی مهندس مشایی در تابستان ۱۳۸۸٫
دوم، ماجرای استعفای حجت الاسلام مصلحی، وزیر اطلاعات در بهار ۱۳۹۰٫

با توجه به اینکه دیدار رهبری با اعضای جامعه مدرسین بعد از ماجرای اول بوده است و با این حال ایشان در این سخنرانی، چنانکه خواهد آمد، اساسا فرق این دولت را با دولتهای قبلی، خودداری از ایجاد حاکمیت دوگانه بیان می کنند، به نظر می رسد که معیارهای رهبری در مورد عیار ولایتمداری یک شخص یا جریان یا دولت، با ملاکهای بسیاری از مدعیان ولایتمداری که ولایتمداریِ ریاکارانه، سیاست بازانه و منافقانه را به ولایتمداری به سبک احمدی نژاد ترجیح می دهند بسیار متفاوت است.

۲- سخنرانی معروف آیت الله مصباح یزدی، در مورد شکل گرفتن فراماسونری جدید و «بزرگترین خطر از صدر اسلام تاکنون» در روز ۲۴ فروردین ۱۳۹۰ ایراد شده است. ۲۴ فروردین ۱۳۹۰، قبل از ماجرای استعفای مصلحی و بعد از سخنرانی رهبری در جمع اعضای جامعه مدرسین است. به عبارت دیگر، در فاصله سخنرانی رهبری تا این سخنرانی آیت الله مصباح یزدی، ماجرای عمده و خاصی روی نداده است که بخواهیم اختلاف نظر فاحشِ آیت الله مصباح یزدی با نظر رهبری را به آن مربوط کنیم. اگر این سخنرانیِ آیت الله مصباح یزدی، بعد از قضیه استعفای وزیر اطلاعات و ماجراهای مربوط به آن بود، می شد این اختلاف نظر را با توجه به تغییر شرایط، توجیه کرد، ولی اینطور نیست.

۳- خوانندگان را توجه می دهم به این نکته که در طول دو سال گذشته، چه کسانی با وجود ادعای ولایتمداری، دولت را مثلا در مساله حجاب، بر خلاف نظرات رهبری در این سخنرانی، چنان که خواهد آمد، کوبیده اند و به انواع و اقسام اتهامات آلوده اند. کسانی که به طور حتم، مثل من و شما از بیانات رهبری در این سخنرانی بی خبر نبوده اند و با این حساب می شود گفت با کمال پررویی، شرم را خورده اند و حیا را قی کرده اند.

۴- برخی از دوستانِ تحلیل گر معتقدند، از حجم حمایتهای کلامی رهبری از دولت دهم، نه بعد از قضیه وزیر اطلاعات و ماجرای به اصطلاح خانه نشینی رئیس جمهور، که بعد از همین سفر رهبری به قم کاسته شده است. این ادعا اگر بیراه نباشد که به نظر می آید چندان هم بیراه نیست، خیلی از حرفها و دردها را در خود نهفته دارد.

۵- از آنجا که متنهای کامل تری که از این سخنرانی رهبری منتشر شده اند، هنوز می توانند با شبهه غیرقابل استناد بودن مواجه باشند، بنده در اینجا، فقط قسمتهای کوتاهی را که در روز ۲۰ شهریور، در ضمیمه رایگان روزنامه ایران (ویژه نامه دولت معیار) منتشر شده اند، باز نشر می کنم و امیدوارم هرچه زودتر، منبعی رسمی، همت کند و متن کامل این سخنرانی را منتشر کند. و اما فرازهای کوتاهی از بیانات منتشر نشده رهبری در دیدار با اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در آبان ۱۳۸۹:

«بنده از همه دولتها حمایت کرده ام ولی این دولت با دولت های گذشته تفاوت دارد و فرق اساسی در این است که تلاش نمی کنند حاکمیت دوگانه درست کنند. امروز وقتی رئیس جمهور و یا مسئول ارشدی از دولت به خارج از کشور می رود، من نگرانی ندارم اما قبلا نگران بودم که مسئولان در خارج از کشور می خواهند چه بگویند؟

… مسئولان امروز همه حجاب فقهی را قبول دارند ولی اختلاف سلیقه در تاکتیک هاست. فرضا دختری که حجاب کاملی ندارد اما شب قدر یا در مجلس دعای کمیل شرکت و به درگاه خداوند تضرع می کند یا در راهپیمایی ۲۲ بهمن تصویر امام را می گیرد، نمی توان گفت که بی دین است بلکه نمی داند حجاب اسلامی چیست که باید او را توجیه کرد. باید در باب حجاب کتاب نوشت و از طرق مختلف مانند فیلم های تلویزیونی حجاب را تبیین و افراد ناآگاه را ارشاد کرد.»

پی نوشت: مدتی پیش، سئوالی را از همفکران آقای صفارهرندی پرسیدم که به نظر خودم در فهم رفتار فرهنگی و سیاسی رئیس جمهوری و دولت بسیار مهم است، اما جواب درخوری نگرفتم. از این رو به این سئوال در اینجا دوباره لینک می دهم و تا زمانی که جواب درخوری نگیرم، ان شاءالله هر از چندگاهی به آن لینک خواهم داد:
آقای صفارهرندی و همفکرانشان لطفا به این سئوال پاسخ دهند

لینک روزانه: وبلاگ ویژه استقبال مردمی از رئیس جمهوری در بازگشت از سفر نیویورک

8 دیدگاه در “بخشهایی از سخنرانی مهم و منتشر نشده رهبری در پاییز ۱۳۸۹ که دیگر می شود به آن استناد کرد

  1. سلام هم قبیله ای.
    به نظر من باز هم مطلب محکم و مؤدبی نوشتید.
    با تشکر از فرصتی که در اختیارم میذارید، میخوام طرح موضوع کنم.
    چندهفته پیش در برنامۀ هفت، مسعود فراستی در نقد فیلم ضد گلوله نکته ای رو مطرح کرد که توقع داشتم رسانه های احمدی نژادی بهش بپردازن. استاد در برنامۀ هفت اشاره کرد که دو دسته با « ضد گلوله » مشکل دارن: شبه روشنفکرا و جریانی که ( به تعبیر من ) سعی می کنه خودشو حزب ا… جا بزنه. فراستی در مورد « ضد گلوله » برای این همسویی دلایلی آورد. ولی مهم ترین قسمت صحبت های استاد، به نظر بنده، این بود که گفت میشه مستقلاً موارد اشتراک جریان شبه روشنفکری و متحجرین رو در سال های گذشته بررسی کرد. بنده، در مقام افسر جوان جنگ نرم، نیز بر اساس تجربۀ فضای سیاسی و سینمایی کشور تو سالهای اخیر، به این نتیجه رسیدم که جریان روشنفکری و تحجر، واقعاً، دو روی یه سکه هستن و فصل مشترک اونا، ظاهراً، مبارزه با ایرانی گری است.
    * امام خامنه ای در مورد ویژگی های جریان [شبه] روشنفکری می فرمایند: «روشنفکری در ایران با دو خصوصیت بی اعتنایی به ایرانی گری و بی اعتنایی به اسلام متولد شد.» و برخلاف متحجرینی که دولت رو به ترویج ایرانی گری متهم می کنن، ایشون در دیدار سال گذشته با هیئت دولت فرمودند: « اگر می‌خواهید از ایران و ایرانی‌گری حمایت کنید، ایران بعد از اسلام، مستند‌تر و آشکار‌تر است. » یعنی امام خامنه ای به دولت توصیه می کنند که برای حمایت از ایرانی گری از چه مسیری عبور کند. نگاه مشترک ضد ایرانی گری، در سینما به عکس العمل های مشترک این دو جریان در برابر پروژه های ملی مثل لاله منجر میشه.
    اضافه کنید مخالفت با «گشت ارشاد»، که به عقیدۀ بنده از روحیۀ « آزادگی اقلیت شیعۀ ایرانی و ستیز با خویشتن منفعل» سرچشمه گرفته. (ممکنه تعریف بنده از فیلم رو « پرت و پلا » بدونید، ولی به هرحال مخالفت سرسخت جریان روشنفکری با این فیلم نشون دهندۀ حقانیت اونه. اگه بگید مخالفت روشنفکرا با « گشت ارشاد »، « تکنیکی » است در جواب شما رو ارجاع میدنم به فیلمای ( به لحاظ تکنیکی ) مبتذلی که این جریان به اون دل بسته. از فیلمای، به خصوص دو- سه تای آخری، کاهانی و «طهران، تهران» و پل چوبی بگیرید تا « جدایی…» و شهر زیبا و نارو نی و هامون.
    و آخرین، و شاید عجیب ترین مورد یعنی « کلاه پهلوی ». هرچند قضاوت در بارۀ محتوای این سریال خیلی زوده، و خود بنده هم نسبت به آنونس اون ان قلت هایی دارم. ولی چیزی که مسلمه، عصبانیت جریان شبه روشنفکری در بارۀ این سریاله.
    اضافه کنید سکوت جریان تقلبی «حزب الله» ( نه جزب الله واقعی ) در برابر رخدادهایی مثل تعطیلی خانۀ سینما، «جدایی…»، « خصوصی» و « مسیر انحرافی»

  2. سخنان منتشر نشده امام خامنه‌ای در دیدار دوم با جامعه مدرسین
    امام خامنه‌ای در سفر تاریخی خویش به قم، دو دیدار با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم داشتند که دیدار دوم، روز نهم سفر(پنجشنبه ششم آبان‌ماه) انجام شد و تا کنون خبر آن به‌صورت رسمی منتشر نشده است. متن کامل سخنان ایشان -بخش مربوط به دولت- چند روز پیش توی هیأت به دستم رسید؛ به یکی از آشنایان هم نشان دادم، گفت چندی پیش آن را در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام روی تابلو اعلانات دیدم. توی گوگل هم جستجو کردم، یکی از کاربران گوگل‌گروپ، همین متن را برای فرد دیگری فرستاده بود. راستش حیفم آمد که منتشر نشود.
    ناگفته نماند، همان ایام، کلیات این دیدار از سوی برخی از اعضای محترم جامعه مدرسین در مصاحبه‌های مختلف با خبرگزاری‌ها بازگو شده بود؛ اما اصل سخنان آقا چیز دیگری است برای أولی‌الألباب! چرا بچه‌حزب‌اللهی‌ها باید سخنان امام خودشان را با واسطه و بعضا تفسیر و تحلیل از دیگران بشنوند در حالی که خودشان به تعبیر امام خامنه‌ای، اهل بصیرت‌اند؟!
    آنچه در ادامه می‌آید متن کامل بخش مربوط به دولت در فرمایشات امام خامنه‌ای در این دیدار است:

    نکته آخری که عرض می‌کنم و لازم هم می‌دانم این را عرض کنم، این است: ببینید، مسئله دولت و حمایت از دولت، مقابله با دولت، مخالفت با دولت زیاد مطرح است؛ هم درجامعه مدرسین، هم در بیرون جامعه مدرسین، هم در سطح عمومی کشور؛ فلان کس موافق است، فلان کس مخالف است. من این را باید به شما عرض کنم؛ با اطلاع و از نزدیک عرض می‌کنم. یک روزی توی این کشور تلاش می‌شد -هم شعارش داده شد، هم عملا تلاش شد- که حاکمیت دوگانه درست کنند. یعنی واقعا برای این کار بنا کردند سرمایه‌گذاری کردن.
    مراد از حاکمیت دوگانه هم فقط این نیست که دو دستگاه در راس کشور قرار داشته باشند که هر کدام به نوبه خودشان تصمیم‌گیری کنند؛ این معنایش این بود که منزله رهبری و ولایت‌فقیه و این حرف‌هایی که ماها داریم و انقلاب از اول داشته، اینها را از جایگاه تعیین‌کنندگی و فصل‌الخطاب بودن کنار بیندازند و برایش رقیب درست کنند. آن کسانی که این را مطرح کردند، اصلا از اول فکرشان این بود. یک وقت به دولت چشم دوختند، نتوانستند؛ بعد خواستند مجلس را این جوری کنند؛ بالاخره حاکمیت دوگانه را، هم شعار دادند، هم دنبالش راه رفتند. این حاکمیت دوگانه فقط شعار داخل هم نبود که ما بگوییم کسانی در داخل این شعار را می‌دادند؛ نه، همان وقت‌ها آمریکایی‌ها هم این را گفتند، اروپایی‌ها هم این را گفتند، توی تبلیغاتشان هم آوردند و همین تعبیر «حاکمیت دوگانه» را به‌کار بردند.
    در دولت نهم و دهم -از وقتی که آقای احمدی‌نژاد آمده- بحث حاکمیت دوگانه نیست؛ حاکمیت یگانه است؛ یعنی دولت و رهبری و تشکیلات در امتداد یک خط قرار دارند؛ این را من جازما و قاطعا به شما عرض می‌کنم. البته معنایش این نیست که اختلاف نظری وجود ندارد، یا فلان مسئول دولتی یا رئیس‌جمهور یا غیر رئیس‌جمهور در نظرات و افکارشان نقاط اشتباهی ندارند؛ چرا، از این قبیل هست، همیشه بوده، باز هم هست مواردی که اختلاف‌نظر بین بنده و شخص آقای رئیس‌جمهور وجود دارد؛ یکی دو تا هم نیست؛ موارد متعددی هست که اختلاف‌نظر وجود دارد -البته یک جاهایی هست که مطلب برای من محرز و روشن و جزمی است، می‌گویم آقا این کار نباید بشود؛ خب واقعا گوش می‌کنند و جلویش گرفته می‌شود؛ یک وقت‌هایی نه، برای من آن‌جور روشن نیست که بگویم نباید بشود، اما کاری را که دارد انجام می‌گیرد، قبول ندارم؛ از این قبیل موارد متعددی هست. اما در زمینه‌های مختلف، جریان اصلی، جریان موافقت است، البته یک زمینه‌هایی هست که من دخالت نمی‌کنم. در مسایل اقتصادی، بنده اصلا دخالت نمی‌کنم. من خودم را توی این مسایل صاحب‌نظر نمی‌دانم. سر قضایای گوناگون، اختلاف‌نظر هم هست، استدلال‌های گوناگونی هم هست، همیشه از من هم توقع می‌رفته که دخالت کنم. بعضی‌ها سر قضیه قیمت ارض، سر قضیه کم و زیاد کردن سود بانکی همیشه از من توقع داشته‌اند که دخالت کنم؛ اما من دخالت نمی‌کردم.
    نظرات گوناگونی می‌آید؛ یک وقت آدم به یک نظر قطعی می‌رسد اما غالبا من به نظر قطعی و جازم نمی‌رسم؛ چون در این قضیه من صاحب نظر نیستم؛ لذا دخالت نمی‌کنم. در بعضی قضایا چرا، اطلاعت دارم، جازمم، می‌فهمم خطایی وجود دارد؛ لذا جلویش را می‌گیرم و نمی‌گذارم انجام بگیرد. اما سیاست کلی، سیاست کلی هم‌جهتی است. بعضی می‌گویند فلانی از دولت حمایت می‌کند، بعضی می‌گویند نمی‌کند؛ من از همه دولت‌ها حمایت می‌کنم. از دولت و قوه مجریه و مسئولینی که هستند، در همه دوره‌ها من حمایت کردم؛ با اینکه بعضی‌هاشان از لحاظ جهت‌گیری، مخالف با جهت‌گیری ما بودند؛ منتها برخورد کردن و تضعیف کردن مصلحت کشور نبوده. در داخل، از زیر، هرکار می‌توانستیم می‌کردیم؛ اما در حمایت عمومی، من حمایت می‌کردم. در این دولت، قضیه این جوری است؛ یعنی جهت‌گیری جهت‌گیری درستی است. این دولت جهت‌گیری‌اش جهت‌گیری درستی است؛ اگرچه خطاهای گوناگونی هم در جاهای مختلفی دارد.
    حالا مثلا فرض کنید همین مسئله ایرانی‌گری و اینها که آن روز اشاره فرمودید. من واقعا نفهمیدم که اینها حقیقتا دنبال این‌اند که حالا یک چیزی را در مقابل اسلام علم کنند. البته بدم می‌آید از این کاری که می‌کنند. دیروز هم همین آقایی که مسئول این چیزهاست، سر ناهار پیش من آمده بود و یک چیزی مطرح می‌کرد. گفتم آقا این‌قدر ایرانی‌گری، ایرانی‌گری نکنید. یک تشری هم آنجا به او زدم، از این کار خوشم نمی‌آید؛ اما اینکه اینها واقعا می‌خواهند یک مکتب ایرانی در مقابل مکتب اسلام علم کنند، من واقعا این را نمی‌فهمم. با ملاحظه قرائن گوناگون در کارهای این‌ها، این به‌دست نمی‌آید. حالا یک جاهایی ممکن است اشتباه کنند، اشتباه هم می‌کنند؛ این جوری نیست.
    در گذشته گاهی کارهایی انجام می‌گرفت که آدم حقیقتا نگران و مضطرب می‌شد. الآن رئیس‌جمهور با هرکسی در دنیا ملاقات کند و حرف بزند، من از حرف زدن او نگران نیستم. اطلاع هم ندارم، اما نگران نیستم. می‌دانم که در خلاف جهت انقلاب و سیاست کلی نظام مطلبی گفته نخواهد شد، مطلبی پیش نخواهد رفت؛ ولو حالا به لحاظ تعارف دو کلمه هم یک چیزی بگویند، اما کاری پیش نخواهد رفت؛ این را خاطرم جمع است.
    در گذشته این جور نبود؛ یک ذره غفلت می‌کردیم، یکهو یک کاری انجام می‌گرفت. پیش من آمدند و گفتند ما می‌خواهیم از بانک جهانی قرض کنیم. آقایانی که توی مسایل پولی و این‌ها اطلاعاتی دارند، می‌دانند چقدر این کار چیز خطر ناکی است. احتیاجی هم نداشتیم، اما گفتند می‌خواهیم قرض کنیم. من گفتم این کار را نکنید. اول رئیس‌جمهور این را به من گفت -مال هشت نه سال پیش است- بعد من گفتم این کار مصلحت نیست، نکنید. رفتند، ولی بعد دیدم دوسه نفر از کارشناس‌های اقتصادی و مسایل پولی و بانکی دولت آمدند با من صحبت کردند و گفتند آقا ما این را احتیاج داریم؛ ناچاریم این کار را بکنیم. من دیدم این اصلا برنامه‌ریزی شده است؛ می‌خواهند این کار را بکنند! جلسه بعد که رئیس‌جمهور پیش من آمد، گفتم آقا اگر شما این کار را کردید، من با این کار اعلام مخالفت خواهم کرد. ترسیدند، دیگر نکردند. کارها این‌جوری بود اما امروز چنین چیزهایی پیش نمی‌آید.
    آن وقت صدراعظم آلمان «کهل» بود. او با رئیس‌جمهور ما ارتباطات خوبی داشت. تلفنی با هم صحبت می‌کردند، چه می‌کردند؛ من هم همین ارتباطات را تایید می‌کردم. او یک نفر مامور هم گذاشته بود که به ایران می‌آمد و صحبت می‌کرد و می‌رفت و قرار می‌گذاشت. یک شب رئیس‌جمهور به من کاغذی داد گفت ما این‌ها را نوشته‌ایم تا نماینده رئیس‌جمهور ایران این‌ها را به این نماینده‌ای که از آلمان می‌آید بدهد. من بعدا نگاه کردم دیدم نوشته شما انتظارات خود را از جمهوری اسلامی بیان کنید؛ شما از ما چه انتظاراتی دارید؟! این خیلی چیز خطرناکی بود. خیلی اوقاتم تلخ شد. من پیغام دادم، گفتم او غلط می‌کند از ما انتظارات داشته باشد! او چه‌کاره است؟ آن وقت دولت آلمان تنها دولت اروپایی بود که با جمهوری اسلامی یک ارتباطی داشت.
    گفتم مثل آن کسانی که بلاتشبیه یک زن بدنامی را از توی آن محله بدنام بیرون می‌آورند و آب توبه روی سرش می‌ریزند و زیر حمایت خودشان می‌گیرند. این‌ها می‌خواهند با جمهوری اسلامی این‌جوری رفتار کنند. مگر آلمان کیست که بخواهد با جمهوری اسلامی این‌جور برخورد کند؟ او هم گفته بود که شماها هر کاری با اروپا دارید، به ما بگویید تا ما این کارها را برایتان انجام دهیم. این‌ها هم یک فهرستی نوشته بودند که ما این را می‌خواهیم، این را می‌خواهیم. من گفتم شما می‌خواهید با بلژیک، با ایتالیا، با اتریش ارتباطات داشته باشید، به این چرا می‌گویید؟ ببینید خطاها، خطاهای اصولی و اساسی بود. آدم یک ذره غفلت می‌کرد، چنین چیزی پیش می‌آمد. این را من به شما عرض بکنم؛ امروز چنین چیزهایی وجود ندارد.
    آن وقت آمدند به ما گفتند -این خاطرات مال آن وقت‌هاست- که آقا ما می‌خواهیم بگوییم این دو دولت را در فلسطین قبول داریم! دو دولت! ببینید این چقدر انحراف است که کسی این را ملتفت نشود. ما یک خورده اوقات‌تلخی کردیم، چه کردیم؛ بلاخره ظرف دو سه جلسه رد وبدل کردن و گفت‌وگو کردن و این‌ها، این مسایل برداشته شد. امروز این‌ها نیست. آن روزها آدم توی آن مسایل خاطرجمع نبود، امروز این‌جور نیست؛ یک جهت واحدی است، دارند یک حرکتی می‌کنند.
    البته من اعتقاد به نصح دارم. یعنی واقعا معتقدم اگر جامعه مدرسین یک مواردی اشتباهی می‌بینند، ملاحظه رفاقت و دوستی را نکنند، نصیحت کنند؛ منتها مراقب باشند که یک جهت‌گیری عامی برای زمین زدن دولتی که حالا نسبت به شعارهای انقلاب وفادار است، نسبت به رهبری اظهار اطاعت می‌کند و چه و چه، ایجاد نشود، به آن حرکت کمک نشود؛ عرض ما این است. یک جوری نصیحت کنید که آن کسانی که قصد ریشه‌کنی دارند، نتوانند استفاده کنند. ولی خوب، نصیحت کنید، پیغام بدهید، کاغذ بنویسید؛ اگر یک جایی واقعا دیدید ضرورت دارد، اعلام هم بشود. اعلام عمومی در مواقع ضرورت ایرادی ندارد، اما باید مراقبت بشود. این‌جور نیست که حالا انسان هر اعتراضی دارد، مصلحت باشد که این را علنی و عمومی کند.
    خوب صحبت‌های ما خیلی طولانی شد؛ از دوستان معذرت می‌خواهیم. دعا می‌کنیم که خداوند متعال آقایان را موفق و مؤید بدارد تا بتوانند این کار بزرگ را انجام دهند. اگر یک وقتی آقایان به ما تذکری دارند، من آماده هستم. مطلبی را به‌عنوان تذکر واقعا پخته کنید، این را در قالب نامه یا پیغام -یا کسی از طرف شما بیاید، یا کسی از طرف ما بیاید- به ما منتقل کنید، ما هم ان‌شاءا… از این تذکرات استفاده خواهیم کرد.
    والسلام علیکم و رحمه‌ا… و برکاته

    • “استات اویل بی قانونی است…
      اینها بی قانونی است…که طرف متهم میشه بعد از زندان فراری داده میشه..ما با اینها مخالفیم”

      بخشهایی از سخنان دکتر در ۱۳ خرداد ۸۸

  3. سلام
    بعضی متاسفانه در رابطه با فرمایشات حضرت آقا، شدن مصداق “نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ”

    اون قسمتهایی رو که مطابق میلشان هست میشنوند ولی قسمتهایی که به نفعشان نیست و یا مصلحت نمی بینند بشنوند رو نمی شنوند. وحتی گاهی متاسفانه وقتی برایشان بازگو هم میشود خودشان را میزنند به نشنیدن و یا آن را به هر چیزی ربط میدهند جز مقصود روشن رهبر انقلاب!
    ما هر چه می کشیم از اینجور برخوردهاست.
    به نظر من اینگونه افراد در وهله ی اول و پیش از هر چیز دیگر به رهبری عزیز ظلم میکنند و شاید خودشان هم متوجه نباشند…
    نتیجه این شده که امروز متاسفانه مظلومترین فرد نظام، رهبر عزیز انقلاب اسلامی است. :( =((

  4. با سلام

    سحر خانم, فرمایشات شما کاملا صحیح است ولی فکر میکنم مشکل تنها مسائلی که شما فرمودید نیست. عده زیادی از آنها یا رهبری ضعیف و حرف شنو میخواهند (که همین را از دکتر هم میخواستند) یا, دور از جان ایشان, اصلا خودشانرا نمیخواهند. من همیشه از خودم میپرسم چرا لااقل یکی از حوزویان به تقطیع و سو تعبیرها و حذف و اضافه کردن سخنان رهبری اعتراض نمیکند. یعنی اینها آنقدر قوی اند که حتی همگنانشان هم جرات حرف زدن ندارند? اگر چنین باشد وای بحال نظام.

  5. سلام
    با مطلبی تحت عنوان”استقبال، تقدیر و اعتراض روز جمعه ۷مهر” ………
    بروزم نظر فراموش نشه
    در بازنشر این مطلب کوشا باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<