من در درجه اول، یک ۲۷ خردادی ام، نه سوم تیری

(به بهانه سوم تیر)

دو جور سوم تیری داریم:

۱- سوم تیریهایی که روز سوم تیر ۱۳۸۴ دفعه اولشان بود به احمدی نژاد رای می دادند.
۲- سوم تیریهایی که روز سوم تیر ۱۳۸۴ دفعه دومشان بود به احمدی نژاد رای می دادند. (توجه: انتخابات سال ۱۳۸۴ در دو مرحله برگزار شد.)

همدلی و اتحاد و برادری به شرطها و شروطها خوب است. ولی بچه هایی که جزو دسته دوم هستند، باید حواسشان بیشتر به سردمداران دسته اول باشد. این روزها انگار حواسشان نیست.

15 دیدگاه در “من در درجه اول، یک ۲۷ خردادی ام، نه سوم تیری

  1. سلام خوبه
    ولی یه مطلبی هست که باید بیشتر دقت کنین اونم تشخیص حق از باطل در این جور زمانهاست که باید ملاکمون فقط دید ولی به امور باشه ولا غیر

  2. بنده جز دسته اول بودم و دور اول به آقای قالیباف رای دادم. منظورتان را نفهمیدم! یعنی کسانی که هر دو دفعه به احمدی نژاد رای ندادند دغدغه عدالت نداشتند یا اینکه معیار برای عدالتخواهی فقط رای دادن (آن هم هر دو بار) به احمدی نژاد است؟
    اینکه یک عده دارند از آب جریانات اطراف دولت برای مجلس بعدی ماهی می گیرند به کنار اما جو گیر هم نباید شد به خاطر رای دادن به محمود. همان طور که خیلی از کسانی که دو سال پیش به موسوی رای دادند امروز به نظام وابسته تر هستند از برخی افراد که سه بار به محمود رای دادند.

  3. سلام
    خوب ؛ چیزی که تعیین کننده بود و سرنوشت سیاسی ملت ایران را به شکل دیگری رقم زد سوم تیر ۸۴ بود . تقابل بین عدالتخواهی و اشرافیت را به وضوح نشان داد.

  4. کسی که سال ۸۴ با قالیباف و شعارهای لیبرالش رای داده، خیلی اشتباه کرده است.
    در بدترین حالت مشایی بهتر از قالیباف می شود.

  5. سلام
    محمود؟!
    من نمی دونم چرا جدیدا مد شده دکتر احمدی نژاد رو محمود صدا می کنن!!
    بقیه آقای قالیباف و موسوی و…هستن ، ایشونم محموده!!
    واقعا چرا؟ اینم به خاطر جریان انحرافیه؟!

  6. ۲۷ خردادی
    احمدی نژادی یعنی ۲۷ خردادی بودن.
    موافقم.
    اون بچه ها اوج اخلاص بودن.یادشون بخیر.یکی از رفیقای اون روز ما رفت به ملکوت.یکباره دلم گرفت.یادت بخبر امیر جان.خدا رحمتت کند رفیق!
    آه!

  7. با اینکه تا حالا سه بار به دکتر رای دادم اما خودم رو «۲۲خردادی» میدونم!
    آرمانهای ۲۲خرداد رو (از این حیث که باعث شد علاوه بر ما قشر «مستضعف برابری طلب» ، قسمت عمده ای از نیروی «طبقه متوسط آزادی خواه» که موتور مولد جامعه هستند و البته رنج کشیده و بازی خورده، امیدوار بشند) بسیار والاتر و با ارزشتر میدونم .
    امیدواری «همه مردم» مهمتر از هر چیز دیگه است.(البته منظورم امیدواری به آینده ی روشنتره همین! نه چیز دیگه!) دکتر الان تاوان این رو داره میده.
    متوجه هستید چرا این گروه به جای ۲۲ خرداد سوم تیر رو انتخاب کردند؟
    اینا که تا ۲۲ خرداد هم حامی دکتر بودند!
    متاسفانه اغلب دوستان به این نکته بی توجهید!

  8. آخه الاغی که نوشتی مشایی بهتر از قالیبافه جرا یه انگ لیبرال به یکی می زنید و تا خابش کنید . شما اگه فعالیت های اقتصادی ائمه رو می دیدی نعوذ بالله اونها رو هم با مشایی مقایسه می کردی .
    ۱- حواست به گندکاری های مشایی و سوئ استفاده هاشون از بیت المال مسلمین هست ؟
    ۲- سابقه اسلامی انقلابی اسفندیارتون بوِیژه در دوران جنگ چیه ؟
    ۳- ولایت مداری افرادی مثل قالیباف به مراتب از احمدی نژاد و مشایی بیشتره ( به روایت عملکرد و سابقه )
    ۴- احمدی نژاد خودش رو به یک حلقه بسته اطرافیانش که به واسطه منابع اطلاعاتی و اقتصادی و نیز برخی افراد مرتبط با اجنه فروخت.
    ۵- احمدی نژاد عوض نشده بلکه حداکثر قابلیتش همین بود. خدا رو شکر که فقط در حالت مقایسه با دشمنان رهبری به اون رای دام نه در مقایسه با دوستان آقام .


    شما با این ادبتون، پیرور رهبری هستید؟ آقا چقدر مظلومند.
    ولایتمداری قالیباف؟ شوخی می کنید حتما. به طور قطع، مشایی فعلی، نسبت به قالیباف فعلی، ولایتمدارتر است و خطرش برای انقلاب کمتر.
    ولایتمداری قالیباف؟ حتما شوخی می کنید؟

  9. ۱-جالبه! چند وقت پیش سر همین اتفاقات اخیر با یکی بحثم شد. طرف از به کار بردن هر رقم فحش ناموسی و غیر ناموسی ابایی نداشت و هر چند دقیقه یک بار هم میپرسید:
    ببینم! تو اصلا ولایت مطلقه فقیه رو قبول داری یا نه؟! ها! بگو ببینم!
    این که باید مطیع محض بود رو قبول داری یا نه؟! ها! بگو ببینم!
    منم هاج و واج مونده بودم این از نظر من تناقض رو چه طوری حل کنم!
    توصیح این که: بعدا که آمارش رو در آوردم معلوم شد طرف آقازاده ی یکی مسولین نظامی – امنیتی که دمشمون هم خیلی کلفته!(شانس آوردم!البته هنوز مطمئن نیستم )

    ۲- آقا حامد شما در جایی با پذیرش تلویحی سکولار بودن آقای مشایی خطر سکولاریزم ایشون رو کمتر از سکولاریزم آقای قالیباف دونسته بودید!
    اما به نظر من نه مشایی سکولار به معنای مصطلحه و نه قالیباف.
    مشایی یک «موعودگرا»ست(گروهی بامشخصات جدید و قابل بحث). اما آقای قالیباف به هیچ عنوان سکولار به معنای واقعی نبوده و نیست ایشان یک
    «اشراف سالار» و «الیگار» است.


    سلام
    اشراف سالاران و الیگارشیست ها، برای به دست آوردن قدرت، ماندن در قدرت و تقویت آن، تن به زد و بند و معامله و سازش با هر کسی می دهند، از جمله سکولارها. آقای قالیباف به شدت اهل معامله و زد و بند و کوتاه آمدن از اصول به خاطر قدرت است.

  10. اگر منظورتان از سکولار گروه معروف به اصلاح طلبان مدعی سکولاریزم خودمان است که موافقم ولی؛
    آقا حامد! آقای «فرهاد جعفری» و «خانوم گوش قرمز» هم خود را سکولار معرفی میکنند اما بنده یک موی گندیده ی آقای جعفری و گوش قرمز عزیز را با هزاران گنده گوی گردن کلفت مستبد که دیانتشان عین سیاست بازیشان و سیاست بازیشان همان دیانتشان است تاخت نمیزنم!
    جناب جعفری چند سال زحمت کشید و پنبه ی این جماعت مدعی سکولاریزم و خویشاوندانشان در دیگر سو را در قالب «الیگارشی» زد!
    دوست من!خوبه که به این مسئله توجه بفرمایید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<