فیلمی پر احساس و منتشر نشده از مرحوم ابوالفضل سپهر

تقدیم به دوستانِ ناراحت و ناامید آرمانخواهم

نمی دانم «ابوالفضل سپهر» را چقدر می شناختید و می شناسید. برای همین ممکن است وقتی فیلم زیر را می بینید به اندازه من با آن صفا نکنید. ما بچه های اواخر دهه ۱۳۵۰ و اوایل دهه ۱۳۶۰، وقتی او نوجوان بود، او را که در آن زمان «بهزاد سپهر» بود گهگاه در برخی آیتمهای تلویزیونی به عنوان بازیگر می دیدیم. مثلا یادم می آید جمعه ها، برنامه ای جُنگ مانند برای بچه ها پخش می شد به اسم «هزار برگ، هزار رنگ» که در یکی از آیتم های آن به نام «برگی از تاریخ»، مرحوم «منوچهر نوذری»، نقش یک مورخ را بازی می کرد و برخی حوادث تاریخی را روایت می کرد. اگر اشتباه نکنم در بخشهای مختلف این برنامه (یا برنامه ای مشابه آن) سپهر هم بازی می کرد. یا سریالی بود به نام «آخرین روز تابستان من» که در آن سپهر، نقش اول را داشت و به عنوان یک شاگرد مکانیک از خانواده ای فقیر، تعطیلات تابستانی اش را می گذراند.

نوجوانی سپهر که گذشت دیگر از او خبری نبود. به اسم هم البته نمی شناختیمش. تا اینکه بعد از چند سال در اواخر دهه ۱۳۷۰، در حوزه دفاع مقدس، شاعری ظهور کرد که اشعارش را که برای بزرگترها بود، در قالبهای کودکانه مثل «اتل متل» می سرود. اشعاری که وقتی از زبان خودش شنیده می شد تاثیری شگرف بر مخاطب می گذاشت. (این اشعار در مجموعه ای به نام «کتاب آبی» منتشر شده اند.) بعضی از ما وقتی عکس یا فیلمهای شعرخوانی اش را می دیدیم، می گفتیم چقدر چهره اش آشنا است و آن وقت جواب می شنیدیم که این همان پسری است که در فلان فیلم یا سریال بازی می کرد و حالا بزرگ شده است و…

سعادت داشتم و در آبان ماههای سالهای ۱۳۸۰، ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ و هر سال چند شب متوالی، در مراسمی که در یزد برای بزرگداشت شهدا برگزار می شد، شنونده شعرخوانی هایش باشم. یادم نمی رود خیمه چند هزار نفره ای که هر سال برای برگزاری این مراسم آماده می شد، در حین شعرخوانی های سپهر، یک سر، گریه و هق هق می شد. از چهره و شعر و لحن سپهر، درد می بارید.

یادم می آید سپهر، در آن موقع کارمند بود و هر بار برای یکی دو شب به یزد می آمد ولی با اصرار دوستان، بزرگواری می کرد و می ماند و برای هر چهار پنج شبِ برنامه، شعرخوانی داشت.

قسمت نبود که عمر سپهر طولانی باشد. شهریور سال ۱۳۸۳، در حالیکه ۳۱ سال بیشتر نداشت در کمال ناباوری خبر درگذشتش در اثر عوارض ناشی از بیماری قند را شنیدیم. جالب اینجا است او که در سالهای پایانی عمرش، به عشق حضرت ابوالفضل(ع)، اسم کوچک خود را از «بهزاد» به «ابوالفضل» تغییر داده بود، در شب میلاد حضرت «ابوالفضل» هم در گذشت.

اما قطعه فیلمی که در ادامه می بینید، بعد از فوت او منتشر شد. اولین بار و هر بار که این فیلم را دیدم، این سئوالها که او در چه حال و هوایی و برای ارائه در کجا این فیلم را ساخته و چرا در دوره حیاتش این فیلم پخش نشده است، اثرگذاری آن را برایم بیشتر کرده است. برایم عجیب است که در این سالها، چرا این فیلم در اینترنت هم منتشر نشده است. (البته به جز نسخه ای ناقص و بی کیفیت که به تازگی منتشر شده است.)

این فیلم چهار و نیم دقیقه ای را روی سایت آپارات آپلود کردم و در اینجا هم می گذارم. به خصوص به این مناسبت که حال و هوای وبلاگ قدری تغییر کند و چرا تغییر کند؟ چرا که اثراتِ قوی و فوری و روحیه بخشِ تمسک و توسل به ارواح شهدا را بارها تجربه کرده ام. برای اینکه روحیه یاس و ناامیدی را می بینم که این روزها برخی دوستانم دچارش شده اند. دوستان! ما شهدا را داریم، چرا نا امیدی؟ و اما فیلم:

آنها که سرعت اینترنتشان پایین است و نمی توانند به صورت آنلاین فیلم را به خوبی ببینند می توانند آن را از اینجا دانلود کنند. (البته اگر حوصله کنید، بعد از یکبار پلی شدن کامل فیلم، دفعات بعدی به روانی و بدون مکث نمایش داده می شوند.)
برای دیدن ویدئو در سایت آپارات هم این صفحه را ببینید:
روایت مرحوم ابوالفضل سپهر از قفس نشینان

لینک مرتبط از همین وبلاگ:
سپهر

32 دیدگاه در “فیلمی پر احساس و منتشر نشده از مرحوم ابوالفضل سپهر

  1. سلام
    عجب کلیپی بود
    فوق العااده بود
    توی چند دقیقه و با چند جمله چقدر مفاهیم عرفانی عمیق رو گفت
    سپهر حقیقتا وصل بود
    مدعی نبود
    اتل متل هاش که در نهایت سادگی بیان میشد، روح آدم رو جلا میداد
    سخن او از دل برآمده بود که بر دل مینشست

  2. صحبتهای ابتداییش برای من رنگی دیگه داشت
    برای منی که این روزها دلخون شده ام…
    به خدا قسم نیازی نیست که ما صدر اسلام رو درک میکردیم
    سقیفه رو درک میکردیم
    کربلا رو درک میکردیم
    یا حتی دفاع مقدس را
    همین روزهای پر از فتنه و ناامیدی، همین روزهای پر از شبهات خرد کننده، همین روزهای تنهایی عمیق عدالت و عدالت طلبان
    همین روزها برای ما کربلاست
    برای ما دفاع مقدس است
    به خدا قسم انهایی که امروز پای عدالت ایستاده اند، پای حمایت از سردار عدالت ایستاده اند، پای حمایت از نائب امامشان ایستاده اند، به خدا قسم اینها اجرشان بیشتر از یاوران معصوم نباشد کمتر نیست
    امروز که خورشید دیده نمیشود، کسی پای یقینش به او بایستد ارزش دارد

  3. سلام
    خبر نداشتم که ایشون فوت کرده . خدا روحش رو شاد کنه
    من که با اون کلیپ اتل متل خیلی حال کردم
    پی نوشت :
    میدونم چرا میگی دوستان ناامید شدند ولی من یکی جزء اون افراد ناامید نیستم به دوستان هم توصیه میکنم طوری حرکت نکنند که خدای نکرده اتفاقات پیرامونشون باعث بشه سریع تحت تاثیر جو قرار بگیرند
    حامد جان این ناامیدی در اثر اینه که خیلی ها سطح معرفتشون رو سایت ها و وبلاگ ها قرار میدن

  4. عاشقشم

    اصلا این بشر برا این دنیا نبود

    یه برهه زمانی بود اگر هر شب یکی از شعر هاشو گوش نمیدادم خوابم نمیبیرد.

    خدا بر مقامش اضافه کنه

  5. خدا خیرتان. چقدر تاثیر گذار و معنی دار بود. دو دسته مردم ما را بخوبی نشان می داد. عده ای که آزادی را می خواهند ولو با رها کردن آب و دانه. و عده ای که آب و دانه را می خواهند ولو با زندگی در قفس. اصلا قفس را حس نمی کنند. همین الان توی خبابان کم نیستند از کسانی که در مورد ارزانی زمان آن خدا نیامرز صحبت می کنند. :(( :-&
    غیبت امام زمان هم شبیه همین قفس است. به آن عادت کرده ایم. بدجور! :-S =((
    البته به سن ما که قد نمی دهد آقای سپهر را بشناسیم اما هر کس که بوده خدا رحمتش کند که اینقدر احساساتش لطیف بوده. فکر می کنم خودش هم همان سهره بوده که بیش از سی سال قفس زندگی دنیا را تاب نیاورده است. :(

  6. سلام
    راست گفتید چهره اش خیلی عوض نشده، سریالهایش کم و بیش یادمه! صداش اصلاً عوض نشده بود.

    فیلمی هم که گذاشتید خیلی خیلی خوب بود.

    در مورد نا امیدی و ناراحتی هم باید بگم که
    اولاً راهی که این انقلاب انتخاب کرده راه دشواری است! دشمن هم زیاد دارد، دشمن هم بیکار ننشسته!
    ثانیاً من همیشه این موضوع را در نظر می گیرم که سال های پیش ما احمدی نژاد را هم به این معنا که امروز داریم، نداشتیم! و چقدر امام ما آن زمان تنها تر بود. پس وضع ما خیلی بهتر شده!
    ثالثاً اینکه من ایمان دارم خداوند امتی را که تا بدین جا جلو آمده اند و بر سر عهدشان استوارند، نه تنها به عقب نخواهد راند بلکه تنها هم نخواهد گذاشت! به خدا هیچ دستی بالاتر از دست خدا نیست و هیچ اراده ای نمی تواند بر خواست خدا فائق آید.

    ببینید آقای مجید (همسازی) درست می گویند بسیاری از این ناامیدی ها این است که نهایت معرفت ما بشود مطالب وبلاگ ها و سایت ها! من یه چند روزی مطالب این سایت های دروغ پرداز را بررسی می کردم و مغزم داشت سوت می کشید از این همه دری وری!
    ما باید یکم بالاتر را ببینیم:
    شما الآن دنیا را ببینید عجب وضع به هم ریخته ای دارد: این یعنی نفس های آخر جبهه باطل!
    الآن تقریباً همه جای دنیا اوضاع دارد تغییر می کند. مردم دارند به خودشان می آیند و اینها همه از نتایج سحر است.
    ببینید اینکه چاوز رئیس جمهور بولیواری ونزوئلا تعجیل امام زمان را می خواهد شوخی نیست. من در یکی از مطالب خودم اشاره کرده بودم که امسال یک قنادی ارمنی در محله ما شب ولادت صاحب الزمان چراغانی کرده بود، من سال های قبل این را ندیده بودم، در صورتی که آنها خیلی هم به امام حسین(ع) ارادت داشتند. این تغییرات همه بشارت است! و همه اینها فقط با ایستادگی به دست می آید و با ایستادگی حفظ می شود.

    به نظر من ما اصلاً نباید به ناامیدی فکر کنیم چه برسد به اینکه آن را در درون خود راه دهیم.
    بله مشکلات زیاد شده، فشارها هم زیاد شده، باید به خدا پناه ببریم که خودش به ما قدرت تحمل بدهد. به خدا مگر می شود کسی برای خدا بلند شود و خدا دستش را نگیرد!
    به نظر من امروز یکی از کارهای مهم این است که ما برای آنچه می خواهیم بسیار دعا کنیم.

    باور من اینست که صبح دم نزدیک است!

  7. با عرض سلام و ارادت:
    اقای فتاحی من وقتی وب شما را باز میکنم در حدود یک صفحه سفید است بطوریکه ابتدا فکر کردم دوباره فیلتر شده اید ولی وقتی رفتم پایین تر متن را دیدم در ضمن مرورگر من اینترنت اکسپلورر است
    با احترام مینو

    • سلام. من خودم از مرورگر فایرفاکس استفاده می کنم و مشکلی نداره ولی با اکسپلورر همونطور که شما که گفتید دیده می شه. نمی دونم مشکل از کجاست ولی اگر شد پیگیر اصلاحش می شم.

  8. سلام
    کی ناامید شده ؟
    میخواستم آیکون عصبانی بگذارم موجود نبود

    الان وقت ناامیدی و غصه نیست … وقت امیده – داریم نزدیک می شیم به انتخابات (-:

    @};-

  9. ُسلام اقای فتاحی
    ان شاءالله که حالتون خوبه
    یادش بخیر سپهر رو با فیلم اخرین روز تابستان من یادم اومد بیشتر از اون نمیشناختمش!
    اما همون فیلم رو تو اون سالها خیلی خیلی دوست داشتم
    خدا رحمتشون کنه
    وعجب فیلمی بود این کلیپی که گذاشتید دستتون درد نکنه
    به خصوص صبح جمعه ای خیلی خوب و تاثیر گذار بود
    اتفاقا خوب شد حال و هوای وبتون کمی تغییر کرد.
    من خودم گاهی دلم برای داستانک های شما و دلنوشته ها تون تنگ میشه از بس که همه اطرافمون شده بحثهای سیاسی! :(
    @};-

  10. اتفاقا رهبر انقلاب با بیان اینکه “تحریم مشکلاتی را ایجاد کرده است” تابو شکنی کردند تا سخن گفتن رئیس جمهور از مشکلات ایجاد شده توسط تحریم ها مطلب نادرستی نباشد

    http://rooz8.blogfa.com/post/56

  11. سلام!
    چرا این همه همه دارین حرف از ناامیدی میزنین؟؟؟ مگه چه اتفاق غیر منتظره ای افتاده!
    نا امیدی کفره
    اگه شما ها بخواهین ناامید باشین با این همه ادعا پس بقیه چی!!
    اصلا برای چی ناامید!!
    تازه اول عشقه

    ولی جدا عجب فیلمی بود. خدایش بیامرزد
    سریال رو یادمه.

  12. سلام برادر عزیز
    وقت بخیر
    خدا خیرتون بده ، فیلم خیلی خوبی بود
    در مورد پرنده ها و قفس ها ، هر دو بر اساس عشقشون رفتار کردند ، عشق اولی در پرواز و آزادی بود ، عشق دومی داخل قفس بود!

    ولی این مثل در مورد انسان درسته ، چون عشقش فراتر از قفس دنیاست

    خدا به ما هم بی قراری و عطش عشق بده ان شاالله

    التماس دعا

  13. با سلام بر شما دوست انقلابی و دیگر دوستان

    با مطلب مهم و بسیار قابل تأمل:

    “پیشروی گام به گام عوامل هاشمی برای کشیدن ترمز فعالیت های رئیس جمهور”

    به روز شده ام. دوستان حتما” مطالعه بنمایید.

    http:noore14d.blogsky.com

  14. رییس‌جمهور: متواضعانه، عاجزانه و برادرانه خواهش می‌کنم؛ الان وقت این نیست که کسی بخواهد حساب‌های خود را تسویه کند. من کوچکتر از شما هستم، می‌گویم که اگر خیلی حضور من برایتان سخت است، یک خط بنویسیم خداحافظ شما

    احتمالا به نظر کوچکزاده رهبری قصد تسویه حساب با دولت را دارد!!!! =(( >:) :-x

  15. سلام

    در مورد لینک بزرگنمایی تحریم ، به نکته خوبی اشاره کردید . من که هر چه فکر می کنم رییس جمهور در مصاحبه مطبوعاتی ، ته تنها تحریم ها را بزرگ نکردند ، بلکه گفتند که دولت هر چند با سختی ، از پس تحریم بر می آید . ، نتیجه سخنان رییس جمهور آن بود که تحریم کار را سخت تر می کند ، اما مشکل ، حل شدنی است . نظر ریییس جمهور ، بیشترتمرکز بر خرابکاری های داخلی ها بود ، و نه تحریم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<