اشد مجازات برای وبلاگنویس احمدی نژادی و آزمون ولایت پذیری قوه قضاییه (ویرایش دوم)

ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی می گوید:

«هر کس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید به حبس از سه ماه تا یکسال محکوم خواهد شد.»

بر این اساس، یک سال حبس، اشد مجازات برای کسی است که از نظر قاضی، مرتکب جرم «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران» شده باشد و امروز «احمد شریعت»، دانشجویِ جوانِ وبلاگنویسِ احمدی نژادی که مروری گذرا بر وبلاگش، علاقه اش به ارزشهای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و  ولایت فقیه را نشان می دهد، بدون اینکه سوء سابقه هم داشته باشد، به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به یک سال حبس قطعی (غیرقابل تبدیل به جزای نقدی)، یعنی اشد مجازات، محکوم شد. از آنجا که این مجازات قابل تجدید نظر است، آیا دستگاه قضایی پس از اعتراض شریعت به این حکم نشان خواهد داد که شنونده این جملات از رهبری هست یا خیر:

«یکى از دوستان، اعتراضهاى صریحى کردند. خصوصیت دانشجو هم همین است. به اشخاص و دستگاه‌ها اعتراضهائى کردند – حالا آن اعتراضها ممکن است وارد باشد، ممکن است وارد نباشد؛ من روى آن نمیخواهم قضاوت بکنم – اصل اینکه دانشجو حرفش را روشن و صریح و آشکار بزند و دچار سیاسى‌کارى نشود، چیز مطلوبى است. بدترین اشکال و اشکال وارد بر محیط دانشجوئى این است که دانشجو دچار محافظه‌کارى شود و حرفش را با ملاحظه‌ى موقع و مصلحت خیالى بیان کند؛ نه، دانشجو باید حرفش را صریح بزند. البته در کنار این صراحتِ در بیان، صداقت در نیت هم باید وجود داشته باشد و در کنار او، سرعت در پذیرش خطا؛ اگر ثابت شد که خطاست. فرق شماى جوان و دانشجو و صادق و پاکیزه‌دل، با یک آدم سیاسى‌کار باید در همین باشد؛ حرفتان را صریح بزنید؛ آنچه را که میزنید، از دل بزنید؛ و اگر چنانچه معلوم شد که اشتباه است، سریع پس بگیرید؛ راحت. این، به نظر من یکى از بهترین شاخصه‌هاى دانشجوئى است.» (آیت الله خامنه ای، ۷ مهر ۱۳۸۷)

«این رسانه‌هاى الکترونیکى و اینترنتى متأسفانه موجب شده است که افراد بى‌محابا علیه یکدیگر حرف بزنند، بد بگویند. باید از طرف مسئولین کشور براى این هم یک جورى تدبیر بشود. ولى عمده این است که خود ما مردم، خودمان را مقید کنیم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقید کنیم به قانون. حالا این حرف من بهانه‌اى نشود براى اینکه یک عده‌اى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوانهاى غیور کشور را، جوانهاى مؤمنِ انقلابى کشور را فرزندان خودم میدانم و پشت سر آنها قرار میگیرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غیور حمایت میکنم؛ منتها همه را توصیه میکنم به این که در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار کنند؛ قانون را مراعات کنند. همه باید قانون را مراعات کنند. تجسم انقلاب در قانون جمهورى اسلامى است.» (آیت الله خامنه ای، ۱ فروردین ۱۳۹۱)

«در مجموعه‌ى قوه‌ى قضائیه کارى کنید که مجازات زندان به حداقل برسد؛ این احتیاج دارد به تدبیر. البته تدابیرى اتخاذ شده؛ بعضى درست، بعضى نادرست ـ که نمیخواهیم وارد جزئیات و مسائلش بشویم ـ  لیکن مجموعا زندان یک پدیده‌ى نامطلوب است؛ مشکلات زندان، تبعات زندان، تبعاتى که براى خود زندانى پیش مى‌آید، تبعاتى که براى خانواده‌ها پیش مى‌آید، تبعاتى که براى محیط کار پیش مى‌آید. بنابراین سیاست قوه‌ى قضائیه را این قرار بدهید و دنبال کنید؛ فکر کنید، راه پیدا کنید، علاج‌جویانه؛ یکى باید این باشد که مسئله‌ى زندان حل شود؛ هم از جهت اینکه جنبه‌ى مجازاتىِ زندان تبدیل نشود به یک شى‌ء دیگر؛ دوم اینکه هرچه ممکن است، مجازات زندان کاهش پیدا کند و تبدیل بشود به مجازاتهاى دیگر، تا تبعات زندان دامنگیر جامعه نشود.» (آیت الله خامنه ای، ۷ تیر ۱۳۹۱)

«از جمله مطالبى که گفته شد، مسئله‌ى سایتها و وبلاگها و برخوردى است که در محیط دانشجوئى با اینها میشود. من اتفاقاً اخیراً یک گزارشى در این زمینه خواستم و دریافت هم کردم. البته قوه‌ى قضائیه قاعدتاً استدلالهائى دارد؛ که اگر چنانچه بیایند در جلسات جوانها و دانشجوها شرکت کنند و بشنوند و بگویند، احتمالاً بعضى از سؤالها پاسخ داده خواهد شد؛ لیکن من هم عقیده‌ام همین است که در قبال اظهارنظرِ احیاناً قدرى تند یک جوان دانشجو خیلى نباید حساسیت وجود داشته باشد. فرق است بین آن کسى که با نظام مخالف است، با نظام معارض است، قصد دشمنى دارد، قصد عناد دارد، با آن کسى که نه، از روى احساسات یک مطلبى را بیان میکند؛ ولو ممکن است آن مطلب درست نباشد، یا آن نحوه‌ى بیان کردن را هم من نپسندم – که حالا اگر ان‌شاءاللّه وقت شد، مطالبى در این زمینه‌ها عرض خواهم کرد – ولى برخورد با این جوانها، به نظر ما هم همین است؛ نباید خیلى برخورد خشن و تند و آنجورى باشد.» (آیت الله خامنه ای، ۱۶ مرداد ۱۳۹۱)

امید است که دستگاه قضا در مرحله تجدید نظر و صدور حکم نهایی، نشان دهد که شنونده بیانات رهبری است. در شرایطی که «فائزه هاشمی» با وجود حضور علنی و چند باره در اغتشاشاتِ براندازانه و توهین به رهبری، تنها به شش ماه حبس محکوم شده است و «رضا گلپور» با آن حجم از افترازنیهای شنیع و شرم آور به یاران رئیس جمهور، تنها به سه ماه حبس محکوم شده است و تشبیه کننده رهبری به «محمدرضا پهلوی» در روزنامه پرسابقه کشور، هنوز مجازات نشده است و آنها که رئیس جمهور را در تریبونهای پر شنونده و پر خواننده، «دیکتاتور»، «شیطان انقلابی نما»، «کاباره دار» و مجری «سیاستهای رابین هودی» و … خوانده اند از حاشیه امن برخوردارند و با مدیران سایتهای پربیننده ای که در قالب کامنتِ خوانندگان، زشت ترین توهین ها و تمسخرها علیه رئیس جمهوری را منتشر می کنند، برخورد قاطعی صورت نمی گیرد، روا نیست که احمد شریعت حتی به یک روز حبس محکوم شود. چه رسد به اینکه این یک سال حبس در حکم اولیه او، مصداق به مرگ گرفتن و به تب راضی شدن در حکم نهایی باشد.

و دست آخر اینکه چه زیبا نوشته است احمد شریعت که: «آقای دکتر! یکسال هم فدای یک لبخند شما!»

لینکهای مرتبط:
ادعای اولویت مسائل اقتصادی و برخورد چکشی با حامیان دولت
شریعت در قلب ما است

30 دیدگاه در “اشد مجازات برای وبلاگنویس احمدی نژادی و آزمون ولایت پذیری قوه قضاییه (ویرایش دوم)

  1. به نظرتون چرا اجازه نمیدن رییس جمهور از زندان اوین بازدید کنه؟ چه خبره اون تو؟ (بخش زندانیان سیاسی)

    • به نظر من بیشتر از اینکه اون تو خبری باشد، قصد تحقیر رئیس جمهور کشور را دارند. فکر کن! بر اساس قانون اساسی، مسئول اجرای قانون اساسی باشی، رئیس شورای عالی امنیت ملی باشی، عالی ترین مقام کشور پس از رهبری باشی، «رئیس» جمهوری اسلامی باشی، آن وقت برای بازدید از یک زندان کشورت، احتیاج به اجازه گرفتن از کسی را داشته باشی. اصلا نباید احتیاجی به اجازه باشد. رئیس جمهور همین که اراده کرد، باید پا شود برود زندان را ببیند و غلط می کند اگر کسی اجازه ورود به او ندهد. چه رسد به اینکه به او اجازه هم ندهند.

      • فکر نمی کنم رئیس جمهور با این اقدام تحقیر شود چون تقریبا همه متوجه شده اند که رئیس جمهور در جمهوری اسلامی حتی از آنچه در قانون اساسی تصریح شده نیز اختیاراتش کمتر است به نظرم این اقدام قوه قضائیه تردید و شک بیشتری در ذهن مردم نسبت به این قوه و اقداماتش ایجاد می کند. فکر می کنید چرا آقای احمدی نژاد در این برهه زمانی تصمیم گرفت از اوین بازدید کند شاید ساده ترین پاسخ دستگیری های اخیر باشد اما به نظرم قضیه فراتر از این حرفهاست. و چرا نامه اش را علنی کرد؟ درحالیکه طبق گفته آقای اژه ای رئیس قوه قضائیه پاسخ نامه رئیس جمهور را (که بر اساس گفته های دادستان احتمالا مخالفت با این بازدید بوده) داده است یعنی آقای احمدی نژاد با علنی کردن نامه اش به رئیس قوه قضائیه در حالیکه می دانسته قوه قضائیه اجازه بازدید از اوین را نمی دهد خودش می خواسته خودش را تحقیر کند؟ معلوم است که اینطور نیست.

    • با سلام

      شاید هم آقازاده ای برای هواخوری از اوین بیرون رفته است . به هر حال بد جوری کک تو دستارشان افتاده است که شریعتمداری–سخنگوی رده اول قبیله وارد میدان شده.

      متکی خود سرانه به ماُموریت!! میرود, لاری جانی بدیدن مبارک میرود و با او دل میدهد و قلوه میگیرد. رفسنجانی با شاه سعودی دیدار میکند… اما رئیس جمهور نمیتواند از اوین دیدن کند. بعضی وقتها فکر میکنم دکتر امروز استعفا بدهد از فردا بهتر است.

      گوش قرمز هم با فلم طنز آلود زیبایش مطلبی در این باره نوشته است.

      با احترام

  2. ضعیفان که کسی را جز خدا ندارند در طول تاریخ همواره مورد ظلم بوده اند و دانه درشتها که به افراد خاص وابسته اند مصون مانده اند…مثل حکم ۶ ماه برای فائزه آشوبگر محارب و ۱ سال برای یک وبلاگنویس…
    متاسفم

  3. .
    با سلام بر شما دوست انقلابی و دیگر دوستان

    با مطلب قابل تأمل:

    “بازتاب جلو گیری از بازدید ریاست محترم جمهور کشورمان از زندان اوین توسط مسئولان قضاییه”

    به روز شده ام. دوستان حتما مطالعه بفرمایید

    http://noore14d.blogsky.com

  4. سلام

    آدم باورش نمیشه، نمیدونه چی بگه، واقعاً تأسف باره! خدا خودش کمکمون کنه.

    امام حسین (ع): بترس از ستم به کسی که جز خدا یاوری ندارد.

    (نمیدونم کامنت قبلیم رسید یا نه، دوباره زدم)

  5. از موقعی که خبر یکسال حبس برای احمد شریعت را شنیده ام، صدای فائزه هاشمی در ۲۶ خرداد ۸۸ در گوشم بیشتر از همیشه زنگ می زند…

    در اینکه بعضی از مواضع و نوشته های احمد تندروی بود هیچ شکی ندارم و بنده بارها این امر را به ایشان تذکر داده بودم. همیشه سعی کرده ام به عنوان برادر کوچکتر در دیدارها با دوستان احمدی نژادی، این تندروی ها را گوشزد کنم و البته بعضا هم به جانبداری از تفکر اقتدارگرایانه متهم شده ام! روده درازی نکنم و بزرگواران حاضر دقیقا می دانند در مورد چه صحبت می کنم…

    این مقدمه را عرض کردم که به نظر حقیر بعضی از کارهای احمد و کلا این طیف فکری اشتباه است. اگر خود را سرباز آقا و یار دکتر می دانیم، این شیوه برخورد نیست. نهایت امر سکوتی است دردناک فقط برای مصلحت… مصلحت ِ اتحاد آور… … …
    حقیر از قضا و قضاوت سر در نمی آورم و معنی همه جملات بالا یعنی اینکه اگر هم بپذیریم که احمد شریعت به درستی برای بعضی مطالب وبلاگش محکوم شده است، نمی تواند سرپوشی برای این حکم ناعادلانه باشد و این یکی را اتفاقا من خوب می فهمم…
    ۲۶ خرداد بود و اوایل بزن بزن های بعد از انتخابات… من توی اون جمعیتی بودم که پای میتینگ سیاسی سرکار فائزه خانم بودند… روبروی صدا و سیما… حرفهایی که او زد و من شنیدم و مردم هم بعضی هایش را شنیدند… اگر نشنیده اید کافی است سرچ مختصری بفرمائید تا بر تنها دلیل این حقیر در این دادگاه عدل الهی آگاه و مطلع شوید… فقط و فقط همین دلیل را دارم…

    دادخواست من از دادگاه الهی این است: آیا حکم فائزه هاشمی در مقابل احمد شریعت، عادلانه است؟؟؟

    مستحضر هستید که حکم یکساله احمد برای “تبلیغ علیه نظام” صادر شده است. البته مثل اینکه فقط برای یک مطلب هم این حکم صادر شده است(اصلاح طلبان رو به فردا). به هر حال من کاری ندارم و این قاضی است که قضاوت می کند…

    من فقط به عنوان یک آدم عادی که آن حوادث سال ۸۸ را با چشمهای خودم دیده ام، این را می فهمم که جرم احمد هر چه باشد، باید کمتر از ۶ ماه باشد. دقیقا یادم است که فائزه هاشمی چطور زیرکانه قضیه تازه مطرح شده و در حال پایه ریزی تقلب را در عرض چند دقیقه برای آن جمعیت مشوش و هیجانی جا انداخت… یادم است که چطور بی محابا و گستاخانه از رهبر مقتدر و مظلومم نام می برد… دقیقا یادم است که در اثنای سخنرانی هتاکانه و منافقانه او، شعار مستقیم بر علیه رهبرم داده می شد و او هیچ اعتراضی نمی کرد… به خوبی یادم است که او سکوت می کرد تا صدای شعارها بالاتر رود… ۳ روز از انتخابات گذشته بود و تقریبا تنها حادثه مهم هم فقط پایگاه بسیج آزادی بود… تهرانی هایی که سردرگم به دنبال جواب سوالات خود بودند و اصلا نمی فهمیدند که چه شده است؟ به معنای واقعی فکر می کردند که رای آنها خورده شده است! چه می دانم نوشته اند موسوی و خوانده اند احمدی نژاد!

    یادم است که چند نفر عضو یک خانواده در فرصت کمی کنارم بودند و با هم بلند و بااحساس صحبت می کردند… در میان آن هیاهو و هم اینکه می خواستم حواسم به حرفهای فائزه باشد و هم اینکه حواسم باید جای دیگری هم می بود، دیالوگهای آنها هیچ وقت از یادم نمی رود… آن موقع که دختر خانواده(تقریبا دبیرستانی) از پدرش پرسید که بابا واقعا داره راست میگه؟ و پدر گفت: “معلومه! دختر هاشمیه دیگه! اینها همشون تو قدرت دستشون یکیه! این از خیلی چیزا با خبره!” …

    نمی دانم منظورم را رسانده ام یا خیر… صورت قضیه این است که فائزه هاشمی فقط برای همان روز ونه دهها بار ماجرای فیزیکی و درگیری میدانی دیگر در ادامه فتنه، به ۶ ماه حبس محکوم شده است…

    آیا “تبلیغ بر علیه نظام” آن جمعیت پریشان و آماده انفجاری که من دیدم و البته تا صبح هم با آنها درگیر بودیم بیشتر است یا چند مطلب هر چند اشتباه یک وبلاگ نویس گمنام و کم بازدید؟!

    وبلاگ احمد در بهترین حالت ۲۵۰ تا ۳۵۰ اصلا نه شما بگو ۱۰۰۰ نفر هم بازدید داشته باشد، عمرا به پای ۱۵ دقیقه تخریب وسیع خیابان و درگیری هایی که من دیدم نمی شود… آن همه خون که ریخته شد… مطمئنا خیلی عوامل دیگر در فتنه ۸۸ موثر و علت آشوبها هم مختلف بود اما هیچکس نمی تواند منکر آتشی باشد که امثال فائزه هاشمی بر توده های مردم می زدند…

    به هیچ وجه امکان درک مقایسه این دو مورد و احکامی که صادر شده است را ندارم… مخصوصا وقتی به بقیه لیست طولانی گفته ها و اعمال ضد نظام و رهبر فائزه هاشمی نگاه می کنم… ۲ خرداد… ۳۰ خرداد… ۱۶ آذر… روز عاشورا… غائله بهمن ۸۹… مصاحبه با روز آنلاین و و و و و و …

    واینکه به هیچ وجه معتقد نیستم که مثلا قوه قضائیه فاسد است و چه و چه… که خود منتقد این دیدگاههای کلی و منفی هستم… این حکم ناعادلانه است نه هویت قوه محترم قضائیه

    حقیر را ببخشید که این همه روده درازی کردم ولی به هر حال موضوع مهمی بود که تکلیف دیدم بیان کنم… اگر چه هیچ سودی هم نداشته باشد…

    اللهم عجل لولیک الفرج…

  6. نامه دوم احمدی نژاد به رئیس قوه قضائیه:
    http://president.ir/fa/42864
    “در حالی که جنابعالی به آسانی به رئیس جمهوری که نماینده ملت و مجری قانون اساسی است اتهام می‌زنید آیا می توان برای آحاد مردم که پشتیبان خاصی جز خداوند ندارند امنیت قضایی متصور بود.”

  7. سلام آقا حامد
    شما خیلی ساده ای که هنوزمی خواهی با کد دادن از حرف های رهبری به طرف مقابل احمدی نژاد چیزی را ثابت کنی. نامه امروز احمدی نژادبه رییس قضا را دیده ای؟ فکر نمی کنی نامه احمدی نژاد مثل بیانیه میرحسین و شیخ مهدی باشد؟ هنوز فکر می کنی آقای خامنه ای فکر می کند که دیدگاه هایش به احمدی نژاد نزدیک تر است؟

    در ضمن با توجه به شور و شعف فراوان رسانه های بیگانه از نامه امروز احمدی نژاد، هنوز راجع به احمد زید آبادی می گویی که او کسی بود که آتش رسانه های بیگانه را گرم می کرد؟

    نکته آخر اینکه از قول من به احمد شریعت بگو وقتی احمدی نژاد در بازدید از اوین به سراغ او آمد، از او بخواهد حتما سری هم به احمد زید آبادی بزند.

  8. متعاقبا سلام. از اینکه مهمان وبلاگم شدید متشکرم. پاسخی داشتم در جواب نظر جنابعالی و آن اینکه:
    توصیه می کنم با این بغض خود مبارزه کنید آقا حامد. شکستن بغضی که خلاف نهی رهبری باشد، ستایش شده نیست. مگه آقا نگفت اختلافات بین قوا علنی نشود؟ اگه قرار باشه کم بیارید، شما هم به جرگه ولایتمدارانی می پیوندید که تا وقتی اوضاع بر وفق مراد است، صف اول نماز به امامت آقا هستند و وقتی از شرایط به تنگ آمدید شروع می کنید به تبصره زدن به حرف های آقا و بهانه تراشی. بهتر نیست خودمان را کنترل کنیم آقا حامد؟ اگر قرار باشد احمدی نژاد هم بزند زیر میز دیگر فرقی با لاریجانی و باهنر و بقیه دارد؟ جناب احمدی نژاد باید سکوت خود را تا موقعی که رهبری صلاح می دانند نگه می داشت. ایشان جواب نامه فوق محرمانه آملی لاریجانی را سرگشاده دادند. آیا این دهن کجی به حرف رهبری نیست؟ باز هم می خواهیم حرکت رئیس جمهور را توجیه کنیم؟
    این طور که از لحن نظرتان احساس کردم، با حقد و بغضی نوشته بودید که به گفته خودتان در احمدی نژادی بودن مصمم تر شده اید. چیزی را به شما می گویم به عنوان فردی که تا همین انتخابات ۸۸ چون شما با بغض از احمدی نزاد دفاع می کردیم. من این جمله شما را مبنی بر احمدی نژادی تر شدن شما خالی از بار استدلالی یافتم چون این نامه سرگشاده حاج محمود را صریحا و شدیدا در تناقض با نهی رهبری در مورد علنی کردن اختلافات قوا می دانم. حال خود می دانید که باید احمدی نژادی تر شوید یا واقعگرا تر. مسلماَ انسان مختار است که راه خود را برگزیند.
    حامد آقای عزیز! نمی دانم چه تصوری از ما دارید. ولی ما کسی مثل خودتان هستیم. آرشیو وبلاگ بنده را در زمان انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و حتی قبل از آن نگاهی بیندازید من از جمله افرادی هستم که ۳ بار به احمدی نژاد رای دادم. شاید من و شما بالای ۹۵ درصد انطباق فکری داریم. نگذارید مبنای اختلاف ۵ درصدیمان، احمدی نژادی بودن یا نبودن باشد. کمی بغضتان را فرو بخورید.
    نکته دیگری که در نظرتان به آن اشاره کرده بود سکوت احمدی نژاد بود که حقیقتا از نگاه بنده بسیار زیبا و باوقار بود و دلیل محکمی بود برای اینکه احمدی نزاد هنوز احمدی نژاد است و با دیگران تفاوتی چشمگیر دارد ولی انصافا حیف نبود که آن سکوت زیبا به این شکل زشت شکسته شود؟ احمدی نژاد که تحمل کرد می گذاشت تا وقتی که رهبری صلاح بدانند حرفهایش را می زد. با صدای بلند هم می زد. مثل مناظره اش با موسوی فریاد می زد.
    بنده سوم تیری هستم؛ سوم تیری که از دل آن احمدی نژآد بیرون آمد و کار را تا حد بسیاری پیش برد. بنده کماکان طرفدار احمدی نژاد خواهم بود اگر احمدی نژاد، سوم تیری باقی بماند.

    • سلام
      احمدی نژاد وظیفه شرعی، قانونی و معمولی اش را با نگاشتن این نامه انجام داده. اصلا چرا باید برداشت اختلاف بکنید از این نامه؟

      • نامه را نخوانده اید؟! نمی دانم دقیقا نوع بحث جنابعالی با من در چه سیری است؛ دارید با بنده بحث طلبگی می کنید یا اینکه اساسا عیان کردن اختلافی در نامه احمدی نژاد نیاقتید.
        اگر در سیر اول هستیم که باید گفت یکی دو جمله از آقای احمدی نژاد در این نامه اخیرشان بود همچون:”تاسعاً آیا قابل قبول است که اینجانب نیز پرداخت بودجه‌های کلان به قوه قضائیه را به مصلحت ندانم؟”. بنده به این سیاق صحبت کردن می گویم گنده لات بازی دیپلماتیک. حال اگر شما مصر به وچود وحدت و همدلی و ترحم بین روئسای قوا هستید (که خواست رهبری از مسئولان همین بود) بنده چنین برداشتی ندارم. در بعضی از موارد یک پدیده آنقدر واضح و شفاف است که جایی برای تفسیر های پیچیده و “ایشالا گربه است” نمی گذارد.
        اگر در سیر دوم هستیم که نیم نگاهی بر نامه اخیر نشان می دهد که آن وجیزه، علنی کردن اختلاف را داد می زند یا نه. نیازی به اصرار بنده و انکار جنابعالی ندارد.
        حامد آقا! خیلی چیزها وظیفه است و شرع است و قانون است. زمین نگذاشتن حرف آقا وظیفه و شرع و قانون نیست؟! اینها توجیه تراشی است. احساس می کنم اصرار دارید از صد در صد حرکتهای رئیس جمهور دفاع کنید. چنین رویکردی فقط در مورد معصومین و ائمه صادق است.

        • برادر عزیز! من حاضرم با هم بنشینیم، روزنامه های نه هفت سال گذشته و نه سه سال گذشته، که یک سال و نیم گذشته را با هم ورق بزنیم، ببینیم در این مدت، روزنامه ها از اقوال روسای قوای مقننه و قضائیه، چند تیتر علیه احمدی نژاد و دولت گرفته اند و بالعکس از اقوال احمدی نژاد، چند تیتر علیه دو قوه دیگر درست شده است. تازه این در حالی است که پای این دو قوه روی گلوی دولت بوده نه بالعکس. به خدا، به خدا، به خدا احمدی نژاد آدم است و آدم، کوه صبر هم که باشد، از او توقع سکوت بیشتر نمی رود. احمدی نژاد کیسه بوکس نیست برادر من. اشتباه گرفتید.

          • سلامت باشید. من هم یه مطلب جدید نوشتم در این مورد که ان شاءالله امشب نصبش می کنم، اگر خواستید بخونیدش.

  9. در بند آخر نظر قبلی ام منظورم را شاید بد رسانده باشم و اینگونه اصلاح می کنم:
    بنده سوم تیری هستم؛ سوم تیری که از دل آن احمدی نژآد بیرون آمد و کار را تا حد بسیاری پیش برد. بنده طرفدار احمدی نژاد خواهم شد اگر احمدی نژاد، به معنای واقعی سوم تیری باشد.

  10. آقایون و خانومای مشایی چی!!!!!!!!!!!!!!
    چه خبر برا خودتون محفل ضد نظام تشکیل دادید؟!!
    این جفنگیات رو ببرید توی جلسات سری با مشایی و بقایی مطرح کنید و زیر آب هرچی نظام و انقلاب رو بزنید.
    بذارید این چند ماه باقی مونده از ریاست جمهوری هم هرچند تلخ اما به سختی بگذره!
    یا علی
    ضمنا من امروز گذرم به این وب سایت افتاد
    دیگه گذرم هم نمی افته
    آقای جان کوچولو زحمت کامنت گذاشتن رو نمی خواد بکشی

    • خدارو شکر که گذرت دیگه به اینجا نمی افته
      اصلا این وبلاگ و امثال این وبلاگ جای تو نیست
      خداحافظ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<