برای آنها که رئیس جمهور را کیسه بوکس فرض کرده اند + هفت مطلب تکمیلی

فایل صوتی شنیدنی از حضرت آیت الله خامنه ای و نظر امام خمینی(ره) در مورد نقش نظارتی رئیس جمهوری بر سایر قوا

توضیح لازم:

مطلب زیر را قبل از انتشار نامه جدید آیت الله «صادق لاریجانی» نوشته بودم، اما در انتشار آن تردید داشتم. با مطالعه نامه جدید ایشان، تردید بنده از بین رفت. خوشبختانه، محتوای نامه جدید ایشان، نه تنها تغییری در محتوای مطلب بنده ایجاب نمی کند بلکه مناسبت آن را بیشتر می کند. البته پس از خواندن نامه جدید آقای لاریجانی، در حد دو سه سطر، به مطلب اضافه کردم.

توصیف وضعیت:

آبان ۱۳۵۹ است. ایران در وضعیت جنگی است. صدها کیلومتر از مرزهای غربی کشور، بیش از یک ماه است که در معرض هجوم سهمگین نیروهای بعثی عراق به پشتیبانی شرق و غرب هستند و شهرهای بزرگ کشور در معرض بمبارانهای هوایی دشمنند. علاوه بر این، نیروهای نظامی کشور، درگیرِ جنگ داخلی و برخورد با تجزیه طلبان «کومله» و «حزب دموکرات کردستان» در مناطق کردنشین هستند و از این رو کشور بیشتر از هر زمانی، احتیاج به آرامش و رو نکردن اختلافات و دعواهای سیاسی دارد.

دورانی است که نماز جمعه تهران، به عنوان تریبون رسمی نظام جمهوری اسلامی تلقی می شود و از این رو خواندن خطبه عربی برای مخاطبان جهان اسلام نیز در آن امری معمول است. هر هفته جمعه ها، نه تنها دانشگاه تهران، که خیابانهای اطراف آن مملو از جمعیت می شود.

امام خمینی(ره) مسئولان کشور را به آرامش و صبوری در برابر یکدیگر امر کرده اند. در سرمقاله روزنامه «انقلاب اسلامی» به مدیر مسئولی «ابوالحسن بنی صدر»، بدون ذکر نام، دقت کنید! بدون ذکر نام از لزوم محاکمه آیت الله خامنه ای که در آن زمان نه رئیس جمهوری کشور که نماینده امام در شورای عالی دفاع و امام جمعه تهران هستند سخن رفته است. واکنش به حقِ آیت الله خامنه ای را به این مقاله که به طور حتم با سبک و سنگین کردن و ملاحظه تمام شرایطی بوده است که گفتم، در اولین نماز جمعه بعد از آن بشنوید:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

(در صورتی که نمی توانید پلی کنید، فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید. ضمنا اصرار دارم خواندن متن این بیانات، جای شنیدن آن را نگیرد چون از حس آن به شدت کاسته می شود، اگر نگوییم به صفر می رسد. از این رو متن پیاده شده سخنرانی را در اینجا نیاوردم. با این حال اگر هر کدام از خوانندگان به دلیلی نتوانستند فایل صوتی را گوش دهند، می توانند متن آن را در اینجا بخوانند.)

به امروز می آییم. حالا داشته باشید یکی از صدها نمونه لینک و مطلب و خبر مشابه با آن ماجرا را که اگر همه شان را بخواهم نقل کنم، مثنوی صد من کاغذ می شود و توانایی و وقتش را هم ندارم:

سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی (ارگان غیررسمی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام)، ۸ مهر ۱۳۹۱: «رئیس جمهور باید محاکمه شود!»

آیا احتیاج به توضیح بیشتری هست؟

***

و اما آنها که بعد از نامه اخیر «رئیس» جمهوری اسلامی ایران به رییس قوه قضائیه، او را به شکستن دستور رهبر عزیز انقلاب در مورد وحدت بین سران قوا و علنی نکردن اختلافات متهم می کنند چه برداشتی از مفهومِ وحدت و منویات رهبری دارند؟

اولا نوشتن این نامه، انجام وظیفه عادی و قانونی و شرعی رئیس جمهور است و انجام وظیفه نمی تواند به اختلاف و دعوا تعبیر شود. بالاخره منِ رای دهنده به احمدی نژاد و تاریخ باید بتوانیم قضاوت درستی راجع به احمدی نژاد داشته باشیم که این وظیفه اش را انجام می داده است یا خیر؟ حضرت امام خمینی(ره) در زمانی که تازه قانون اساسی، اختیارات کمتری هم برای رئیس جمهور، نسبت به قانون اساسی فعلی قائل بود، خطاب به شهید رجایی در حکم تنفیذ ریاست جمهوری ایشان، با این عبارت بر نقش نظارتی رئیس جمهوری بر سایر قوا، صحه گذاشته اند: «امیدوارم آقای رجایی … در نظارت بر قوای ثلاثه، طرف حق را در نظر گیرند.» (صحیفه امام، جلد ۱۵، ۱۱ مرداد ۱۳۶۰)

{تکمیلی، مورخ ۴ آبان ۱۳۹۱: ممکن است گفته شود این نظر امام خمینی، بر مبنای قانون اساسی سال ۱۳۵۸ و قبل از بازنگری و تغییرات در قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ است. در جواب این شبهه باید گفت آن عباراتی در اصل ۱۱۳ و اصل ۱۲۱ که باعث شده اند احمدی نژاد بر اساس آنها، حق نظارت خود را بر سایر قوا قائل باشد، هیچ تغییری نسبت به سال ۵۸ نکرده اند. عبارت «مسئولیت اجرای قانون اساسی» در اصل ۱۱۳ و عبارت «سوگند یاد می کنم … پاسدار قانون اساسی کشور باشم و … از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است، حمایت کنم.» در اصل ۱۲۱، هم در قانون ۱۳۵۸ هست و هم در قانون ۱۳۶۸، پس تغییری در این زمینه ایجاد نشده است که بخواهیم نظر امام را برای امروز منسوخ بدانیم.

تکمیلی، مورخ ۶ آبان ۱۳۹۱: نکته دیگر اینکه دکتر احمدی نژاد در نامه اش به جناب لاریجانی، برای حق بازدیدش از زندانها به دو اصل از قانون اساسی، یعنی اصل ۱۱۳ و اصل ۱۲۱ استناد کرده است که از این دو، اتفاقا اصل ۱۲۱ بیشتر با موضوع حق بازدید رئیس جمهوری از زندانها تناسب دارد. اما در جوابیه جناب لاریجانی به ایشان، صرفا به اصل ۱۱۳ پرداخته شده و در مورد اصل ۱۲۱ سکوت شده است.}

حضرت آیت الله خامنه ای هم در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۷۶، پس از تشکیل «هیئت پیگیری و نظارت بر اجرای قانون اساسی» توسط «سید محمد خاتمی»، رئیس جمهوی وقت، در دیدار با اعضای این هیئت، با اشاره به نظر کاملا مثبتشان در مورد تشکیل آن تصریح کردند: «با توجه به وظایف مصوبه ریاست جمهوری در قانون اساسی، انجام این مسئولیت خطیر (نظارت بر اجرای قانون اساسی) از هیچ شخصیتی جز مقام ریاست جمهوری بر نمی آید.» (منبع)

متن اخطاریه قانون اساسی احمدی نژاد، لااقل این فایده را داشت که به تاریخ سیاسی کشور نشان داد احمدی نژادی که با شعار آرمانگرایی و عدالتخواهی شروع کرد، تو زرد و مسامحه کار تمام نکرد و فی المثل از ابتدای دوره ریاستِ رئیس فعلی قوه قضائیه، وظیفه اش را در قبال ایشان انجام می داده است. مسئولیت در قبال تاریخ هم مهم است چون آیندگانی هستند که بخواهند بر اساس درس گرفتن از گذشتگان، برای خودشان خط مشی تعریف کنند. آرمانگرایی که ایستاده بمیرد، بیشتر به درد آرمانگرایانِ آینده تاریخ می خورد تا آرمانگرایی که افتاده به ورطه ذلت و مصلحت اندیشی و مسامحه کاری جلوه کند.

ثانیا نامه آقای لاریجانی، فقط در ظاهر «خیلی محرمانه» بوده است وگرنه، دقت در مفاد بیانات دادستان کل کشور، جناب «محسنی اژه ای» در روز قبل از نامه احمدی نژاد (که به لحاظ تعیین تکلیف کردنِ زیر دستِ رئیس یک قوه، برای رئیس جمهور کشور و تحقیرآمیز بودن چنین برخوردی، بازتاب گسترده ای هم داشت) از یک سو و جواب رئیس جمهوری به نامه آقای صادق لاریجانی از سویی دیگر، نشان می دهد که بیانات علنی جناب دادستان، عینا رونوشتی از نامه «خیلی محرمانه» رئیسشان بوده است. امتحانش ساده است؛ به جای عبارتهای «آیت الله صادق لاریجانی» و «رئیس قوه قضائیه» در نامه احمدی نژاد، بگذارید «حجت الاسلام محسنی اژه ای» و «دادستان کل کشور» و ببینید آیا لازم هست ذره ای تغییر در متن نامه داده شود یا خیر. پس تیر اول را در این ماجرا، قوه قضائیه انداخته است و این ژست حق به جانب که ما نامه «خیلی محرمانه» دادیم و رئیس جمهوری، نامردی کرد و علنی جوابمان را داد، ژست ناچسبی است.

ثالثا آیا وقتی رهبر حکیم انقلاب از لزوم وحدت می گویند، منظورشان این نیست که شرایط و لوازم و مبانی وحدت باید فراهم باشد؟ آیا وقتی ایشان از لزوم وحدت و آرامش سخن می گویند، منظورشان این است که به یک طرف باید مدام ظلم بشود و او اصلا دم بر نیاورد یا منظورشان این است که اساسا نباید به کسی ظلم شود؟ آیا وحدت به این معنی است که حیثیتِ رئیس جمهوری کشور در صدها تریبون از مجلس شورای اسلامی و نماز جمعه ها و دوره های بصیرت افزاییِ فلان نهاد بگیر تا صدا و سیما و روزنامه ها و سایتها لکه دار شود، برنامه ها و طرحهای او در مجلس، هفت سال پیاپی با مشکل مواجه شوند، سئوالهای پیاپی نمایندگان مجلس از وزرایش، امانشان را بریده باشد، به روزنامه تحت مدیریتش (ایران) از سوی نهادی حکومتی، حمله فیزیکی شود، سایتها و وبلاگهای حامی اش، مدام فیلتر شوند، برخی یارانش انفرادیهای بدون محاکمه بکشند، برایشان پرونده سازی شود، کاندیداهای طرفدارش در انتخابات مجلس رد صلاحیت شوند و… و… و… و او جیکش در نیاید؟ آیا این به معنی وحدت است؟

چرا بعضیها چشمشان را به صدها «هایِ» بلند بسته اند و تا یک «هوی» در جواب آن همه «های» گفته می شود، گوینده اش را وحدت شکن خطاب می کنند؟ اساسا وحدتی که از کتک خوردن مدام یک طرف و سکوت مداوم همو حاصل شده باشد، جز تصنع و دکور و نمایش و ماندن استخوان لای زخم چه وصف دیگری می تواند داشته باشد؟ و آیا می توان به پایدار بودن این وحدت و بحران زا نبودنش امیدوار بود و برایش ارزشی قائل بود؟

به طور حتم، آن وحدت و آرامشی، وحدت و آرامش است و مورد نظر رهبری است که از همدلی، ظلم نکردن، قدرشناسی، رسیدن حق به حقدار و عدالت برخاسته باشد؛ وحدت ریشه ای، نه وحدت دکوری. آیا مایی که به حکمت و عدالت رهبری ایمان داریم، می توانیم ادعا کنیم وقتی ایشان از لزوم وحدت و آرامش سخن می گویند، منظورشان این نیست که شرایط و زمینه های آن باید فراهم شود؟ آیا مخاطب دعوت به وحدت ایشان، آنها هستند که به شیوه های مختلف و بارها می گویند «های» یا آنکه گهگاه در جوابشان «هوی» می گوید؟ اگر ریختن آت و آشغالها و خاکروبه های منزل، زیر تختخوابها، نشانه نظافت یک منزل باشد، چنین وحدتی هم وحدت است. اگر بستن و قفل کردنِ در اتاقی که در آن یکی از اهالی خانه را دارند با دهان بسته و بدون سر و صدا می کُشند، جلوی مهمانها نشان دهنده آرامش آن خانه است، چنین آرامشی هم آرامش است. گیرم که توانستیم خودمان و دیگران را گول بزنیم ولی آیا واقعا خدا و امام زمان و نایبش، به ادامه این وضع به اسم حفظ وحدت و آرامش، راضی هستند؟

آخر چرا عملکرد برخی مدعیان ولایتمداری باید کار را به جایی برساند که سایت سعودی و وهابی العربیه، همین چند هفته پیش، بتواند در مقاله ای توهین آمیز به رهبری و رئیس جمهوری، اینطور تحلیل بزند که احمدی نژاد دارد به پای منافع سیاست بازانه جمهوری اسلامی، ذبح اسلامی می شود؟

و دست آخر اینکه، دوستان! برادران! عزیزان! انصافتان کجا رفته؟ به والله احمدی نژاد هم انسان است! از فولاد ساخته نشده است. مگر چهره تکیده و چشمان خسته و بی خوابش را ندیده اید؟ (گرچه از دور و از روی عکس و فیلم هم می توان تا حدی متوجهش شد ولی من همان یکی دو باری که او را از نزدیک دیده ام، بدجور جا خورده ام. خیلی از شما که بارها او را از نزدیک دیده اید و می بینید.) قبلا هم گفته ام و ناچارم باز تکرار کنم؛ به قول عزیزی، آنچه را برخی با احمدی نژاد کردند و می کنند، روا نیست که در حق یک حیوان بارکش انجام داد. شما خوش نشینان و همیشه متوقعان و طلبکارانی که بیانیه های آن چنانی صادر می کنید و در سایتهایتان می زنید واقعا چه تصوری از ظرفیت و قدرت صبر و تحملِ یک انسان دارید؟ در این یکی دو سال، اگر سنگ و کلوخ و زخمی به او نزده اید، کی برای دفاع و حمایت از او، تمام قد و با سوز و گداز به میدان آمدید که حالا هم از او توقع سکوت دارید؟ به والله اشتباه گرفته اید! احمدی نژاد انسان است و رئیس جمهور هم «رئیس» جمهوری اسلامی است، اما انگار او را با کیسه بوکس اشتباه گرفته اید. عجبا که کارد به استخوان طرف رسیده است و از او توقع سکوت دارید.

توصیه می کنم، یکبار دیگر و بلکه بارها و بارها، فایل صوتی بالا را گوش دهید و شرایطی را که این سخنان در آن ایراد شده اند در ذهنتان مرور کنید، تا قضاوت دیگری درباره برخی مواضع امروز رئیس جمهوری داشته باشید.

مطالب و لینکهای تکمیلی و مرتبط:

۱- احمدی نژاد در نشست حامیان: به مقام معظم رهبری گفتم به خاطر گل روی شما همه این حرفها را تحمل می کنیم

۲- خلاصه نامه جدید آیت الله لاریجانی به رئیس جمهوری: در دوره ریاست من به قوه قضائیه، هیئتهای خارجی هم از زندانهای ایران بازدید کرده اند ولی فعلا بازدید شما را که رئیس جمهور کشور هستید به صلاح نمی دانم.

۳- وبلاگ احمدی نژادی «ضمیر خودآگاه» هم یک روز پس از نوشتن مطلبی مفصل در ضرورت بازدید رئیس جمهوری از اوین فیلتر شد. منتظریم ببینیم با سایت «عماریون» که دیروز چنین مطلب هتاکانه و تهدید آمیزی را علیه رئیس جمهوری منتشر کرده است و البته در آن، آیت الله لاریجانی، «سروری برای مومنین» وصف شده اند، چه برخوردی می شود.

۴- وبلاگ احمدی نژادی «دوستدار امام خمینی و انقلاب اسلامی» هم فیلتر شد. آخرین مطلب این وبلاگ هم به موضوع بازدید احمدی نژاد از اوین پرداخته بود.

۵- مورخ ۴ آبان ۱۳۹۱: وبلاگ «یاران احمدی نژاد» (آدم زمینی) هم مسدود شد.

۶- یکی از دوستان یادآوری کردند که روز ۶ آبان، سالروز تولد احمدی نژاد عزیز و مظلوم است و پیشنهاد کردند بچه های احمدی نژادی در وبلاگهایشان هر کدام از زاویه دید خودشان، مطلبی به این مناسبت بگذارند. به نظرم پیشنهاد خوبی است و به نوبه خودم ان شاءالله این مناسبت را گرامی خواهم داشت. باقی دوستان را هم به استقبال از پیشنهاد این دوست دعوت می کنم.

۷- مورخ ۵ آبان ۱۳۹۱: وبلاگ احمدی نژادی «دولت محمود» هم فیلتر شد. سایت هتاک «عماریون» همچنان به کار خود ادامه می دهد. واقعا اگر مشکل این وبلاگهای فیلتر شده، توهین به مسئولان است، چرا سایتهایی که توهین هایی شدیدتر به مقامی بالاتر از مسئولان مورد نظر می کنند، فیلتر نمی شوند؟ ضمنا از آنجا که سعیم پایبندی به آیه بالای وبلاگ است، توصیه ام به دوستانی همچون مدیر این وبلاگ، این است که از به کار بردن تشبیهاتی همچون «شریح قاضی» و … در مورد مسئولان قانونی کشور، خودداری کنند که هم رعایت اخلاق و تقوا و قانون شده باشد، هم بهانه دست فیلتر کنندگان نداده باشند و هم جایی برای دفاع از خودشان بگذارند. به هر حال باید یک فرقی بین ما و منصور ارضی ها باشد دیگر.

80 دیدگاه در “برای آنها که رئیس جمهور را کیسه بوکس فرض کرده اند + هفت مطلب تکمیلی

    • سلام
      رئیس قضا در نامه اش به رئیس جمهور نوشته است که «حکایت شما حکایت سلطانی است که اموال و املاک مردم را غاصبانه تصرف کرده»
      رئیس جمهور چه چیزی را غصب کرده؟ اموال پرنس جان ها یا انتخابات ۸۸ را ؟!
      نظر لاریجانی به ۸۸ هایی نزدیک تر است یا به برادرش و رابین هود؟!
      در ادامه ادبیات فاخرشان هم «رئیس» جمهور را متوهم، خیال پرداز، خلاف گو، تعدی گر و … خوانده است!
      لابد از نظر کیهان و جهان و صدا و سیما و رجا و … چنین ادبیاتی نشانه ولایتمداری و باعث وحدت قوا است اما استدلال های حقوقی رئیس جمهور باعث تنش بین قوا است!!!
      نمی دانم آقای رئیس جمهور با کسانی که صریحا به او توهین می کنند چگونه کار می کند؟
      اما تمام غم دنیا هم برای مظلومیت دکتر احمدی نژاد کم است.
      خدا پشت و پناهش باشد که امید الهی مردم است.

      • خب پدرجان اول درست بخون نامه رو، بعد تفسیرکن، صحبت از غصب اموال و اینها نیست که، میگه شما قانونا حق نظارت بر چیزی که به حیطه شما مربوط نمیشه نداری؛ این حق نداشتن رو در قالب اون تمثیل تبیین کرده، یعنی عین سلطانی که اموالی مال خودش نبوده و در اونها حقی نداشته اما شاکی میشه که چرا حق منو نمیدید، رییس جمهور هم بابت چیزی از قوه قضا شاکی شده که قانونا حقش نیست. همین!

        • ولی جالبه ها! تا نوبت به احمدی نژاد رسیده، این قضیه حق قانونی اش نیست. وگرنه اگر مطالعه کرده باشید، تفسیر سابق شورای نگهبان در زمان ریاست جمهوری رفسنجانی از قانون اساسی این است که رئیس جمهور، چنین حقی دارد. بگذریم از مواضع صریح امام خمینی و آیت الله خامنه ای در این مورد که گویا شما هم در متن بنده اونها رو نخوندید.

          • آقای فتاحی من هیچ اظهار نظری درباره متن پست شما نکردم ( و از اونجا که کامپیوترم مشکل داره هیچ صوتی رو هم نمیتونم بشنوم) فقط احساس کردم از مثلی که رییس قضا آورده برداشت اشتباهی صورت گرفته و فقط خواستم مفهوم منطقی اون جمله رو بگم.
            در کل نامه نگاری هر دو رو اشتباه محض میدونم و از التهابی که به این واسطه به وجود میاد دلم واقعا می گیره.

            بیشتر از همه یه مشت لاشخور سیاسی رو می بینم که از این تشنج خوشحالند و در عین حال ژست دلسوزی برای کشور بابت اختلافات رو می گیرند و دهان گشادشون رو باز کردند و ادعاهای گنده گنده می کنند و از راهکار برای نجات کشور دم میزنن!

          • چرا به تفسیر سابق شورای نگهبان استناد می کنید و نه تفسیر اخیر؟ بالاخره شورای نگهبان همان شورایی است که انتخابات یک شهررا به دلیل جند تا چلوکباب دادن یک شهر باطل می کند، ۷۰۰ هزار رای تهران در انتخابات مجلسس ششم باطل می کند، ولی انتخابات پرابهام ۸۸ را با وجود دادن کیسه های سیب زمینی و سهام عدالت و موارد دیگری که خود اصول گرایان به آنها اذعان کردند تایید می کند. اگر باید به شورای نگهبان تمکین کرد، خوب همه و همه جا باید تمکین کرد والا هر کسی بالاخره یک روز دست از تمکین بر می دارد. میر و شیخ حبس آن عدم تمکین را می کشند و احمدی نژاد هم اگر به واقع در دفاع از حقوق مردم پایدار باشد، لابد به حبس خانگی می افتد و یا به اوین.

          • می بینم که طرفدار ابطال انتخابات، نظر لاریجانی درباره غصبی بودن حکومت احمدی نژاد را تائید می کنند!
            عجب همگرایی بزرگی

  1. جان کوچولوی عزیز من الان خودم نامه آن رییس قوه به احمدی نژاد را خوانده ام و اعصابم به اندازه کافی خرد هست که چرا یک نفر اینقدر باید روحیه شاهانه داشته باشد که حتی یک بازدید از زیر مجموعه خود را مساوی دخالت در امور زیر مجموعه اش تلقی کند و بعد هم با یک رویکرد اعلیحضرتی بگوید من تشخیص می دهم مصلحت این است که شما بازدید نکنید و کسی هم نباید دلیلش را بداند! :-x:-x:-x :((:((
    اما شما را بخدا به من بگویید این بازی قرار است به کجا بینجامد؟ آیا قرار است از این جمهوری اسلامی عبور کرد؟ آیا می خواهیم مردم به خیابان ها بریزند و علیه قوه قضاییه تظاهرات کنند؟ :-&:-&:-S
    احمدی نژاد همان روزی که برای ریاست جمهوری ثبت نام کرد تصمیم گرفته بود که کیسه بوکس خوبی باشد. اصلا مگر خود آقا در ریاست جمهوریش کیسه بوکس نبود؟ یا رجایی کیسه بوکس نبود؟ به هر حال مادری که دلسوز است وقتی قرار است کار به نصف شدن بچه بکشد خودش کنار می کشد ولو بچه را بربایند. =(( @};-
    شما خودتان الان رییس جمهور بودید چه کار می کردید؟ همین است که هست. علما و نظام و مردم و بسیج و همین حضرات خیلی جان برکف شعورشان بیش از این نیست. در این حالت باید چه کار کرد علیه حوزه ها قیام کنیم یا علیه خود جمهوری اسلامی؟ :| :o

    • اولا؛ از کجا مطمئن هستید؟ آیا منظورتان از “اجازه” ، هم نظری رییس قضا با رهبری است؟

      ثانیا؛ رییس قوه قضاییه کار اشتباهی نکرده اند و حق داشتند که از خودشان دفاع کنند؛ پس دلیلی برای مخالفت رهبری وجود ندارد.

      ثالثا؛ مصوبه دیروز کمیسون شوراها هم (که گویا با حضور رییس قوه مقننه تصویب شده) ، با اجازه رهبری بوده؟

  2. سلام
    میشه لطفاً برای تنویر افکار عمومی بفرمایید اعلام کنید که در چه صورت و تحت چه شرایطی دست از حمایت دکتر احمدی نژاد برمیدارید؟
    برای این میپرسم، که نمیخوام فکر کنم کورکورانه و بی دلیل حمایت میکنید.
    آیا ممکنه ایشون کاری بکنند که شما نظرتون تغییر کنه؟
    یا علی

    • من برخلاف اقا حامد صرفا مظلومیت ایشان برایم مهم نیست
      این مظلومیت فقط عطش حمایت مارا بیشتر کرده
      احمدی نژاد اندیشه اش، ارمانش، هدفش، منشش، و در کل همه وجدش علوی و ولایی و مهدوی است و او را با تمام وجود باور کرده ایم
      تنها وقتی دست از حمایت او برخواهیم داشت که دیگر به فکر یاری امام زمان نباشد
      احمدی نژاد چه مظلوم و چه مقتدر، محبوب ماست و با تمام وجود و تا آخرین قطره خون حمایتش میکنیم

    • سلام
      وقتی حضرت اقا دیگه تاییدش نکنن!
      وقتی ببینم دستش تو کاسه ی صاحبان زر و زور هست!
      وقتی ببینم خودشو مث رئیس قوه غذا یه جورایی انچنان در قدرت می بینه که حرمت ۲۵ میلیون رای انتخاب کنندگان رئیس جمهور این مملکت رو بشکنه!

      • دوستان ساده دل
        رییس قضا نماینده “حضرت آقا” است و مورد تایید ایشان. خیال بافی بس است دیگر.

        • سلام
          رئیس جمهور هم نماینده مردم و مورد تایید رهبری هستند هم در تنفیذ ایشون و هم در هزاران صحبتی که بی پرده از ایشون و دولتش حمایت کرده اند.
          هر وقت دیدید کارهای احمدی نژاد با خط مشی رهبری و اصول اساسی اسلام زاویه دار شد بدونید که دیگه ازش حمایت نمی کنیم

  3. سلام

    پرده های پلید سالوس و تزویر:

    “وجود جبهه نفاق اولین مشکل بشریت است . راه افشا و دریدن پرده جبهه نفاق ، ایستادگی بر اصول ، ارزش‌ها و راه مستقیم الهی است . جبهه نقاق در طول تاریخ موجب سستی ، تردید و انحراف در جبهه حق و ملتها شده است . ملت ها و اقوام گوناگون هیچ مشکلی با یکدیگر ندارند اما آنچه انحراف و تفرقه ایجاد می‌کند و برای بشریت خطر محسوب می‌شود وجود خط نفاق است .”

    دکتر احمدی نژاد

  4. مهدی و فایزه در زندان اوین نیستند.همه قصه همینه.اگر بمیرن هم حاضر نیستن برای یک لحظه برای ظاهر سازی هم که شده برن پشت میله زندان درحالی که احمدی نژاد ازاونور میله ها نگاشون کنه.

    • قبلا هم گفتم، در اینجا از کامنتهایی که حاوی اخباری بدون سند باشند استقبال نمی شود، حتی اگر علیه کسانی باشد که به آنها انتقاد داریم.

  5. با سلام

    بابا چرا شلوغش میکنید. صلاح مملکت خویش خسروان دانند حالا گیرم “در شهر یک سلطان بود, وین شهر پر سلطان عجب!”

    “حکایت شما حکایت سلطانی است که اموال و املاک مردم را غاصبانه تصرف کرده بود و به ملک خود منضم ساخته بود و به همه می‌گفت چرا رعایت ملک سلطان نمی‌کنید!!”

    این هم حکایتی از یک جناب قضای دیگری است ولی اصلا هیچ شباهتی بین این جناب قضا و جناب قضای ما وجود ندارد

    میگویند روزی مردی را که متهم به در تنگنا گذاشتن شخصیت مهمی شده بود محاکمه میکردند. وکیل متهم رو به قاضی کرد و گفت “موکل من تنها حقوق عقب افتاده خود را خواسته است, بنا بر این باید مطابق بند ۱ حقوق قانونی آحاد مردم آزاد شود.” بعد از اتمام محاکمه قاضی شروع کرد به خواندن حکم “به موجب بند ۱ قانون مجازات و تبصره ۵, ۹ و ۱۸ … و به موجب اختیاراتیکه بند ۷۰ و تبصره های ۴ و … قانون اساسی به قاضی داده, متهم به مجازات پیش بینی شده در تبضره ۱۹۰ قانون که به تصویب نمایندگان مجلس سنا و تایید هیات امنا رسیده, محکوم میشود.” متهم که از حکم جناب قضا حیرتزده شده بود از او پرسید “هیچ کدام از این بندها , تبصره ها که در مورد یک آدم بیگناه صدق نمیکند. خب, حالا مجازات من چیست.” جناب قضا با لبخندی فاتحانه گفت “پدر سوخ… تو به اعدام محکوم شدی.”

    از این داستان نتیجه میگیریم که تفسیر قانون مطلقاُ در حیطه اختیارات جناب قضا و هیات فوق الذکر میباشد و کس دیگری غیر از آنها حتی اجازه خواندن قانون را ندارد چه برسد به تفسیر آن.
    __________________
    {حذف شد}

    • یادش بخیر، یک روزهایی در جواب اصلاح طلبان مخالف عملکرد شورای نگهبان، دائم میگفتند که تایید صلاحیت افراد و صحت انتخابات “طبق قانون” بر عهده شورای آنروزها محترم نگهبان است و به فرموده امام شما غلط کردی قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد.
      حالا یادتان افتاده چه مصیبتی است “قانون”، وقتی ظالمانه است؟؟؟
      سرکار سحر ۲، طبق همان قانون که “اصلاح طلبان” غلط کرده اند قبول ندارند، تفسیر قانون اساسی با شورای نگهبان است و همین شورا، که رئیس دستگاه قضا هم سابقه طولانی در آن دارد، قانون را اینجور تفسیر کرده.
      آن روزها که داد و فریاد جماعتی بر سر تفسیر شورای نگهیان از “نظارت استصوابی” هوا بود، احتمالا شما غرق در سروری مستانه بودید به خاطر خلاصی از دست رقیب. حالا هم این قانون ظالمانه و تفسیر دلبخواهی “کاملا قانونی اش” تقدیم شما!
      یکبار دیگر میگویم، اگر اینها برای شما “تازه اول عشق است” برای ما خاطره است!

    • سلام علیکم
      معمولا فیلتر شدن یک وبلاگ تا به همه نقاط کشور تسری پیدا کند چند ساعت طول می کشد. وبلاگ آرمانشهر را هم ابتدا یک سری از دوستان به صورت فیلتر شده می دیدند در صورتیکه خودم آن را می توانستم بدون فیلتر شکن ببینم ولی بعد از چند ساعت خودم هم دیگر آن را نمی دیدم.

  6. *وب سایت هاشمی۹۱/۸/۱
    مهمترین دلیل برعدم کفایت سیاسی بنی صدر ازسوی نمایندگان مجلس،مخالفت مستمر وی ب امجلس شورای اسلامی از بدو تاسیس و حتی پیش از افتتاح آن،دخالت صریح در قوه قضائیه و عدم درک صحیح از بدیهی ترین اصول قانون اساسی و نیز عدم اعتقاد به اصل تفکیک قوا اعلام شد.

    باز نشر حیرت آور این جملات در نامه آملی لاریجانی

    آنچه رخداده مانع شدن ازدخالت شمادرکارقوه قضائیه است/آیا با خود نیندیشیده ایدکه اگراینفهم ازقانون اساسی درست باشدپس معنای تفکیک قوا چه خواهدبود/بحضرتعالی عرض میکنم که این تعدی از حدود و اختیارات رئیس جمهور و دخالت در کار قوه قضائیه است/متاسفانه دولت شمادر مسئله بودجه قوه قضائیه بسیارکم لطفی میکند!(رشد۶۷۰درصدی بودجه قوه قضائیه درقانون بودجه سال ۹۱ نسبت به ۸۴)
    نامه لاریجانی خطاب به احمدی نژاد۹۱/۸/۳

    العاقل یکفیه الاشاره
    منتظر فیلتر باش

  7. احمدی نژاد کوچکترین اهانتی به وی نکرد اما ایشان ظاهرا خیلی عصبانی هستند…

    “حکایت شما حکایت سلطانی است که املاک مردم را غصب کرده و به همه می‌گفت چرا رعایت ملک سلطان نمی‌کنید؟! “

  8. سلام شانه های نحیف محمود احمدی نژاد ضعیف تر از آن است که یک تنه بار تمام انحرافات یک نظام را به دوش بکشد.

    حالا دیگر محمود احمدی نژاد، تنها کسی است که نه زندانی و نه زندانبان از دیدنش خوشحال نمی شود. زندانبان، رفتنش را به اوین مصلحت نمیداند و زندانیان از دیدارش به مشقت می افتند که سهم او را در گرفتاری خویش کم نمی دانند. رئیس دولت چنان بی اعتبار شده است که دست به دامن «اعتبارِ اوین» شده است .مقام دوم مملکت که کارش به نامه های سرگشاده رسید، یعنی کار دیگری از او ساخته نیست. به یاد «گزارش به مردم بزرگ» که افتاد یعنی از چشم رهبر معظم افتاده است. «مصمم به اجرای کامل قانون اساسی» که شد، یعنی در بی قانونی های خویش درمانده است. «آحاد مردم پشتیبان خاصی جز خداوند ندارند» یعنی پشتیبانی رهبر را از دست داده است. به حمایت از قوه ی چهارم که برخاست، یعنی از قوه ی اول هم برداشته شده است…

    پارسال، فاطمه رجبی، خالق یا کاشف”معجزه ی هزاره ی سوم” در نامه ای به سلیمی نمین ، در حالی که گفته بود در کتابش تنها ” اظهارات مقام معظم رهبری و علما و مراجع بزرگوار درج شده است ” نا خودآگاه اعتراف کرده بود که : ” در عالم سیاست به آسانی می‌توان شب را روز و سفید را سیاه خواند و کاری نداشت که واقعیت چیست و مردمان چه می‌بینند..”. حالا او هم می گوید از سیاست بازنشسته شده است، یعنی آش چنان شور شده است که صاحب معجزه هم ریسمان بودن اژدهایش را به چشم خویش دیده است.

    جریان انحرافی را برایش تدارک دیدند تا در فرصتی مناسب بار تمام انحرافات نظام را به پای او بنویسند. بعضی ها می گویند، احمدی نژاد همان است که بود، معادلات قدرت عوض شده اند. بعضی هم می گویند منحرف شده است، یعنی سرکشی کرده و از درگاه خدایان رانده شده است. مسعود بهنود هم نوشته است که نابلدانه ادای دوم خردادی بودن را در میآورد. کسی هم نوشته بود به نفرین مادران گرفتار شده است و دیگری می گفت همه اش بازی است و می خواهند حواس مردم را از مشکلات اقتصادی پرت کنند و… هر چه باشد این بار همه متفق القول اند که دورانش به سر رسیده است و عاقبت به خیر نیست احمدی نژاد! نه در قدرت می تواند بماند و نه روی بازگشت به مردم را دارد. از انجا رانده و از اینجا مانده… اما دو سال پیش نوشته بودم :

    شواهد حاکی است که احمدی نژاد در دولت دهم ، خلافِ دولت نهم ، خود را مدیون آقای خامنه ای نمی داند و به او حداکثر به عنوان یک «شریک سیاسی » یا متحد استراتژیک می نگرد . شریکی که باید آئینِ شراکت نگه دارد و شرط شراکت بجا بیاورد . دولت دهم ، خلاف دولت نهم ، نه تنها «دست بوس رهبری » نبود ، بلکه از همان روزهای اول سرکشی را آغاز کرد … حلقه ی احمدی نژاد به هیچ قیمتی بازی را وا نمی گذارد . احمدی نژاد نه هاشمی رفسنجانی است که خود را «صاحب» مملکت و نظام بداند ، نه سید محمد خاتمی است که به «قانون » تن دهد و طفل را به «دایه» بگذارد و نه میر حسین موسوی است که «اخلاق» بگزیند و «سکوت » پیشه کند . احمدی ن‍ژاد « بازیکن شروری » است که می داند «شانس» دیگر درِ خانه ای او را نخواهد زد و حلقه ی احمدی نژاد مشتی اوباش اند که در این بازی نابلداند و نشان داده اند که به هیچ صراطی مستقیم نیستند و به قانون این آب و خاک نامحرم اند . «آنان» را به بازی با منافع ملی «عادت » داده اند .
    حالا خیلی ها می گویند: احمدی نژاد برای دید و بازید در اوین، باید در انتظار به پایان رسیدن دوران ریاستش بر دولت بماند، شاید آن روزها دیدارش از سلول های اوین به مصلحت نظام باشد!

    اما این قصه ی ما نیست. .. شانه های نحیف محمود احمدی نژاد ضعیف تر از آن است که یک تنه بار تمام انحرافات یک نظام را به دوش بکشد.http://www.rahesabz.net/story/60851/

    • آن احمقی که این مقاله را نوشته، چطور متوجه نشده که دو مفروض متناقض، پایه این نوشته اش هست:
      ۱- احمدی نژاد با تقلب و مهندسی انتخابات و حمایت رهبری از این تقلب در انتخابات ۱۳۸۸ پیروز شده است و تا خرخره مدیون رهبری است و در نتیجه این کودتای انتخاباتی کمند رهبری را بر گردن دارد
      ۲- احمدی نژاد از همان سال ۱۳۸۸ به حساب حمایت مردمی، در برابر رهبر، گستاخ شده است.
      متاسفانه سبزها احمق تر از این هستند که بتوانند تناقض این دو گزاره را بفهمند.

      • جناب آقای حامد فتاحی (جان کوچولوی خود خوانده)
        با سلام. اولا از شما خیلی بعید بود در ادبیاتتان از الفاظی همچون احمق استفاده کنید.
        ثانیا نویسنده مقاله فوق راجع به هیچ یک از دو فرض به قول شما متناقض چیزی نگفته است ولی کاملا و بسیار زیاد محتمل است که عمیقا به فرض اول معتقد باشد (همانطور که من هستم) ولی اتفاقا در صورت صحت فرض اول، می تواند برای افشا کردن این تقلب، همیشه برگ برنده ای در مقابل شخص اول مملکت داشته باشد و همین می تواند دلیل سرکشی او باشد. ملاحظه می فرمایید که حتی در صورت صحت فرض اول، فرض دوم شما تخیلی بیش نیست.
        ثالثا مستقل از فرضیات نویسنده، آیا شما منکر تفاوت عملکرد احمدی نژاد در دور دوم باشید؟ انتخاب مشایی به معاونت اولی و استعفا و نه تغییر دیر هنگام او، عزل وزیر اطلاعات و خانه نشینی، ادبیاتی مثل عدالت و توحید و عشق و محبت، اظهار نظر نکردن در مورد “فتنه گران” و ۹ دی و امثال آن، حرف از ایرانی گرایی و چفیه انداختن بر گردن کوروش، و…….
        رابعا آزادمنشی شما در انتشار نظرات متنوع و حتی مخالف با وجود خطرات احتمالی برای شما، قابل تقدیر است. کاش ما سبزها هم این آزاد منشی را از شما یاد می گرفتیم.
        خامسا جناب آقای فتاحی، شما باید بین احمدی نژاد و آقای خامنه ای یکی را انتخاب کنید. اگر سرتان را از برف بیرون نیاورید، برف ها خود آب خواهند شد.

  9. شما تصور کنید این صحنه بازدید احمدی نژاد از زندان اوین را :
    فائزه و مهدی هاشمی و جمع زیادی از اصلاح طلبان فتنه گر همانند تاج زاده و … پشت میله ها در حال آب خنک خوردن هستند و دکتر در حالیکه دستش را به علامت v نشان خبرنگاران و عکاسان میدهد به حال و روزشان می خندد . روز بعد هم این صحنه در تمام سایت ها و روزنامه ها منتشر شود . شما فکر میکنید بعد از این واقعه دیگر برای اکبر ه چیزی باقی می ماند .
    حالا به این نتیجه رسیدید که چرا فعلا مصلحت نیست دکتر به اوین برود . بماند از اینکه رییس جمهور غیر قابل پیش بینی ممکن است حرکتی انجام دهد که برادران قضا هم هنگ کنند .

    • احمدی نژاد مردتر از آن است که قصدش از بازدید، تحقیر زندانیان در بند باشد.

        • اتفاقا چون آنهایی که آقا مجید نام بردند در زندان نیستند این دیدار لغو شده است!
          دکتر به هیچ وجه با دشمنش هم اینگونه برخورد نمیکند
          مردان الهی برای همه دلسوز هستند، برای دشمنانشان بیشتر

      • سلام حامد عزیز
        شاید نتوانستم خوب منظورم را انتقال دهم منظور من این نبود که دکتر در پی تحقیر مخالفین خود است چرا که این رفتارها از مرد خودساخته ای همچون ایشان بسیار بعید است . بهر حال در این فضا اگر دکتر همراه با خبرنگاران و عکاسان از بخش های مختلف اوین بازدید کند یکی از مسایلی که مسلما پیش خواهد آمد ممکن است همینی باشد که گفتم . و رسانه های مریض با کنارهم قرار دادن برخی تصاویر سطح کار را به یک انتقام گیری شخصی تنزل داده و باعث بوجود آمدن کینه های جدید گردند .به نظر اینجانب دیگر پیگیری قضیه بازدید از اوین باید منتفی شود تا همین جا قضیه کفایت میکنند بهرحال خیلی ها خوش دارند وقتی جامعه ما دچار مشکلات است همه مسئولیت را گردن دولت بیاندازند شاید این مکاتبه باعث گشوده شدن باب جدیدی در برابر دیدگان مردم و نخبگان جامعه از جایگاه ریاست جمهوری ایران باشد تا همگان بدانند که رییس جمهوری که اجازه بازید از یک زندان را هم ندارد چگونه می تواند پیگیر اجرای عدالت در برابر مانع تراشان و مخالفین عدالت باشد و مطمئن گردد متخلفان به سزای اعمالشان می رسند . بهر حال نامه دوم لاریجانی یعنی اینکه احمدی نژاد تو هم یکی هستی مثل من . یه قوه دست شماست یه قوه هم دست ما
        ظاهرا تفاوت هم در اینه که خرحمالی در قوه مجریه است و اقایی در دیگر قوا

  10. با سلام
    برادر حامد اگرچه نوشته ات حاوی مطالب خوبی است و لی متاسفانه به نظر بنده انفعالی است.
    اصل نامه آقای آملی لاریجانی بر تفاسیر شورای نگهبان از اصول قانون اساسی استوار است.
    بنده چند سئوال دارم چنانچه افراد دارای دانش حقوق نظر دهند خوشحال میشوم
    ۱- شورای نگهبان باید در تفسیر اصول قانون اساسی (باتوجه به اعتبار قانون اساسی به رای عامه مردم) باید فهم عامه مردم را از اصول قانون اساسی در نظر بگیرد؟ چون مردم به قانونی رای داده اند که فهمیده اند. و وکالتشان به خبرگان قانون اساسی نیز نه در تائید قانون بلکه وکالت در نوشتن پیشنویس قانون اساسی بوده است.
    ۲- شورای نگهبان باید فهم خبرگان قانون اساسی را با بررسی متن مذاکرات خبرگان کشف نموده و اعلام کند
    ۳- شورای نگهبان باید در تفسیر اصول قانون اساسی برداشتی را که به مصلحت(درست تر) میداند ترجیح دهد ولو اینکه با نظر خبرگان و عامه مردم متفاوت باشد
    * با توجه با موارد بالا به نظر بنده تفسیر شورای نگهبان با بند سوم منطبق است . زیرا اگر بر فهم عامه استوار بود مسلما فهم عامه از اصل اصول ۱۱۳ و۱۲۱ با نظر رئیس جمهور یکی است . زیرا نص این اصول بر نظر رئیس جمهور دلالت دارد .و عامه مردم هرگز نص را ول نمیکنند و به اجتهاد بپردازند . همچنین با بند دوم نیز تطابقی ندارد زیرا خبرگان تدوین کننده متمم قانون اساسی با تقییر وظایف رئیس جمهور به نظام ریاستی ؛ میتوانستند این اصول را اصلاح نموده و یا متن های مشابه ای برای سایر روسای قوا اضافه نمایند.تا امر نظارت را منحصر در قوه مجریه نمایند.
    *** به هر حال چنانچه منبعی برای بدست آوردن متن مذاکرات خبرگان قانون اساسی باشد برای تحلیل موضوع بسیار راه گشا خواهد بود.
    **** باز تاکید میکنم متدولوژی تفسیر اصول قانون اساسی توسط شورای نگهبان باید مورد انتقاد قرار گیرد . زیرا با این متدولوژی سایر اصول قانون اساسی نیز قابلیت تقییر ماهیت می یابند . و با یک تفسیر ساده اصول قانون اساسی تقییر میکند.
    البته بنده معتقدم واقعا شورای نگهبان از تفسیر اصول قانون اساسی پرهیز دارد . ولی مشکل در نحوه تفسیر ایشان است.

  11. اول اینکه سخن امام درچارچوب قانون اساسی ۱۳۵۸ است و نه قانون اساسی ۱۳۶۸٫
    دوم اینکه در قانون اساسی ۱۳۶۸ مرجع تفسیر شورای نگهبان است و نه هیچ کس دیگر و این شورا هم نظر خویش را روشن بیان نموده است.
    ثالثاً پاسخ آملی لاریجانی بسیار متقن و روشن است و مبین توهمات جناب رئیس جمهوری است که خود گوید و خود خندد و گمان برد که عجب مرد هنرمندی است!؟
    البته پر روشن است برای امثال شما که در نظرتان احمدی نژاد در حکم آن خسروی است که هرچه کند شیرین بود ، این پاسخ ها هیچ اثر نخواهد داشت.
    اما هر چه پیش می رویم معلوممان می شود که احمدی نژاد دیکتاتور کوتوله ایست که البته خود را بسیار بزرگ فرض گرفته است.اما دیر نیست آن روزی که این دیکتاتور کوتوله از این توهم بزرگ برخیزد همانطور که دیکتاتور کوتوله قبلی، موسوی این چنین شد. اما پرسش این است با چه هزینه ای|؟ تمام تلاش احمدی نژاد و در و دیوار زدنش هم برای افزایش این هزینه است. حال باید منتظر ماند و دید که صبر نظام کی سر خواهد آمد .

    • از ادبیات توهین آمیزتان که بگذریم، اولا آن عباراتی در اصل ۱۱۳ و اصل ۱۲۱ که باعث شده احمدی نژاد بر اساس آن حق نظارت خود را بر سایر قوا قائل باشد هیچ تغییری نسبت به سال ۵۸ نکرده اند. عبارت «مسئولیت اجرای قانون اساسی» در اصل ۱۱۳ و عبارت «سوگند یاد می کنم … از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است، حمایت کنم.» در اصل ۱۲۱، هم در قانون ۱۳۵۸ هست و هم در قانون ۱۳۶۸، پس تغییری در این زمنیه ایجاد نشده است.
      ثانیا جای این سئوال باقی است که اگر شورای نگهبان مرجع تفسیر اصول قانون اساسی است، چرا تفسیر این شورا در مورد اصل ۱۱۳، در دورانهای مختلف، متفاوت بوده است و به احمدی نژاد که رسیده است حداقلی شده است؟ مگر اینکه معتقد باشیم در جمهوری اسلامی، حق سئوال از همه وجود دارد به جز شورای نگهبان:
      آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان در نامه ای به هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری وقت مورخ ۲۳ بهمن ۱۳۷۵:
      «اصل ۱۱۳ قانون اساسی مربوط به جایی است که اصلی از اصول قانون اساسی یا به کلی اجرا نشده باشد یا متوقف شده باشد، در اینجا وظیفه ریاست جمهور است که از مقامات مسئول بخواهد آن اصل را اعمال کنند.»
      http://www.inn.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=1&Id=687&Rate=0
      http://www.moh1979.blogfa.com/post-426.aspx

  12. سلام
    نکته ی اول اینکه فونت نوشته هات مناسب نیست
    نکته ی دوم
    مشکل و یا شبهه ای که برای خیلی از ما احمدی ن‍‍زادی ها بوجود اومده اینه که تصور مون اینه که محمود می خواد بره بازدید از زندان و بس و اگر به این هدف نرسه اتفاق بدی افتاده و بس و از طرفی مشاهده کردم که عده ای از نحوه ی پاسخ دهی شیخ صادق ناراحت هستن
    نکته ای که باید دقت شود رفتن یا نرفتن به زندان نیست بلکه ظلمی است که سالیان دراز به قوه مجریه می شود و این اتفاق تنها بهانه ای هست برای نمایان شدن این ظلم
    اگر احمدی نژاد به زندان رفت (برای بازدید) که به خواسته ی خود رسیده اما اگر نتونست به زندان بره به هدف بزرگتری رسیده که اون هم نمایان شدن محدودیت های بزرگی که دیگران برای این قوه ایجاد کردن هستش پس این بازی برد برد برای محمود هستش :):):):)
    طرز پاسخ شیخ صادق هم نمایان گر شدت بغض درون خفته اش است که با جرقه ای آشکار شده و کسی که این رفتار رواز خود نشون میده نشون دهنده ی اوج تحیر ش هست که البته عده ای تصور رفتار شاهانه از وی می کنند
    اما در مورد نامه ی عماریون
    چون سرکرده های این سایت از عمال منصور ارضی و رضا گ هستن و در چند روز اینده قراره که حکم نهایی این اقایون هتاک صادر شود علی الظاهر خواستن با این تملق گویی ها تا حدودی شدت حکم رو کاهش بدن و لحن نامه هم ناشی از تنفر اینها از شخص محمود هستش که تونسته از اربابشون شکایت کنه و اونها رو دادگاهی کنه

    • سلام علیکم
      اگر در مورد فونت وبلاگ، اندازه اش را نامناسب می دانید خود من هم چنین تصوری داشتم. منتها با نظرسنجی که چند ماه پیش روی وبلاگ گذاشتم اگر اشتباه نکنم، حدود ۹۵ درصد خوانندگان وبلاگ اندازه آن را مناسب دانستند. خوب در این مورد هم باید تابع نظر خوانندگان وبلاگ بود.
      با تحلیلتان موافقم. اینکه روشن شود هیئتهای خارجی حق داشته اند از زندانهای کشور بازدید کنند ولی رئیس قوه قضائیه، فعلا بازدید رئیس جمهور کشور را از یک زندان به صلاح نداند، به بهترین وجهی، آشکار کننده دایره اختیارات رئیس جمهوری در عمل است.

  13. سلام اقای فتاحی

    ممنون از نوشته تون!
    واقعا پریشان بودم به خاطر کاری که دکتر کرده بود و غیر از اینکه شاید یه بازی باشه برای اینکه کشور رو از تهدید های خارجی که نزدیک هم شدن در امان بداره!(دادن اطمینان به دشمن به اینکه کشور خودش داره از درون فرو می پاشه و نیازی به درگیری نیست)
    یعنی با هیچ توجیه دیگه ای نمی تونستم کار دکتر رو بعد از درخواست حضرت اقا به ارامش در کشور قبول کنم(هرچند دامن دکتر عزیز رو هم از عدم اطاعت از حضرت اقا بری میدونستم!)
    امروز نوشته شما واقعا ارومم کرد!
    مثل همیشه خدا رو به خاطر اشنا شدن با مجموعه ای از دوستان احمدی نژادی که قدرت تحلیلشون از وقایع بی نظیر هست شکر گزارم @};-

  14. با سلام بر شما دوست انقلابی و دیگر دوستان

    با مطلب پناه به رهبرمان با عنوان :

    ما به رهبر بزگوار و عزیزمان پناه می بریم تا تدبیری در مورد تناقضات صادق لاریجانی صورت گیرد.

    به روز شده ام . دوستان حتما” مطالعه بفرمایند .

    http://noore14d.blogsky.com

  15. مطلب زیر یکی از کامنتهای سایت آفتاب است در پاسخ به نامه رییس قوه قضاییه :

    «… ولی برای دفاع از حرف حق آقای احمدی نژاد به دو سه مورد نامه شما جواب می گویم :

    ۱- اگر استقلال قوا به آن معنی که شما می گویید باشد و رئیس جمهور هیچ حق و وظیفه ای برای نظارت بر حسن اجرای قانون اساسی نداشته باشد چرا نامش رئیس جمهور است خوب اسمش را می گذاشتند رئیس قوه مجریه مثل شما که رئیس قوه قضائیه هستید همچنین چرا ایشان و فقط ایشان در مجلس و در پیشگاه ملت و قانون و …سوگند پاسداری از دین رسمی ؛ استقلال و آزادی و …قانون اساسی یاد می کند؟ و صد البته در این مورد باید پاسخگو هم باشد. چرا شما روسای سایر قوا و یا سایر نهادها این کار را نمی کنید؟ پس معلوم است که شان رئیس جمهور حفاظت از قانون اساسی است که در چند اصل دیگر هم به آن تاکید شده است که شما براحتی آنها را ندیده می گیرید. اگر مطلب فوق صحیح است که بوضوح صحیح است بفرمایید رئیس جمهور چگونه این وظیفه اش را باید انجام دهد؟

    ۲-دائما بر شائبه جانبداری از متهم به زعم خودتان در بعضی اذهان اشاره کرده اید آیا رواست ایشان هم شما را به دیکتاتوری و بی عدالتی متهم کنند و دلیل آنرا هم مثل شما “خبر دادن از شائبه ای که در بعضی اذهان بوجود می آید” عنوان کنند؟شما تلویحا با بیان و تاکید بر این شائبه …به آن رسمیت می دهید و از آن شائبه حمایت می کنید.

    ۳-در مورد مشکلات اقتصادی باید یگویم که به تایید غالب اقتصاد دانان کارکشته اگر دستگاه قضا در این نابسامانی بیش از دولت مقصر نباشد کمتر از آن نیست.شاهد این سخن آنست که اکثر اوقات با ورود قدرتمندانه قوه قضائیه به این گونه مسائل ؛ مشکل حل می شود . شاهد دیگر این مطلب خیل انبوه قوانین اقتصادی موجود در حوزه قوه قضائیه است .این به این معنی است که شما هم وظایف خود را بموقع و به درستی انجام نمی دهید تا کار بیخ پیدا می کند …

    ۴-و دست آخر اینکه اگر فرض شما بر تفکیک قوا به شکلی که گفته اید می باشد پس دیگر اجازه تحقیق و تفحص از آن دستگاه را به مجلس ندهید(البته اگر می توانید و با این حرارتی که نشان می دهید)…..»
    http://www.aftabnews.ir/vdcd5k0fnyt0556.2a2y.html

  16. سلام به همه
    و سلام ویجه به آقا حامد

    آقا بسی صفا نمودم واقعا که فکرت خوب کار میکنه

    تو یه کلام مقالت ملس بود

    البته اکه احمد شریعت نباشه جاش واقعا خالی خواهد بود

  17. کامنت جالبی در وبلاگ «گوش قرمز» که نویسنده اش «بینام» نام دارد. خوبه تو هم بخونیش:
    «آیا کسی هنوز هست که نفهمد چرا درست در زمان غیبت احمدی نژاد جناب مهدی هاشمی به ایران باز گشت و ظاهرا دستگیر شد؟ آیا کسی هست که هنوز نفهمد چرا خواهر آن شخصیک روز زودتر باز هم ظاهرا دستگیر شد؟ آیا کسی هست که نفهمد چرا سردار سازندگی این بار با روی باز از دستگیر شدن فرزندانش استقبال کرد و البته اجازه داد فیلم آن وداع سوزناک منتشر شود؟ آیا کسی هست که هنوز نفهمد چرا درست بحران ارزی از روز بازگشت همان آقازاده و دستگیر شدنش شروع شد؟ آیا کسی هست که نفهمد چرا قیمت ارز با نهیب رییس جمهور کاهش یافت و بعد مجددا بالا رفت و بعد دوباره با عزم ایشان برای بازدید از اوین کاهش یافت؟ آیا کسی هست که نفهمد دستگیری همزمان مهدی هاشمی و جوانفکر و انتقال هر دو به زندان اوین لاقل این خوبی را داشت که بازدید احمدی نژاد از اوین به عنوان بازدید از جوانفکر تلقی شود؟ آیا کسی هست که نفهمد چرا رییس قوه قضاییه تقاضا برای بازدید از یک زندان را مساوی دخالت در امور ریاستی خود می داند؟آیا کسی هست که نفهمد که چرا همین آقای رییس که بنا بر اعتراف خود قبلا از احمدی نژاد خواسته بود به زندانها سرکشی کند حالا آن را مصلحت نمی داند؟ آیا کسی هست که نفهمد چرا احمدی نژاد که به قول خود رییس ق ق هفت سال به زندان اوین سر نزد- گر چه با دارالتادیب ها دیدار داشت- چه شده که درست در این شرایط بازار ارز مصمم به بازدید از این مکان است؟ آیا کسی هست که نفهمد چرا بازدید از سایت غنی سازی فردو از زندان اوین آسانتر است؟
    اگر واقعا چنین کسی هست که واقعا این مطالب را نفهمد لطفا اداره کشور را به او واگذار کنید. رییس جمهور ما باید آنقدر نفهم باشد که بتواند لیاقت خود را پیشگاه سردار سازندگی به اثبات برساند. کسی که بفهمد سناریو دستگیری فرزندان هاشمی شبیه حج رفتن داش مجید سوزوکی است جایش در همان زندان اوین است.»

    • چه حرف ها. ممکلت ولی فقیه عادل نائب امام زمان داشته باشد و این چیزها در آن اتفاق بیفتد؟

      • چرا که نه. در زمان خود امام خمینی هم امید نجف آبادی ها و سید مهدی هاشمی ها را داشتیم. اصلا زمان خود امام علی علیه السلام هم شریح قاضی داشتیم. پس هر چیزی امکان دارد. مگر اینکه بگویید همه جزییات فعالیتهای قوا توسط رهبری انجام می شود. :lol:

        • مسعود خان، مطلبم به طنز بود. لطفا ائمه معصوم را با آقای خمینی و آقای خامنه ای مقایسه نفرمایید.

          • درکتان می کنم. شنیدن حقیقت تلخ است! بالاخره همانطور که قبول دارید امام خمینی و امام خامنه ای در حد حضرت علی نیستند چه انتظاری دارید قوه قضاییه شان بهتر از مال حضرت علی علیه السلام باشد؟ :lol:

        • ۱- امید نجف آبادی و سید مهدی هاشمی هر دو اعدام شدند. نه اینکه یکی از آنها بشود رئیس مجمع تشخیص و یکی دیگر قوه قضا. مهمتر از اعدام آنها آن بود که حامیان آنها -حتی در حد قائم مقام رهبری- هم در آتش حمایت از آنها سوختند.
          ۲- اگر هم چنین پستهایی میگرفتند، نتیجه حاصل، نادرستی کار امام در اعطای مقام به آنها میشد نه تبرئه کس دیگری که چنین عملکردی داشته!
          ۳- یک مورد، فقط یک مورد، فقط و فقط یک مورد از قضاوتهای ظالمانه شریح قاضی بیاورید که با سکوت و از آن بدتر، با تایید امام علی علیه السلام همراه شده باشد.
          ۴- آنچه شریح را بدنام تاریخ کرد سالها پس از شهادت مولی بود. کمی تاریخ بخوانید.
          ۵- “جزییات فعالیتهای قوا”!!!؟؟؟؟ مانده ام چطور رویتان میشود از طرفی از حمله همه جانبه ارگان های نظامی و قضایی و مجمع و … به دولت احمدی نژاد حرف بزنید، از طرف دیگر تا منتقدینتان یک پله از فرماندهان این مراکز بالا میروند، قضیه برایتان میشود “جزئیات” فعالیتهای قوا. عجبا! پس کل دعوا سر جزئیات فعالیت دستگاه قضاست. یک نگاه به نامه احمدی نژاد و آملی بینداز. بعد هم یک نگاه به معنای واژه جزئیات. بعد هم چند ثانیه فکر کن.
          :D

          • آقای یا خانم محترم! اگر شما اطلاع نداری ما مقصر نیستیم!
            اولا امید نجف آبادی چندین سال قاضی شرع بود و هر کس را دلش خواست زندانی و اعدام کرد و صدای کسی هم در نیامد چون نور چشم منتظری بود. سید مهدی هاشمی هم برادر پاسدار بود و همه کاره سپاه. در این مدت هر کاری دلش خواست کرد. :lol:
            دوم شاید برای شما مهم نباشد اما برای ما مهم است. اتفاقا اختلافات امام خمینی و منتظری سر همین قضیه درست شد. البته خدا رحم کرد منتظری یک نفر بیشتر نبود و سایر مراجع وقت بهیچ وجه از او حمایت نمی کردند. اتفاقا امام خمینی هم مقصر نبود. چون در آن زمان چنان دید مثبتی نسبت به منتظری وجود داشت که کسی باور نمی کرد شخصی که مورد حمایت منتظری است آدم بدی باشد. بروید ببینید چقدر امام فشار آورد تا بالاخره ری شهری جرات کرد سید مهدی هاشمی را محاکمه کند و چند سال هر چه امام اصرار کرد کسی از ترس منتظری زیر بار نمی رفت. :((
            سوم البته شریح همان زمان حداقل دو بار توسط حضرت علی توبیخ شد یکبار در ماجرای زره و یکبار هم ماجرای خرید خانه اشرافی اما حضرت علی نتوانست او را عزل کند چون مردم به شدت به او به عنوان قاضی عمر اعتقاد داشتند. نظیر ابوموسی اشعری. تازه شریح یکی از آنها بود. زیاد حرامزاده و اشعث بن قیس داستان دیگری دارند. :-x
            چهارم شما از کجا می دانید رهبری دستگاه قضایی را توبیخ نکرده است؟ مگر صحبتهای ایشان در برابر قضات را یادتان نیست؟ البته انتظار نداشته باشید رهبری علنا آبروی کسی را ببرد که تایید همه مراجع را دارد و با فشار بیوت مراجع به این منصب دست یافته است. بیشتر توضیح نمی دهم. >:)
            پنجم اینکه بله جزییات . چون همه روسای قوا مدعی اطاعت از ولایت رهبری هستند و همیشه طوری حرف می زنند که افراد ساده لوح همه را در خط ولایت فرض کند. همین الان خیلی ها نمی فهمند حق با آملی است یا با احمدی نژاد. این نامه ظاهرا جزیی است. یک مسوول می خواهد از یک زندان دیدار کند و مسوول زندانها مخالفت می کند . الان بروید ببینید چه تعداد از سایتها این را اختلاف مسخره و تفرقه بیحاصل می دانند.
            اگر در این حالت رهبری بیاید مثلا رسما طرف احمدی نژاد را بگیرد خود شما نمی گویید دیکتاتوری شد و در کار قاضی دخالت شد؟
            این را می گوییم جزییات. البته از نظر افراد مطلع خیلی هم اختلاف ریشه دار است. اما به نظر مردم مضحک و دعوای بچگانه است. در اینجا نباید برای دستگاه قضا پوششی از مظلومیت فراهم کرد. :D 8)
            تا همین الان احمدی نژاد به هدفش بخوبی رسیده است. {حذف شد} :-*
            بگذارید کم کم همین حرفها مطرح شود. احمدی نژاد دانه ای را کاشته که باید آن را آبیاری کرد! @};-

        • اینگونه مقایسه ها جز سفسطه چیزی نیست. ظلم و تبعیض چیزی نیست که بتوان بر روی آن چشم بست. {حذف شد}

  18. با سلام.
    ۱- در مورد سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی، من نفهمیدم ایراد اینکه یک نفر بگوید باید به شکایت از رییس جمهوری رسیدگی شود کجاست؟ در ضمن در سال ۵۹ هم اگر به شکایت رییس جمهور وقت رسیدگی می شد، فکر می کنم وضع مملکت بهتر از الان بود. منظور این نیست که در آن داستان حق با بنی صدر بود، منظورم این است که اگر از روز اول دستگاه قضا بی طرفانه به امور و به همه شکایات رسیدگی می کرد وضع مملکت بهتر بود.
    ۲- در اولا بحث خودتان برای قانونی نشان دادن کار احمدی نژاد، از جملات آقای خمینی و آقای خامنه ای استفاده کرده اید. برادر من، مگر جملات این دو بزرگوار قانون یا فراقانون است که از آنها استفاده می کنید؟ یک مشکل مملکت ما از اول انقلاب استناد به حرف های رهبری برای اثبات امری بوده است. در ضمن مگر شما قبول ندارید که شورای نگهبان مسئول تفسیر قانون اساسی است که آن هم تفسیر خود را بر خلاف نظر آقای احمدی نژاد قبلا داده است. لطفا نگویید شورای نگهبان بی طرف نیست که آنوقت مثل ما قتنه گران سبز به قول شما احمق می شوید. هم چنین شما که از آقای خامنه ای در دیدار با هیئت پیگیری و نظارت بر اجرای قانون اساسی تشکیل شده توسط خاتمی رئیس جمهوی وقت استفاده می کنید، لطفا به تمام بلاهایی که سر خاتمی آوردند و سکوت ها و همراهی هایی که امثال شما کردید هم اشاره ای بکنید. آگر آقای احمدی نژاد هنوز در آخرین سال دوره اش نماینده مردم است و حقوقی و وظایفی دارد؛ خاتمی و بنی صدر هم تا آخرین روزهای دوره اشان حقوق و وظایفی داشته اند.
    ۳- این جملات شما در ثالثا است: “مدام ظلم بشود و او اصلا دم بر نیاورد یا منظورشان این است که اساسا نباید به کسی ظلم شود؟ آیا وحدت به این معنی است که حیثیتِ رئیس جمهوری کشور در صدها تریبون از مجلس شورای اسلامی و نماز جمعه ها و دوره های بصیرت افزاییِ فلان نهاد بگیر تا صدا و سیما و روزنامه ها و سایتها لکه دار شود، برنامه ها و طرحهای او در مجلس، هفت سال پیاپی با مشکل مواجه شوند، سئوالهای پیاپی نمایندگان مجلس از وزرایش، امانشان را بریده باشد، به روزنامه تحت مدیریتش (ایران) از سوی نهادی حکومتی، حمله فیزیکی شود، سایتها و وبلاگهای حامی اش، مدام فیلتر شوند، برخی یارانش انفرادیهای بدون محاکمه بکشند، برایشان پرونده سازی شود، کاندیداهای طرفدارش در انتخابات مجلس رد صلاحیت شوند و… و… و… و او جیکش در نیاید؟ آیا این به معنی وحدت است؟” خدا وکیلی انگار این حرف در سال ۸۳ در مورد خاتمی زده شده است (فقط خداوکیلی سوال از وزرای خاتمی کمتر بود). خوشحالم که بالاخره شما و امثال شما حرف از رد صلاحیت و انفرادی بدون محاکمه و پرونده سازی می زنید. فقط متاسفانه خاتمی شهامت احمدی نژاد را نداشت.
    ۴- من نمی دانیم شما از احمدی نژاد حمایت می کنید یا از یک خط فکری. به نظر می رسد شما بیش از هر چیز از احمدی نژاد طرفداری می کنید و من نمی دانم به جز دو سه نفری مثل جوانفکر و مشایی چه کسانی می توان پیرو خط فکری احمدی نژاد دانست. خیلی دلم می خواست بدانم مقتدای فکری شما (احمدی نژاد) هم مثل شما راجع سبزها و فتنه گران فکر می کند وو همان ادبیاتی را در مورد آنها بکار می برد که شما و امثال شما بکار می برید؟
    ۵- فکر نمی کنید وقتی آقای خامنه ای حرف از مراقبت از سلامت انتخابات می زند و مجلس اجرای انتخابات را از دولت می گیرد، واقعا انتخابات سال ۸۸ شبهه ناک بوده است؟ انتخاباتی که سبزهایی مثل من از ابتدا به روند آن آن به شدت معترض بوده و هستیم ولی اکنون عمیقا از اقدامات احمدی نژاد در دفاع از حقوق مردم و مقابله با اقتدارگرایان راضی هستیم مستقل ازاینکه رسانه های بیگانه هم به شدت از اقدامات اخیر او استقبال کرده اند. برای افرادی مثل من نام مهم نیست، دفاع از حق مهم است چه از طرف احمد زید آبادی چه از طرف محمود احمدی نژاد حتی اگر آنان به قول اقتدارگرایان خوراک تبلیغاتی رسانه های بیگانه را فراهم کنند.
    ۶- شما خیلی ساده اید که هنوز وقتی یک وبلاگ احمدی نژادی را می بندند منتظرید ببینید آیا یک وبلاگ هتاک به رییس جمهور را هم می بنندند با خیر.

    • می بینی بنده خدا! با تمام بلاهای رنگارنگی که اقتدارگرایان بر سرشان آورده اند، با تمام ارجاعاتشان به گفته های امام و تعمیم آن به امروز، تا کار به نظارت استصوابی و تفاوت ۱۸۰ درجه ای آن در دوران امام و پس از امام میرسد، بچه های “عدالت طلب” خوابشان میبرد! :-S

    • توضیحی که دادم رو خوندید؟ قانون عوض شده، ولی فرازهایی که ازش نظارت رئیس جمهور بر میاد، جزو تغییرات نیست و در قانون اساسی قبلی و فعلی، یکی است.

  19. صوفی شهر بین که چون لقمه ی شبهه می خورد / پاره دمش دراز باد این حیوان خوش علف ! عنایت بفرمایید مطلب جدیدی گذاشته ام. نظراتتان را به جان خریدارم. شاد باشی عزیز. فرا رسیدن عید سعید قربان را خدمت شما تبریک عرض می کنم.

    • سلام علیکم
      برادر عزیز! جسارت بنده رو ببخشید. البته که وقتی آدم می بیند سایتهای هتاک به رئیس جمهوری، آزادند از این برخوردهای دوگانه آزرده می شود. اما آیا بهتر نبود بدون اینکه از عباراتی مثل «شریح قاضی» و … در مورد روسای یکی از قوا صحبت کنید به ایشان انتقاد کنید که هم رعایت اخلاق شده باشد و هم بهانه دست فیلتر کنندگان نداده باشید؟

  20. سلام آقا حامد
    داداش به مناسبت تولد دکتر احمدی نژاد طرحی در حد وسعم آماده کردم و در شبکه ایران دوستان استفاده کرده اند. اگر صلاح دیدید منتشر کنید طرح را.
    http://meyarnews.com/media/image/x/tavallod-poster.jpg

    این هم آدرسی دیگر:
    http://www.inn.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=4&Id=116818&Rate=0

  21. سلام
    کاش می تونستیم در روز تولد آقای احمدی نژاد به ایشان هدیه ای بدهیم. هرچی فکر کردم به ذهنم نرسید که چطور و چه هدیه ای. اما از صمیم قلب دعا می کنم که خدا خودش یه جوری در روز تولدشون دل ایشونو شاد کنه با یک هدیه باارزش.

  22. آنجا در آن بهبوهه ی انقلاب ایجاب می نمود چنین عملکردی صورت گیرد.
    مثلا مقایسه کنید با :
    تسخیر لانه جاسوسی
    تسخیر سفارت انگلستان
    اگر بخواهیم با دیگاه شما مقایسه کنیم هر دو درست است، اما نظر رهبری چیز دیگری است.
    اینگونه مقایسه ها با شرایط کنونی صحیح نیست. الان جامعه ما از شور و حرارت روزهای انقلاب فاصله گرفته و باید امورش به اقتضای زمان انجام گیرد

  23. سلام.بعد مدتها…
    زمان همه چیز رو مشخص می کنه و حق و ناحق رو… باید صبور بود.
    و ما الحیاه الدنیا الا لعب…دنیا زیاد آدمها رو بازی می ده… این سنت دنیاست.

  24. نویسنده این همه کلمات رو کنار هم گذاشته که آخرش به این برسه که احمدی نژاد خوب عست! کار به خوبی و بدی ش نداریم ولی با کمی دقت میتوان فهمید که قصد آقای رئیس جمهور هرگز اجرا و یا حتی نظارت بر قوه قضائیه نبوده و نیست. علت درخواست بازدید از زندان شخص جوانفکر است. دلیلش هم از روز روشنتر میباشد وگرنه این همه کار میشه برای نظارت بر قوه قضائیه انجام داد. چرا تا الان یاد اجرای قانون اساسی نبود؟ این همه زندان چرا اوین؟ کار رئیس جمهور توجیهی ندارد که بخواهید از وی دفاع کنید. قلمتان را فرسوده نکنید خودتان خراب میشوید. ضمن آنکه کار رئیس قوه قضائیه هم نادرست بود. هردو از تقوا دور شدند. از طرف دیگر باید توجه داشت حمله به ریاست جمهوری نفعی برای نظام ندارد این چند ماه را باید تنها تحمل نمود و خویشتن دار بود. توجه نمودید: نه حمله و نه دفاع ناحق فقط تحمل!!!

  25. سلام . احترام..
    خدا قوت..عالی بود..اولین باره که با سایتتون آشنا شدم..حیفم اومد تشکر نکنم.
    یا علی.. @};-

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<