دلم برات تنگ شده پیرمرد!

به شدت عاشقتم پیرمرد! هنوز هم وقتی یاد خوابی که تو نوجوانی ازت دیدم می افتم، دلم می لرزه. با پیراهن و شلوار و عرق چین سفیدی بودی که تو خونه باهاش می گشتی. چهار زانو نشسته بودی و من خودم رو انداخته بودم تو دامنت و های های گریه می کردم. تو هم با دستهات سرم رو نوازش می کردی. چه لذتی داشت!
دلم برات تنگ شده پیرمرد! برام دعا کن! برامون دعا کن! دستی به سرمون بکش!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<