نگاهی به مناظره شریعتمداری و اصغرزاده

پیروزی بسیار محتمل اصلاح طلبان در غیاب جریان احمدی نژاد

برنامه «دیروز، امروز، فردا» (پنجشنبه شبها، شبکه سه سیما)، که در یک سال گذشته، به طور متوسط، ماهی یک بار «حسین شریعتمداری»، میهمان آن بوده است و در اکثر قریب به اتفاق هفته ها، بدون دعوت از طرفدارانِ دولت فعلی، به تریبون یک طرفه مخالفان و منتقدان دولت تبدیل شده است، دیشب شاهد مناظره ای جالب توجه بین «ابراهیم اصغرزاده» از اصلاح طلبان و «حسین شریعتمداری» از اصولگرایان بود.

یکی از دوستان پژوهشگر، در سلسله پیامکهایی نسبتا طولانی، تحلیل جالبی از این مناظره داشت که آن را در اینجا نقل می کنم:

«پیام روشن اصغرزاده به اصولگرایان این بود که مسأله ما، شما نیستید بلکه احمدی نژاد است. یعنی ما از طرف شما احساس خطر نمی کنیم و اگر با شما هم مناظره می کنیم برای زدن احمدی نژاد است و شما هم چون قبلا سر و سری با او داشتید محل انتقاد ما هستید.
دال مرکزی این مناظره و همه مناظره ها تا روز انتخابات خرداد ۹۲، احمدی نژاد است. جالب اینکه اصغرزاده هر قدر با حمله به احمدی نژاد به این واقعیت اذعان می کرد، شریعتمداری با حمله به خاتمی سعی داشت وی را به مثابه دال مرکزی جا بزند و البته ناموفق بود.
هر دو گفتمان اصلاحات و اصولگرایی به دلیل غلظت وجه سلبی، سیاه نما و انفعالی و غیرمتناسب با گفتمان پیشرفت هستند و به طور ماهوی با گفتمان ایجابی احمدی نژادی متفاوتند اما به نسبت، گفتمان و رفتار شریعتمداری منفعلانه تر و پر لکنت تر از اصغرزاده نشان داد. به نظر می رسد اگر انتخابات آینده بر مدار دوگانه هایی از این دست پیش رود، مشابه ۲ خرداد ۷۶، شکست اصولگرایان بسیار محتمل است.
این مناظره باید به نحو جدی مطالعه شود. نشانه انفعال اصولگرایان در ۲ خرداد را آشکار کرد با این تفاوت که اصولگرایان در سال ۷۶ از حب هاشمی لکنت زبان گرفتند و در سال ۹۲ از بغض احمدی نژاد دچار لکنت می شوند.
این مناظره نشانه های آشکاری از شکست اصولگرایی داشت. راه عبور از این شکست، عبور از دوگانه کاذب و ناکارآمد اصلاح طلب – اصولگرا است. عدم حمله کیهان به جبهه پایداری و در عوض هجوم همه جانبه به احمدی نژاد نشان می دهد که جریان ناجی انقلاب، فقط احمدی نژاد است.
اصولگرایان بازنده قطعی هستند. تقدیر تاریخی آنها فقط این است که یا از اصلاح طلبان ببازند یا از احمدی نژاد. چون اصلا در کورس رقابت نیستند.»

مطالب و لینکهای مرتبط و تکمیلی:
۱- نتایج جالب یک نظرسنجی در مورد انتخابات آینده در هفته آخر مهرماه ۱۳۹۱ در شهر تهران. (مشایی ۳۶ درصد، خاتمی ۲۱ درصد، قالیباف ۱۸ درصد و …) نتایج این نظرسنجی که شنیده هایِ قطعی بنده، از حرفه ای بودن برگزار کنندگان آن و سوابق موفقشان در اجرای نظرسنجیهای به واقعیت پیوسته حکایت دارد، ظرف مدت کوتاهی به دلایلی از سایت اصلی منتشر کننده آن، یعنی شبکه ایران حذف شد. با این حال در سایتهایی که آن را از شبکه ایران نقل کرده اند، باقی است. البته که تا زمان انتخابات فرصت زیادی باقی است و ممکن است نظر مردم تا آن زمان تغییرات اساسی پیدا کند.

۲- مناظره ای برای واپس گرایی به سال ۱۳۷۶ (تحلیلی از احمد شریعت)

۳- از نامه مورخه ۱۱ آبان ۱۳۹۱ احمدی نژاد به رهبر عزیز انقلاب: «توجه دادن حضرتعالی به امر انتخابات ریاست جمهوری بسیار دقیق و مهم است. انتخابات ریاست جمهوری، مظهر اراده ملی و نماد حاکمیت مردم و بالاترین تجلی مردم سالاری است. جنابعالی بارها تاکید کرده اید که همه باید به گونه ای عمل نمایند که انتخاباتی پرشور و با حداکثر مشارکت مردم که موجب تجدید قوای انقلاب و عامل نشاط و همبستگی ملی و بزرگترین ضربه به دشمن است برگزار گردد. این امر در شرایط کنونی از اهمیتی به مراتب بالاتر برخوردار است و ضرورت دارد از هرگونه اقدام و رفتار که شائبه تضعیف نقش محوری اراده مردم در اداره کشور و یا حضور حداکثری آنان در انتخابات است به جد پرهیز گردد. دولت با تمام توان در خدمتگزاری همه جانبه به ملت حاضر و در صدد زمینه سازی تحقق این امر است.»

۴- آدرس جدید وبلاگ فیلتر شده یاران احمدی نژاد (آدم زمینی)

۵- از مناظره انتخاباتی آمریکا تا برنامه راز (وبلاگ مشارق)

۶- شریعتمداری را بشناسید (رمزگشایی احمد شریعت از یک سخنرانی مغفول مانده احمدی نژاد مظلوم)

34 دیدگاه در “نگاهی به مناظره شریعتمداری و اصغرزاده

  1. سلام
    در مورد دیروز امروز فردا
    از وقتی که یامین پور رفته به قول داداشم بچه های خط آل زبیر و سردار سپه ها و رضاخانها این برنامه رو دستشون گرفتن
    انتظار دیگه ای نیست غیر از کوبیدن احمدی نژاد
    در مورد اتفاقات وبلاگ خودم (آخرین پوسترم)
    خیلیا اومدن گفتن انحرافی انحرافی منحرف
    آره من منحرفم
    منحرف از چپ و راست
    منحرف از سازش با اشرافیت انقلاب اسلامی و اقتدار گراهها
    یا علی

    • سلام
      البته برنامه دیشب “راز” هم به گونه ای بود که اصلا از جناب “نادر طالب زاده” انتظار نمی رفت. تاسف آور بود.

      • سلام
        وجه مشترک برنامه راز و برنامه ی دیروز امروز فردا یک چیز بود: کوبیدن مفرد مذکر غایب… اوج حقد و کینه تلنبار شده ی آقایان به شکلی بچه گانه فوران می کرد و هر بحثی را با فحش به احمدی نژاد آغاز می کردند، همه هم آقا آقا می کردند و میان برنامه سخنان آقا را درباره همدلی و اتحاد پخش می کردند، اما خودشان وقیحانه بر خلاف آن عمل می کردند و در برنامه زنده احمدی نژاد را عوامفریب می خواندند… به برنامه دیروز… امیدی نداشتم اما از طالب زاده انتظار نداشتم. برایش نوشتم خیلی نامردی ، لااقل یکی را از طرف دولت هم می آوردی بی انصاف… این کار در مناظرات سال ۸۸ هم تکرار شده بود…

      • سلام
        عید بر شما مبارک @};-

        بنده هم متعجب شدم از این همه رذالت در گفتار جناب صفار هرندی و بخصوص جناب سلیمی نمین!
        و واقعا سکوت جناب طالب زاده قابل هضم نیست! و انتظار دیگری از ایشون داشتیم… شاید مثل همیشه انتظارها پاسخ داده نمیشه و در نتیجه نباید به هر کسی و هر چیزی دل بست…!
        کار ما چون همیشه شده سوختن و ساختن!

        به امید فردای روشن
        اللهم عجل لولیک الفرج

      • سلام
        هم برنامه ی راز و هم برنامه ی دیروز امروز فردا پنجشبنه را مبدل به شب محمود کشان کردند.جدا از آقای طالب زاده بعید بود!
        موفق و منصور باشید همواره

  2. واقعا برایم جالب است (البته با توجه به نفرت و کینه اصولگرایانه!!! شما از اصلاح طلبان عجیب نیست) که میبینم شما اصغر زاده را نماینده جریان اصلاح طلب به شمار آورده اید و مناظره را کرده اید مناظره اصولگرایان و اصلاح طلبان؛ و فریاد مظلومیت حذف جریان عدالت طلب سر دادید. و بعد هم نشسته اید و از شکست هر دو جریان حاضر در مناظره سخن میگویید.
    راستش یاد دوران انتخابات مجلس افتادم که برخی از حامیان دکتر با وقاحت تمام میگفتند که اصلاح طلبان تایید صلاحیت شدند! اما طرفداران دکتر نه! (وقاحت به جمله اول برمیگردد نه دوم).
    اخوی، این اصغر زاده کجای اصلاحات بوده؟ در حزب چند نفری همبستگی؟ با کل سابقه یک دوره شورای شهر؟ شما که چشمتان به خاطر حذف عدالت طلبان از حدقه بیرون زده، نگاهی بیندازید ببینید اصلاح طلبان کجا هستند. ببینید تاجزاده که ۱۰۰ بار برادر حسین را به مناظره دعوت کرده کجاست؟ ببینید زید آبادی کجاست، نبوی کجاست. اینها همان جایی هستند که رئیس جمهور را با تمام نظرات نزدیکترش به آنجا راه نمیدهند!
    جان کوچولو!
    اولا اگر از عدم حضور طرفداران دولت در رسانه میلی ناراحتی، با یادآوری سیمای برادر لاریجانی و آنچه در آن بر اصلاح طلبان رفت (مثلا مروری بر هویت و چراغ) خاطر خود را تسلی بده (همانطور که آن روزها با آن برنامه ها خاطرتان آرام میشد)
    ثانیا، حالا زود است شما در مورد حذف شدن حرف بزنید. عدالت طلب که نباید این قدر عجول باشد! صبر داشته باشید! این را یک با تجربه به شما میگوید: اگر برای شما تازه اول عشق است برای ما خاطره است!

    • سلام
      به طور حتم، به طور حتم، میزان حضور اصلاح طلبان در تلویزیون در زمان استقرار دولتشان، بسیار بسیار بیشتر از میزان حضور طرفداران احمدی نژاد در حال حاضر در تلویزیون است. اتفاقا یکی از چیزهایی که مرا رنج می دهد این است که تلویزیون در دوره خاتمی با او بسیار مهربانتر بود تا در زمان احمدی نژاد با احمدی نژاد. ولی همیشه داد اصلاح طلبان از وضعیت تلویزیون بلند بود و مظلوم نمایی اش را هم می کردند. اما هیچ کس جفایی را که تلویزیون دارد به احمدی نژاد می کند نمی بیند.
      امثال ما دهانمان بسته است و خیلی از مسائل و فشارها و خبرها را نمی توانیم بگوییم و جار بزنیم. الان دولت دست احمدی نژاد است و اینجوری است. صبر کن احمدی نژاد برود و دولت بعدی ادامه دولت فعلی نباشد، آن وقت خواهی دید که چه بلایی سر امثال ما خواهند آورد که برخورد با اصلاح طلبان پیشش هیچ است. البته امید است که ان شاءالله دولت بعدی، ادامه دولت فعلی باشد.
      فقط یک مثال می زنم: من هم در دوران خاتمی نمایشگاه مطبوعات رفته ام و هم در دوران احمدی نژاد. در دوران خاتمی، سالن نمایشگاه، پر از غرفه هایی بود که پاتوق دوم خردادیها بود. اما دیروز که به نمایشگاه مطبوعات رفتم، به جز یکی دو غرفه که می توانست پاتوق بچه های احمدی نژادی باشد، از دهها غرفه رنگارنگ دیگر، از اصولگرا و اصلاح طلب، صدای تخریب و انتقاد و مخالفت با دولت به گوش می رسید.

      • قبلا هم یکبار خدمتتان عرض کردم که شما کمی کم حافظه شده اید. اولا اگر همانطور که قبلا اشاره کردم تعریفتان از اصلاح طلبان آنانی است که در انتخابات مجلس تایید شدند و الان در دیروز امروز … شرکت میکنند، بله، حق با شماست! حضورشان در سیما بیش از طرفداران دولت فعلی بود. منتها اگر اصلاح طلبان آنهایی هستند که گوشه اوین و رجایی شهر دارند مورد عنایت نظام قرار میگیرند، حالاحالاها مانده تا شما بدین حد از تقرب نائل شوید! دوم اینکه اخوی، چند بار عرض کنم که احمدی نژاد دو سال نه بلکه حدود هفت سال است به ریاست جمهوری رسیده. چرا شما دائما چند سال اول را فراموش میکنید؟ وقتی در سیما هر هفته، هفته دولت بود، وقتی سیما جولانگاه هواداران دولت بود، وقتی سپاه رسما و علنا حامی سیاسی دولت بود، وقتی کلام دکتر را در تریبون نماز جمعه الهام الهی میخواندند، وقتی رای دولت حاصل حضور امام زمان عج در خواب ملت بود وقتی وقتی وقتی …
        اینکه اگر دولت رفت تمام حامیانش لت و پار خواهند شد برای من اظهر من الشمس است. منتها در دوران اصلاحات، دولت هنوز سرکار بود و نمایندگان حامی اش و مدیران ارشدش زندانی یا مجبور به استعفا میشدند. یک جوانفکر که اینقدر داد و بیداد ندارد! تازه اول راه هستید.
        در مورد نمایشگاه مطبوعات هم به نظرم قضیه روشن است. شما واقعا انتظار دارید مطبوعاتی ها طرفدار دولت باشند؟؟؟ :o
        البته میتوانند باشند به شرط اینکه مثل شما کم حافظه شده باشند و از برخورد دولت با مطبوعات فقط موضع گیری خفیف و بی خاصیت رئیس جمهور در برابر توقیف شرق (آن هم به درخواست وزیر همین دولت!!!) به یادشان بیاد نه تمام بلاهایی که در روزگار قدرت دولت برسرشان نازل شد، نه لغو امتیازها را (مجله کارنامه، ماهنامه زنان، هفت، دنیای تصویر، هم میهن (به خاطر خواب جنتی)، شرق (چندبار)، شهروند امروز، کارگزاران، یاس نو (بعد از رفع ممنوعیت انتشار در قوه قضا)) و نه آقای رامین را!
        فکر کنم کم کم خودتان هم باورتان شده که دولت هیچ نشریه ای را توقیف نکرده (آخه لغو امتیاز کرده، نه توقیف!!!)

        • البته با اطمینان نمی توانم بگویم، ولی اگر اشتباه نکنم تمام یا بیشتر نشریاتی را که نام بردید، قوه قضائیه توقیف کرده. یادم نمی آید شخص رئیس جمهوری با وجود این همه هجمه ای که به او از سال ۱۳۸۴ شده است دستور توقیف روزنامه ای را داده باشد، ولی در دوره خاتمی به یاد داریم که مثلا روزنامه آریا، با دستور مستقیم رئیس جمهوری وقت توقیف شد. برخورد احمدی نژاد را با دانشجویانی در سال ۱۳۸۵ در سخنرانی اش در دانشگاه امیر کبیر علیه او شعار دادند و عکسش را آتش زدند، مقایسه کنید با سخنرانی خاتمی در سال ۱۳۸۳ در دانشگاه تهران و برخوردش با دانشجویانی که علیه او شعارهایی به مراتب ملایم تر می دادند. احمدی نژاد نه امسال و پارسال، بلکه از اول کار تا به حال در برخورد با مخالفان و منتقدانش بسیار بسیار لیبرالتر از کسی مثل خاتمی و اصحابش بود.
          گفته اید یک جوانفکر. مگر فقط جوانفکر بوده و هست؟ امیری فر و ملک زاده چطور؟ چند روز پیش شنیدم که یکی از بچه های مطبوعاتی احمدی نژادی، در آستانه محکومیت چند ساله است. احمد شریعت اگر روند پرونده اش همینطور که تا به حال پیش رفته ادامه پیدا کند حداقل یک سال باید برود زندان. در نمایشگاه مطبوعات، وبلاگنویسی را دیدم که به خاطر درج متن (یا فایل صوتی؟) سخنرانی رئیس جمهوری در وبلاگش دارد محاکمه می شود! البته از این نمونه ها باز هم هست.
          همین یک نمونه خطبه نماز جمعه مشهد دیروز را ببینید. انصافا در دوران استقرار دولت خاتمی، کدام امام جمعه ای جرات می کرد با این ادبیات در مورد رئیس جمهور وقت و یارانش سخنرانی کند؟ سخنرانیهای مصباح در پیش خطبه های نماز جمعه که یک دهم این سخنرانی هم تند نبودند، باعث می شد که دوم خردادیها زمین و زمان را به هم بدوزند اما الان هر کس از راه می رسد، هر توهینی به رئیس جمهور می کند و آب هم از آب تکان نمی خورد.
          حمایت بیشتر آنهایی هم که می گویی از احمدی نژاد تا دو سال پیش حمایت می کردند، حمایتی اصیل نبود. حمایتی سیاست بازانه و ابزاری و از سر ناچاری بود. اگر دیدی در سال ۱۳۹۲ همین فرصت طلبها از سر اضطرار، دوباره دور کاندیدای احمدی نژاد جمع شدند نباید تعجب کنی. منتها خدا را شکر دیگر مرام این گربه صفتها دست احمدی نژاد آمده و دیگر تره هم برایشان خرد نخواهد کرد. وگرنه به عنوان مثال، شخص شریعتمداری در دور اول انتخابات ۱۳۸۴ به لاریجانی رای داده است و مجموعه روزنامه کیهان هم در آن مقطع، مبلغ قالیباف بود. بد نیست به در اینترنت سرچ کنید انتخابات سال ۱۳۸۴ و ببینید که در دور اول آن انتخابات، به جز “جامعه اسلامی دانشجویان” کدام حزب و تشکل سیاسی، طرفدار و حامی احمدی نژاد بوده است. تمام احزاب و گروههای اصولگرایی که امروز در برابر احمدی نژاد قرار گرفته اند در آن زمان یا پشت سر لاریجانی بودند و یا پشت سر قالیباف. در رقابت با رفسنجانی، احمدی نژادی شدن که هنر نیست.

          • اولا اکثر این نشریات توقیف نشدند. اینها و تعداد زیادی دیگر لغو امتیاز شدند توسط وزارت ارشاد یا هیات نظارت. به خصوص دوران رامین که هنوز هم محبوب القلوب شماست.
            ثانیا اینکه شما هم در باب روزنامه آریا و آن صحبت خاتمی در دیدار آخرش با دانشجوها سخن میگویید برایم تسلی بخش است. این دو و فقط همین دو دقیقا مواردی است که دائما و دائما برای حمله به خاتمی تکرار میشود آن هم توسط کسانی که بیت الغزل حملاتشان به خاتمی “لیبرال” بودن اوست! خاتمی اشتباهات و حتی غلطهای بزرگتر از این هم مرتکب شده (و من مثل شما دچار شیفتگی نیستم که آنها را نبینم) مثل دستور جمع آوری کتاب شنود اشباح که کاملا کار نادرست و ضد آزادی بیان بود.
            درباب لیبرال تر بودن احمدی نژاد در برخورد با مخالفان و به ویژه دانشجویان، نگاهی بینداز به ستاره دارها و ممنوع التحصیل ها در دوران عدالت طلبی. خواهشا مثل ابله ها نگو دروغ است. اگر خواستی بگو تا یک لیست بلند بالا از کسانی که “”شخصا”” میشناسم و توسط وزارت علوم ممنوع التحصیل شده اند برایت بفرستم.
            و اما از همه جالبتر: اخوی! چی شد کار به طرفداران احمدی نژاد رسید دوستان سابق شدند غیراصیل و … اما کار به اصغرزاده و کواکبیان که میرسد آنها میشوند اصلاح طلبان اصیلی که در تلویزیون حضور میایند و برای مجلس تایید صلاحیت میشوند؟ گویا این معیار و استاندارد دوگانه واگیردار شده است!

          • برادر من!
            اتفاقا در مورد ستاره دارها روی مورد خوبی دست گذاشتی. این موارد دست دولت نیست عزیزم. باورت می شود یکی از دوستان می گفت سال گذشته برای گزینش استخدام در دانشگاه، نظر او را در مورد جریان انحرافی جویا شده بودند؟ یعنی طرف می خواهد در دانشگاه تحت مدیریت احمدی نژاد استخدام شود، باید از احمدی نژاد و عزیزترین یارانش بری باشد. من نمی دونم چرا شما اینقدر ساده به همه چیز نگاه می کنید.
            در مورد اصغرزاده و کواکبیان هم قبول دارم که اصلاح طلبان اصیلی نیستند ولی اگر قرار بود از اصلاح طلبان اصیل کسی در این مناظره شرکت کند، در مورد دولت فعلی، حرف دیگری می زد؟

          • ۱) اگر نشریاتی که زمان دولت دکتر احمدی نژاد توقیف شدند را به پای دولت می گذارید، چرا نشریات توقیفی زمان خاتمی را به پای دولت او نمی گذارید و قوه قضاییه و .. را متهم می کنید؟!
            حال آنکه دولت احمدی نژاد حتی از یک نشریه مخالف شکایت نکرده است اما خاتمی سابقه برخورد جدی با آنها را دارد. پس با استدلال شما، به طریق اولی دولت خاتمی تمام نشریات زمان خودش را بسته است.
            ۲) حسینیان در زمان دولت خاتمی، علیه دولت او حرف زد و گذشت زمان هم نشان داد که حرفش راست بوده است؛ اما دیگر او را به صدا و سیما راه ندادند؛ ولی در زمان دولت دکتر، سعید حدادیان و ارضی و صفار و سلیمی نمین و شریعتمداری و … زشت ترین توهین ها را به دولت می کنند و صدا و سیما مرتبا آن ها را نمایش می دهد!
            این است فرق بین دولتی که مظلوم است و دولتی که با همه توپخانه رسانه ای در زمان خودش، به دروغ ادعای مظلومیت می کند!

          • بله حامد جان. باور میکنم که در دو سه سال اخیر چنین چیزی رخ دهد. همانطور که در تمام دوران اصلاحات هم شرط استخدام در بسیاری از دوایر دولتی تبری جستن از اصلاح طلبان بود. اما حامد جان، از این لیست بلند بالایی که خدمتتان عرض میکنم، شاید ۷۰ درصدشان در سه سال اخیر محروم شده باشند، اما بقیه در دورانی محروم شدند که دولت در اوج قدرت بود و هنوز اینچنین مورد حمله قرار نگرفته بود. همان موقع که رئیس جمهور از اساس وجود ستاره دارها را رد میکرد.
            جناب آقا رضا
            این نشریاتی که من نام بردم توسط قوه قضا توقیف نشدند. اینها توسط وزارت ارشاد یا هیات نظارت لغو امتیاز شده اند. لذا دولت در این قضیه دخیل بوده. چنانکه حتی احمدی نژاد هم در قضیه شرق از وزیر انتقاد (بی خاصیتی) کرد. وقتی هم روزنامه دنیای اقتصاد توسط رامین لغو امتیاز شد، باز هم احمدی نژاد در اعتراضی به مراتب بی خاصیت تر گفت که این کار زیرمجموعه دولت خودش بی سلیقگی بوده!
            اما گفته اید خاتمی سابقه برخورد جدی با آنها [یعنی نشریه “ها”] را داشته. به جز ماجرای آریا یک مورد دیگر مثال بزنید! تمام روزنامه ها در دوران خاتمی توسط قوه قضا (به ویژه رفیق و یار این روزهای رئیس دولت، قاضی مرتضوی) توقیف شدند و این توقیفها همیشه مورد انتقاد دولت بود.
            بعلاوه، اینها که شما الان از توهین هاشان به دولت شاکی هستید، همانهایی هستند که روزگاری توهین های مکررشان به اصلاح طلبان در سیما و بیرون آن موجب وجد و انبساط خاطر شما را فراهم میکرد. انگار فقط حامد خان نیست که کم حافظه شده!!! ای کاش دست کم با خودتان روراست باشید و وقایع آن روزها را مرور کنید.

  3. سلام میشه بیشتر توضیح بدید که چطو امیدوارید دولت بعدی ادامه این دولت باشه؟خودتون که بهتر میدونید رسما جریان عدالتخواه رو حذف کردند

    • سلام علیکم
      نظام اگر حضور حداکثری و انتخابات پرشور می خواهد و نمی خواهد قدرت به دست ساقیان جام زهر و طرفداران تسلیم به نظام سلطه بیفتد، چاره ای جز در صحنه ماندن جریان احمدی نژاد ندارد. مگر اینکه تصمیمشان را برای عقب نشینی های پیاپی در برابر نظام سلطه گرفته باشند که حسابش جدا است.

      • اگر حامیان دکتر حذف شدند و فردا نتایج انتخاب شد حضور ۷۰ درصدی مردم و پیروزی شهردار توانمند تهران و نه همزمان مردم به اصلاحات و انحراف، تعجب نکن، دقت کن!

  4. .
    با سلام بر شما دوست انقلابی و دیگر دوستان

    با مطلب قابل تأمل:

    “دوستان وظیفه سختی بر عهده ما گذاشته شده است”

    به روز شده ام. دوستان حتما” مطالعه بفرمایید.

    http://noore14d.blogsky.com

  5. با سلام و عرض ادب
    احمدی نژاد با سکوت الهام بخض وحدت دشمنان خود را مستاصل کرده بود و طبیعی است که آنان هر کاری بکنند که این سکوت دکتر بشکند و ورق برگردد. گرچه در این نامه نگاری قدرت و منطق احمدی نژاد را برتر از آملی لاریجانی می بینم ولی نفس این موضوع به نظرم به ضرر دکتر احمدی نژاد و خواسته مخالفان اوست. و رهبری معظم عملا با این تذکر به جا و دوراندیشانه دکتر را از میدان بازی ناخواسته ای که وارد شده بود نجات داد. و در شرایطی که مخالفان دکتر تئوری ایجاد جنجال را پیگیری می کردند و تا حدودی نیز توانسته بودند دکتر را در بازی خود وارد کنند ، مردم را از این توطئه آگاه کردند و دیگر احدی نمی تواند و نباید از ” امروز ” تا ” انتخابات ” با احساسات مردم بازی کند و این یعنی یک بر صفر به نفع دکتر احمدی نژاد . چون اگر احساسات را کنار بگذاریم و آماری و محاسباتی و منطقی واکاوی کنیم شرایط را همه چیز به نفع دکتر است. پرکار ترین دولت …
    و این یعنی کد دادن رهبری به حامیان دکتر و شخص دکتر برای ادامه مسیر از ” امروز ” تا ” انتخابات “

    • من هم با نظر شما موافقم.
      چونکه مطمئنن اینها باز مثل همیشه ب حرف رهبری گوش نخواهند داد و سر و صدا راه خواهند انداخت. چون می خوان ب خیال خودشون محمود رو بکوبن تا خودشون رای بیارن.
      و اون کسی که باز سکوت خواهد کرد احمدی نژاد خواهد بود.
      و اون روز خائنین ب مملکت مشخص تر خواهند شد.

    • سلام حامد خلیلی عزیز
      بنده با بخشی از تحلیل شما مخالفم و شروع این نامه نگاری را اگاهانه از سوی دکتر و به نفع ایشان میدانم
      شرح بیشتر ان را در کامنتی که کمی پایین تر گذاشته ام نوشته ام

  6. سلام
    با وجودیکه این متن کمی طولانی است، از شما و همه خوانندگان تقاضا دارم همه آن را به دقت بخوانند.

    ۱- در استراتژی های جنگ همیشه یک راه آخر و یک تیر خلاص را نگه میدارند برای روز مبادا.
    این تیر خلاص شاید بشود گفت کارآمدترین آنهاست، پس قاعدتا باید از تیرهای خلاص ترسید.
    اما حقیقت امر این است که زدن تیر خلاص از سوی دشمن باید مایه خوشحالی باشد، چون نشان از این دارد که دشمن به اخر خط رسیده و شکست را کاملا حس کرده است.
    ۲- حقیقت امر این است که در ایران یک خاندان حکومتی و سیاسی عظیمی وجود دارد که به جرات میتوان گفت همه بخشهای نظام را شامل میشود. این خاندان که هم وجهه مذهبی دارد و هم سیاسی در اصل با یکدیگر پیوسته بوده و منافع آنها به هم گره خورده است، اما در ظاهر نباید این پیوستگی برملا شود، حیات آنها در حضور صوری مردم است و شور و اشتیاق مردم برای حضور نیاز به دعوای زرگری بین سیاسیون و مذهبیون دارد.
    ۳- انتخابات ایران به یمن هوشمندی که امام اول انقلاب به خرج داد و همچنین حراستی که رهبری پس از آن از قانون اساسی انجام داد، برخلاف خواسته سیاسیون قبیله گرا انتخاباتی کاملا ازاد و مردمی است.
    اساسا در هیچ نظام سیاسی دنیا امکان ندارد فردی با ویژگی های احمدی نژاد بر سر کار بیاید، چون تمام نظام های سیاسی دنیا در واقع دیکتاتوری هستند و دموکراسی پیاده شده در آنها در اصل دیکتاتوری احزاب است.
    اما ایران حقیقتا از این منظر تک است.

    ۴- این ویژگی نظام ویژگی ای است که در بین سیاسیون هیج حامی ندارد و تنها حامی آن مردم هستند! و البته تنها حافظ آن رهبری.
    فقط و فقط خواسته شخص امام خمینی بود که این ویژگی در ایران پیاده شد، وگرنه بسیاری از رجال سیاسی و مذهبی در اول انقلاب از امام میخواستند حالا که همه مردم پشتیبان شما شده اند و به قول معروف تنور داغ است نظام “حکومت” اسلامی که در راس آن ولی فقیه باشد در ایران پیاده شود.
    اما امام نپذیرفتند و تا وقتی زنده بودند از رای مردم حراست کردند، حتی در مورد اشتباهی چون بنی صدر.
    و رهبری هم پس از امام محکم و استوار پای این حق ملت ایستادند.
    ۵- رای به احمدی نژاد در سال ۸۴ یک پیام واضح برای خاندان سیاسی داشت، پیام این بود، همیشه نمیتوان مردم را فریب داد، بالاخره یک زمانی باید مردم سالاری حقیقی در ایران از بین برود، وگرنه یک زمانی ما از بین میرویم!
    برای این منظور آنها روشی پلکانی در نظر گرفتند، یعنی ابتدا با نقشه های ساده و هزینه کردن پایین سعی در واژگون کردن دولت میکردند و هرچه جلوتر میرفتیم نقشه های بعدی خود را پیاده میکردند.
    مسلما هرچه فتنه انگیزی ها پیچیده تر و شدیدتر میشد نیاز به حضور افراد بیشتر و موجه تری بود.
    ۶- مخالفان احمدی نژاد که همه خاندان حکومتی را شامل میشدند، همگی باهم وارد گود مبارزه با احمدی نژاد نشدند. در ابتدای امر انهایی که مطرود ملت بودند این مخالفتها را شکل میدادند و باقی به ظاهر حمایت میکردند، اما هرچه جلوتر میرفتیم و هرچه مخالفتها جدی تر و محکم تر میشد، چهره های موجه بیشتری وارد میشدند تا بلکه انها بتوانند دکتر را زمین بزنند.
    سال ۸۸ که چهره های موجهی برای زمین زدن تفکر احمدی نژاد آمدند، چهره های مذهبی هنوز در پس پرده پنهان بودند، یا ساکت بودند و یا در ظاهر از دکتر حمایت میکردند.
    اما خواست خدا این بود که این چهره ها نیز رسوا شوند، پیروزی احمدی نژاد در سال ۸۸ باعث شد که تمام هستی خاندان حکومتی وارد گود مبارزه شده و قمار سنگینی با ابرویشان انجام دهند.
    دیگر در اینجا ابرو برایشان مهم نبود، انچه مهم بود حذف مزاحمی بود که میخواست آنها را از بین ببرد.
    و البته این امر بک بهانه لازم داشت، بهانه ای که میخواستند خودشان به موقع درست کنند، اما دکتر در زمانی که خودش تعیین کرد این بهانه را به انها داد، و این خاندان ساده لوحانه وارد زمین بازی ای شدند که دکتر تعیین کرده بود.
    ۷- همه رجال مذهبی و سیاسی وارد شده اند، همه اندیشه های دکتر در حال تقبیح است، این روزها حتی امام زمانی که دکتر دم از آن میزند را هم دروغین میخوانند، تمامی حربه ها، از سیاسی و اقتصادی گرفته تا مذهبی و عقیدتی یک جا به کار گرفته شده تا بلکه بالاخره دولت زمین بخورد، انها دیگر نه به فکر ابرو هستند نه چیز دیگر، فقط به فکر حیات سیاسی ای هستند که دکتر از انها گرفته بود و عمری در پس پرده ریاکاری پنهانش میکردند.
    ۸- هجمه های اقتصادی (برای گرفتن عقبه مستضعف دولت) و عقیدتی (برای گرفتن عقبه مذهبی دولت) و سیاسی و اجتماعی همگی به طور یکجا به سمت دولت روانه شد، اما این بار هم دولت زمین بازی را خودش تغییر داد، و بازی را برد به زمینی که خودش میخواست!
    یک نامه! نامه ای به رئیس قوه قضاییه، نامه ای که میدانست فایده ندارد، اما بی جواب نمیماند، و سخنان رهبری عزیز در تکمیل این پروژه.
    دشمنان دولت ثابت کرده اند به شدت احمق هستند، آنها اگر ذره ای تیزهوشی داشتند، هیچوقت نبایستی انتقاداتی از سوی رهبری که ضمیرش به دولت برمیگردد را تکرار کنند، چون این کار دقیقا خواسته خود دکتر و آقاست.
    وقتی آقا در سال ۸۸ اسم بردن از افراد و افشاگری را تقبیح کردند و برخی ها خوشحال آن را تکرار و به احمدی نژاد نسبت دادند، هیچوقت فکر نمیکردند که این کارشان باعث شود خودشان مجبور به سکوت شوند! سکوتی که با شکستنش نزد مردم بی ابرو شدند!
    و بعد از سخنان چند روز پیش رهبری عزیز هم فریب بزرگی خوردند وبا تکرار سخنان رهبری برای کوبیدن احمدی نژاد، در منگنه عجیبی افتادند!
    حالا آنها مجبورند “از امروز” تا روز انتخابات هیچ نگویند! اگر بگویند مطرود ملت ولایتمدار خواهند شد و اگر نگویند آن میشود که دکتر خواست! یعنی آرامش کشور و در نتیجه ی آرامش، شناخت حق و باطل برای مردم.
    هجمه ها از روی دولت برداشته شد با این کار.
    پروژه ای که همه خاندان حکومتی همه آبرویشان را برایش هزینه کردند هنوز نرسیده چیده شد! دکتر رندانه گذاشت انها چند وقتی بتازند تا چهره های نفاق رو شود و سپس زمین بازی را به سکوت کشاند.
    دکتر و آقا باز هم نشان دادند که حقیقتا مومن ترین و درعین حال زیرک ترین و باهوش ترین سیاستمداران جهان هستند.

  7. غدیر

    بود

    و

    • کربلا

    در غدیر با آنکه بیعت گرفته شد

    ✔ جفا شد ..

    در کربلا با اینکه بیعت برداشته شد

    ✔ وفا شد ..

    عیدتــــــــون مبــــــآرکـــــــ ..ღ

  8. سلام
    به اعتقاد بنده آقایانی نظیر شریعتمداری و … قطعا اصولگرا نیستند و دقیقا مصداقی برای اصولگرانمایان محسوب می شوند
    افرادی که مواضع آنها بدون دوراندیشی و تحلیل عمیق بیان می شود چطور می توانند اصولگرا باشند؟
    این افراد به سادگی در دام پهن شده از سوی فتنه گران افتادند و کسانی که در دام فتنه گران بیفتند ارتباطی با اصولگرایی ندارند

  9. سلام
    خسته نباشی آقا حامد؛
    ای کاش تو متن نظر سنجیت یه جاش بگی نتایجش خصوصیه، نه اینکه بعد از اینکه آدم نظر داد ببینه اینجوریه!

  10. من موندم چجوری شما عصیان احمدی نژاد در مقابل {حذف شد} رو توجیه می کنید. صدا و سیما {حذف شد}…بیدار شین!

  11. سلام .من یک ایرانیم ومسلمان .سیاست نمی دانم وتعصبی به هیچ حزبی ندارم وهمه مسئولان واحزاب رادلسوز نظام وانقلاب می دانم .آنچه ازمسئولان وسیاستمداران بعنوان یک ایرانی وشهروند انتظاردارم همانند سایر مردم می باشد. مردم چه می خواهند؟ مگر نه اینکه کشوری درصلح وآرامش ،دارای عدالت و پرهیز از دروغ واختلاف .مگر نه اینکه ما اشتغال ،درآمد حلال وکافی واقتصادی سالم می خواهیم .مگر نه اینکه ما دولتی باعزت ،سرافرازوسیاستمدار می خواهیم. مگر نه اینکه دوست داریم مردم سایر کشورها ازما الگوبگیرند وجذب ایران شوند.مگر نه اینکه می خواهیم اسلام شیعه الگویی جذاب برای سایر ادیان وملل باشد.پس کاربد دولتهای سایر کشورهارا نباید با کاری بدتر وزشت تر جواب داد. باید قبول کنیم که بی احترامی به پرچم وسفارت یک کشور یعنی بی احترامی به مردم آن کشور .اگر رئیس یک دولتی سیاست بدی داشت ما نباید به مردم آن کشور بی احترامی کنیم.نتیجه اعمال بدتر ما همین میشود که اکنون شده است.

  12. اگر قبول داریک که مسلمانیم و دنبال عزت انسانها وحفظ حقوق آنها وساختن بهشت برین هم دراین دنیا وهم دردنیای دیگر،پس باید از عقلی که خداوند به ما داده استفاده صحیح بکنیم وراه درست رابرگزینیم. بنابراین ببینیم کدام روش درست هست.مناظره کاربسیارخوبی هست پس باید این مناظره ادامه پیداکرده و همه امکان دفاع ازخودشان راداشته باشند. به همدیگر احترام بگذارند .نظرشان رابدهند وهمدیگر رامحکوم نکنند. مردم خودشان باید نتیجه نظرات واعمال انهاراببینند وقضاوت کنندکه کدام راه باعث پیشرفت،عزت ،آرامش ورفع مشکلات اقتصادی ،فرهنگی ،سیاسی ،اجتماعی درکشور شده است ورتبه های مثبت بین المللی کشورمارا ارتقاء بخشیده است.ونکات منفی راکاهش داده است.درچه دورانی وبا چه سیاستهایی کشور ومردم ما موفق تر بوده اند .تهدید ها درچه دورانی حذف گردیده وتنش ها کم شده است. سیاستهاراسیاستمداران می دهند ولی مردم با انتخاب آنها ،سیاستهایشان راامتحان میکنند اگر نتیجه مثبت داد دوباره انتخاب میشوند.دیگر دعوا معنی ندارد. اصرار به ماندن نیز یعنی قدرت طلبی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<