شهرناز شاهنامه من

شهرنازِ شاهنامه من، بانویی گریان است
او شبی بر شانه های فریدون می گرید و از شانه هایِ فریدون، باغهای انار و زیتون می رویند
اینگونه زنی است شهرنازِ شاهنامه من

—–
پی نوشت:
فریدون، همان است که سلطنت ضحاک را سرنگون کرد. و ضحاک همان است که با بوسه های شیطان، دو مار بر دو کتفش روییده بود.

 

16 دیدگاه در “شهرناز شاهنامه من

    • تا به حال در مقاطع مختلف، چند سری اسمهای بعضی هاشان اعلام شده. منتها سایتهایی که شما بهشون سر می زنید یاد گرفتند خودشون رو به نشنیدن بزنند و تازه با کمال وقاحت رئیس جمهور را مسخره کنند که چرا اسمها را اعلام نمی کند.

    • محمود گفتش که اینا رو داده به ق.ق و اونا در جواب گفتن: هه، اینا که تکراری ان، ما داریم بررسی می کنیم.
      مگه قراره رئیس جمهور اینارو مجازات کنه. ق.ق مگه مسئولیتی نداره.
      از اون طرف بعضی از دوستان اینا میگن که چکار به این ۳۰۰ نفر دارین. اینا دارن به مملکت خدمت می کنن. چرخ اقتصاد مملکت رو می چرخونن.

  1. سلام
    چطوری حامد عزیز . این صفحه را تازه پیدا کردم . هر جا که باشی بالاخره به هم می رسیم . گاهی به وبلاگهای دیگه ات هم سر می زنم . مثل من شما هم گویا اسیر مشکلات زندگی شده ای که در دنیای مجازی کم پیدایی… امیدوارم همیشه سرزنده و سرحال باشی و به روز… راستی حتما شنیدی که آقا زاده با وثیقه ۱۰ میلیارد تومنی که سند منزل خودش بوده و نه باباش آزاد شده …۱۰ میلیارد تومن حامد . تازه منزلشه !!!
    یا علی مدد

    • اگر کمکی می کنه، «شهرناز» و «فریدون» دو شخصیت در داستان «ضحاک» مار بر دوش در شاهنامه هستند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<