پیش از نیمه شب

نمی دانم دنیای من اینقدر خالی از شادی است یا اینکه این خبر واقعا اینقدر خوشحال کننده است. در هر صورت، چند روزی است هر چه فکر می کنم می بینم خوشحال کننده ترین خبری که در ماههای گذشته شنیده ام، خبر تولید فیلم «پیش از نیمه شب» (Before Midnight) در پی فیلمهای «پیش از طلوع» (۱۹۹۵) و «پیش از غروب» (۲۰۰۴) است. توسط همان کارگردان، یعنی «ریچارد لینکلیتر» (Richard Linklater) و با بازی همان دو بازیگرِ اصلی فیلمهای قبلی، یعنی «ایتان هاوک» (Ethan Hawke) و «جولی دلپی» (Julie Delpy) و با داستانی در ادامه داستان همان دو فیلم قبلی.

در یادداشتی که قبلا در مورد دو فیلم قبلی این سه گانه نوشته بودم به صورت گذرا به ترجمه فارسی فیلمنامه آنها اشاره کرده بودم. بد نیست در اینجا با جزئیات بیشتری به این ترجمه اشاره کنم: این دو فیلمنامه، توسط «آراز بارسقیان»، ترجمه شده اند و انتشارات افراز در سال ۱۳۸۸ در یک مجلد ۱۷۶ صفحه ای آنها را منتشر کرده است.

ضمنا با توجه به حال و هوای وبلاگم و نیز اکثریت مخاطبان آن، دیدن این فیلمها را به آنهایی که سینما و فیلم دیدن جزو علاقه مندیها و برنامه های روتین و ثابت آنها نیست به هیچ وجه توصیه نمی کنم.

لینک مرتبط از همین وبلاگ: دو فیلم پیش از غروب و پیش از طلوع

پی نوشت: در مورد سیاست، فعلا حرفی برای گفتن ندارم. از دوستانی که به امید خواندن پست سیاسی به اینجا می آیند عذر می خواهم. ان شاءالله در این مورد هر وقت حرفی بود در خدمتم. البته در لینکهای روزانه در ستون سمت چپ وبلاگ، لینکهای سیاسی به درد بخوری پیدا می شود.

71 دیدگاه در “پیش از نیمه شب

  1. سلام برادر
    ایول مطالب سینمایی یکی از علاقمندی های اصلی من است.
    من هم منتظر تولید این فیلم میمونم
    البته فیلمای قبلیشو ندیدم و میرم ببینم
    راستی فیلم ابر اطلس رو ببینید
    فوق العاده اس

    • سلام علیکم
      با اینکه هم رشته دانشگاهیم سینما بوده، هم تجربیاتی در ساختن فیلم کوتاه داشتم، هم اهل فیلم دیدن هستم و هم مطالعات سینمایی ام کم نبوده، به هیچ وجه خودم را مستعد سینمایی نوشتن نمی بینم و وقتی برخیها را می بینم که چه راحت در مورد فیلمها قلمفرسایی می کنند، ناراحت می شم.
      ضمنا امیدوارم از فیلمها خوشت بیاد و از سلیقه ام تعجب نکنی. آخه من در مورد فیلم، سلیقه زیاد از حد بازی دارم. برای همین هم دیدن این فیلمها را فقط به فیلم بینها توصیه کرده ام. البته می دانم که اهل فیلم دیدنی.

  2. سلام
    از اینکه دوباره سینمایی می نویسی خوشحالم
    بیشتر سینمایی بنویس
    سینما از عرصه های مهمی است که متاسفانه کسانی که دغدغه ی دین دارند به آن نزدیک نمی شوند و اگر نزدیک شوند می شوند مشتی افراطی که به تمام امور از دید سیاسی می نگرند(این گروه اگر نزدیک نشوند بهتر است)
    ویژه نامه ای منتشر شده بود درباره ی سینما در دولت های نهم و دهم ، آقای کوشکی مصاحبه ای داشت و صحبتی به این مضمون داشت که” این دولت که نتوانست از سینما برای تبلیغ فعالیت های خودش استفاده کند ، چطور می تواند برای تبلیغ دین از آن استفاده کند؟ دولتی که نتوانست برای سفر های استانی فیلم بسازد چطور می تواند با سینما به دین خدمت کند؟”
    امثال ایشون توقع دارند که دولت فیلم سفارش دهد و دیگرانی بسازند ، متوجه نمی شوند که مشکلات سینما به روش دیگری باید حل گردد ، همین افراد چوب و چماق دست می گیرند و می روند فیلم را می آورند پایین ، و متاسفانه عملکردشان به پای انقلاب و رهبری و دین نوشته میشود.
    جای امثال کار بلد که تفکر انقلاب اسلامی داشته باشند در سینما خیلی خالی است

  3. می‌گویند روزگاری بحث داغی میان مسلمین در گرفته بود درباره نسبت عدالت و توحید. گروهی می‌گفتند خدا مطابق عدل رفتار می‌کند، گروه دیگر مدعی بودند عدل آن رفتاری است که خدا می‌کند. مثال معمول‌اش پاداش و جزاست؛ گروه اول می‌گفتند خدا ضرورتاً متقیان را به بهشت می‌فرستد و اشرار را به جهنم، و جز آن نمی‌تواند؛ گروه دیگر می‌گفتند نه، هرآنچه آن خسرو کند شیرین بود حتی اگر جابه‌جا کردن بهشتیان و جهنمیان باشد.

    از ویژگی‌های تفکر غربی، بی یا کم‌سابقه در فرهنگ‌های دیگر، که امروزه میان ما هم مرسوم شده، وسواس درباره جایگاه سوبژه و ابژه، و تفکیک میان تصور ما از اشیا و مفاهیم با واقعیت بیرونی آنهاست. اختلاف پیش‌گفته را با این روش اگر تعبیر کنم، حرف گروه دوم انگار این باشد که عقل بدون مراجعه به رفتار خداوند توان و صلاحیت تشخیص عدل را ندارد، و تنها با مراجعه به رفتار خداوند است که می‌توان مفهوم و مصداق عدل را تشخیص داد – هر آنچه او کرد معلوم می‌شود عدل همان بوده است، و تا پیش از مشاهده عملش نمی‌توان سخنی درباره ضرورت‌های عدالت گفت که بخواهد توقع تبعیت از آنها پیش آید. و سخن گروه اول چنین تعبیر می‌شود که عقل می‌تواند عدالت را مستقل از خدا بشناسد، تا بتوان پیش از مشاهده رفتار خداوند در هر مصداق ضرورت‌های عدالت در آن شرایط را تشخیص داد و انتظار داشت – اگرنه مشابه گروه دوم باید منتظر مشاهده عمل می‌شدیم تا بفهمیم عدالت چیست.

    غلبه‌یافتن طرز فکر اشعریان را برخی از علل یا نشانه‌های افول علوم اسلامی و پایان‌گرفتن دوران طلایی آن تمدن شمرده‌اند.

  4. سلام.
    خیلی جالبه، من هم دقیقا دو روز پیش اتفاقی توی IMDB در مورد این فیلم دیدم و خب طبیعتاً خوشحال کننده بود. امیدوارم لینکلیتر این بار هم موفق بشه که این داستان رو به خوبی ادامه بده و احتمالاً ببندد.

    • سلام
      خوشحالم می بینم شما هم این فیلمها رو پسندیدی.
      البته من دوست ندارم داستان رو ببنده. دوست دارم تا وقتی این سه تا زنده هستند، هر چند سال یک بار ادامه اش رو بسازه.

  5. من اون دوتای قبلی رو دیدم. البته به نظرم اولی بهتر بود. الان یه کم سرم شلوغه، در آینده ایشالا بتونم ببینم قسمت سوم رو :x

  6. قضیه انتصاب اخیر در روزنامه ایران چیست؟ ملکی را می گویم. ظاهرا همین یک قلم را کم داشتیم که به عنوان پیوند فتنه و انحراف علم کنند. :-x

  7. آقا حامد من خیلی گشتم نتونستم این فیلم «پیش از طلوع» رو پیدا کنم
    میشه راهنمایی کنین چطوری میتونم پیداش کنم
    ممنون

  8. با سلام

    “واقعا نمی دونم در مورد سینما، دغدغه دین دارم یا نه.”

    با اجازه شما من هم بقول گوش قرمز عزیز چیزی افاضه میکنم: واقعا نمیدونم در مورد سینما و کلا هنر, دغدغه چیزی را که شکارچیان “پیغام” از یک اثر هنری دارند, دارم یا نه? چرا که اولین چیزی که از هنر انتظار داریم ارضای آن حسی است که به آن محظوظ شدن و لذت بردن می گوئیم (حالا با هر مضمونی.) و این حاصل قدرت هنری نویسنده, شاعر, نمایشنامه نویس, نقاش, مجسمه ساز, موسیقیدان و بازیگر , … است. بنظر حقیر من, هنر فرمایشی از چنین قدرتی برخوردار نیست, چون هنر مخلوق پندار است و دستور “این را بگو, آن را ملاحظه کن” جائی برای سیلان پندار باقی نمیگذارد. نمونه هنر فرمایشی, رمان و فیلم و شعر شوروی سابق است. در سرزمین چخوف و تولستوی و پوشکین و داستایوسکی و… تنها نقطه نسبتا روشن در عرصه هنر ساخت و کارگردانی بعضی از نمایشنامه های شکسپیر و رمان زیر متوسط شولوخف (دن آرام) است.

    بنظر من محظوظ شدن از خواندن رمان و نمایشنامه بستگی به زیبائی نثر نویسنده و قدرت دیالوگ دارد, در حالیکه روی صحنه و پرده سینما هنر بازیگر و کارگردانی گاهی از همه مهمتر است. من شخصا لذتیکه از خواندن ژاندارک (Saint Joan) برنارد شا بردم از فیلمهائی که از آن ساختند نبرده ام و یا فیلم جنگ و صلح که فقط شبحی از رمان تولستوی است.

    • سلام
      در مورد اقتباس سینمایی خیلی ها این اعتقاد را دارند که اقتباس از آثار درجه یک ادبی، اقتباسهای موفقی نخواهد بود و همانطور که تجربه هم نشان می دهد، بهترین اقتباسهای سینمایی به طور معمول از آثار درجه ۲ و متوسط ادبی صورت گرفته اند. اگر بشود معکوس این حالت را هم در نظر گرفت و اینطور تصور کرد که از یک فیلم، اقتباس ادبی صورت بگیرد، احتمالا از فیلمهای درجه یک و شاهکار، اقتباسهای ادبی خوبی صورت نخواهند گرفت.

    • به صفحه اش تو آی ام دی بی لینک داده بودم، بعد دیدم عکسای به قول خودمونی بی ناموسی داره، ترسیدم برامون حرف در بیارن، لینک رو حذف کردن.

      • راستی کلاً فیلمای خارجی مورد دارن و ترجیح می‌دم از تلویزیون فیلم ببینم (اگه حوصلش باشه) و بس. نمی‌خوام هم از پیچیدگی‌های رابطۀ زن و مرد سر دربیارم، چون به دردم نمی‌خوره. مگه می‌خوام هر روز دنبال یکی راه بیافتم؟!
        یکی بسمونه و بالاخره یکی رو می‌شه یک طوری درک کرد.

    • سلام علیکم
      نظر لطفتونه. گیرم فکرم باز باشه. برای ماها، فضایی باز نیست که فکر باز بتونه توش جولان بده.

  9. مقاله سایت پیشرفت در نقد توزیع کالا به مهم‌ترین مشکل نظام کوپنی اشاره نکرده:
    در توزیع کوپن، عده محدودی حاکم و فعال اقتصادی به جای مردم تصمیم می‌گیرند که چه کالاهایی را باید مصرف کنند، و فارغ از نظر مردم درباره نیازهایشان و کیفیت کالاهای بازار تصمیم خود را به مردم تحمیل می‌کنند؛ و این تصمیم حتی اگر برای برخی درست باشد نمی‌تواند برای همگان صدق کند چراکه نیازها و سلایق مردم با هم فرق می‌کند. فقط با کمک نقدی‌ست که مردم تک‌تک می‌توانند نیازهای خود را سبک سنگین کنند، کیفیت و قیمت اجناس بازار را مقایسه کنند، و درنهایت بهترین گزینه‌ها برای رفع مهم‌ترین نیازهایشان را انتخاب و استفاده کنند. حاکمان حتی اگر بیشترین حسن نیت را داشته باشند از آن توان ذهنی برخوردار نیستند که بهتر از همه مردم درباره نیازهای تک‌تک آنها فکر کنند (همه‌چیز را همگان دانند)، و حتی اگر توانستند یک‌سان‌سازی منتج از نظام کوپنی جایی برای پذیرش تنوع‌ها و تفاوت‌ها باقی نمی‌گذارد.
    وقتی انتخاب در اختیار مردم باشد، تولیدکننده مجبور است اجناسی تولید کند که نیاز آنان را با بهترین کیفیت و نازل‌ترین قیمت رفع می‌کند؛ وقتی تصمیم‌گیرنده حکومت باشد، تولیدکننده بیش از آنکه به رفع نیاز مردم فکر کند، باید دنبال آن باشد که به لطایف‌الحیل حاکمان را قانع کند که تولیدات او را بین مردم توزیع (= به آنها تحمیل) کنند.
    احمدی‌نژاد در مناظره با موسوی درباره فسادهای ناشی از سیستم کوپنی و سودهای نجومی که در دهه ۶۰ به جیب برخی ریخت صحبت‌هایی کرده بود.

  10. “واقعا نمی دونم در مورد سینما، دغدغه دین دارم یا نه.”

    یک انسان مومن و انقلابی آن هم دوستدار افکار و آرمانهای امام و انقلاب و حضرت اقا و در کل یک احمدی نژادی همچین حرفی نمیزند

    • از این لحاظ این حرف را زدم که مفهوم سینمای دینی برای من یک مفهوم کاملا مبهم است. ضمن اینکه اینجور مباحث، قابلیت زیادی برای مخلوط شدن با سینمای سفارشی دارند. به جزآموزش سینمایی و فراهم کردن زمینه برای انسانهای مومن و انقلابی که روحیه و استعداد و علاقه مندی هنری قوی هم دارند و سپس آزاد گذاشتن آنها برای ساختن فیلمهای مورد نظرشان، راهی برای رسیدن به چیزی که بتوان آن را سینمای دینی یا انقلابی نامید، سراغ ندارم.
      هیچ فیلم موفقی را که با بخشنامه و سفارش از بیرون و بدون اعتقاد قلبی فیلمساز ساخته شده باشد سراغ ندارم. فیلمهای موفق حاتمی کیا ممکن است با ارزشهای انقلاب همسویی داشته باشند، اما از درون او جوشیده اند. در ۸۰ سال حکومت کمونیستیِ شوروی و تلاش کمونیستها برای بنیان یک سینمای انقلابی و ایدئولوژیک، به جز فیلمسازانی همچون آیزنشتاین، ژیگاورتف و تارکوفسکی، هیچ فیلمساز موفق دیگری سراغ نداریم. دو تای اول، آثارشان از اعتقاد و دغدغه درونی خودشان برخاسته بود و به تدریج مغضوب و مطرود حزب کمونیست شدند و سومی که اساسا مغضوب کمونیستها بود و آثارش هیچ ربطی به انقلاب شوروی نداشت. در عوض مثلا در برزیل، جریان چپ و انقلابی “سینما نوو” را داریم که آن هم اگر موفق بود (که در مورد همین موفقیت هم بحث است)، یک جریان خودجوش و غیر حکومتی بود. خارج از درون هنرمند و با بخشنامه و توصیه و ریختن پول و امکانات به پای کسی که اعتقاد درونی ندارد یا اگر دارد، بی هنر است، هیچ اثر هنری موفقی بروز نخواهد کرد. در هالیوود هم اگر فیلمهای موفق سیاسی داریم، حاصل همسویی درون فیلمسازان با نظام سرمایه داری است. مثل همسویی درون آوینی و حاتمی کیا با جریان انقلاب. پس تنها راه، تربیت سینمایی آنهایی است که دو ویژگی داشته باشند:
      ۱- روحیه هنری داشته باشند
      ۲- مومن و انقلابی باشند
      باقی را باید سپرد به خودشان.

      • برادر!
        سختش نکن
        ؛اگر ما پذیرفته ایم که حضور ما در کره زمین عبث نیست و این دنیا مزرعه آخرت است باید همه کارها و زندگی ما در این جهت باشد و از همه ابزارها منجمله سینما با آن تاثیر گذاری جهانیش نیز در این راه کمک بگیریم
        حالا اینکه یک فیلم دینی ضعیف ساخته شود یا قوی موضوع دیگریست
        مسئله واقعا دردآور آنجاست که اصحاب سینما با گذشت قریب ۳۴ بهار از انقلاب حتی” یک ” فیلم در مورد حضرت مهدی ارواحنا فداه انقلاب جهانی ایشان و … نساخته و به این سمت نرفته و نمیروند حال آنکها صلا انقلاب نشد مگر برای حضرت جت
        جالب آنجاست که در خارج از کشور قریب ۶۰۰۰ فیلم و سریال و فیلم کوتاه و انمیشن … ساخته شده مثل transformers 2
        نتیجه سینمای غیر دینی میشود همین

  11. لینک رجانیوزو که دیدم یاد گشت ارشاد خودمون افتادم. متاسفانه هر جا یه جوری افراط میشه. یه جا برای برداشتن حجاب آدمها رو میزنند و یه جا متاسفانه متاسفانه به اسم دین برای گذاشتن حجاب آدمها را می زنند. تعادل زیباترین مفهوم هستی است که پاس داشته نمی شود. من فکر میکنم انسان کامل، در تعادل کامل ظاهری و باطنی است و اصولا کمال انسان در تعادل است و دجال که به جای دو چشم تنها یک چشم دارد بارزترین نماد عدم تعادل است که انسان ها همانطور که با نزدیک شدن به تعادل، کمال می یابند و به انسان کامل نزدیک می شوند، با افراط به دجال گونگی می رسند. به این مفهوم حتی یک حکومت هم می تواند تبدیل به دجال شود.

    • به نظر من که از صد تا فحش هم برای دار و دسته سبزها بدتره که الان، معاون ستاد دانشجویی موسوی، اومده تو تشکیلات احمدی نژاد.

      • برای کسی که تمام وجودش از نفرت اصلاح طلبان لبریز است هر اتفاقی فحش است برای آنها. احتمالا اگر یکی از مسئولان ستاد شما پستی میگرفت در جریان های طرفدار سبزها مینوشتی دست به دامن احمدی نژادیها شدن برای سبزها از صد تا فحش بدتر است.

      • حامد جان به نظرمن برعکسه و از صد تا فحش و. دهن کجی برای حامیان احمدی نژاد بدتره که این اتفاق افتاده چون بالاخره ایمان ملکا با ارتباطاتش با جنبش سبزی ها می تونه راه رو برای ورود اونها باز کنه مخصوصا که مسئول تغییر ساختار هم شده :D :lol:

    • کبک ها زیاد بودن. اتفاقا به نظرم کم شدن، یکی دو ساله سرشون رو از تو برف در آوردن. احمدی نژاد از اولش کم و بیش همین بود. منتها در این طرف، این روحیاتش یا ماستمالی و توجیه می شد و از آن طرف هم یا دیده نمی شد یا به ریاکاری و امثالهم نسبت داده می شد.

      • تقریبا مشخصه که جنابعالی احمدی نژاد رو محور فرض کردین و بقیه رو بر اساس ایشون مقایسه می کنین. آمدن ایمان ملکا را تعبیر به بی آبرویی جنبش سبز کردن و نه تغییر احمدی نژاد، خود از آن استدلالاتی است که کلیت ذهنیات شما را برای بنده روشن می کند. تعریف و تمجیدهای تلویحی دکتر معین از حرکت های رئیس جمهور در انتخابات نظام پزشکی هم لابد در نظر شما، بی آبرویی اصلاح طلبان است و نه تغییر احمدی نژاد! لطفا پرده دری احمدی نژاد در روز استیضاح وزیر کار رو هم برای ما با همین نوع استدلالات توجیه نمایید.

        • برای من در عالم سیاست، چند تا ارزش اساسی وجود داره:
          در سیاست داخلی:
          طرفداری از توزیع عادلانه ثروتها و در آمد ملی
          مردمداری و مردم دوستی
          مبارزه با نظام بانکداری، هر چه رادیکالتر، بهتر
          در سیاست خارجی:
          استقلال
          همراهی با مستضعفین عالم
          مبارزه با اسرائیل
          (البته بیشتر از اینها هستند ولی در این مجال مهم ها را گفتم.)
          هر کس که میانگین نمره بالاتری در این چند اصل بگیرد، طرفداراش هستم. حالا زیبا کلام و معین و ایمان ملکا و امثالهم طرفدارش بودند، چه بهتر. خوشحال هم می شوم. طرفدارش هم نبودند هم خودکشی نمی کنم ولی دوست دارم طرفدارش باشند.
          من هنوز که هنوز است بیشترین میانگین نمره در این امور را به احمدی نژاد می دهم. این امثال شما هستید که اصلا نمی دانید در عالم سیاست دنبال چه هستید و از سیاست چه می خواهید.
          وگرنه احمدی نژاد همان کسی است که از سال اول ریاست جمهوری اش، دنبال آوردن خانمها به ورزشگاهها بود. از همان سال ۸۶ که گشت ارشاد راه افتاد، سخنگوی دولتش مخالفت دولت را با این گشت اعلام کرد. در همان سال ۸۵، کار خلاف عرف ( و نه شرع) دست دادن و بوسیدن دست معلم خانمش را از روی دستکش انجام داد، از همان سال ۸۴ با کسانی همچون همسر شهید فاطمی نشست و برخاست داشت و … این امثال جنابعالی بودید که یک ماله گرفته بودید دستتان و نمی خواستید واقعیت این بعد از شخصیت احمدی نژاد را جدی بگیرید.
          در احمدی نژاد، تغییر جدی ای رخ نداده. این امثال جنابعالی هستید که ناگهان متوجه شده اید دیگر نمی شود این بعد از شخصیت او را نادیده گرفت و رویش ماله کشید.

          • آقای حامد عزیز! بعضی چیزها خودش معیار است. هیچ انتظاری نیست که معاویه از علی (ع) خوشش بیاید که به زعم شما اگر معاویه طرفدار علی شد، شما احساس خوشحالی و شعف کنید! این چه منطقی است؟
            چرا خلط مبحث می کنید؟ بنده هم در میان چند اصل اساسی از نظر شما هم بیشترین نمره را به احمدی نژاد میدهم! آخه این چه ربطی به بحث داره؟
            دقیقا ایراد وارده به تفکر شما، همین ساده انگاری شما در عالم سیاسته که اهل جمع نقضین هستین. شما بدانید اگر احمدی نژاد علوی، ریاست کرده و موجب هجمه ایمان ملکا به همین دولت انقلابی در سال ۸۸ شد، این جمع اضداده که این آقا بیاد توی دم و دستگاه دولت فخیمه جنابعالی! بلاتشبیه، معاویه را چه به دستگاه علی!!!
            اتفاقا ما در سیاست کاملا واضحه که دنبال چه هستیم آقای حامد آقا!
            برام جالب بود که در اصولتان، تاکیدی بر ولایت نبود. نمیدانم یادتان رفته بود یا عمدا چیزی ننوشتید…

          • عمدا ننوشتم ولایت، چون ولایت را هم مسیری برای رسیدن به همینها می دانم. ولایت فقیه، هدف غایی نیست. هدف واسط است. بر فرض محال، شما می توانید تصور کنید که پیرو ولی فقیهی هستید که طرفدار توزیع عادلانه ثروتها نیست و یا طرفدار سازش با اسرائیل است؟ شاید لازم نباشد یادآوری کنم که هدف ارسال انبیا اقامه قسط بوده است.
            ضمنا بعید می دانم شما بیشترین نمره را در اموری که گفتم به احمدی نژاد بدهید. اگر اینگونه بود، دلیلی نداشت که مواردی مثل ایمان ملکا، اینقدر به چشمتان بیاید. وقتی احمدی نژاد در آن اصول نمره خوبی می گیرد، اینها دیگر فرعیات است.
            راستی الان در دستگاه قیاس شما، ایمان ملکا و صادق زیبا کلام، قابل مقایسه با معاویه اند؟ من فکر می کردم معاویه زمان، رئیس جمهور اسرائیل است که دو سال پیش گفت باید بودن در کنار احمدی نژاد به یک ننگ تبدیل شود. نمی دانستم می شود ملکا و زیبا کلام را هم با معاویه قیاس کرد.

          • با سلام
            با فرض شما فضلی نژاد مایه ننگ کیهان است
            ویا حتی حر مایه ننگ حسین (ع)
            برادر عزیز بنده از حال آقای ملکان خبر ندارم
            ولی با این نوع قیاس برای هیچ یک از جناح ها اعتباری نمیماند
            چون در همه جناح ها یک آدم نچسب وجود دارد.
            بگرد ببین چند نفر از خبرنگاران شاغل در رسانه های اصولگرا سر از آنور آب در آوردند.
            برادر عزیز میخواهی ایراد بگیری بگرد دنبال اشکالات اصولی نه این خاله زنک بازی های رسانه های اصولگرا که برایشان تطهیر فتنه گران از هاشمی گرفته تا موسوی و کروبی به اندازه آمدن ملکان به یک روزنامه اهمیت ندارد.

  12. با سلام

    ببخشید که پست نا مربوطی با موضوع مورد بحث میگذارم. فقط میخواهم کسی بگوید اعتراض شمیم عدالت بجاست یا نه.

    “بریز و بپاش همیشگی بیت المال!!!!

    در خبرها خواندم که پیشنهاد دولت برای ردیف بودجه استقلال و پرسپولیس مشخص شد.
    یکی از پیشنهادهای دولت برای ۲ باشگاه پرسپولیس و استقلال که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می کنند، بوده است.

    در همین راستا دولت برای باشگاه استقلال با ردیف بودجه ۲۹۵۴۰۰ مبلغ ۹۹۷۲۰۰۰۰۰۰۰ ریال معادل ۹ میلیارد و نهصد و هفتاد و دو میلیون تومان پیشنهاد داده است.

    برای باشگاه پرسپولیس نیز با ردیف بودجه ۲۹۵۳۹۰ مبلغ ۱۰۶۸۰۰۰۰۰۰۰۰ ریال معادل ۱۰ میلیارد و ششصد و هشتاد میلیون تومان پیشنهاد داده است.

    واقعا متاسف هستم برای مملکتی که در آن روح اسلام بخواهد حاکم باشد و اینچنین برای مواردی بی اهمیت بودجه ای کلان از پول بیت المال هزینه شود!!!

    به دولتی ها و مجلسی ها بخصوص آقای احمدی نژاد عرض می کنم که آیا کپرنشینان و ایلیاتی ها و فقرا و ضعیفانی که حتی فرصت تماشای اندک تلویزیون را بواسطه فقر ندارند آیا درست است که از سهم آنها برای فوتبالی که فساد در آن بیداد میکند هزینه شود؟

    مگر فوتبالیست های این دو تیم چه گلی به سر مملکت زده اند که اینچنین حمایت می شوند

    http://shamimedalat.blogfa.com

      • سلام
        به نظر بنده یکی از مظاهر بی عدالتی و فساد همین فوتباله
        فوتبال نه تنها هیچ فایده ای برای مملکت نداره بلکه تماما ضرره و اگر همین بودجه ها و پولها صرف ورزشی مثل کشتی میشد خیلی بهتر جواب میگرفتیم علی رغم اینکه دولتیان اگر دنبال اجرای عدالت هستند بهتر بود این فساد اظهر من الشمسی رو که توسط یه عده معلوم الحال صورت میگیره رو جمع کنه
        فوتبال علاه بر فساد مالی فساد فرهنگی هم داره و فریب بزرگی در بین جوانان به اسم ورزش ایجاد کرده که خیلی ها رو سر گرم امری پوچ و بیهوده کرده و هزینه هایی که در صدا و سیما براش میکنند همه عین بی عدالتی و فساد و دست اندازی به بیت المال است

    • سلام
      اولا خبرگزاری فارس سندی برای ادعایش قرار نداده است …
      به هر صورت بعید نیست که بودجه ای که برای این دو باشگاه در نظر گرفته می شود بسیار زیادتر از سایر رشته های ورزشی باشد اما باید توجه کرد با توجه به پرطرفدار بودن این رشته ورزشی در واقع باشگاه ها که در حال حاضر دولتی هستند سود هم می کنند. در همه دنیا هم همینطور است که ورزشهای پرطرفدار سوددهی دارند. منتها تفاوت قضیه اینجاست که در همه جای جهان باشگاه های فوتبال خصوصی هستند و در ایران دولتی. شاید بد نباشد به این دستور رییس جمهور که در سال هشتاد و هشت صادر شده است نگاهی بیندازید (اگر قبلا ندیده اید)
      http://president.ir/fa/16520
      دستوری که در سالهای اخیر باز هم رییس جمهور بارها بر آن تاکید کرد اما متاسفانه دستهایی پنهان مانع از انجام آن می شوند…

    • فکر نمی کنم دولت بتونه تو فوتبال دخالت کنه مخصوصا فداسیون که اگه کاری کنه فوتبال رو فیفا تعلیق میکنه.

    • وقتی خبرگزاری فارس و امثال آن که در مقابل بودجه های نجومی برخی نهادها و سازمان های بی خاصیت که در لایحه دولت وجود ندارد اما توسط مجلس اضافه می شود سکوت می کند و ناگهان موضوع بودجه این دو باشگاه را (بدون ارائه آمار مقایسه ای) بزرگ می کند حتما یک جای کار ایراد دارد. اینها اگر درد عدالت داشتند وضع کشور این نبود.

  13. بنده جای شما بودم، کمی ذهنیات و تفکراتم را مرتب و منظم میکردم تا در چینش ارزشهای مهم و اساسی، اینچنین بی شیرازه عمل نکنم. خیلی جالب است که از نظر شما مبارزه با بانکداری و مبارزه با اسرائیل هدف غایی وانمود شود و ولایت مداری، هدفی واسط برای رسیدن به اینها. کمی جامع نگرانه به این مسائل بپردازید تا چنین دسته بندی هایی نکنید. برای خودتان میگویم. از نظر بنده میل چندانی برای ادامه بحث با شما ندارم. چون نوع جواب دادن شما به نظرات بنده، جامع و مانع نیست و از پاسخ های شما، فضای فکری شما برایم روشن تر شده است. مخصوصا پاسخ هایی از قبیل هدف واسط و غایی و از این چیزها.
    اگر بنده اشتباه می کنم، خدا مرا هدایت کند.
    با آرزوی سعادت دنیا و آخرت
    بدرود

      • بحث عدالت و ولایت تخصصی تر از این حرفاست. ولی به نظرم چنین بحثایی نیازمند حوصله بیشتریه. و اگر الان بگم عدالت بر ولایت تقدم داره یا نداره، دوستان به شبهه میفتند. عدالت مقوله ای بسیار بسیار فراگیره.
        اما همانطور که عرض کردم، ایرادی که بنده در بعضی از دوستان می بینم بسیار ابتدایی تر از مقوله عدالت و ولایته. اینها دسته بندی جدیدی ارائه دادن. واسط و غایی و جالبترش اهدافیه که در این دو قالب گنجوندن.

  14. با سلام

    آقا محمد, اول عرض کنم که خدای نکرده قصد هیچ نوع مقایسه نیست. یک سوال دارم: اگر منتظری تا رحلت امام موضع خود را آشکار نمیکرد, از جانشینی امام کنار گذاشته نمیشد و آنگاه که به مقام رهبری رسید عقاید و منش و کنش خود را نشان میداد آیا شما بی چون و چرا مطیع او میشدید؟

    • اگر یک رهبر فاسد مانند منتظری رهبر شیعه شده بود قطعا باید در وجود امام زمام و وجود فرقه حقه ناجیه و اصلا خود خدا تردید کرد! قطعا معنای هدایت باطنی امام زمان هم یکی این است. شما نگران نباشید. چنان افرادی هرگز رهبر شیعه نبوده اند و نخواهند بود ولو بسیار برای قدرت دست پا بزنند که نظایرشان هم به کرات موجود است.

      • پس به نظر شما زمانی که معاویه و یزید و خلفای عباسی بر جایگاه پیامبر تکیه زدند تا قرن ها، مردم باید در وجود خدا و انسان کامل تردید میکردند؟ و کل دین را زیر سوال می بردند؟!!!!

        • مگر آنها فرقه ناجیه بودند؟ بله. اگر امام حسینی نبود و علیه یزید قیام نمی کرد و می گذاشت مردم همچنان به چشم خلیفه الله به خلفای جور قیام کنند البته خدایی هم وجود نداشت. اما قیام امام حسین باعث شد مردم بفهمند خلافت این افراد ربطی به اسلام ندارد و اصلا برای همین بود که فقاهت شکل گرفت. چون تا فبل از قیام امام حسین هر کاری را خلفا می کردند مردم عین اسلام می دانستند. با این حساب یزید هم از تابعین بود و حکمش حکم خدا. اما بعد از این ماجرا عده ای فقیه پیدا شدند. هدف اصلی قیام هم همین بود. مردم بدانند که نباید دین را از خلفا بشناسند. اما آیا مردم همه فهمیدند حالا که خلفا دین واقعی نیستند چه کسی دین واقعی است؟
          متاسفانه نه. اما وجود ائمه علیهم السلام برای آن بود که مردم یک چراغ روشن داشته باشند و بعدها نگویند ما هیچ راهنمایی نداشتیم. اما افرادی که امام واقعی را تبعیت کردند حتما باید وجود داشته باشند. به این افراد می گویند فرقه حقه و ناجیه.
          حال از شما می پرسم اگر قرار است در غیبت امام زمان آن افرادی فرقه ناجیه بودند به حال خود رها شوند تا هر رهبر فاسدی – طاغوت- پیدا شود که آنها را از نور به ظلمات ببرد چه معنایی دارد جز اینکه این فرقه ناجیه هم دیگر حقه و ناجیه نیست؟ پس کدام خدا وجود دارد؟
          در تمام طول غیبت حتی یکبار هم نشد رهبر شیعه فاسد باشد. البته اتفاق افتاد که خطا برود که امام زمان ضمانت داده این خطاها را اصلاح خواهد کرد چنانچه برای شیخ مفید نوشت که بر شما است فتوا دادن و بر ما اصلاح خطاها. اما به هیچ وجه من الوجوه ممکن نیست فردی فساد و جاه طلب و دنیا پرست رهبر شیعه شود.

          نمی دانم شمایی که اینگونه قضاوت می کنید اگر عدم حمایت آیه الله بروجردی را از نواب صفوی و یا مبارزات علیه شاه در آن دوره می دیدید چه می گفتید. اما الان مسلم است در آن شرایط قیام علیه پهلوی مطلقا نه ممکن بود و نه به صلاح شیعه. یا مثلا اگر سکوت خود آئمه را در مورد برخی ستمگران می دیدید. یا حتی جایی که شبعیان خالصی مانند زراره بن اعین را لعن می کردند و منصور دوانیقی را وصی خود اعلام می کردند؟
          چیزی که شما باید بدانید این است که تقیه مساوی پذیرش فساد نیست. من نمی خواهم چیزهایی بنویسم که که این وبلاگ و نویسنده آن هزینه اش را بپردازد اما اینقدر می گویم که هر چه رهبری می گوید در نهایت به مصلحت شیعه است ولو در کوتاه مدت درک آن برای شما سخت باشد.
          البته کم نبوده اند کسانی که این رویه را تحمل نکردند و از ولایت خارج شدند. زیدیند هر علوی را که دست به قیام بزند امام می دانند چون خیال می کنند عدالت را باید بزور بر مردم تحمیل کرد. عدالتی که مردم فرق آن را با ظلم نخواهند فهمید.

    • نکته اول: این بحث تقریبا به مباحثه بنده با صاحب وبلاگ ربطی ندارد.
      نکته دوم: این بحثی تخصصی است که برای به نتیجه رسیدن، نیاز به فرصت گذاری دو طرف بحث است.
      نکته سوم: پاسخ اولیه بنده به سئوال جنابعالیه “خیر” است. و واضح هم هست. اما چون گمان زیاد دارم که شما تنها به دنبال بله یا خیر از بنده نیستید، میدانم باید فضای بحث را بزرگتر کنیم و فکر می کنم روند بحث احتمالی بین بنده و شما تقریبا مشخص است.
      نکته سوم: بنده هم یک سئوال از شما دارم: اگر صرفا به قصد کنجکاوی این سئوال را پرسیدید که هیچ. اما اگر غیر از این است، چرا شما “الان” این سئوال را مطرح می کنید؟ چرا هم اکنون چنین سئوالی ذهن شما را به خود مشغول کرده؟ این تیپ شبهات، به تیپ دوستان “کماکان طرفدار خاص احمدی نژاد” می آید.
      در صورت تمایل برای پاسخ به اینجانب، به وبلاگ بنده تشریف بیارید.
      نکته چهارم برای خوانندگان نظر بنده: والا ما هم طرفدار آقای احمدی نژاد بودیم و سه بار هم بهش رای دادیم، با افتخار هم رای دادیم. اما به هزار و یک دلیل، لزومی برای چاک کردن سینه برای ایشون نمی بینیم. چون نخواستیم خودمان را گول بزنیم. محتوای وبلاگ بنده از زمان تاسیس تاکنون مویدی بر این ادعای بنده است که ما ثابت کردیم حزبی عمل نمی کنیم و عدول افراد از استانداردها توسط هرکه باشد، ما را به حمایت بی چون و چرا از او نمی رساند. استانداردها هم باز مشخص است، کافی است با خودمان روراست باشیم. نه اینکه مدام توجیه کنیم. توی جیب بعضی دوستان، به جای توضیح المسائل مرجع، توجیه المسائل است. کماکان برای دفاع از بسیاری از اقدامات احمدی نژاد، آماده هستم. اما چرا باید از همه اقدامات دفاع کنیم؟!
      لطفا پاسخ در وبلاگ بنده درج گردد.

  15. با سلام

    اولاُ بگویم من خیلی خوب میدانم اگر رهبری حضرت آیت الله خامنه ای نبود الان بعضیها–که شما آنها را از نزدیک میشناسید–ایران را به حراج گذاشته بودند. باز میدانم اگر شهیدان (اعم از داوطلب و نظامی, از حمله سربازان صفر) برای حفظ ایران و انقلاب آخرین بها را نپرداخته بودند الان شاید من و شما نبودیم که نظر دهی کنیم تا چه رسد به انقلاب, جمهوری اسلامی و ایرانی مستقل و یک پارچه. ولی اینکه بعضی آرزوی شهادت میکنند آیا جز این است که آرزو میکنند به ایران حمله شود تا آنها یا خیر خواهان آنها به آرزویشان برسند؟

    فقط الان دو سال است این سوال را مطرح کرده ام ولی کسی جواب قانع کننده ای نداده است؟

    ” فکر می کنم روند بحث احتمالی بین بنده و شما تقریبا مشخص است”

    من هم فکر میکنم شما به همین علت از جواب دادن طفره میروید.

    باز هم بعلت خارح شدن از موضوع از آقای فتاحی معدرت میخواهم

    زنده باد بهار

    • ولی اینکه بعضی آرزوی شهادت میکنند آیا جز این است که آرزو میکنند به ایران حمله شود ؟
      آری جز این است. ما می خواهیم مهدی بیاید و آن وقت خود ما ثار الله را بخواهیم/

  16. سلام
    بزرگوار ! نوشته اید :
    “لازم نباشد یادآوری کنم که هدف ارسال انبیا اقامه قسط بوده است.”
    بزرگوار عدالت برای انبیا و ائمه معصومین هدف غایی نبوده و نیست
    بلکه عدالت به مثابه معبری است بسیار مشکل برای رسیدن انسانها به کمالٰ ؛
    رسول اکرم صلى الله علیه و آله : إنَّما بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَکارِمَ الخلاقِ؛
    یک مطلب دیگر…!
    نوشته اید :
    در سیاست داخلی:
    طرفداری از توزیع عادلانه ثروتها و در آمد ملی مردمداری و مردم دوستی
    مبارزه با نظام بانکداری، هر چه رادیکالتر، بهتر
    در سیاست خارجی : استقلال همراهی با مستضعفین عالم مبارزه با اسرائیل
    برادر دینی بزرگوار:
    ممکن است یک دولت و کشوری پیدا شود تماما ضد دین و خدا ولی منافعش اقتضا کرد که با اسرائیل رابطه نداشته باشد ؛
    مستقل باشد ؛
    با مستضعفین باشد ؛
    طرفدار توزیع عادلانه ثروتها و در آمد ملی باشد ؛
    مردمدار و مردم دوست باشد
    و …
    ولی در عین حال مخالف حاکمیت ولی و اولیاء خدا بر زمین بود
    خب! چه کار میکنید؟
    پس معلوم میشود که اصل کار و موضوع و ماجرای اصلی چیز دیگریست
    انشاءالله در اینده توفیقی بود باز هم
    اختلاط میکنیم
    به امید ظهور و حاکمیت ولی خدا بر planet earth

    • حرف شما درست است. هدف نهایی، کمال و سعادت انسان است که از مسیر عدالت می گذرد. به هر حال، ولایت و نبوت معبری به عدالت و عدالت معبری به کمال است.
      سئوالتان خیلی فضایی است ولی دولتی که خصوصیاتی را که گفتید داشته باشد از دولتی که فقط ادعای دین داشته باشد، به مراتب بهتر و دولتی که هم ادعای حاکمیت ولی خدا را داشته باشد و هم در جهت آرمانهای مذکور تلاش کند از هر دو بهتر است. متاسفانه این سالها با دوستانی مواجهیم که صرف حاکمیت و قدرت و ولایت را مقدس می دانند. در حالی که حاکمیت و ولایت دینی فی نفسه ارزشی ندارند و اگر ارزشی داشته باشند، به خاطر حرکت در مسیر عدالت و احقاق حق و و حاکمیت ارزشهای الهی است. در این مورد به طور کلی شما را ارجاع می دهم به کتاب «ولایت و حکومت» (برگرفته از بیانات مقام معظم رهبری درباره ولایت)، انتشارات صهبا.
      متاسفم که باید در اینجا بدیهیاتی مثل این جمله معروف از امام علی علیه السلام را نقل کنم:
      دنیای شما و حکومت بر شما برای من از عطسه بزی و لنگه کفشی بی ارزشتر است، مگر اینکه به وسیله آن حقی را احقاق کنم.

  17. مـــن از عــــطـــرِ آهســـــته‌ی هــــوا مـــــی‌فهــــمـــم…

    تــــو بـــایـد تـــازه‌گـــی‌هـــــا…

    از ایــــنجا گـــــذشـــته باشــــــی …

    یا صــــاحب الــــــزمان…عَجِل علی ظهورک…. @};-

  18. یا خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا. ببین چه حرفها که نیزنند

    باشگاه خبرنگاران: آقای بروجردی شما زمانی که آقای ولایتی وزیر امور خارجه بود به عنوان معاون وی خدمت می‌کردید و آن زمان تلاش برای تنش‌زدایی بین کشورها با ایران بوده است به نظر جنابعالی آیا دولت‌های نهم و دهم هم در راستای سیاست تنش‌زدایی حرکت کرده‌اند؟

    بروجردی: در دوره دولت‌های نهم و دهم برخی تنش‌ها بیهوده ایجاد شد مثلا در مورد یک موضوع که افکار عمومی اروپا، آمریکا یا سازمان ملل نسبت به آن حساس بود.

    باشگاه خبرنگاران: منظور شما موضوع طرح هولوکاست است؟

    بروجردی: بله، هزینه‌اش را پرداخت کردیم بدون اینکه سودی داشته باشد، خب چرا شورای امنیت علیه ما بیانیه بدهد، چرا باید کشورهای اروپایی همه ما را محکوم کنند، چه نیازی به این کار بود، به نظر من این اشتباهی بود که واقع شد و برخلاف منافع ملی بود، راهبرد نظام هم در زمان امام خمینی(ره) و هم در زمان مقام معظم رهبری داشتن رابطه خوب با همه کشورهاست، در این قاعده استثنا آمریکاست به این دلیل که ما با آن‌ها رابطه نداریم و سیاست آنها علیه ما خصمانه است البته بحث رژیم صهیونیستی جداست چرا که اصلا این رژیم را کشور نمی‌شناسیم،. خب این راهبرد نظام است و ما نباید برخلاف این راهبرد در عمل اقداماتی را انجام دهیم که سیاست راهبردی و کلان نظام دچار خدشه شود که شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<