رئیس جمهور وقت ایران در سال ۱۳۶۷: مطمئن نیستم ظرفیت زبان عربی به قدر ظرفیت زبان فارسی باشد

اجمالی از جملاتی را که در ادامه نقل کرده ام تا به حال یکی دو بار شنیده بودم ولی نمی دانستم گوینده محترم آنها، دقیقا در چه زمانی و در کجا آنها را بیان کرده اند و در چه منبعی می توان عین آنها را یافت. برایم عجیب بود که با جستجوی اینترنتی هم متن این سخنرانی یا نشانه ای از آن را پیدا نمی کردم. اما روزنامه «شهروند» به مدیرمسئولی «عبدالرضا داوری» در شماره مورخ ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ خود، این جملات را به همراه آدرس منبع آنها بازنشر کرده است: مجله «نشر دانش» (از مجلات «مرکز نشر دانشگاهی»)، شماره ۴۶، مورخ خرداد و تیر ۱۳۶۷

پس از رجوع به نسخه پی.دی.اف و عکسیِ شماره مذکور از مجله «نشر دانش» در سایت www.noormags.com، مناسب دیدم این جملات را در اینجا نیز باز نشر کنم تا در فضای مجازی قابل یافتن باشند. البته نقل قولی که در ادامه آورده ام از نقل قول شهروند کامل تر است:

«زبان فارسی، زبان انقلاب است. زبان اسلام راستین است و زبان اسلامی است که می تواند ملتها را بیدار کند. قرآن و احادیث و متون اسلامی مایه حیات هر مسلمانی است، در این هیچ شکی نیست. همانطور که می دانید ما در قانون اساسی خود، آموزش زبان عربی را لازم و واجب دانسته ایم. ارادت ما و علاقه ما به زبان عربی چیزی نیست که برای کسی روشن نباشد و احتیاج به اثبات داشته باشد. اما من می خواهم بگویم آن زبانی که امروز می تواند مفاهیم اسلام انقلابی را به دنیا منتقل کند زبان فارسی است. زبان انقلابی و زبان اسلام انقلابی، زبان فارسی است. زبان فارسی ذاتا یک زبان کارساز است…
البته زبان عربی هم یقینا زبان پرظرفیتی است لیکن بنده مطمئن نیستم ظرفیت زبان عربی به قدر ظرفیت زبان فارسی باشد و در مواردی شک دارم که برخی از مفاهیمی که در زبان فارسی است در زبان عربی جا بگیرد. یعنی من نمی دانم که آیا حقیقتا می شود بعضی اشعار حافظ را در قالب عربی آورد، یا در اشعار عربی شعری پیدا کرد که دارای این همه ظرافت و معنویت باشد؟…
یک زبان کامل و به این خوبی در اختیار ماست و بهترین مفاهیم و دقیق ترین آنها را می توان در این زبان گنجاند. ما باید قدر این زبان را بسیار بدانیم، چیز فوق العاده ای است، یک نعمت الهی است در اختیار ما. همانطور که کشور ما از لحاظ موقعیت جغرافیایی یکی از استثناهای دنیا است. همچنانکه از لحاظ اقلیمی نیز کشور ما چیزهای ممتاز زیادی دارد، یکی از خصوصیات ما داشتن این زبان است و ما چه می دانیم، شاید یکی از عوامل افتخارات بزرگ این ملت همین زبان باشد. نمی توان از این نکته غافل ماند. می دانیم که در دنیای اسلام، ایرانیها به عنوان یک قوم، بیشتر از تمام اقوام دیگر مسلمان برای اسلام کار کردند و در گسترش فرهنگ اسلامی تلاش کردند. اینکه چیز واضحی است. شکی نیست که در حدیث، تفسیر و حتی در لغت عربی، بهترین آثار را ایرانیها و فارسی زبانان نوشته اند. در فلسفه و عرفان که غوغاست و غیر ایرانی، انگشت شمار و معدود است، اکثرا همه ایرانی اند. این خصوصیاتی که ما در قوم ایرانی و ملت خودمان مشاهده می کنیم شاید یک مقداری از زبان این ملت ناشی شده باشد، از ظرفیت زبانی که در اختیار داشته نشأت گرفته باشد.»

(حضرت آیت الله خامنه ای در مراسم افتتاحیه سمینار زبان فارسی در سازمان صدا و سیما، بهار ۱۳۶۷ / مجله نشر دانش، مورخ خرداد و تیر ۱۳۶۷، صفحات ۵ تا ۸ )

169 دیدگاه در “رئیس جمهور وقت ایران در سال ۱۳۶۷: مطمئن نیستم ظرفیت زبان عربی به قدر ظرفیت زبان فارسی باشد

  1. سلام و تبریک سال بهاری بر همه بندگان خداوند خالق بهار
    http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3354
    من حدود یک سال و نیم پیش در یک مجمع علمى – شبیه همین مجموعه‌ى شما، که جوانها و دانشجوها و زبده‌ها و اینها بودند – گفتم من انتظارم این است که ما پنجاه سال دیگر (نمى‌گویم ده سال، پانزده سال دیگر) در دنیا و در سطح عالم، حرف اول علمى را بزنیم؛ یعنى مرزهاى علم را ما تعیین کنیم. کار به جایى برسد که زبان ما – که زبان فارسى است – در دنیا زبان علم بشود. این، آن افقى است که جلوِ چشم من است. براى اینکه به این نقطه برسیم، اولاً باید باور کنیم که این میشود. اگر شما که استادید، آن آقا که دانشجوست و آن شخص سومى که مدیر و در رأس تشکیلات است، باور نداشته باشد که این کار عملى است، بدانید قطعاً نخواهیم رسید. باید باور کنیم.

    تربیت دینى دانشجویان، بایستى یکى از اهداف مجموعه‌ى اساتید دانشگاهى کشور باشد. دانشجو را باید هم متدین و هم داراى باورهاى ملى – همان اعتماد به نفس ملى که عرض کردیم – بار آورد. خلاف این را من گاهى از بعضى از دانشگاهها و بعضى از کلاسهاى درس میشنوم. استادى میآید طورى درباره‌ى کشور حرف میزند که دانشجو از اینکه ایرانى است، بیزار میشود. این بى‌انصافى است؛ این برخلاف مصلحت این جوان و برخلاف مصلحت این نسل عمل کردن است. باید جوان را به هویت ملى و باورهاى ملى خودش پایبند کرد؛ طورى که افتخار کند که ایرانى است و افتخار هم دارد. واقعاً افتخار دارد ایرانى بودن؛ آن هم ایرانى که امروز به خاطر مواضع سیاسى‌اش و مواضع بین‌المللى‌اش در دنیاى اسلام، عزیزترین است. اگر شما امروز در همه جاى دنیاى اسلام بروید، نظام جمهورى اسلامى و ملت ایران، عزیزترین ملت در چشم ملتها هستند؛ از شرق دنیاى اسلام بگیرید تا غرب دنیاى اسلام؛ از آسیا تا آفریقا؛ همه جا همین‌طور است. خوب، جوان ایرانى به این موقعیتى که دارد، علاوه‌ى بر مواریثِ فرهنگىِ تاریخى‌اش و افتخارات تاریخى‌اش، و علاوه بر استعدادهاى موجود کشور – انسانى و طبیعى – چرا دلخوش نباشد؟ چرا او را مأیوس کنیم؟ از این چیزها گاهى مشاهده میشود، که البته برادران و خواهران عزیزى که اینجا تشریف دارید و همچنین بقیه‌ى اساتید، این را جزوِ وظایف خودشان بدانند. احیاء و رشد بخشیدنِ به هویت اسلامى و دینى و ایرانىِ جوانمان، یکى از مهمترین مسائل ماست و کمک فراوانى هم به پیشرفت کشور میکند.

  2. سلام
    http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3362
    شما کارى کنید که در پنجاه سال آینده، همین نیاز به زبان فارسى شما باشد. این، یک آرزوست؛ یک قله است؛ مثل قله ى دماوند، مثل قله ى توچال، که نگاه کردن به آن، هیجان انگیز است؛ شوق رسیدن به آن، در دل همه به وجود مى آید؛ اما چه کسانى مى رسند؟ باید کفش و کلاهش را آماده کنید؛ بیشتر از آن، باید همتش را آماده کنید و راه بیفتید.
    من در نسل جوان کشورمان، این استعداد را مى بینم. من نمى خواهم گزافه بگویم، شعار هم نیست؛ هیچ کس از ما توقع نکرده که بیاییم این حرفها را بزنیم؛ اینها واقعیت است. جوان ایرانى در استعدادهاى گوناگون، یک ظرفیت سطح بالا را داراست. اگر ما مسئولان نشناسیم، گناه ماست؛ اگر خودِ او این ظرفیت را نشناسد، گناه اوست. گناه هم نتیجه ى خودش را دارد؛ از راه ماندن و به مقصود نرسیدن است. اما اگر چشم را باز کنیم، راه را پیدا کنیم، همت بگماریم و هدف را گم نکنیم، بدون تردید خواهیم رسید.
    http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3399
    اما آن چیزى نیست که ما دنبالش هستیم. شما هدف را این قرار بدهید که ملت و کشور شما در یک دوره‌اى، بتواند مرجع علمى و فناورى در همه‌ى دنیا باشد. یک وقتى من در جمع جوانهاى نخبه گفتم: شما کارى کنید که در یک دوره‌اى – حالا این دوره ممکن است پنجاه‌سال دیگر یا چهل سال دیگر باشد – هر دانشمندى اگر بخواهد به آخرین فراورده‌هاى علمى دست پیدا کند، ناچار باشد زبان فارسى را که شما اثرتان را به زبان فارسى نوشته‌اید، یاد بگیرد؛ همچنانى‌که امروز شما براى دستیابى به فلان علم، مجبورید فلان زبان را یاد بگیرید تا بتوانید کتاب مرجع را پیدا کنید و بخوانید. شما کارى کنید که در آینده، کشور شما یک چنین وضعى پیدا کند؛ و میتوانید. یک روز اینجور بوده است؛ کتابهاى دانشمندان ایرانى را به زبانهاى خودشان ترجمه میکردند، یا آن زبان را فرا میگرفتند براى اینکه بتوانند بفهمند. این هم بد نیست شما بدانید که کتاب «قانون» ابن‌سینا که در پزشکى است، همین ده پانزده سال پیش – زمان ریاست‌جمهورى من – به فارسى ترجمه شد! بنده دنبال کردم؛ افرادى را مأمور کردم، بعد هم شنیدم یک مترجم خوش‌قلمِ بسیار خوش ذوق کُرد، این را به فارسى ترجمه کرده که امروز ترجمه‌ى فارسى‌اش هست. تا آن وقت، قانون به زبان عربى نوشته شده بود – ابن‌سینا کتاب را به زبان عربى نوشته است – و به فارسى ترجمه نشده بود؛ در حالیکه چند صد سال قبل به زبان فرانسه ترجمه شده! یعنى آنها که این کتاب را لازم داشتند، برده‌بودند و ترجمه کرده بودند. ببینید، مرجعیت علمى این است؛ مجبورند کتاب شما را ترجمه کنند یا زبان شما را یاد بگیرند. هدفتان را این قرار بدهید. همتتان را این قرار بدهید. همتتان را پیشرفت در زمینه‌ى دانش و شکستن مرزهاى علم قرار بدهید، که البته در این زمینه، من مطالب دیگرى هم دارم که وقت تمام شده و ناچارم آخرین نکته را بگویم.

  3. سلام؛
    شما فکر کنید اگه این سخنان رو دکتر احمدی نژاد ایراد کرده بود ، به نظرتون تیتر همه رسانه ها( چپ- راست – کارگزار ) چی بود؟

  4. با سلام

    بحث اینکه آیا زبان فرهنگ را میسازد یا فرهنگ زبان را, این واقعیت که زبان و فرهنگ بطور جدائی نا پذیری بهم تنیده اند را تغییر نمیدهد. حتی ورود زبان و فرهنگی دیگر ,چون نقش قالی, در متن تار و پود فرهنگ و زبان اصلی جای میگیرند. فرهنگ در زبان بازتاب می یابد و در شعر متبلور میشود. بنا بر این با نهادن محتوای شعر پارسی در قالب دیگری, نمیشد یک چنین آبگینه (بلور) درخشانی ساخته و پرداخته شود. و باز به همین دلیل است که یک شعر عالی, بقول رابرت فراست, در ترجمه بخار میشود و به هوا میرود. مصداق فرمایش رهبری را میتوان در مولوی پیدا کرد. مولوی چند غزل به زبانهای عربی و یونانی (و یکی دو غزل به زبان ترکی) دارد. اما در برابر غزلیات پارسی او مانند فرش ماشینی در برابر قالی اصیل ایرانی هستند. شاید شنیده اید که “فلانی فارسی فکر میکند, به انگلیسی مینویسد”. بعبارت دیگر, منطق زبان و تفکر نوشته را دچار نابسامانی کرده است. (یعضی از زبانشناسان میگویند “کسانیکه زبان متفاوت دارند دارای منطق متفاوت هستند.) مولوی در غزلهای غیر پارسی, پارسی فکر میکند و به عربی و یونانی می نویسد و در نتیجه, این نوع غزلها از هنر آفرینش شعری بهره زیادی ندارند.

    بیشک, انقلاب ایران شبیه هیچیک از انقلابهای دیگر ملتها نبود. اگر بگوییم تفاوت انقلاب ایران با دیگر انقلابها پایه در فرهنگ الهی و ملی ایران داشت–و دارد–برما خرده بگیرند. ولی فکر نمیکنم بتوانند خیلی آسان آنرا مردود شمارند.

    راستی چرا در همه آن قسمت ار جغرافیای زمین که شرق گفته میشود نظیر شعر پارسی پیدا نمیشودو یا اصلاُ سنت شعری وحود ندارد؟ درست است که ما قالب وزن و قافیه را از عرب گرفته ایم. اما چرا هیچ شاعر عرب نتوانسته است در قالب موجود حتی یک شعر متوسط (کهنه یا نو) خلق کند؟ و اما در مورد شعر غربی. زمانیکه چاسر آغاز به سرودن داستانهای کانتربری میکرد, فردوسی چهار قرن پیش, بقول چهار مقاله نظامی عروضی, “سخن را به اعلا علیین” رسانده بود. نظامی سه قرن, سعدی و مولوی دو قرن و حافظ یک قرن پیش از چاسر شعر را به افقی که شاید زیبائی شعری نتواند از آن بالاتر رود, کشانده بودند.

  5. من نمی دونم این جملات واقعا از رهبری است یا نه؟ شدیدا هم شک دارم و منبع خاصی هم که نداره قولتون.
    اما این جملات از هر کسی باشه ذره ای آشنایی با ظرافت ها و زیبایی های لسان مبین عربی نداره. کسی که ۵ خط شعر از ابن فارس، فرزدق یا لااقل قصیده “البرده” از جناب بوصیری رو خونده باشه، میفهمه این حرف چقدر سخیفه. حتی حافظ هم از عربی فراوان استفاده می کرده و همون مایه ی قوام اشعارشه.
    اینکه ما هنوز یه ترجمه از قران نداریم که بتونه حداقل ۲۰ درصد مفاهیم اون رو منتقل کنه، نتیجه ضعف مفرط زبان فارسی ( و همه ی زبان های دیگه ی دنیا) در مقابل عربی مبین است

    امیدوارم نقل قولتون مستند باشه و مصداق “ان یتبعون الا الظن و ان هم الا یخرصون” نباشه.
    هر چند در این صورت هم باید گفت:
    کهتری را که مهتری یابد/ هم بدان چشم کهتری منگر
    خرد شاخی که شد درخت بلند/ در بزرگیش سرسری منگر

      • آقا شرمنده

        “متاسفانه” نقل قول صحیحه. گو اینکه اگه کسی کل مقاله رو مطالعه کنه برداشتش به نظر من کمی تفاوت می کنه و شاید بولد کردن این قسمت از مقاله خیلی “علمی” نباشه.

        لینک مقاله به طور کامل:
        http://www.ensani.ir/storage/Files/20120828101830-2183-329.pdf

        بی ربط: فارس خبر درگذشت مرحوم صدر حاج سید جوادی رو برداشت. لینک رو اصلاح کنید.

        ممنون

    • در تایید سخنان جناب مختار منهم بنا بر نظر خودم نسبتی تعیین می کنم در اختلاف بین زبان فارسی و زبان عربی
      اگر فی المثل زبان فارسی به زیبایی کلاغ باشد زبان عربی طاووسی زیبا خواهد بود و یا اگر زبان فارسی در حکم مزه شلغم باشد زبان عربی مزه ی کبک کباب شده خواهد داشت و …
      این تازه زبان فارسی است که به کمک واژگان عربی حیاتی دارد وای بحال سایر زبانهای عجمی که هیچ محسوب می شوند. :)

  6. حالا اینکه این صحبتهای آقا در جهت شعارهای مکتب ایرانی است، بحثی جدا گانه است ولی علیرغم ارادتم به آقا و نیز زبان فارسی، ولی واقعا اینطور نیست که غنای فارسی بیش از عربی باشد.
    معانی و مفاهیم در ادبیات عرب واقعا خیلی عمیق تر و گسترده تر از فارسی است. خوب است در این باره از متخصصانی که به هردو ادبیات مسلط هستند رجوع شود مثلا حاج آقا فاطمی نیا و استاد آذرنوش.

    • سلام فکر کنم منظور حامد از این نوشته خود زبان بتنهایی نباشد . ایشان زبان را که خود جزیی از تعریف فرهنگ میباشد را ، بعنوان پیام رسان فرهنگ یک نژاد مد نظر دارند . واگر در جملات اولیه سخن رانی آقا در مورد گسترش دین اسلام در مشرق زمین و (آن هم بودن خونریزی های مورد افتخار اعراب در گسترش دین )بوسیله فرهنگ وزبان فارسی توجه نمایئد مشکل حل میشود . منظور همان گفتمان مشارکت در حل مسائل بنی بشر میباشد .

  7. سلام عزیز. درسته که امام خامنه ای در مورد ظرافت های زبان فارسی در ان زمان این مطالب را فرموده اند. اما باید ببینیم هنوز هم بر آن عقیده هستند؟
    سوالی که در زهن من متبادر شد این است که اگر زبان عربی ظرفیت هاو ظرافت های زبان فارسی را نداشته باشد چرا قرآن به زبان عربی نازل شده است؟
    به نظر من اشعار حافظ که به زبان عربی سروده شده اند به هیچ وجه همتا ندارند
    مثل:
    ۱- الا یا ایها الساقی ….
    ۲- از سوز دل نوشتم نزدیک دوست نامه / انی رایت دهرا من هجرک القیامه
    و غیره که کم نیستند.
    همچنانکه بلیغ هستند و همچنانکه پر مغز هستند.
    لکن به نظرم در قوم عرب کسی به بلاغت و فصاحت ایرانیان شعری نسروده است.
    به روزم برادر

  8. سلام باعرض تبریک سال نو وآرزوی سلامتی و کامیابی برای شما این بخشی از مواضع دکتر احمدی نژاد بود که انگ انحراف بخاطر مکتب ایرانی به ایشان زدند وجالبه از لسان رهبر جاری شد رهبری که دوسال تمام بادنجون دور قابچین ها چماقش کردند و برسر دکتر کوفتند صدای انحراف انحراف این جماعت گوش فلک را کر میکرد غافل از آنکه دعوی سر لحاف ملا است این جماعت دلشان بحال اسلام و انقلاب نسوخته … دمت گرم حامد خدا اموات شمارا رحمت کند

    • سلام علیکم
      خیلی ممنون. من هم سال نو را خدمت شما تبریک عرض می کنم و براتون سالی پر از خیر و برکت را آرزو می کنم. خدا اموات شما را هم رحمت کند. موفق و سلامت باشید ان شاءالله.

  9. اما از همه مهمتر اینکه گوینده این کلمات – یعنی امام خامنه ای – زبان مادریشان ترکی است نه فارسی یا عربی بنابراین قضاوت ایشان به هیچ وجه از روی تعصب روی زبان مادری نیست.

    • سلام
      زبان مادری آقای خامنه ای فارسی است. مادر ایشان فارس زبان و پدرشان ترک زبان بود. در مشهد بدنیا آمده اند و در مشهد بزرگ شده اند. در خانه هم فارسی صحبت می شده است و هم ترکی ولی زبان رسمی صحبت در خانه اشان فارسی بوده است و ایشان از بچگی به زبان فارسی صحبت و تحصیل کرده اند.

      یک نکته را هم به دوستان ساده دل عرض کنم. ملاک حال فعلی افراد است والا آقای خامنه ای یک زمانی روحانی روشنفکری تلقی می شدند که پیپ می کشیدند و از شریعتی دفاع می کردند ولی در سال های اخیر هرگز حرفی از شریعتی نزده اند. آقای خیمنی هم وقتی در پاریس بودند از آزادی مارکسیست ها و اجباری نبودن حجاب حرف می زدند.

      • سلام علیکم
        ممنون بابت توضیحات شما. ولی در این سالها، حرف زدن از شریعتی موضوعیتی نداشته است که ایشان بخواهد از شریعتی حرف بزند. مهم این است ایشان در زمانی از شریعتی دفاع می کرده است که در همان زمان، بسیاری از هم لباسهای ایشان او را تکفیر می کرده اند.

        • سلام
          اگر در این ایام حرف زدن از شریعتی موضوعیتی نداشته است، حرف زدن از ایران و ایرانی گرایی که موضوعیت داشته است تا عده ای منسوب به ایشان نتوانند این همه تهمت و ناسزا در مورد کسانی بگویند که از ایران و ایرانی گرایی و مکتب ایرانی حرف زده اند.

          • نیازی به گفتن نیست که سخن رهبری در سال ۶۷ از نظر جمهور اهل علم مردود محسوب می شود و قطعا عامل تنش خواهد بود آنهم تنشی از جنش مادر نظام یعنی حوزه ها با ستون اصلی کشور یعنی رهبری.
            باید کسانی که مدعی هستند ایشان نظرش را تغییر داده بگویند روی چه حسابی این حرف را می زنند؟ آیا صرفا خودداری از اظهار نظر تغییر نظر را می رساند؟
            این چه منطقی است؟
            اتفاقا حتی جایی که رهبری در همین چند سال پیش شعری را به صورت تواشیح عربی در مدح حضرت علی برایشان می خواندند ( ها علی بشر کیف بشر) اعتراض کردند و گفتند بهتر بود از شعر فارسی استفاده کنید.

      • می شود بگویید کجا امام خمینی گفته بی حجابی آزاد است؟این نظر خود امام خمینی در ۱۶ اسفند ۱۳۵۷ است:
        «زن‌ها هنوز در ادارات با وضع پیشین کار می‌کنند زن‌ها باید وضع خودشان را عوض کنند. البته کار در ادارات ممنوع نیست، اما باید زنان با حجاب اسلامی باشند.» امام خمینی گفت: «تشریفات مثل پرده و مبل‌ها از بین برود و زوائد غربی باید نابود شود. وزرا و هیأت دولت باد کمتر به ظواهر توجه داشته باشند.»

        آیت‌الله افزود: «به من گزارش داده‌اند که در وزارتخانه‌ها زن‌های لخت هستند و این خلاف شرع است. زن‌ها می‌توانند در کارهای اجتماعی شرکت کنند ولی با حجاب اسلامی.»

        نکند باورتان شده حرفهای نعیمه اشراقی سند است؟ خود آیت الله اشراقی فردای آن روز یعنی ۱۷ اسفند ۱۳۵۷ گفت:
        در پی سخنان آیت‌الله خمینی درباره حجاب زنان در فیضیه قم، آیت‌الله اشراقی، داماد آیت‌الله خمینی گفت: «خواست امام این است که حجاب اسلامی باید در مملکت رعایت بشود.»
        اشراقی توضیح داد: «حجاب اسلامی لازم نیست حتماً چادر باشد.»

        اما بله. این برداشت آقای طالقانی بود در مورد نظر امام. می دانید آیت الله طالقانی همیشه نگران حرکات انقلابی امام خمینی بود و حتی با اعلامیه ایشان در ۲۱ بهمن هم مخالف بود.

        این برداشت الله طالقانی بود در ۲۱ اسفند ۱۳۵۷:
        : «حجاب اسلامی یعنی حجاب وقار، حجاب شخصیت، ساخته من و فقیه و این‌ها هم نیست، نص صریح قرآن است. آیه حجاب برای شخصیت دادن به زنان است، شخصیت انسانی و ملی اش در کشور ما، اگر ما می‌خواهیم سرتا پا مقلد باشیم…‌ ما، اسلام، قرآن و مراجع دینی می‌خواهند زنان ما شخصیت‌شان حفظ بشود. اصل مساله این است که هیچ اجباری هم در کار نیست و مساله چادر هم نیست.»
        گر چه معلوم نیست منظور آقای طالقانی به اجباری نبودن چادر است یا اجباری نبودن اصل حجاب. اما به حرال روزنامه تیتر کردند حجاب اجباری نیست و در شرایط آن لازم بود که احترام آیت الله طالقانی را نگهدارند. البته می دانید عاقبت چه اتفاقاتی افتاد.

        http://1agazade.blogfa.com/post-117.aspx
        می بینید که نظر امام در کمتر از یک ماه از پیروزی انقلاب گذشته چه بود. بنابراین سعی نکنید بگویید نظر ایشان در این یکماه تاگهان اینقدر عوض شده است.

        ضمنا مارکسیستها هم آزاد بودند البته تا قبل از اینکه گروهکهای کمونیستی علیه انقلاب اعلان جنگ کنند یا ماجرای جاسوسی حزب توده اتفاق بیفتد. تا قبل از ترورها اصلا مارکیسیت صریحا در صدا و سیمای ایران حرفهایشان را می زدند و مسلمانها هم در مجلس جوابشان را می دادند. مشکل از آن زمانی شروع شد که فداییان خلق و پیکاریها و گروهک های دیگر با نام مارکسیسم به جنگ جمهوری اسلامی آمدند.

        • سلام. آقای خمینی قبل از پیروزی انقلاب و در پاریس گفته بودند حجاب اجباری نیست. من می گردم و سند آن را برایتان پیدا می کنم. البته آقای خیمنی در سال های ۴۰-۴۱ به شاه نامه نوشته بودند و با رای دادن زنان مخالفت کرده بودند. در سال ۵۷ در پاریس با حجاب اجباری مخالف یودند و بعد از انقلاب حجاب را اجباری کردند. البته در تهران تا سال ۵۹ هنوز بی حجاب وجود داشت و در ادارات و حتی صدا و سیما تا سال ۵۸ هنوز بی حجاب وجود داشت. من به چشمان خودم دیده بودم.
          برگردیم سر آزادی مارکسیست ها. طبق نظر آقای خیمنی مارکسیست ها آزادند به شرظی که توطئه نکنند. این معنایش این است که مارکسیست بودن و مارکسیست شدن در جمهوری اسلامی جرم نیست. حالا شما بگویید اگر شخصی در هنگام گزینش در جایی فقط بگوید من مارکسیست هستم ولی به جمهوری اسلامی و قانون اساسی التزام دارم و هیچ فعالیت سیاسی هم نمی کنم. به نظر شما چه بر سر این آدم می آید؟ شما را به خدا انصاف داشته باشید.
          در ضمن شما می دانید نظر احمدی نژاد و مشایی در مورد حجاب اجباری و فعالیت مارکسیست ها چیست؟

          • سند من از خود سال ۱۳۵۷ بود. اگر دقت کنید. اینکه به خاطر رعایت آقای طالقانی و هوادارانشان در برهه ای از ۵۷ تا ۵۹ نظر امام خمینی زمین ماند چیزی را عوض نمی کند.
            ما انصاف داریم. مارکسیست ها در روز اول که درود بر خمینی می گفتند از نظر ما محارب نبودند. اما الان و بعد از آنکه همه گروههای مارکسیستی بلااستثنا وارد جنگ با حکومت شدند مارکیست فقط یک معنی دارد: محارب.
            تکلیف محارب هم مشخص است. تقصیر خودشان است. همین الان جنبش های به اسم مارکسیست های ایران همه بدون استثنا برانداز هستند و جالب تر از همه آنکه همین مارکسیست ها به دامن لیبرالیسم و امپریالیسم پناه برده اند و دارند با کمک های غربیها با جمهوری اسلامی مبارزه می کنند!!
            . با دم مسیحایی احمدی نژاد امروز روند برعکس شده است. الان سوسیالیستهای آمریکای لاتین از ما مبلغ شیعه می خواهند…

            از خواب پاشیوید! آفتاب زد..! واقعا آفتاب زد…

          • آقا مسعود، شما واقعا آدم جالبی هستید. شما می فرمایید: “همین الان جنبش های به اسم مارکسیست های ایران همه بدون استثنا برانداز هستند”

            من نمی دانم چطور چنین با قاطعیت این حرف را می زنید. بالاخره جواب سوال مرا بدهید:
            اگر شخصی در هنگام گزینش در جایی فقط بگوید من مارکسیست هستم ولی به جمهوری اسلامی و قانون اساسی التزام دارم و هیچ فعالیت سیاسی هم نمی کنم. به نظر شما چه بر سر این آدم می آید؟
            کسی که هیچ فعالیت سیاسی ندارد، چگونه برانداز است؟ چون قبلا مارکسیست ها برانداز بودند؟

            با انصافی و یا بی انصافی شما را هم به دوستان خواننده می سپارم.

        • با سلام. من با جستجو در اینترنت نتوانستم نقل قولی از آقای خمینی در پاریس در مورد عدم حجاب اجباری پیدا کنم. در لینک زیر مطالبی در مورد حجاب در اسفند ۵۷ پیدا کردم:

          http://fa.azadnegar.com/elly/news/22173.html

          در قسمتی از این مقاله نقل قول زیر از آقای خمینی آمده است که نظر طالقانی را در مورد اجباری نبودن حجاب تایید کرده است:
          بنابر گزارش اطلاعات، امام خمینی در دیدار ساعت ۷ و ۳۰ دقیقه‌ی بعد از ظهر امروز با خبرنگاران خارجی، در پاسخ به یک خبرنگار زن فرانسوی که درباره‌ی مسئله‌ی حجاب و اعتراض زنان ایرانی پرسیده بود، پاسخ داد: «همان نظراتی که آقای آیت الله طالقانی فرمودند، مورد نظر من و صحیح است.»

          بدلیل نداشتن فیلتر شکن نتوانستم به بسیاری از سایت ها بروم ولی فکر می کنم نظر قبلی من در مورد نظر آقای خمینی در مورد اجباری نیودن حجاب در پاریس درست نیست. ممنون می شوم اگر کسی در این مورد اطلاعی دارد به اطلاع برساند.

          • اول نظرات آقای طالقانی مفصل است و تمام آنها مورد قبول است جز همان جمله.
            ثانیا : خودتان می دانید امام خمینی در آن برهه قصد در گیری با آقای طالقانی نداشت. می دانید که حتی ایشان سر از سیاهکل در آورد.
            در مورد مارکسیست ها هم یک جواب بیشتر ندارم: هر کس بگویید مارکسیست است ادعای وفاداری به جمهوری اسلامی و نظامی که قرار است توسط یک فقیه اداره شود دروغ محض گفته است.
            دقت کنید آزادی عقیده مارکسیستها یک چیز است و ادعای وفاداری به جمهوری اسلامی یک چیز دیگر.
            ما با عرض معذرت مارکسیست ندیده نیستیم.

          • همانطور که دوستمان در بالا توضیح دادند، در جمله آیت االله طالقانی معلوم نیست که اجباری نبودن به حجاب برمی گردد یا چادر، اما بعضی ها متعصبانه آن را به اجباری نبودن حجاب ربط می دهند! و حتی با وجود سخن صریح امام (ره) درباره رعایت حجاب، تائید سخنان آیت الله طالقانی را به اجباری نبودن حجاب تاویل می کنند!
            یعنی به جای آنکه پیش فرض غلط خود (درباره اجباری نبودن چادر، و نه اجباری نبودن حجاب) را تصحیح کنند، حاضرند که حتی امام (ره) را کسی ببنند که همزمان دو حرف متضاد زده است!!
            فرزند آیت الله طالقانی هم این نظر را تائید می کند که صحبت آیت الله، جور دیگری نمایش داده شده است و می گوید «تیتر “حجاب اجباری نیست” شیطنت بود»
            http://www.rajanews.com/detail.asp?id=101356
            حالا اگر باز هم بعضی ها می خواهند که دلشان را به این خوش کنند که مردم، حرف رهبر جامعه شان را درباره حجاب نشنیده اند و به خاطر چیز دیگری قیام کرده اند به خودشان مربوط می شود
            فرزند آیت اا

  10. با سلام وتبریک عید نوروز
    شما خیلی تلاش میکنید که یک جوری این کاندید مورد علاقه تون را با رهبری همسان وهمفکر نشان دهید، حالا چرا مشتاق ایشان هستین ،حتما برای خودتون دلیل دارین ،ولی تا اونجا ییکه میدانیم رهبری حتی با معاون اولی ایشان مخالف بودند حالا برای ریاست جمهوری اش؟؟؟؟؟
    شما دارین برایش تبلیغ میکنید؟
    واساسا اینکه رییس جمهوری هشت سال کار کرده و حالا یا خوب ویابد،هرکسی نظری دارد ولی حتما باز هم از همون طیف باید رئیس. جمهو ر داشته باشیم؟
    تغییر خیلی خوبه واینکه بازهم همون افکار و ازهمان طیف بیاد به نفع ملت نیست
    انشاالله از طیف دیگری رئیس جمهوری مومن به انقلاب وکاردان ودانا وپخته ودرستکار که برای این مردم کارکند ،نسل حالا نیاز به رئیس جمهوری دارد که کمتر حرف بزند وبیشتر عمل کند

    • اینکه رهبری مقام معاونت اولی را برای مهندس مشایی به صلاح رییس جمهور نمی دانستند، نشان دهندهء رد یا تایید صلاحیت های مهندس مشایی از سوی ایشان نیست، بلکه می تواند نشان دهندهء شرایط خاص سیاسی در آن دوره بوده باشد، که ممکن بود حضور آقای مشایی در مقطعی سبب فشار بیشتر به رییس جمهور شود ( کما اینکه چنین شد و البته مغرضان با انتشار نامهء محرمانهء رهبری به رییس جمهور، به حساسیت های حضور آقای مشایی دامن زدند )

      • بسم الله الرحمن الرحیم
        سلام.
        برای بار هزارم (که البته ۹۹۹ بارش در وبلاگ ندای درون سانسور شد )
        سخنان امام خامنه ای در جمع قاریان قرآن پس از اعتراض شریعتمداری به انتصاب مشایی به رییس دفتری احمدی نژاد – پس از عزل از معاونت اولی با حکم رهبری- :
        این موضوع نباید موجب دامن زدن به اختلاف شود ضمن آنکه نباید به کسی بیهوده تهمت زد و او را به خاطر یک امر از همه آن چیزهایی که صلاحیت محسوب می شود نفی کرد.

        رهبری در این سخن به طور خیلی روشن و واضح فرموده اند از همه آنچیز هایی که صلاحیت محسوب می شود نفی کرد.
        یعنی پس از عزل از معاونت اولی شریعتمداری اعتراض کرد که چرا او را رییس دفتر کرده که رهبری جواب داده که مفهومش اینست دلیل نمی شود او را از همه چی ساقط کنید .خوب صلاحیتها رو – به معنی لیاقتها و شایستگی ها نه به معنی اشتراک لفظی صالح بودن که مسعود می گفت – اگه درجه بندی کنیم ممکنه کسی حد بالای صلاحیت رو نداشته باشه اما حد پایینتر در او وجود داشته باشه بله اگر کسی حد بالاتر رو داشته باشه یقینا حد پایینتر رو داره به قول مولوی چون که صد آید نود هم پیش ماست اما عکسش صادق نیست یعنی ممکنه کسی نود باشه اما صلاحیت ۱۰۰ رو نداشته باشه بنابراین معاونت اولی از همه صلاحیتهایی که مشایی می تونست داشته باشه استثنا و نفی شده و کسی که صلاحیت نداشته باشه انتصابش هم به مصلحت نیست که در نامه رهبری آمده پس با توجه به محکمات سخن رهبری و قرینه سخن ایشان خطاب به شریعتمداری دلیل به مصلحت نبودن انتصاب ایشان عدم وجود صلاحیت برای این پست در مشایی است نه شرایط خاص و فشارها و غیره
        خلاصه اینکه برای قضاوت باید جمله رهبری در نامه عزل رو با این جمله خطاب به شریعتمداری کنار هم بگذارید تا بتونید درست قضاوت کنید و متشابهات رو به محکمات ارجاع بدید تا تفسیر غلط نکنید
        ضمن این که اگر معاونت اولی برای مشایی جزء صلاحیتها بود پس چرا رهبری نفی کردند؟جواب در همین جمله رهبری هست و اون کلمه بخاطر یک امر هست که موجب سلب این صلاحیت شده یعنی این یک امر موجب شده که یکی از چیزهایی که می توانست جزء همه صلاحیتها باشد اما توسط خود رهبری این یک صلاحیت از میانه همه صلاحیتها نفی شده است.
        بنابراین قضیه بسیار واضح و روشنه که منظور رهبری چه بوده در هر دو سخن اما کسانی که می گویند رهبری بخاطر فشارها این نامه رو نوشتند باید بگویند در همین قضیه آیا قرینه ای دارند از سخنان خود رهبری؟آیا رهبری حرف مگو و خصوصی با کسی داشته اند و این دلیل یعنی فشارها رو مطرح کرده اند؟
        ضمنا رهبری در ابتدای این جمله فرمودند که این موضوع یعنی عزل مشایی نباید موجب دامن زدن به اختلاف شود خوب این یعنی اینکه عده ای مثل شریعتمداری دنبال دامن زدن به این موضوع هستند تا اختلاف ایجاد کنند یعنی این موضوع ظرفیت دارد که بهانه ای شود برای اختلاف افکنی پس چرا رهبری این حکم را صادر کرد با وجود اینکه می دانست ممکن است وضع بدتر شود و حمله به احمدی نژاد بیشتر شود نه کمتر!!! بنابراین فرضیه اینکه رهبری تحت فشار حکم عزل رو صادر کرد غلط و بی منطق است و نوعی سفسطه و لفاظی است.
        البته همین دو جمله رهبری خیلی حرفها دارد که به مرور توضیح می دهم ضمن اینکه اگر قضیه دیدار مصباح با رهبری رو هم بگم و حرفی رو که مصباح چند روز قبل از عزل مشایی به شاگردانش را بگویم خیلی از مسائل روشن می شود

        یک نکته: صلاحیت نداشتن یک فرد به معنی صالح نبودن اون فرد نیست مثلا وقتی به کسی میگن شما صلاحیت رانندگی نداری به این معنی نیست که اون شخص آدم بدی هست و صالح نیست نه بلکه به معنی این هست که اون فرد توانایی و لیاقت و شایستگی و مهارت کافی برای نشستن پشت فرمان رو نداره

        باتشکر از حامد فتاحی عزیز

        زنده باد ولایت فقیه
        زنده باد ولایت فقیه
        و بازهم زنده باد ولایت فیه
        اللهم احفظ سیدنا و قائدنا الامام خامنه ای مد ظله العالی
        اللهم عجل لولیک الفرج @};-@};-@};-

          • زنده باد امام زمان عج
            زنده باد امام زمان عج
            زنده باد امام زمان عج!

            محمد جان اسم اقا امام زمان رو اوردیم خدایی نکرده جایگاه ولایت که سست نشد طبق گفته دوستانتان اقای علم الهدی و خاتمی؟!

        • …. بیهوده تهمت زد و او را به خاطر یک امر از همه آن چیزهایی که صلاحیت محسوب می شود نفی کرد.
          یک امر===سرخوردگی دوستان
          تو این جمله واضح است که مشایی در رده های پایین تر از معاون اولی صلاحیت داره و برای پست معاون اولی اصلا دلالتی نداره که صلاحیت نداره بلکه این پست باعث سرخوردگی دوستان می شود.
          در ضمن اگر فایل صوتی که مشایی در جامعه وعاظ تعریف می کند این قضیه رو مشخص می شود که رئیس جمهور بعد از رسیدن نامه به دستش در جلسه ای که با رهبری داشته است رهبری رو متقاعد می کند که مشایی معاون اول بمونه ولی دوستان که احساس سرخوردگی می کنند با این پست نامه خصوصی رو تو روزنامه می زنند با تیتر بزرگ تر از امام آمد!

      • سلام
        به گوش قرمز
        دارای آکیوی مافوق دویست یقینا میدانی جهت یادآوریست که بعضی مواقع حتا اگر علی ابن ابی طالب هم باشی بعلت پاره ای از دسیسه ها مجبور بکاری که نیتت نیست میگردی . به دلایل عزل توجه کنید بسیار آموزندست
        ۳۴
        وَ مِنْ کِتاب لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ
        از نامه هاى آن حضرت است
        اِلى مُحَمَّدِ بْنِ أبى بَکْر لَمّا بَلَغَهُ تَوَجُّدُهُ مِنْ عَزْلِهِ بِالاَْشْتَرِ عَنْ مِصْرَ، ثُمَّ تُوُفِّىَ الاَْشْتَرُ
        به محمد بن ابوبکر که به علّت عزلش از حکومت مصر، و قرار گرفتن مالک اشتر به جاى او دلتنگ شده بود،
        فى تَوَجُّهِهِ اِلى مِصْرَ قَبْلَ وُصُولِهِ اِلَیْها
        و مـالک پیش از رسـیدن به مصـر از دنیا رفـت
        اَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ بَلَغَنى مَوْجِدَتُکَ مِنْ تَسْریحِ الاَْشْتَرِ اِلى عَمَلِکَ،
        اما بعد، خبر دل تنگیت از اینکه اَشتر را به منطقه حکمرانیت فرستادم به من رسید،
        وَ اِنِّى لَمْ اَفْعَلْ ذلِکَ اسْتِبْطاءً لَکَ فِى الْجُهْدِ، وَ لاَ ازْدِیاداً
        این کار من نه به خاطر این بود که تو را کاهل و سست مى دانستم، و نه به علت اینکه مى خواستم کوشش زیادترى
        فِى الْجِدِّ. وَ لَوْ نَزَعْتُ ما تَحْتَ یَدِکَ مِنْ سُلْطانِکَ لَوَلَّیْتُکَ ما هُوَ
        از خود نشان دهى. اگر از حکومت مصر آنچه در اختیار توست از تو گرفتم تو را حاکم منطقه اى
        اَیْسَرُ عَلَیْکَ مَؤُونَهً، وَ اَعْجَبُ اِلَیْکَ وِلایَهً
        قرار مى دهم که زحمتش برایت آسانتر، و حکومتش براى تو خوشایندتر باشد
        اِنَّ الرَّجُلَ الَّذى کُنْتُ وَلَّیْتُهُ اَمْرَ مِصْرَ کانَ رَجُلاً لَنا ناصِحاً،
        مردى که او را به امارت مصر گماشتم براى ما مردى خیرخواه،
        وَ عَلى عَدُوِّنا شَدیداً ناقِماً. فَرَحِمَهُ اللّهُ فَلَقَدِ اسْتَکْمَلَ اَیّامَهُ، وَ لاقى
        و نسبت به دشمنانمان سختگیر بود. خداوند رحمتش کند، که عمرش را به سر برد، و مرگش را
        حِمامَهُ، وَ نَحْنُ عَنْهُ راضُونَ، اَوْلاهُ اللّهُ رِضْوانَهُ، وَ ضاعَفَ الثَّوابَ
        دیدار کرد، در حالى که از او خشنودیم، خداوند رضوانش را به او عنایت نماید، و ثوابش را دوچندان
        لَهُ. فَاَصْحِرْ لِعَدُوِّکَ، وَ امْضِ عَلى بَصیرَتِکَ، وَ شَمِّرْ لِحَرْبِ مَنْ
        کند. براى جنگ با دشمنت بیرون رو، و بر اساس بصیرتت حرکت کن، با کسى که با تو مى جنگد
        حارَبَکَ، وَادْعُ اِلى سَبیلِ رَبِّکَ، وَ اَکْثِرِ الاِْسْتِعانَهَ بِاللّهِ یَکْفِکَ ما
        بجنگ، و او را به راه پروردگارت بخوان، بسیار از خداوند یارى طلب که تو را از امور مهم
        اَهَمَّکَ، وَ یُعِنْکَ عَلى ما نَزَلَ بِکَ، اِنْ شاءَ اللّهُ.
        کفایت کند، و در حوادث یاریت دهد، اگر خدا بخواهد.
        ۳۵
        وَ مِنْ کِتاب لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ
        از نامه هاى آن حضرت است
        اِلى عَبْدِاللّهِ بْنِ الْعَبّاسِ، بَعْدَ مَقْتَلِ مُحَمَّدِ بْنِ اَبى بَکْر بِمِصْرَ
        به عبداللّه بن عبـاس پس از شهادت محمّـد بن ابوبکر در مصـر
        اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّ مِصْرَ قَدِ افْتُتِحَتْ، وَ مُحَمَّدُ بْنُ اَبى بَکْر رَحِمَهُ اللّهُ
        اما بعد، مصر به دست دشمن افتاد، محمّد بن ابوبکر که خدایش رحمت کند
        قَدِ اسْتُشْهِدَ. فَعِنْدَ اللّهِ نَحْتَسِبُهُ وَلَداً ناصِحاً، و عامِلاً کادِحاً،
        شهید شد، اجر این مصیبت را از خدا مى خواهم که او برایم فرزندى خیرخواه، کارگزارى سختکوش،
        وَ سَیْفاً قاطِعاً، وَ رُکْناً دافِعاً. وَ قَدْ کُنْتُ حَثَثْتُ النّاسَ عَلى لَحاقِهِ،
        شمشیرى برنده، و رکنى مدافع بود. من مردم را به پیوستن به او برانگیختم،
        وَ اَمَرْتُهُمْ بِغِیاثِهِ قَبْلَ الْوَقْعَهِ، وَ دَعَوْتُهُمْ سِرّاً وَ جَهْراً وَ عَوْداً
        و آنان را قبل از وقوع حادثه به یاریش دستور دادم، و از آنان در آشکار و نهان و به طور مکرّر براى حرکت
        وَ بَدْءاً، فَمِنْهُمُ الاْتى کارِهاً، وَ مِنْهُمُ الْمُعْتَلُّ کاذِباً، وَ مِنْهُمُ الْقاعِدُ
        به جانب او دعوت نمودم، گروهى با بى میلى آمدند، و برخى بهانه دروغ تراشیدند، و عدّه اى دست از یاریش
        خاذِلاً. اَسْاَلُ اللّهَ اَنْ یَجْعَلَ لى مِنْهُمْ فَرَجاً عاجِلاً. فَوَ اللّهِ لَوْلا
        برداشته اعتنایى نکردند. از خدا مى خواهم به زودى مرا از این مردم برهاند. به خدا قسم اگر به وقت
        طَمَعى عِنْدَ لِقائى عَدُوّى فِى الشَّهادَهِ، وَ تَوْطینى نَفْسى عَلَى
        جنگ با دشمن علاقه ام به شهادت نبود، و خود را براى مرگ آماده
        الْمَنِیَّهِ، لاََحْبَبْتُ اَنْ لااَبْقى مَعَ هؤُلاءِ یَوْماً واحِداً، وَ لا اَلْتَقِىَ بِهِمْ
        نکرده بودم، دوست داشتم که حتى یک روز هم با این مردم نباشم، و با آنان روبرو
        اَبَـداً.
        نگـردم
        ————————————
        بعد از شکست جناح زر و زور و تزویرو کاهنان معبد در سال ۸۸ ، تمامی همت و زور ظالمین به ملت بر ، ابتر گذاشتن دولت عدالت محور قرار گرفت . با توجه به شناخت ۳۰ ساله از ابعاد شخصیتی تیم همراه خادم ملت ، تمامی حملات بر علیه ایشان آغاز گشت . از سخنان مدیریت پیامبران که قبلا اما م مطرح کننده آن بوده ،هیت های روحانیون بظاهر عدالتخواه جلسه تشکیل دادندو سایت هاشمی بحث انحراف را ، ساز نمود . مداح های ساعتی هم آتشبیار معرکه گشته ،جوی شد که در خدمت رسانی دولت به ملت ، مشکل بوجود می امد . هنوز هم معاندان پیشانی پینه بسته متحجر که آینده ای همانند خوارج ، خواهند داشت را مشاهده میکنیم که تفسیر کاملا ، احمقانهای از نامه آقا ( بسمه تعالی
        جناب آقای دکتر احمدی نژاد، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
        با سلام و تحیت انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شما است.
        لازم است انتصاب مزبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد.
        سیدعلی خامنه‌ای ) را که با تبلیغات شیاطین پذیرفته اند ، با افتخار عنوان میکنند
        هدایت بدست خداست تا چه کسی لایق هدایت باشد .

    • سلام و عرض تبریک سال نو به آقا حامد
      مدت ها بود که نظر نگذاشته بودم اما پیگیر مطالب ارزشمندتان هستم.

      حرف گوش قرمز کاملا صحیح است. خود حضرت آیت الله خامنه ای در زمانی (بنابر نظر ولی فقیه وقت) صلاح نبوده که نخست وزیرشان را انتخاب کنند، آیا باید صلاحیت ایشان در بقیه حق انتخابهایشان را نفی کرد؟!!
      بنابر منطق امثال شما باید گفت که کسی که نخست وزیر مناسب آن زمان را تشخیص نداده است، چطور صلاحیت تشخیص سیاست های کلان نظام و انتخاب افراد برجسته نظام را دارد؟!
      + جالب اینجاست که درباره معاون اولی نظر صریح رهبری وجود دارد، اما کسانی که ادعا می کنند حتی یک لحظه نباید درباره نظر رهربی تردید کرد، اصلا حرف ایشان را قبول ندارند!! (و اصلا هم ضدولایت فقیه و منحرف و بزرگترین خطر اسلام نیستند!!!)
      چند روز بعد از قضیه معاون اولی، آقا فرمودند:
      http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7501
      «من مى‌بینم تو همین قضایاى سه چهار روز اخیر …. به کسى نباید بیهوده تهمت زد؛ کسى را نباید به خاطر یک امر، “از همه‌ى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بکند”. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد. »
      مخصوصا دوست دارم به حرف آقا درباره این نکته کلیدی که “از همه‌ى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بکند” توجه کنی، شاید توانستید مانند دولت و حامیان ولایی به دستورات ولی فقیه عمل کنید.

      • سلام برادر رضا
        اخوی بحث به صلاح نبودن انتخاب نخست وزیر چه ربطی به نفی صلاحیت حق انتخاب های رییس جمهور دارد؟
        اینجا که بحث صلاحیت احمدی نژاد مطرح نیست که با صلاحیت مقام معظم رهبری دارید قیاس می کنید
        اینجا بحث اینه که به دلیل عدم صلاحیت مشایی در این پست انتصابش هم از طرف رییس جمهور به مصلحت نیست ولی این معنی نمی دهد که رییس جمهور در حق انتخاب صلاحیت ندارد چه کسی این حرف رو زده؟
        بله در انتخاب کسی ممکن است مصلحت را بفهمد مثل رهبری ولی کسی مصلحت را نفهمد یا بفهمد ولی نخواهد عمل کند مثل احمدی نژاد
        بنابراین شما اصلا جوابی ندادید به بحث اصلی بلکه حاشیه روی کردید و خلط مبحث

        • شوما خودت حرفهایی که میزنی رو خدایی قبول داری آقای۲۳۶؟؟؟؟؟؟میشه لطفا یه ذره کوتاه تر صوبت کنی تا ما هم حوصله مون بکشه و مستفیض بشیم از عقاید جالب! شوما؟؟؟؟؟؟

  11. وقتی این مطلب رو خوندم داشتم فکر می کردم امکان داره بعضی ها بگن ملاک حال فعلی افراد است و همین طور هم شد :D
    خوشبختانه از کامنت ها مشخصه که اصولا طرفداران احمدی نژاد کسانی که نظر مخالفی با رهبری دارند رو ضد ولایت و از این جور حرفها نمی دونن.
    بر خلاف بعضی ها :wink:

  12. ” آن زبانی که امروز می تواند مفاهیم اسلام انقلابی را به دنیا منتقل کند زبان فارسی است. ”
    اگر تیتر نمیزدید من فکر میکردم آقای مشایی این حرفها را زده !
    رهبری در تاریخ ۹۰٫۶٫۶ فرمودند:
    ایشان نکاتی هم درباره علاقه به ایران مطرح کردند.
    رهبر انقلاب اسلامی در این زمینه خاطر نشان کردند: اگر قرار است مسئله علاقه به ایران مطرح شود، یکی از مهمترین راه‌ها، “تحکیم و گسترش زبان و ادبیات فارسی است”.
    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: در مورد علاقه به ایران، بجای تأکید بر ایران قبل از اسلام، بر ایران بعد از اسلام تأکید شود زیرا افتخارات ایران بعد از اسلام در هیچ دوره‌ای از تاریخ ایران وجود نداشته است. ایشان تأکید کردند: رشد پیشرفت‌های علمی، هنری، فرهنگی و حتی نظامی در ایران بعد از اسلام بویژه در دوران دیلمی، سلجوقیان و صفویه بهیچ وجه قابل مقایسه با ایران قبل از اسلام نیست.
    رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اگر می خواهید از ایران و ایرانی‌گری حمایت کنید، ایران بعد از اسلام، مستندتر و آشکارتر است.

  13. با سلام

    جناب آقای مختار

    بیانگری زبان عربی واقعاُ گسترده است (که کوشش ایرانیان در شناحت و کاربرد آن غیر قابل انکار است.) و این گستردگی مدیون تمدن عظیم بین النهرین قدیم است که زادگاه خط–چه میخی و چه الفبائی است. بنظر حقیر من, ویژگی زبان عربی در این نهفته است که در مراحل عبور از ملموس به انتزاعی, نقش تفکر فلسفی و روانشناسانه در آن شاید بیشتر از هر زبان دیگر است و این باز, بر میگردد به آن تمدن درخشان بین النهرین, از آکاد تا آشور و فلسطین. حوزه معنائی بعضی واژه ها, مثلاُ “حسرت” نشانگر این خصوصیت است. و اما گفتید “اینکه ما هنوز یه ترجمه از قران نداریم که بتونه حداقل ۲۰ درصد مفاهیم اون رو منتقل کنه، نتیجه ضعف مفرط زبان فارسی ( و همه ی زبان های دیگه ی دنیا) در مقابل عربی مبین است” با عرض معذرت, گفته شما غیر علمی و نشان از کم آگاهی در زمینه کارکرد زبان, رابطه فرهنگ و زبان و بطور کلی, یافته های زبانشناسی است. بعلاوه, کشف کارکرد پنداریکه در زبان بازتاب می یابد گاهی بسیار مشکل و حتی غیر ممکن مینماید. سعی کنید این بیت مولوی را تحلیل کنید, ترجمه اش پیشکش: “من ز تن خالی شدم, او از خیال // می خرامم در نهایات الوصال” و یا بسیاری از پاد انگارها (پارادکس) در اشعار او (میدانید که پاد انگار قلب عرفان است.) تازه این حاصل کارکرد ذهن یک انسان است تا چه برسد تفسیر کلام خدا که عین اراده اوست و بر عکس انسان, بین خلق-چه کلام و عیر کلام –و اراده او مطلقاُ فاصله ای وجود ندارد. به این ترتیب مشکل ترجمه کلام خدا که جای خود دارد. ضمناُ, فردوسی و حافظ هر دو ایرانی هستند و هر دو بزبان پارسی شعر گفته اند. فردوسی, که خود را خاک پای علی میشمارد, در شاهکارش تنها چند واژه عربی بکار برده, و حافظ فراوان. ولی آیا در شاهنامه صعف دیده میشود تا چه رسد “ضعف مفرط “؟ به این بیت از شاهنامه نگاه کنید: “مرا مرگ بهتر از آن زندگی // که سالار باشم کنم بندگی” که تصویر همه بندگان سالار[نما]ی فراوان و آزادگان کم شمار تاریخ است.

  14. با سلام

    خورشید عالمتاب فرمودند “سوالی که در زهن من متبادر شد این است که اگر زبان عربی ظرفیت هاو ظرافت های زبان فارسی را نداشته باشد چرا قرآن به زبان عربی نازل شده است؟”

    آیا کلام خداوند به حضرت رسول (ص) عرب زبان باید به زبان فارسی نازل میشد؟

    “به نظر من اشعار حافظ که به زبان عربی سروده شده اند به هیچ وجه همتا ندارند
    مثل:
    ۱- الا یا ایها الساقی ….”

    اولاُ بطوریکه میدانیم این مصرع از بیت “انا المهموم ما عندی بتریاقِ و لا راقِ // ادر کاساُ و ناولها الا یا ایها الساقی” یزید بر گرفته است. آنچه این بیت حافظ را بلیغ, پر مغز و بی همتا میکند مصرع دوم “که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها” است. اصولاُ واژه های عربی در شعر پارسی زمانی به دل می نشینند که از صافی فرهنگی پندار شاعر پارسی زبان گذشته باشند. در غیر شعر هم همین است. وقتی میگوئیم “یا علی” و “یا حسین” … خلاصه فرهنگ ایرانی/شیعی ما در آن بازتاب می یابد.

  15. برخی از دوستان استدلال عجیب و غریبی در مطالبشان ارائه دادند که به نظر جالب میاد مبنی براینکه نظر رهبری مربوط میشه به سال ۶۷ واحیانا نظر رهبر الان عوض شده است. من پیشنهاد میکنم اینطور دفاع ناقص نکنن که بیشتر شخص رهبری زیر سوال میرود. البته این موضوع نیت خوانی از مواضع رهبری در این طیف از گروه خیلی رایج شده است. درصورتیکه مواضع رهبری اصلا چیز دیگری شاید باشه. خدا رحمت کند امام راحل را یادم میاد همین موضوع درآن سالها اتفاق میافتاد امام جلویش را گرفتند و صریحا اعلام کردند … و اما این موضوع مورد بحث اگر دوستان معتقدند رهبری خودشان که درسالها پیش اعلام داشتند والان برگشتند درصورتیکه خلافش ثابت شده است. در فتنه ۸۸ رهبری اشاره داشتند در خطبه نماز جمعه که مواضعش با دکتر احمدش نژاد نزدیکتر است که همرا ه با تکبیر نمازگراران تایید شد. توصیه میکنم دفاع ناقص نکنند از رهبری.

    • البته واقعیتی هست و آن اینکه در آن زمان ایشان رهبر نبوده اند. برای رهبری لازم است که فاقد هر صحبت یا نظر حاشیه ای باشد که بخواهد حوزویان و یا ارکان کشور را مخالف خود قرار دهد. اگر چنین تقابلی اتفاق بیفتد کار نظام تمام است. خود امام خمینی در تمام مدت غائله شریعتمداری حتی یکبار هم اسم او را نیاورد چرا که تمام تلاشش به حداقل رساندن این تنش بود که به هر حال گران هم تمام شد.
      نیازی به گفتن نیست که سخن رهبری در سال ۶۷ از نظر جمهور اهل علم مردود محسوب می شود. باید کسانی مدعی هستند ایشان نظرش را تغییر داده بگویند روی چه حسابی این حرف را می زنند؟ آیا صرفا خودداری از اظهار نظر تغییر نظر را می رساند؟

  16. /
    با سلام بر شما دوستان و آرزوی سالی خوش

    با دو مطلب مهم :

    ۱- کسی به غیر از مشایی را نیافته اند که عزمی بزرگ برای ادامه موج گسترش عدالت طلبی احمدی نژاد داشته باشد

    ۲- اختیارات ولایت را افزایش دهید نه اینکه کاهش بدهید

    به روز می باشم / دوستان مطالب مهم می باشد حتما” مطالعه بفرمایید.

    http://noore14d2.blogsky.com

    ,

  17. این یارو ظاهراٌ ا با پخش این سخنرانی چه نیتی داشته هر ادم فهمیمی می داند هدفش هم راستا قرار دادن افکار اومانیستی و مکتب ایرانی مشایی به رهبری است ولی کور خوانده و به و زودی پرده های نفاق خواهد افتاد….
    والعاقبه للمتقین @};-

  18. با سلام

    با عرض پوزش از آقای فتاحی, این نظر خارج از موضوع است.

    کاربری در وبلاگ قارچ اقتصادی نوشته:

    “من و شمای احمدی نزادی هم خوب میدونیم که با هجمه های وسیعی که علیه دکتر به راه افتاد دکتر قسمت عظیمی از پایگاه اجتماعیش رو از دست داده.”

    تا حدی درست است. خیلیها میگویند “مردم می فهمند و خق را از باطل تشخیص میدهند.” اما بسیاری از مردم بیشتر از آنکه به عقل و قلبشان مراجعه کنند, روایت چشم و گوششان را باور میکنند. بلی, اگر حق و حقایق آنطور که هست بگوش و چشم مردم میرسید, اگر یکی از ائمه جماعات سوال میکرد این پنت هاوس ها به چه کسانی متعلق اند (حالا بیا و پنت هاوس را به اکثریت مردم که تصوری از آن ندارند شرح بده) و اگر بعضی نهادها, در رسانه های مربوطه به جلوگیری از ورود احمدی نژادیها (که رفسنجانی “انجراف و منجرفین” را به واژگان مقدس آنها اضافه کرد) افتخار نمیکردند و بجای عزل رئیس گمرک, جلو کشتیهای حامل کالاهای آن چنانی را بقدرت ناوگان نظامی میگرفتند… رئیس جمهور پایگاه اجتماعیش را از دست نمیداد.

    اما اسطوره احمدی نژاد از بین رفتنی نیست. مورالس با الکو گرفتن از احودی نژاد, با لباس ساده پائینترین طبقه مردمش و کفش صندل در مراسم تجلیف حاضر شد و اعلام کرد که حقوق ریاست جمهوری اش را به مردم می بخشد. پاپ جدید, در میان حیرت و جیغ و داد اسقفهای دنیاپرست سنت گرا, پشت پا به زرق و برق واتیکان زد و اجازه نداد طبق روال شاهانه واتیکان, اجازه نداد او را در ردای قرمز با حاشیه های طلائی و روی تخت شاهی پیش فرماندهان کلیسای کاتولیک–که برای ادای سوگند وفاداری جمع شده بودند– بیاورند. و بعلت تاُکید بر ارتباط با “خواهران و برادران مسلمان” و ایضاُ اصرار بر تحقیق در مورد فساد مالی و حنسی در واتیکان و کلیساهای تابعه اش, مورد شدید ترین حمله های اسقفهای کلیسای کاتو لیک و حامیان آنها قرار گرفت. ضمناُ, روز عید پاک, اوباما هم به مدرسه ای رفت و مثل احمدی نژاد, بچه غمگینی را بغل کرد. و البته این عکس او, صفحات تلویزیون و نشریه های آمریکائی را پرکرد (درست مثل صدا و سیمای خودمان و نشریه های ارزشی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! در دیدار از بچه های بی سرپرست و مدد جویان و ….)

    ممکن است آقایان موقتاُ بتوانند ورود کسی نزدیک به راه و افکار احمدی نژاد را به ریاست جمهوری هم بگیرند ولی دنیا بطرف عدالت طلبی جرکت میکند. حتی تظاهر به مهر و عدالت طلبی هم دلیل درست بودن راه اجمدی نژاد است. راهش ادامه خواهد یافت چون عدالت وعده خدا و فطرت انسان است.

      • سرکار خانم
        با عرض سلام

        واقعا ربط دادن همه ی اتفاقات عالم به احمدی نژاد یه چیزی از توهم هم اونورتره! این مسائلی که فرمودین قبل از ظهور!!!! احمدی نژاد وجود نداشت؟ هنگامی که حادثه ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد، جرج بوش کجا بود؟ توی یه مدرسه ابتدایی داشت با بچه ها گپ می زد. در امریکا که اینجور ژست های تبلیغاتی سالهاست رایجه. تصاویر معروف بوش در حال کار در مزرعه اش رو قیاس کنید با احمدی نژاد در حال کندن علف های هرز باغچه اش در فیلم دوم تبلیغاتی ۸۸٫ توجه کنید که بوش مقدم بر احمدی نژاده. آیا می شود گفت احمدی نژاد از بوش تقلید کرده؟؟؟؟
        نه، نمیشه. و به همین دلیل حرف شما غیر علمیه.

  19. سلام
    یه مدتی بود کمتر می‌نوشتم
    اما خدا را شکر توفیق یافته‌ام دوباره در حمایت از بهار بنویسم
    در یک وبلاگ تازه با نام «سبز بهاری» هم‌سنگر شمایم
    در ضمن با یه مطلب جدید به نام «گریزی از بهار نیست» به روزم! بخوانید و نظر دهید.
    در ضمن برای تبادل لینک نظرت چیه؟ من که موافقم. اگه تو هم موافقی خبرم کن.
    زنده باد بهار، زنده باد بهار، زنده باد بهار!
    Sabzebahari.blogfa.com

  20. با سلام

    جناب آقای مختار:

    در خواست صلح و پایان کشت و کشتار در سوریه, فلسطین, افریقا… و فریاد علیه آزمندی قدرتمندان و محکوم کردن حرص مال و “کسب آسان”, محافظت از محیط زیست و “نگهبانی از آفرینش” خدا p://www.usatoday.com/story/news/world/2013/03/31/easter-vatican-pope/2039617/
    http://www.cnn.com/2013/03/28/world/europe/vatican-pope

    و جیغ و داد حکام ظلم و اشرافیت شما را به یاد عدالت طلب امروزی در حیطه سیاست و اجتماع و در عین حال, هجمه ها و توهینهای بعضی آقایان و نوچه های آنها به احمدی نژاد پاک, پاکدست, ساده زیست و مبارز نستوه علیه اشرافیت و دنیا پرستی نمی اندازد؟
    البته بعضی از محققین و گروه ها چنین حرفتهای زده اند. ولی نه گوش “اربابان بیمروت دنیا” به آن حرفها بدهکار بود و نه پاپی و شاهی و رئیس جمهوری ای خود فریاد عدالت طلبی سر داده بود.

    در عجبم که پند خمینی کبیر مبنی بر صدور انقلابمان حدود سی سال در زمین مانده بود. اما از وقتی, بفرموده رهبری, احمدی نژاد انقلاب خارج شده ار خط را روی ریل انداحت, بهار عربی, جنبش وال استریت (در مقابل جنبش اعتراضی پانکها و هیپی ها), تحرک آمریکای لاتین و اکنون نهیب پاپ جدید بر علیه دنیاپرستی, جنگ و کشت و کشتار و دادخواهی برای فقیران و محرومان از مواهب الهی را شاهدیم. درست است که بنا بر وعده الهی و فطرت بشر, حق و عدالت بالاخره پیروز خواهد شد. شکی در آن نیست. ولی مطمئن باشید کوششهای مردی که در راه آمدن بهار حقیقی بشریت جان بر کف گذاشته, از یاد تاریخ نخواهد رفت.
    ______________

    به احتمال بسیار زیاد, تشابه خاستگاه طبقاتی احمدی نژاد و پاپ فرانسیس باید در دیدگاه های آنها دخیل بوده باشد (احمدی نژاد آهنگرزاده و پدر پاپ فرانسیس کارمند یا کارگر راه آهن.) چون برای زورمندان و اشراف خونخوار, دست کشیدن از فدرت و ثروت همانقدر سخت است که توبه گرگ. فقط در افسانه ها خوانده ایم که مثلاُ بودا و ابراهیم ادهم از مقام و جلال پادشاهی دست کشیدند, آنهم نه برای عدالت, نه برای حمایت از مظلومان و مبارزه با ستمگران و نه بقول سعدی, جهد برای گرفتن غریق از آب؛ بلکه برای کشیدن گلیم حویش از موج.

    ضمناُ خواندن این مقاله هم مفید است “میت رامنی در انتخابات ریاست حمهوری به علت اینکه گغت ×× من به فقرا اهمیت نمیدهم ×× بازنده شد.”
    http://articles.washingtonpost.com/2013-03-25/opinions/37995838_1_pope-francis-cardinal-jorge-mario-bergoglio-republicans

  21. با سلامی دوباره
    من عکسهای کار کردن جورج بوش در مزرعه اش را–که کشاورزان و دامداران پر شماری در آن کار میکنند–ندیده ام. شاید زمانیکه سعی میکرد دائم الخمری را کنار بگذارد, خود را به این کار مشغول میکرده (ممکن است چند تا از آن عکسها را اینجا بگذارید؟) اما لطفاُ مزرعه در اندر دشت (۴,۰۴۷ متر مربع) در تگزاس و املاک فراوان و چاههای نفت جورج بوش را با خانه محقر احمدی نژاد در نارمک و کندن علفهای هرز باغچه چند وجبی اش مقایسه نکنید (حتماُ میدانید که بر خلاف بعضی از ساکنین کاخهای مجلل تهران, احمدی نژاد از مایملک دنیا فقط همین خانه محقرش را دارد.) من سعی میکنم هرگز از دایره ادب خارج نشوم. اما در مثل مناقشه نیست: “از قیاسش خنده آمد خلق را.”

    همه از کارهای تبلیغاتی غرب با خبرند. مثلاُ جورج بوش در آستانه حمله به افغانستان و بعداُ عراق, به مدرسه ای سر زد و میلیونرها و صهیونیستها در مبارزات انتخاباتی او مبالغ نجومی خرج کردند. در ایران خودمان هم یک بار عکس سردار خلبان (یا بقول کاربر شوخی, سردار ملوان) را دیدیم که اشکهایش را در جمعی پاک میکرد!

    • سلام علیکم

      “روز عید پاک, اوباما هم به مدرسه ای رفت و مثل احمدی نژاد, بچه غمگینی را بغل کرد.”

      همه ی حرف من این است که در این جمله و امثال آن، “مثل احمدی نژاد” اضافی، غیر علمی و لااقل مصادره به مطلوب است.
      قیاس خنده آور من هم (که حقا چنین بود)، از جنس قیاسات جنابتان بود که به عنوان مثال بیان شد.

      اینکه احمدی نژاد در ادبیات حاکم بر جهان تاثیر داشته، به نظر من، ادعای درستی است. اما میزان این تاثیر بسیار کمتر از مدعای حضرتعالی است. ضمنا ملاک هم این نیست. “ما مامور به وظیفه ایم، نه نتیجه”

  22. کار، کار، کار؛ این ادبیات رییس جمهور است
    به گزارش روابط عمومی استانداری، سید علی اکبر طاهایی، استاندار مازندران در جلسه ستاد تسهیلات سفر استان گفت: رییس جمهور در آخرین سمینار استانداران با بیان کار، کار، کار، تاکید کردند: کار برای خدا خدمت را ماندگار خواهد کرد ، مبارک خواهد کرد.
    طاهایی با بیان این که در حالیکه برخی مقامات کشور در ایام نوروز در سفر و تفریح بودند، رییس جمهور در جمع کودکان یتیم و برای عیادت از بیماران در بیمارستان ها و بعضی مراکز مددجویی در حال خدمت رسانی و دیدار با مردم بود، اظهار داشت: کار، کار، کار، این ادبیات رییس جمهور است.
    استاندار مازندران به اهمیت برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در کشور اشاره کرد و عنوان داشت: برخی مسایل را طوری بیان نکنند که گویی عضوی از این کشور نیستند و هرگز درگیر مصایب و مشکلات نبوده اند.
    وی به صبوری و شکیبایی ارزشمند مردم در این مشکلات اشاره کرد و گفت: نباید عده ای کل خدمت کارگزاران نظام را که به این مردم خدمت رسانی کردند را زیر سوال ببرند.
    استاندار مازندران با اشاره به این که کسانی که این خدمات را زیر سوال می برند، خودشان را زیر سوال می برند، چراکه خود جزو همین جامعه هستند، تصریح کرد: این خدمات را از منظر انصاف باید مورد توجه قرار داد، چراکه مردم ما در این شرایط با وفاداری به آرمان های انقلاب اسلامی و امام راحل و پیروی از منویات و فرامین رهبر معظم انقلاب در جهت تعالی و عظمت ایران اسلامی، مشکلات را پشت سر گذاشتند.

    ” این خبر هم اکنون در سایت استانداری مازندران قرار دارد. “

  23. با سلام
    ملت وکشور ایران نیاز به رئیس جمهوری مومن ومعتقد وبه طور جدی کاردان وعملگرادارد، وباید مردم تلاش کنند وتحقیق کنند وزمان را ازدست ندهند،با نگاهی به کشورها ی دیگر واینکه ما هنوز در شعار وحرف وسخنرانی مانده ایم، کا ررا برایمان اسانتر میکند
    واینکه کاندیدا ی ریاست جمهوری میبایست امتحان پس داده در کار اجرایی وازهمه مهمتر واقعا شناخته شده باشد وگذشته روشنی داشته باشد که با اعتقادات انقلابی ما سازگار باشد
    وبخصوص از نظر خانوادگی بسیار مهم است واینکه همسر وفرزندانش چگونه اند ؟وهمینطور رفتارش با خانواده اش بر اساس معیار یک خانواده سالم باشد وهمینطور خانواده پدری کاندید مهم است
    با باری به هرجهت و شعار نمیتوان به این ملت خدمت کرد
    وواقعا ملت ما دیگر چقدر وقت برای ازمون وخطا دارد؟
    دقت ودوری از هیجانات میتواند به انتخاب درست کمک کند انشاالله

    • جالبه پیغام میاد که به مقصد رسیده ولی نرسیده!
      قبلا جمله زنده باد بهار رو می فرستادم فکر میکردم به مقصد رسیده و در واقع این دوستانی که میگن فیلتره شاید فقط در تهرانه و من که در شهرستانم می تونم بفرستم. میفرستادم و دلی وری ش هم میومد!!!!
      ای دل غافل که من سر کار بودم.

        • من فقط یک خط دائمی دارم با یکی از دوستان چک کردم متوجه شدم بله فیلتره.
          دلی وری هم میاد!!
          نمی تونن جلوی آمدن بهار رو بگیرن.
          بنظرم انتخابات ۹۲ چیزی شبیه انتخابات ۷۶ میشه. ظاهرا همه طرفدار ناطق(مخالفان دولت فعلی) ولی رای خاتمی(دولت)

  24. حامد، از تو انتظار دارم که اول صحت و سقم یه خبر رو مطمئن بشی بعد منتشر کنی،
    من کلمه مشایی رو پیامک فرستادم و دریافت کردم…
    اخبار غیر موثق به نفع نامزد مورد نظرتان نیست چه حامیانش منتشر کنن چه توسط انبوه رسانه های مخالفش منتشر بشه…

      • راست میگه بابا منم قبلش یکی از دوستام گفت اما باورم نشد….به همه فامیل فرستادم اما نمیرفت براشون…با وجود اینکه دلیوریش میومد. اما گویا رفع فیلتر شده………

  25. سلام.
    جواب جناب amin
    برادر امین ظاهرا تنها جوابی که به ذهنشان رسیده برگرداندن کلمه یک امر به سرخوردگی دوستان بوده
    اما اشکالات:
    برادر امین اولا در نامه عزل مشایی رهبری انتصاب ایشان به معاون اولی را موجب سرخوردگی دوستان میداند نه دلیل سرخوردگی یعنی کلمه موجب به معنی نتیجه است نه دلیل و علت این جمله رهبری واضح است که نتیجه انتصاب مشایی به معاونت اولی باعث (موجب) می شود که دوستان سرخورده شوند پس سرخوردگی دوستان نتیجه این انتصاب است نه علت!!!
    ثانیا سخنان رهبری در جمع قاریان قرآن دقیقا در همان روز انتشار مقاله کیهان(چه کسی مشایی را اداره می کند) و ایراد اتهام به مشایی توسط شریعتمداری بیان شده و خطاب سخنان رهبری به شریعتمداری است وقتی رهبری می فرمایند نباید به کسی بیهوده اتهام زد و نباید به خاطر یک امر کسی را از تممام صلاحیت ها نفی کرد باید دید رهبری در مقاله شریعتمداری چه چیزی را اتهام می داند و منظورش از یک امر چیست آیا شریعتمداری در مقاله اش به خاطر سرخورده کردن دوستان به مشایی حمله کرده و اتهام زده که شما یک امر را سرخوردگی دانستید یا نه شریعتمداری دلیل دیگری را برای حمله به مشایی و ایراد اتهام وارد کرده که رهبری خطابش کرده بخاطر این دلیل
    با مراجعه به مقاله شریعتمداری مهمترین دلیلی که شریعتمداری بخاطر آن مشایی را متهم به نفوذی کودتای مخملی و مهره کودتای مخملی کرده (این همان اتهامی است که رهبری فرموده نباید بیهوده به کسی اتهام زد) بحث دوستی با مردم اسرائیل است یعنی شریعتمداری دلیل حمله اش و ایراد اتهامش به مشایی این هست که صهیونیستها به مشایی لقب دوست اسرائیل داده اند و شریعتمداری این را بهانه کرده و در مقاله اش بحث اهمیت احتمال را قرینه قرار داده تا ثابت کند مشایی نفوذی و مهره انقلاب مخملی است و لیاقت و صلاحیت ماندن در حلقه نزدیکان رییس جمهور را هم ندارد
    بنابراین مرجع کلمه یک امر قضیه مردم اسرائیل است مه سرخوردگی دوستان چون رهبری شریعتمداری را به خاطر این مقاله خطاب داد نه اینکه رهبری کلمه یک امر را برای کلمه سرخوردگی دوستان که در نامه خودشان آمده خطاب قرار دهد ضمن این که در مقاله شریعتمداری دلایل دیگری هم مطرح شده اما در مورد سرخوردگی دوستان به عنوان دلیل چیزی مرح نشده که رهبری بخواهد یک امر را برای این مورد خطاب کند
    پس برادر امین به قول طلبه ها اینجا سالبه به انتفاع موضوع هست یعنی وقتی مقدمه چینی شما و مقدمات فرضیه شما غلط است در نتیجه کلیت بحث شما و نتیجه آن هم غلط است یعنی دلایل شما نمی تونه صلاحیت مشایی برای معاون اولی را ثابت کند که هیچ بلکه بلعکس نشان می دهد که دلیل عدم صلاحیت مشایی هم همین یک امر (اظهار نظر دوستی با مردم اسرائیل) است که البته جوانفکر هم در نوشته و مقاله اش هم اذعان کرده که عذم صلاحیت مشایی برای پست معاونت اولی بخاطر اظهار نظر اشتباه مشایی بوده
    (یک خاطره کوتاه از ندای درون:
    در همین بحث معاونت اولی بنده در حال مناظره با مسعود بودم و همین بحث یک امر رو مطرح کردم و گفتم رهبری بخاطر حرف اشتباه مشایی او را عزل کرد البته قبل این که من این رو بنویسم احمد شریعت هم در بحث با -۲۷۳ هم عین کلمه حرف اشتباه رو نوشته بود برای یک امر یعنی خود احمد شریعت هم مثل جوانفکر قبول داشت که منظور رهبری از یک امر اظهار نظر اشتباه مشایی بوده و من از این فرصت استفاده کردم و در جواب مسعود هم نوشتن حرف اشتباه خوب می دانید چه شد؟جناب مسعود در جواب بنده مرا متهم به کفر و فسق و فجور و نفاق کرد که چرا کلمه یک امر رهبری را به حرف اشتباه مشایی تفسیر کردم غافل از اینکه خود مسعود نوشته احمد شریعت را نخوانده بود و این یعنی تمام اتهاماتی که مسعود به من زد به خود احمد شریعت هم بر می گشت و به تبع جوانفکر هم از نظر مسعود کافر و منافق می بود که یک امر را به حرف اشتباه مشایی تفسیر می کرد البته پس از کامنت مسعود احمد شریعت پی به گاف مسعود و خودش برد و ظرف چند دقیقه که من در حال مباحثه با مسعود بودم تمام کامنتها رو حذف کرد تا اثری از این گفا باقی نماند و کل کامنتهای بنده و مسعود و حتی کامنتهای خودش را هم پاک کرد)

    اما در مورد انتشار و علنی کردن نامه رهبری هم به زودی جوابتان را می دهم
    اما برادر رحیم که بیشتر جوابش -علی الظاهر به گوش قرمز و البته کنایه به بنده بود – شبیه خطبه و منبر رفتن بود و بیانیه سیاسی و به هیچ کدام از سوالات بنده پاسخ نداد و با قیاس مع الفارق بجای قرینه یابی در سخنان رهبری سراغ خطبه های امام علی (ع) رفت تا قیاس باطل کند

    زنده باد ولایت فقیه
    زنده باد ولایت فقیه
    و بازهم زنده باد ولایت فقیه
    اللهم احفظ سیدنا و قاءدنا الاامام خامنه ای مدظله العالی
    اللهم عجل لولیک الرفج @};-@};-@};-

    • با این حساب نتیجه میگیریم مشایی در مورد دوستی با مردم اسرائیل صحبت کرد و از صلاحیت افتاد طبق نظر شما.
      بماند که مشایی بعد از سخنان رهبری در نماز جمعه پیغام داد من مطیع رهبری ام. آیا صلاحیتش برنگشت؟ینی میشه برگرده؟
      پس اونی که میگفت اصلا نباید این چنین آدمی رو در مملکت اسلامی حتی یه پست کوچیک بهش داد، تکلیفش چیه؟
      مشایی یه حرفی زد، نتیجه، از صلاحیت افتاد. و دشمن ینی اسرائیل براش فایده داشت این حرف. و در مملکتی که اسرائیل دشمن درجه دوم حساب می شود پست معاون اولی برای شخصی که اظهار دوستی میکنه نباید اعطا بشه. چون دشمن سود میبره.
      پس چرا در نامه رهبری نتیجه این انتصاب سرخوردگی دوستان است و نه یک آبروریزی برای کل مملکت اسلامی ایران؟ منظورم اینه که این انتصاب در درجه اول به ضرر مملکت باید یاشه نه دوستان. چون ما مامور به وظیفه ایم و وظیفه ینی راه اسلام. اینجا اسلام مهمه نه دوستان. درسته؟
      پس نتیجه میگیریم آشکارترین دلیل مخالفت اولیه رهبری به توصیه دوستان بوده است چون باعث سرخوردگی میشده است.(رهبری نمیاد بگه که رئیس جمهور این کار رو نکن چون این دوستت ناراحت میشه. بلکه مخالفت میکنه اگر به ضرر اسلام باشه)به تحت فشار و غیر فشار هم در این مرحله کاری نداریم. دوستان چه با فشار چه بی فشار به رهبری حرفی زدن و رهبری هم این پیغام رو رسونده به رئیس جمهور و رئیس جمهور هم در دفاع از این کارش رهبری رو متقاعد کرده طبق برداشتی که از حرفای مشایی میشه.
      در نهایت من باز سر حرفم هستم که از سخن رهبری ” …. بیهوده تهمت زد و او را به خاطر یک امر از همه آن چیزهایی که صلاحیت محسوب می شود نفی کرد” این استنباط می شود که اولا مشایی در پست پایین تر از معاون اولی صلاحیت داره و ثانیا ادله ای نیست که در معاون اولی صلاحیت نداره. در معاون اولی به صلاح نیست چون اختلاف ایجاد می شود. و باز هم میگم طبق گفته مشایی رهبری متقاعد می شود.
      اون موقع خیلی ها مخالفت کردن که چرا رئیس دفتر گذاشته مشایی رو احمدی نژاد. و سخنان رهبری به تمام این مخالفت ها بود و نمی تونه دقیقا به اتهامات شریعت مداری باشه و در یک مورد خاص.
      در مورد حرف جوانفکر اگه رفرنسی داشتید بهتر بود.

      • سلام برادر امین
        اولا طبق نظر بنده نه بلکه طبق نظر رهبری
        ثانیا اینکه گفتید مشایی گفته من مطیع رهبرم و صلاحیتش برگرده نه اینطور نیست صلاحیت امری نیست که با یک عذر خواهی برگرده چون وقتی مشایی در مورد مسئله ای که در حوزه کلان نظام جمهوری اسلامی و در تحت اختیارات رهبری است ورود کرده و اظهار نظر کرده در حالی که نباید می کرد و این مسئله چیزی نیست که حتی در اختیار و حوزه ریاست جمهوری باشه همین امر سبب میشه که دیگه اون اعتماد سابق (اگر فرض کنیم قبلا اعتمادی بهش بوده) رو نداشته باشیم بهش چون ازش سلب اعتماد میشه فرض خلاف بگیریم که ایشون صلاحیتش برگرده و دوباره به معاونت اولی منصوب بشه چه تضمینی هست که دوباره مسئله ای فجیع تر از این رو اینبار در منصب معاون اولی مطرح نکنه و ضربه ای بدتر رو وارد نکنه به نظام؟؟؟!!!! :-x
        ثالثا آیا صرف گفتن من مطیع رهبرم برای پاک کردن قضیه دوستی با مردم اسرائیل کافیه؟نه چون مشایی در اون فایل صوتی در جمع وعاظ بازم حرفش رو تکرار کرده که من چنین و چنان فکر می کردم و دنبال توجیه حرفش بود حالا آیا مشایی به دنبال جوابیه دادن و تکذیب و محکوم کردن روزنامه ها آرتص رفت که گفته بود مشایی دوست اسرائیله؟آیا مشایی اذهان مردم حزب الله و شهید داده رو قانع کرد؟آیا از خانواده شهدا و مقام معظم رهبری و محضر امام زمان (عج) عذر خواهی کرد؟
        اینکه بگوییم من مطیع رهبرم کف ولایتمداری هست حتی گفتن اینکه رهبری فصل الخطاب هست کف ولایتمداری هست این کف ولایتمداری رو هم لاریجانی و مطهری و توکلی و خیلی های دیگه هم در حرف و سخن دارند اما در عمل چه؟؟؟!!!
        اما در ادامه بحث بازم داری حاشیه میری و میگی چون انتصاب مشایی به معاونت اولی به سود دشمن می بود باید عزل میشد و چرا رهبری گفت سرخوردگی دوستان و نگفت آبروریزی مملکت اسلامی و غیره و….

        اولا که اینا توجیهات شماست و همانطور که گفتم حاشیه روی شما داری یه موضوعی رو مثل سود بردن اسرائیل و آبروی مملکت اسلامی رو علم می کنی تا بگی نه خیر این نبوده و سرخوردگی بوده و این طفره رفتن و جواب نداشتن و از این شاخه به اون شاخه پریدن شما رو نشون میده
        ثانیا چه کسی گفته از این حرف مشایی اسرائیل سود می بره؟بله اسرائیل سو استفاده کرده اما چه سودی برد؟اینکه این حرف مشایی تمام فریادها علیه اسرائیل رو در ایران بلند تر کرد و تمام مراجه و ائمه جماعت و ائمه جمعه ها و روزنامه ها و سایتها و مردم و حزب الله همه فریاد مرگ بر اسرائیلشون بلند شد اتفاقا به ضرر اسرائیل و به تبع به ضرر مشایی شد نه به سود هیچ کدام
        پس آبروی مملکت اسلامی در خطر نبوده چون آبروی نظام و کشور جمهوری اسلامی ایران وابسته به حرف یک شخصی مثل مشایی نیست مشایی یه فرد خیلی مهمی نبود که این حرف رو بزنه و برا نظام دردسر ایجاد کنه یه فردی که حالا چند تا پست از احمدی نژاد گرفته اومده یه حرف غلطی زده که اتفاقا یه مسئله فرعی هم بوده و زیاد هم مهم نبوده بخاطر همین رهبری فرمودند:
        (( ملت ایران با یهودیان، مسیحیان و اصحاب ادیان هیچ مشکلی ندارد اما اینکه گفته شده ما با مردم اسرائیل مانند بقیه مردم جهان دوست هستیم حرف غلطی است چرا که آنها در غصب زمین و اموال و موجودی ملت فلسطین شریک و عامل دست مقامات صهیونیست و غاصبان فلسطین هستند و این موضع مستحکم، موضع رسمی نظام نیز به شمار می رود.
        این حرف غلط تمام شده است و نباید دنبال اینجور مسائل کوچک و پوچ را گرفت و آن را ادامه داد.))
        پس از دید رهبری این قضیه چندان اهمیتی نداشت که حالا شما یعنی آقا امین آمدی می گویی چرا رهبری ننوشت آبروی مملکت اسلامی درخطره پس رد صلاحیت می شوی نه خیر آقا امین اتفاقا مشایی سر یک قضیه خیلی ساده و کوچک و پوچ که همه می فهمند اما مشایی نفهمید و اون حرف غلط رو زد صلاحیتش سلب شد و این از عجایب روزگارست که چرا چنین فردی که این همه ازش حمایت میکنید به خاطر یک امری که به قول رهبری موضع مستحکم نظام است مماشات کرد و صلاحیت خودش را هم زیر سوال برد
        رابعا
        تا زمانی که وجود مبارک نازنین حضرت آفتاب سید علی خامنه ای بر سر ماست موضع نظام در قضیه اسرائیل مستحکم هست اصلا خطری از این حرف مشایی برای مثلا چیره شدن اسرائیل به نظام اسلامی رو برداشت نمی کنیم فقط این حرف از این جهت برای مردم حزب الله گران تمام شد که چرا چنین شخصی باید به جایی برسد و به پستهایی برسد که چنین خزعبلاتی رو بیان کنه یعنی مشکل و خطر از جانب خود مشایی هست نه اسرائیل!!!چون بالاخره تمام دنیا موضع ما نسبت به اسرائیل را می دانند و اینجاست که سخن امام خمینی رو باید معیار گرفت که اگر دشمن از شما تعریف کرد بدانید که به خطا رفته اید و در همین قضیه روزنامه اسرائیل نوشت مشایی دوست اسرائیل هست!!!
        بنابراین برای بار دوم مرتکب خلط مبحث شدید و بازهم اینجا سالبه به انتفاع موضوع شد یعنی مقدمه بحث شما زیر سواله و به تبع نتیجه گیری تون هم غلط
        یعنی رهبری بخاطر آبروی مملکت اسلامی نگفتند بخاطر یک امر بلکه بخاطر حرف پوچ و غلط که اهمیت زیادی هم نداره گفتند بخاطر یک امر و می دانید که یک حرف پوچ و بی اهمیت نمی تونه آبروی نظام اسلامی رو زیر سوال ببره وگرنه رهبری نمی گفتند حرف پوچ و کوچک

        اما اینکه گفتید به قول مشایی رییس جمهور رهبری رو متقاعد کرده سند و مدرکتان کجاست؟چه کسی گفت رهبری متقاعد شده؟این برداشت شما از سخنان مشایی هست یا نه نقل مستقیم ایشان؟آیا مشایی در جلسه خصوصی بین احمدی نژاد و رهبری بوده؟مشایی با گوش خودش و با چمش خودش متقاعد شدن رهبری رو شنیده و دیده؟یا نه مشایی از احمدی نژاد نقل کرده؟نقل احمدی نژاد سند و مدرکش کجاست؟متقاعد شدن رهبری به چه صورت بوده؟آیا رهبری حرفی سخنی چیزی یا مثلا سکوتی داشته اند که کسی متقاعد شدن ایشان رو برداشت کنه؟ بگذریم این ادعاهای ثابت نشده شما فقط در بحث گره و مشکل ایجاد میکنه
        اما اینکه گفتید:این استنباط می شود که اولا مشایی در پست پایین تر از معاون اولی صلاحیت داره و ثانیا ادله ای نیست که در معاون اولی صلاحیت نداره. در معاون اولی به صلاح نیست چون اختلاف ایجاد می شود. و باز هم میگم طبق گفته مشایی رهبری متقاعد می شود.

        پس شما تا اینجا رو قبول دارید که از سخن رهبری این استنباط میشه که در پست پایین تر از معاون اولی صلاحیت داره
        خوب سوال شما از کجا فهمیدید از سخنان رهبری که منظورشون پست پایینتر بوده؟یعنی از کجا فهمیدید که مشایی در پست پایینتر صلاحیت داره؟
        شما در جمله بعد میگید در معاونت اولی به صلاح نیست چون اختلاف میشه خوب برادر عزیز در این دو جمله شما دو کلمه صلاحیت و صلاح(همون مصلحت) رو بکار بردید اولا من نمی دونم چرا شما سعی دارید کلمات رو به هم نزدیک کنید تا بهره بردای و تفسیر به رای بکنید چرا مصلحت رو که رهبری در نامه نوشته میگید صلاح و در جمله قبل صلاحیت رو عینا از سخنان رهبری می آورید تا وانمود کنید این دو یعنی صلاحیت و صلاح یکی هستند؟
        بردار کلمه صلاحیت مربوط به ویژگی شخصی مشایی هست و به شخص بر می گرده اما مصلحت(صلاح) یه ویژگی مربوط به پست و مقام معاونت اولی هست که جایگاه حقوقی هست
        شما نمی تونید از ویژگی مربوط به جایگاه حقوقی برای ویژگی ها جایگاه شخصی و حقیقی اثبات بتراشید
        اینکه معاونت اولی مشایی به مصلحت نیست به معنی صلاحیت داشتن مشایی نمی شه که بگی در پایینتر صلاحیت داره و در معاونت اولی به صلاح نیست نه خیر اینطور نیست همینطوری رو هوا نمیشه که ادعا کنی ادله ای برای عدم صلاحیت مشایی نیست من این همه ادله آوردم و شما داری طفره میری و مدام میگی به مصلحت نیست چون اختلاف میشه اما جواب سوال مرا ندادی که گفتم اختلاف نتیجه انتصاب است نه علت و اینکه بعد از عزل حمله به مشایی و مخالفت با احمدی نژاد بیشتر شد نه کمتر پس اگر منظور رهبری کاهش اختلافات بوده و بخاطر دوستان اینکار رو کرده کاری لغو و بیهوده و ناموفق بوده و رهبری اینها را می دانسته پس چرا کاری لغو کرده و نقض غرض میشه در حالی که اینطور نیست و اتفاقا بیشتر شدن اختلافات در نتیجه پافشاری بیش از حد احمدی نژاد برای نگه داشتن مشایی بوده که حتی باعث نوشتن مقاله شریعتمداری شد
        برای بار دوم هم گفتید طبق گفته مشایی رهبری متقاعد شد و من بازهم از شما سند و مدرک می خواهم ضمن اینکه رک و صادقانه بگویم من مشایی رو آدم صادقی نمی دانم که به ایشان استناد می کنید رهبری فرمودند حرف مگو و خصوصی با کسی ندارند و مشایی هم نباید در این قضیه بدون سند و مدرک از رهبری خرج و هزینه کند
        گفتید:
        اون موقع خیلی ها مخالفت کردن که چرا رئیس دفتر گذاشته مشایی رو احمدی نژاد. و سخنان رهبری به تمام این مخالفت ها بود و نمی تونه دقیقا به اتهامات شریعت مداری باشه و در یک مورد خاص.
        در مورد حرف جوانفکر اگه رفرنسی داشتید بهتر بود.

        اتفاقا برعکس گفته شما این سخن رهبری دقیقا خطاب به شریعتمداری بود و اینکه شما می خواهید این نکته را منکر بشید بخاطر فرار از قرینه سازی سخن رهبری در مورد دو کلمه مصلحت و صلاحیت است که چون توانایی پاسخ به این مسئله رو ندارید سعی می کنید از اساس قضیه رو زیر سوال ببرید به قول مروف بجای پاسخ دادن به سوال می خواهید صورت مسئله را پاک کنید که موفق نمی شوید چون:
        سخنان رهبری دقیقا در همان روز شنبه ۳ مرداد ۸۸ یعنی در بعد از ظهر در جمع قاریان بیان شده و در صبح همین روز مقاله کیهان مشایی رو متهم به مهره و نفوذی انقلاب مخملی کرده و اتفاقا همه فهمیدند که خطاب رهبری به شریعتمداری بوده که این حتی یه پوئن منفی در کارنامه جناب شریعتمداری ثبت شده و حتی دوستان و همفکران شما هم مدام این قضیه رو مثل چماق بر سر شریعتمداری می کوبند مثلا خود احمد شریعت و دیگران
        دلیل دیگر اینکه خود شذیعتمداری هم فهمید که خطاب سخنان رهبری خودش هست نه کسی دیگر چون شریعتمداری بلافاصله در روز بعد یه نوشته عذر خواهی از رهبری در روزنامه کیهان نوشت با عنوان هر آنچه خسرو کند شیرین بود

        دوست عزیز دلایل شما همه خلط مبحث و مغالطه و سالبه به انتفاع موضوع است و در بسیاری از موارد نظرات رهبری رو هم نمی دانید و بی جهت و با سفسطه دنبال توجیه صلاحیت مشایی هستید امیدورام کمی بیشتر دقت کنید و دلایل محکمتری بیاورید

        اما در مورد سند سخن جوانفکر هم به سایت ایشان (شاهد) رجوع کنید اگر پیدا نکردید لینک بدم

        زنده باد ولایت فقیه
        زنده باد ولایت فقیه
        و بازهم زنده باد ولایت فقیه
        اللهم احفظ سیدنا و قاءدنا الاامام خامنه ای مدظله العالی
        اللهم عجل لولیک الفرج @};-@};-@};-

  26. سلام
    درباره معاون اولی مشایی، حضرت آقا از سرخوردگی دوستان سخن گفتند، درست است که این دوستان به صورت عام شامل همه ی حامیان رئیس جمهور می شود، اما به صورت خاص به علما برمی گردد. از زمان حضور لاریجانی به عنوان نماینده ی قم در انتخابات مجلس ناگهان پرسش هایی که به سبب هجمه های فراوان به دولت در ذهن برخی علما ایجاد شده بود به فاصله گرفتن تدریجی تبدیل شد. چون علما نمی توانند هم زمان هم از احمدی نژاد و هم از لاریجانی حمایت کنند، لاریجانی با حمایت علما سودای حضور در انتخابات ۸۸ را داشت، اما دوستان دانایش که شکست و تبدیل شدنش به نخودی سیاسی را حتمی می دانستند جلویش را گرفتند. این فاصله سبب بهره گیری موسوی را فراهم آورد که با اکثر علما به عنوان کسب حمایت دیدار کرد، بیست و سی از قول علما اعلام کرد این دیدارها به معنای تایید نیست، فردا تقریبا همه ی علما خبر بیست و سی را تکذیب کردند. پس از انتخابات حضرت آقا که می دانستند این انتصاب سبب هجمه های فراوان به دولت می شود برای آن که فرصت خدمت از دست نرود تذکر دادند.
    تذکرات:
    اول.البته این تحلیل شخصی بنده است با توجه به آن چه از سیره ی مدیریتی رهبری می شناسم.
    دوم.درباره ی مرجع عنوان علما جستجو کنید. تقریبا تمام مراجع و علما
    سوم.این تحلیل به معنای اساعه ی ادب به مقام و جایگاه مراجع و علمای دین نیست.
    چهارم.تقریبا در تمام نهی های رهبری به رئیس جمهور تامین نظر مراجع و علما علت اصلی نهی بوده و نه اشکال عمل احمدی نژاد که در بعضی به صراحت آمده است. برای مثال حضور زنان در ورزشگاه (که با اجازه ی قبلی رهبری بوده است)، وزارت زنان، مکتب ایرانی
    پنجم.به نظر این جانب عدم شناخت صحیح و متقابل احمدی نژاد و مراجع، کانالیزه بودن علما در دریافت اخبار و تحلیل های سیاسی (نظیر آن چه در خاتون اتفاق افتاد)، عدم آشنایی و دقت نظر مراجع نسبت به وضعیت تاریخی و حساس کشور و بزرگتر از همه فراموشی گذشته ی نه چندان دور سبب ساز این فاصله شده است.

    • سلام بر بردار امیر
      اولا: شما سیره مدیریتی رهبری را نمی شناسید چون اصل سیره رهبری در مدیریت اینست که ایشان زیر بار فشار و توصیه های غیر منطقی نمی روند اگر انتصاب مشایی به معاونت اولی کاری منطقی است از نظر شما و احمدی نزاد که می خواست رهبری را متقاعد کند پس توصیه دوستان به رهبری که می گویید دلیل عزل هست باید این توصیه غیر منطقی یا تحت فشار باشد در حالی که رهبری هرگز زیر بار این قضایا نمی روند پس هنوز سیره مدیریتی مقام معظم رهبری را نمی شناسید
      ثانیا: اگر علامه مصباح یزدی را هم جزء علما بدانید همین یک مورد برای نقض ادعایتان کافی است که ایشان خلاف ادعای شما عمل کرد پس نمی توانید بگویید همه علما
      ثالثا:اتفاقا این اسائه ادب به مقام رهبری است که ایشان را متهم کنید که در برابر تهاجمات و از ترس شدت حملات کوتاه آمدند و حکم عزل دادند نخیر آقا رهبری در نماز جمعه سال ۸۸ خطاب به امام زمان (عج) در آن نماز جمعه معروف که گریستند فرمودند:
      یک خطاب آخرى هم عرض کنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقیهاللَّه (ارواحنا فداه): اى سید ما! اى مولاى ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندک آبروئى هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه‌ى اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد. سید ما، مولاى ما، دعا کن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب این کشور توئى؛ صاحب این انقلاب توئى؛ پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعاى خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانى بفرما.

      بله رهبری این راه را با قدرت ادامه خواهد داد و در برابر هیچ کسی کوتاه نخواهد امد مگر همین هاشمی در سال ۸۸ آن نامه ننگین را ننوشت مگر خیلی از علما از موسوی حمایت نکردند به قول شما پس چرا رهبری کوتاه نیامدند؟در همین قضیه اطلاعات و ۱۱ روز خانه نشینی رهبری فرمود بنده احساس کردم مصلحت بزرگی دارد توفیت می شود و بعد فرمودند رهبری هر جا احساس انحراف کند ورود می کند مگر همین جناب مشایی بعد از قضیه ۱۱ روز نگفت ما فکر نمی کردیم رهبری تا این حد ایستادگی کند؟
      بازهم می گویم حملات و هجمه ها به احمدی نژاد بعد از قضیه حکم عزل بیشتر شد نه کمتر پس چرا باز رهبری کوتاه نیامدند و دوباره حکم به بازگشت مشایی به پست معاونت اولی را ندادند؟یا با وجود اینکه می دانستند این حملات بیشتر میشود چرا از همان اول سعی نکردند که نامه ننویسند؟ جواب همه این سوالات اینست که فرضیه دلیل عزل سرخوردگی دوستان است از اساس اشتباه و غلط است کما اینکه سوالات بنده در این قضیه هنوز از طرف شما بی پاسخ است
      رابعا:
      چه کسی گفته در تمامی یا تقریبا تمامی نهی های رهبری اشکال از احمدی نژاد نبوده بلکه تامین نظر علما بوده؟
      در قضیه مردم اسرائیل که رهبری نظر خودش رو گفت
      در قضیه مکتب ایرانی رهبری علنا خودش گفت من بدم می آید که این را مطرح می کنید
      در قضیه مصلحی و اطلاعات رهبری نظر خودش را گفت
      در قضیه ادغام سازمان گردشگری و حج و زیارت رهبری نظر خودش را گفت این ادعای شما اسائه ادب به رهبری نیست؟یعنی رهبری مستقل عمل نمی کنه و در تمام موارد گوش به حرف سایر علماست و بخاطر همه کوتاه می آید؟عجبا!!!پس یکدفعه شما هم بگویید در مملکت ولی فقیه نداریم و انچه هست شورای فقاهت علماست که حرف آخر را می زند نه اینکه رهبری فصل الخطاب است
      خامسا:
      این که همه علما را جمع می بندید درست نیست و مصداقی صحبت کنید تا جوابتان را بدهم
      اما علی ایحال چون در این یکسالی که با شماها بحث می کنم برداشتم اینست که در اکثر موارد منظورتان از این جمله شخص علامه مصباح است این مورد را توضیح می دهم
      جناب علامه مصباح یزدی اتفاقا اخبارشان کانالیزه نیست و اخبار دقیق را از نزدیکترین افراد به احمدی نژاد دریافت می کند بیشتر وزرای برکنار شده احمدی نژاد از نزدیکان علامه مصباح هستند استاد اخلاق جلسات هیات دولت جناب مرتضی آقا تهرانی شاگرد علامه مصباح هست مشاور امور روحانیت هیات دولت جناب سقای بی ریا شاگرد علامه مصباح است
      سال ۸۴ شش ماه پس از پیروزی احمدی نژاد علامه مصباح یکی از مسئولین بلند مرتبه وزارت اطلاعات را برای بررسی سابقه مشایی مامور کرد و اطلاعات دقیقی گرفت خود جناب مصلحی وزیر اطلاعات کنونی از ارادت مندان علامه مصباح است و مهمتر از همه اینکه رهبری در جلسه ای به علامه مصباح فرموده بودند هر چه شما پیش بینی کرده بودید درست از آب در آمده همه این موارد نشان می دهد علامه مصباح اخبار را از مراجع صحیح و موثق دریافت کرده ضمن این که کاملا زمان شناس و آگاه به مسائل روز بوده اند که به گفته رهبری پیش بینی هاش درست از آب در اومده

      زنده باد ولایت فقیه
      زنده باد ولایت فقیه
      و بازهم زنده باد ولایت فقیه
      اللهم احفظ سیدنا و قاءدنا الاامام خامنه ای مدظله العالی
      اللهم عجل لولیک الفرج @};-@};-@};-

      • سلام برادر عزیز محمد آقا
        یکم.بنده نگفتم فشارها به رهبری بوده است؛ بلکه فشارهایی که به دولت وارد می آمد را مد نظر داشتم. حضرت آقا می خواستند دولت و شخص احمدی نژاد را از بهانه جویی های (درست یا نادرست) علما و مراجع حفظ کنند.
        دوم.فرمودید رهبری به توصیه های غیر منطقی ترتیب اثر نمی دهند، ما هم این را انکار نمی کنیم، اما در نظر گرفتن مصلحت و دفع افسد به فاسد که غیر منطقی نیست.
        سوم.در بازخوانی متوجه شدم که ممکن ااشجعت حق با شما باشد و کسی بپندارد که منظورم علامه مصباح است. خیر این گونه نیست. در مرحله ی اول علمایی نظیر آیت الله یزدی و … . بعد علمایی که در جبهه ی لاریجانی و موسوی قرار گرفتند مدنظرم بوده است.
        سوم.چه کسی گفته سخن گفتن از کوتاه آمدن رهبری توهین به ایشان است؟ پس با خانه نشینی حضرت امیر (ع) چه کنیم؟ با تعطیل شدن جلسه ی تفسیر سوره ی حمد حضرت امام به دلیل فشار علما (و تهدید به دادن حکم ارتداد امام) چه کنیم؟ سکوت حضرت امام دربرابر بسیاری از تحرکات علما را چه کنیم؟ برای حفظ وحدت جامعه حضرت امام و آقا براساس سیره ی انبیا تا کارد به استخوان نرسیده کوتاه می آمدند و می آیند.
        چهارم.درباره هاشمی و موسوی هم آن چه آن ها می خواستند افسد اعمال بود. حضرت آقا هم کاملا تبیین کردند که هیچ غرض عقلانی برای قبول خواسته ی آن ها وجود ندارد چون دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شد.
        پنجم.حضرت آقا هم تا جایی که مردم بصیرت داشته باشند میدان عمل دارند. و گرنه حضرت علی (ع) هم خانه نشین شد. در قضیه ی ریاست جمهوری احمدی نژاد ۲۵ میلیون رای داشت، در قضیه ی مشایی حتی حامیان احمدی نژاد هم در موضوع دارای شبهه بوده اند.
        ششم.اگر مشایی چنین سخنی گفته باشد و قصدش هم از این سخن اعلام مخالفت و امتیازگیری از رهبری باشد، بنده خودم جلوی چنین حرکتی می ایستم (و احتمالا آقا حامد نویسنده محترم بلاگ، آقا حامد پاسخ بدهند) اما شما می توانی گفتن چنین جمله ای را ثابت کنید؟ وقتی به رهبری عزیز دروغ می بندند در حمایت از کاندیدای فلان و فلان به مشایی و احمدی نژاد دروغ بستن که کاری ندارد. بنده بعد از مدت ها سکوتم را شکستم تا درباره ی همین دروغ ها که به خورد بچه حزب اللهی ها می دهند سخن بگویم.
        هفتم.فرمودید که چرا حکم به بازگشت ندادند، چون این بار هجمه ها به سمت رهبری برای ابطال انتخابات می رفت. پس از کوتاه آمدن در این مسئله.
        هشتم.چرا نامه دادند؟ چون بارها نامه داده بودند و مسائل حل شده بود، مسئله این است که چگونه نامه ی رهبری فاش شد و چه کسانی از تبدیل این مسئله به یک بازی دو سر باخت برای نظام بهره بردند؟
        نهم.اگر فرض سرخوردگی دوستان اشتباه باشد (چیزی که صریح در نامه آمده)، حضرت آقا منظور دیگری داشتند که غیر آن را نگاشته و تذکر داده اند. آیا این نسبت خلاف دادن به رهبری نیست؟
        دهم. شناخت سیره ی رهبری یعنی این که بدانید وقتی حرفی که غلط است از طرف کسی (به جز علما) بیان می شود، حضرت آقا صریحا و خیلی زود واکنش می دهند. نمونه اش انتخابات آزاد، یا نامه ی بدون سلام هاشمی که منجر شد رهبری نزدیک تر بودن نظر خود به احمدی نژاد را علنی کنند به طوری که از آن روز ابهت هاشمی فروریخت و ظن و گمان نزدیکترین یار رهبری میان مردم برباد رفت. یا مذاکره با آمریکا (از طرف هاشمی) یا مانور تجمل هاشمی و حتی در باب اتهام به دولت درباره ی مذاکره با آمریکا (در سخنرانی خراسان شمالی) و … اما در باب این موضوع مدت ها بعد و پس از کش دار شدن قضیه وارد شدند. (این که هدف مشایی از این سخن چه بوده و چرا احمدی نژاد از وی حمایت کرد بماند برای بعد)
        یازدهم. در قضیه ی سازمان حج و زیارت هم پس از واکنش علما بود. چرایی این ادغام و عوض شدن آقای ری شهری پس از سال ها باز حرف زیاد است.
        دوازدهم.درباره ی مکتب ایران پس از ماه ها واکنش علما، پس از رد قصد دولت برای قراردادن مکتب ایران در مقابل اسلام از طرف رهبری در سفر قم، نهایتا ایشان در جلسه با دولت از ایران پس از اسلام و گسترش زبان فارسی به عنوان محور وحدت سخن گفتند. پس از آن آیا باز هم مکتب ایران در سخنان مشایی بود؟
        سیزدهم. در قضیه ی مصلحی حق با شما است و بنده هم نگفتم همه ی نهی های رهبری. (اما چرایی عزل و مخالفت حضرت آقا و خانه نشینی مفصل است)
        چهاردهم. رهبری ملاحظه ی مصلحت را می کنند و اشتباه احمدی نژاد هم این است که می خواهد یک شبه همه ی افراد یا ساختارهای ذهنی را که دست و پای رهبری را بسته اند دگرگون کند. صراحتا هم گفته که احترام علما سرجایش ولی ما پیرو ولی فقیه هستیم. هاشمی و لاریجانی و تا حدی هم خاتمی حمایت علما را در برابر رهبری برای چانه زنی به کار می گیرند.
        پانزدهم. درباره ی حضرت علامه مصباح هم ایشان را بازوی رهبری می دانم و یقین دارم تقریبا تنها منتقدی که نسبت به احمدی نژاد دلسوزی دارند ایشان هستند و البته ایشان باهوش و با بصیرت هستند اما اتفاقا دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی ما مشکل دارند. انفجار دفتر نخست وزیری، قتل های زنجیره ای، فتنه ی کوی دانشگاه، فتنه ۸۸ و بسیاری از موارد دیگر با پشتیبانی از درون وزارت اطلاعات رخ دادند، علت عزل اژه ای همین بود (اما همه جا می گویند به خاطر مشایی)، برای مثال حضرت علامه صریحا فرمودند بحث طلسم شدن احمدی نژاد از مسموعاتشان است؛ از کی؟ از اطلاعات سپاه. مگر نگرفتند این ها را؟ حتی دیدار مشایی با جن گیرها را نتوانستند تایید کنند، چه برسد به رابطه. در آینده در بلاگم از ضعف سیستم اطلاعاتی خواهم نوشت.
        شانزدهم.مگر در انتخابات مجلس نهم حمایت معنوی ارگان خاص از جبهه ی متحد قابل انکار است؟ مگر انواع اتهامات را به علامه مصباح و جبهه ی پایداری نزدند؟ یک درصد احتمال بدهید درباره مشایی هم چنین باشد.
        هفدهم.پیش بینی در چه موردی؟
        هجدهم.بزرگترین آسیب حال حاضر جریان ولایی دل بستن به اخبار پشت پرده و کدهای اطلاعاتی است که به تجربه ۹۹ درصدشان کذب است.
        نوزدهم. آیا حضرت آقا از سانسور عبارت زنده باد بهار در سیستم پیامکی مطلع هستند؟ آیا ایشان به این مسئله رضایت دارند؟
        بیستم.ما هم غیر از شما نیستیم (گفتید یکسال است با شما بحث می کنم) ما هم حضرت آقا را دوست داریم. ما هم به ولایت فقیه اعتقاد داریم ولی بعضی حرف ها نه دوست داشتن و نه از لوازم اعتقاد به ولایت است. یاددمان باشد حضرت امیر هم مالک را از چادر معاویه بازگرداند. آیا حضرت ترس جانشان به سبب علاقه به زندگی بود؟ یا برای حفظ اسلام. از آن بالاتر در مقابل ظلمی که به دختر پیامبر شد سکوت کردند، چرا؟ همه برای اسلام بود. ما هم به داشتن رهبری شجاع مفتخریم، اما علی (ع) (پس از پیامبر (ص)) اشجع عبدالله است.
        توفیقتان روزافزون

        • سلام بردار امیر
          یکم : اگر رهبری می خواستند احمدی نژاد را دربرابر فشارهای علما و لاریجانی ها و بهانه جویی ها در امن بدارند پس چرا ایشان در همه مواردی که موجب فشار به احمدی نژاد می شد به احمدی نژاد دستور عقب نشینی ندادند؟ رهبری در قضیه احمدی نژاد تا آخر ایستاد و از او دفاع کرد و بخاطر نظر علما و دیگران به احمدی نژاد دستور عقب نشینی ندادند منظورم بحث حجاب است نه ورزشگا رفتن زنان رهبری در مورد ظاهر زنان و دختران نظر احمدی نژاد را تائید کردند و کوتاه نیامدند با اینکه بهانه جویان در همین قضیه کلی به احمدی نژاد فشار وارد کردند
          در قضیه سهمیه بندی بنزین و یارانه ها هم همینطور
          در قضیه نماز جمعه سال ۸۸ هم فرمودند نظر احمدی نژاد به من نزدیکتره
          حالا چرا رهبری در بعضی جاها که علنا در مقابل همه بخاطر احمدی نژاد ایستاد در این قضیه خودش ورود کرده چون دلیلش همان قضیه دوستی با مردم اسرائیل بود که خود رهبری گفتند مشایی حرف غلطی زده و این اصلا مهمترین ایراد به مشایی هست که موجب سلب صلاحیتش شده بر فرض که شما راست بگی و بخاطر فشار علما باشه به احمدی نژاد خوب این علما دلیل فشارشون به احمدی نژاد چیه؟غیر از مواضع مشایی در قضیه اسرائیل و مکتب ایرانی هست که خود رهبری هم در همین قضایا با علما هم نظر هست و خود رهبری در هر دو قضیه دولت رو نهی از منکر کردند
          در قضیه وزارت اطلاعات هم فشار از طرف علما به دولت بود که رهبری ورود کرد و گفت تا من زنده ام اجازه انحراف نمی دهم؟!
          توصیه اتقوا من مواضع التهم توصیه علما به دولت بود یا توصیه رهبری به دولت؟

          دوم: بله درست می فرمایید اما دفع افسد به فاسد را شما تعیین می کنید یا رهبری؟افسد چه هست فاسد چه هست؟آیا فشار علما به دولت برای برکناری مشایی افسد هست و حکم عزل مشایی توسط رهبری فاسد؟عجبا!!!
          اونوقت قضیه مردم اسرائیل و دوستی با آنها حتما نه افسد و نه فاسد بلکه یک کار بسیار صالح و پسندیده هست؟چرا غیر منطقی حرف می زنید و برای توجیه مشایی افسد و فاسد می کنید چرا اینطور نمی گویید که رهبری دفع فاسد کرد مگر همیشه انتخاب بین بد و بدتر هست؟نه خیر حکم رهبری خیرخواهی برای احمدی نژاد بود و مصلحت براساس خیر و نیکی بود نه بر اساس فاسد یعنی رهبری بین بد و خوب برای احمدی نژاد خوب را خواست نه بین بد و بدتر بخواهد بد را توصیه کند
          راستی نگفتید شما بر چه اساسی چنین تفسیری از حکم رهبری کردید مگر رهبری نگفن انتصاب ایشان موجب اختلاف و سرخوردگی می شود خوب این یعنی نتیجه انتصاب اختلاف و سرخوردگی هست که به مصلحت نیست یعنی نتیجه بیشتر به فاسد نزدیکتره تا عمل صالح معنی حرف اینه که رهبری از ایجاد فساد جلوگیری کرد طبق تفسیر شما اتفاقا بودن مشایی افسد و نبودنش فاسد است که رهبری بین افسد (بودن) و فاسد (نبودن) فاسد را انتخاب کرد و این بیشتر به ضرر خودتان است و گرنه توصیه و فشار دوستان که افسد نمی شود چون بهر حال در هر دولتی بوده و هست و رهبری هم بارها در حمایت از احمدی نژاد ورود کرده اند و اینطور نیست که بگوییم اگر رهبری با فاسد دفع افسد نمی کرد تحت این فشارها و توصیه ها دولت کمر خم می کرد و ساقط می شد راستی مگر علما در قضیه مشایی قصد ساقط کردن دولت را داشتند که رهبری در مقابلشان کوتاه بیاید اگر منظورتان علما نیست و بهانه جویان و بدخواهان است که رهبری هرگز در مقابل آنها دفع افسد به فاسد نمی کند که هیچ بلکه در مقابل زیاده خواهی هایشان هم می ایستد نمونه اش قضیه طرح سوال از احمدی نژاد در مجلس که رهبری محکم ایستاد و حکم صادر کرد

          سوم: همین که قبول کردید منظورتان مصباح نبوده و در بین علما مصباح یزدی طور دیگری رفتار کرده برایم کافی است و خودش نشان دهنده نقض حکم کلی شما درباره علماست پس بهتر بود از اول ذکر می کردید که استثنا هم هست

          چهارم: خانه نشینی امام علی (ع) در دوران قبل از به حاکمیت رسیدن ایشان بود تعطیلی جلسات درس امام در دوران قبض ید ایشان بود نه بسط ید
          اگر ولی فقیه توان حاکمیت نداشته باشد بلکه قبض الید هست و ممکنه کوتاه بیاید اما زمانی که رهبری در خطبه نماز جمعه ۸۸ می فرمایند ما این راه را با قدرت ادامه خواهیم داد و هم چه از جان و مال داریم در این راه فدا می کنیم دیگر قبض ید نیست رهبری فرمودند ما در شرایط بدر و خیبریم این فقط مربوط به تحریم ها و شرایط اقتصادی نیست بلکه دوران مدیریت رهبری دوران بسط الید هست و ایشان از مواضع اصولی کوتاه نمی آیند اما بله اگر جایی مصلحت اقضا کند ممکن است رهبری حکمی صادر کنند ولی این دلیل بر کوتاه آمدن ایشان نیست مثلا در همین قضیه عزل مشایی حکم رهبری بخاطر به مصلحت نبودن این انتصاب بوده که دلیلش هم یک امر هست نه اختلاف و سرخوردگی دوستان چون رهبری اگر قرار بر کوتاه آمدن داشته باشد چرا باید حکمی صادر کند که به هجمه ها و حمله ها علیه دولت بی افزاید در اینصورت که بازهم رهبری بیاد کوتاه بیاید و این دور همینطور تکرار شود خوب حد کوتاه آمدن رهبری کجاست ؟از یکطرف مدام هجمه و حمله است و اگر قرار بر کوتاه آمدن رهبری باشد این تا کجاست؟چرا باوجود اعتراض به ریاست دفتری مشایی رهبری کوتاه نیامد؟مگر آنجا اعتراض و حمله و هجمه نبود؟ دقیقا مثل قضیه تحریمها ست که اگر ذره ای در برابر آمریکا کوتاه بیاییم آنها یکقدم جلوتر می آیند و این دور تکرار می شود پس بهتر است از همان اول کوتاه نیامد تا این پیشروی از طرف بهانه جویان ایجاد نشود
          بنابراین فرض مسئله شما غلط است از اساس و بحث کوتاه آمدن و این حرفها نیست بلکه رهبری در مشایی صلاحیت معاونت اولی را ندید و چون مردم و دوستان هم به همین خاطر مشایی را فاقد صلاحیت می دانستند انتصاب او موجب سرخورده شدن مردم و دوستان می شد که رهبری مانع این انتصاب شد

          پنجم: رهبری فرمودند مردم ما بصیرند و خوب تشخیص می دهند پس اینطور نیست که بگویید چون مردم هنوز نسبت به مشایی شبهه داشتند و بصیرت کافی نداشتند میدان عمل رهبری کم بود و رهبری کوتاه آمدند نه خیر آقا این حرفا نیست!شما هم بصیرت مردم را زیر سوال می بری و هم تشخیص و میدان عمل رهبری را
          مردم در قضیه دوستی با مردم اسرائیل اتفاقا خیلی خوب هم تشخیص دادند و هیچ شک و شبهه ای نسبت به مشایی نداشتند و دقیقا سخنا رهبری که فرمود مشایی حرف غلطی زد مهر تائیدی بود بر بصیرت مردم و اتفاقا چون مردم بصیرتشان را نشان دادند و هیچ شک و شبهه ای نسبت به مشایی نداشتند رهبری این میدان عمل برایش باز شد و با بسط ید حکم عزل مشایی را صادر کرد چون رهبری می دانست مردم بصیرند و انتصاب مشایی موجب سرخوردگی و اختلاف می شود و این خود نشان دهنده بصیرت مردم است که از این انتصاب سرخورده شوند حتی خود رهبری هم از همین انتصاب سرخورده می شدند اگر امکان صدور حکم را نداشتند چون کسی به انتصاب می رسید که حرف غلطی و برخلاف مواضع مستحکم نظام زده بود که موجب دلخوری خانواده های شهدا و ایثارگران و رزمنده ها شده بود چطور می شود چنین کسی بر مسندی بنشیند و رهبری از او دلخور و سرخورده نباشند!!!!پس اعتراضات مردم بصیر خود بهترین راه برای باز کردن دست ولی فقیه در جهت صدور حکم عزل بود و این برعکس ادعای شماست

          ششم:
          شما در ادعایتان صادق نیستید که اگر مشایی بخواهد دروغی به رهبری ببندد و امتیاز بگیرد جلویش می ایستید چرا ؟چون همین دوستان شما بدون سند و مدرک دروغ می گویند و مشایی هم دروغ می گوید که احمدی نژاد رهبری را متقاعد کرد این حرف سندش کجاست؟کی رهبری گفت من متقاعد شدم؟آیا اینکه مشایی چند روزی به حکم عمل نکرد و معاون اول ماند و کنار نرفت نشانه متقاعد شدن رهبریه؟نه خیر آقا ما میگیم نشانه وقاحت و خودسری و پر رویی مشایی بوده و تعلل در اجرای حکم از سوی احمدی نژاد و مشایی برای متقاعد کردن و امتیاز گیری
          چطور وقتی من حرفی رو از مشایی نقل قول می کنم از من سند و مدرک می خواهید اما خودتا حرفی بدون سند و مدرک رو که مبتنی بر متقاعد شدن رهبری است رو از مشایی قبول می کنید؟
          بر فرض اگر من دروغ به مشایی بستم این سنگینتر و گناهش بیشتر است یا دروغی که مشایی به رهبری ببندد؟
          در سال ۹۰ خرداد ماه امام جمعه کاشان افشاگری هایی در مورد مشایی و قضیه وزارت اطلاعات کرد که بعدها دفتر رهبری و فرماندهی سپاه از کل سخنان ایشان فقط یک مورد رو تکذیب کردند و آنهم قضیه بازداشت مشایی بوده که البته عبدالنبی نمازی امام جمعه کاشان واکنش نشان داد و دفتر رهبری هم پیام داد منظور شما نبوده اید اما به هر حال انچه از سخنان امام جمعه کاشان هرگز و توسط هیچ کسی حتی مشایی تکذیب نشد این قسمت بود :
          مشایی در جلسه ای گفته بود ما فکر نمی کردیم رهبری این قدر قاطع و محکم روی مسئله بایستند.
          و البته قرینه ای هم که از سخنان رهبری در جمع مردم کرمانشاه بدست می آید که علی الظاهر پاسخی به مشایی است این مطلب رو تائید می کند که رهبری فرمود:
          تا من زنده هستم اجازه انحراف نمی دهم
          هفتم:
          خوب این یک بام و دو هوا ی شماست که میگید اگه رهبری حکم به بازگشت بده مسئله می ره روی ابطال انتخابات نه خیر آقا چرا رهبری یجا باید محکم بایستد ولی جای دیگر کوتاه بیایید که اگر روزی شرایط تغییر کرد دیگر نتواند نظرش را اصلاح کند چون مجبور شود در جای دیگر هم کوتاه بیاید؟ شما پیش خودت و با فکر خودت این تجزیه تحلیلهای آبکی رو میکنی رهبری اینطور نیست که یجا مقاومت کنه تا حدی که در مقابل هاشمی و موسوی و کروبی و خیلی های دیگه ایستادگی کنه و در شرایط بحرانی مملکت که تهران نزدیک به سقوط بود و هاشمی نامه از قبل داده بود و عفت مرعشی حکم به ریختن به خیابان داده بود و عکس امام پاره شد و روز عاشورا جنایت کردند و …. اما در قضیه مشایی چون عده ای از علما از مشایی خوششون نیومده و سلیقه شان با انتخاب مشایی جور در نمیاد و مشایی رو نمی پسندند رهبری کوتاه بیاد و نامه بده و تازه پس از افشای نامه هم بیاید بگوید نباید کسی را بخاطر یک امر از تمام آنچه صلاحیت محسوب می شود نفی کرد خوب اینها تناقضه یعنی طبق تحلیل شما رهبری رفتارش سینوسی و متزلزل هست و مدام یا در حال تسلیم یا در حال مقاومت هست اگر در مقابل معاونت اولی کوتاه آمدند چرا در مقابل ریاست دفتری کوتاه نیامدند اینجا که حمله به احمدی نژاد بیشتر شد همه علما و مردم گفتند این حکم جدید احمدی نژاد به مشایی نوعی دهن کجی به رهبری هست پس چرا رهبری اینجا هم احمدی نژاد رو با برکناری مشایی از فشارها نجات نداد بلکه بالعکس با ذکر تمام صلاحیتها مشایی رو از برکنار شدن نجات داد خوب معلومه رهبری علنا داره میگه مشایی بخاطر یک امر صلاحیتی ازش نفی شد اما نباید بقیه صلاحیتها رو ازش بگیرید چون فردی ممکنه جایی در پستی صلاحیت نداشته باشه اما در رده پایینتر دارای صلاحیت باشه این خیلی واضح و روشنه اما نمی دونم جرا اینقدر مسئله را می پیچانید تا توجیه کنید
          هشتم:
          گفتید بارها نامه داده بودند و مسائل حل شده بود و پرسیدید چرا نامه افشا شد خوب خودتان دارید جواب می دهید چرا پس از نامه رهبری حکم عزل مشایی با تعلل یک هفته ای اجرا شد؟در نامه های رهبری که مسائل حل میشد آیا همیشه روال اینگونه بود که حکم ولایی با تاخیر یک هفته ای اجرا شود که این نامه هم مثل بقیه عادی باشد و تعلل طبیعی جلوه کند؟چندتا از نامه های رهبری که حکم ولایی بوده اند با تاخیر یک هفته ای اجرا شده که این دومی اش باشد؟علت افشای نامه هم این بود که آقای ابوترابی از طریقی اطلاع پیدا کرده بودند که رهبری از عدم اجرای حکم ناراحت هستند و حکمشان زمین مانده از طرفی آقای جوانفکر گفته چنین نامه ای نبوده خوب اگر به همین منوال می گذشت و برفرض نامه افشا نمی شد و رهبری هم متقاعد نمی گشت و احمدی نژاد هم مشایی را برکنار میکرد آنوقت امثال جوانفکر هم کلا منکر این قضیه می شدند و به فراموشی سپری میشد می دانید تا چه زمانی رهبری باید خون دل می خوردند که حکمشان زمین مانده؟آیا این فشار دولت به رهبری نمی بود؟یعنی اینجا رهبری از طرف دولت تحت فشار قرار نمی گرفت؟به نظر شما افشای نامه که ابوترابی کرد جرمش بیشتر بود یا منکر شدن نامه که جوانفکر انجام داد؟شما میگید این نامه افشا نمی شد و هیچ کس نمی فهمید و احمدی نژاد خودش یجوری قضیه را با رهبری حل و فصل می کرد و رهبری متقاعد می شد و مشایی هم عزل نمی شد و همه چی به خیر و خوشی تمام می شد اما سوال ما اینه که از کجا معلوم چنین اتفاقی می افتاد اگر نامه افشا نمی شد و هیچ کس نمی فهمید چنین قضیه ای بوده ما از کجا می فهمیدیم رهبری متقاعد شده؟اصلا رهبری درباره چه چیزی متقاعد شده وقتی کسی خبری از هیچ چیز ندارد؟از کجا معلوم ایشان متقاعد نمی شد و شما هم نامه را رو نمی کردید شاید بگویید آنوقت خود رهبری نامه را افشا می کرد خوب ما هم می پرسیم از کجا معلوم که نسخه دیگر این نامه از طریق خود رهبری در اختیار دیگران قرار داده نشده و خود این دلیل بر متقاعد نشدن ایشان باشد اگر این نامه محرمانه باشد باید طبق طبقه بندی اسناد محرمانه دولتی شماره نامه و سریال و خیلی شرایط دیگر رو هم در اون رهبری لحاظ می کردند شما می گویید احمدی نژاد می خواست برود خدمت رهبری تا از صحت نامه مطمئن شود اما خود احمدی نژاد که دستخط مبارک رهبری را می شناسد برای فهمیدن اصالت نامه هم یک تلفن به رهبری کافی بود نه هفت روز تعلل اصلا مگر این نامه از دفتر رهبری برای احمدی نژاد ارسال نشده پس یا فرستنده یعنی دفتر رهبری یا حامل نامه یا گیرنده نامه یعنی دفتر احمدی نژاد یک کدام باید نامه را افشا کرده باشد اما چرا هیچ کدام اینها مشخص نشده اند و احمدی نژاد نسبت به هیچ کدام اعتراضی نکرد چون بعد از انکار جوانفکر و تعلل احمدی نژاد یک نسخه از این نامه از طرف دفتر رهبری در اختیار رسانه ها قرار گرفت و بعد هم در سایت رهبری منتشر شد.
          خود جوانفکر در سایتش نوشته:
          نامه مقام رهبری در مورد آقای مشایی ، در چنین فضایی و در پاکت مهر و موم شده و به صورت خصوصی تسلیم رئیس جمهور شده است. آقای احمدی نژاد نیز بلافاصله پس از دریافت نامه ، برای تامین نظر رهبر فرزانه انقلاب ، در حال طراحی روش مناسبی بود که متاسفانه برخی افراد و محافل اقدام به انتشار خبر این نامه در رسانه های ارتباط جمعی کردند.

          خوب اگه پاکت مهر و موم شده و به صورت خصوصی دست احمدی نژاد رسیده پس امکان و احتمال باز کردن نامه رهبری و کپی گرفتن از روش منتفی هست آقای ابوترابی هم که اصل نامه رو منتشر نکرد بلکه فقط خبر چنین نامه ای رو داده بود که جوانفکر می گوید خبر این نامه در رسانه ها منتشر شد پس از انتشار خبر هم جوانفکر منکر شد درحالی که هنوز نامه در دست احمدی نژاد بوده و ابوترابی هم نامه را ندیده بوده و فقط خبر نامه رو داده بود چون پاکت مهر و موم شده و خصوصی دست احمدی نژاد رسیده فقط یک احتمال می ماند که پس از افشای خبر نامه توسط ابوترابی و انکار اصل نامه توسط جوانفکر (در حالی که خودش می گوید احمدی نژاد در حال طراحی روشی بوده ) دفتر رهبری دست به افشای اصل نامه می زند و نامه را در اختیار رسانه ها می گذارد
          خود جوانفکر می گوید:
          پس از فاش شدن نامه در رسانه های ارتباط جمعی، رئیس جمهور محترم برای عمل به نظر رهبر انقلاب ، لاجرم باید به متن نامه معظم له استناد می کرد، نامه ای که تا شامگاه روز جمعه گذشته ، به طور رسمی از سوی دفتر مقام معظم رهبری منتشر نشده بود. بنابراین ایشان باید منتظر می ماند تا این نامه به صورت رسمی منتشر شود.

          اگر نامه در دست احمدی نژاد بوده و رسانه ها افشا کرده اند خوب چرا احمدی نژاد بر اساس همان نامه ای که در دست داشته به متن همان استناد نکرده و منتظر انتشار رسمی از سایت رهبری بوده؟آیا این انداختن توپ در زمین رهبری نیست که بعدها امثال شماها بیایند بگویند رهبری تحت فشار نامه را منتشر کرد اگر در مدت ۶ روزی که نامه در دست احمدی نژاد بوده رهبری متقاعد گشته پس چرا باز احمدی نژاد منتظر انتشار نامه از سایت رهبری بوده تا به متن آن استناد کند؟غیر از اینستکه رهبری متقاعد نگشته و احمدی نژاد منتظر انتشار نامه از سوی رهبری بوده تا بگوید ایشان تحت فشار نامه را افشا کردند در حالی که در خفا احمدی نژاد و یارانش قصد انکار چنین نامه ای را داشته اند تا رهبری را تحت فشار بگذارند برای متقاعد شدن
          اتفاقا افشای نامه توسط ابوترابی باعث شد که تیر احمدی نژاد و مشایی به سنگ بخورد و پروژه متقاعد کردن رهبری با شکست مواجه شود منتها این وسط چوبش را ابوترابی خورد و قربانی شد هرچند ایشان شاید از طریق خود رهبری از این قضیه مطلع شده باشند چون جوانفکر هم برایش سوال شده که :
          آیا مسوولیت اعلام رسمی نظرات و اوامر رهبری خطاب به دیگران ، برعهده آقای ابوترابی نایب رئیس مجلس شورای اسلامی است؟ این اطلاعات از کجا به دست ایشان رسیده است ؟
          و اتفاقا به همین دلیل است که جوانفکر ضمن اعتراف به عدم صلاحیت مشایی برای پست معاونت اولی ابوترابی را هم متهم به عدم صلاحیت می کند:
          وقتی آقای مشایی به دلیل یک اظهار نظر اشتباه ، صلاحیت باقی ماندن در پست معاون اول رئیس جمهور را از دست داده است، به طریق اولی ، آقای ابوترابی نیز به دلیل دخالت غیرقانونی در مسائل اجرایی ، افشای غیراخلاقی نامه رهبری به رئیس جمهور و ایجاد تشویش در اذهان عمومی ، صلاحیت باقی ماندن در سمت نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی را از دست می دهد.

          یعنی در آن بحبوحه و درگیری ها که جوانفکر به خوبی می دانسته کوچکترین حرفی به ضرر مشایی است با اعتراف به عدم صلاحیت مشایی قصد صدور حکم برای ابوترابی را هم دارد در حالی که این جدال در بحث نیست چون عدم صلاحیت ابوترابی نمی تواند ناقض اصل وجود نامه باشد که جوانفکر برداشت عدم صلاحیت مشایی کرده و با این ترفند نمی تواند مانع عدم صلاحیت مشایی گردد و اصل حکم رهبری را خدشه دار کند

          مطلب دیگر اینکه متن نامه عزل مشایی در تاریخ شنبه ۳ مرداد ۸۸ یعنی یک روز پس از انتشار تصویر نامه در سایت رهبری در تاریخ ۲ مرداد ۸۸ در روزنامه ها منتشر شد مثلا این تصویر نامه در روزنامه کیهان:
          http://www.kayhan.ir/880503/index.htm
          در حالی که در تاریخ ۳۰ تیر ۸۸ یعنی سه روز قبل از انتشار تصویر نامه سایت رهبری مصاحبه ابوترابی و توکلی را منتشر کرده
          http://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=7446
          اگر رهبری واقعا ناخرسند و ناراضی از افشای نامه بوده اند چرا مصاحبه ابوترابی و توکلی را منتشر کردند و دو روز بعد اصل نامه را؟

          نهم:
          اینکه رهبری در نامه شان دلیل عزل را ننوشته اند را نمی توان به عنوان خرده بر ایشان مطرح کرد چون رهبری در نامه خیر خواهانه که بر اساس مصلحت هم هست احمدی نژاد را متوجه نتیجه این انتصاب کرده که نوعی هشدار هم هست برای او وگرنه دلیل عزل برای خود احمدی نزاد هم مشخص است کما اینکه جوانفکر هم اذعان کرده به خاطر یک اظهار نظر اشتباه رهبری در قضیه دوستی با مردم اسرائیل این بحث را تمام شده اعلام کرد و گفت ادامه ندهید حالا چه دلیلی دارد که دوباره همین دلیل را در نامه بیاورد تا دوباره پس از انتشار نامه در رسانه ها باز جنجال بپا شود
          کما اینکه رهبری در جمع قاریان هم گفت بخاطر یک امر و اینجا هم ابا کرد از اینکه مسئله دوستی با مردم اسرائیل را باز گو کند اما از قدیم گفتند العاقل یکفی بالاشاره که اتفاقا جوانفکر هم فهمید اما شماها با کمال معذرت نمی فهمید!!!!
          دهم:
          اینکه رهبری در این قضیه کمی تعلل کرد بخاطر این بود که جناب مشایی حرف کاملا غلطی را به طور وضوح زده بود که همه مردم فهمیده بودند و به نوعی رهبری فضا را باز گذاشتند که مشایی ابتدا جوابش را از مردم بگیرد اما این آش انقدر توسط رسانه ها شور شد که رهبری به همین مقدار بسنده کردند که قضیه تمام شود و نوعی اتمام حجت برای مشایی باشد که قاطبه مردم مخالف نظر او هستند و اینطور نباشد که رهبری سریع بگوید نه نظر من همین است و تمام شد و بعدها مشایی بگوید ما ۲۵ میلیون طرفدار داریم و رهبری به نظر مردم احترام نگذاشت و نظر خودش را تحمیل کرد

          دهم:
          در قضیه سازمان گردشگری و مکتب ایرانی رهبری نظر خودشان را علنا گفتند و اینطور نبوده که مثلا مثل قضیه ورزشگاه زنان بگوید به نظر علما احترام بگذارید بلکه بعد از اینکه علما نظرشان را گفتند رهبری هم نظر خود را اعلام کردند به طور مستقل و البته تا حدودی هم نظر رهبری با علما همسو بود چون رهبری هم فرمودند طرح مکتب ایرانی را نمی پسندند حالا اختلاف در این بود که آیا در مقابل اسلام است یا نه خوب اینجا رهبری گفتند نه اما کلیت بحث یعنی بد بودن طرح مکتب ایرانی را رهبری هم قبول دارند و این نظر مستقل خودشان است نه وابسته به نظر علما

          یازدهم:
          در مورد ضعف سیستم اطلاعاتی و اینکه خواستید بگویید مطب سحری رو که مصباح مطرح کرده از کانال سیستم اطلاعات بوده و هرگز ثابت نگشته نه اینطور که مشا می گویی نبوده بحث سحر رو زمانی مصباح مطرح کرد که خودش حضوری در یک جلسه خصوصی رفت پیش احمدی نژاد و گفت دست از مشایی بردار و دلایلش را گفت اما احمدی نژاد فقط یک جمله گفت مشایی در قله است و ما باید به قله برسیم و این باعث شد مصباح شک کند و بعدها بگویید از چنین رییس جمهور باهوشی چنین حرفی بعید بود البته مسموعات هم مکمل این قضیه شد اما اصل مطلب دیدار شخصی این دو بود بدون واسطه و سیستم اطلاعات

          دوازدهم:
          مابقی ادعاهایتان و قیاس مالک اشتر و علی و غیره را هم اصلا قابل جواب دادن نمی دانم چون بارها جواب داده ام و این قیاسات را باطل می دانم و برایم دلیل و سند و مدرک نمی شود
          سانسور پیامک زنده باد بهار هم اصلا مهم نیست که رهبری بخواهند ورود کنند یا نکنند وقتی خود رهبری قضیه مشایی را فرعی می دانند نه اصلی این چیزها که دیگر علی حده است و به طریق اولی فرعی تر
          تخریب جبهه پایداری هم از سوی جبهه متحد گناهش بر گردن همین مشایی و جریان انحرافی است که کار را به جایی رساندند که جبهه متحد می گوید گناه دوستی با مردم اسرائیل بر گردن مصباح است چون مصباح اینها را بر سر کار آورده الان اگه مصباح رو متهم به حجتیه نوین میکنند بخاطر شخص مشایی است
          پس فرار رو به جلو نکنید و تخریب مشایی و مصباح رو یکی ندانید اصولا علت تخریب مصباح بخاطر شخص مشایی است با اینکه مصباح اولین مخالف و مهمترین مخالف مشایی بوده و هست اما جبهه متحدی ها گوشها را پر از پنبه کرده و چوب مشایی را بر سر مبارک علامه مصباح می زنند و در این قضیه مقصر و متهم اول خود مشایی است که بهانه را به امثال هاشمی و جبهه متحد داده

          در حال حاضر چندین نفر با بنده وارد مباحثه شده اند و یقینا این مباحثات چندین روز طول خواهد کشید و بنده یک نفر با دو دست هستم که نمی توانم همزمان جواب همه را بدهم پس از صبر و شکیبایی دوستان قبلا تشکر می کنم و امیدوارم با تحمل و سعه صدر این بحث رو ادامه بدهیم من اهل خسته شدن و بی خیال شدن نیستم و خیلی خوشحالم که اتفاقا دوستان هر چه در ذهن دارند بیرون بریزند تا بنده تجزیه و تحلیل کنم و خودم هم استفاده کنم برای بعدها

          جواب بقیه دوستان رو هم به موقع و در اسرع وقت می دهم

          زنده باد ولایت فقیه
          زنده باد ولایت فقیه
          و بازهم زنده باد ولایت فقیه
          اللهم احفظ سیدنا و قاءدنا الاامام خامنه ای مدظله العالی
          اللهم عجل لولیک الفرج @};-@};-@};-

          • خدا به راه راست هدایتت کند و با امثال اونهایی که طرفدارشون هستی محشور شوی انشالله…

      • میشه آدرس بدهید رهبری در کجا فرموده بودند هرچه شما تا به حال پیش بینی کرده اید درست از آب در آمده؟؟ و تازه به فرض صحت صدور این کلام از جانب رهبری، منطقا دلیل نمیشود که از این به بعد هم این سیاق ادامه یابد و هرچه ایشان گفته درست از آب دربیاید. پس بنیان مهمترین دلیل شما به لحاظ منطقی بر باد است.
        این هم ادعای شماست که با مامور کردن وزارت اطلاعات برای جمع آوری اطلاعات در خصوص مشایی، لزوما اطلاعات دقیقی جمع آوری شده. و تازه باز هم فرض را بر این میگیریم که این ادعای شما هم صحیح است و شما سند و مدرک برای این کلام و سایر ادعاهای مطرح شده در این کامنت دارید.
        در خصوص مجاری اخبار رسیده به جناب آقای مصباح هم مطالب آقای شفیعی کیا در خصوص موسسه امام خمینی و حلقه اصلی نزدیکان جنابشان بیشتر از کلام شما میتواند مستند باشد چون ایشان به هر حال در خود موسسه و در بطن ماجرا حضور دارند و شما فردی هستید با اسم و هویت مجازی و نه واقعی.
        البته بعید است شما نوشته ایشان در خصوص تبارشناسی قبیله گرایان موسسه امام خمینی را نخوانده باشید.
        ….همین

        • سلام بر گل نرگس
          عزیز دل نقل این قضیه توسط سید محمود نبویان از شاگردان علامه مصباح هست و بارها این مطلب گفته شده و در سایتشان هم هست و علامه مصباح هم تا بحال تکذیب نکرده اند که رهبری چنین حرفی زده
          اما منظور من این نبود که ایشان پیش گو هستند و از آینده خبر دارند و هرچه از این به بعد پیش بینی کنند صحیح است نه خیر بلکه منظور من این بود که حساسیت علامه مصباح نسبته به جریانهای انحرافی و مسائل روز نشان داده که ایشان انحرافات را نسبت به دیگران زودتر تشخیص می دهد و مثلا زمانی که هیچ کس پیش بینی معاونت اولی مشایی را نمی کرد علامه مصباح هشدارش رو داده بود یا سال ۸۵ علامه مصباح گفته بودند که مشایی روزی احمدی نزاد رو به دردسر می اندازه و همینطور هم شد
          ادعای ماموریت وزارت اطلاعات رو هم جناب نبویان مطرح کرده اند و وزارت اطلاعات و مصباح هم تاکنون تکذیب نکرده اند
          اما اینکه اطلاعات ممکنه غلط باشه بله احتمالش هست اما امروز می بینیم که مصباح حرفهاش نه تنها غلط نبوده بلکه درست هم بوده که در بسیاری موارد رهبری هم تشخیص دادند ورود کنند و در قضیه اطلاعات بگویند تا زنده هستم اجازه انحراف نمی دهم
          مطالب شفیعی کیا رو هم بارها خوانده ام و چندین بارهم در همین مطلب به ایشان اعتراض کردم اما کامنتهام منتشر نشد اما اینکه می گویید چون ایشان در این موسسه بوده اند پس حرفهاش سند و مدرکه نه خیر چنین چیزی نیست چه بسیار افرادی در موسساتی بوده اند و بعدها از موسسه بیرون رفته و ادعاهای دروغین کرده اند پس صرف حضور در مکانی دلیل بر مستند بودن ادعاها نیست
          در اینصورت ما هم می گوییم کسانی که مسموعات را به مصباح رسانده اند همه در هیات دولت و از وزرا بوده اند پس تمام ادعاهایشان صحیح است و شما هم باید طبق منطق خودتان بپذیرید و مخالفت نکنیدو به استنادات ایرادی نگیرید
          ضمن اینکه مجازی بودن بنده دلیل بر مستند نبودن حرفهای بنده نیست چون می توانم به راحتی برایتان سند و مدرک واقعی گذارم نه مجازی مثلا بنده می توانم نقل قول یکی از افراد موسسه را بگذارم که اسم واقعی ایشان را هم بدانید اما در عین حال ندانید که رابطه من به ایشان چیست ولی بتوانید به ایشان رجوع کنید بدون اینکه سر در بیاورید من چه کسی هستم :D :lol:

          • سلام علیکم
            حرفهای آقای نبویان به نظر شما سندی بی خدشه است به این دلیل که شاگرد آقای مصباح هستند و حرفهای ایشان توسط جناب آقای مصباح و وزارت اطلاعات تکذیب نشده؟؟؟؟؟ میپرسیم از کجا معلوم رهبری چنین حرفی زده شما میگویید نبویان گفته و مصباح تکذیب نکرده!!!!!!!
            میفرمایید فلان امام جمعه ادعایی کرده و رهبری تکذیب نکرده یا اطلاعات تکذیب نکرده !!!!! باشه با همین قیاس ادامه بدید و انشالله عاقبت بخیری در انتظارتون باشه. تحلیلهای شما همه بر پایه نقل قولهایی است که چون تکذیب نشده پس درست پنداشته شده است. در این فضای پر تهمت اگر قرار بود همه دروغها تکذیب بشه وقتی برای رهبر و رییس جمهور نمیماند.
            خوب به هر حال این منطق شاید برای شما پدیرفتنی باشد و در مورد دیگران هم قضاوت با خودشان.
            فقط عرض میکنم شما به حرفهای امثال آقای نبویان و آن امام جمعه اعتماد دارید که تحلیلهایتان به اینجا رسیده. نوش جانتان این اعتماد و حتما هم برای خود حجت شرعی دارید.
            ولی برای چون منی که حداقل در یک مورد تحلیلی پر از تهمت و بدفهمی از همین آقای نبویان شنیده ام که در ناراستی آن ذره ای شک ندارم، هرگز کلام امثال او حجت نمیشود. ایشان را به دروغگویی متهم نمیکنم بلکه ایشان را برخلاف ادعاهای پر و پیمانشان دچار بدفهمی میدانم.
            در مورد سایر جملاتتان هم باید بگویم شما تصورات ذهنی خود را حقیقت مسلم میپندارید. وقتی میگویید جناب مصباح گفت مشایی احمدی را به دردسر می اندازد و حالا اینطوری شد و حرفش درست درآمده، این دقیقا تحلیل شما بر اساس باروهای شخصی شماست. شمایید که وضعیت فعلی احمدی نژاد را دردسر میدانید در حالی که از دید ما اتفاقا او الان به لطف خدا در اوج اقتدار است و آینده نزدیک انشالله این نکته را بر شما و همفکرانتان ثابت خواهد کرد. او دردسر ایجاد کرده اما نه برای خود. این است مبنای منطقی حرفهای شما.
            مطمئنم از این اشکالات به منطق شما را دیگر دوستان هم به وفور میبینند و فقط کسی حوصله ندارد که جواب بدهد چون این مجادله را بی ثمر میدانند.
            یک چیز دیگر هم اینکه من نمیفههم شما چرا شما به وبلاگ خود قناعت نمیکنید و بحث و تحلیلهایتان را در اینجا مینویسسید. میتوانید هرچه خواستید در وبلاک خود بنویسید و مثل سایر دوستان از اینجا فقط برای دعوت به خواندن حرفهایتان استفاده کنید.هرکس دلش خواست می آید و حرفهای شما را میخواند و جواب میدهد و بحث میکند. چه لزومی دارد که حرفهای خود را در اینجا منتشر کنید و از ثمره سالها زحمت جناب آقای حامد که وبلاگ را به اینجا رسانده در جهت نشر عقاید خود استفاده کنید؟ برای من این میزان سعه صدر آقا حامد بسیار جای تعجب دارد که وبلاگش شده محل استفاده شما برای نشر افکارتان و او چیزی نمیگوید.
            همین

      • نسبت بعضی ها با ولایت فقیه و آقا
        آقا کردنشان و ولایت ولایت کردنشان بد جوری آدم را یاد دو دختر بزرگ و ننر کینگ لیرِ شکسپیر می اندازد

        حال یکی از دو کار زیر را میتوانید بکنید
        یا بروید و با شخصیتتان در داستان کینگ لیر مواجه شوید
        یا جیغ بنفش بکشید و شانتاژ کنید که رهبری با کینگ لیر مقایسه شد

        آنچه که سالهای سال است موجب سر خوردگی همه علاقمندان به انقلاب شده ریاست مادام العمر آقای هاشمی بهرمانی مفتخر به دوستی رسمی با نوکران اسراییل(آل سعود) بر مجمع میباشد…

        آنچه که سالهای سال است موجب سر خوردگی همه علاقمندان به دین شده مترادف شدن کلمات ارباب زاده و آخوند زاده در ادبیات فارسی است

        بگذریم…

        • ما هم از پاسخ به انشاء و دکلمه بی منطق و دلیل و استناد شما هم گذشتیم جناب رعیت زاده
          فقط همین را بگویم رهبری سرخوردگی را در انتصاب مشایی نوشت نه در انتصاب هاشمی به مجمع و این یعنی شما در جواب رهبری دارید به خود ایشان ایراد و خورده میگیرید پس آنکسی که نسبتش به دو دختر بزرگ و ننر کینگ لیرِ شکسپیر می رسد شخص جناب عالی هستید

          • صفرم
            ان شاء الله حرفی از سر جدل نمیزنم
            یکم
            نسبت زیبایی شناختی بعضی با دو دختر بزرگ کینگ لیر یک نسبت ذاتی است با گفتن و تکرار این واژه مانند بچه ها که “خودتی خودتی” اتفاق قابل توجهی نخواهد افتاد. چنانچه از نوشتار شما واضح است، شما داستان کینگ لیر را نخواندی یا فراموشت شده ، من حقیقتا فرصت تعریف یک تراژدی را برای شما ندارم لیکن صمیمانه توصیه میکنم که بادقت این داستان را بخوانی وتدبر کنی، فیلمش هم هست، لا اقل آنرا ببین، بعد معرفت نفس حاصل کن و بعد از آن جواب بدهی یا ندهی زیاد توفیری نمیکند (اگر آن معرفت حاصل شده باشد )
            دوم
            امیدوارم که در معنای کلمه استدلال قدری تفکر کرده باشی(و این کلمه مانند ولایت فقیه تنها لقلقه زبان نباشد )
            بالاترین استدلال برای جزم اندیشان، استدلال آینه است آن هنگام که خود را در آن ببینند شاید تو این آینه را در تراژدی مشهور شکسپیر بیابی…
            ان شاء الله

      • مگر همین جناب مشایی بعد از قضیه ۱۱ روز نگفت ما فکر نمی کردیم رهبری تا این حد ایستادگی کند؟!!!

        سند واسه حرف مفتی که زدی؟ از بولتن هایی که میدن بخونی منبع نذاری داداش!

  27. با سلام

    ” “ما مامور به وظیفه ایم، نه نتیجه””

    البته, اما اگر انجام وظیمه ما به نتیجه خوبی نرسید, باید قبول کنیم یا وظیفه خود را خوب انجام نداده ایم, و یا در جائی به بیراهه رفته ایم (حالا به هر علتی.)

    ضمناُ این یک تکه هم خواندنی است: اوباما, برای همدلی با طبقه تهیدست, ۵% از ۴۴۰۰۰ $ حقوق سالانه ریاست جمهوری اش را به خزانه برگرداند (که میشود ۲۰۰۰۰٫$ ) این خبر همه جا, از جمله در توئیتر پخش شد. کاربری در نظرش نوشت: احمدی نژاد و بعد از او مورالس همه حقوق ریاست جمهوریشان را به ملت حود بخشیدید؛ اوباما پنج میلیون ثروت دارد و احمدی نژاد و مورالس بی چیزند.

  28. سلام
    یک بوم و دو هوا یی بر خورد کردن در مملکت ما عادی شده از قضیه دو دادستان ( کهریزک و ستار بهشتی ) مستند بودن ضبط تصاویر دوربین ( دو جوان اعدامی تا برادر سازمان ویژه خانوادگی ) و نامه رهبری معظم در زمان ریاست جمهوری به امام و نامه مشایی

    نامه‌ى امام خمینى(ره) به آیت‌الله خامنه‌ای ۱۶ دی ۱۳۶۶

    بسم الله الرحمن الرحیم
    جناب حجت‌الاسلام آقاى خامنه‌اى، رئیس محترم جمهورى اسلامى، دامت افاضاته.
    پس از اهداى سلام و تحیّت، من میل نداشتم که در این موقع حساس به مناقشات پرداخته شود. و عقیده دارم که در این مواقع سکوت بهترین طریقه است. و البته نباید ماها گمان کنیم که هرچه مى‌گوییم و مى‌کنیم کسى را حق اشکال نیست. اشکال، بلکه تخطئه، یک هدیه الهى است براى رشد انسان‌ها. لکن صحیح ندانستم که جواب مرقوم شریف و تقاضایى که در آن شده بود را به سکوت برگزار کنم. لهذا، آنچه را که در نظر دارم به طور فشرده عرض مى‌کنم.

    از بیانات جنابعالى در نماز جمعه این طور ظاهر مى‌شود که شما حکومت را که به معناى
    ——————————————————————————————-
    ولایت مطلقه‌اى که از جانب خدا به نبى اکرم-صلى الله علیه و آله و سلم- واگذار شده و اهمّ
    ——————————————————————————————-
    احکام الهى است و بر جمیع احکام شرعیه الهیه تقدم دارد، صحیح نمى‌دانید. و تعبیر به آن که
    ——————————————————————————————-
    اینجانب گفته‌ام حکومت در چهارچوب احکام الهى داراى اختیار است بکلى برخلاف گفته‌هاى
    ——————————————————————————————-
    اینجانب بود. اگر اختیاراتِ حکومت در چهارچوب احکام فرعیه الهیه است، باید عرضِ
    ————
    حکومت الهیه و ولایت مطلقه مفوّضه به نبى اسلام -صلى الله علیه و آله و سلم- یک پدیده بى‌معنا و محتوا باشد و اشاره مى‌کنم به پیامدهاى آن، که هیچ کس نمى تواند ملتزم به آن‌ها باشد: مثلاً خیابان‌کِشی‌ها که مستلزم تصرف در منزلى است یا حریم آن است در چهارچوب احکام فرعیه نیست. نظام وظیفه، و اعزام الزامى به جبهه‌ها، و جلوگیرى از ورود و خروج ارز، و جلوگیرى از ورود یا خروج هر نحو کالا، و منع احتکار در غیر دو-سه مورد، و گمرکات و مالیات، و جلوگیرى از گران‌فروشى، قیمت‌گذارى، و جلوگیرى از پخش مواد مخدره، و منع اعتیاد به هر نحو غیر از مشروبات الکلى، حمل اسلحه به هر نوع که باشد، و صدها امثال آن، که از اختیارات دولت است، بنابر تفسیر شما خارج است؛ و صدها امثال این‌ها.
    باید عرض کنم حکومت، که شعبه‌اى از ولایت مطلقه رسول‌الله -صلى‌الله علیه و آله و سلم- است، یکى از احکام اولیه اسلام است؛ و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتى نماز و روزه و حج است. حاکم مى‌تواند مسجد یا منزلى را که در مسیر خیابان است خراب کند و پول منزل را به صاحبش رد کند. حاکم مى‌تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل کند؛ و مسجدى که ضِرار باشد، در صورتى که رفع بدون تخریب نشود، خراب کند. حکومت مى‌تواند قراردادهاى شرعى را که خود با مردم بسته است، در موقعى که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، یک‌جانبه لغو کند. و مى‌تواند هر امرى را، چه عبادى و یا غیر عبادى است که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن مادامى که چنین است جلوگیرى کند. حکومت مى‌تواند از حج، که از فرایض مهم الهى است، در مواقعى که مخالف صلاح کشور اسلامى دانست موقتاً جلوگیرى کند.
    آن‌چه گفته شده است تاکنون، و یا گفته مى‌شود، ناشى از عدم شناخت ولایت مطلقه الهى است. آن‌چه گفته شده است که شایع است، مزارعه و مضاربه و امثال آن‌ها را با آن اختیارات از بین خواهد رفت، صریحاً عرض مى‌کنم که فرضاً چنین باشد، این از اختیارات حکومت است. و بالاتر از آن هم مسائلى است، که مزاحمت نمى‌کنم.
    ان شاء‌ الله تعالى خداوند امثال جنابعالى را، که جز خدمت به اسلام نظرى ندارید، در پناه خود حفظ فرماید.
    روح‌الله الموسوى الخمینى

    پاسخ آیت‌الله خامنه‌ای به نامه‌ى امام(ره) ۲۱ دی ۱۳۶۶
    بسم الله الرحمن الرحیم
    محضر مبارک رهبر معظم انقلاب حضرت امام خمینى، مُدَّظلهُ العالى.
    پس از عرض سلام و ارادت، مرقوم مبارک در پاسخ به معروضه‌ى اینجانب را استماع و زیارت کردم و از ارشادات آن حضرت که مانند همیشه ترسیم کننده‌ى خط روشن اسلام است متشکرم.
    نکته‌اى که بیان آن را لازم مى‌دانم آن است که بر مبناى فقهى ِ حضرت عالى که اینجانب سال‌ها پیش آن را از حضرت عالی آموخته و پذیرفته و بر اساس آن مشى کرده ام(*)، موارد و احکام مرقوم در نامه‌ی حضرت عالى جزو مسلمات است و بنده همه‌ى آن‌ها را قبول دارم. مقصود از حدود شرعیه در خطبه‌هاى نماز جمعه چیزى است که در صورت لزوم مشروحاً بیان خواهد شد. امید است سال‌هاى متمادى این ملّت عزیز و فداکار و مسئولان آن و همه‌ى امّت بزرگ اسلام از فکر بیدار و روشن و رهبرى بى‌بدیل جنابعالى بهره‌مند گردند و خداوند عمر شریف شما را تا حضور ولى عصر (ارواحنا فداه) مستدام بدارد.
    سیدعلی خامنه‌ای
    —————————————————————–
    بسمه تعالی
    جناب آقای دکتر احمدی نژاد، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
    با سلام و تحیت انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور بر خلاف
    مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شما است.
    لازم است انتصاب مزبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد.
    سیدعلی خامنه‌ای
    —————————————————————————————
    بسمه تعالی
    اینجانب بعد از دستور مقام معظم رهبری خود را معاون اول رئیس جمهور نمی دانم و به
    ——————————————-
    ——————————————-
    عنوان یک سرباز ولایی در هر کجا که بتوانم به مردم عزیز کشور خدمت خواهم کرد .
    اسفندیار رحیم مشایی

    متن نا مه ها را عینا کپی نمودم . کدام الفاظ سنگینتر میباشد .
    هر شخصی خودش تحلیل نماید .

    • سلام به برادر رحیم
      رحیم جان بنده که در کامنت قبلیت به شما گفتم به جای قرینه سازی می روی دنبال قیاسات باطل و روایات تاریخی این بار هم بدون در چنته داشتن ادله و استدلال رفتی بازم اون نامه های ریاست جمهوری آقای خامنه ای رو مطرح کردی که بارها جوابش رو داده بودم اشکالی نداره من این دفعه جوابت رو میدم و ثابت می کنم قیاست باطله:
      اولا: شما برای قضاوت کامل در این قضیه رعایت امانت نکردید و داستان رو عمدا به طور ناقص بیان کردید و فقط دو نامه از امام و رییس جمهور رو کپی پیست کردید و با دو نامه رهبری و مشایی که آنهم کپی پیست بوده قصد قضاوت بر اساس قیاس زو بر عهده خواننده گذاشتید در حالی که اگر کسی از جریان اصلی ماجرا خبر نداشته باشد یقینا به مقصود شما که مصادره به مطلوب است می رسد اما واقعیت اینی نیست که شما قصد کرده اید که در ادامه با توضیح ماجرا این شبهه شما هم بر طرف خواهد شد چه اینکه در قضیه مشایی هم بنده به کپی پیست ماجرا اکتفا نکرده ام بلکه تمام اتفاقات رو کنار هم قرار داده ام و با توجه همه جانبه و به همه ابعاد مسئله سعی در تبیین و حل این معما کرده ام که البته شما در پاسخ به سوالات بنده فرار کردید و به تکرار یک شبهه قدیمی که قبلا حل شده روی آوردید
      خوب گفتم باید داستان اصلی رو بدونید تا قضاوت کنید:
      اول از همه این اتفاقات در پی سخنرانی مقام معظم رهبری در سال ۶۶ در نماز جمعه تهران اتفاق افتاد در تاریخ جمعه ۲/۱۱/۶۶ رییس جمهور وقت یعنی آقای خامنه ای در مورد ولایت فقیه فرمودند:
      کار ولی فقیه عبارت است از اداره ی جامعه. البته بر مبنای اسلام، شکی در این نیست؛ اما آن جاهایی که مصالح اسلامی را، مصالح اجتماعی را، ولی فقیه تشخیص می دهد، بر طبق مصلحت یک دستوری صادر می کند، آن دستور حکم الله است ؛ آن دستور خودش یک دستور شرعی است. ولی فقیه چه با اتکاء به دلیل عقلی قطعی و چه با اتکاء به ادله ی شرعی، یک مصلحتی را برای جامعه تشخیص می دهد، آن مصلحت را اعمال می کند، آن می شود حکم الله و برای همه ی مردم این حکم واجب الاطاعه است؛ که معنای این جمله ای هم که در بیانات بزرگان تکرار شد- همین است. اصل حکومت از احکام اولیه است و احکام حاکم اسلامی هم حکم اولی است؛ یعنی حکم ثانوی به معنای اینکه تابع ضرورت ها باشد، نیست.

      خوب اگه شما به شرایط سال ۶۶ بروید که به هیچ وجه این همه مقاله و تحقیق و تبیین در مسئله ولایت فقیه مثل امروز صورت نگرفته بود و عامه مردم و مسئولین هم ولایت فقیه را به صورت تعریفهای امام خمینی و شهید مطهری و شهید بهشتی و شهید آیت می دانستند و به صورت جزیی و ریز در مسئله ورود نکرده بودند رییس جمهور میاد در نماز جمعه این قضیه رو بسط میده و علنا هم میگویند حکم ولی فقیه همان حکم الله است و یک دستور شرعی است در این بین عده ای برداشتهای اشتباه کردند از این حرفها قبل از همه توضیح بدم که امام خمینی در سال ۵۸ در مصاحبه با پروفسور حامد الگار گفته بودند : اینکه در قانون اساسی هست، این بعض شئون ولایت فقیه هست نه همه شئون ولایت فقیه
      و آقای خامنه ای هم قطعا این را می دانستند و در همین قضیه شئون ولایت فقیه و بحث مطلقه بودن آن یا نبودنش در جلسات خبرگان قانون اساسی بارها بحث و جدل و گفتگو از سوی شهید بهشتی و شهید آیت صورت گرفت و آقا خامنه ای هم در جریان بوده اند سابق هم امام خمینی در بحث حدود ولایت فقیه که بحث ولایت مطلقه و مقیده بوده بحث کرده بودند بخاطر همین است که در نامه رییس جمهور آمده که اینها جزء مسلمات است که قبول دارد
      در نامه امام خمینی هم به صراحت امده که – این طور ظاهر مى‌شود – یعنی امام نمی گوید حرف شما این است بلکه می گوید این طور ظاهر می شود یعنی امام خمینی در صدد پاسخ به اصل سخن آقای خامنه ای نیست که خود امام هم حقیقت سخن رییس جمهور را می داند بلکه در صدد پاسخ به برداشت های غلط از سخن رییس جمهور است و گرنه اصل سخن آقای خامنه ای همانطور که بنده نقل کرده ام درست و صحیح است حکم ولی فقیه مافوق قانون اساسی و ذیل قانون اسلام است و این دقیقا تبیینی است که علامه مصباح یزدی در مورد مطلقه بودن ولایت فقیه بیان کرده و رهبری هم طبق همین اصل گفته اند حکم ولی فقیه چون حکم الله است پس خودش یک حکم شرعی است اما بعضی ها اینطور برداشت کرده اند که ولی فقیه فقط در محدوده احکام شرعی می تواند حکم دهد که این برداشت غلط است و امام جواب این برداشت غلط از سخنان آقای خامنه ای را داده اند و در حقیقت امام خمینی این قضیه رو بابی دانستند و فرصتی دانستند برای پاسخ به شبهات باقی مانده در ذهن برخی ها که هنوز از ولایت فقیه برداشت درستی ندارند و سخنان آقای خامنه ای را اشتباه تفسیر می کنند و امام این فرصت رو یافت که این مسئله رو بیشتر باز کنه تا دیگران شبهه هایشان برطرف شود به خاطر همین امام فرمودند – آن‌چه گفته شده است تاکنون، و یا گفته مى‌شود، ناشى از عدم شناخت ولایت مطلقه الهى است – و این به خوبی نشان می دهد که کسانی حرفهایی رر قبلا زده اند و هنوز هم می زنند که نشان از عدم شناخت ولایت مطلقه است در صورتی که مواضع قبلی آقای خامنه ای کاملا نشان می دهد که ایشان قبلا هم ولایت مطلقه را قبول داشته و به درستی می شناختند همانطور که امام در نامه بعدی می فرمایند که در ادامه می آید
      ثانیا:
      برادر رحیم عزیز شما پس از نامه رییس جمهور به رهبری باید جواب نهایی امام خمینی رو هم قرار می دادید تا شبهه برطرف شود که نظر امام خمینی درباره آقای خامنه ای چیست اما متاسفانه یا سهوا و یا عمدا جواب نهایی امام رو نفرمودید زیرا در اون شرایط در همین قضیه به رییس جمهور خیلی حمله ها و تخریبها شد که بله آقای خامنه ای ضد ولایت فقیه است و چنین و چنان اما امام خمینی در سخنی به همه این بحثها پایان داد و تعاریفی از آقای خامنه ای کرده که هرگز امام چنین تعاریف رو از کسی که مخالف ولایت مطلقه فقیه باشد نمی کند بخوانید سخن امام خمینی رو تا امثال شماها بعد از ۲۶ سال این قضیه رو مستمسک برای توجیه اشتباه مشایی نکنید:
      بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏
      جناب حجت الاسلام آقاى خامنه ای، رئیس محترم جمهورى اسلامى- دامت افاضاته

      مرقوم شریف جنابعالى واصل و موجب خرسندى گردید. این جانب که از سالهاى قبل از انقلاب با جنابعالى ارتباط نزدیک داشته ام و همان ارتباط بحمد اللَّه تعالى تاکنون باقى است، جنابعالى را یکى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى می دانم و شما را چون برادرى که آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستید و از مبانى فقهى مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانبدارى مى‏کنید، می‏دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى از جمله افراد نادرى هستید که چون خورشید، روشنى می‏دهید. … » منبع : صحیفه نور امام خمینی ؛ ج۲۰ ، ص ۴۵۱ تا ۴۵۶

      دقت کنید امام فرموده از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جدا جانبداری می کنید خوب اگر آقای خامنه ای معتقد باشد ولایت فقیه فقط در محدوده احکام شرعی است دیگر این که ولایت مطلقه نمی شود به نوعی شاید بشه گفت مقیده است اما نامه امام نشون میده که امام می داند آقای خامنه ای طرفدار ولایت مطلقه است
      در مجموع همه این بحثها و مقایسه سخنان و نامه ها و با بررسی قضایا مشخص می شود که سخنان امام به برداشتهای غلط از سخنان است نه اصل سخنان و برداشت صحیح آن

      ثالثا:
      مقایسه نامه رییس جمهور وقت و نامه مشایی به ولی فقیه زمان خودشان خیلی از مسائل را روشن می کند
      آقای خامنه ای می فرمایند:پس از عرض سلام و ارادت، مرقوم مبارک در پاسخ به معروضه‌ى اینجانب را استماع و زیارت کردم و از ارشادات آن حضرت که مانند همیشه ترسیم کننده‌ى خط روشن اسلام است متشکرم.
      نکته‌اى که بیان آن را لازم مى‌دانم آن است که بر مبناى فقهى ِ حضرت عالى که اینجانب سال‌ها پیش آن را از حضرت عالی آموخته و پذیرفته و بر اساس آن مشى کرده ام(*)، موارد و احکام مرقوم در نامه‌ی حضرت عالى جزو مسلمات است و بنده همه‌ى آن‌ها را قبول دارم

      خوب نهایت ارادت آقای خامنه ای به امام خمینی در همین چند جمله به طور واضح روشن است

      اما ببینید جواب مشایی به امام خامنه ای را:
      اینجانب بعد از دستور مقام معظم رهبری خود را معاون اول رئیس جمهور نمی دانم

      آقا مشایی علنا می گوید بعد از دستور مقام معظم رهبری یعنی قبل از آن خود را معاون اول می دانسته خوب برگردیم به حکم عزل مقام معظم رهبری ایشان در آخر نامه فرموده اند کان لم یکن خوب کسانی که عربی می دانند این جمله را ترجمه کنند من یکبار از احمد شریعت و مسعود و. ثامن مشهد پرسیدم هیچ کدام جوابی نداشتند!!! کان لم یکن یعنی انگار که از اول چنین قضیه ای نبوده یعنی اصلا گویا چیزی اتفاق نیوفتاده و قضیه ای پوچ و خالی بوده و هیچ اما چرا مشایی می گوید بعد از دستور خوب معلومه مشایی می خواد بگه نه قبلا چیزی بوده و حکمی بوده و انتصابی بوده و من هم معاون اول بوده ام اینطور نیست که رهبری بگویند چیزی نبوده خوب آقایان هنوز جواب این موضع گیری علنی مشایی در مقابل حکم رهبری را نداده اند راه افتاده اند رفته اند سخنان آقای خامنه ای در سال ۶۶ و نامه امام خمینی رو علم کرده اند تا فرار رو. به جلو بکنند و از اون قضیه برای توجیه مشایی هزینه کنند که البته تیرتان به سنگ می خورد :D
      حالا یان بنده هستم که باید بپرسم کدام نامه بی شرمانه است جناب رحیم آقای حامی مشایی؟؟؟!!!
      البته این نمونه اول نیست آقای مشایی در جلسه ای که با حمید رسایی و حسینیان داشته وقتی این دو نفر به مشایی می گویند رهبری در جلسه هیات دولت به شما نصیحت کرده و دستور داده اتقوا من مواضع التهم چرا شما رعایت نمی کنید مشایی می گوید اینها مسائل حاشیه ای و فرعی است خوب این حرف مشایی جز بی شرمی و وقاحت ایشان چیزی دیگری می تواند باشد؟آیا نصیحت نائب امام زمان (عج) و رهبر مسلمین جهان و دستور ایشان یک مسئله فرعی و حاشیه ای است؟مشایی در چه حد و اندازه ای است که پای خود را از گلیم درازتر می کند و چنین حرفی می زند؟کسی که نمی فهمد دوستی با مردم اسرائیل حرف غلطی است چطور میزان و ترازوی اصلی فرعی را برای سخنان اشبه الناس بالمعصوم می گذارد؟؟؟!!! :-x :o
      آیا کسی که این همه وقاحت در برابر حکم رهبری نشان می دهد می تواند ادعای ولایتمداری کند و خود را سرباز ولایت بنامد؟؟؟هیهات که حزب الله مانند شماها فریب این ادعاهای دروغین را بخورد
      به قول سعدی :
      به عمل کار برآید به سخنرانی نیست

      بردار رحیم بنده پاسخ سوالات شما را دادم و انتظاری هم ندارم که توانایی پاسخ به سوالات بنده رو داشته باشید اما اینقدر می توانم از شما انتظار داشته باشم که قبل از کامنت گذاشتن کمی فکر کنید و سوالات بنده رو خوب بفهمید و بعد بروید دنبال پاسخ نه اینکه به دنبال قیاس باشید تا توجیه کنید
      زنده باد ولایت فقیه
      زنده باد ولایت فقیه
      و بازهم زنده باد ولایت فقیه
      اللهم احفظ سیدنا و قاءدنا الاامام خامنه ای مدظله العالی
      اللهم عجل لولیک الفرج @};-@};-@};-

      • سلام
        به محمد
        اولا عادتا نوشته هایطولانی و حضرتعالی را نمیخوانم . دوما نمیتوانید شخصی را مجبور به عدم قیاس رفتاری و اخلاقی بزرگان نمایید امر به قیاس در سیره و روش ، در مواردی خاص بهترین راهکار ارائه شده از سوی معصومین بوده و علی ابن ابی طالب هم به مذاکره کننده اش فرمودند با استدلال از سیره پیامبربا جوارج ( منظورم در این جا خارج از انصاف ) صحبت کن .
        سوم تمامی افراد ، فعلا از مسائل مابین ریاست جمهوری و رهبری در این موضوع بی اطلاعند و هر گونه نقل قول ، تا تشریح ماجرا از سوی هردو عزیز ، بی اعتبار است . پس رسم جوانمردیست که فقط تا جایی که علنی شده نوشته گردد . و نوشته های مابین امام و رهبری هم همانمقدار بیان شود . فقط و فقط قصدم نکته اخلاقی برخورد امام با رهبری و رهبری با دیگران جهت ِنفع ذکر بود .
        (نوشته اید شبهه قدیمی ) شبهه ای وجود ندارد، هر کس باید برای اعمال خود در قیامت دلیل شرعی داشته باشد همانگونه که رهبری در ماجرای مخالفت با نخست وزیری موسوی ، با وجود نظر مثبت امام ، دنبال حکم بودند . خوب ، چرا آقای مشایی یا هر مومنی نباید دنبال حکم باشد و اگر باشد وقاحت و بی شرمی خوانده شود .
        چهارم همانگونه که حضرت عالی برداشتتان( در نامه امام خمینی هم به صراحت امده که – این طور ظاهر مى‌شود – یعنی امام نمی گوید حرف شما این است بلکه می گوید این طور ظاهر می شود ).
        برداشت من هم از :( بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شما است.)
        با توجه به ولایی بودن ریاست جمهوری و تاکید های مکرر رهبری نسبت به زنده شدن گفتمان امام و انقلاب در این دولت همینگونست و آینده صحت مطلب را نشان میدهد .
        فرمودید :
        برادر رحیم عزیز شما پس از نامه رییس جمهور به رهبری باید جواب نهایی امام خمینی رو هم قرار می دادید تا شبهه برطرف شود که نظر امام خمینی درباره آقای خامنه ای چیست .
        باور کنید بغیر از حضرتعالی مابقی هم از نظر و تایید امام از رهبری ، که بوسیله مرحوم آقا سید احمد در خبرگان بیان شده مطلعند و دلیلی ندارد دوباره بیان شود . ضمن اینکه با مرور بیانات سال پایانی دولت نهم و دهم :
        بیانات ۱۳۸۷/۰۶/۰۲ در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیئت دولت
        در باره خصوصیت و امتیاز دوم که در این دولت هست، شعار و گفتمان کلى این دولت است که منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمانهاى انقلاب است؛ این خیلى چیز باارزشى است. این را هیچکس نمى‌تواند ندیده بگیرد. هر دلبسته‌ى به انقلاب، این را قدر مى‌داند؛ هر کسى که پیشرفت کشور را با هدایت انقلاب و با کارگردانى انقلاب تصور مى‌کند، باید این را قدر بداند. عدالت‌خواهى در این دولت پررنگ شد. شعار عدالت‌خواهى به صورت جدى بر روحیه‌ى مسئولان، دولتمردان و برنامه‌ها، پرتو افکند. استکبارستیزى – که معناى ویژه‌ى انقلابى خودش را دارد – در این دولت تشخص و تمیّز پیدا کرد. معناى استکبارستیزى دشمنى کردن با دولتهاى دنیا نیست، معنایش دشمنى کردن با استکبار است. استکبار – از هر دولتى و از هر نظامى سر بزند – آفتِ براى بشریت است. البته امروز امریکا و صهیونیزم مظهر استکبارند؛ لیکن هر جا، هر کس، هر دولتى و هر مجموعه‌اى که نسبت به دیگران استکبار بورزند، آفتى در جامعه‌ى بشرى و در نظام زندگى انسان به وجود مى‌آورند. ستیزه‌ى با این حالت هم یک حالت مطلوب اسلامى است. این هم یکى از خصوصیات این مجموعه است که خوشبختانه برجسته است
        بیانات ۱۳۹۱/۰۶/۰۲ در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیئت دولت
        یک بخش دیگر از این نقاط قوّتى که به نظر من روى آن باید تکیه کرد، مسئله‌‌ى برجسته شدن ارزشهاى انقلاب است. در این سالهائى که دولت نهم و دولت دهم بر سر کار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزشهاى‌‌انقلاب و چیزهائى که امام به آن توصیه میکردند و ما آنها را از انقلاب آموختیم،
        نظر رهبری را در مورد دولتی که همه صاحبان زر و زور و تزویر آن را انحرافی معرفی میکنند ، هیچگونه دلیلی بر انحراف در این دولت از نظر رهبری ( اشبه الناس بالمعصوم ) نمیبینم ، ملاک من خود خود رهبریست نه ناقلان سیاس . و چگونه ممکن است احمدی نژاد سحر شده بوسیله ، مشایی ساحر ، حجتی ، بهایی ، فراماسون ، بزرگترین خطر برای اسلام و… گفتمان امام را زنده کند .
        یاد آوری میکنم طرفدار عدالت خواهیم نه اشخاص . فعلا علم عدالتخواهی بدست احمدی «زادست و منتظر اشاره آن عزیزم .

        • سلام بر برادر رحیم
          اولا اگر شما هزار صفحه بنویسید بنده همه آن را می خوانم چون بدون اطلاع دقیق از نظر شما نمی توانم قضاوت درستی بکنم یکی از ایرادات من به جناب مشایی هم همین است کاش ایشان تمام نظریه اش را در قالب کتابی می نوشت که به توان با همه ابعاد عقیدتی ایشان به طور دقیق و ریز آشنا شد(نگویید دنبال تفتیش عقایدم نه منظورم اینه که کاش ایشان مثل احمد فردید عمل نمی کرد و لااقل مثل شریعتی کتاب می نوشت قصد مقایسه ندارم که ایشان حدشان چقدر است اما مهم این بود که حرفهایشان مکتوب می بود اگر ۱۰۰ جلد هم داشت بنده می خواندم اما اینکه یک فایل صوتی بگذارید و یا چند کلیپ چند دقیقه ای بگذارید قابل حاشیه نویسی نیست کتاب معمای مشایی جناب امیرحسین طاهرخان هم جمع آوری سخنان ایشان است و به صورت منظومه و طبقه بندی شده نیست که خود مولف آنرا طبق سیر و روند فکری اش تدوین کند)

          ثانیا بنده در هیچ کاری نمی توان کسی را مجبور به کاری کنم شما مختارید اما ما هم مجبور نیستیم هر حرف و هر قیاسی را قبول کنیم قیاس اسلوب و روش دارد کبری و صغرایی دارد ضمن اینکه فرق تمثیل و قیاس را هم بروید دنبالش تا بهتر بنویسید بسیاری از داستانهای قرآنی و روایات و توصیه ها به مطالعه تاریخ بر مبنای مثال و تمثیل است نه قیاس (البته تمثیل هم ریشه در قیاس دارد منتها وارد ریز مسائل نمی شوم)
          هدف از مثال زدنها هم عبرت گیری است نه اینکه دقیقا شبیه سازی تاریخی کنیم و بگوییم مثلا الان فلان فرد در تاریخ معاصر دقیقا نقش فلان فرد در تاریخ صدر اسلام را ایفا می کند اینجور مهره چینی و شبیه سازی ها مبنای منطقی و عقلی ندارد
          مثلا رهبری فرمود: بصیرت یعنی اینکه بدانی شمری که در کربلا سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز صفین است که تا مرز شهادت پیش رفت.
          خوب این یک مثال است برای عبرت گیری شما بروید سخنان عبرتهای عاشورا را از مقام معظم رهبری بخوانید ایشان در این قضیه هم عبرتها و هم درس ها را بیان می کنند خود رهبری در ادامه همین تحلیل سیاسی واقعه کربلا کتاب آذرخشی دیگر از آسمان کربلا نوشته علامه مصباح یزدی را به همه توصیه کرده برای خواندن شما بروید این کتاب را بخوانید و ببینید علامه مصباح چطور بحث سکولاریسم امروزی را ریشه در صدر اسلام معرفی می کند و چطور بر مبنای وقایع تاریخی تجزیه و تحلیل می کند بدون اینکه ایشان دچار خطای شبیه سازی تاریخی شود
          حالا اگر کسی معتقد به شبیه سازی باشد بیاید بگویید بله این سخن رهبری یعنی کربلایی قرار است اتفاق بیوفتد که یک زنا زاده بیاید در بیابان سر رهبر جامعه اسلامی را با نشستن بر سینه اش ببرد خوب قطعا منظور رهبری این نبوده
          شما هم وقتی قیاس می کنید باید ببینید روایت امروزتان چقدر به روایات گذشته نزدیک است از نظر استدلال همین که مثلا در قضیه ولایت فقیه آقای خامنه ای به امام نامه نوشتند و امام هم نامه ایشان را با آن الفاظ که شما تعبیر کرده اید سنگنین خطاب کرده اند که برای قیاس با قضیه مشایی کافی نیست
          در قضیه مشایی نتیجه انتصاب ایشان موجب اختلاف و سرخوردگی می شد اما در قضیه آقای خامنه ای علت نامه نوشتن امام این نبود بلکه امام قصد روشن کردن ابعاد یک مسئله نظری را داشت که ناشی از سوء برداشت غلط عده ای از سخنان آقای خامنه ای بوده و خود آقای خامنه ای مسئله ای را ایجاد نکرده که مورد توبیخ قرار گیرد در بعد قضیه مشایی ایشان با نامه به نوشتن به رهبری می گوید من بعد از دستور شما خودم را معاون اول نمی دانم با وجود اینکه رهبری گفته بودند کان لم یکن اما در نامه آقای خامنه ای به امام خمینی ایشان به امام می گوید من از اول هم اعتقادم در مورد ولایت فقیه همانی بوده است که شما به ما آموخته اید
          در قضیه مشایی سعی بر متقاعد کردن رهبری بوده اما آقای خامنه ای چنین قصدی رو در برابر امام خمینی نداشت
          در قضیه مشایی رهبری دفاعیاتش از ایشان در همین حد است که ایشان برادر مومن و ایمانی شماست قصد مخالفت با اسلام ندارد و قصد براندازی ندارد و عدالت را در مورد ایشان رعایت کنید و امنیت را از او دریغ ندارید و همه صلاحیتهای او را نفی نکنید و این حد ها
          خوب اینها کف شرایط هست بله دفاع از مشایی در مقابل کسانی که تندروی کردند و ظلم کردند بود خوب خیلی ها برادر ایمانی و مومن هستند و قصد مخالفت با اسلام و قصد براندازی ندارند اینکه افتخار نیست بنده و شما و خیلی از مسئولین دیگه هم این شرایط را دارند اصلا اگر این نباشد جای تعجبه چون اینها ویژگی های شاخص و برجسته و آنچنانی ای نیست که بگوییم تعریفات رهبری از کسی است
          اما در همین قضیه نامه نگاری آقای خامنه ای و امام خمینی شما ببینید امام خمینی ایشان را با چه تعبیرات بلندی معرفی می کند که ایشان چون خورشیدی در میان یاران امام می درخشد

          و خیلی از موراددیگر که اگر بخواهم بنویسم طولانی می شود اما همینها نشان می دهد که قیاس شما اشتباه بوده و صرف اینکه نامه هایی رد و بدل شده و الفاظی بکار رفته نمی تواند معیار و ملاک سنجش و عبرت گیری قرار گیرد که شما به افراد سپردید
          ثالثا:
          بنده که خبر از غیب نیاوردم بنده هم طبق مکتوبات و قرائن تجزیه و تحلیل می کنم شما این را به حامیان جناب مشایی بگویید که گفتند مشایی برداشتش اینه که رهبری متقاعد شد
          اتفاقا من همینجا بحث دارم چون رهبری دقیقا به همین خاطر که مبادا روزی کسانی بیایند بگویند رهبری تحت فشار این حکم را صادر کرد و پس از تعلل جناب احمدی نژاد و تکذیبهای جوانفکر ایشان در روز شنبه بعد از مقاله کیهان بحث نفی صلاحیتها را مطرح کرد که در جواب به امین این مسئله را توضیح می دهم که چرا رهبری در سخنان در جمع قاریان بحث نفی صلاحیتها رو مطرح کرد
          اما گفتید شبهه ای وجود ندارد بنده می گویم وجود دارد زمانی که داستان را ناقص نقل کنید شما می گویید کسی بی خبر از تائیدات سید احمد در خبرگان برای آقای خامنه ای نیستت
          اما سوال من اینست :
          فرض که حرف شما درست و امام اصلا این تعاریف رو بعد از سخنان نماز جمعه ایشان نمی گفت (یا می گفت اما علنی نمی شد) بعدها پس از تائیدات سید احمد عده ای می گفتند چطور کسی که در مقابل امام خمینی نظرش در قضیه ولایت فقیه بوده اکنون این تائیدات را سید احمد از امام نقل می کند؟یا ممکن بود بگویند ایشان خطایی کرده و بعد امام خمینی در اواخر عمر از خطای ایشان گذشته و ایشان را تائید کرده یا فرضهای دیگر که همه اینها از اساس غلط است چون اصلا آقای خامنه ای خطایی مرتکب نشده بود و بهترین دلیل بر این امام تائیدات امام خمینی در بعد از همین قضیه است که شما نقل نکردید ضمن اینکه عده ای هم از اینطرف ممکن بود مرتکب خطای عطف به ماسبق شوند به این بهانه مثلا در همین قضیه مشایی
          یعنی فرض فردا شورای نگهبان مشایی را تائید کرد و رهبری هم مخالفتی نکردند همین دوستان شما عطف به ماسبق می کنند که بله پس در قضیه معاونت اولی مشایی خطایی مرتکب نشده بود در قضیه مردم اسرائیل هم همینطور و در مکتب ایرانی هم همینطور و دلیلمان اینست که رهبری در تائید صلاحیت ایشان سکوت کرده پس این سکوت یا تائید شورای نگهبان به معنی درست بودن مواضع مشایی است چون عین همین قضیه تائیدات سید احمد در خبرگان نشان دهنده درست بودن موضع آقای خامنه ای در آن قضیه نامه نگاری بوده
          قصدم اینه که با این توجیه شما و قیاس شما راه برای این موارد باطل باز می شود پس چه بهتر که از همان اول قضیه کامل نقل بشه تا راه سواستفاده بسته بشه
          یعنی بنده دلیل سید احمد را قبول دارم اما بهتر اینه که در همان قضیه به تائیدات امام در همان زمان ارجاع بشه تا شبهه ای در مورد این قضیه باقی نماند
          اما در قضیه موسوی :
          امام خمینی زمانی که نامه نوشت عده زیادی از جمله نمایندگان برداشت توصیه ارشادی داشتند نه حکم ولایی و حکومتی
          آقای خامنه ای هم به این دلیل دنبال حکم بودند و قضیه صدمین نفر رو مطرح کردند که داستان این قضیه را در جواب جناب سه نقطه(…) لینک دادم
          اما در قضیه جناب مشایی از همان اول حکم بوده نه توصیه ارشادی کما اینکه خود جناب مشایی هم این را دستور دانسته اند و جوانفکر هم دستور ذکر کرده اند همچنین در خود نامه رهبری آمده است : لازم است حکم مزبور ملغی و کان لم یکن تلقی گردد
          خوب وقتی لازم است می آید یعنی حکم و دستور و الزامیست اینجا دیگر ارشادی نیست که بگویید مشایی یا احمدی نژاد دنبال حکم بوده اند چون آقای خامنه ای هم دنبال حکم بوده اند
          اما در مورد برداشت:

          من طبق کلمه خود امام خمینی که گفته بودند اینطور ظاهر می شود گفتم برداشت اما در نامه رهبری نیامده است که از انتصاب ایشان اینطور ظاهر می شود که علاقه مندان سرخورده می شوند به همین خاطر شما نمی توانید این دو را مقایسه کنید برای برداشت تان باید قرینه بیاورید از سخن رهبری من از سخن خود امام خمینی قرینه آوردم که برداشت می شود شما هم از سخن رهبری قرینه بیاورید
          بنده از سخن رهبری قرینه آوردم که ایشان فرمود نباید بخاطر یک امر کسی را از تمام آنچیزهایی که صلاحیت محسوب می شود نباید نفی کرد خوب این یعنی اینکه پس می توان کسی را بخاطر یک امر یک چیز یا از چند چیز صلاحیتش را نفی کرد اما نه اینکه کلا از همه چیز رد صلاحیت شود این میشود قرینه کلام رهبری
          یک دلیل دیگر هم دارم برای این قرینه که در پاسخ به امین می گویم که چرا رهبری گفت یک امر و چرا یک امر قضیه اسرائیل است و چرا رهبری حرف از صلاحیت زد در جمع قاریان

          اما درباره اینکه گفتید چطور دولت منحرف و مسحور می تواند زنده کننده آرمانهای انقلاب باشد و سخن رهبری را نقل کردید باید بگویم اولا دولت فقط جناب مشایی نیست و مشایی هم همه دولت نیست جناب احمدی نژاد را هم منحرف نمی دانم بلکه ایشان دچار ولیجه شده اند و تحت تاثیر جناب مشایی (حالا نمی گویم سحر و جادو که قبلا بارها در این رابطه جواب داده ام) ضمن اینکه برفرض محال هم بگوییم مسحور بازهم دلیل نمی شود مگر زمانی که پیامبر مسحور گشت و تحت سحر واقع شد ایشان کافر شدند نعوذوا بالله یا منحرف گشتند؟
          ضمن اینکه سحر محبت هم توانایی منحرف کردن کسی را ندارد در عقیده البته بنده اهل سحر و جادو نیست اما پرس و جو کرده ام و مطالعاتی داشتم که چنین نیست
          ضمن اینکه برفرض محال چنین هم باشد به قول جناب ابطحی که آن قیاسات و دلایل را مطرح کردند با منطق خود ایشان می گویم مگر مشایی عقلش را (با عرض معذرت از جناب مشایی ) از دست داده که با این کار یعنی مسحور کردن کاری کند که احمدی نژاد کلا منحرف شود و کار به جایی برسد که استیضاح شود و عزل شود چون در اینصورت مشایی موقعیت خود را هم از دست می دهد بالاخره مشایی هرچه دارد از نام و نشان احمدی نژاد دارد هرچند شما نپذیرید بلکه با همین فرض محال می گوییم مشایی تا حد مهرو محبت و نفوذی گذاری و اثر گذاری که تا حد و مرزی خاص تحت امرش باشد چنین کاری را می کند
          اینها همه فرض محال سحر است که البته منظور مصباح از سحر ار هم جواب داده ام قبلا که اعتقاد قلبی مصباح این نیست که واقعا مشایی احمدی نژاد را سحر به معنی واقعی کلمه کرده باشد اینکه مصباح گفته ۹۹ درصد یقین کرده ام از شدت تعجب ایشان است که بارها گفته اند
          بنابراین با این فرض نمی توانید بگویید دولت منحرف است چون شما می گویید مشایی منحرف است و ساحر ضمنا در مورد فراماسونری هم همین قضیه است که مصباح تفکر مشایی را از این جنس دانتسه نه اینکه واقعا مشایی عضو لژهای فراماسونری باشد
          توضیحات بیشتر را در خلال بحث با امین مطرح می کنم

          عزت مستدام

          • سلام
            مگر زمانی که پیامبر مسحور گشت و تحت سحر واقع شد ایشان کافر شدند نعوذوا بالله یا منحرف گشتند؟
            وَمَا هُمْ بِضَارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه(بقره ۱۰۳ )
            کسی زیان نمی‌رسانیدند مگر آنکه خدا بخواهد،

            فَلَمَّا أَلْقَوْا قَالَ مُوسَىٰ مَا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُإِنَّ اللَّهَ سَیُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لَا یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ ( یونس ۸۱)
            آن‌گاه که ساحران بساط جادو انداختند، موسی گفت: خدا البته سحر شما را باطل خواهد کرد، که خدا هرگز عمل مفسدان را اصلاح نکند.

            وَأَلْقِ مَا فِی یَمِینِکَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا کَیْدُ سَاحِرٍ وَلَا یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتَىٰ ( طه ۶۹)
            و آنچه را در دست راست داری بیفکن، تمام آنچه را ساخته‌اند می‌بلعد! آنچه ساخته‌اند تنها مکر ساحر است؛ و ساحر هر جا رود رستگار نخواهد شد
            إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا(الأحزاب/۳۳)
            خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.

            من در مقابل نص اجتهاد نمیکنم و احادیث مخالف نص ، و تفسیر مفسران را هم نمیذیرم . چگونه بپذیرم پیامبری که خداونداورا از هر گونه پلیدی و رجس پاک کرده میتونه مورد سحر واقع شود ! اگر اینگونه باشد ! تا قبل از نزول سوره فلق ، میتوان استدلال نمود که مورد سحر واقع گشته ، میشود همان مزخرفات ….. که در کتب خود نوشته اند . سحر با اذن اوست که اذنش برای اهل بیت بر پاک بودن بر هر گونه از پلیدی و رجس است و نعمت بر پیامبر اعظم ص نسبت بر سایر پیامبران ع ، کامل گشت .
            من در هیچ مطلبی سوال ننمودم که عزیزم ، در کامنت های قبل میفرمائید جواب ، پاسخ های شما را میدهم . دنبال مجادله نباش . خط ما از نظر اعتماد به افراد و حتی انتصاب ولی فقیه به نیابت از امام زمان و…. جداست . وقتی امام معصوم شرط اطاعت از منصوب خود در مصر را تطابق بر حق بودن در نظر و تفکر مردم مصر میداند چگونه میتوانم به تفاسیر علامه ها از این مطلب ، اعتماد کنم . من در برخورد با این آقایان به والله و بالله دروغگویی خباثت پستی حقارت و…. را دیده ام .سامری کسی بود که اثر الرسول را میدید با این وجود فریب خود خواهیش و شیطان را خورد . به انسانها زیاد اعتماد نکن . پس زین بعد اگر خواستی استدال کنی یا نظر بیاوری ( در جواب حقیر ) از نهج البلغه و یا تفاسیر صیحح باشد .

      • سلا علیکم:جناب۲۳۶میشودسنداین جمله رابفرمایید”مگر همین جناب مشایی بعد از قضیه ۱۱ روز نگفت ما فکر نمی کردیم رهبری تا این حد ایستادگی کند؟”

          • سلام علیکم برادر۲۳۶اولاحضرتعالی وقت بسیارداریدومانندکسانیکه تایک مطلب رایادمیگیرنددنبال یک گوش میگردندکه اظهارفضل کنندمیمانیدخب اشکال نداردتحلیلهای شماکه درخیلی سایتهای مخالف هست واولین بارنیست میشنویم راخواندیم.دوست عزیزبنده یک سوال کردم واقعامیخواهم استفاده کنم شماکه هی سندسندمیکنیدبفرماییداین جمله«مگر همین جناب مشایی بعد از قضیه ۱۱ روز نگفت ما فکر نمی کردیم رهبری تا این حد ایستادگی کند»دقیقادرچه روزنامه یاسایت ثبت شده آدرس بدید.لطفاتحلیل ندیدمدرک بفرماییدباتشکر

      • میشود تحلیلی هم از ماجرای آن ۹۹ نفر که علی رغم نظر صریح امام مبنی بر نخست وزیر شدن موسوی باز به او رای ندادند و جنجال بعد از آن واقعه و فرمایش مقام معظم رهبری در آن زمان که این ها ۹۹ نفر نیستند بلکه ۱۰۰ نفرند و صدمین نفرشان من هستم ارائه بفرمایید؟ استحضار دارید که رهبری بعد از نظر صریح امام و نخست وزیر شدن موسوی بر مخالفت خود با موسوی تاکید کردند. این سوال را زیاد از دوستان شما پرسیدم و جواب ندادند امیدوارم شما جواب بدهید. سپاس

        • سلام
          فکر کنم با توجه به هماهنگی و ترکیب موافقان نخست وزیری موسوی ( سازمان مجاهدین انقلاب – نهضتی ها – باند خوئینی ها و محتشمی – باند منصورون ( محسن رضایی ) با برنامه ریزی و مدیریت هاشمی ) رهبری همان زمان سرقت انقلاب را تشخیص داده بود ند . و به همین خاطر و طبق آموزه های مسلم دین ، از امام حکم خواستند و به نقل قولها اکتفا ننمودند .

          • نکته این است که پس از اعلام عمومی نظر صریح امام در خصوص نخست وزیر شدن موسوی و رای آوری وی در مجلس، باز مقام معظم رهبری صراحتا مخالفت خود با موسوی را اعلام کرد.خواستم دوستانی که امروز احمدی نژاد را ضد ولایت معرفی می کنند به این شبهه ما جواب بدهند که تا این لحظه نداده اند. من فعلا کاری به بد یا خوب بودن موسوی ندارم. به هر حال در آن زمان امام که ولی زمان بود صراحتا فرمود موسوی نخست وزیر شود و مجلس هم از امام تمکین کرد ولی بعدش آقا باز صراحتا با موسوی مخالفت کرد.

  29. به محمد ۲۳۶
    سلام علیکم.
    ۱- رهبری هیچ موقع نگفتند به خاطر حرفی که در مورد اسرائیل زده اید آقای مشایی شما صلاحیت ندارید. پس این حرف که مشایی چون این حرف رو زده صلاحیت نداره نظره شماست.
    ۲- قبول دارم که سرخوردگی نتیجه انتصاب است و از اول هم قبول داشتم.
    ۳- من دقیقا منظورم این بود که مصلحت(صلاح)و صلاحیت با هم فرق دارند و تعجب میکنم شما چجوری به این نتیجه رسیدید که من اینارو یکی کردم و کلی به زحمت افتادید که به من بفهمونید با هم فرق دارند و در این بین هم متلک انداختید :D
    ۴- تمام اختلاف نظر من و شما این است که شما میگوئید رهبری مشایی رو دارای صلاحیت معاون اولی نمیدونه ولی من میگم رهبری میگه به صلاح نیست و هیچ برداشتی از سخنان رهبری در مورد صلاحیت و عدم صلاحیت ندارم. دقت کنید من نمی گم رهبری میگه صلاحیت داره. بلکه میگم میگه صلاح نیست و همانطور که گفتم صلاح با صلاحیت هم معنی نیستند.
    ۵- شما از سخنان رهبری در اتفاقات بعد از انتصاب در جمع قاریان “برداشت” میکنید که رهبری میگه چون مشایی در مورد اسرائیل حرف زده پس صلاحیت نداره. من میگم برداشت شما غلطه :D اولا اون موقع خیلی ها مخالفت کردن و یکی از اینا شریعت مداری بود ثانیا بفرض که سخنان رهبری در برابر مواضع شریعت مداری باشه، خود شما میگید تو اون مقاله کذایی تهمت های دیگه ای هم زده از کجا دقیقا هشدار رهبری در مورد اون اتهام مد نظر شما هست؟ ثالثا من تاکید میکنم بنظر من سخنان رهبری در جمع قاریان این معنی رو میده که بعد از برکناری از معاون اولی خیلی ها شاکی بودن که هیچ پستی نباید داده بشه و بطور خلاصه مشایی باید نابود بشه :lol: و رهبری در برابر این حرفا گفتند بخاطر یک امر که همان سرخوردگی و اختلاف بین دوستان است که نباید گفت که به این آدم هیچ پستی داده نشه!؟چون بخاطر این پیشامد گفتند به صلاح نیست(بطور خلاصه من این برداشت رو دارم که “یک امر” آشکارترین مصداقش همون نتیجه ای است که در نامه اومده و شریعتمداری رو اصلا عددی حساب نمیکم که رهبری بیاد دقیقا در مورد چرت و پرت های اون موضع گیری کنه، نظر شما چیزی است که در متن قبل گفتید برای شما محترمه و نظر من هم برای خودم محترمه :D )
    ۶-میگید که این حرف مشایی به ضررش تموم شد و باعث کوچیک شدنش شد و اسرائیل هم سود نبرد بلکه ضرر کرد. خب شما چرا ناراحتی؟ باید خوشحال که باشی :D
    اسرائیل سو استفاده کرد و گفت مشایی دوست اسرائیل شده؟ خب احمدی نژاد هم گفت اسرائیلی ها پخمه ترین پخمه های عالم هستند :lol: در ضمن مشایی دقیقا چند روز قبلش در مورد اسرائیل گفته بود که فقط تششیع جنازه اش مونده :D خب ینی صرف چند روز ۱۸۰ درجه تغییر موضع داد؟ کی؟ دوست احمدی نژاد؟ کسی که در صدر مقابله با اسرائیله؟ میگید دروغ میگه؟ حساب و کتاب باشه برا اون دنیا :D
    ۷- باز هم حرفای تکراری مبنی بر اینکه مشایی در نامه به رهبری توهین کرده و دروغ گفته و بعدا ادامه داده. یه سوال، در نامه چی بگه؟ بیاد بگه من از اول ینی هیچ موقع خودم رو معاون اول نمی دونستم؟ مگه مشایی علم غیب داره؟ خب وقتی میفهمه رهبری مخالفه میگه من دیگه خودم رو معاون نمی دونم. این توهینه؟ یا حرف شما توهینه که میگید توهینه؟ :D از شما سوال بپرسن در مورد منظورتون از یه حرفی که میزنید. چکار میکنید؟ خب مشایی ازش پرسیدن منظورتون از این حرف چی بود؟( خودتون هم میگید که چرا دو پهلو حرف میزنه. من هم اشکال میگیرم که چرا منظورشو خوب نمی تونه برسونه؟) میگه منظور من این بود. این ینی ادامه دادن؟ پیش وجدان خودتون قضاوت کنید.
    ۸-میگید دوستان شما هم به شریعت مداری شاکی شدن. به چی شاکی شدن؟ غیر از تهمت هایی که زده بود؟ رهبری هشدار دادند که تهمت نزنید. بخاطر یک امر نباید فردی رو از تمام صلاحیت هایی که دارد منع کرد. یک امر هم بازهم میگم بنظر من نتیجه انتصاب هست نه تنها یک اظهار نظر :D
    ۹- پرسیده بودید از کجا فهمیدید که مشایی در پست های پایین تر صلاحیت داره؟ رهبری میگه به خاطر یک امر نباید فردی رو از تمام صلاحیت هایی که داره منع کرد. حالا شما ممکنه ایراد بنی اسرائیلی بگیرید که مثلا آبدارچی بودن کمتر از معاون اولی هست آیا مشایی صلاحیت داره؟ :D منظور من این بود که در پست هایی که تجربه داره و تخصص داره صلاحیت داره مثلا در رئیس دفتر شدن صلاحیت داره. بطور کلی تاکید من بیشتر روی قسمت دوم بود که گفته بودم از سخنان رهبری این استباط رو نمیشه کرد که مشایی صلاحیت نداره بلکه رهبری گفته به مصلحت به صلاح نیست(هیچ اشاره ای بر صلاحیت داشتن یا نداشتن ندارن. شما میگین نداره من میگم داره شما میگید من از سخنان رهبری در جمع قاریان این برداشت رو دارم که رهبری میگه صلاحیت نداره من میگم از سخنان رهبری به هیچ عنوان این برداشت رو ندارم. چون من و شما دیدمون نسبت به اشخاص مورد بحث فرق داره :lol: این که دعوا نداره :P ). میفهمین چی میگم؟
    ۱۰- در نهایت میگید مدرک بیارم که رهبری متقاعد شده. من میگم مدرک ندارم. من از سخنان مشایی این استنباط رو کردم که رهبری متقاعد شده بودند. میپرسید چگونه؟ چون مشایی گفت که من(مشایی) از رئیس جمهور پرسیدم چکار کنم؟ گفت به کارت ادامه بده. خب دو تا نتیجه داره۱- رهبری متقاعد شده ۲- متقاعد نشده و همچنان بر روی حرفشون هستند. اگر رهبری متقاعد شده وای بر تهمت زنندگان و افشاکننده گان نامه خصوصی. اگر متقاعد نشده پس رئیس جمهور دروغ گفتن :D (من برداشتم این است که مورد اول درسته چون رهبری فرمودن این دولت به دنبال حاکمیت دوگانه نیست. شما احتمالا برداشتتون اینه که رئیس جمهور دروغ گفته و یا کلا مشایی تو اون جلسه خزعبلات میگه :lol: من در جواب میگم وای بر تهمت زنندگان )
    ۱۱- میگید رهبری تو نامه به دلیل حرف زدن ممانعت کردن چون باعث اختلاف میشه. من میگم بله اختلاف نتیجه انتصاب است و یه سوال آیا مخالفت رهبری بخاطر حرفی که در مورد اسرائیل زده است؟ جواب شما بله. جواب من خیر. چون اگر حرف زدن باعث صلاحیت نداشتن شده پس چرا رهبری گفته به مصلحت جنابعالی نیست و در این قضیه بحث سرخوردگی دوستان بهانه قرار باید بگیره؟ینی چرا مستقیما رهبری نگفته صلاحیت نداره؟ (شما میگید در سخنرانی چند روز بعد گفته. من میگم نگفته. شما میگید این استنباط میشه. من میگم نمیشه. شما دلیل میارید . من هم دلیل آوردم. دلایل شما من رو متقاعد نکرد :D و ممکنه دلایل من رو هم قبول نکنید. :D این که دعوا نداره :lol: )مگه رهبری حرف مگویی داره؟ :D چرا سرخوردگی دوستان تو نامه آورده شده؟ چرا دقیقا علت بیان نشده؟
    خلاصه بگم دوستان به رهبری گفتن آقا ما از این مشایی خوشمون نمی آد :D (نقل به مضمون، حالا هر دلیلی که آورده باشن پیش رهبری)رهبری هم گفته دکتر این آقا رو نذار چون نتیجه این میشه.
    خود شما میگید از نظر رهبری این حرفی که در مورد اسرائیل زده کم اهمیت هست. و خود رهبری اجازه انحراف نمیده.
    سعی نکنید از رهبری مایه بذارید که رهبری مخالف مشایی در معاون اولی بوده. من یکی تو کتم نمیره. دلایل خودم هم گفتم حالا شما میخوای قبول کن میخوای نکن :lol:
    بازم میگم رهبری به توصیه دوستان گفته این آقارو نذار. همین. (چون دوستان و احمدی نژاد با هم اختلاف نظر دارن رهبری گفته. و چون در مورد مشایی با هم هم عقیده نیستند و این پست باعث اختلاف میشود و مصلحت نیست. رهبری هم بخاطر همین نامه دادند. و بحث صلاحیت داشتن یا نداشتن بحث فرعیه برای کار خلاف آقایون در افشا کردن نامه خصوصی رهبری در روزنامه با تیتر بزرگتر از امام آمد :lol: ).حرف زدن در مورد اسرائیل هم براشون اصلا مهم نبوده که بخواد به خاطر این حرف کم اهمیت بگه شما صلاحیت نداری.
    در نهایت میگید بعد از نامه اختلاف زیاد شد چون احمدی نژاد ایستادگی کرد. و سوال می پرسید اگه احمدی نژاد ایستادگی نکرد و رهبری متقاعد شده بود پس چرا رهبری نامه ای داده بودند که باعث اختلاف شده؟ من میگم مگه رهبری علم غیب داره؟؟
    جواب اینه که رهبری یک نامه خصوصی دادن و از این جور نامه ها زیاد بین رئیس جمهور و رهبری رد و بدل می شود. و رئیس جمهور در برابر این نامه ها اولا خود این نامه هارو پیش رهبری میبرن(معمولا دوشنبه ها که جلسه دارن) تا مشخص بشه اولا این نامه درسته یا خیر (جعلی نباشه)ثانیا اگر همچین نامه ای رهبری فرستاده دوتا کار میکنن۱- اگر نظرشون موافق نظر رهبری در نامه هست فورا اجرا میکنن ۲- اگر خود رئیس جمهور هم نظری دارن با رهبری بحث میکنند تا یکدیگر رو متقاعد کنند(نمیگید که این کار رو هم نباید انجام بده محمود؟ :D )در مورد این نامه بخصوص هم میبرن پیش رهبری و بعد از بحث های انجام شده رهبری متقاعد می شود(نقل به مضمون از سخنان مشایی در جلسه جامعه وعاظ. میخای شما قبول نکن :lol: )حالا اینکه اختلاف زیاد شده تقصیر رهبری که نبوده. چ.ن دوستان متقاعد شدن رهبری رو میفهمن و میبینن که مشایی در پست معاون اولی هنوز هست. نامه رو چاپ میکنن. همین. حالا شماها به جای اینکه بگید چجوری این نامه افشا شده اومدید دلیل صد من یه غاز میچینید؟
    ممکنه بگید چون رئیس جمهور اجرا نمیکرده نامه رو به دستور رهبری چاپ شده.
    چرا بعد از یک هفته؟ اصلا چرا نامه خصوصی باید باشه؟ مگه قرار نیست محمود سریعا اجرا کنه؟ چرا نامه شماره و تاریخ نداره؟ نامه های رهبری مگه اول از همه در سایت قرار نمیگیره ؟ اگر این نامه حکم حکومتی و یا به تعبیری دستوری بوده که قابل تغییر نبود چرا این جور بود(همان دلائل:بودن تاریخ و…..)؟
    پس نامه خصوصی بوده و قابل بحث.

  30. ۱- دهانت را می بویند مبادا گفته باشی بهار !
    ۲- من با خااتمی موافق نیستم ولی یادمه حرفی زد که کاملا صحیح بود و در واقع این جمله او نشون دهنده این واقعیته که چندان فرقی نمیکنه که رییس جمهور در مملکت ما چه کسی باشه. در واقع در لایه های خیلی سطحی ممکنه تفاوتهایی داشته باشه ولی در لایه های عمیق و اساسی اقتصادی و فرهنگی و سیاسی ما چندان تغییری نمیتونه ایجاد کنه. خاتمی میگفت : ( نقل به مضمون ) رییس جمهور فقط یک تدارکاتچی است و اختیاراتی برای کارهای ریشه ای و اساسی نداره . من شخصا الان که وضعیت تیم احمدی نژاد رو میبینم این حرف خاتمی رو درک میکنم. الان میفهمم که چه کسانی ( یا شاید چه کسی!! ) دست رییس جمهور رو میبندند و سنگ اندازی میکنند. تا وقتی این وضع هست فرقی نمیکنه کی بیاد و کی بره.
    ۳-( اگر خواستید اینو حذف کن حامد جان چون در ارتباط با این پست جدیدته ) :
    {حذف شد}

  31. با سلام

    یا ایها الذین امنو اطیعو الله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم

    از آغاز انقلاب, وقتی کسی میخواست استخدام شود, باید این قسمت از آیه ۵۹ سوره نساء را حفظ بود و معنایش را میدانست و گرنه صلاحیتش تاُیید نمیشد. ولی از داوطلبی نمیخواستند بخش دوم آیه:
    فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تومنون بالله و الیوم الاخر ذلک خیر و احسن تاویلا.
    را بخواند و یا معنی کند. اما من از همان موقع به این بخش فکر کرده ام. قرآن کریم تاُکید میکند که “خدا را اطاعت کنید” و باز تاُکید میکند “رسول خدا را اطاعت کنید”. گرچه بر اطاعت از اولیای امر چنین تاُکیدی نشده (پیش از “اولی الامر منکم”
    “اطیعو” نیامده), اما با توجه به واژه آغاز آیه, امر در مورد اولیا هم ساری و جاری است. ولی سوال من در باره بخش دوم آیه است: “فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول”. زمان جیات رسول اکرم, حل نراع مشکلی نداشت. با مراجعه به رسول خدا مشکل تفاسیر متفاوت حل میشد. اما وقتی رسول الله دیگر در میان مسلمانان نبود و نیست و اختلافات و یا نزاع در تفسیر آیات و اجکام و فقه بوجود می آید, فقط میماند “فردوه الی الله”. البته احادیث و اوامر پیغمبر صلی الله علیه مانده. ولی باید قبول کرد که حتی در تفسیر آنها هم اختلاف است. وظیفه یک مسلمان در برابر این اختلافات چیست؟ بنظر حقیر این بنده کمترین, وقتی این مساُله حل شد شاید آن موقع بتوانیم در مورد ولی امر هم بحث کنیم.

  32. سلام
    سایت امضا الکترونیک جهت دعوت از دکتر الهام به منظور شرکت در انتخابات ریاست جمهوری اینده توسط پویش مردمی دعوت از اقای دکتر الهام به ادرس http://www.elham92.ir/افتتاح شد

    طفا با ثبت نام در سایت مارا در ادامه فعالیت ها یاری نمایید

  33. سلام اگه کسی از دوستان تونست توهین یا تهمتی دیگه به این مطلب اضافه کنه مستحق پاداش هست. ماشاالله نبویان از هیچ توهین و هتاکی نسبت مشایی نگذشته.

    farsnews.com/newstext.php?nn=13920116000073

    • متاسفانه سایت فارس از گذاشتن بعضی نظرات خودداری می کند. پیشنهاد می کنم هر کدام از دوستان بروند و اقلا برای نشان دادن اینکه حق تنها نیست جواب برای نبویان بگذارند ولو تایید نشود. خدا گواه این مظلومیت است.

      • سلام
        مباحث ایشان در چند سال گذشته، بارها جواب داده شده است. آدم خواب را می توان بیدا کرد ولی اونی که خودش را به خواب زده است را هرگز نمی توانید بیدار کنید. نرود میخ آهنین در سنگ برادر من.

        • سلام
          وَلَقَدْ آتَینَا بَنِی إِسْرَائِیلَ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّهَ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ(الجاثیه/۱۶)
          ما بنی اسرائیل را کتاب (آسمانی) و حکومت و نبوت بخشیدیم و از روزیهای پاکیزه به آنها عطا کردیم و آنان را بر جهانیان برتری بخشیدیم؛
          وَآتَینَاهُمْ بَینَاتٍ مِنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیا بَینَهُمْ إِنَّ رَبَّکَ یقْضِی بَینَهُمْ یوْمَ الْقِیامَهِ فِیمَا کَانُوا فِیهِ یخْتَلِفُونَ(الجاثیه/۱۷)
          و دلایل روشنی از امر نبوت و شریعت در اختیارشان قرار دادیم؛ آنها اختلاف نکردند مگر بعد از علم و آگاهی؛ و این اختلاف بخاطر ستم و برتری‌جویی آنان بود؛ اما پروردگارت روز قیامت در میان آنها در آنچه اختلاف داشتند داوری می‌کند.
          دلیل انحراف وطغیان بنی اسرائیل ( فرزندان یعقوب نبی ع نه مردم عادی یهود ) علم بود ، علم بدون تهذیب ، که نابود کننده انسانیت و آخرت میشود . خواب نیستند وخود را بخواب هم نمیزنند ، این فریاد ان ربکم اعلا ی کاهنان معبده ،

    • “جریان انحرافی که خود را برای یک میتینگ بزرگ انتخاباتی آماده می کند، به رابطین استانی اش دستور اعزام دو تا سه هزار نفر را به تهران صادر کرده است. در این میتینگ قرار است از کاندیدای این جریان با شعارهایی چون زنده باد بهار در یک استادیوم ورزشی رونمایی شود. شنیده ایم پوسترها و پرچم های این مراسم سفارش داده شده است.”
      این خبر فارس هم جالب بود….واقعا از فرط استیصال دیگه نمیدونن چیکار کنن فقط مونده بیان تو خیابون ها و دروغ های کثیفشون رو جار بزنن….واقعا اقای نبویان مارو چی فرض کرده…؟؟؟؟؟؟…….وای از آن روز که از پرده برون افتد راز….ای کاش اقای نبویان روی اوردن هر چه بیشتر قشرمتوسط جامعه رو به خادم مظلوم متوجه بشن……وبفهمن که روز به روز دارن بیشتر مقابل مردم می ایستند

  34. سلام داداشی
    با یاری خداوند بزرگ سایت خبری تحلیلی سوم تیر راه اندازی شد.انشاء الله در اولین فرصت با طراحی جدید سایت فرزند ملت هم راه اندازی می شود.دست همکاری همه شما دوستان عزیز را به گرمی می فشارم.ضمنا” سایت کلمه نیوز و پایش نیوز هم در حال رفع نواقص است.
    التماس دعا @};-

  35. سلام بر همه دوستان

    فارس : وی ( سید محمود نبویان ) با دعوت مجدد از مشائی برای مناظره در انظار عمومی، وی را فردی «التقاطی با اندیشه‌های منحرف از اسلام» ‌خواند.

    اما مختصر جواب به دوستانی که در ذیل کامنتشون دکمه پاسخ نمی بینم تا بتونم در زیر کامنتشون جواب بنویسم:
    جواب گل نرگس:
    بله عزیز دل تا زمانی که شما نقل قولهای مشایی و جوانفکر و دیگران را فقط بخاطر نزدیکی به احمدی نژاد سند و مدرک می پندارید ما هم این حق رو برای خودمان قائلیم که حرف و سخن نبویان را به خاطر شاگردی مصباح سند و مدرک بدانیم چه اینکه اولی تر ما هستیم در این قضیه بخاطر اینکه اگر طبق منطق خودتان قیاس بفرمایید هم علم و تقوای سیاسی نبویان از امثال جوانفکر بیششتر است و هم علم و بینش سیاسی مصباح بیشتر از احمدی نژاد
    چطور شماها سخن بی سند و مدرک مشایی را که گفت رهبری متقاعد شده بود را قبول می کنید چطور سخن جوانفکر را که می گفت اصلا نامه ای وجود ندارد را قبول می کنید
    و خیلی از ادعاهای دیگر که هرگز برایش سند و مدرک نداید اما حالا که بنده حرفی رو. نقل می کنم چون به نفعتان نیست با استانداردهای دوگانه و یک بام و دوهوایی دست پیش را می گیرید که پس نیوفتید؟؟؟؟؟!!!!!!!
    عیب دگران منگر و احسان خویش
    دیده فرو بر به گریبان خویش
    اما در مورد تکذیبها :
    اولا مصباح هر چه باشد (البته به زعم شما و گرنه ما مصباح را با همان تعبیرات بلند و شگرف و عمیقی می شناسیم که مقام معظم رهبری فرمودند منتها چون شما تاب و تحمل شنیدنش را نداری اینجا می گذرم و بیان نمیکنم ) هرگز به رهبری دروغ نمی بندد چه دلیلی دارد مصباح به رهبری دروغ ببندد تا بحال چند روغ از مصباح شنیده اید که به رهبری بسته باشد همه عالم و آدم ارادت خالصانه ایشان به رهبری را می دانند مصباح از آبرویش برای دفاع از ولایت فقیه گذشت مصباح کسی نیست که دنبال نام و نان باشد
    همین یک سخن برایتان بس که اعتماد ما به سخن مصباح یک دلیلش اینست که ایشان جزء یکی دونفری بودند که افتخار لقب ذوالشهادتین را از امام خمینی گرفتند و روش و منش مصباح نشان داده ایشان از اول انقلاب و حتی قبلش تغییر در عقیده و انحرافی در عقیده عمل نداشته و همچنان این لقب در ایشان نمودار است
    اینکه گفتم فلان امام جمعه حرفی زده و رهبری و سپاه تکذیب نکرده شما بخشی اش را گفتید و ناقص گفتید تا حرف خودتان را بزنید دوباره برو متن کامنتم رو خوب بخون بنده گفتم سپاه و دفتر رهبری از بین همه این ادعا ها فقط یک قسمت را که مربوط به بازداشت مشایی بود تکذیب کرد البته امام جمعه کاشان جواب این تکذیبیه ها رو داد و دفتر رهبری جوابیه ایشان را به نوعی پذیرفت یعنی دفتر رهبری بنا به مصالحی خواست این ادعا رو تکذیب کنه و سپاه هم چون مصلحت ندید این ادعا عمومی بشه تکذیب کرد که با واکنش آی تالله نمازی روبرو شد و در مقابل جوابیه ایشان سکوت کرد اما بنده دلیل دارم که امام جمعه کاشان در همین یک قضیه هم راست گفت چون سخنان ایشان قرینه هم دارد امام جمعه کاتشان در تاریخ ۱۱ خرداد ۹۰ این ادعا رو کرد و درست در تاریخ ۱۴ خرداد ۹۰ رهبری اون سخنان معروف رو ایراد کرد و کاملا مشخصه که سخنان رهبری خطاب به سپاه و امام جمعه کاشان و افرادی نظیر داوود احمدی نژاد و عباس سلیمی نمین و قاسم روانبخش(فکر کنم ایشان هم بودند) بود که همگی ادعای بازداشت مشایی را داشتند و رهبری فرمود :

    اگر برادران مومن و کسانی را که به اصل نظام و اسلام معتقدند اما از لحاظ فکری با ما مخالفند مورد اهانت و ایذاء و آزار قرار دهیم از خط امام منحرف شده‌ایم.
    اگر به اسم انقلابی گری، امنیت را از بخشی از مردم سلب کنیم، این هم از مصادیق انحراف از خط امام عزیزمان است.
    اگر عنوان مجرمانه‌ای بر حرکتی منطبق شود دستگاه های مسئول موظف به پیگیری هستند اما اگر کسی دنبال براندازی و اجرای دستور دشمن نیست ولی با مذاق و تفکر سیاسی ما مخالف است نباید عدالت و امنیت را از او سلب و او را زیرپا له کنیم چرا که به فرموده قرآن مخالفت با یک قوم، نباید موجب بی تقوایی و بی عدالتی شود و همه باید در این زمینه ها هوشیار و مراقب باشند.

    خوب کاملا واضح است این سخنان رهبری در جواب کسانی است که چند روز قبل خواستار بازداشت مشایی شده بودند پس امام جمعه کاشان دروغ نگفت که سپاه خوستار بازداشت ایشان شده بلکه سپاه و دفتر رهبری مصلحتا این ادعا ها رو تکذیب کردند که البته با جوابیه دوباره امام جمعه کاشان عقب نشینی کردند و رهبری در چند روز بعد پاسخ همه اینها رو داد و این قرینه برای صحت این قضیه هست
    البته توجه داشته باشید من مدافع امام جمعه کاشان نیستم بلکه دارم سیر و روند تاریخی این حوادث را برای شما بازگو میکنم و گرنه آیت الله نمازی برای من معصوم و مصون از خطا نیست اما حرفی زد که قرینه ها صحتش رو نشون میده

    بنابراین تحلیلهای من علاوه بر این که نقل قولهای تکذیب نشده هست دارای قرینه هم هست و همینطوری روی هوا تحلیل نمی کنم البته این روشی که من بکار بردم در تحلیلهای تاریخی یک کار عادی و معمولی است که پذیرفته شده هم هست و چیز عجیب و غریب نیست زمانی که قضیه ای مبهم باشه باید موشکافی کرد و همه ابعاد مسئله رو. کنار هم گذاشت تا سرنخ ها رو پیدا کرد.منتها اسلوب و قاعده هم داره نه اینکه هرچیز بی ربطی رو به هم ربط بدیم و نتیجه گیری دلخواه خودمان رو کنیم

    اما در مورد نبویان که گفتید:
    ولی برای چون منی که حداقل در یک مورد تحلیلی پر از تهمت و بدفهمی از همین آقای نبویان شنیده ام که در ناراستی آن ذره ای شک ندارم، هرگز کلام امثال او حجت نمیشود. ایشان را به دروغگویی متهم نمیکنم بلکه ایشان را برخلاف ادعاهای پر و پیمانشان دچار بدفهمی میدانم.

    خود آقای نبویان بارها اعلام مناظره کرده با مشایی خوب چرا جناب مشایی قدم جلو نمی گذارد تا رفع ابهام و اتهام کند؟
    اما گفتید بدفهمی خوب شما مصداق سخن ایشان را که به نظرتان بدفهمی است بگویید تا بنده توضیح دهم ضمن اینکه خود شما می گویید ایشان دروغگو نیست و از سر بدفهمی بوده خوب من می پرسم از کجا معلوم که شما دچار بدفهمی نشده باشی و دچار ابهام باشی پس این دلیل نمی شود که بگویید در نادرستی آن ذره ای شک ندارم شما چطور از روی برداشت خودتان از سخنان ایشان با یقین و حجت شرعی می گویید نادرست است شاید در برداشتتان اشتباه کرده باشید اینکه حجت نمی شود تا زمانی که به دروغ بودن و کاملا غلط بودن مسئله ای پی نبرده اید باید بروید تحقیق کنید و بپرسید و مطمئن شوید تا حجت شرعی شود برایتان
    اما در مورد پیش بینی مصباح یزدی و. دردسرهای امروز احمدی نژاد که گفتید شما ایشان را در اوج اقتدار می بینید باید عرض کنم اگر ایشان دجار دردسر نشد چرا رهبری ایشان را در قضیه مجلس با آن شدت خطاب و عتاب کرد تا جایی که همفکر شما جناب احمد شریعت هم نتوانست تجزیه و تحلیل کند و کم آورد و صحنه را ترک کرد و وبلاگش را تعطیل اگر امروز احمدی نژاد در اوج است چرا رهبری در نوروز ۹۲ فرمودند ما رییس جمهوری می خواهیم با نقاط قوت فعلی منهای نقاط ضعف شمایی که هیچ نقطه ضعفی را در احمدی نژاد معتبر نمی دانید و هر کار اشتباه او را توجیه می کنید و می گویید احمدی نژاد هرچه کرده حکمت و منطق داشته و دیگران نفهمیده اند و هیچ نقطه ضعفی نداشته چه جوابی برای این سخن رهبری دارید؟
    مسعود می گفت نقاط ضعف احمدی نژاد مشایی نیست بلکه مشایی نقطه قوت اوست و نقطه ضعفش مثلا کار غیر جمعی یا چه و چه هست (که البته پس از مباحثات صلاحیت مشایی جواب این مطلب رو هم می دهم) اما مگر همین رهبری در جلسه هیات دولت نگفتند متاسفانه گاهی هود همین دولت بهانه را دست مخالفین می دهد و بعد توصیه به اتقوا من مواضع التهم کردند که مخاطبش شخص مشایی بود که البته در جلسه با حمید رسایی و روح الله حسینیان این توصیه رهبری رو از یک گوش در و از گوش دیگر دروازه کرد که البته نتیجه اش را هم دید
    اما مطلب آخر اینکه فرمودید چرا به وبلاگ خودم قناعت نمیکنم
    عزیز دل ماه هاست که ولاگ من از طرف تکفیری هایی چون مسعود و احمد شریعت تحریم شده و اینها فتوا صادر کرده اند که سر زدن به وبلاگ من حرام است نمی دانم خبر دارید یا نه اگر در همین وبلاگ بنده به قسمت نظرات بروید و کامنت احمد شریعت را بخوانی متوجه میشوی بنده سابقا در سایت ندای درون هرچه می نوشتم سانسور می شد حتی تا مدتی آی پی من را احمد فیلتر و بلاک می کرد و بنده با آی پی مجازی کامنت می گذاشتم یه مدتی هم جواب اینها رو در وبلاگی هایی می گذاشتم و بعد در سایت ندای درون لینک می دادم منتها همان هم سانسور میشد
    اما سوال اینکه شما چرا از نوشتن بنده ناراحتی؟سوال و جواب و روشنگری و کرسی های آزاد اندیشی که فقط مخصوص دانشگاه نیست و اتفاقا شما باید از نوشتن بنده استقابل کنید و از این فرصت برای اثبات درستی منطقتان استفاده کنید
    بنده هم می دانم که شرمنده حامد فتاحی عزیز هستم اما به والله قصد سواستفاده از تجربه گرانبهای ایشان در وبلاگ نویسی را ندارم که بخواهم زحمات ایشان را هدر بدهم حامد فتاحی عزیز برای من مثل امیر ناصری عزیز در سایت انسان کامل و ایلیا عرشیا در وبلاگ و سایت عبودیت هست که این بزرگواران با سعه صدر مثال زدنی و از خودگذشتگی تاب و تحمل شنیدن حرف مخالف و نقد مخالفینشون رو دارند و من برای بار دیگر از همه این دوستان تشکر و عذر خواهی میکنم اما انتضار دارم که بعد از یک سال کامنت گذاشتن در سایتهای این دوستان لااقل یک نفر به جز این دوستان خوشحال باشد که کسی تمام وقت و عمرش را گذاشته و با شما هم کلام و هم سفره شده و مهمان شماست فقط و فقط بخاطر اینکه همه مان دنبال یک هدف و آنهم دفاع از آرمانهای انقلاب و اسلام هستیم و همه مان مدافع ولایت فقیه با این تفاوت که هر کداممان یک طور می اندیشید و احیانا سلیقه مان به مذاق دیگری خوش نمی آید اما اصل اینست که ما باهم خدای ناکرده دشمنی و پدر کشتگی نداریم و این بحثها بیشتر به نفع هر دو طرف هست چون باعث پیشرفت و اعتلا و افزودن تجربه سیاسی و تقویت تجزیه و تحلیلهای دو طرف می شود
    باز هم من حرفی ندارم اگر حامد فتاحی عزیز مثل احمد شریعت حکم دهد که من در وبلاگ ایشان ننویسم این بار حتما این سایت را رها می کنم چون میدانم از احمد شریعت تا حامد فتاحی عزیز فرق است از زمین تا آسمان
    احمد شریعت خودش این کامنت بنده را می خواند هیمن احمد چند وقت پیش در همین سایت با اسم الف آمد و همین حرفهای شما رو زد که ببینید همه سایت شده کامنتهای محمد۲۳۶ و قصد داشت تا دیگران را تحریک به بیرون کردن بنده از این سایت کند من هم حرفی ندارم اگر حامد فتاحی عزیز هم همین نظر رو داشته باشه اما این به معنی اینست که بجای پاسخگویی به دنبال حذف صورت مسئله هستید که نشان از ضعف منطق دارد
    بنابراین خواهر یا برادر عزیز با اسم مستعار گل نرگس شما اگه وجود من در این سایت را مناسب نمی دانید نظرتان محترم است اما کاش شما هم وبلاگی داشتید و در وبلاگ خودتان با شما مباحثه می کردم

    جناب رعیت زاده عزیز
    فرمودید:
    بالاترین استدلال برای جزم اندیشان، استدلال آینه است آن هنگام که خود را در آن ببینند شاید تو این آینه را در تراژدی مشهور شکسپیر بیابی…
    ان شاء الله
    برادر عزیز اتفاقا بنده به همین خاطر گفتم خودتی چرا که گفتم شما هم جزم اندیشی هستی که خود را باید مصداق این بدانی که ولایت ولایتش لقلقه زبان است دلیلش را هم گفتم رهبری در حکم عزل انتصاب مشایی را از سوی احمدی نژاد موجب سرخوردگی می داند اما شما که ادعای استدلال و ولایت داری انتصاب هاشمی از سوی رهبری را موجب سرخوردگی می دانید (البته من هم در اصل مطلب تا حدودی بسیار کم موافق شما هستم منتها این همه مطلب نیست) این جمله شما یعنی داری به رهبری خطاب میکنی که اگر این موجب سرخورگی است خودت هم با انتصاب هاشمی مرتکب شده ای و این حرف زشت و قبیحی است که نوعی دهن کجی به مقام عظمای ولایت است به همین خاطر گفتم شما بیشتر شایسته لقلقه زبان بودن هستی و ادعای ولایت
    نمی دانم متوجه منظورم شدی یا نه علی ایحال اینکه سخن بنده را تعبیر کردی خودتی خودتی دقیقا آینه ای است در مقابل اندیشه جزم شما

    جواب جناب سعید پور:
    برادر عزیز بنده که گفتم برو متن نوشته و کامنت بنده را بخوان آنجا سند هم داده ام معلوم است نرفتی و نخواندی و سند را ندیدی گفتم این سخن در سایت چه کسی آمده حالا یبار دیگه برو بخون حتما پیدا میکنی اتفاقا اسم اون شخص رو هم چندبار آورده ام و حتی در مورد اینکه آیا ایشان حرفش سند هست یا نه هم دلیل آوردم
    اما اینکه گفتی ادعا فضل دارم نه خیر عزیز بند ه هم مثل همه دوستان مطالب رو از روی سایتها و وبلاگها و کتابها و پای منبر علما نشستن یاد گرفته ام و ضبط صوتی به قول احمد شریعت بیش نیستم و از خودم هیچ ندارم منتها آنچه را که فهمیده ام می نویسم
    رهبری هم فرمودند به خواص که آنچه را می فهمید بگویید و سعی هم کنید آنچه را می فهمید درست باشد و انتظاری هم نیست که کسی اشتباهی نکند حالا بنده که خواص نیستم از همین مردم عادی و در جرگه عوام هستم گرچه الحمد الله مردم ما الان از خواص پیشی گرفته اند

    در جواب سه نقطه(…) :
    چشم اگر اجازه بدهید بنده فرصت کنم جواب برادر رحیم و امین عزیز را بدهم و این مبحث صلاحیت مشایی تکمیل شود سراغ بحثهای دیگر هم برویم

    زنده باد ولایت فقیه
    زنده باد ولایت فقیه
    و بازهم زنده باد ولایت فقیه
    اللهم احفظ سیدنا و قاءدنا الاامام خامنه ای مدظله العالی
    اللهم عجل لولیک الفرج @};-@};-@};-

    • جناب محمد ۲۳۶ سلام
      متاسفانه باید عرض کنم که انگار باید کم کم در تایید کامنتهای طولانی و پر شمار شما برای نمایش در وبلاگم تجدید نظر کنم. برادر محترم، بنده در خود وبلاگم، پستهایی به این طول و تفصیل نمی گذارم که شما در حاشیه این پستهای کوتاه، چنین کامنتهای مطولی می گذارید. لطفا اگر خیلی حرف دارید در وبلاگ خودتون مطرح کنید و در اینجا بحثهاتون رو کوتاه تر کنید. جواب مختصر بدید و برای دیدن جواب تفصیلی، دوستانِ مشتاق رو به وبلاگ خودتون ارجاع بدید.

      • سلام حامد فتاحی عزیز
        چشم برادر حامد من سعی می کنم کوتاه جواب بدهم و جوابهای بلند را در وبلاگ خودم منتشر کنم منتها بعید می دانم دوستان شما به وبلاگ بنده برای پاسخگویی تشریف بیاورند و اینها هم همین را می خواهند اول می گویند برو در سایت خودت و بعد که می گویم بیایید در سایت خودم بحث کنیم می گویند ما تو را آدم حساب نمی کنیم و اصلا وقت این چیزها را نداریم و به همین راحتی از مناظره فرار می کنند

    • داداش ۲۳۶ جدی یه سوال…شوما با این وضع گرانی و…. و البت با این همه وقت که میذاری برا کامنت گذاشتن و ایضا صوبت های با سند(!!!!!!!!!!!!!!!!!!) در سایتها وایضا وبلاگ داری چطوری خرج زن وبچه رو در میاری؟؟؟؟؟؟اصن چه معنی میده آدم چن تا شغل داشته باشه با وجود اینهمه جوون بیکار؟؟؟؟؟؟من میگم از شغل شریف کامنت نویسی بیا بیرون….قول میدم راهتو ادامه بدم……فک کن رو پیشنهادم……

      • وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

        • هم چون سایر دوستانت تو هم جواب مرا ندادی! تحلیلت چیه از ماجرای ۹۹ نفر و آن فرمایش رهبری بعد از فرمایش صریح امام و انتخاب موسوی به نخست وزیری که آن ها ۹۹ نفر نیستند، ۱۰۰ نفرند و صدمین نفرشان من هستم.

    • قربان اون شکل ماهت برم آقای ۲۳۶، کلا همیشه حق با شماست ولی باباجان من چی میگم تو چی می گی
      فرموده بودید
      “شما هم جزم اندیشی هستی که خود را باید مصداق این بدانی که ولایت ولایتش لقلقه زبان است”

      البته همه بهره ای از جزم اندیشی برده اند، ولی به جان شما من اصلا ولایت ولایت نمیکنم که بخواهد لقلقه زبانم هم باشد…

      شاهد برای رفتارهای مشابه آن دو دختر شاه لیر این جملات شما کفایت میکند:

      ” این جمله شما یعنی داری به رهبری خطاب میکنی که اگر این موجب سرخورگی است خودت هم با انتصاب هاشمی مرتکب شده ای و این حرف زشت و قبیحی است که نوعی دهن کجی به مقام عظمای ولایت است”

      تقریبا با همین روش آن دو دختر شاه لیر را به خاک سیاه نشاندند
      خود رهبری ادعای نقد پذیری میکنند لیکن از منظر شما اگر دهانی جز به پاچه خواری باز شود کمترین چیزی که نثارش میکنید صفات زیر است
      “زشت و قبیح، دهن کجی به مقام عظمای ولایت”
      معصوم هم اگر ده جزم اندیش پاچه خوار تکفیری (چنانچه امروز الحمدلله به وفور داریم) بر گردش حلقه زده بودند اسلام خبرش هم به سده دوم نرسیده بود چه برسد به امروز. حال، حال ِ بقیه را خود دریابید…

    • خیلی از اونهایی که از ما جدا شدند، این شعار را در تجمعات سال ۱۳۸۸ سر می دادند، ولی اون قسمت «راست»ش را جدی نگرفته بودند یا از ته دل نمی گفتند.

  36. با سلام خدمت برادر محمد ۲۳۶
    خودتان گفتید که اقای فلانی گفته است تا وقتی که اقای مشایی در دولت باشد حمایت کردن از دولت حرام است!!!
    که اگر حمایت بشود مشایی تایید میشود!!!
    اقای مشایی یک هفته معاون اول بودن و تمام و واقعا هم تمام شد!!!
    شما که از اقای احمدی نژاد که سرخورده نیستی!!
    ایشان که معاون اول نیست که !!!! مشکلتان چیه !! یعنی شما میخواهید فکرتان نسبت به ولایت باز بشود!
    شماها مشکل شخصی با اقای مشایی دارید نه اینکه ایشان چه پستی دارد!!
    ایشان هنوز برای ریئس جمهوری نظری نداده اند و لیکن هم که اگر شرکت کنند مثل بقیه یا تایید صلاحیت میشود یا نمشود یا مردم رای به ایشان میدهند یا نمیدهند.
    الان هم چند تا اصلاح طلب هم اعلام کاندیداتوری کرده اند و بهتر نیست درباره اینها اصولگرایان نظری بدهند و شاید اصلا نظری ندارند!!!!
    حتما نظری ندارید چون بالاترین خطر اسلام از فتنه گرا مهم تر است!
    برادرمن زمستان رفت بهار امد ولی شما هنوز خوابی یارو را از در بیرون کردیم ولی از پنجره شما امد تو! مواظب باشید که انگشتر توی دستتان نکنند!
    نه علی نه معاویه
    مثال زدم .
    راستی گفتی بعد از انتخابات خودت را معرفی میکنی که کی هستی
    برایم بنده مهم نیست که شما کی هستی چون خودتان یک بار گفتید که اگر بدانید من کی هستم با من اینجوری صحبت نمیکنید.

    • سلام به برادر ثامن مشهد
      فرمودید:
      اقای مشایی یک هفته معاون اول بودن و تمام و واقعا هم تمام شد!!!

      برادر عزیز لز نظر بنده مشایی برای یک ثانیه هم معاون اول نبوده چه برسه به یک هفته من معیارم حکم رهبری است یعنی ((کان لم یکن ))

      فرمودید:
      مشکلتان چیه !! یعنی شما میخواهید فکرتان نسبت به ولایت باز بشود!
      شماها مشکل شخصی با اقای مشایی دارید نه اینکه ایشان چه پستی دارد!!

      بنده مشکل شخصی با جناب مشایی ندارم و ایشان را مثل هر انسان دیگری در این دنیا دارای حق و حقوقی می دانم و احترام و شان و منزلتی اما در حد خودش نه بیشتر و قضاوت من رفتار ایشان و عقیده ایشان است نه شخصیت حقیقی به معنی انسان به ما هو انسان و اینکه هیچ حق و حقوق و احترامی برای ایشان قائل نباشم با دیگرانی که به ایشان توهین و هتک حرمت کرده اند هم مخالفم نظیر شریعتمداری ها و حدادیان و ارضی و داوود احمدی نژاد و روانبخش و سلیمی نمین و صدها نفر دیگه

      فرمودید:ایشان هنوز برای ریئس جمهوری نظری نداده اند و لیکن هم که اگر شرکت کنند مثل بقیه یا تایید صلاحیت میشود یا نمشود یا مردم رای به ایشان میدهند یا نمیدهند.

      بله اتفاقا بنده قصد توصیه همین نکته را در آخر مباحثات صلاحیت ایشان داشتم که به شما بگویم نظر نهایی را شورای نگهبان می دهد و در صورت مصلحت شاید کار به رهبری بکشد اما مهم این هست که به شما بفهمانم ادعاهای شما برای توجیه مشایی و صلاحیتش موجب نشود که روزی به فشار علیه شورای نگهبان و رهبری تبدیل شود نظیر آنچه در مورد معاونت اولی ایشان رخ داد به همین خاطر سعی در روشن کردن مطلب دارم تا شبهه ای نماند هرچند در حد و توان خودم بیشتر نمی توانم

      فرمودید:الان هم چند تا اصلاح طلب هم اعلام کاندیداتوری کرده اند و بهتر نیست درباره اینها اصولگرایان نظری بدهند و شاید اصلا نظری ندارند!!!!
      حتما نظری ندارید چون بالاترین خطر اسلام از فتنه گرا مهم تر است!

      بردار عزیز شما از کجا نمی دانید علیه اصلاح طلبان هم کار نمی کنم؟مگر قرار است هر جا که بروم با اسم محمد ۲۳۶ بروم یا اینکه قرار است حتما در فضای وب با اینها مقابله کنم
      فقط یک مورد را بگویم که همین قالیبافی که هم علیه مشایی و هم علیه جبهه پایداری خط و نشان می کشد در جایی که من هستم در حال چنان ضربه خوردنی است که خودش خبر ندارد من خیلی ها را از رای دادن به ایشان برگرداندم سال ۸۴ هم این کار رو کرده بودم البته نه با تخریب بلکه با افشاگری
      در همین رسانه حامی قالیباف در سایت فردا نیوز ذیل مطلبی که سخنرانی قالیباف بود و ادعای مدیریت استراتژیک و فوق العاده در شهردای تهران داشت مطلبی رو از رهبری نقل کردم و اینها رو به مناظره دعوت کردم اما اینقدر شرف نداشتند و جربزه مناظره نداشتند و کامنتم رو سانسور کردند اتفاقا با اسم محمد۲۳۶ هم مطلب نوشتم و از آن به بعد هم در تمامی سایتهای قالیباف ممنوع الکامنت گشته ام
      همین یک مطلب برایم کافی بود که یک موی گندیده حامد فتاحی عزیز و ایلیا عرشیا عزیز و بردار امیر ناصری را به صدتای اینها ندهم چون لا اقل این جوانها انقدر سعه صدر و شجاعت دارند که سردار خلبان دکتر شهردار تکنوکرات قالیباف با وجود حضور در جبهه که اینهمه لافش را می زند اندازه اینها شجاعت نداشت و ندارد
      بنده اینها را می فهمم و کور نیستم می دانم سیاست و سیاست بازی یعنی چه اینطور نیست که بگویید ما از همه جا غافلیم!!! اما ادعای فضل هم نداریم اندازه آنچیزی که می فهمیم عمل می کنیم و امیدواریم خدای متعال در فهممان ما را کمک کند و گناهان مار ببخشد و از ما دستگیری کند
      فرمودی عزیز:
      برادرمن زمستان رفت بهار امد ولی شما هنوز خوابی یارو را از در بیرون کردیم ولی از پنجره شما امد تو! مواظب باشید که انگشتر توی دستتان نکنند!
      نه علی نه معاویه
      مثال زدم .

      انکسی که از کشتی نظام پیاده گشته را مطمئن باشید دیگر راه نمی دهیم در همین قضیه عسگر اولادی بنده چندین روز با رییس حزب موتلفه استان مباحثه و مناظره کردم به صورت پیامکی و به ایشان ثابت کردم عسگر اولادی دارد خیانت می کند که می گویید موسوی و کروبی سران فتنه نیستند حتی برای ایشان سند آوردم و ایشان نتوانست ثابت کند ادعای عسگر اولادی را
      هاشمی را هم که البته …… برایش داریم
      همین قدر بدانید که من امیدوارم جلیلی حضور پیدا کند
      اگر از طرف هاشمی حسن روحانی بیاید……
      آنوقت ………. فقط یه مطلب تقابل گفتمان سازش و مقاومت ……
      بیشتر نمی توانم توضیح دهم همین را هم نباید می گفتم اما فعلا مشکل ما راضی کردن دکتر جلیلی است
      عده ای دوست ندارند انتخابات دو قطبی شود اما هیچ راهی نیست حقیقت اینست که دوقطبی است چه بخواهند چه نخواهند یک قطب حامیان انقلاب و قطب دیگر کسانی که با انقلاب به هر دلیلی مشکل دارند و انقلاب را هم در راسش ولایت فقیه می بینیم که آنهم دو گفتمان دارد و منشا همه جیز و همه دعواها از انجاست
      ولایت فقیه ذیل قانون اساسی یا ولایت فقیه مافوق قانون اساسی!!!!!
      بگذریم شاید شرایط به نحو دیگری رقم بخورد اما همیشه جنگ حق و باطل هست تا ببینیم چه کسانی حق را نسبی و چه کسانی مطلق می دانند !منتظر آینده ایم
      مخلص کلام جنگ ما عقیدتی و گفتمانی است و با کسی دعوای شخصی نداریم

      فرمودید:راستی گفتی بعد از انتخابات خودت را معرفی میکنی که کی هستی
      برایم بنده مهم نیست که شما کی هستی چون خودتان یک بار گفتید که اگر بدانید من کی هستم با من اینجوری صحبت نمیکنید.

      شاید هم خودم را معرفی نکردم چون اصلا آدم مهمی نیستم من هم یک آدم ساده و. عامی هستم از بین خیل عظیم مردم که حامی انقلاب و رهبری هستند قطره ای در یک دریا و شاید یک اقیانوس
      اینکه گفتم خودم را معرفی می کنم تا با من اینطور صحبت نکنید نه از باب این بود که من فرد مهم و سرشناسی هستم نه از این باب بود که دوستانی مثل همین الان که خانم سارا کامنت می گذارند بنده را متهم کرده بودند که کامنت نویس اجراه ای هستم و در ازای نوشتن این همه مطلب پول می گیرم و عده ای مرا متهم کرده بودند که از طرف نهادهای خاص مامور به کامنت نویسی شده ام بنده هم چون هیچ جور نمی توانم این ادعا را باطل کنم جز با معرفی خودم گفتم شاید (یا یادم نیست شاید گفته باشم حتما) خودم را معرفی می کنم تا بدانید که من آنی نیستم که فکر می کنید و با من اینطور صحبت نکنید که تهمت زدن در قیامت سوال و جوابی هم دارد
      علی ایحال مرا از حامیان احمدی نژادی بدانید که رهبری فرمود نقاط قوتی دارد و مرا از منتقدین احمدی نژادی بدانید که رهبری فرمود نقاط ضعفی دارد

      • با سلام خدمت برادر محمد۲۳۶
        فرمودید
        برادر عزیزاز نظر بنده مشایی برای یک ثانیه هم معاون اول نبوده چه برسه به یک هفته من معیارم حکم رهبری است یعنی ((کان لم یکن ))
        اگر معیار شما رهبری است چرا عمل نمیکنی! به قول خودتان یک ثانیه هم معاون اول نبوده و بنده هم طبق معیار رهبری ((کان لم یکن )) میگویم نبوده.
        تفاوت در این است که شماها ان یک ثانیه هم که نبوده را پیراهن عثمان کرده اید ولی بنده نظرم در مورد ((کان لم یکن )) این است که مخالفین اقای احمدی نژاد و اقای مشایی یک ثانیه در مورد معاون اولی اقای مشایی صحبت نکنند.چون اصلا از اول نبوده
        شما ها در مورد چیزی که اصلا از اول نبوده اگر پیروی رهبری هستید دارید صحبت میکنید!!
        ما که عربی بلد نیستیم شما خودت میگوی ((کان لم یکن )) یعنی چیزی که از اول نبوده
        شما برای ما بگو از اول نبوده یعنی چی؟ میشود در مورد چیزی که از اول نبوده صحبت کرد؟
        و اگر میشود ما هم در مورد چیزی های که از اول نبوده صحبت کنیم !
        حالا بماند که این چیزی که از اول نبوده شده دست اویز سیاست بازان برای رد صلاحیت اقای مشایی!!
        و در مورد حق و حقوق جناب اقای مشایی شما با چه استدلالی ((کان لم یکن )) چیزی که از اول نبوده در مورد ان صحبت میکنید!!!
        در مورد شورای نگهبان همه طبق قانون حتی اقای مشایی که اگر امدن
        و بنده به شما توصیه میکنم گوشتان را به اراجیفی که سیاست بازان در مورد طرفداران اقای مشایی میگویند نکنید ما به هیچ وجه من الوجود این کارها را نمیکنیم .
        بقول بابا پنچعلی الکی میگی!!!
        و اما در مورد کاندیدا شدن اصلاح طلبها
        شما در مورد قالیباف صحبت کرده اید ولی بنده گفتم اصلاح طلبها !
        قالیباف که جزیی از اصولگراها است و با اقای ولایتی و حداد عادل ائتلاف کرده است!
        و اگر شما یادتان باشد سال ۸۴ رئیس ستادهای اقای قالیباف اقای زاکانی بود!!
        اقای فلانی توانست اقای زاکانی را جذب حداکثری کند!!! یا اقای زاکانی ایشان را جذب کرد!!
        در عالم سیاست جذب معنای ندارد جز ……..شما نیت تان خوب است ولی دارید بازی میخورید مهره ها را کنار هم بچین بعد میفهمید که جنگ احزاب است.
        در مورد اینکه گفتم
        برادرمن زمستان رفت بهار امد ولی شما هنوز خوابی یارو را از در بیرون کردیم ولی از پنجره شما امد تو! مواظب باشید که انگشتر توی دستتان نکنند!
        الان اقای زاکانی چرا با اقای فلانی در موسسه امام دیدار دارند( رئیس ستادهای اقای قالیباف در سال ۸۴) در مورد جذب نگویید که خنده ام میگیرد.
        و در اخر گفته اید
        علی ایحال مرا از حامیان احمدی نژادی بدانید که رهبری فرمود نقاط قوتی دارد و مرا از منتقدین احمدی نژادی بدانید که رهبری فرمود نقاط ضعفی دارد
        شما حتما این را میدانید که منش رهبری این است که نقاط قوت بر نقاط ضعف ارجعیت دارد و ما هم این را میدانیم که نقاط ضعفی است و ان هم بین ما و شما اختلافی است ولی نقاط قوت ارجعیت دارد.
        و به شما بگویم بنده اقای سعید خلیلی را شاید از شما بهتر بشناسم چون ایشان بچه محل ما است و یکی از بسیجی های مسجد محلمان بوده است و این را به شما بگویم ایشان تا تکلیف نداشته باشند کاندیدا ریاست جمهوری نمیشوند و این را هم به شما بگویم که اصلا تمائلی به جبهه پایداری ندارند.
        زنده باد ولایت فقیه
        زنده باد ولایت فقیه
        و بازهم زنده باد ولایت فقیه
        اللهم احفظ سیدنا و قاءدنا الاامام خامنه ای مدظله العالی

        • سلام جناب ثامن مشهد
          برادر عزیز خیلی کم حافظه ای و خودت هم نمی دانی چه گفته ای و چه می گویی فقط بدنبال لفاظی و حاشیه روی هستید
          شما در کامنت قبلی گفته بودید:
          اقای مشایی یک هفته معاون اول بودن و تمام و واقعا هم تمام شد!!!
          اما حالا میگی :
          به قول خودتان یک ثانیه هم معاون اول نبوده و بنده هم طبق معیار رهبری ((کان لم یکن )) میگویم نبوده.

          حالا کدام حرفت درست است ایشان یک هفته معاون اول بوده اند یا نه طبق معیار رهبری می گویید نبوده اند؟این دو حرف شما متناقض هست و اجتماع نقیضین محال!!!!

          گفتی:تفاوت در این است که شماها ان یک ثانیه هم که نبوده را پیراهن عثمان کرده اید ولی بنده نظرم در مورد ((کان لم یکن )) این است که مخالفین اقای احمدی نژاد و اقای مشایی یک ثانیه در مورد معاون اولی اقای مشایی صحبت نکنند.

          ما طبق حکم رهبری می گوییم ایشان یک ثانیه هم معاون اول نبوده اند اما شما طبق کدام حکم به خودتان حق می دهید فتوا صادر کنید که مخالفین این دو نفر یک ثانیه هم در این مورد حرف نزنند؟آیا رهبری گفتند کسی حق ندارد دیگر در این رابطه حرف بزند؟اصلا شما به چه حقی برای مخالفین تعیین تکلیف می کنید که یک ثانیه هم حرف نزنند؟این کلمه کان لم یکن را رهبری در مورد انتصاب معوانت اولی فرموده اند و خطابش به احمدی نژاد است نه در خطاب به مخالفین شما هرجا کم می آورید از رهبری هزینه می کنید و تمام خطابهای ایشان به دولت را به سمت مخالفین بر می گردانید شما توهم دارید که رهبری به در می گوید که دیوار بشنود نه خیر آقا اینطور نیست وقتی رهبری می فرماید : لازم است حکم مزبور کان لم یکن دقیقا خطابش به احمدی نژاد است نه مخالفین رهبری کسی را منع نکرده اند تا در این زمینه حرفی نزند

          گفتی:
          چون اصلا از اول نبوده
          شما ها در مورد چیزی که اصلا از اول نبوده اگر پیروی رهبری هستید دارید صحبت میکنید!!
          ما که عربی بلد نیستیم شما خودت میگوی ((کان لم یکن )) یعنی چیزی که از اول نبوده
          شما برای ما بگو از اول نبوده یعنی چی؟ میشود در مورد چیزی که از اول نبوده صحبت کرد؟
          و اگر میشود ما هم در مورد چیزی های که از اول نبوده صحبت کنیم !

          برادر عزیز کان لم یکن را اگر به طور مجزا و خارج از این قضیه و فقط بر اساس معنی لغوی بگیری یعنی چیزی نبوده اما وقتی این کلمه در مورد قضیه ای بکار می رود به این معنی است که آن مورد از اول هم وجود خارجی نداشته اما این دلیل نمی شود بگویی که اصلا چیزی وجود ندارد من هم نگفتم مثلا هیچ چیز وجود ندارد گفتم ایشان از اول هم طبق این کلمه اصلا معاون اول نبوده اند اما چیزهایی وجود دارد مثلا تاخیر یک هفته ای احمدی نژاد نامه احمدی نژاد و نامه مشایی خود همین حکم رهبری بالاخره اینها وحود داشته اند علی رغم اینکه مشایی اصلا معاون اول هم نبوده
          با این منطق شما آیا خود رهبری هم درباره چیزی که وجود نداشته حکم صادر کرده؟
          نه خیر آقا بعد از حکم رهبری مشایی چند روزی بر مسند معاونت اولی نشست و خودش هم می گفت تعبیر من اینست که رهبری متقاعد گشته خوب این یعنی چه یعنی بعد از حکم رهبری ایشان هنوز خودش را معاون اول دانسته اما بعدا در نامه به رهبری می گویید پس از دستور شما من خود را معاون اول نمی دانم
          بالاخره حکم انتصاب صادر شده از طرف احمدی نژاد اما منظور رهبری این نیست که اصلا چنین چیزی هم در ذهن احمدی نژاد خطور نکرده باشد نه خیر منظور رهبری اینست که این حکم انتصاب با وجود صادر شدن اصلا حقیقت و عینیت ندارد یعنی ارزشی ندارد
          ضمن اینکه ما در مورد هیچ چیز صحبت نمی کنیم بلکه درباره حکم رهبری صحبت می کنیم و ادعاهای مشایی و طرفدارانش که شماها هستید این شمایید که اصلا نباید دفاعی بکنید از چیزی که نبوده ما که بحثی روی معاونت اولی نداریم بحث ما روی حکم رهبری است که ایشان را فاقد صلاحیت برای این پست می داند بنده چون ایشان را از اول هم معاون اول نمی دانم بحثی روی معاونت اولی ندارم که مثلا بگویم مشایی در معاونت اولی مثلا چه گلی می خواهد به سر دولت و مردم بزند و چه خدماتی بکند یا طرح و برنامه اش چیست که زیر سوال ببرم اینها بحث در مورد معاونت اولی است اما بحث من این نیست بحث من اینست که چرا ایشان برایش حکم صادر شد حکمی که از دست رهبری بوده و واقعی هم هست و اینکه چرا مشایی و احمدی نژاد مقاومت کردند و تعلل و اینکه چرا شما در حال توجیه هستید تا صلاحیت ایشان را اثبات کنید و ….
          اینها و این بحثها وجود داشته و دارد و رهبری هم منعی نکرده اند و شما هم حقی ندارید که دیگران را منع کنید در این رابطه
          بنابراین کان لم یکن در اینجا صرف معنی مطلق لغوی که چیزی نبوده است ، نیست بلکه به این معنی است که ایشان اصلا معاون اول نبوده اند اما این دلیل نمی شود که بگوییم نامه هایی و قضایایی در اطراف این مسئله نبوده و هیچ جنجالی نبود هیچ تعللی نبوده هیچ انکار و افشایی نبوده بلعکس تمام اینها بوده و قابل بحث اند
          ان شا الله که روشن شده باشی و فهمیده باشی

          اینکه گفتی :
          حالا بماند که این چیزی که از اول نبوده شده دست اویز سیاست بازان برای رد صلاحیت اقای مشایی!!

          شما نمی تونید و توانایی تمایز قائل شدن بین انتصاب و دلیل عزل را ندارید؟
          اولا که می گویید دست آویز سیاست بازان خوب از این متلک می گذرم اما بدان شورای نگهبان حتما این حکم رهبری را مدنظر دارد و شورا هم سیاست باز نیست
          ثانیا گفتم معاونت اول نبوده نه اینکه چیزی نبوده اصلا یک طرف قضیه این هست که چیزی بوده که دلیل این رد صلاحیت هست و آن یک چیز هم یک امری است که رهبری فرمود و بعد ثابت می کنم این یک امر اظهار نظر مشایی در قضیه دوستی با مردم اسرائیل است
          بله رهبری به دلیل همین یک امر خطاب به احمدی نژاد حکم داد که این انتصاب کان لم یکن هست یعنی ایشان اصلا معاون اول نیست چون برای لحظه ای هم صلاحیت حضور در این پست را ندارد خوب یکی از نتایج این حکم رهبری ایسنت که بحث رد صلاحیت ایشان وجود دارد یعنی اثبات این که ایشان از اول معاون اول نبوده اند به این معنی نیست که ایشان صلاحیت داشته اند بلکه(به قول طلبه هااثبات شی نفی به ما عدا نمی کند) بلعکس به این معنی است چون صلاحیت نداشته تصور وجود چنین پستی هم برای ایشان قابل متصور نیست
          گفتید :
          در مورد شورای نگهبان همه طبق قانون حتی اقای مشایی که اگر امدن
          و بنده به شما توصیه میکنم گوشتان را به اراجیفی که سیاست بازان در مورد طرفداران اقای مشایی میگویند نکنید ما به هیچ وجه من الوجود این کارها را نمیکنیم .

          برادر عزیز بنده گوشم به اراجیف سیاست بازان نیست اما این دلیل نمی شود که احتمال را هم در نظر نگیرم به قول معروف احتیاط شرط عقل است و چون امثال شما پیش زمینه دارید در قضیه معاونت اولی و ۱۱ روز خانه نشینی که به هر نحوی زورتان را می زنید کارهایتان را تویجه کنید این احتمال تقویت می شود که در صورت رد صلاحیت مشایی باز هم این فشارها وجود داشته باشد به قول علامه مصباح اینجا محتمل سنگین است

          فرمودید:
          و اما در مورد کاندیدا شدن اصلاح طلبها
          شما در مورد قالیباف صحبت کرده اید ولی بنده گفتم اصلاح طلبها !
          قالیباف که جزیی از اصولگراها است و با اقای ولایتی و حداد عادل ائتلاف کرده است!

          برادر ثامن مشهد بنده منظورم این نبود که قالیباف اصلاح طلب هست بنده منظورم این بود که من خطرها را متوجه هستم نه تنها در بین اصلاح طلبها حتی در بین کسانی که به دروغ خود را اصولگرا می دانند به همین خاطر گفتم سیاست بازان
          ضمن اینکه خطر قالیباف را از اصلاح طلبان بیشتر می دانم
          ضمن اینکه قالیباف را هم اصلا اصولگرا نمی دانم چون اصولگرایی کارت عضویت نیست و وجود ائتلاف سه گانه هم دلیل بر اصولگرا بودن ایشان نمی شود اصلا مگر تکنو کرات می تواند اصولگرا باشد؟ایشان بیشتر به اصلاح طلبان نزیدک هستند تا اصولگرایان
          ضمن اینکه بنده نه فقط اصلاح طلبان بلکه کارگزاران و طیف هاشمی از جمله حسن روحانی را هم بیان کردم
          بنابراین مشخصه که شما لب مطلب را نمی گیری و تحلیلتان فقط بر اساس کلمات است نه درک مطلب!!!
          کلیت بحث من این بود که غافل از جریانات دیگه نیستم و فعلا اینهایی که بیشترین فعالیتها رو دارند مثل قالباف و هاشمی اینها رو در حال مبارزه ام اما گوشه دیگر چشمم به اصلاح طلبان هم هست و به محض ورود علنا هم می ایستیم شما نگران ما نباش ببین خودت کجای کاری و در کدام صحنه و جبهه هستی!!! اتفاقا ما هم این نقد را به شکل بزرگتری نسبت به شما داریم چون کسی که سالها علیه اصلاح طلبان و کارگزارن ایستاد را به انواع اتهامات و دروغها و تهمتها بستید بله همین علامه مصباحی را می گوییم که رهبری در اواخر سال ۸۹ فرمود بنده به شخصه قدر دان ایشان هستم و همه باید قدر دان ایشان باشند و ایشان وزنه ای برای اسلام و انقلاب است سه جهت در ایشان جمع است علم و صفا و بصیرت به معنای واقعی کلمه
          حالا جناب ثامن مشهد کسی که رهبری اینطور در مورد او تعبیر کرده آیا سالها از طرف شما مورد حمله قرار نگرفت؟سایت انسان کامل چرا تعطیل شد؟
          چرا چنین کسی را که نوک پیکان حمله به مخالفین ولایت فقیه و انقلاب بوده را اینچنین مورد لطف و عنایت قرار دادید؟
          مگر افرادی که حامی احمدی نژاد بودند و مورد حمایت ایشان در رایحه خوش خدمت در سال ۹۰ و انتخابات مجلس نهم با جبهه متحد وارد ائتلاف نشدند؟چه کسی از ۷+۸ خراج شد و با اینها ائتلاف نکرد؟بله جبهه پایداری را می گویم همان کسانی که در مجلس هشتم عضو فراکسیون انقلاب اسلامی بودند و بروید ببیند رهبری در دیدار با این اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی که قبل از انتخابات نزد ایشان رفتند چه تعبیراتی از اینها کردند همانهایی که چند ماه بعد جبهه پایداری را تشکیل دادند؟چرا تهمت زدید که اینها هم مثل دیگران در ۷+۸ دنبال سهم خواهی هستند؟مگر شهرداری تهران و حزب موتلفه و سایر گروههای جبهه متحد بیشترین تخریب را علیه جبهه پایداری نکردند؟مگر همین الان در سایت بازتاب نمی نویسند جناب علامه مصباح مسئولیت احمدی نژاد را بر عهده بگیر؟می دانی چرا ؟بخاطر بهانه ای که مشایی دستشان داد نمی خواهم بیشتر بنویسم مگر اینکه شرایط ایجاب کند حتما به موقع خیلی چیزها را می گویم

          اما در مورد زاکانی گفتید:
          و اگر شما یادتان باشد سال ۸۴ رئیس ستادهای اقای قالیباف اقای زاکانی بود!!
          اقای فلانی توانست اقای زاکانی را جذب حداکثری کند!!! یا اقای زاکانی ایشان را جذب کرد!!
          در عالم سیاست جذب معنای ندارد جز …

          شما از جلسات زاکانی با مصباح چه می دانید؟
          عتابهای جناب علامه مصباح به زاکانی و فدایی را هم شنیده ای؟
          مگر زاکانی شیطان اکبر یا معصوم مطلق است؟
          خوب که چه زاکانی معیار بصیرت سنجی شماست که هرکس با او بنشیند و جلسه ای بگذارد و به فرض توافقاتی را هم بخواهد بکند حالا می شود بی بصیرت؟؟؟!!!
          خوب خیلی ها در دولت احمدی نژاد هم رفت و آمد می کنند و جلسات می گذارند و حتی حکم انتصاب هم می گیرند مثلا اکبر ترکان!یا بازگشت دوباره جاسبی!یا همین ایمان ملکا! یا همین معاون اول آقای رحیمی که رییس ستاد هاشمی رفسنجانی بوده!
          بازهم بگویم!!!!
          شما بحث را از صلاحیت مشایی به کجا کشاندید!تنها هنرتان همین اتلاف انرژی و هدر دادن زمان و سرگرم کردن بنده با فرعیات شماست!!!چرا شما در اصل مطلب کم آوردید؟همین چند وقت پیش چنندتا سوال از شما پرسیدم به چندتایش جواب دادید؟

          گفتید:
          شما حتما این را میدانید که منش رهبری این است که نقاط قوت بر نقاط ضعف ارجعیت دارد و ما هم این را میدانیم که نقاط ضعفی است و ان هم بین ما و شما اختلافی است ولی نقاط قوت ارجعیت دارد.

          بلکه رهبری قضیه عیار طلا را که گفتند و بنده هم اعتقادم همین است اما این دلیل نمی شود که از نقاط ضعف چشم بپوشانیم و نقد درون گفتمانی(سوم تیر) نکنیم و این فرصت را از دست بدهیم تا تبدیل به تهدیدی علیه جریان سوم تیر شود و در دست دشمنان

          گفتید:
          و به شما بگویم بنده اقای سعید خلیلی را شاید از شما بهتر بشناسم چون ایشان بچه محل ما است و یکی از بسیجی های مسجد محلمان بوده است و این را به شما بگویم ایشان تا تکلیف نداشته باشند کاندیدا ریاست جمهوری نمیشوند و این را هم به شما بگویم که اصلا تمائلی به جبهه پایداری ندارند.

          همین جملات شما نشان می دهد که ایشان را آنقدرها هم که ادعا می کنید نمی شناسید!!!
          شما مگر اصلیتت افغانی نیست؟بنده یک رگه ام مشهدی است و. خانواده مادرم در مشهد از خانواده های سرشناس است که چه در قبل انقلاب و چه بعد انقلاب و چه در جنگ و چه در دوران اصلاحات و کارگزاران و چه در سوم تیر حضور فعال داشته اند بنده سالهای سال در بین مشهدی ها بوده ام خلق و خوی مشهدی ها در رگ من هست خوب حالا این دلیل می شود که بگویم چون مشهدی هستم جلیلی را بهتر از دیگران می شناسم؟
          چون جلیلی هم محلی شماست بیشتر می شناسید؟ بنده ارتباطاتی که از طریق خانواده ام در مشهد دارم می دانم که جلیلی کیست! اینکه صرفا بگید ایشان بسیجی محلمان بوده خوب این چه ادعایی است!همین فقط دلیل شما برای شناختن ایشان است؟؟!! خوب اگر اینطور است بنده کپی کارت بسیج ایشان را از اینترنت می آورم می گذارم اینجا می گویم جلیلی اصلا رفیق بنده است و اصلا کرات بسیجش را من صادر کرده ام!این که نشد دلیل برادر من! من خودم مشهدی هستم از طرفی ، و ضمنا اطلاعاتم درباره ایشان بیشتر از شماست که اصالتا افغانی هم هستید (یکبار بنده به شما گفتم همشهری چون از روی اسم مستعارت فکر می کردم مشهدی هستی شما عین همین جملاتی را که در بالا نوشتم برایم نوشتی که من مشهدی و همشهری تو نیستم و چون افغانی هستم نسبت به مشایی تعصبی ندارم و ایشان را بهتر از شما می شناسم حالا ایندفعه برعکسش آمدی می گویی چون هم محلی جلیلی هستم ایشان را بهتر می شناسم!کلا ملاکهای شما در شناختن افراد باطل است عزیز دیگه هم بحثی در این رابطه نکن که اصلا از نظر بنده منطقی نیست و فقط وقت کشی و سفسطه بازی است)

          اما در مورد این دو جمله تان:
          این را به شما بگویم ایشان تا تکلیف نداشته باشند کاندیدا ریاست جمهوری نمیشوند و این را هم به شما بگویم که اصلا تمائلی به جبهه پایداری ندارند.

          جمله اول را که چشم بسته غیب گفته اید!!! این را که تمام آدم و عالم می دانند و مشکل جبهه پایداری هم همین است
          اما در مورد جمله دومتان دروغ بسته اید آنهم به چه بزرگی و فجاعت!!!مسعود هم می گفت جلیلی محل ….. هم به جبهه پایداری نمی گذارد!!!
          جواب من به شما دو نفر:
          اولا که دکتر جلیلی عزیز چندین جلسه با دوستان پایداری داشته اند این را بدانید
          ثانیا ایشان در همین جلسات گفتند که هنوز احساس تکلیف نمی کنند و خود را اصلح نمی دانند و گفته اند دوستانی دیگری که از جبهه پایداری در لیست چند نفره هستند کاندیدا شوند(مثل لنکرانی) و ایشان هم گفته اند که از جبهه پایداری حمایت می کنند اما این مسئولیت را به کس دیگری حواله داده اند جناب لنکرانی هم همینطور به ایشان توصیه کرده اند بپذیرد فعلا بحث اینست که هیچ کدام قبول نمی کنند
          ضمن اینکه برادر جناب سعید جلیلی یعنی جناب وحید جلیلی عضو قرارگاه عمار و از نزدیکترین افراد به گفتمان جبهه پایداری است که با دوستان پایداری نظیر جناب علیرضا پناهیان و دیگران رابطه بسیار خوب و نزدیکی دارند
          تاکنون هم علی رغم اینکه تکذیبهای کاندیداها در این روزها بسیار است جناب دکتر جلیلی کاندیداتوری خودش از جبهه پایداری را تکذیب نکرده و نگفته اصلا چنین بحثی نیست و نبوده و من هم اصلا از طرف اینها کاندیدا نمی شوم نخیر بلکه فقط گفته اند خود را اصلح نمی دانند و کاندیدا نمی شوند یعنی یک بحث شخصی خود ایشان است و ربطی به طرد گفتمان جبهه پایداری از سوی ایشان ندارد و چنین چیزی تخریب امثال شماهاست علیه جبهه پایداری ضمن اینکه وارد بازی قالیباف هم شده اید در این قضیه که رسانه های قالیباف یک نامه جعلی بدون نام و امضا منتشر کردند به اسم جمعی از شاگردان سابق دکتر جلیلی در دانشگاه امام صادق و از دکتر جلیلی خواستند کاندیداتوریش را از سوی جبهه پایداری تکذیب کند و اجزاه ندهد دکتر لنکرانی از وجهه ایشان سواستفاده کند
          خوب دوستانی جواب این نامه ساختگی و جعلی را دادند و گفتند که این نامه تناقضاتی دارد
          ضمن اینکه علی رغم این درخواست جناب دکتر جلیلی به درخواست شاگردان سابقش هیچ جوابی نداد و کاندیداتوریش را تکذیب نکرد و همچنین قضیه دکتر لنکرانی را
          و مسئله دیگر اینکه دقیقا یک همچین نامه ای از سوی همین افراد و با عنوان جمعی از داشنجویان دانشگاه امام صادق( تحت مدیریت مهدوی کنی) در سال ۹۰ علیه علامه مصباح و تخریب ایشان منتشر شد که آن نامه هم همین لحن را داشت و بدون اسم و امضا و رسانه های شهرداری تهران هم کلی روش مانور دادند و البته جناب مهدوی کنی این نامه نویسان را محکوم کرند که چرا چنین نامه ای خطاب به علامه مصباح نوشته اید و چه این نامه بدون اسم و امضا هست
          اینها برداران من توطئه هست که شما هم درش گرفتار شده اید و غافلید و بعد هم با کلی ادعا می گویید مواظب باشید انگشتری به دستتان نکنند و جنگ احزاب است و مهره ها چنین اند و چنان اند در حالی که خودتان فضای سیاسی کشور را اصلا نمی شناسید!!!

          زنده باد ولایت فقیه
          زنده باد ولایت فقیه
          و بازهم زنده باد ولایت فقیه
          اللهم احفظ سیدنا و قاءدنا الاامام خامنه ای مدظله العالی @};-@};-@};-

          • با سلام خدمت برادر محمد ۲۳۶
            شما یک مشکلی که دارید با خودتان درگیر هستید و این یکی از ضعف های شما هست و بنده نمیخواهم شما را عصبانی کنم ولی حدس زدن پاشنه اشیل شما پایداریها خیلی راحت است از دید شماها اقای مشایی انسانی منحرفی است ولی حداقل در مورد حرفهای که مخالفانش میزنند صبور و شکیبا است ولی شما ها با کوچکترین انتقاد نسبت به اقای فلانی عصبانی میشوید و هر چیزی را به جناب اقای مشایی نسبت میدهید و اینکه میبینید بنده قبلا جواب شما را نداده ام بخاطر این است که نمیخواهم بیشتر از این شما را عصبانی ببینم چون شخص شما را نه به عنوان جبهه پایداری دوست دارم
            ادم نباید مثل بوته خار باشد که وقتی اتش گرفت زود گور بگیرد و زود هم خاموش بشود.
            شما پایداریها با یک کشمش گرمتان میشود با یک ممیز سردتان میشود(رای به احمدی نژاد رای به خداست و بالاترین خطر اسلام)
            و اما
            بنده گفتم یک هفته شما گفتید یک ثانیه.
            بحث در مورد یک هفته و یک ثانیه نیست بحث در مورد کلام رهبری است که ایشان گفتن ((کان لم یکن )) یعنی از اول نبوده.
            معیار اقای احمدی نژاد و اقای مشایی و ما و شما و مخالفین و منتقدین نیستیم.
            معیار کلام رهبری است حالا شما دوست دارید در مورد یک ثانیه که اصلا نبوده حرف بزنید, حرف بزنید دست خودتان است
            جمع بندی حرف بنده این است وقتی رهبری میفرمایند ((کان لم یکن )) یعنی از اول نبوده و شما هم گفتید از دید رهبری ایشان یک ثانیه هم معاون اول نبوده که خدا خیرت بدهد.
            خوب حالا که شما میفرمایید از دید رهبری یک ثانیه اقای مشایی معاون اول نبوده چرا؟ نزدیک به چهار سال حمایت کردن از دولت از دید اقای فلانی حرام است یعنی اینها به خاطر ((کان لم یکن )) از اول نبوده است یا همان یک ثانیه است! سرخورده گی پیشکش حمایت کردن حرام است باز چه صیغه ای است اگر رهبری نمیگفتند((کان لم یکن )) چه کار میکردید
            یارو را به ده راه نمیدهند سراغ کدخدا را میگیرد شما ((کان لم یکن )) اصلا نبوده پیشکش بعد تازه میفرمایید فهمیدید بحث در مورد چی بوده!
            شما بهتر است یک بار دیگر چیزهای که نوشته اید را یک بار دیگر یخوانید همه اش متناقض درگیری با خودت, یا نه اینکه شما یک حقی بالاتر از دیگران نسبت به کلام رهبری برای خودتان قائل هستید اگر ما در مورد معاون اولی که اصلا نبوده حرف میزنیم به خاطر ان یک ثانیه که نبوده شما میگویید واکنش نشان میدهیم و گر نه بنده مطیع هستم و به شما گفتم واقعا تمام شد ولی شما حتی حرفهای خودتان را هم نقض میکنید و میخواهید یک حقی جدا از بقیه برای خودت قائل بشوید قبلا ((کان لم یکن ))به معنی اصلا نبوده بود ولی الان تبصره و ماده به ان اضافه شده ولی شما همان سئوال بنده را جواب بدهید لازم نیست لقمه را دور دهانتان بچرخوانید
            چرا ((کان لم یکن )) اصلا نبوده شده حمایت کردن از دولت حرام است؟ ینده میخواهم بدانم معیار کلام رهبری است یا بودن اقای مشایی در دولت؟
            فرموده اید
            شما نمی تونید و توانایی تمایز قائل شدن بین انتصاب و دلیل عزل را ندارید؟
            دلیل بنده در همان یک ثانیه ای که اصلا نبوده و حمایت کردن از دولت حرام است نهفته است
            و اما ایشان عزل نشده! ایشان ((کان لم یکن ))از اول نبوده شده .
            بنده هیچ ادعایی ندارم شما که توانایتان که خیلی زیاد است عزل یعنی چی؟!!! یعنی عزل مصادف است با((کان لم یکن )) اصلا از اول نبوده!!!!!!
            فرموده اید
            اولا که می گویید دست آویز سیاست بازان خوب از این متلک می گذرم اما بدان شورای نگهبان حتما این حکم رهبری را مدنظر دارد و شورا هم سیاست باز نیست
            ادمی که با خودش درگیر است همه چیز را متلک میپندارد و اما شورای نگهبان از خودش قانون دارد نه اینکه روزی صد بار میگویند که حتما صد رد صد باید اقای مشایی رد صلاحیت بشود!!!
            جلو جلو اقایان حکم میبرند!!
            فرموده اید
            برادر عزیز بنده گوشم به اراجیف سیاست بازان نیست اما این دلیل نمی شود که احتمال را هم در نظر نگیرم به قول معروف احتیاط شرط عقل است و چون امثال شما پیش زمینه دارید در قضیه معاونت اولی و ۱۱ روز خانه نشینی که به هر نحوی زورتان را می زنید کارهایتان را تویجه کنید این احتمال تقویت می شود که در صورت رد صلاحیت مشایی باز هم این فشارها وجود داشته باشد به قول علامه مصباح اینجا محتمل سنگین است.
            واگر هم اقای مشایی شدن رئیس جمهور چی؟
            شماها واقعا قبول میکنی که یک فردی که از دید شما منحرف است زمام حکومت جمهوری اسلامی ایران را در دست بگیرد به قول اقای قلانی اینجا محتمل سنگین است.
            احتمال که نه شماها صد در صد منفجر میشوید.
            فرموده اید
            ضمن اینکه خطر قالیباف را از اصلاح طلبان بیشتر می دانم
            ضمن اینکه قالیباف را هم اصلا اصولگرا نمی دانم چون اصولگرایی کارت عضویت نیست و وجود ائتلاف سه گانه هم دلیل بر اصولگرا بودن ایشان نمی شود اصلا مگر تکنو کرات می تواند اصولگرا باشد؟ایشان بیشتر به اصلاح طلبان نزیدک هستند تا اصولگرایان
            اینکه ایشان اصلا اصولگرا نیستند که شکی نیست ولی چرا اصولگراها با ایشان ائتلاف کرده اند! پس چرا میگفتند که جریان موهوم انحرافی با قتنه گرا ائتلاف کرده اند! حالا دیدید که دروغ میگفتند. تازه این ائتلاف سر درازی دارد!
            فرموده اید
            شما از جلسات زاکانی با مصباح چه می دانید؟
            عتابهای جناب علامه مصباح به زاکانی و فدایی را هم شنیده ای؟
            بله شنیده ایم دیروز صدایش در امد
            دیبر کل جمعیت ایثارگران حسین فدایی
            حداد- جلیلی- زاکانی- کاندیدای مورد نظرجمعیت ایثارگران !
            حالا این سه نفر را چطوری با هم جمع کنیم اقای حداد که با قالیباف ائتلاف کرده زاکانی هم که رئیس ستادهای قالیباف در سال۸۴ بوده!
            حتما اقای فلانی خوب عتاب نکرده اند یا اینکه ……! شاهنامه اخرش دیدنی است ببینیم که از توی این ائتلافها اسم چه کسی در می اید!!
            در مورد ان حرفهای که در مورد اصالت بنده گفتید بماند بنده گفتم شاید بهتر بشناسم دوست دارید باور کنید دوست ندارید باور نکنید ینده گفتم شما با خودت درگیر هستید اگر گفتم که اقای جلیلی به جبهه پایداری تمائلی ندارد نه این که به دولت تمائلی دارد اگر ایشان بخواهند بیایند مستقل هستند . دعوا که نداریم حالا نمیخواهند اینقدر ملی گرایتان را به رخ بنده بکشید و ان چیزی های که در مورد اصالت گفتم در مورد برداشت شما از مکتب ایران اقای مشایی بود که بنده گفتم ملی گرای را از شما بهتر میفهمم و الان هم برایم ثابت شد.
            زنده باد ولایت فقیه
            زنده باد ولایت فقیه
            و بازهم زنده باد ولایت فقیه
            اللهم احفظ سیدنا و قاءدنا الاامام خامنه ای مدظله العالی

    • سلام محمد آقا
      عزیز بزرگواری که نظرش برای بنده خیلی محترم است به من تذکر دادند که برخورد دیروز من در مورد کامنت گذاشتن شما در وبلاگم صحیح نبوده است. حرف ایشان به نظرم درست آمد. اگر حرفهای دیروزم باعث دلخوری شما شده معذرت می خواهم. از این به بعد مثل سابق، هر جور که مایل بودید در وبلاگم کامنت بگذارید. موفق باشید.

      • سلام برادر حامد فتاحی عزیز
        برادر جان حرفها شما به والله ذره ای در من دلخوری ایجاد نکرد من سبک و سیاق شما را می دانم که از روی لج و لجبازی و بی منطقی آن کامنت را ننوشتی شما هم حق دارید و من هم واقعا شرمنده شما شدم که دیدم آش را انقدر شور کردم که صدای نازنین شما هم در آمد و اعتراض کردید واقعا راست می گویید و خودم هم می دانم بسیار طولانی و مطول می نویسم گاهی تا جایی که اصلا کل صفحات شما پر از نوشته های بنده می شود و گویا بچه ای فقط دفتر مشقی را نوشته و از روی جمله ای هزاران بار تمرین مشق کرده و فقط دفتر را سیاه کرده همین :D
        بنده خودم وقتی صفحه وبلاگ شما را اسکرول می کنم همین حس بهم دست می دهد و خودم سردرد و سر گیجه می گیرم که اصلا کجا با چه کسی چه بحثهایی رو داشتم می کردم اما سعی میکنم که رعایت کنم به قول شاعر:

        توبه کردم که دگر می نخورم
        به جز از امشب و فردا شب و شبهای دگر هم

        برادر حامد فتاحی عزیز بنده مدتی است این حس رو دارم که بعضی از افرادی که شما از آنها حمایت می کنید بسیاری از مطالب این وبلاگها وسایتها و حتی کامنتهای بنده را زیر نظر دارند باورت می شود اگر بگویم حتی جمله ای را هم که در همین وبلاگها در حمله به بنده نوشته شده را یکبار از زبان یکی از همین بزرگواران شنیده ام!!!خودم هم باورم نمی شد که ادبیات آن بزرگوار چقدر نزدیک و شبیه به جمله نوشته شده در وبلاگ بود البته این حدس و گمانه و یقین نیست اما بارها حس کرده ام که حرفهایم اگر به خود جناب مشایی نرسد (که آنهم معلوم نیست) ولی می دانم که به نزدیکان ایشان می رسد از طریقی به هر حال بگذریم اما خیلی دوست دارم بدانم آن بزرگواری که این نصیحت را به شما کرده چه کسی است البته اصراری ندارم چون شاید نخواهید بگویید اما آن بزرگوار حتما دلیلی داشته برای این توصیه اش و مایل بودم ایشان حتی اگر با اسم مستعار هم شده وارد مباحثات شود و اگر دلایل متقن تر و مستندتری دارد ارائه کند تا بنده بیشتر با زوایای حقیقی مسئله آشنا شوم و یکطرفه قضاوت نکنم و به خطا نروم
        از بذل توجه و عنایت ایشان و همچنین شما هم بسیار متشکرم و باز هم عذر خواهی بنده را بابت کیلویی نوشتن و مصدع اوقات شدن را بپذیرید
        عزت مستدام @};-

        • سلام علیکم
          خواهش می کنم برادر.
          متاسفانه بزرگواری را که به بنده در مورد شما تذکر داده اند، به دلایلی نمی توانم معرفی کنم. اینقدر بگویم که دانشجویی جوان هستند و از خوانندگان وبلاگم و خیالتان راحت باشد که هیچ پست و سمت دیگری هم در این مملکت ندارند. ایشان به نظرشان رسیده بود که کامنت دیروز من باعث رنجیده شدن نالازم شما شده و من هم تذکر ایشان به نظرم درست رسید. البته در مورد پیشنهاد شما، خودشان تصمیم می گیرند ولی کلا اهل بحث اینترنتی نیستند. یک دلیلش هم این است که فعلا دسترسی دائم به اینترنت ندارند. موفق باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<