95 دیدگاه در “آن دوره گذشت

  1. رهبرانقلاب درخصوص اظهارات نامزدهای انتخابات:دولت فعلی نقاط قوت فراوانی دارد/چقدر خوب بود وقتی معضل اقتصاد و گرانی را میگفتند،کارها و زحمات را هم بیان میکردند، این انصاف است.

    • بهتر این بود ، رهبری میگفت ، پرونده هسته ای در دست احمدی نژاد نبود ، ولی سختی هایش در مدیریت کشور ، اضافه بر نیاز های متراکم شده در اثر بیعرضه گی تمام دولت های قبلی و بالا بودن توقع جهت حفظ نظام ، به ایشان منتقل شد .
      دوباره یاد سخنان مظلومانه @};- دکتر @};- در اهواز افتادم ، دستو بستی قبول! وزنه رو بستی قبول! دیگه چرا کله مونو میکنی زیر آب؟!

  2. ی سوال دارم
    چرا بعد انتخابات تیزی سایت فارس نسبت به دکتر کم شده؟؟؟
    حتی خبر تبلیغات همایش رو کار میکنه…
    یا به اظهارات رییس قوه قضایه اعتراض می کنه حتی مطلب مستند و کامل روایت رو نشر میده؟؟؟

    • چون احمدی نژاد خوب، احمدی نژادی است که ادامه راهش منقطع شده. احمدی نژادی است که خطرش برطرف شده.

      • حدود یک ماه پیش از انتخابات در جلسه‌ی بصیرت؟! بسیج محله‌ی ما یک بابایی ابتدا از دولت تعریف می‌کند که بله کارها کرده بعد ناگاه با علم کردن مشایی و ماجرای دادن پرچم توسط رییس جمهور به وی چنان تخریب می‌کند که گویا احمدی‌نژاد تا امروز هرچه کرده با این قبیل کارهایش به فنا رفته است!
        دو سه روز پیش از انتخابات جلسه‌ای دیگر برگزار می‌‌شود و این بار بصیرت‌افزای؟! جدید جز خوبی و مظلومی احمدی‌نژاد نمی‌گوید!
        خوب بله دیگر! بلا تشبیه بلا نسبت معروف است یزید علیه‌لعنه که در حکومت او امام حسین بزرگ مردی خدایی بود که با بیعت شکنی؟! و خروج بر خلیفه، همه‌ی نماز و روزه‌هایش را هدر داده بود و کافر شده بود! برای ساکت کردن مردم و رفع اتهام از خودش دستور داد برای امام حسین عزا بگیرند و بر روی سقاخانه‌ها بنویسند سلام بر حسین و لعنت بر قاتلانش!
        و اما: و مکروا و مکرا‌الله والله خیر‌الماکرین!

      • نه!
        هنوز یک کار اساسی مونده.
        مصادره تمام کارهای احمدی نژاد، به نفع نظام و انقلاب و روحانبت و خط مقاومت و …و اینجور چیزها.
        برنامه ادعایی طالب زاده هم در همین راستا ساخته میشه.
        به موقعش دادگاهش رو هم پخش میکنن.
        احمدی نژاد هیچ وقت نخواست تدارکاتچی باشه هرچند که چیزی بیشتر از این ازش نمیخواستند و نباید هم بیش از این میبود.
        ولی نهایتا حالا با مقداری هزینه اضافی از درجه تدارکاتچی بالاتر هم نذاشتند بره.

  3. من هم ترجیج می دم سکوت اختیار کنم
    اصلا به من چه ربطی داره که تو مملکت چه خبره
    از ما بهترون که هستند تا برای مملکت تصمیم بگیرن دیگه چه نیازی به ما هستش
    من یکی که عمرم کفاف نمی ده اما در وصیت نامه ای به فرزادانم که از نسل پنجاهم من در ۱۴۰۰ سال دیگه در این دنیا هستند توصیه می کنم که اگر تو اون زمون یکی بعد از ۱۴۰۰ سال اسم از عدالت و امام زمان و … اورد سعی کنن دور و برش رو نگیرند چرا که بعد از احمدی نژاد اون فرد بزرگترین خطر اسلام و باید نابود بشه و بعد از ۸ سال نوکری مردم باید چنان بلایی سرش بیاد و آنچنان محاکمه ای شود که دیگه در طول تاریخ کسی جرات ادامه ی راه اون رو نداشته باشه
    ما که بی خیال همه چی شدیم
    بزار به ما بگن خر خر خر خر خر خر خر خر خر خر خر … >:)

    • جالبیش اینه به همه چیز مردم کار دارند و برای هر مسئله ای حکم میدند هر کسی را بخواهند مرتد و منحرف اعلام میکنند
      با اینکه میدونند که وقتی اربابمون بیاد مردمم میگن ، دین جدید ی آورده . یعنی هر کلامی میگن یاوه بافی .
      این یعنی اوج ……

    • مشایی @};- : الان دوره رسوایی فرا‌رسیده است و هرچه جلوتر می‌رویم، دیگر من نباید حرف بزنم بلکه افرادی هستند که باید از ترس، پشت دیگران خود را مخفی کنند. هرکسی به حقیقت نزدیک شود، خوشبو می‌شود و هرکسی از آن دور شود، بد‌بو می‌شود. ما باید مزاجمان، مزاجی باشد که هیچ‌کس نتواند یک چیز بدبو را به‌عنوان عطر به ما غالب کند. :lol:

  4. *سرقت ادبی آقای حسن روحانی در تز دکترای ارائه شده به دانشگاه کلدونین گلاسکو*
    پس از انتخاب آقای حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور منتخب، دانشگاه کلدونین گلاسکو، چکیدۀ تز آقای حسن روحانی را منتشر کرد. اما بررسی چکیدۀ تز دکترای آقای حسن روحانی به وضوح نشان می‌دهد که بخش زیادی از چند پاراگراف کوتاه چکیدۀ تز دکترای منتسب به آقای حسن روحانی که باید به طور خلاصه نشان دهندۀ دستاوردهای علمی پژوهشی ایشان باشد، از کتاب یک پژوهشگر مالزیائی به نام پروفسور محمد هاشم کمالی کپی شده است.
    متن کامل کتاب در آدرس زیر بر روی اینترنت قرار دارد و می‌توان به سادگی متن چکیده را در کتاب جستجو کرد و در صفحه ۳۹ و ۴۰ کتاب آقای کمالی یافت. این یک پاراگراف از نسخۀ آنلاین کتاب آقای دکتر کمالی (Principles of Islamic Jurisprudence) است که به صورت لینک PDF آن در انتهای مطلب آمده است. این کتاب اکنون به ویرایش سوم رسیده است، اما چاپ اول آن در سال ۱۹۹۱ بوده است:

    “This style of Qur’anic legislation, and the fact that it leaves room for flexibility in the evaluation of its injunctions, is once again in harmony with the timeless validity of its laws. The Qur’an is not specific on the precise value of its injunctions, and it leaves open the possibility that a command in the Qur’an may sometimes imply an obligation, a recommendation or a mere permissibility./

    و این پاراگراف از صفحۀ قبل از آن است:

    As a characteristic feature of Qur’anic legislation, it may be stated here that commands and prohibitions in the Qur’an are expressed in a variety of forms which are often open to interpretation and ijtihad.

    و این متنی است که در سال ۱۹۹۱ آقای روحانی به عنوان چکیدۀ تز دکترای خود ارائه کرده است:

    And here’s the corresponding paragraph from the thesis attributed to Rowhani, titled “The Flexibility of Shariah (Islamic Law) with reference to the Iranian experience,” dated July 1998:
    “The primary source of the Islamic law (the Quran) is, in itself, flexible on the basis of the analysis that the Quranic legislation leaves room for flexibility in the evaluation of its injunctions. The Quran is not specific on the precise value of its injunctions, and it leaves open the possibility that a command in the Quran may sometimes imply an obligation, a recommendation or a mere permissibility. Commands and prohibitions in the Quran are expressed in a variety of forms which are often open to interpretation.

    بخش‌های مشترک پررنگ شده‌اند که به خوبی نشان دهندۀ کپی بودن چکیدۀ کار آقای حسن روحانی است که از طریق آن مدرک دکتری اخذ کرده است. مسئول روابط عمومی دانشگاه آقای چارلز مکگهی از درخواست رسمی برای تهیۀ نسخۀ دیجیتال از تز منتسب به آقای روحانی و انتشار در کتابخانه خبر داده است.

    صفحه پروفسور کمالی در ویکی‌پدیا
    http://en.wikipedia.org/wiki/Mohammad_Hashim_Kamali

    دانلود کتاب آقای پروفسور کمالی
    http://www.bandung2.co.uk/books/Files/Law/Principles%20of%20Islamic%20Jurisprudence%20-%20Hashim%20Kamali.pdf

    مطلب فارین پالیسی دربارۀ تقلب آقای روحانی
    http://ideas.foreignpolicy.com/posts/2013/06/25/did_irans_new_president_plagiarize_in_his_phd_thesis_abstract

    گزارش وارونۀ تابناک از ماجرا:
    دانشگاه کلدونیان، اتهام سرقت ادبی علیه روحانی را رد کرد!
    http://www.tabnak.ir/fa/news/328173

    • حتما حدس نزدی که شاید یک نفر اینجا زبان بداند و برود متن را بخواند و بفهمد ماجرا از چه قرار است!
      آدم با شرف!
      اولا مطلب اولیه فارین پالسی درباره این است که آیا سرقتی صورت گرفته یا نه؟ یعنی سوال پرسیده و هیچ حکمی نکرده. حتی عنوان سوالی است!
      ثانیا، جواب سوال هم در همین مطلب داده شده:
      Glasgow Caledonian University Director of Communications Charles McGehee writes, “Our University library has just confirmed that Kamali, Principles of Islamic Jurisprudence is referenced in the main body of the Dr Rouhani’s thesis and in the bibliography.”
      یعنی روحانی به این اثر ارجاع داده است. حالا جنابعالی بشین با شرافت خودت تنها باش آقای راستگو!

      • آقا وقاحت هم حدی دارد!
        جواب سؤال یعنی چه؟! طرف چکیدۀ تز دکترایش که باید توضیح کارهائی باشد که خودش انجام داده کپی کرده، آن وقت شما می‌گوئی نام کتاب در فهرست مراجع آمده و تمام!؟
        یعنی شما ماشین دزدیدی با پلاک دزدی این طرف و آن طرف بروی، کار حل است؟
        حالا جنابعالی بشین با شرافت خودت تنها باش آقای راستگو!

      • دوست عزیز. نمی دونم شما سابقه آکادمیک دارید یا نه ولی من به عنوان پست داک در یک دانشگاه معتبر آمریکایی این رو می دونم که کسی حق نداره در هیچ قسمتی از یک متن علمی،‌بخشی از یک مقاله را کپی کند حتی با ذکر مرجع. مگر اینکه این متن داخل گیومه آورده شود و سپس به آن ارجاع داده شود. به طور قطع این مساله در چکیده رخ نمی دهد به دلیل اینکه چکیده عمدتا شامل خلاصه ای از نوآوری های انجام شده در تز است. پس لطفا ماست مالی و توجیه نکنید.

      • با سلام

        این یک نمونه استندارد از proposal است:

        The Shahnameh of Ferdowsi often has been viewed as a string of loosely jointed episodes. Even if not openly stated, this attitude implicitly characterizes the vast body of scholarship, which has failed to establish a cohering relationship either between the various parts of the work, or between each part and the whole. This study proposes to demonstrate that, there is a controlling and unifying principle at work in the Shahnameh, and each significant episode, while bearing a decisive affinity to others, is integral to the whole

        و اینهم نمونه ای از reference دادن:

        It is also reminiscent of Ferdowsi’s well-known figure of his own…
        achievement. He envisions himself as immortalized through permanence the scattered seed

        نمیرم از این پس که من زنده ام
        که تخم سخن را پراکنده ام

        ;I will not perish; henceforth I will live on
        Since the seeds of words I have sown.4

        ___________
        .۴The Shahnameh, ed Said Nafisi (Tehran: Brokhim, 1935), p. 3018. The subsequent. references to this edition will appear in the text. The translation of the poems is by the author of this study, unless otherwise indicated

        این دانشنامه در UCLA نوشته شده. آیا استانداردهای دانشکاه کلدنیان گلاسکو در این مورد یا سایر دانشگاههای دنیا فرق دارد؟

        • شما کسی را به سرقت ادبی plagiarism متهم کرده اید. خوب! اول ببینیم معنی سرقت ادبی چیست. . توجه به این نکته ضروری است که بسیاری از دانشگاهها برای نگارش پایان نامه ها شیوه نامه مخصوص دارند که برای قضاوت باید به آن مراجعه کرد (جناب محمدحسین حتما مستحضراند) اما من اینجا به چند هندبوک معتبر نگارش رجوع میکنم. هر هندبوک نگارش تعریف خودش را دارد که البته همه در این نکته مشترک اند: عدم درج منبع در صورت استفاده از مطلب یا ایده فرد دیگر و یا کپی حجم قابل توجه مقاله دیگری (مثلا ۵۰درصد یا بیشتر) حتی در صورت ارجاع
          این صفحه http://writing.umn.edu/tww/plagiarism/definitions.html متعلق به دانشگاه مینه سوتاست و تعاریفی را عرضه کرده مثلا
          The MLA Handbook defines plagiarism as the use of another person’s ideas or expressions in your writing without giving proper credit to the source.
          MLA یک شیوه نامه بسیار رایج در علوم انسانی است.
          این هم صفحه The Chicago Manual of Style که از معتبرترینها در تاریخ و برخی علوم طبیعی است. تعریف واضحی نتوانستم پیدا کنم ولی در اینجا http://www.chicagomanualofstyle.org/16/ch04/ch04_sec069.html صریحا گفته شده to avoid any possible charge of plagiarism), credit any sources used
          به عبارتی اگر منبع یک مطلب یا ایده ذکر شود سرقت علمی منتفی است
          و اما نگاهی بیندازید به این دو لینک که هرکدام درباره ۵ سطح سرقت ادبی بحث میکنند تا بهتر ببینید که این مساله با هیچکدام از مصادیق “سرقت ادبی” انطباق ندارد:
          http://www.csee.umbc.edu/~pmundur/courses/CMSC691M-04/IEEE-plagiarism-defn.html
          http://www.ieee.org/documents/Level_description.pdf

          اما درباره چکیده: برخی از شیوه های نگارش مانند APA اجازه citation در چکیده را میدهند ولی برخی دیگر مانند شیوه نامه The Institute for Operations Research and the Management Sciences (INFORMS) چنین چیزی را مجاز نمیدانند مگر در موارد بسیار نادر و توصیه به ارجاع در متن اصلی میکنند https://www.informs.org/Find-Research-Publications/Journals/Author-Portal/Frequently-Asked-Questions#GEN-FAQ5
          درنهایت اینکه پایان نامه روحانی آنطور که لینک فارین پالسی میگوید ۵۰۰ صفحه است. شما دارید ادعا میکنید که او سرقت ادبی مرتکب شده چون مطلبی در چکیده آورده و همانجا به مطلب ارجاع نداده یا گیومه نگذاشته.
          اولا معلوم نیست این دانشگاه اجازه ارجاع در چکیده را میداده (مثل APA) یا خیر (مثل INFORMS). مهمتر اینکه دانشگاه تایید کرده که این ارجاع بعدتر و در متن پایان نامه ذکر شده و لذا اتهام سرقت ادبی طبق اکثر تعاریف هندبوکهای شیوه نگارش منتفی است به ویژه اینکه مطلب در چکیده بوده که معمولا ارجاعی در آن بکار نمیرود.
          اما جناب محمدحسین. گفته اید
          “به طور قطع این مساله در چکیده رخ نمی دهد به دلیل اینکه چکیده عمدتا شامل خلاصه ای از نوآوری های انجام شده در تز است. ”
          اینکه چرا در چکیده مطلب فرد دیگری آمده نیاز به بررسی کل پایان نامه دارد چون در علوم انسانی بسیار رایج است که پایان نامه کسی اثبات نظری باشد که توسط دیگری داده شده منتها به شیوه ای نو یا رویکردی جدید؛ به ویژه وقتی درباب یک نزاع به داوری میان دو رویکرد بپردازید. در چنین حالتی ذکر متن فرد دیگری برای تاکید بر موضع بلااشکال است. حتی اگر اشکال هم داشته باشد، یک خطای نگارشی Stylish error محسوب میشود نه سرقت ادبی plagiarism. این دو بسیار متفاوتند. اولی یک خطای آکادمیک محسوب میشود و اگر مثلا در مقاله ای رخ دهد داوران تقاضای تصحیح میکنند.
          دومی جرم است.ارتکاب سرقت ادبی یعنی پایان عمر دانشگاهی یک فرد.
          به جناب محمدحسین توصیه میکنم نگاهی به شیوه نامه دانشگاه شان بیندازند و ببینند طبق آن شیوه نامه با خواندن چکیده میتوان فهمید کسی plagiarism کرده یا نه. دوست دارم خودتان بینی و بین الله بگویید اگر در امریکا به یک نفر اتهام سرقت علمی با شواهدی در این حد بزنید چه آینده ای در انتظارتان خواهد بود؟

          و اما در نهایت باید بگویم که من اصلا و ابدا نمیگویم در این پایان نامه سرقتی رخ نداده. در واقع از سر تا ته مسئولان این نظام مقدس آنقدر در همه امور منزه و روشن ضمیر و ساده دل اند که هیچ بعید نیست کسی سر ایشان را هم مثل کردان کلاه گذاشته باشد :D تمام حرف من این است که این مورد خاص که شما به آن اشاره میکنید مصداق هیچ گونه سرقت ادبی نیست. و در ضمن به خاطر لحن بسیار بی ادبانه خودم در کامنت قبلی از همه عذرخواهی میکنم.
          در پایان یک بار دیگر هم یادآوری میکنم که استدلال آوردن در مورد اینکه آیا این کار سرقت ادبی است مثل استدلال در باره قوانین رانندگی است. باید معلوم باشد در کدام کشور یا کدام ایالت هستید و بعد هم کتاب آیین نامه را جلوی خودتان بگذارید و ببینید چه چیز درست و چه چیز غلط است. لطفا قبل از هر جوابی یکبار دیگر به لینکهای داده شده سری بزنید و ببینید آیا کسی به خاطر ارجاع ندادن به یک مطلب در چکیده در حالی که منبع را متن اصلی ذکر کرده سارق ادبی هست یا نه.

          • من دکترای خودم رو از دانشگاه شریف (دانشکده مهندسی کامپیوتر) گرفته ام. یکبار مورد مشابهی درباره پروپوزال یک دانشجوی دکترا پیش آمد. پروپوزال آن فرد در آن ترم، رد شد و به دلیل سرقت علمی به او اخطار داده شد. توجه کنید که پروپوزال یک متن تقریبا غیر رسمی (نسبت به تز دکترا) محسوب می شود. در ضمن در صورتی که یک فرد قصد داشته باشد که به پژوهش شخص دیگری ارجاع دهد (مثلا در چکیده) باید در همان نقطه این کار را بکند و به علاوه ذکر کند که هدف او در پژوهشش چه تفاوت هایی با پژوهش ارجاع داده شده دارد. در غیر اینصورت، مصداق دزدی علمی خواهد بود.
            در پایان امیدوارم جامعه علمی کشور به دور از سیاست زدگی این مساله را پیگیری کند و دانشگاه گلسکو را مجبور به انتشار تز ۵۰۰ صفحه ای ایشان نماید، یا اینکه از ایشان درخواست شود یک جلسه به زبان انگلیسی دست آوردهای تز خود را توضیح دهند تا ما هم روشن شویم.

          • جسارت بنده را می بخشید آقای دکتر.
            ولی ایشان مدعی دریافت مدرک را از دانشگاه “کالدونین گلاسکو” هستند و نه دانشگاه معروف “گلاسکو”.
            هر چند قبل از این افشاگریها در بیوگرافی ایشان هم در سایت مجمع و هم در ویکی همان دانشگاه گلاسکو قید شده بود که تغییر کرد.

          • سلام

            “شما دارید ادعا میکنید که او سرقت ادبی مرتکب شده چون مطلبی در چکیده آورده و همانجا به مطلب ارجاع نداده یا گیومه نگذاشته.”

            بلی, این دقیقاُ سرقت ادبی است. اما امکان هم دارد که آقای روحانی انگلیسی شان آنقدر قوی نبوده که از MLA و سایر منابع و یا کلاسهای مشاوره برای نوشتن پایان نامه و دانشنامه استفاده کنند و از طرز پایان نامه یا دانشنامه نوشتن آگاه شوند. اما این بنظر منطقی نمی آید چون در این صورت نمیتوانستند رساله ای ۵۰۰ صفجه ای به زبان انگلیسی بنویسند. شاید باید از استاد راهنمای ایشان پرسید که آیا میدانست قسمتی در چکیده متعلق به یک نویسنده دیگر ی است؟

            راستی آقای روحانی چه کلاسهائی مربوط به رشته شان گرفته اند و نام استاد راهنما و استادانی که این کلاسها را تدریس میکنند چیست؟ (فقط از روی کنجکاوی میپرسم. بنظرم خواندن آثار متخصصان اسلام و قرآن آن دانشگاه شاید مفید باشد.)

          • جناب محمد حسین
            وقتی میگویید مورد مشابهی در یک پروپوزال رخ داد منظورتان چیست؟ یعنی یک نفر در چکیده پروپوزال از منبعی استفاده کرد و همانجا به آن ارجاع نداد و بعد در متن اصلی ارجاع را آورد؟ یا منبعی را استفاده کرد و هیچ ارجاعی به آن نداد؟

            من هم مثل شما امیدوارم پایان نامه ایشان منتشر و بررسی شود و اگر سرقت کرده اند رسوا شوند همانطور که کردان رسوا شد. و البته مطمئنم هیچ نتیجه ای فراتر از رسوایی حاصل نمیشود چون اینجا جمهوری اسلامی ایران است نه آلمان یا امریکا.
            جناب “آه کردان”
            اولا همانطور که گفتم و در متن قبلی آمد برخی شیوه نامه ها اساسا اجازه ارجاع در چکیده را نمیدهند. ثانیا لطف کنید و ادعای “سرقت علمی” را مستند کنید به یکی از کتب قانون نگارش متون علمی یا همان شیوه نامه ها. تکرار ادعا اثبات ادعا نیست.
            مساله مورد بحث واضح است:
            فردی در چکیده پایان نامه اش از مطلب کسی استفاده کرده و همانجا در چکیده به آن ارجاع نداده بلکه در بدنه پایان نامه مرجع مورد نظر را قید کرده. آیا این فرد مرتکب سرقت علمی شده یا سهو نگارشی؟
            مجددا از شما تقاضا میکنم جوابتان با ارجاعی مستند به یک شیوه نامه باشد نه برای “آه کردان”.

          • ایشان یکسری پاراگراف را کپی کرده بودند و البته به گمانم در جایی از پروپوزال به همان نوشته علمی کپی شده ارجاع هم داده بوده اند! یعنی دقیقا همین کاری که آقای روحانی کرده اند. حداقل نظر کمیته تحصیلات تکمیلی دانشکده کامپیوتر این بود که این کار استحقاق مردودی در واحد پیشنهاد پژوهشی را دارد.

          • سلام

            از خود دانشگاه گلاسگو کالدونیان در رفرانس دادن:

            Referencing makes sure that you avoid plagiarism and shows the reading you have done.

            You need to make references when you

            •quote – use someone’s exact words
            •summarise – sum up someone else’s arguments or ideas
            •paraphrase – put another author’s material into your own words
            •copy – use illustrations such as: diagrams, tables, charts or maps

            و منابع راهنمای نوشتن مقاله, پایان نامه و دانشنامه

            Harvard or Numerical Referencing System

            http://www.gcu.ac.uk/student/coursework/referencing/whatdoesreferencinginclude/

            حالا شما باید با مراجعه به این دو منبع (یا هر منبع دیگر) غلط بودن نظرات طرف مخالفتان را ثایت کنید.

            You need to make references when you

            از پنج سطح سرقت ادبی به این بخش توجه کنید:

            ۳٫ Uncredited verbatim copying of individual elements such as sentences, paragraphs, or illustrations.

            خب, همه میدانیم معنی “verbatim” “کلمه به کلمه” است. آه کردان

          • جناب محمد حسین عزیز
            گویا خود شما هم درباره اینکه این مورد مشابه چه بوده چندان مطمئن نیستید. اینکه
            ۱- چه حجمی از نوشته فرد دیگر بدون ذکر منبع استفاده شده؟
            ۲- تاثیر نهایی متن یا ایده استفاده شده در نتیجه کلی چه بوده؟
            ۳- عدم ارجاع در چکیده بوده یا متن اصلی؟
            کاش نگاهی حتی گذرا به متن آی تریپل ای که گذاشته ام می انداختید تا اهمیت هر کدام از اینها برایتان روشن شود.
            از این مورد که گذشت، اما اگر در امریکا به مورد مشکوکی برخورد کردید اینقدر زود قضاوت نکنید. شاید به قیمت زندگی دانشگاهی تان تمام شود. بارها پیش آمده که بزرگانی در دانشگاه به کسی اتهام سرقت زده اند و در نهایت مشخص شده که اشتباه کرده اند و این برایشان بسیار هزینه داشته. این فقط یک ماجرای معروف در این مورد است
            اتهام:
            http://www.insidehighered.com/news/2012/10/22/berkeley-launches-plagiarism-investigation-light-public-nature-complaints
            رفع اتهام:
            http://www.insidehighered.com/quicktakes/2013/01/31/berkeley-panel-clears-professor-plagiarism-allegations
            سایت مربوطه هم که نباید برای شما نیازی به معرفی داشته باشد

        • در آمریکا مواردی رو سراغ دارم که طرف در بررسی کارهای پیشین (survey) یک نمودار از یک مقاله دیگر را گذاشته و یادش رفته که رفرنس بده. استاد مقاله را withdraw کرده. پس شما نگران من نباشید. یکی از استادهام در اینجا یک جمله معروفی داره با این مضمون (( تنها چیزی که می تونه یک فول پروفسور Tenure Track رو از کار برکنار کنه، کپی کردن بخشی از یک مقاله بدون رفرنس دادن به اونه. ))
          در ضمن من در رابطه با موردی که گفتم اطمینان دارم،‌ چون اساسا خود من اون پروپوزال رو بررسی کرده بودم! این را هم بگویم مطلب کپی شده در بررسی کارهای پیشین بوده و اصلا صدمه ای به نوآوری های تز اون بنده خدا نمی زد.

        • ممنون که با پیدا کردن منابع در سایت خود دانشگاه مورد نظرکار را راحت کردید. این تعریف سرقت در این دانشگاه است:
          ‘the deliberate and substantial unacknowledged incorporation in a student’s work of material derived from the work (published or unpublished) of another
          دو عنصر بسیار اساسی در این تعریف وجود دارد:
          ۱- سرقت باید unacknowledged باشد. دانشگاه تایید کرده که نویسنده در بدنه پایان نامه منبع مطلب مورد مناقشه را ذکر کرده. لذا unacknowledged حذف میشود. شاید بگویید چرا همانجا در همان چکیده منبع ذکر نشده و ارجاع به بدنه پایان نامه موکول شده است؟ جواب: شاید شیوه نامه دانشگاه ارجاع در چکیده را توصیه نمیکند. همانطور که informs توصیه نمیکند (نظرات قبلی را ببینید). حتی اگر چنین نباشد این کار دیگر سرقت نیست چون منبع ذکر شده بلکه اشکال نگارشی است.
          ۲- نکته بسیار مهم دیگر که شما هم در اینجا و هم در ارجاع به ieee از آن غفلت کردید این است: substantial
          در ieee اگر جمله را کامل ببینید نوشته
          Uncredited Verbatim Copying of Individual Elements (Paragraph(s), Sentence(s), Illustration(s), etc.) Resulting in a Significant Portion (up to 20%) within a Paper.
          اینجا قید Significant امده آن هم به میزان بالای ۲۰ درصد. شما یک پاراگراف در چکیده یک پایان نامه ۵۰۰ صفحه ای پیدا کردی آن هم در حالی که ارجاع آن در بدنه پایان نامه آمده و بعد هم اهمیت و میزان آن (بالای ۲۰ درصد یعنی ۱۰۰ صفحه!!!) را نادیده گرفته ای و باز هم تاکید داری سرقت انجام شده.

          دوست عزیز، از اینکه نگران آه کردان هستی میتوانم حدس بزنم که از طرفداران رئیس جمهور و احتمالا مشایی هستید. شما که خودتان به حق دائما در حال شکایت از ناراستی رسانه ای بر ضد این افراد و سانسور بخشی از گفته ها و درج بخشی برای بحران سازی ضد آنها بودید چطور توانستید از این جمله
          Uncredited Verbatim Copying of Individual Elements (Paragraph(s), Sentence(s), Illustration(s), etc.) Resulting in a Significant Portion (up to 20%) within a Paper.
          بخش انتهایی و به این مهمی یعنی
          Resulting in a Significant Portion (up to 20%) within a Paper
          را نادیده بگیرید؟

  5. با سلام
    در چند پست قبلی نظر دادم که چرا از خوشحالی فوتبال وانتخابات در اینجا خبری نیست،کلی حمله شد که اصلا چرا میایم وچه چه!!!؟
    مگر وقتی که برای سید حسن خمینی در سالگرد امام اون بساط را به راه انداختند واز سخنرانی ایشان جلو گیری شد وحتی عده ای به نام سید حسن مصطفوی ایشان را مخاطب قرار دادند وامثال این احوالات در این چهار سال کم نبود وهمه اش طرفداران متعصب دولت جنجال به پا میکردند وحالا اون دوره تمام شد و الحمدلله دوره ای دیگر اونهم با رای قاطع مردم آغاز شده است وحالا اینهمه توهین وفغان برای چه؟
    چطور اون موقع شما حق بودین وحالا هم شما؟
    وآیا معیار حق فقط وفقط شماهستین؟؟
    حالا بازهم هرچه دل تنگتان هست نثار بنده کنید،که باکی نیست،انگاری ما حق نداریم با دولت مورد وثوق شما مخالف باشیم ،واز عملکردش ناراضی، باشیم واگر مردم از این دولت راضی بودند که
    حداقل به جلیلی که شباهت به این دولت وگفتمانش داد رای بیشتری میدادند،وشاه بیت شما اینست که اگر مشایی رد صلاحیت نمیشد ،چه میشد ؟؟؟؟؟وخوب اگر هاشمی هم رد صلاحیت نمیشد ،رای ایشان حداقل سی میلیونی میشدواین واقعیتیه ،ولی متاسفانه شماها به قدری یکجانبه ومتعصب رفتار میکنید ،که انگاری فقط خودتان وجود دارین وحاضر نیستین حقیقت تلخ ،ناراضی بودن اکثریت مردم را از این دولت ،بخصوص با اون ادبیات لمپنی که در این چند سال اصلا زیبنده ملتی با فرهنگی غنی نبوده وبعد استفاده خارج از عرف از اقا امام زمان عج که در هر کاری مرتب از نام مبارک ایشان هزینه شده است ومردم متدین ما با درک وشعور بالایشان از این مسائل رنج میبردندرا بپذیرید،تا حالا هم که بنده اینجا امدم ،فقط به خاطر مدیر وبلاگ که بنظرم فردی نجیب وازاده هستند،امده ام ولی با این حملات شما ،این اخرین بار است که میایم
    موفق باشید

    • اولاً کدام رأی قاطع؟ ۵۰ و اندی درصد از ۷۲ درصد که می‌شود ۳۶ درصد از کل واجدان شرایط یا به عبارت دیگر ۳۶ درصد از ملت! آخر رییس جمهور ۳۶ درصدی هم رأی قاطع است؟
      دوم اینکه خوب می‌گذاشتند مشایی مانند دکتر معین مخالف قانون اساسی (ایشان به صراحت با شورای نگهبان و حکم حکومتی مخالف بود!) بیاید اگر رأی نمی‌آورد ما بر خلاف اصلاح‌طلبان خفه می‌شدیم!
      سوم اینکه جلیلی کجایش فرد نزدیک به احمدی‌نژاد بود با آن همه حمله‌ای که کرد و رییس جمهور را قدرت‌طلب نامید؟
      در آخر اینکه شما و امثال شما اگر نفهمیده‌اید پیام حدیث نبوی را که قائم آل محمد (ص) در دوران غیبت برای مؤمنان همچون خورشید پشت ابر است تقصیر احمدی‌نژاد چیست؟ نگران نباشید! هرگاه تاریخ شکست احد را به پیامبر نسبت داد ناکامی‌های این دولت را هم به امام زمان نسبت خواهند داد!

    • سلام.
      این همه بد و بیراه و تهمت زدید، جنبه جواب هم ندارید؟!
      اگر ادبیات احمدی نژاد لمپن است، پس مردم چه هستند؟! پس اکبر عبدی سوپر لمپن است.
      از خودتان خجالت بکشید. هنر امثال شما لگد زدن به از اسب افتاده هاست. اگر جوانمرد بودید، حداقل می‌گذاشتید مردم ما را حذف کنند، نه اینکه ما را بدون ساز و کار دموکراتیک حذف کنید و بعد رجز هم بخوانید!

      به قول بعضی ها: جدا وقاحت دارد!

      • اخوی شما احیانا با سازو کار دموکراتیک آشنایی دارید؟!
        ساز و کار دموکراتیک یعنی قانون
        جناب مشایی طبق ساز و کار دموکراتیک صلاحیتش احراز نشدمثل خیلی از سیاسیون دیگه
        مثل معین و مهرعلی زاده
        حکم حکومتی هم جزء اختیارات رهبره اون دوره صلاح دیدن استفاده کنن الان ضرورتی نبود.شما که فریاد ولایت مداریتون گوش فلک رو کر کرده بفرمایید ولی فقیه شما کیه؟اینجور که رفتار میکنید انگار که مشایی و احمدینژادن!
        حالا شما چون دلتون میخواسته مشایی باشه و نبوده شد غیر دموکراتیک؟!
        جدا برام عجیبه اینقدر غیر منطقی و متعصبید!
        از نظر من بنیان فکری شما هم مثل همون جنبش سبزی ها دچار اشکاله حالا ممکنه با درصدی کمتر.
        همونقدری که اونها به اصلاح طلبی ضربه زدند شما هم با این افکار عجیب و استدلالهای غریبتون دارید به گفتمان عدالت ضربه میزنید.
        لطفا یه کم به خودتون بیاید به قول خودتون جدا وقاحت دارد!

        • نگویید “سازکار دموکراتیک” بگویید “سازکار مبتنی بر مردم سالاری دینی”
          کلاس نظام منحصربه فرد ما رو با این عناوین جعلی نظام سلطه پایین نیارید لدفن! :-x

        • جنبه حرف حق را ندارید، مشکل از خودتان است.
          غیردموکراتیک یعنی کسانی که با رای مردم آمده اند (۸۴و ۸۸) بدون رای مردم (رد صلاحیت) از گردونه سیاست حذف شوند!

          اگر سوادش را داشتید، متوجه می‌شدید که در عرف سیاسی، به این می‌گویند ک.و.د…!

          • بنده مدرک حقوق دارم از یکی از بهترین دانشگاههای ایران لذا حرفم پشتوانه دارد.خانمی هم دو دوره رای مردم را داشت کجا بودید زمان احراز صلاحیت نشدن معین و مهرعلیزاده؟!!! خاتمی هم از معین حمایت کرد.
            برادر گرامی مردم نیاز به قیم ندارند.همانطور که با فهم خود دو دوره به احمدینژاد رای دادند ایندوره هم به یکی مقابل او رای دادند.مردم در چارچوب تحلیلهای فضایی شما نمی گنجند.
            ضمنا برای شما شیفتگان مشایی، احمدینژاد و مشایی یکی است یا شاید از نظر خود احمدی نژاد .
            مردم اگر به اندازه ۸۴ و ۸۸ به مشایی اقبال داشتند مطمئن باشید نتیجه انتخابات چیز دیگری بود و حتما بعد از احراز صلاحیت نشدنش اعتراضی صورت میگرفت نه حتما به شکل آشوب ولی در همان حد هم نبود.دیدید که آب از آب تکان نخورد.خوب است ریاست جمهوری در کشور ما انتخابی است نه موروثی اگر بود که حالا واویلا میکردید!
            ضعف استدلالیتان برای بنده و خیلیها در این مورد کاملا محرز است جناب باسواد!

          • ضمنا با همان ساز و کاری که احمدینژاد آمد با همان ساز و کار مشایی تایید نشد.
            بروید فکری به حال حب و بغضهایتان بکنید اخوی.
            بسیار خرسندم که این قبیل تندرویها در میان مردم کم است وگرنه چه آینده ای داشت جمهوری اسلامی!

        • شکر خدا که با زیر آب کردن احیاگر لیقو م الناس بالقسط ، گفتمان عدالت احیا میشود !
          اِنَّما بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ اَهْواءٌ تُتَّبَعُ، وَ اَحْکامٌ تُبْتَدَعُ،
          ابتداى ظهور فتنه ها هواهایى است که پیروى مى شود، و احکامى که در چهره بدعت خودنمایى مى کند،
          یُخالَفُ فیها کِتابُ اللّهِ، وَ یَتَوَلّى عَلَیْها رِجالٌ رِجالاً عَلى غَیْرِ دینِ
          در این فتنه ها و احکام با کتاب خدا مخالفت مى شود، و مردانى مردان دیگر را بر غیر دین خدا یارى و پیروى
          اللّهِ. فَلَوْ اَنَّ الْباطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَى
          مى نمایند. اگر باطل از آمیزش با حق خالص مى شد راه بر حق جویان پوشیده
          الْمُرْتادینَ. وَلَوْ اَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْباطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ
          نمى ماند. و اگر حق در پوشش باطل پنهان نمى گشت زبان دشمنان یاوه گو از آن
          اَلْسُنُ الْمُعانِدینَ. وَلکِنْ یُؤْخَذُ مِنْ هذا ضِغْثٌ، وَ مِنْ هذا ضِغْثٌ
          قطع مى گشت. ولى پاره اى از حق و پاره اى از باطل فراهم شده و در هم آمیخته
          فَیُمْزَجانِ، فَهُنالِکَ یَسْتَوْلِى الشَّیْطانُ عَلى اَوْلِیائِهِ، وَ یَنْجُو الَّذینَ
          مى شود، در این وقت شیطان بر دوستانش مسلط مى شود، و آنان که لطف حق
          سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللّهِ الْحُسْنى.
          شاملشـان شـده نجـات مى یابنـد.

          • بنازم به استدلال خانوم حقوق خوانده با سواد
            توجه بفرمایید
            “مردم اگر به اندازه ۸۴ و ۸۸ به مشایی اقبال داشتند مطمئن باشید نتیجه انتخابات چیز دیگری بود و حتما بعد از احراز صلاحیت نشدنش اعتراضی صورت میگرفت نه حتما به شکل آشوب ولی در همان حد هم نبود”
            یاد بگیرید قوت استدلال یعنی چه اخویهای بیسواد و ضعیف الاستدلال!
            نمیدونم چرا یاد دختر لرستان افتادم

        • خانم محترم واقعا متاسفم که چشماتو روی حقایق بستی یا خودتو زدی به اون کوچه. هگر نمیتونی ببینی واقعیت رو واقعا جای تاسف داره

        • فعلا یک سوال
          شما که مدرکتان پشتوانه تان است میشه بفرمایید
          این ساز و کار دموکراتیک که همان قانون باشد چه طور آقای غرضی را تایید نمود و آقای سعیدی کیا را خیر؟
          دو تا تفاوت عمده میان این دو فرد را بربشمرید.
          تفاوت دارند ها! نه که نداشته باشن!
          اگر سختتون بود در ادامه من راهنماییتون میکنم.

          تمام حرفی که شما نمیخوای حتی بهش گوش کنی و برای این کار به در و دیوار میزنی و آسمان را به زمین میدوزی و از سر ناچاری حرفهای میزنی که اصلا به گروه خون جمهوری اسلامی نمیخورد یعنی صراحتا از جانب رهبرانش تخطئه شده- منظور به کار بردن” دموکراسی” و مشتقاتش به صورت خالص و بومی سازی و اسلامی سازی نشده اش است- این است که:
          اصلن در این دوره نشانی از احمدی نژاد و سلیقه اش وجود نداشت که مردم بخواهند به طرف مقابلش رای بدهند! مفهومه حرفم؟

          ضمن اینکه افزایش ناگهانی رای روحانی پس از اعلام حمایت رسمی هاشمی و خاتمی از ایشان و سر دست بلند شدن تصاویر اینها بعد از پیروزی
          معنایی جز “نه” مردم به سیاست های قدرت به ظاهر مقابل اینها ندارد.
          یادنان هست که بهانه بی بی سی و سایر رسانه های معاند! برای به پای صندوق کشیدن مردم چه بود؟

          اتفاقا یکی از جفاهای بزرگ دیگری در حال انجام در حق احمدی نژاد همین است که با وقاحت تمام،
          همه بغض موجود از سیاست غالب بر کشور که هیچ ربطی به احمدی نداشت به حساب احمدی نژاد ریخته میشود.در حالی که احمدی نژاد در بایکوت کامل است و فرصت دفاع ندارد.
          کسانی که آن سیاست ها را در این ۸ سال ابلاغ و دنبال کردند الان با طیب خاطر در حال چرخش و و نرمش اند . چون مقصر احمدی نژاد بود که حالا حذف شده.

          • احتمالا شما متوجه منظور بنده میشوید و البته قابل درک است! مقابله تان با این حرفها!
            مردم اگر دل خوش بودند از احمدینژاد به کسی که قرابت بیشتری با او دارد رای میدادند قطعا معتقد نیستید که روحانی نزدیکترین نامزد به تفکرات او بود.
            شما احمدینژآد را بت کرده اید و تمام!
            بنده هم از طرفداران احمدینژادم ولی طرفدار نقاط مثبت خودش و دولتش، نه ایراداتی که هم از لحاظ قانونی هم اخلاقی واضح و مبرهن بود!
            چشم منطقتان را بسته اید و از روی احساسات نظر میدهید.این جوابها در چارچوب استدلال عقلی و منطق نمیگنجد ولی بنده از شما بخاطر علاقه قلبیتان به آقای احمدینژاد میپذیرم ولی انتظار نداشته باشید دیگران هم دنباله رو احساسات شما باشند. و قطعا هم در عمل اتفاق نخواهد افتاد.
            فرق بنده با شما این است که ساز و کار نظام برایم حجت است چون میپذیرم اگر بنا باشد به هرچه که مطابق میل نبود اعتراض کرد و همه چیز را زیر سوال برد سنگ روی سنگ بند نمی شود اصلا مملکت دچار بی نظمی میشود.
            وقتی مردمی به یک نظام رای میدهند به همه سازوکار آن رای میدهند .اگر به قانون اساسی مراجعه بفرمایید (که احتمالا معدودی از شما و دوستانتان تا کنون خوانده باشید) تمام این روند به طور قانونی درج شده. ورود رهبری هم با حکم حکومتی از اختیارات خود ایشان است با توجه به مصلحت نظام.
            وقتی مسئولیتی طبق قانون یک کشور در حال ثبات به نهادی واگذار میشود اعتراض به تصمیمات آن نهاد در چارچوب قانون است و لا غیر.اگر این اعتراض با این شکل نتیجه نداد ، ضعیف کردن نهاد قانونی کشور با اعتراضات غیر رسمی و شبهه پراکنی جز توهین به قانون و از نظر من خیانت به یک کشور نیست.پر واضح است که اعتراضات شما از قالب یک اعتراض منطقی خارج شده و اصل شورا را زیر سوال برده اید که این یعنی ضعفتان در پذیرش شکست برادر من!بهتر است سعه صدر بیشتری داشته باشید.قرار است من و شما باز هم برای آینده خودمان و کشورمان تصمیم بگیریم با این احساسات و این طرز تفکر بسیار ضربه میخورید در این مسیر.
            ممکن است که باز هم مسیر کشور به میل شما نباشد.بهتر است تجدید نظر بفرمایید.

          • از اینکه شما که مدرکتان پشتوانه تان است جوابی برای سوال واضح من نداشتید خوشحال “نشدم”

            لذاصحبت اضافی نمی ماند.
            جواب دادن به این بالا و پایین پریدن های کهنه شما هم خارج از حوصله است.

            فقط یک نکته؛
            کدام کاندیدا قرابت بیشتری با احمدی نژاد داشت؟
            آیا منظورتان جلیلی است؟
            جلیلی کی مورد تایید احمدی بود؟
            پس بذارید”تحلیل شخصی” ام رو از بخشی ار «فرآیند مدیریت و مهندسی انتخابات» که به قول خود اهالی نظام توسط «مدیریت عالی نظام» به خوبی صورگرفت بیان کنم:

            بنا بر حذف گفتمان احمدی نژاد بود.در وهله اول مجرای گفتمانی اش را قطع کردند.بعد از آن و برای محکم کاری هم که شده پروژه بی حیثیت کردن این دیسکورس رو طراحی و پیاده کردند به این ترتیب که فردی بی مایه و ضعیف را با جار و جنجال فراوان و پروپاگاندا به عنوان نماد این دیسکورس معرفی کردند.
            سپس برنامه هایش و تبلیغاتش و حرکات و سکناتش را طوری برنامه ریزی کردند تا نهایت فضاحت به بار آید.
            چه کسی مسئول مستقیم این پروژه بود؟
            جناب آقای “علی باقری” که رابطه خانوادگی خاص ایشان و وابسته بودن ایشان به محافل پرنفوذ قدرت برای همگان مشخص است.
            ایشان به نوعی نقش “کرباسچی” را برای کروبی در انتخابات ۸۸ بازی کرد.
            یعنی مدیرت کردن ایشان و در جهت بازی کلی تر.
            به همین قیاس حتی بعید نمیدانم خود ایشان هم به جلیلی رای نداده باشد. چنان که کرباسچی هم به کروبی رای نداد.

    • با سلام

      ” اگر هاشمی هم رد صلاحیت نمیشد ،رای ایشان حداقل سی میلیونی میشدواین واقعیتیه”

      شما این واقعیت را نز کجا کشف کزدید؟ از نفر سی و دوم شدن و باخت مفتضحانه ۸۴ رفسنجانی؟ مگر بین انتخابات ششم مجلس تا به امروز, رفسنجانی چه مشکلی از کشور را حل کرده, چه گلی به سر مردم زده بود که ۳۰ میلیون به او راُی میدادند؟ ما درباره امام زمان (عج), همین سه چهار روز پیش, رئیس جمهور منتخب گفت که با یاری امام زمان و تاُیید رهبری آمده است. البته هم فارس فوری خبر را حذف کرد و هم طنز سیاسی که نوشته بود جواب رهبر معظم در باره شر و ور های روحانی در باره امام زمان (چون هر دو حذف شده, نقل به مضمون کردم.) با این حساب, گویا با رفتن احمدی نژاد, نام امام زمان دیگر در رسانه ها دیده نخواهد شد.

      • “استفاده خارج از عرف از اقا امام زمان عج که در هر کاری ” به به این کارهم شده سند بد بودن احمدی نژاد…..دوست گرامی ما براساس تفکر شیعی (که احمدی نژاد یکی از معدود مسیولان نظامه که ترسی از جا افتادن این تفکر در بین مردم نداره) هیچ چیز…هیچ کاری وسخنی رو بیرون از دایره امامت نمیدونم….همه چیز از آن امام است پس چه کار غیر مرتبطی؟؟؟؟؟؟لابد استفاده از نام امام عصر در سازمان ملل و موقع افتتاح پروژه ها میشه کار غیر مرتبط..هان؟؟؟؟؟
        و این ادبیات لمپنی….من اساسی با این حرف مشکل دارم…..با ادبیات ملت حرف زدن ایراده؟؟؟؟مثل مردم واز جنس مردم بودن بده؟؟؟؟؟پس لیاقت ما نه مردی با کاپشن و تیپ مردم بلکه مردی با عبای شکلاتی و کت وشلوارها وعمامه های ان چنانی است…قبل از احمدی نژاد اقایون چنان حرف میزدن که مردم کوچه وبازار بعداز کلی فسفر سوزوندن اخرش هم نمیفهمیدن چی شد!!حالا بده یکی اومد و بزرگترین مسایل کشور ودنیا رو به زبون مردم گفت؟؟؟؟یحتمل مردم دنیا هم از این ادبیات لمپنی بدشون اومده دیگه؟؟؟؟؟بعدم احمدی نژاد جز اولین کسایی بود که فرهنگ غنی ایرانی رو هم به ملتش وهم به دنیا یاداوری کرد……

      • در سال ۹۲ دو کاندیدا (عارف و روحانی) با افتخار از انتساب به هاشمی و خاتمی گفتند و اینکه از بین ۷۲ در صد شرکت کننده، ۵۰٫۷ درصد به روحانی رای دادند، عجیب نیست که با وجود هاشمی و شرکت ۸۵ درصدی مردم، هاشمی حدود ۳۰ میلیون رای می آورد. البته در صورت حضور همزمان هاشمی و مشایی، قضاوت ساده نیست ولی به نظر من با عملکرد احمدی نژاد، مشایی شانس برنده شدن در دور اول را قطعا نداشت.

    • کدوم رای قاطع؟ ۳۶ درصد واجدین شرایط خیلی قاطعه؟
      جلیلی دوست داشت پا جای پای احمدی نژاد بزاره ولی کاریکاتوری از احمدی نژاد سال ۸۴ بود. رای نیاورد چون احمدی نژادی نبود
      جان هر کی که دوست دارید جلیلی رو به احمدی نژاد نچسبونید خندمون میگیره

  6. شما حرف اقای الهام رو بدون تحریف وکامل در مورد رجعت به یاد دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چی گفتن دقیقا ایشون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • راستش متن دقیقش رو یادم نیست ولی اینقدر می دونم که وقتی شنیدم اصلا برداشتم این نبود که منظورش این هست که احمدی نژاد حتما رجعت می کنه. یعنی تو جلسه این جمله اصلا برام مساله نشد که بخوام دقیقشو به خاطر بسپارم.

    • جمله دقیق دکتر الهام این بود:
      “…و آینده نزدیک احمدی نژاد که در تبعیت از نیابت امام عصر سنگ وفاداری را به تمامه گذاشت و وفادارترین و هوشمندترین پیرو امام زمان بود و نیابت او را تبعیت می کرد انشاءالله در رجعت دیگر همراه با امام عصر حکومت مطلوب را پیگیری خواهد کرد…”
      باید از سایت های … چون عصرایران پرسید با توجه به اینکه دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد رو به پایان است و در این مدت هم هرچه در توان داشتند و هر قدرتی که می توانستند به کار گرفتند برای “نابودی” احمدی نژاد و تفکرش، چرا با این حال اگر این جمله براستی گزاف است اینطور از آن برآشفته شده اند؟

      • خوب دقیقا من هم همینو یادمه که هم لحن اقای الهام و هم متنشون بصورت دعایی بود بطوری که همه حاظران این لحن رو درک کردن…..یعنی کار کیهان اینقدر خراب شده؟؟؟؟؟همچین نوشته از شما اقای الهام بعید بود که انگار الهام ادعای نبوت کرده ….حتی اگر چنین لحنی هم نداشت بازهم بنظرم جای ایراد نبود چون هر فردی میتونه نظر خودشو ابراز کنه اما مث اینکه اقایون فقط خوش دارن اونهارو جز رجعت کنندگان بدونن نه یک منحرف رو….ودر مورد مسئله رجعت…من نمیدونم چرا اینقدر رجعت کنندگان رو در حد ائمه بزرگ میکنن..مگر اینطور نیست که هر ادم صالح ومنتظری میتونه لیاقت نفس کشیدن در دروره امام عصر رو داشته باشه؟؟؟؟بنظرم این همه این مسئله رو سخت و غیر قابل دسترس کردن بقول احمدی نژاد کار همین پدرجدهای صهیونیست هاست…!!!

          • دوستانی که در جلسه بودند می تونن درک کنن بازنمایی کثیف باند رسانه ای قدرت در طول این سالها چه شکلی بوده و چطوری کارگردانی شده.
            و لا حول و لا قوه الا باالله…

        • کار کیهان خراب‌تر از این حرف‌ها شده. اخیراً توهم زده‌اند که اصول‌گرایان پیروز شده‌اند! :D منطقشان هم این است که اصلاح‌طبان گفته بودند روحانی نماینده‌ی ما نیست و از ترس شکست عارف را مجبور به انصراف کردند. :lol:

  7. راستی نیمه شعبان تلویزیون آقای استاد سعید حدادیان را نشان می داد که یک بلوز بنفش پوشیده بود و مشغول مداحی برای امام زمان بود!

  8. سلام،
    چیز دیگه گیر نیاوردن برای تخریب بشقاب خالی و سجاده رو علم کردن، آدمای بی وجدان نمک نشناس

  9. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «سلامت» و «کارآمدی» قوه قضاییه را دو هدف راهبردی و همیشگی دستگاه قضا خواندند و تأکید کردند: این دو هدف عالی، باید در تمام برنامه ها و اقدامات مورد توجه کامل قرار داشته باشد تا دستگاه قضایی به مجموعه ای کاملاً کارآمد و سالم تبدیل شود.
    ایشان کارآمدی و سلامت دستگاه قضا را موجب رضایت و احساس امنیت مردم برشمردند و افزودند: دستگاه قضا باید به جایی برسد که هر مظلومی بتواند خود را به ساحل امن آن برساند و در مقابل ظلم بایستد.
    رهبر انقلاب مراقبت دائم و پیگیری مستمر را زمینه ساز تحقق اهداف قضایی خواندند و خاطرنشان کردند باید با صیانت و هوشیاری، فاصله فعلی تا قوه قضاییه مطلوب اسلامی را پر کرد.
    ایشان افزودند: البته پیمودن این راه سخت، به زمان نیاز دارد اما مهم این است که همه حرکتها در جهت پر کردن خلاء ها و رسیدن به نتیجه مطلوب باشد
    لطفا به این دو جمله توجه بفرمایید

    فاصله فعلی تاقوه قضاییه مطلوب اسلامی
    دستگاه قضایی به مجموعه ای کاملاً کارآمد و سالم تبدیل شود.

  10. سلام

    به قول مازندرانی ها “خر سر بار دره خر خبردار نیه”
    ترجمه: خره روی سرش [پشتش] بار گذاشتن اما خودش خبر نداره. کنایه از اینکه طرف سالهاست داره ازش بهره برداری میشه اما خودش خبر نداره!

    دیگه می خواستید چطوری خرتون کنند جناب مو فرفری؟ هر بهره کشی بوده تو این سالها ازتون کردند و هیچی هم گیرتون نیومده! البته چرا.. به میمنت این دولت شما و احمد شریعت و چهارتای دیگه بین شبکه انحرافیون معروف شدید اما الان که دولت تموم شد یه زندگی ورشکسته براتون مونده با یه برچسب انحرافی که با گاز انبر هم نمی تونید درش بیارید

    حالا آینده دیدنی تر هم خواهد شد.. من موندم خانواده های شما تو این چند سال چی کشیدن از دست شما و چیا خواهند کشید در آینده.. خدا خودش به خیر بگذرونه

    خوندن حاشیه نگاری من برای همایش دوشنبه تون هم خالی از لطف نیست!

    یاعلی

    • نتیجه :
      “هیچی هم گیرتون نیومده!”

      بچه حرب اللهی یعنی داری اعتراف میکنی که دنبال سهم هستی که فعالیت میکنی،فکر میکنی دیگران هم باید مثل خودت چیزی گیرشون بیاد!

      “به میمنت این دولت شما و احمد شریعت و چهارتای دیگه بین شبکه انحرافیون معروف شدید اما الان که دولت تموم شد یه زندگی ورشکسته براتون مونده با یه برچسب انحرافی که با گاز انبر هم نمی تونید درش بیارید”

      همون بهتر که امام زمان نیاد! شما فرهنگ جهاد،شهادت و ایستادگی در برابر ظلم و … رو به لجن کشیدی رفت، احتمالا مثل اون بالایی که باید یه زندگی توپ درست میکردن تو دوران این دولت نه؟! بیت المال رو بیت الحال میدونستن؟!

      “حالا آینده دیدنی تر هم خواهد شد”

      اینده دیدنی تر شده! اما برای تو امثال تو…
      خدا رو شکر ما متوجه شدیم که کشور مدینه فاضله ای بود که توی اون هیچکسی غم و رنج و دردی نداشت،تمام ارکان به بهترین شکل کار میکنن،اصلا سال ۸۰ و بعد از فرمان ۸ ماده ای فساد ریشه کن شده،نه اقازاده ای هست،نه حیف و میل بیت المال،نه رانت خواری،نه اسکله و فرودگاه غیر مجاز،خلاصه بگم اره سال ۸۴ یه منحرف،حجتیه ای،بهایی و فراماسونر اومد و این مدینه فاضله رو خراب کرد اونم به مدت ۸ سال!!
      الانم که طبق گفته بالا مدینه فاضله دوباره شکل گرفته و دوستان قدیمی بدون دردسر سر یک سفره نشستن و دارن کیفشون رو میکنن،اون اضافی ها رو هم که انداختن بیرون،بالاخره ما انقلاب نکردیم که نون رو بدیم مردم بخورن،کشور هم در بهترین وضعیت موجوده الان،الان همه وحدت داریم،جلوی امریکا واستادیم و …
      —————————————
      امیدوارم تو و امثال تو از خواب بیدار بشن و بفهمن که یک شرکت تضامینی که ۳۴ ساله داره کار میکنه و مردم فقط کارگران این سیستم هستن! دقیقا مثل ایالات متحده و همون ۹۹ درصد در برابر یک درصد،حالا شما روابط پیچیده فامیلی همین ۱ درصد و بده بستان های سیاسیشون رو نگاهی بنداز تا بفهمی اسلام چیه،مسلمون کیه و منحرف کیا هستن…

      یا علی

      • وای از اینده تو که به خودت اجازه میدی بعنوان طنز هر لجن پراکنی که دلت خواست بکنی…..شماها حتی برای طنز هم ابرو نذاشتین…..اخه این حاشیه نگاری تو برا اونایی خوبه که نبودن تو مراسم نه برا ما که تا اخر عمر لحظه به لحظه اش رو زندگی میکنیم…این همه تهمت برای چی؟؟؟چه هدفیه که با تهمت ودروغ و سیاه نگاری و کوچیک شمردن ادمای دیگه به دست میاد؟؟؟؟؟البته حتما هدف نون وابداریه….خووووشحالم از نفرت ادمایی مث تو به منحرفین…..بدگفتن امثال تو از منحرفهای دواتیشه نشون درستی راه اوناست…هنوز نفهمیدی هدف که ارزشمند والهی باشه ادم تا جونش هم میره چه برسه به انگ و داغ منحرف…واقعا این اقایون احتمالا زندگی سختتری خواهند داشت. خدا کمکشون کنه بر استواری تو این راه….ببخشید اقاحامد میخواستم تو وبلاگ خودشون براش نظر بذارم اما حالت انزجارم از این دروغ نگاری نگذاشت…..

  11. http://upload7.ir/images/33565705616068194019.jpg

    جلوی دادگستری شعار میدادند« مرگ بر بهشتی» بهشتی هم می شنید. یکی ازش پرسید« چرا امام ساکته؟کاش جواب این توهین ها را میداد.»
    بهشتی گفت« قرار نیست در مشکلات از امام هزینه کنیم. ما سپر بلای اوییم،نه او سپر ما.»

    مرد انگلیسی گفت« شما خیلی غیر واقع بینانه با مسائل برخورد میکنید. این طور جلو بروید تحریم میشودید.» بهشتی گفت« انقلاب ما انقلاب آرمان هاست نه تسلیم به واقعیت ها. همان نان و پنیر برایمان کافی است.»

    کتاب صد دقیقه تا بهشت

    • لطفا “گوزن” رو به “شقایق” ربط ندهید!
      نکند این هم ورژن جدیدی از آن خزعبالات و داستانهای صدر اسلامی است است که در این سالها هر وقت فیلمی سر احمدی نژاد در آوردند عده ای آمدند و با تشبیه ماجرا به آن داستان و واقعه شروع به تفسیر فیلم کردند.
      آخه آدم به کی بگه؟!
      یکی از دوستان وبلاگ نویس بعد از اون حمله صریحی که آیت الله خامنه ای در مرقد آیت الله خمینی به احمدی کرد و جلوی همه سکه یک پولش کرد و دوربین هم مدام سعی داشت بور شدنش رو نشون بده،
      اومده بود نوشته بود:نه!
      این ماجرا من رو به یاد داستان یوسف و برادراش میندازه که فلان شد و بهمان!
      بابا دست بردارید!
      تو رو حضرت عباس دست بردارید!

      • از ادبیات حرف زدنتون معلومه که شما همانی هستی که یک روزرهبری برای شما مرد اسمانی ایران بود ویک روز حتی خدا هم باید ذیل اصلی به اسم عدالت تعریف شود بهتر عمیق ترنگاه کنید می خواهید چکار کنید از رهبری عبور کنید نیابت امام عصر در عصر غیبت را به اقای احمدی نژاد بسپارید یا اینکه ما در عصر ظهور صغری هستیم وبه ولایت فقیه نیازی نداریم بعد هم بدان داستان های صدر اسلام وعبرت های قرانی خزعبلات نیست عبرتی است برای بشریت تاقیامت وملتی که تاریخ خودش را نداند محکوم به تکرار است احمدی نژاد که عزیزتاز امامان معصوم نیست که از امام علی که حقش را گرفتند و۲۵ سال اورا به حاشیه بردند ویا از امام حسین که منحرف خواندن بهتر است به حرف اقای احمدی نژاد گوش دهید وغصه امام زمانتان را بخورید که هزارسال است منتظر است تا عدالت را اجرا کند و به بدانید به قول مهندس مشایی این زمان زمان امام حسین نیست زمان امام مهدی است خدا عاقبت همه را به خیر کند وبه همه ما صبر جمیل دهد.

        • بگذار یک واقعیتی رو بگم.
          {…} هیچ وقت برای بنده مرد آسمانی نبودند و نیستند. مرد آسمانی برای بنده تنها امام معصوم است و بس.
          (ظاهرا اختلاف عمیقی در این مورد بین من و شما وحود داره که اینجا محل رفع و رجوعش نیست.)
          اما زمانی پیش از این ایشان رو به عنوان “سیاستمداری بزرگ با خصوصیت بارز پایداری بر حق” میشناختم ولی اکنون ایشان رو همان «”سیاست مدار” بزرگ» میدانم.
          میبنید که نظرم زیاد هم فرق نکرده!
          بگذریم!
          شما که فکر کنم همان دوست وبلاگ نویس باشید و علاقه زیادی به داستان های صدر اسلام دارید بگویید ببینم نظرتان در مورد داستان جدیدی که آقای کوچک زاده در مورد حضور حضرت امیر(ع) در دادگاه یاد آوری کردند و به ماجرای دادگاه دکتر ربطش دادند چیست؟

          ظاهرا شباهات احمدی نژاد به معصومین بیش از شباهت بعضی از اخلاف و منسوبین به حضرات معصومین است. البته در مصائبی که باید تحمل کند.
          و همه این داستان ها و روایات تنها د ر مورد دکتر مصداق پیدا میکند!

          • برادر من بحث سر شباهت نیست بلکه دو نکته در میان است:
            معصومین الگو هستند یعنی هر کسی باید تلاش کند شبیه آنان شود دقت بفرمایید شبیه آنان!
            دوم اینکه تاریخ همواره تکرار می‌شود فقط بازیگران و صحنه‌هایش متفاوت است باید دید طرف کدام گزینه‌ی تاریخی را می‌پیماید و شرایط مانند کدام بخش است آن وقت است که در‌می‌یابیم تکلیف چیست.
            من فکر می‌کنم این احضاریه بیشتر به شرایط دوران امام صادق و احضار ایشان به دربار منصور عباسی بر می‌گردد و امام با هوشمندی تمام و زبان نرم و اشاره به حکومت سلیمانی و ذبح اسماعیلی و نسب منصور به حضرت اسماعیل وی را نرم کرد و خود را نجات داد!
            البته باید دید آیا شرایط به همین منوال پیش می‌رود یا نه؟

  12. با سلام

    جناب آقای فتاحی

    چرا ستونها اینور اونور میپرند. ناچارم صفحه را کپی کنم, ببرم “وورد” و اونجا بخونم.

    • سلام
      احتمالا از مرورگر “اینترنت اکسپلورر” استفاده نمی کنید؟ این مرورگر میانه چندان خوبی با این صفحه نداره.

  13. سلام آقاحامد
    با مطلب:(اصول گرای حزبی ، خدا را از معادلاتش حذف کرده است!) در سایت هم حجره ، به روزم.
    سری به حجره ما هم بزنید.
    زنده باد بهار @};-

  14. شکایت های عجیب و غریب از مشایی توسط اشخاص حقیقی و حقوقی! موارد اتهامی شامل صحبت های مشایی درباره مکتب ایرانی! پیامبران و اسرائیل می باشد!!!!!!
    http://en.trend.az/regions/iran/2165028.html
    (مثل اینکه شکایت از آقای مشایی به وزارت اطلاعات فرستاده شده و در سایت مجلس موجوده اما حتی علاقه ای ندارم این سایت را باز کنم و بهش لینک بدم به همین خاطر خبر انگلیسی شو لینک گذاشتم!)

  15. حامد جان لطفا پیام زیر را تایید کن شعرش کاملتر است
    برای دو عشق عزیزم دکتر «ما» @};- و مهندس « ا ر م » @};- که پای آرمانهایشان رگ گردن می گذارم:
    من و تو خراب عشقیم مگه نه
    شایدم تو خواب عشقیم مگه نه

    این روزا چی رسم آدما شده

    که رفیق ساده کیمیا شده

    یکی هست حرف دل ما رو بگه

    ساده تر قصه دنیا رو بگه

    تو با من تا ته دنیا اومدی

    عشق من عاشقی رو خوب بلدی

    با تو زدم تو پر نا رفیقا

    هیچ کی ندیدم تو نخت نباشه

    درد و بلات تو سر نا رفیقا

    کاشکی می شد می بردمت زیارت

    مخلصتم چاکرتم جونمی

    آقا کجا و من بی لیاقت

    امان از این هیاهو یا ضامن آهو

    آدما حرف حسابتون چیه

    توی اون دنیا جواب تون چیه

    بعضیا دین دارید ایمون ندارید

    چون ارادت به خداتون ندارید

    امان از این هیاهو یا ضامن آهو

  16. حامد عزیز و سایر خوانندگان گرامی این وبلاگ

    به منظور تنویر افکار عمومی تصمیم گرفتم که این مسئله را پیگیری کنم که حسن روحانی با کدام اساتید دوره دکترا را گذرانده است. به این منظور سری به سایت داشگاه گلسگو کلدونیان زدم و به دپارتمان حقوق رفتم :

    http://www.gcu.ac.uk/gsbs/law

    بعد به اساتیدی که احتمالا به کار ایشان مرتبط باشند نگاهی انداختم تا ببینم آیا ذکری از ایشان در سایتهای شخصی آنها شده است یا نه. به نظرم دو نفر مرتبط بودند

    http://www.gcu.ac.uk/gsbs/staff/jamespconnolly
    و
    http://www.gcu.ac.uk/gsbs/staff/drmahdizahraa

    که هیچکدام ذکری از ایشان نکرده بودند. این مساله چه معنایی داره ؟!

    • آقا لطفا نتایج جستجوهایتان در این مورد رو به نوعی سیو یا فریز کنید.
      چون همه چیز به سرعت در حال تغییر است! مرسی.

  17. سلام
    حالم ازین دید و بازدیدهای تبریک گونه و بازی قدرت داره بهم میخوره. حالم از اصولگرایان بهم میخوره. حالم از اطلاح طلب ها بهم میخوره، حالم از به سخره گرفتن مستضعفین بهم میخوره.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<