یادداشتهای تکمیلی

مطلب این پست به خاطر تناسب با یادداشت قبلی، به ذیل همان یادداشت منتقل شد.

مطلب تکمیلی: بعد از ظهر امروز، «آرمانشهر» هک شده بود که خدا را شکر با کمک مسئول شرکتی که هاست و دومین را از آن خریده ام، مشکل حل شد. بخش «پیوندهای روزانه» وبلاگم را فعلا به خاطر مشکلی که مربوط به همین هک شدن است، غیرفعال کرده ام و متاسفانه برایم مقدور نیست تا مدتی به مطالب خوب دوستان لینک بدهم. خودم حواسم نبود از آرمانشهر در وضعیت هک شده عکس بگیرم. زحمتش را این دوستمان کشیده است.

مطلب تکمیلی ۲: عجیب و جالبه ها. الان متوجه شدم سایت «عدالت و پیشرفت» (pishraft.org) هم هک شده است. به همان شکل «آرمانشهر».

مطلب تکمیلی ۳: متاسفانه این هفته هم به دلیل پاره ای ناهماهنگی ها، جلسه حلقه مطالعاتی «توحید و عدالت» برگزار نمی شود.

 

49 دیدگاه در “یادداشتهای تکمیلی

  1. سلام

    استفاده از عنوان “امام” برای امام خامنه ای و دفاع و تبعیت اغراق آمیز از ولایت در چند سال اخیر توسط احمدینژادی ها صورت گرت.
    آیا اینطورنیست؟؟؟

    هنوز هم در بین احمدینژادی های حامی مشایی هستند افرادی که به بهانه(!) دفاع از خاکریز ولایت(منظور احمدینژاد) به تکفیر طیف مقابل میپردازند.
    آیا اینطور نیست؟؟؟
    —————————
    آقای فتاحی تکذیب می کنید اینها را ؟!

    • من که شک دارم آن افرادی که شما می گویید واقعا احمدی نژادی بوده باشند اما بر فرض محال هم که یک احمدی نژادی چنین واژه ای را به کار برده باشد آیا او نماینده دهها میلیون طرفدار احمدی نژاد است؟!!!

      • چرا‍! من هنوز هم امام خامنه‌ای می‌گویم و به آن هم اعتقاد دارم! شاید عده‌ای از دوستان از عدم تأیید صلاحیت مشایی ناراحت باشند و عده‌ای دیگر از این اقدام احمدی‌نژاد که فقط یکی را معرفی کرد و… اما با قدری توجه به مسایل کشور از سال ۸۸ به این ور به هوش و ذکاوت امام خامنه‌ای و احمدی‌نژاد آفرین خواهند گفت! من مرده شما زنده! در آینده خدا را به خاطر چنین رهبری و چنان رییس جمهوری شکر خواهید کرد من که خودم را برای بازگشت مقتدرانه‌تر و امام زمانی‌تر خادم جمهور آماده کرده‌ام! @};-
        بعدش هم راستی راستی هک شده بودید؟ عجب هیجانی! همه‌اش دو روز ما نبودیما فکرشو بکن! :D

        • “اما با قدری توجه به مسایل کشور از سال ۸۸ به این ور به هوش و ذکاوت امام خامنه‌ای و احمدی‌نژاد آفرین خواهند گفت!”
          اولی: الآن روز است.
          ماله کش: راست میگویی.
          دومی: نه خیر؛ شب است.
          ماله کش: درست است، تو هم راست میگویی!
          سومی: ماله کش جان! آخر نمیشود که هر دو راست بگویند!
          ماله کش: اتفاقاً تو هم راست میگویی!!

  2. آقای فتاحی لطفا به این سوال یک پاسخ صریح بدهید:

    – آیا رهبری طرفدار مشایی هستند یا نه ؟ (جوابش فقط یک کلمه است)
    —————————-
    این سوال رو پرسیدم چون برخی از دوستان شما مدعی هستند که رهبری هم به اندازه آنها از رد صلاحیت مشایی ناراحت هستند.
    نظرتان راجع به این گروه از دوستانتان چیست؟ آیا قلبا چنین اعتقادی دارند یا از سر نفاق چنین ادعا میکنند؟

    • به این سئوال در یک کلمه نمی شود جواب داد ولی اینقدر می توانم جواب بدهم که به نظر بنده، ایشان با رد صلاحیت مشایی موافق بوده اند.

      • لطف کنید بگید ، رهبری وقتی هشت سال پیش معین و مهرعلیزاده رو تایید می کرد، فصل الخطاب چی بود!؟
        دوست عزیز ما رو خر فرض نکنید!
        از اونجایی که شما عاشق قانون هستید، موارد زیر ذکر میگردد.
        طبق اصل ۱۲۴ قانون اساسی
        « ……معاون اول رییس جمهور با موافقت وی[نه موافقت دیگران] اداره هیأت وزیران و مسوولیت هماهنگی سایر معاونتها را به عهده خواهد داشت »
        طبق اصل ۱۳۶ قانون اساسی
        «رییس جمهور می‌تواند وزراء را عزل کند[حتی اگر وزیر اطلاعات باشد] و در این صورت باید برای وزیر یا وزیران جدید از مجلس رأی اعتماد بگیرد،……»

        • لازم به تکرار است که:
          شاید عده‌ای از دوستان از عدم تأیید صلاحیت مشایی ناراحت باشند و عده‌ای دیگر از این اقدام احمدی‌نژاد که فقط یکی را معرفی کرد و… اما با قدری توجه به مسایل کشور از سال ۸۸ به این ور به هوش و ذکاوت امام خامنه‌ای و احمدی‌نژاد آفرین خواهند گفت! من مرده شما زنده! در آینده خدا را به خاطر چنین رهبری و چنان رییس جمهوری شکر خواهید کرد من که خودم را برای بازگشت مقتدرانه‌تر و امام زمانی‌تر خادم جمهور آماده کرده‌ام! @};-

          • ببخشید من چندان قصد ندارم وارد این بحث بشوم ولی چون می بینم در این بحثها زیاد به رد صلاحیت مشایی اشاره می شود و تصور می شود که همه دلخوری یک سری از دوستان به رد صلاحیت ایشان منحصر است باید بگویم این تصور شما اشتباه است. ناراحتی یک سری از دوستان از یک فرایند چهار ساله و حداقل دو ساله است که رد صلاحیت مشایی، صرفا یکی از خروجیهای این فرآیند بود. من فکر می کنم این دوستان بعضا از ۱۰ آبان ۱۳۹۱ و ۲۵ بهمن ۱۳۹۱ و ۱۴ خرداد ۱۳۹۲ بیشتر دلگیرند تا رد صلاحیت مشایی، که آخرین مهره دومینو از سلسله دومینوهایی است که اولین آنها در اواخر تیرماه ۱۳۸۸ فرو خوابید. خلاصه کردن بحث در رد صلاحیت مشایی، نوعی مبتذل کردن آن است.

        • شاید ورود به این قضیه در سال ۸۴ قابل توجیه نباشد
          ایشان انسان معصوم نیستند که همه اقداماتشان درست و بدون نقص باشد
          ایشان در قضیه امسال (به اعتقاد من) به درستی به این قضیه ورود نکردند و مصلحت بالاتری را دیدند چرا که اگر هربار در هر انتخاباتی ورود نمایند دیگر مکانیزم های قانونی جایگاه خود را از دست می دهند
          البته بنده به آن مکانیزم قانونی انتقادات جدی دارم و شیوه های آن ها را نمی پسندم اما قطعا این دلیل بر رد اصل این مکانیزم نیست

    • سلام علیکم
      بله. تقریبا دو سه ساعتی در این حالت بود. دوستی که ازشون هاست و دومین را خریدم اشکال رو برطرف کردن.

  3. سلام؛
    چرا همه فیلمای سالای قبل ریاست جمهوری حذف شدن؟
    قرار بود دکتر ۵گزارش بدن چرا امشب آخریش؟
    آقا حامد اون فیلما و عکسای سایت ریاست جمهوری رو جمع آوری شده؟

    • سلام
      دکتر منظورشون از ۵ تا گزارش، ۵ گزارش تلویزیونی نبود. گزارشی که در مراسم تقدیر صدا و سیما دادند و گزارشی که در دیدار مسئولان نظام با رهبری دادند رو هم جزو این ۵ تا حساب کردند. عکسها و فیلمهای سایت ریاست جمهوری، تا جایی که خبر دارم، جمع آوری شده.

  4. سلام آقا حامد
    طاعات قبول
    در پست قبلی نوشتید که :”در یک کلام و خودمانی «با آنها حال نمی کنید»، احمدی نژادی نیستید. زنده باد عدالت! زنده باد آزادی!”
    و در این پست نوشتید که:”اینکه، تبعیت از ولایت فقیه، نزد برخی تبدیل شده است به معافیت از تفکر و معافیت از نظر، برایم بسیار ناخوشایند است”
    شما احمدی نژاد و تفکراتش را مساوی با عدالت و آزادی قرار داده اید.و کسانی که مخالف ایشان هستند یا نقدی دارند،مخالفان عدالت و آزادی میشمارید.
    متاسفم که باید گفت آفاتی که امروزه برای دیگران بر میشماریم و روزی تمام قدر در مقابلشان صف آرایی میکردیم امروز خود گرفتارش شده ایم.و فراموش کرده ایم حساب یک سوزن و یک جوال دوز را.
    نقد میکنید کسانی را که تبعیت از ولایت را به معنی معاف کردن خود از تفکر قرار داده اند که البته من هم با شما موافقم.اما چه میشود وقتی که برخی تفکری خلاف تفکر و حتی سلیقه احمدی نژاد دارند و استنباطی متفاوت دارند مترادف مخالفان آزادی و عدالت قرار میگیرند.
    این شب ها باید پای درس مکتب امیرالمومنین (ع) نشست و درس آموخت. و مگر نه اینکه افضل اعمال در شبهای قدر،تفکر و علم آموزی است.
    من پای این مکتب آموخته ام که باید حق را میزان قرار دهیم و افراد را با آن بسینجیم.اگر نه شخص سید علی خامنه ای هم برای ما موضوعیتی ندارد.بلکه جایگاه ولایت مطلقه فقیه است که برایش جان میدهیم.
    احمدی نژاد و نه هیچ کس دیگر هم برای من موضوعیت نداشته و ندارد.بلکه جایگاه عدالت وآزادی و تمام آنچه حق میپنداریم و ارزش های اسلامی معنا میکنیم به دیگران معنا میدهد.
    اما همان کسانی که دم از تفکر میزنند ؛خودشان سخن و موضع گیری و رفتار یک شخص و اطرافیانش را ملاک قرار داده اند و آن را همچون وحی منزل قرار میدهند.و بر منتقدین میتازند.آنان را متهم به جاهل بودن وکوته اندیشی متهم میکنند.یا تمامیت خواه هستند یا خود عمار پندار.

    • با سلام

      اول بگویم شکر که از میان کسانیکه چشم به مقام رهبری بعد از رحلت امام دوخته بودند, بهترین برای جانشینی امام برگزیده شد. ضمناُ از “مقبوله عمربن حنظله”, روایتی از امام زمان (ع), و مباحث ولایت فقیه خبری و انشائی هم چیزهائی میدانم. و باز شنیده ام که گویا شهید بهشتی مخالف ولایت فقیه بود اما مصلحت ندید در مخالفت خود مصر باشد. اما باز در چند مورد اشکالاتی دارم:

      ۱٫ بعد از غیبت امام زمان (ع), ولی فقیه یا ولی فقیه های مسلمین چگونه انتخاب میشدند؟ آیا شیخ مرتضی انصاری و فقهای بعدی مورد قبول همه فقهای شیعه و شیعیان اثنی عشری بودند؟

      ۲٫ آیا “جایگاه ولایت مطلقه فقیه” میتواند بدون وجود ولی فقیه در عمل موضوعیت داشته باشد؟ فرض کنید آیت الله منتظری اختلاف نظرهایش را تا رحلت امام خمینی بیان نمیکرد و جانشین آن بزرگوار عزیز میشد. آیا شما, با اتکا به اصل “جایگاه ولایت مطلقه فقیه” اطاعت از آیت الله منتظری را بر خود واجب میدانستید و از آن مهمتر او را نائب امام می شمردید یا فکر میکردید که او “جایگاه ولایت مطلقه فقیه” را غصب کرده است؟ انشاءالله رهبری ۱۲۰ سال زنده باشند. اما ولی فقیه بعدی هرکس باشد, باید تابع ولایت او شد؟

      • خانم سحر۲،
        من بارها در مورد این موضوعات در همین سایت و جاهای دیگر نوشته ام و شما هم خوانده اید.اما نمی دانم چرا مجددا سوال خود را به همان صورت سابق طرح می کنید.
        البته در مورد شهید بهشتی که فکر می کنم بدانید اتفاقا با پایمردی و اصرار وی بود که ولایت فقیه وارد قانون اساسی شد.

        اما در مورد ولایت فقیه، باید بدانید اگر شیعه اعتقاد به ولایت تکوینی امام غایب دارد، به این مساله هم اعتقاد دارد که شیعه اثنی عشری تنها فرقه حقه و ناجیه تا روز قیامت است و این مشروط به آنکه در دوران غیبت رهبری شیعیان به دست افراد گمراه نیفتد. چنانچه تاکنون افراد بسیاری در طول تاریخ تشیع از میان فقها بوده اند که برای رسیدن به مرجعیت و مقام آن دست و پا زده اند اما هیچ گاه نشده – تاکید می کنم هیچ گاه نشده است- کسی بتواند با برنامه ریزی قبلی و نقشه پردازی و.. به چنین مقامی برسد.
        خدا رحمت کند میرزای شیرازی بزرگ را که حتی با وجود آنکه در زمان شیخ انصاری همه می دانستند در میان شاگردان شیخ افقه و افضل از او وجود ندارد ، روزی که پس از شیخ انصاری علمای نجف همه او را به عنوان مرجع تامه شیعه معرفی می کردند ، گت: هرگز به ذهنم خطور هم نکرده بود که روزی این مسوولیت سنگین بر دوشم قرار گیرد.
        البته این جمله الان به نظر بعضی ها باور نکردنی است اما آنها اینطور نفس را کشته بودند. در زمان خود ما دیدید که آقای منتظری چه برنامه ریزی عظیمی را برای رهبری و مرجعیتش کرده بودند – تا جایی که باند سید مهدی هاشمی مخالفان وی نظیر آقای شمس آبادی را به طور فیزیکی حذف کردند -تا ایشان بعدا مدعی و مخالف نداشته باشد!! اما همه دیدیم مرجعیت تامه شیعه رسید به کسی که اتفاقا در تمام عمرش یکبار هم دنبال این کار نیفتاده بود! آیت الله اراکی. حال آنکه او صرفا مرجع فقهی بود و خودش کسی بود پشت در اتاق امام خمینی السلام علیک یابن رسول الله می گفت. رهبری سیاسی هم دقیقا به کسی رسید که همین حامیان منتظری و خط ۳ او را رسما ضد امام و اسلام آمریکایی و… می نامیدند و سید علی خامنه ای. و شاهد هستید که الان او بزرگترین مرجع فقهی جهان تشیع نیز هست. و در تمام دنیا اولین مرجع مورد رجوع شیعیان است. در واقع حمایت محکم آیت الله گلپایگانی و اراکی از سید علی خامنه ای بود که باعث شد پای او محکم شود.
        اینها را نوشتم تا بدانید ممکن نیست فرض سوال شما در مورد احتمال رهبری منتظری اتفاق بیفتد. البته برای کسی که قایل به ولایت و هدایت باطنی امام زمان نیست و مثل رفسنجانی معتقد به نصب و انتخاب است و نه کشف، البته همه این چیزها صرفا حادثه و اتفاق است. اما کسانی که واقعا به ولایت انسان کامل اعتقاد دارند می دانند که او نخواهد گذاشت یک فرد دچار فساد فکری یا عقیدتی یا رفتاری رهبری شیعه شود. البته همانطور که نوشتم از نظر سکولار همه این حرفها خرافات است. اما من عقیده خود را نوشتم.
        دقت کنید گمراه نبودن رهبر شیعه غیر از اشتباه نداشتن است. اما همانطور که لابد از ماجرای توقیع مشهور امام زمان بعد از سه روز خانه نشینی شیخ مفید- بعد از یک فتوای اشتباه و خطرناک در مورد دفن زن مرده حامله در حالی که جنینش هنوز زنده است که مستقیما امام وارد عمل شد و آن را اصلاح کرد- به او دستور داد که بر شما است فتوا دادن و بر ما است اصلاح خطاها.

        این را هم دقت کنید در زمان شیخ انصاری تعداد علمای بزرگ محدود به طور عمده آنها ساکن نجف و کربلا بود. و از البته از حق نگذریم، این دنیا پرستی هایی که گاهی دیده می شود آن زمان بسیار نادر بود.
        بگذار بگویم شیخ انصاری چگونه مرجع شد، استاد ایشان مرحوم صاحب جواهر که در بستر بیماری بود همه شاگردانش – که همه از علما و فضلای بزرگ آن زمان شیعه بودند- را احضار کرد. و شیخ انصاری را خواست و به همه گفت هذا مرجعکم بعدی. اصلا با این سخن ایشان دیگر هیچ بحثی در مورد شیخ انصاری اتفاق نیفتاد. صاحب جواهر را هم که لابد عظمت و نفوذش را می دانید.

        خلاصه کنم، شما نگران ریاست شیعه نباشید. کس دیگری مسوول آن است. حتی اینکه حتی چند کشور شیعه باشد و هر کدام ولی فقیهی برای خود داشته باشد هم عجیب نیست همانطور که هر ولایتی حتی از زمان امام هادی علیه السلام از طرف ایشان یک نایب و مرجع جداگانه داشت.

        پس نگران ولی فقیه بعدی نباشید. به امر خدا و با ولایت باطنی امام نظرها به سوی کسی خواهد رفت که ایشان بخواهد. گاهی این مساله واضح است و گاهی غیر مترقیه. چنانچه شیعیان حتی در ماجرای انتصاب حسین بن روح نوبختی انتظار انتخاب شدن کس دیگری را داشتند اما توقیع به نام حسین بن روح بود.

        البته همه نوشته فوق با فرض این است که شما مسئله ولایت باطنی امام غایب را قبول داشته باشید.
        این که احمدی نژاد می گوید مدیریت امور در دست امام زمان است و یا اینکه دیدید خودتان که مشایی چقدر آرام است بی دلیل نیست. همه نگرانی ها ما بدلیل بی خبری از آینده است. اما کسانی که ایمانشان محکم است نگران نیستند.
        یادتان باشد که همه چیز با در نظر گرفتن اینکه باید سیر تکاملی بشر به ظهور انسان کامل منجر شود عین خیر است.
        حتی حمله مغول هم عین خیر بود. چرا باعث شد فرصت بی نظیر تبلیغ تشیع فراهم شود. گر چه آن زمان مردم آن را عین شر می دانستند.
        دنیای ما خیر و شرش شبیه آتشفشانی است که مردم را هلاک می کند و فرار می دهد و مردم آن را عین شر می دانند. اما چندی بعد روی خاکهای حاصلخیر و غنی همان آتش فشان ده برابر سابق محصول درو می کنند. پس صبر کنید. این زنجیره سخت و دردناک سر انجامش قطعا خیر است.

        • سلام.
          فرض غط؟!!!
          اینست جواب شما به یک سوال ساده؟!

          امام علی به طرف گفت اگر آخرتی نبود که ما ضرر نکردیم و اگر بود وای به حال شما. آن وقت شما در جواب سوال می‌گویید یک فرض عقلی و بدیهی، کلا غلط است و…؟!

          نه برادر من! جوابش چیز دیگریست که شما دوست ندارید به آن بپردازید. یکی از جلسات رحیم پورازغدی داشت از تلویزیون پخش می‌شد. یکی سوال پرسیده بود “اگر بر ما ثابت شد که ولی فقیه عدالت ندارد، تکلیف چیست؟”. مشتاق بودم جواب پورازغدی را بشنوم. پوازغدی گفت: «یعنی تمام فقهای خبرگان رهبری یک مسئله را نمی‌دانند و شما می‌دانید؟!» تلویحا یعنی اینکه شما عقلتان به این چیزها نمی‌رسد و روی آن فکر نکنید!

          همانقدر جواب شما درست است که جواب پورازغدی و چقدر شبیه هم هستید!
          اگر من یک غیر شیعه، یا یک شیعه اهل منطق باشم، با این جواب شما و پورازغدی، به شما نمی‌خندم؟! در پاسخ شما “منطق” وجود دارد؟! چگونه استدلال کردید؟! با کدام منطق عقلی؟!
          ترجیح می‌دهم بیش از این ننویسم.

          • شما همیشه ترجیح می دهید دیگر ننویسید! اما همیشه باز هم می نویسید.
            به من چه که ازغدی چه گفته؟ من دارم از اعتقاد شیعه می گویم. می خواهد ازغدی این چیزها را قبول داشته باشد یا نداشته باشد.
            شما هم یاد بگیرید که انداختن پارازیت و سفسطه با استدلال کردن فرق دارد.
            این فرض از اساس در تضاد با اعتقاد شیعه است. حالا اگر کسی می واهد بحث کند که آیا این حرف شیعه در مورد ولایت باطنی امام زمان واقعیت دارد یا نه بحث دیگری است.

            اما آخرین توضیح: مطمئن باشید اگر احیانا روزی از راه برسد که خبرگان یا افراد دیگری کسی را به عنوان ولی فقیه معرفی کنند که واقعا دارای شرایط آن نباشد خود بخود دلهای مردم می رود طرف کسی که واقعا ولی فقیه است ولو خارج از چارچوب های ساختگی باشد. البته در آن روز دیگر خود بخود قالب جمهوری اسلامی برای ولایت فقیه ادامه نخواهد یافت. اما موضوع ولایت فقیه و زعامت فرقه حقه ناجیه ادامه خواهد یافت. تا ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه.

            همانطور که بارها در طول تاریخ ائمه عده ای ادعای امامت کردند اما زیاد طول نکشید که امامت امام واقعی بدون هیچ تبلیغ و اجبار و خونریزی و… خوبخود در دلهای مردم جا افتاد. اتفاقا آنهایی که تلاش کردند یک امام را به زور بتراشند و معرفی کنند همه نابود شدند. این قاعده همنان ادامه خواهد داشت.

            البته باز هم تاکید می کنم از دیدگاه سکولار البته همه این چیزها مطرود است.

        • زمانی قومی متعبد زندگی می‌کردند، که معتقد بودند خداوند به آنها به خاطر پایبندی‌شان به دین حق عنایت خاصه دارد و ممکن نیست اجازه بدهد گمراه شوند مگر در صورتی که در اطاعت از ملاهایشان که سرآمد علوم زمان بودند دچار سهل‌انگاری شوند. معجزه پشت معجزه‌ای که از خطرات نجات‌شان داده بود هم جز مؤید آن عنایت نمی‌توانست باشد.
          آن مردم طی هزاره‌ها چشم و گوش‌بسته تابع ماندند، و در اطاعت از حاکمانی که ملایان تشخیص داده و معرفی می‌کردند تردید نکردند، و اعمال آنان را برای ثبت ذکاوت و تشخیص در کتاب‌شان ثبت کردند. امروز که آن کتاب را می‌خوانیم تعجب می‌کنیم که چطور کثافت‌کاری‌های فلانی و بهمانی را نه‌تنها تحمل کرده بل چنان ماله کشیده‌اند که به مجسمه زهد و بصیرت بدل شود. مقام ملا را بالاتر از چشم خود باور داشتن نتیجه‌اش همین است – برای انکار بدیهیات حماسه‌های محیرالعقول بافتن که در آن ظالم جز خدمت حتی کوچک‌ترین خطایی هم نکرده باشد. آن قوم در این زهد و اطاعت‌شان از ملاها در سخت‌ترین شرایط کم نگذاشتند و با هیچ دشواری از راه خود برنگشتند، تا جایی که موعودی که برای نجات‌شان مبعوث شده بود را هم به دستور همان ملایان مصلوب کردند.

          اگر این استدلال‌ها ارزشی داشت یهود پنج هزار سال بر شما تقدم داشتند.

          • بخدا قسم اینکه صریحا چهره حقیقی خود را نشان دهید شرف دارد به اینکه هزار سال ادعای پیروی خط عدالت و تشیع و امام و زمان و انسان کامل و… بکنید. بله. شما ها زمین تا آسمان با احمدی نژاد فرق دارید اما باز هم دم از احمدی نژادی بودن می زنید..

            شما می توانید همین اتهامات را به هرکس دیگری از جمله خود پیامبران و ائمه هم وارد کنید. برای من مسلم شده است که بعضی از وبلاگنویس های احمدی نژاد اساسا اعتقادی به غیب و معجزه و .. ندارند. مثلا کسی وقتی برایش از سالم و تازه ماندن جسد یک عالم بزرگی بعد از صدها سال می گوییم، چنان تمسخر می کند که به وضوح می نماید با یک وهابی یا حتی منکر خدا طرف هستیم.

            بله شما باید از علمای اسلام متنفر باشید. پیترو دلاواله می نویسد که چقدر از دست ملاهای ایران عصبانی بود چرا که در اوج جنگ با عثمانی اصرار داشتند که این جنگ مسلمان کشی است و باید متوقف شود! و این آقا خوشحال که شاه عباس می گوید اینها یک مشت ترسو هستند!! اما چرا اروپاییان نفرت از ملاها را ترویج نکنند؟

            روزی که پس از لغو معاهده تنباکو مردم خدمت میرزای شیرازی می رفتند و به او تبریک می گفتند متوجه شدند که وی نگران است. علت را پرسیدند: گفت مطمئنم که از این بعد آنها نقطه خطر را شناختند و بعد از این مرجعیت را هدف قرار خواهند داد.
            شما نگران نباشید. احمدی نژاد با آنکه از روز اول علما اکثرا با او خوب نبودند آنهمه تسهیلات و کمک به حوزه ها کرد. چون چیزهایی را می دانست که شما نمی دانید. همانطور که خدا وقتی این آدم را خلق کرد چیزهایی را می دانست که فرشتگان نمی دانستند.

        • با سلام

          اول عرض کنم شما میفرمائید “اتفاقا با پایمردی و اصرار وی (شهید بهشتی) بود که ولایت فقیه وارد قانون اساسی شد.” من هم میگویم شهید بهشتی موافق وارد کردن ولایت فقیه در قانون اساسی نبود ولی به مصلحتی پذیرفت بدون اضافه کردن واژه “مطلقه”. بحثهای مربوط به قانون اساسی پشت درهای بسته انجام میگرفت. بنا بر بین خدا و بعضی داخلیها از واقعیت خبر دارند.

          در باره میرزای شیرازی فقط این را میگویم که او هیچ کتابی در باره فقه و سایر مسائل دینی ننوشت گرچه فلان دوست و بهمان عموزاده اش ادعا کردند که دست نوشته ای و تقریراتی از او در دست دارند. شاید یا علت این بود که نوشتن کتابهائی را گویا تنها برای متخصصان نوشته شده, مفید نمیدانست و یا میترسید اگر پایش را از سنت تفسیر نویسی کمی کنار بگذارد, به سرنوشت صدرالمتاُللهین دچار شود.

          “البته همه نوشته فوق با فرض این است که شما مسئله ولایت باطنی امام غایب را قبول داشته باشید.”

          نگران نباشید, هرچه هم نمیدانستم سعی کرده ام از محمود دلها یاد بگیرم و اگر عمری باقی بود به یادگیری ادامه خواهم داد.

          و اما “حتی حمله مغول هم عین خیر بود. چرا باعث شد فرصت بی نظیر تبلیغ تشیع فراهم شود.”

          عجب! با پوزش از پرگوئی, مختصری به تاریخ ایلخانیانیکه مسلمان شدند, اشاره میکنم. احمد که نمیدانست شیعه چیست. غازان که مسلمان شده بود, گویا گرایشی به مذهب شیعه داشت و یا بقول بعضی رسماُ این مذهب را پذیرفت. اما صحابه را هم لعن نکرد. خواجه رشید (یهودی که مسلمان شده بود), او را از اعلان تشیع بعنوان مذهب رسمی قلمرو حکومتش, بدلیل ترس از شورش باز داشت. محمد خدابنده که تشیع را مذهب رسمی قرار داد ولی معلوم نیست برای اشاعه مذهب شیعه چقدر همت گذاشت. شاید وزیرش خواجه رشیدالدین هم–که بعداُ به مسموم کردن او متهم شد–مذهب سرور خودش را نپذیرفته بود. مطمئنم از احوالات ابو سعید بهادر خان (آخرین شاه ایلخانی) هم خبردارید. حالا بگوئیم که حمله مغول به ایران عین خیر بود و باعث شد فرصت بی نظیر تبلیغ تشیع فراهم شود!؟

          رواج مذهب شیعه در ایران توسط شاهان آل بویه–که آرزوی بازگشت ایران به عظمت باستانی را میکردند–انجام یافت. آنها بودند که مراسم عزاداری در سالروز شهادت سید الشهدا را آغاز کردند, با لشکرکشی به بغداد و زیردست کردن خلیفه, تشیع را یه بغداد و سایر متصرفاتشان بردند, سب آل علی را قدغن کردند, زیارت مرقد ائمه را معمول کردند و… تا بعداُ نام شیعه به گوش بعضی از شاهان ایلخانی هم برسد. اراده خداوند بر این قرار گرفته بود که کوشش ایرانیان نه تنها تشیع را, بلکه شاید خود اسلام را نگه دارد. عجب مکتبی است این مکتب ایران!

          بی تردید, حضور علمای دین لازم است اما خدا کند که بقول امام بزرگوار, وظیفه اولشان رفتن به مساجد و میان مردم, برای آگاهی دادن توام با گوش کردن به مسائل مسلمانان باشد و گاهی هم در سفرهایشان سعی کنند پیغام واقعی توحید و اسلام و عدالت را چون دکتر احمدی نژاد به گوشها برسانند تا سفارش امام عزیز مبنی بر صدور انقلاب معطل نماند.

          ضمناُ من کسی را فوراُ به چیزی متهم نمیکنم. از جناب نباتلخ و نظایر ایشان هم فقط سوال کردم. اما فکر میکنم از نوشته هایتان بوی جبری بودن می آید.

          همه طرحها اراده آن طراح ازلی و ابدی است و “تفکر” و “تعقل” و سعی و کوشش در رسیدن “آدمی به جائیکه به جز خدا نبیند” هم جرئی از و یا هدف اصلی آن طرح بینهایت عظیم است.
          _________

          • سلام
            فقط یک نکته عرض کنم. متن مشروح مذاکرات مربوط به قانون اساسی موجود است. در سالهای اول انقلاب در برخی مطبوعات مثل روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شده است، همین الان هم اگر بگردید در اینترنت قابل دستیابی است. لااقل یکی دو سال پیش که جستجویی کردم موجود بود.

          • یک نکته کوچک درباره حرفهای آقای مسعود:
            شما میفرمایید که دوستان منتقد شما معجزه و غیب را قبول ندارند و مثال میزنید که جسد فلان عالم سالم مانده و چنین و چنان.
            بردر عزیز من به شخصه معجزه و غیب را از عمق جان باور دارم اما این مثال شما را نه.
            شاید شنیده باشید این حدیث را که وقتی مهدی آل محمد عج ظهور میکند در مدینه {…} را از قبر بیرون می آورد در حالی که اجسادشان سالم است. منافقانی که دل به آن دو سپرده اند فریاد بر می آورند که ما تا حالا که چنین “معجزه” ای (یعنی همان سالم ماندن جسد) از این دو ندیده بودیم آنها را باور داشتیم حالا که دیگر جای خود دارد. حدیث مفصل هست و خلاصه اش این هست که حضرت طوری صحنه به پا میکند که هرکس در دل ذره ای حب {…} در دل دارد رو کند و آنگاه از آن دو و منافقان همراهش انتقام خواهد گرفت.
            حالا شما بفرمایید برای منی که چنین حدیثی را میبینم این حق را قائل هستید که سالم ماندن جسد را نتیجه ای بر خیر و مثبت بودن فردی ندانم؟ نمیدانم چرا در عصر حاضر هروقت میخواهند از معجزه حرف بزنند مثال سالم ماندن جسد را میزنند. من این را به عنوان مجعزه به قلب راه نمیدهم. سالم ماندن جسد اتفاقی غیر عادی است اما نشانه صالح یا طالح بودن فرد نیست. همین.

        • اعتتقاد به ولایت باطنی و مدیریت امام زمان(روحی فداه) مارو به این نتیجه نمی رسونه که لزوما هر شخصی در جایگاه ولایت فقیه بر حقه ، چون اگر شما این نتیجه را بگیرید، یکی برایش سوال پیش میاید چرا فقط جایگاه ولایت فقیه؟ بعد خود به خود باید بگویید ناصرالدین شاه و محمد رضا شاه و چنگیز خان مغول هم برحق بودند
          اصلا وقتی شما اون نتیجه رو می گیرید چه لزومی داره فقط درباره ایران صادق باشه ، یکی میتونه بگه ملک عبدالله عربستان هم برحقه ، واضحه که این نتیجه گیری منجر به تئوریزه کردن سلطنت های نامشروع و توجیه خیلی از مسائل میشه

          • در جملات سحر ۲ مطلبی بود که عجیبه کجای روایت از سالم بودن بدن ان دو نفر مطلب اورده بلکه حدیث مضمونش اینه که به معجزه حضرت انها را دوباره احیا می کند که این روایت را کامل بخوانید متوجه می شوید که منظور امام فقط انتقام نیست بلکه اتمام حجت و جدا شدن منافقان که حب این دو نفر در دل انها بوده و اعتراف این دو نفر به جرمهای خود و اتفاقات بعد از ان عذاب الهی برای حامیان انهاست پس الکی خدیث را برای خودت تفسیر به رای نکن سالم ماندن بدن بعد از مدتها فقط مخصوص مومنان خاص و در موارد استثنا باقی ماندن از بدن بعضی در شرایط فیزیکی خاص مانند مومیایی ها یا مرد نمکی ها که این دو با هم کاملا متفاوتند زیرا انکه می گویند بدن مومنان سالم می مانند سالم ماندن واقعی و کاملا طبیعی است و بدن تمام خصوصیات خود را حفظ می کند و در سالهای اخیر نمونه ان پیدا شدن بدن عالم بزرگوار علی ابن ابراهیم قمی بعد از ۱۰۰۰ سال یا جابجا کردن پیکر مطهر آیت الله سیدمحمدکاظم قزوینی پس از۱۷سال با بدنی سالم در تابوت این را بدان

        • مسعود عزیز!
          شما آشنایی خوبی با تاریخ و ضمناً استعداد جالبی در شلوغ کردن بحث ها دارید. اما خوب است منطق و حقیقت در پای توسن قلمی که شلاق وار به جان کلام دیگران افتاده، ذبح نشود.
          در تاریخ تفکر، کم نداریم افرادی که قائل به «روح» و «شخصیت» برای تاریخ و تمدن بوده اند. هگل، مارکس و هایدگر (که دست بر قضا طرفداران این آخری ـ که به نوعی تربیت شدگان مکتب مرحوم فردیدند ـ در بین ما و خاصه طلاب جوان و پرشور و دانشمندان کم نیستند) چنین باور داشتند که «تقدیر تاریخی زمین» جبارانه ما را به سمت حقیقت موعودی پیش میبرد که نه از رسیدن به آن گریزی هست و نه از عبور از پیچ و خمهای تاریخی اش.
          البته این فرضیه فی نفسه جای بحث دارد. عمده آن است که برای آن استدلالی اقامه نشده است و تنها در حد یک باور «متافیزیکی» (به اصطلاح فیلسوفان علم) و اصل موضوع باقی مانده است.
          اما نتیجه این دیدگاه (= حاکمیت روحی واحد و اجتناب ناپذیر بر تاریخ)، توجیه همه اتفاقات حال، گذشته و آینده است. نتیجه همین باور، خیر شمردن حمله مغول است ـ که البته برای شیعه خیر بود؛ نه به آن دلیل که شما فرموده اید، بلکه به دلیل نجات بخشیدن شیعه از دو قرن خُرد شدن در زیر تعصبهای جاهلی تُرکان سلجوقی و تازه خیریتش هم به دست بابرکت نصیر المله والدین و اصحاب امامی ما در حلّه ی شریف رقم خورد ـ.
          نتیجه همین باور، تاریک و سیاه پنداشتن سرتاپای «غرب» (و نه «تمدن غربیان») و انگاشتن آن در دوران جاهلیت مدرن، و ناگزیر بودن آن، و به پایان خود نزدیک شدن آن، و تلألؤ ستاره ایمان در پس این سیاهی طولانی، و بازگشت علم و فرهنگ به دیار مسلمانی، و در انداختن تمدنی نوین بر شالوده های قرآنی است.
          اشتباه نشود؛ من منکر این گزاره ها نیستم. لکن آنها را «ابطال ناپذیر» میدانم و به شدت «استدلال گریز». به نظر من، تاریخ «ساختنی» است و این فلسفه ها توجیه اشتباهات و حماقتهای گذشتگان ما و خود ما را نخواهد کرد.
          اما شما این مطلب را با باور شیعی «ولایت تکوینی» در آمیخته اید و ملغمه ای بامزه پدید آورده اید! سؤال میکنم: ولایت تکوینی امامین صادقین(ع) در مبارزه با مغیره بن سعید و ابوالخطاب کجا رفت که جلوی جریان غلو و باطنی گری گرفته شود و اصحاب امامی ما ـ قدس الله اسرارهم ـ ده ها سال به تکاپو برای حذف باورهای غالیانه از اصول شیعی نیفتند و تا امروز هم باطنی گری ادامه پیدا نکند و چهره پاکیزه و منطقی تشیع را نیالاید؟
          ولایت تکوینی امام رضا(ع) پس از شهادت حضرت کاظم(ع) کجا رفت تا جلوی جریان وقف بایستد و هزاران گمراه از میان اعاظم اصحاب آن بزرگوار ـ که شائبه تطمیع مالی سران واقفه در ایشان نمیرفت، چون جناب بزنطی ـ به وجود نیاید و لو اینکه بخشی از ایشان بعدتر (؟) به ولایت امام ایمان آوردند؟
          ولایت باطنی سه امام بزرگوار ما (جواد و هادی و عسکری علیهم السلام) کجا رفت آنجایی که در هر گوشه مملکت عظیم اسلامی عده ای به نام آن ذوات مقدس علم نیابت و وکالت برمیداشتند و عده ای را به دنبال خود میکشاندند و آن بزرگواران تنها به لعن و طرد ایشان بسنده میکردند و اجازه میدادند تا حجابِ افکنده بر ریاست و زعامت ایشان ده ها سال بعد کنار رود و جامعه عظیم شیعی را با همه ی فرق مهمش (امامی، اسماعیلی، فطحی و واقفی) «حقیقت» را از محاق بیرون کشد؟
          سخن را دراز نمیکنم و از مدعیان گاه و بیگاه مهدویت و شلمغانی ها و صفوی ها و قجرها و پهلوی(!)ها سخن نمیگویم که خود بر تاریخ مسلطید و نیک از ستمکاریهای حاکمان جورِ «شیعه» و ولایت امر ایشان بر جامعه شیعی مطلعید.
          آنچه که بر امام معصوم(ع) است، زنده نگه داشتن خط اصیل ولایت شیعی است؛ اما اینکه مصداقش کدام است، واقعاً امری دشواریاب و زمان بر است. قرنها طول کشیده است تا چهره واقعی برخی از افرادی که مورد نظر شما هستند، آشکار گردیده. چه طور با این قاطعیت میفرمایید که نظام فعلی و رهبران عظیم القدر آن همان راهروان مؤیّد به تأییدات باطنی قلب عالم امکانند؟
          امام، راعی الأمه است و واضح است که رعیتش را به حال خود رها نمیکند؛ اما این حقیقت چه دخلی دارد به اینکه والی امور شیعیان در هر زمانی با دست غیبی آن بزرگوار برگزیده شده باشد؟
          تاریخ، معلم عجیبی است. برخی از حوادثی که برای ما در یک سطر خلاصه شده، ده ها و بل صدها سال زمان برده است تا حقیقت خود را برای بشریت آشکار نموده است.
          «سی و چند سال» در دفتر تاریخ شیعه، برگی بیش محسوب نمیشود. چه طور با این قوت و قاطعیت از حال و آینده آن سخن میگویید؟
          _______________
          نکته آخر، «روشی» است.
          یادمان داده اند که «نحن أبناء الدلیل، نمیل حیث یمیل». انگ «سکولار» و «بی اعتقاد» و «متنفر از علمای اسلام» و… به بر و بچه هایی که اینجا کم و بیش شناخته ایم، کمتر میچسبد.
          وانگهی؛ سکولار هم باشیم، بنده دلیلیم، نه فریاد و قشقرق.
          آنچه با معناست، خود پیدا شود
          و آنکه بی معناست، خود رسوا شود
          .
          عذرخواهم از درازگویی، و لَختی پررویی، که شیوه ام نبوده است، هر چند اینجا عنان از کفم ربوده است.
          یا علی.

      • خانم سحر ۲ امیدوارم جوابتون رو گرفته باشید

        “خلاصه کنم، شما نگران ریاست شیعه نباشید. “کس دیگری” مسوول آن است”

        عاقبت “شبه تفکر” کلامی شیعه و تقلید بچگانه از کلام مسیحی …
        ودیگر نتیجه خیر حمله مغول…
        میدانید بگمانم یکی ازدردناکترین دردها و ناسورترین زخمها قرین شدن با کسانی است که اساسا “درد” را فهم نمی کنند

  5. با سلام

    هر یک خط سخنان دکتر احمدی نژاد, آیتی از داد و خدمت بی ریا است و دهان بندی بر منکران. اینها گوشه هائی از بیانات دکتر احمدی نژاد:

    دولت نهم و دهم اولین دولتی است که نه به خاطر کارهای انجام نداده بلکه به خاطر کارهای انجام داده مثبت مورد هجوم قرار گرفت و این در تاریخ و نه در بعد از انقلاب جز اولین‌هاست.

    دولت ما اولین دولتی است که در انتخابات ریاست جمهوری بعد از خودش کاندیدا نداشت و رقیب کسی نبود؛ اولین رئیس دولت و هیأت دولتی که هلی‌کوپترش به کابل برخورد کرد اما به خاطر دعای مردم آن اتوبان شهید احمدی‌نژاد درست نشد ما بودیم!

    رئیس جمهور در پاسخ به این صحبت مجری که خیلی‌ها دوست داشتند اتوبان شهید احمدی‌نژاد ایجاد شود گفت: احتمالاً درست شود و این اسم را بگذارند! .

    احمدی‌نژاد با یادآوری خاطره‌ سخنرانی خود در مرز رژیم صهیونیستی و لبنان ادامه داد: برای ما ننگ بود که رئیس جمهور ایران از پشت یک حفاظ و شیشه با مردم لبنان سخن بگوید و به همین خاطر مستقیم به پشت تریبون رفتم.

    احمدی‌نژاد با تأکید براینکه برای اولین‌بار یک رئیس جمهور همه مردم ایران را دیده و با آنان ملاقات کرده است، گفت: دولت با اشراف تصمیم می‌گرفت چرا که همه نیازهای کشور را می‌شناخت.

    ما شش تا استاد تمام در دولت داریم البته مدارکی جدی‌جدی و دکترای واقعی. کسانی که درس خوانده‌اند و بی‌خوابی کشیده‌اند.

    چطور وقتی گوجه فرنگی گران می‌شود همه مسئولان آن را دولت می‌دانند اما وقتی موشک پرتاب می‌کنیم، هسته‌ای می‌شویم، بنیاد نخبگان راه‌ می‌اندازیم و موجود زنده به فضا می‌فرستیم می‌گویند دولت کاره‌ای نیست.

    وی با اشاره به فرستادن موجود زنده به فضا آن را اوج علم دانست و یادآور شد: بسیاری از مدارس کشور در حال حاضر هوشمند شده‌اند و ما چرخه سوخت را نیز خودمان می‌سازیم در حالی که تکنولوژی آن بسیار بالا است و به همین خاطر وقتی آن را مطرح کردیم گفتند که بلوف می‌زنند.

    احمدی‌نژاد با اشاره به تسلط ایران بر دانش لیزر و ساخت رادیو دارو در کشور به امکان صادر کردن آن پرداخته و افزود:‌ ما بسیاری از داروهای نوترکیب را نیز خودمان در تولید می‌کنیم و زمانی که ما آن را تحویل گرفتیم رقم آن تنها ۲ عدد بود اما امروز این میزان به ۳۰ رسیده است.

    رئیس جمهور در خصوص اقدامات فرهنگی دولت اظهار داشت: دولت متولی همه امور فرهنگی نیست و ملت فرهنگ را حفظ کرده و از این به بعد هم ملت آن را حفظ می‌کند… وقتی در حوزه فرهنگ تخصصی می‌شویم، اختلاف‌نظر به وجود می‌آید چرا که عوامل گوناگون در تصمیم‌گیری دخالت دارد… ما باید جریان‌ساز فرهنگی در دنیا باشیم اما باید برخی حوزه‌ها که تعریفی روشنی ندارد و نسبت به آ‌ن هجوم و ممانعت می‌شود، تعریف شود و اجازه دهیم هنرمندان پرواز کنند.

    خطر اضمحلال نسل را اولین بار من مطرح کردم

    ما بعد از آنکه تحلیل کردیم نسبت به انقراض نسل هشدار دادیم که البته حالا تازه برخی‌ها متوجه موضوع شدند که انقراض نسل شدند که انقراض نسل شوخی نیست.

    فرهنگ امامت در ایران پیش از اسلام سابقه دارد و منحصر به بعد از اسلام نیست و بعد از اسلام مصداق آن به خوبی پیدا شد و الا ملت ایران قبل از آن هم به این ایده باور داشت.

    «ما به مسائل کشور حساس هستیم اما اینکه حزب درست کنیم و بگوییم ما این طرف و شما آن طرف، اینطور نیست و من همچنان متعلق به همه و خادم و مخلص ۷۶ میلیون نفرم.»

    احمدی‌نژاد افزود: ما از یک سو قرآن و از سویی دیگر دعا را داریم که قرآن سخن خدا با انسان‌ها و کلام خداست و دعا کلام انسان کامل با خداست.

  6. ای ابرمــــــــــــــــــرد، اگر همــــــه ی رســــــــانه ها و قلمها و عمارنمــــاهـــا و مـداح هــــای عورت شنـــاس در کنــار عالیجنــــــاب و مریــدانــش بر علیـــــــه تو هستنــد،
    اگــــــــــــر همه خـاص هـــــــــا و خـاص نمـــــــاهــــا (!) و تخــــص هــــــــــا و هـــــــــمه اصحـــــــــــاب زر و زور و تزویــــــــــر موجودیتشــــــــــــان را در کــوبیـــــــدن و منـکـــــــــوب کردن تو می بیننــــــد،
    بــــــــــــدان قلبهــــــــایی هم هستنـــــــد که تپش خـود را از نفس مسیحــــــــــــــــایی تو میگیرند، بدان دلهــــــــــــــای مشتـــــاقیست که در قلبشــــــان زیر نام سیــــــــــــــد علـی خامنـــــــــه ای نام تورا حک نمــــــــــوده اند … @};-

  7. سلام
    میشه بفرمایید برکات ماجراجویی احمدی نژاد بخاطر طرح مسئله هولوکاست برای مردم ایران چه بوده؟
    ما که از زمان سخن گفتن احمدی نژاد تا با امروز….. چندین برابر شدن هزینه ها و قیمتها و تحریمها رو داریم تحمل میکنیم.شما را نمیدانم!

    • همان برکتی که فریاد های ابوذر بر سر عثمان داشت.
      افسانه های صهیونیسم به چالش کشیده شد و فطرتهای دنیا را بیدار کرد و دقیقا دلیل ناراحتی ستکبران هم همین است.

      در دیدگاه مادی امثال شما البته همه این چیزها ضرر است. هدف از حکومت صرفا تامین شکم و شهوت مردم است. با این ترتیب نیازی به طرح اسلام و انقلاب اسلامی و عدالت و… نیست. همه این اعداف کوچک و پست در یک حکومت لاییک هم قابل دسترس است.
      اگر می خواستیم هولوکاست را به چالش نکشیم اساسا بیهوده انقلاب ۵۷ در ایران اتفاق افتاده بود.

    • احمدی نژاد با طرح دو سوال در مورد هولوکاست ستون فقرات نظم صهیونیستی حاکم بر جهان را نشانه گرفت ، دکتر احمدی نژاد با این حرکت زیرکانه نشان داد که چیزی به عنوان آزادی بیان در غرب وجود ندارد….
      وقتی در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد ، میزان استفاده از اتومبیل شخصی ۳ برابر میشه ، وقتی همه مردم میتونن از تکنولوژِی موبایل استفاده کنن[برخلاف دوره های قبل] ،وقتی ضریب جینی با سرعت به سمت عدالت میره ، وقتی چند برابر قبل کار عمرانی میشه ، وقتی صادرات چند برابر قبله ، وقتی اینقدر جاده ها از مسافرت مردم شلوغه، وقتی ماهواره میفرستیم فضا ، وقتی تو سرعت رشد علم در دنیا اولیم و ….یعنی احمدی نژاد بهترین رئیس جمهور تاریخ ایرانه…..

  8. اقا حامد ببخشین چون دوجلسه حلقه مطلعاتی برگزار نشد صحبت های پیاده شده اقای داوری رو چه جوری بدستتون برسونیم ؟؟

      • اختیار دارین وظیفه ست . . .جلسات که کاملا رایگان داره برگزار میشه حداقل کاریه که از دست ما بر میاد . . . براتون میفرسم . . . مرسی .

  9. به آقا مهدی

    “در جملات سحر ۲ مطلبی بود که عجیبه کجای روایت از سالم بودن بدن ان دو نفر مطلب اورده”

    من چنین چیزی ننوشتم و راستش به روایاتی که در شکل و اندازه های مختلف در حین دست بدست شدن و دستکاری شدن عرضه شده اند, اعتقاد و اعتماد زیادی ندارم. فکر میکنم اشتباهاُ بجای خانم گل نرگس نام مرا نوشته اید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<