خدا قوت گویی به خادم مظلوم جمهور، امشب در نارمک (ویرایش ۲) + مطلب تکمیلی

جمعی از دوستان تصمیم گرفته اند امشب بعد از مراسم تنفیذ ریاست جمهوریِ رییس جمهور جدید و پایان یافتنِ دوران ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد و بلافاصه بعد از زمان افطار، با حضور در مقابل منزل ایشان در نارمک، از زحمات ۸ ساله ایشان تقدیر کنند و به ایشان خدا قوت بگویند. ان شاءالله تصمیم دارم در این مراسم حضور داشته باشم. زمان برنامه، بعد از افطار است و محل آن هم میدان ۷۲ نارمک که بین خیابان سمنگان و خیابان سرسبز است. دسترسی با مترو به این محل، از طریق خط ۲ مترو (خط فرهنگسرای اشراق)، ایستگاه سرسبز میسر است. گویا چند نفر از دوستان قرار گذاشته اند در وقت افطار، در محل ایستگاه سرسبز باشند تا پس از صرف افطار در همان حوالی، به میدان ۷۲ بروند.
از دوستانی که این متن را می خوانند در خواست می کنم به هر نحو که می توانند (پیامک، وبلاگ، شبکه های اجتماعی و …) در مورد آن اطلاع رسانی کنند.

مطلب تکمیلی: جلسه چهارم حلقه مطالعاتی «توحید و عدالت» در روز ۱۴ مرداد برگزار می شود

43 دیدگاه در “خدا قوت گویی به خادم مظلوم جمهور، امشب در نارمک (ویرایش ۲) + مطلب تکمیلی

  1. برادر عزیز حامد جان سلام :
    لطفا سلام ما شهرستانی ها که این سعادت رو نداریم که خدمت دکتر محبوب و عزیزمون برسیم رو به دکتر نازنین برسونید . بهشون بفرمائید ما همیشه عشق به ایشون رو تو دلمون نگه میداریم و برای دیدن ایشون لحظه شماری میکنیم . بهشون بفرمائید مردم ایران و عدالت خواهان هیچ وقت زحمات و تلاشهای ایشون رو فراموش نخواهد کرد . بهشون بفرمائید که ایکاش توانی داشتم که ایشون رو به زمانی ببرم که مردمش قدر کسی مثل ایشون رو بدونن . مطمئنم خیلی زود این ماسک اعتدال از چهره {…} کنار خواهد رفت و مردم میفهمن چه کلاه گشادی به سرشون رفته . البته وقتی اسب تیزرو راهی به مسابقه ندارد هر خر لنگی به خط پایان خواهد رسید .
    دوست دارم دکتر نازنین و هیچوقت فراموشت نخواهم کرد .

  2. {…} شد خدا رو شکر که شر این {…}از سر ملت و مملکت کم کرد.
    چه خوابها و خیالها دیده بود این {…}
    حالا نوبت محاکمه اون و دار و دسته کثافتشه.
    دیگه تریبون هم نداره که رسوایی بپا کنه و زورگیری کنه.
    اخ جون

    • خیلی ذوق زده نباش جناب بی ادب! «ادب مرد به از دولت اوست» و اگر به زبان خودت بخوام بهت جواب بدم باید بگم “نشا… شب درازه”
      احمدی نژاد در همین چند سال اخیر هم عملا تریبون چندانی نداشت و با این وجود مخالفانش از سایه اش هم می ترسیدند. از این به بعد هم قدری کمتر از حد سابق، رسانه هایی مثل سایت دولت بهار و نکات پرس را دارد و خبرگزاری ایرانیان هم در راه است. سعی هم می کنیم ان شاءالله در فضای مکتوب هم در حد بضاعت اندکمان، برای مرام و راهش رسانه راه بیندازیم. صدبار هم اگر فیلترمان کنند صدایش را از طریق همین رسانه ها و وبلاگهای کم مخاطبمان انعکاس می دهیم.

      • احسنت
        جواب دندان شکنی بود.
        واقعا چه فکر می کنند این احمق ها با خودشان که احمدی نژاد و احمدی نژادی ها را می خواهند این گونه بترسانند؟

  3. درود بر شما…لطفاً سلام گرم و صمیمانه و خدا قوت ما را به دکتر احمدی نژاد ابلاغ فرمایید.
    تا پای جان به عهدی که با دکتر بستیم پایبند خواهیم بود انشاء الله.

  4. دکتر احمدی نژاد عزیز از ته دل بهتون تبریک میگم که از این امتحان هشت ساله، سخت و عظیم الهی با نهایت سربلندی بیرون اومدین، ای بزرگمرد به حق مقتدای مظلومتون، امام عدالت، این جماعت نمک نشناس و از خدا بی خبر که تا آخرین لحظات دولت پاک خدمتگذار هم از توهین و تهمت و ظلم به شما، عزیز دل ملت، دریغ نکردن به زودی به خاک مذلت میفتن و تاوان پس میدن اون روز زیبا نزدیکه، خیلی نزدیک، ازتون بابت تمام فداکاری ها، ازخود گذشتگی ها و زحمات وصف ناشدنیتون طی این هشت سال، تشکر میکنم، تا ابد مهرتون تو قلب های ما موندگاره دلمون براتون خیلی تنگ میشه برای همه مهربونیاتون برای طنین آسمونی صداتون، هرجا هستین و هرجا میرین خدا پشت و پناهتون، زنده باد بهار، زنده باد بهار و باز هم زنده باد بهار @};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-

  5. سلام
    میخواستم از شما خواهش کنم درباره دانشگاهی که آقای احمدی نژاد گفتند برایمان از ایشان بپرسید که این دانشگاه امسال هم دانشجو میپذیرد یا نه اگر نه از کی این دانشگاه شروع به کار میکند لطفاً درباره این دانشگاه بپرسید و به ما اطلاع دهید خیلی برایمان مهم است.به ایشان از طرف ما شهرستانیها خسته نباشید و خدا قوت بگویید. :)

  6. این مرد چقدر بزرگه . . . تمام مدت سرپا ایستاده بود با همه ی خستگی هایش . . . ممنون که اطلاع دادین اقا حامد تا سعادت شد اقای دکتر رو ببینیم . . .

  7. سلام من رو هم برسونید و از جانب من به دکتر بگین که :

    دکتر جان الهی که بهانه هات هم ,مثل وعده هات باشه ,

    لیست اونهائی رو که مثل زالو افتادن رو مملکت و تو مناظره هات از شون گفتی و چند بار هم تهدید کردی که رو میکنی افشا میکنی وگفتی که تو جیب کاپشنت هست روانقدر افشا نکردی که فکر کنم یادت رفت و تو جیب کاپشنت مو ند و حاج خانم هم جیبها رو نگشت و انداخت تو ماشین لباسشوئی و از بین رفت …….

    بپرسین ببینید کپی اونو نداره ,که یواشکی بده ما بخونیم اقلا بفهمیم کدوم بی ناموس هایی ( ببخشید جو گیر شدم ) هستند؟

    خدا عمرتون بده … میدونم سرتون با شعار و فریاد و دکتر متشکریم و و جنجال بازی شلوغ هست و وقت ندارین , ولی بخدا برا خودم نمیگم و نمیخام , برای اون عباس آقا (( ماجراشو تو وبم نوشتم )) که گول وعده دکتر را خورد , وعده :هر بچه یک میلیون تومن!!! و هول شد و برا زری خانم , زنش سه چا رتا , شیر خور و برا خودش نوونخور درست کرد وحالا بیچاره توسرش میزنه و پیر شده میگم و میخام …

    میتونین به دکتر بگین از اون پولی که برای کوبیدن خونه نارمکشون و برج سازی کنار گذاشته , یه چند میلیونی به این عباس آقا بده ؟

    خدائی سکته میکنه و خونش میفته ( گردن دکتر نمیفته ) گردن شما اگه پیغام منو بهش نرسونین …..

    خوش باشین و خوش بگذره و حالشو ببرین …..

    • سلام
      دکتر لیستش را در اسفند ۱۳۸۹ به قوه قضائیه داده که اگر در آرشیو اخبار سرچ کنید می توانید ببینید. حالا مثلا از فاضل لاریجانی اسم آورد امثال شما با او چه برخوردی کردید که توقع ارائه لیست از او دارید؟ امیدوارم سایر اطلاعات شما از این جنس نباشد.

      • سلام ,

        قرار بود لیست را برای مردم بخواندو مفسدین اقتصادی را افشا و رسوا کند , در شعار های انتخاباتی خودش هم نگفت که لیست را به قوه قضائیه میدهد ! از این لیست ها خاتمی هم زیاد داد !!

        ما وظیفه ای برای برخورد نداریم و کار ما نیست و کار کسی هست که مدعی آن بوده و ادعا کرده ….

        حالا بنظر خودتان , چقدر در این کار صداقت داشته و موفق بوده ؟

        • سلام
          یک بار که از مهدی هاشمی اسم آورد و پدرش را در آوردید کافی است. لطفا به چیزی که خودتان بهش پایبند نیستید حرف نزنید.

  8. سلام
    ایران هیچوقت خادمی دلسوزی مثل آقای دکترو به خودش نمیبینه
    از خیلی وقت پیش حالم بده، اما دیروز بدتر شد، دیگه دوست ندارم اینجا زندگی کنم، ایران بدون آقای دکتر پوچه…

  9. با سلام

    (کمی بیربط)

    “تازه فهمیدیدم جنجال روزنامه همشهری برای چه بود

    محمود بهمنی در گفت‌وگو با تسنیم، درباره توقف ثبت سفارش کالای اساسی و دارو با ارز ۱۲۲۶ تومان، اظهار داشت: اصلاً توقف نداریم. ارز مورد نیاز کالاهای اساسی در بودجه امسال دیده شده و باید مابه‌التفاوت آن از محل بودجه تأمین شود.
    وی در همین ارتباط درباره اظهارات مسئولان مختلف درباره جلوگیری بانک مرکزی از ترخیص دارو و کالای اساسی از گمرک، افزود: منتهی اینها یک مقدار شلوغ می کنند و قصد دارند کالاهای غیر اساسی را هم لا به لای دارو و کالای اساسی با نرخ ۱۲۲۶ ترخیص کنند و بعد در بازار آزاد با نرخ ۳۰۰۰ الی ۳۱۷۰ تومان بفروشند.”

    http://ata.bahrami.blogfa.com

    • با سلام

      وقتی به نظرم در بالا نگاه کردم, دیدم دز کاپی پیست کردن, بعد از لینک “عجب!؟” ثبت نشده. نمیدانم این روزها مشکل شناسنامه پیدا کرده ام یا اوضاع و احوال کار خودش را کرده.

  10. ای کاش جوابیه من رو به دوستان منتشر کرده بودی هرچه کردم در پست خودش نتونستم بنویسم برای همین در پست قبلی گذاشتم.اگه امکان داره منتشر کن

  11. سلام آقا حامد
    مدتی است به وبت سری نزده بودم. اما امروز به مناسبت اولین روز استراحت احمدی‌نژاد پس از ۸ سال تلاش جهادی گفتم بیایم ببینم در وب طرفداران دوآتشه‌اش چه خبر است؟
    اگر قرار شد در فرصت دیگری حوالی نارمک پیدایتان بشود، سلام ما را هم از کویر سوزان یزد به مرد تلاش‌گر و خستگی‌ناپذیر ۸ سال گذشته برسانید.
    همیشه برای این خدمتگزار دلسوز و مردمی چه رئیس جمهور باشد و چه نه، دعا می‌کنم. البته این بدین معنا نیست که احمدی‌نژاد نقاط ضعف و کاستی‌هایی نداشت، ولی یک موی گندیده او را حتی حالا که برخی آدم‌های کوچک دور و اطرافش را گرفته‌اند به همه طایفه خاتمی و هاشمی نمی‌دهم!
    امیدوارم یک بار دیگر “احمدی‌نژاد ۸۴” افتخار خدمت به مردم محروم و مستضعف نصیبش شود.

    • ما هم برای کسانی که تفکرات و پیش فرضهای خود را ملاک داوری در مورد احمدی نژاد می دانند جز بازگشت به فطرت و پایین آمدن از قله تکبر آرزویی نداریم.

        • احمدی نژاد ۹۲ هما ن تفکر ۸۸ و ۸۴ و شاید هم متکامل و الهی تر مردمی ترو عاشقتر ……
          من به هر جمعیتی نالان شدم
          جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم

          هر کسی از ظن خود شد یار من
          از درون من به جز اسرار من

          سر من از ناله‌ من دور نیست
          لیک چشم و گوش را آن نور نیست

          آتشست این بانگ نای و نیست باد
          هر که این آتش ندارد نیست باد

          آتش عشقست کاندر نی فتاد
          جوشش عشقست کاندر می فتاد

          نی حریف هر که از یاری برید
          پردهایش پردهای ما درید

          همچو نی زهری و تریاقی که دید
          همچو دمساز و مشتاقی که دید

          نی حدیث راه پرخون می‌کند
          قصه‌های عشق مجنون می‌کند

          دو دهان دارم گویا همچو نی
          یک دهان پنهانست در لبهای وی

          یک دهان نالان شده سوی شما
          های و هویی درفکنده در سما

          لیک داند هرکه او را منظر است
          کاین فغان این سری هم زان سر است

          دمدمه این نامی از دمهای اوست
          های و هوی روح، از هیهای اوست

          محرم این هوش جز بیهوش نیست
          مرزبان را مشتری جز گوش نیست

          گر نبودی نامه نی را ثمر
          نی جهان را پر نکردی از شکر

          در غم ما روزها بیگاه شد
          روزها با سوزها همراه شد

          روزها گر رفت گو رو باک نیست
          تو بمان ای آنکه چون تو باک نیست

          هر که جز ماهی ز آبش سیر شد
          هر که بی‌روزیست روزش دیر شد

          در نیابد حال پخته هیچ خام
          پس سخن کوتاه باید و السلام

  12. آقا!چه گل وبلبلی شده این جمهوری اسلامی!اشک شوق رو میشد در تک تک چشمای نماینده ها ورؤسا تو تحلیف دید….اصن انگار این عقده دست زدن نماینده ها تو این ۸سال بدجوری مونده بوده تو دلشون…قدیما فقط دو دو میکردن….اصن همه خوشحالن تو این دوروز….سایت ها و رسانه ملی (!!!!!!!!) وروزنامه ها تاریخ رو دونیمه کردن: قبل از احمدی نژاد = جهنم و بدبختی وتورم وتحریم ودروغ و تحجر و ….. و بعد از احمدی نژاد = بهشت و خوشبختی و ارزونی و خوشحالی و ازادی و…..اصن یه وضی….کلا احمدی نژاد خاری بود تو گلو تمامی مسئولین مملکتی(به جزء تعداد اندکی) که خدا رو شکر فعلا در اومده…خدا مچکریم از اینکه یه شبه تمامی مشکلات مملکت حل شد ورییس جمهور شد اقای دکتر و مجلس هم شد برادر وغمخوار وهمراه ریاست جمهوری و تمامی قوا افتادن به تکاپو برای سربلندی دولت وملت …خدایا مچکریم برا این همه مسئول با وجدان وکارامد…. :-&:-&

        • سلام
          مسعود آن مواردی را که مردم عوام @};- بعنوان اخلاق پذیرفتند با اخلاق پذیرفته شده مدعیان و معلمان اخلاق و فقه و …. زمین تا آسمان فرق میکنه . شجره … خوب حرف همو میفهمن .
          http://www.soroosh-mahallati.com/modules.php?name=News&file=article&sid=108
          مقالات
          بلای بد قولی در اهل دیانت و سیاست
          انتخابات، «فصل وعده ها»ست. هر یک از نامزدهای انتخاباتی، با استفاده از رسانه ها و با حضور در اجتماعات، وعده های فراوانی به مردم می دهند. آنها با برشمردن مشکلات مردم، به ایشان «قول» می‌دهند که وقتی به ریاست جمهوری و یا وکالت مجلس رسیدند، «چه کار خواهند کرد».

          درباره ی این وعده ها، سؤالات شرعی زیادی قابل طرح است و اینک فصل تأمل در این سؤالات است:

          یکی آنکه آیا اساساً این گونه وعده ها، لازم الوفاست و بر کسی که به مردم قول می دهد، شرعاً واجب است که برای عمل به آن اقدام نماید، و در صورت تخلف مرتکب “گناه شد” و فاسق است؟

          دوم آنکه آیا کسی که می داند شرایط عملی شدن وعده هایش وجود ندارد و به دلیل موانعی مانند عدم امکانات کافی و یا عدم موافقت مقامات ذی ربط، از قدرت لازم برای وفا کردن به وعده ها برخوردار نیست، می تواند به مردم قول دهد؟

          سوم آنکه آیا وعده هایی که پشتوانه ی عملیاتی ندارد و به منظور کسب رأی بیشتر داده می شود، مصداق “مکر و فریب” است؟

          چهارم آنکه آیا اگر در اثر وعده های بی اساس و عمل نکردن به شعارهای ارائه شده، ضرر و زیانی متوجه دیگران شود مثل این که برخی شهروندان در اثر نوسانات قیمت کالا متضرّر شوند، آیا وعده دهنده ضامن است و باید “خسارت های وارده” را جبران کند؟

          پنجم آنکه آیا رأیی که با استفاده از این وعده های توخالی کسب می شود، رأی حلال و مشروع است و کسی که با چنین رأیی حائز اکثریت گردد، آیا وقعاً از “رأی مشروع” برخوردار بوده و نسبت به رقبایش، حق تقدّم پیدا می کند؟

          ششم آنکه آیا تنفیذ ریاست جمهوری چنین فردی که با استفاده از چنین شیوه ای آراء ملت را جذب و جمع کرده، موجب “مشروعیت قدرت” وی می شود؟

          متأسفانه ما در جامعه ای بسر می بریم که اهمیّتی به وعده داده نمی شود، نه فقط نامزدها و طرفداران آنها، محدودیتی برای وعده دادن ندارند، بلکه اگر به قدرت هم برسند، کسی نیست که از آنها مطالبه ی عمل به وعده ها را بنماید. و راهکار قانونی برای مردم در جهت پیگیری آن وعده ها پیش بینی نشده است. چه اینکه در پایان دوره ی مسئولیت هم، لیست وعده های گذشته ی آنها و میزان عمل به آنها، به فراموشی سپرده می شود.

          بدون تردید این آفت سیاسی و اجتماعی، دارای ریشه های فرهنگی است و باید توسط کارشناسان آن مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد ولی به نظر این نویسنده که دستی در مباحث فقهی دارد، یکی از عوامل مؤثر در این آشفتگی و بی انضباطی، رویکرد فقه ما به این موضوع است. متأسفانه فقه ما ـ به نظر اکثر فقها ـ وفای به وعده را واجب و لازم نمی شمارد و برای کسی که وعده می دهد، تعهّد و مسئولیّتی، نمی پذیرد. از این رو نه فقط برای افراد لاابالی و غیر متشرّع، راه تخلّف از وعده ها باز است، بلکه برای افراد متدیّن و مقدّس هم چنین تخلّفی، مجاز است. حداکثر آن است که مرتکب یک عمل مکروه شده اند، مانند خوردن پنیر. از این رو کسی که فرضاً ریش خود را می تراشد، فاسق می شود ولی کسی که به قول و قرارهای خود پای بند نیست، «عادل» است! پس یک نماینده ی مجلس یا یک رئیس جمهور باید برای اینکه به متشرّع بودنش خدشه ای وارد نشود و «التزام عملی» اش به اسلام انکار نشود، مواظب باشد که انگشتر طلا دست نکند و با اجنبیّه مصافحه ننماید و حتی محاسن خود را نتراشد، ولی برای قول ها و قرارهایش آزاد است و هر چه برخلاف وعده هایش عمل کند، به «التزامش به اسلام» خدشه ای وارد نمی شود و از مقام والای عدالت، ساقط نمی گردد!!

          اگر به سؤال اول اینگونه پاسخ داده شود، قهراً سؤالات بعدی هم پاسخ های خود را پیدا می کند، که نه وعده کردنِ بی جا، خلاف شرع است، و نه کسی که با چنین وعده هایی به اکثریت آراء می رسد، کار خلافی کرده است، و نه تنفیذ او، مشکلی دارد. ولی آیا واقعاً این مبنا را می توان پذیرفت و می توان آن را به اسلام نسبت داد؟

          در این باره ابتدا دیدگاه مشهور در فقه شیعه را مطرح نموده ، و سپس به طرح و بررسی مبنای آن می‌پردازیم .

          الف) نظریه مشهور در فقه

          محقق اردبیلی می گوید: «قول به وجوب وفای به وعده در فقه ما شناخته شده نیست» (مجمع الفائده و البرهان، ج۹، ص۸۰) و علامه مجلسی می نویسد: «در بین فقهای امامیه مشهور آن است که وفای به وعده مستحب است» (مرآه العقول، ج۹، ص۲۳۵) و به نظر محقق قمی «قول به عدم وجوب وفای به عهد، در میان فقها مشهور است» (رسائل میرزای قمی، ج۱، ص۴۷۲) و به قول صاحب جواهر «اصحاب، به وجوب وفای به عهد قائل نشده اند» (جواهر الکلام، ج۳۵، ص۶) شیخ انصاری نیز همین نظر را دارد. (المکاسب، ج۲، ص۱۵).

          در برابر این جریان غالب که خلف وعده را مجاز می داند، نادر فقهایی هم در دوره های متأخر بوده اند که با آن همراهی نکرده اند؛ صاحب حدائق و آیت الله سید محمد کاظم یزدی از جمله این فقهای استثنائی اند و الا در عصر حاضر نیز برجسته ترین مراجع مانند امام خمینی، آیت الله خوئی، و آیت الله گلپایگانی، فتوا به وجوب وفای به عهد نداده اند. چه اینکه حضرات آیات سیستانی، وحید خراسانی، شیخ جواد تبریزی، سید موسی شبیری زنجانی، نیز فتوا به حرمت خلف وعده نمی دهند. البته آنها قبول دارند که وفای به عهد، از نظر «اخلاقی»، کاری پسندیده است، ولی از نظر فقهی و حقوقی، آن را «واجب » نمی دانند.

          ب) این فتوای مشهور در میان فقهای ما، به دلیل آن نیست که از نظر آنان دلیل معتبری برای «واجب» بودن وفای به وعده وجود ندارد. آنان تصریح کرده اند، آیات قرآن و روایات معصومین، گویای «وجوب» است. به تعبیر محقق اردبیلی ما وجوب به وفای به عهد را از راه «عقل» و «نقل» درک می کنیم، و به تعبیر مجلسی: از قرآن و برخی روایات، «وجوب » استفاده می شود. و صاحب جواهر هم اذعان دارد که ظاهر برخی از آیات و روایات، وجوب وفای به عهد است. شیخ انصاری هم در یک رساله ی کوچک که در این باره تألیف نموده، برخی از روایات مربوط به این موضوع را مطرح نموده و می گوید ، ا روایات دلالت بر وجوب دارد (ر.ک: القضاء و الشهادات ص۳۰۸) رویاتی مانند:

          ـ امام صادق فرمود: کسی که در رفتار با مردم، نه به آنها ظلم می کند، و نه به آنها دروغ می گوید، و نه خلف وعده می نماید، غیبت کردن او جایز نیست و عدالت خویش را آشکار نموده است.

          «من عامل الناس فلم یظلمهم و حدثهم فلم یکذبهم و وعدهم فلم یخلفهم کان ممن حرّمت غیبته…»(الکافی، ج۲، ص۲۳۹) .

          علامه مجلسی این روایت را از نظر سند معتبر و از نظر دلالت، ظاهر در وجوب وفاء به وعده می داند و می گوید مفهوم آن این است که غیبت کسی که خلف وعده می کند جایز است.(مرآه العقول، ج۹، ص۲۷۳ و ج۱۱، ص۲۶)

          ـ امام صادق (ع) از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند که فرمود: هر کس به خدا و روز جزا ایمان دارد، هرگاه وعده کند، بدان وفا می کند.

          «من کان یؤمن بالله و الیوم الاخر فلیفِ اذا وَعَد.» (الکافی ، ج۲، ص۳۶۴)

          این روایت نیز دارای سند معتبر و دلالت آشکاری است .

          ـ در آیه « کبر مقتاً عندالله ان تقولوا مالاتفعلون» (سوره صف، آیه ۳) کسانی که می گویند آنچه را که عمل نمی کنند، به شدت تهدید به عذاب شده اند. و در صحیفه هشام بن سالم، از امام صادق(ع) وارد شده است:

          «کسی که به برادر ایمانی خود وعده می دهد و بدان عمل نمی کند، مشمول غضب الهی در این آیه است.» (الکافی، ج۲، ص۳۶۳)

          آیت الله خوئی که در مناقشه بر سند روایات و دلالت آنها ، جرأت فوق العاده ای دارد، در اینجا، کاملاً تسلیم است و جمله شگفت آوری دارد:

          «روایات مربوط به وفای به عهد ، «جداً فراوان» است، و «همه آنها» ظهور در «وجوب» آن و «حرمت مخالفت» با آن دارد و از میان آن همه روایات کثیره ، حتی یک روایت نیافته ام که بر «استحباب» دلالت کند!»(مصباح الفقاهه، ج۱، ص۳۹۳)

          ج) اگر فقهای شیعه پذیرفته اند که کتاب و سنت بر وجوب وفای به عهد دلالت دارد، پس چرا اکثر آنان، اینگونه فتوا نمی دهند؟

          مانع جدّی و اساسی برای فتوای به وجوب آن است که در «تلقّی متشرّعه» و در «سیره دینداران» عمل کردن به وعده ها واجب شمرده نمی شود و فقها ـ غالباً ـ این درک و فهم را چندان ریشه دار و عمیق می‌بینند که حاضر نیستند با آن مخالفت کنند و به همین دلیل، از دلالت کتاب و سنت، صرف نظر کرده و آن را به معنی «استحباب » تفسیر می کنند.

          مثلاً آیت الله خوئی که در چند سطر قبل با قوّت از مفاد وجوب در روایات سخن می گفت، ولی بلافاصله در یک چرخش، اضافه می کند:

          «ان السیره القطعیّه بین المتشرّعه قائمه علی جواز خلف الوعد و علی عدم معامله من اخلف بوعده معامله الفساق.»

          این مقاله، فرصتی برای بررسی این شیوه ی استنباط و داوری درباره ی درستی یا نادرستی آن نیست این کار باید در کلاس درس فقه و به شیوه ی کاملاً تخصصی انجام گیرد. ولی باکمال احترام به فقهایی که دیدگاه مشهور را تأیید کرده اند، بالاخره این جمله آیت الله خوئی که فقهای قبل و بعد از ایشان هم به زبان و قلم آورده اند ، گویای آن است که اولا: در جامعه دینی ما و در میان متدینان، خلف وعده کردن، کاری رایج و رفتاری شایع بوده و هست! ثانیاً: تخلف از وعده در نزد آنها، کاری خلاف قاعده که منکر و معصیت تلقّی شود و موجب فسق شود، نمی باشد!

          همین روحیه که مورد اقرار فقهای ما قرار گرفته کافی است تا وضع جامعه ما را از نظر رواج این اخلاق زشت تبیین نموده و ریشه ی بد اخلاقی هایی که با وعده های پوچ و تخلف های فراوان شیوع دارد را نشان دهد. و بر اساس این فقه و اجتهاد است که وقتی عالمان درجه دوم و سوم برای مردم درس شریعت می دهند و آنها را با حلال و حرام آشنا می سازند، به سهولت می توانند بگویند که خلف وعده کردن جایز است و کسی که این کار را انجام می دهد، گناهکار کار نیست. چون در جامعه مذهبی، فقه که از طریق روحانیت به مردم منتقل می شود یکی از عناصر مهم شکل گیری فرهنگ جامعه است، از این رو در شیوع «بدقولی» سهم چنین فقهی را نمی توان انکار کرد. البته فقها، قبح و زشتی ِخلف وعده را نفی نکرده و از نظر «اخلاقی» آن را تأیید نمی کنند، ولی در شرایطی که در میان دینداران، «احکام شرعی» از بالاترین اعتبار برخوردار است و اخلاق، در سطح «آداب»، اعتباری نازل دارد، لذا نمی توان توقع داشت که این «قبح اخلاقی» در برابر آن «جواز شرعی» ، چندان کارساز و تأثیرگذار بوده و دینداران را از زیر پاگذاشتن وعده هایشان باز دارد!

          د) اگر ـ با همراهی فتوای مشهورـ نخواهیم سیره متدیّنان را آنگونه که تصویر شد، تخطئه کنیم و اگر این سبک زندگی دینداران را برگرفته از دین و دارای مشروعیت بدانیم، ولی به هرحال ناچاریم که بر این شیوه ی رفتاری، «قیود»ی اضافه کنیم تا بتوان آن را در یک چارچوب معقول، قابل دفاع دانست و به علاوه جامعه را از آسیب های بدقولی، حفظ نمود. بنظر می رسد که این قیود ، با مبانی سازگار بوده و لذا مشهور فقها هم می توانند با آن همراه شوند:

          ۱ـ تفکیک بین وعده های فردی و وعده های اجتماعی

          وقتی فردی وعده می کند که با قبول شدن در کنکور، از دوستانش در یک رستوران پذیرایی کند، یک وعده فردی و شخصی داده است، ولی وقتی رئیس بانک مرکزی وعده می کند که نرخ ارز یا طلا را تثبیت می کند، یک وعده اجتماعی به مردم داده است. اگر وعده اول، الزام آور نباشد و بتوان از آن صرف نظر کرد، ولی وعده دوم، وضع زندگی و اقتصاد مردم را دستخوش تغییر قرار می دهد و هرگونه تخلفی نسبت به آن معیشت مردم را دچار دشواری می سازد.

          کلمات فقها در جواز خلف وعده را می توان در همان فضای وعده های فردی دانست و می توان ادعا کرد که سیره ی متدینان نیز در این باره است که وفا نکردن را گناه و معصیت نمی شمارند. ولی در نوع دوم وعده‌ها، چنین سیره و رویّه ای را نمی توان اثبات کرد و چون سیره یک «دلیل لبّی» است، لذا باید به همان حداقل ـ وعده های فردی ـ بسنده کرد و وعده های عمومی و اجتماعی، را مشمول ادله ی وجوب وفا دانست.

          به بیان دیگر، وفای به وعده، علاوه بر جنبه ی ارزشی آن که در اخلاق مطرح است و هر انسان پاک سرشتی آن را «پسندیده» می داند، دارای جنبه ی اجتماعی نیز می باشد که در فقه و حقوق مورد توجه قرار می‌گیرد و از این جنبه، مصالح آن در زندگی جمعی دیده می شود و به «ضرورت» آن حکم می گردد. در نگاه اول، خلف وعده صرفاً یک تخلّف اخلاقی است، ولی در نگاه دوم خلاف وعده، اختلال در نظام اجتماعی و نادیده گرفتن مصلحت جامعه است، از این رو، در نوع دوم باید «الزام و ضرورت» را پذیرفت و تخلّف را جایز نشمرد. متأسفانه، فقهایی که خلف وعده را در حد یک فعل مکروه اخلاقی تلقی کرده اند، از بُعد اجتماعی آن غفلت کرده اند و الّا چه بسا به «حرمت شرعی» آن، نظر می دادند. چه این که «عقل» نیز این گونه تخلّف را تجویز نمی کند.

          شاید اگر نهج البلاغه در فقه ما و در حوزه ی ما و در حکومت ما و در فرهنگ جامعه ی ما، حضور داشت، سیره ی متدیّنین ـ به تعبیر آیت الله خوئی ـ شکل دیگری پیدا می کرد و در میان اهل دیانت و سیاست وعده ها معتبر بود. آنجا که امیر المؤمنین به مالک‌اشتر توصیه مؤکّد دارد که مبادا به مردم وعده ای بدهی و سپس به آن عمل نکنی، چرا که خلف وعده، موجب «خشم خدا» و «خشم مردم» است: «کَبُر مقتاً عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون» (نهج البلاغه، نامه ۵۳)

          نگارنده متعجب است که چرا استناد به این دستورالعمل سیاسی و اجتماعی علوی که جهت گیری مهم و اساسی وفای به عهد را در حکومت مشخص می کند و راه را برای جایز شمردن تخلف از وعده ها توسط حکمرانان می‌بندد، در کلمات فقهای ما به چشم نمی خورد؟ و چرا فقیهی مانند آیت الله خوئی، بدون اعتنا به این کلام علوی و روایت معتبر امام صادق(علیه السلام)، آیه ی کبر مقتاً عند الله را به گونه ای تفسیر می کند که ربطی به تخلف وعده ندارد؟(ر.ک مصباح الفقاهه، ج۱،ص۳۹۴)

          ۲- خلف وعده حتی اگر ذاتاً حرام نباشد، ولی در موارد زیادی، مشمول عنوان حرام دیگری قرار می گیرد، مثلاً کاندیدایی که با وعده های بی اساس، درصدد جلب آرای بیشتر شهروندان است، در حقیقت، از راه «مکر و فریب» وارد شده است، و وعده های پوچ او، به دلیل آن که مصداق فریب و خدعه است، حرام است. به همین دلیل است که گاه یک کار مباح وقتی در مقام مکر و فریب انجام می گیرد، حرام می شود مثل بزک کردن یک کالای بنجل.

          از این رو برخی فقهای معاصر بر این باورند که جواز خلف وعده، صرفاً به این معناست که پس از وعده، راه برای تجدید نظر باز بوده و کسی که نظرش تغییر می کند تعهّدی برای وفای به وعده ی خود ندارد، ولی اگر هنگام وعده کردن، قصد وفا کردن ندارد، مجاز به وعده نیست زیرا این کار مصداق «دروغ» و «فریب» است.(آیه الله شبیری زنجانی، مباحث نکاح ۹/۳/۱۳۸۳)

          به نظر می رسد که توجه به این قید در کاهش و کنترل وعده های پوچ می تواند مؤثر باشد، همان طور که آیت الله حکیم در رساله ی عملیه ی خود به این نکته تصریح کرده و سپس مورد توجه فقهای بعد قرار گرفته است، ایشان پس از آن که خلف وعده را جایز می شمارد اضافه می کند:

          نعم لو کان حال الوعد بانیاً علی الخلف فالظاهر حرمته(منهاج الصالحین، ج۲، ص۱۵٫ همراه با نظر موافق آیات خویی، وحید خراسانی و سیستانی)

          ولی همه فقها در این باره هم همراهی ندارند و برخی اساساً خلف وعده را از قلمرو کذب خارج می دانند. (ر.ک امام خمینی، المکاسب المحرمه، ج۲، ص۶۰)

          ۳- در فقه و حقوق پذیرفته شده است که گاه «وعده ها» هم «تعهّد آور» و عمل کردن به آنها، الزامی است مثلاً اگر وعده ای مبنای یک قرارداد و عقد قرار گیرد، تخلّف از آن، ـ به نظر همه فقهاء ـ جایز نیست، از این موضوع به «شرط ضمن عقد» یاد می شود، و گفته می شود که هر چند شروط ابتدائی لازم الوفاء نباشد، ولی به شرطی که در ضمن یک قرار، قرار گیرد، باید وفا کرد، از این رو اگر زوج در هنگام خواستگاری وعده هایی به همسر آینده ی خود بدهد، چنانچه این وعده ها مبنای عقد نکاح بین آن ها قرار گرفته و عقد مبتنی بر آن ها انشاء شود، لازم الوفاست، و تخلّف از آن شرعاً جایز نیست، چه این که در صورت تخلف، زوجه می تواند در محکمه طرح شکایت کند.

          نمونه ی دیگر از وعده هایی که جنبه ی تعهد به خود می گیرد، «جعاله» است. ویژگی جعاله آن است که «وعده ی صرف» نیست بلکه کسی که وعده می دهد، متعهد می شود که اگر طرف مقابل فعل مورد نظر او را انجام دهد، متقابلاً در برابر آن کاری انجام دهد(وعده ی مشروط). مثلاً می گوید: هر کس گمشده ی مرا پیدا کند، فلان مبلغ مژدگانی به او خواهم داد. بسیاری از فقها مانند محقق صاحب شرایع، جعاله را عقد نمی‌دانند.

          در عصرما وعده و یا برنامه ای که کاندیداها به مردم اعلام می کند و براساس آن رأی می گیرند، چیزی شبیه به این دو مورد است. اگر رأی را آنگونه که برخی پنداشته اند مثل «بیعت» بدانیم، در این صورت، وعده ها، از قبیل شرط ضمن عقد است، و رأی مردم «مبتنی» بر عملی شدن آن وعده هاست. از این رو نامزدی که رأی می آورد، باید به آن پای بند باشد. چه این که ممکن است رابطه ی برنامه ها و وعده ها را از قبیل جعاله دانسته و رأی مردم را موجب قطعی شدن وعده های اعلام شده و الزامی گردیدنِ آنها تلقی کنیم. و در این وضع، حق بر هم زدن قرار و فسخ وجود ندارد.

          متأسفانه با این که بیش از یک قرن از ورود موضوع «رأی» به نمایندگان و فرمانروایان به جامعه ی ما می‌گذرد، ولی هنوز فقها، اعتنای بایسته ای به این موضوع نداشته و آن را جدّی نگرفته اند. لذا هر یک از این دو تقریر با ابهاماتی روبروست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<